مقاله موجبر‌های نوری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله موجبر‌های نوری دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله موجبر‌های نوری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله موجبر‌های نوری،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله موجبر‌های نوری :

مقدمه :
یكی از مهمترین قسمت‌های سیستم انتقال ، خط ارتباط آن است . ساده ترین نوع خط ارتباط از دو سیم موازی هم تشكیل شده ، كه به آن خط دو سیمه می‌گویند . خط دو سیمه برای انتقال فركانس‌های رادیویی پایین مناسب است و مقدار تضعیف آن در این فركانس‌ها كم است . در فركانس‌های حدود گیگاهر تز تضعیف خط دو سیمه خیلی زیاد شده و از كابل هم محور استفاده می‌كنند . كابل هم محور از یك‌هادی استوانه ای توپر و یك‌هادی استوانه ای تو خالی با شعاع بیشتر تشكیل شده است . این دو به طور‌هادی هم محور قرار گرفته و عایقی بین آن‌ها را پر می‌كند .

تضعیف كابل با از 1 گیگاهرتز تا افزایش فركانس زیاد شده و بنابر این كابلهای هم محور در فركانس‌های ماكروویو فقط برای ارتباط در فاصله‌های كم ( حدود چند متر ) استفاده می‌شود به این دلیل است كه در فركانس‌های بالا و فواصل زیاد ، از نوع سوم خط ارتباط كه موجبرنامیده می‌شود استفاده می‌كنند . موجبر ، لوله ای تو خالی و فلزی سخت یا قابل انعطاف است ، كه موج در عایق داخل ان حد اكثراً هواست منتشر می‌شود . مقطع موجبر‌ها مستطیلی ،مربعی،دایروی،و یا بیضوی است ،متداول ترین و مپر مصرف ترین آن‌ها موجبر‌های مستطیلی است .

موجبر‌های قابل انعطاف (فلكسیبل ) اكثراً مقطع بیضی دارند . شكل (1) انواع مختلف خطوط ارتباط را نشان می‌دهد . اولین بار در اواسط دهه 1930 ، موجبر به عنوان یك خط ارتباط به كار رفت . موجب ‌ها را می‌توان برای فركانس‌های 3% تا بیش از 300 گیگاهرتز بكار برد ،ولی به علت اینكه در فركانسهای پایین ابعاد آنها بزرگ و در فركانسهای بالا كوچك می‌شوند عملاًبه جز در موارد استثنائی و محدود ، آنها را فقط برای فركانسهای حدود 100 گیگاهر تز براحتی می‌توان به كار برد.

فصل اول
موجبرهای مستطیلی معمولی
باند تک مد
فرکانس و طول موج قطع کلیه مدهای موجبر مستطیلی را می توان، به کمک روابط زیر محاسبه نمود.

که در آنها a,b بترتیب عرض و ارتفاع داخلی موجبر مستطیلی هستند. مدهای موجبر به دو دسته تقسیم می شوند. TE (که به ترتیب میدان الکتریکی و میدان مغناطیسی فقط در جهت عمود بر مسیر انتشار آنها وجود دارد. مقادیر فرکانس قطع مدهای مختلف را با ازای نسبتهای مختلف b/a شكل 1 توضیح میدانهای الكتریك و مغناطیسی چند مد TM, TE را نشان می‌دهد میزان تغییرات مدها در جهات a و b به ترتیب با m n نشان داده می شوند. برحسب روابط موج در داخل موجبر، m , n برای مدلهای TM نمی توانند صفر شوند.

دیده می شود در صورتی که نسبت باشد بیشترین عرض باند تک مد موجبر بوجود می آید. این عرض باند از فرکانس قطع مد اصلی (TE10) شروع و تا دو برابر آن یعن فرکانس قطع مد دوم ادامه دارد یعنی در حالت باند کامل تک مد موجبر عبارت است از:

که در آن a بر حسب سانتیمتر می باشد، به همین علت در انتخاب ابعاد موجبر سعی می کنند برای داشتن باند وسیعتر نسبت کوچکتر از باشد. از سوی دیگر مقدار تضعیف موج در اثر افت در بدنه موجبر، یا کمتر شدن نسبت بالا می رود. بنابراین حالت مناسب زمانی حدود باشد، که چنین موجبرهایی را موجبرهای مستطیلی معمولی می نامند.

نامگذاری
موجبرهای مستطیلی معمولی، که نسبت در آنها در حدود است (جدول 1) بترتیب زیرا از چپ نامگذاری می شوند:
الف: شماره سری جزوه‌های کمیته بین المللی استانداردهای الکتروتکنیکک در مودر موجبرها (4).
ب: مخفف نام انگلیسی بین المللی استاندارد‌های الکترونیک
ج: بعد از یک خط تیره، حرفی انگلیسی که مشخص کننده شکل مقطع داخلی موجبر است.

برای موجبر مستطیلی معمولی، این حرف R است، و همانطوری که در قسمت‌های بعدی توضیح داده خواهد شد. حرف F برای موجبرهای پهن، M برای موجبرهای نیمه پهن< Q برای موجبرهای مربعی، C برای موجبرهای دایروی P برای موجبرهای مستطیلی که از میله گرد ساخته شده است، و D,Z,S و T برای موجبرهای Ridged استفاده می شود.

د: شماره ای که مشخص کننده ابعاد و یا فرکانس موجبر است، این شماره تقریبا 100/1 میانگین هندسی فرکانس ابتدا و انتهای باند موجبر بر حسب مگاهرتز و یا ده برابر آن میانگین بر حسب گیگاهرتز است.
هـ: در مواقع ضروری حرف P که نشان دهنده موجبر با خطای کم در ابعاد است اضافه میشود یک مثال در مورد نامگذای در زیر آمده است.
مثال: از نام 153 IEC-R100 نتیجه می گیریم:

مشخصه‌های مکانیکی
ابعاد
همان طور که قبلا بحث، بهترین حالت برای ابعاد موجبر معمولی است، ولی موجبرهایی با نسبت ساخته اند و در سطح وسیعی استفاده می شود، این نوع موجبرها هم استاندارد شده اند، عرض و ارتفاع 34 نوع موجبری که استاندارد شده در ستونهای (5) و (6) جدول 1 آمده است، هم چنین دو نوع موجبر R35 و R41 که مصرف زیاد دارد و آنها به عنوان استاندارد پذیرفته شده اند که در دو ردیف آخر همان جدول آورده ایم.
ابعاد داخلی موجبر با تقریب mm 001/0 گرد شده اند، در صورتیکه رقم اول ابعاد 1 یا 2 باشد، مقدار آن حداکثر به صورت 5 رقمی ، و اگر بین 3 الی 9 باشد، حداکثر 4 رقمی نوشته شده اند. بیان ارقام با چنین تقریبهایی باعث ایجاد ماکزیمم تضعیف انعکاسی در حدود db 70- برای موجبرهای بزرگ می شود.
شعاع انحناء گوشه‌های داخلی موجبر:

عملا ساخت موجبر با گوشه‌های قائم مشکل است، انحنای گوشه‌های داخلی موجبر باعث تغییر طول موج و در نتیجه، تغییر امپدانس مشخصه، ازیاد انعکاس وتضعیف می شود. در موجبر کاملا مستطیلی طول موج در داخل موجبر از رابطه (3) بدست می آید.
ولی در موجبری که گوشه‌های داخلی آن شعاع انحناء r دارد، طول موج داخل موجبر برابر است با:

ضخامت دیواره‌ها
ضخامت دیواره موجبر، باید از عمق پوشتی موج داخل موجبر، بیشنر باشد، اگر از آن حد کمتر باشد، موج به بیرون از موجبر نشد می کند. همچنین چون در فرکانس بالا عمق پوستی خیلی کوچک است، حتی اگر ضخامت بدنه چندین برابر عمق پوستی شود، باز موجبر دارای استحکام مناسب نخواهد بود.
ضخامت دیواره موجبرهای مختلف که در واقع نصف تفاضل ابعاد خارجی و داخلی آنهاست بعضی موجبرهای مستطیلی با دیواره ضخیم جهت استفاده‌های نظامی ساخته شده و در جزوه استاندارد) (MIL-W-85/2C تعریف گردیده اند. مشخصه‌های تعدادی از این موجبرها در جدول 2 آمده است.

ماکزیمم تفاوت ضخامت دیواره‌ها
خطای ضخامت دیواره‌ها باعث منطبق نشدن ابعاد داخلی دو موجبر و در نتیجه ازدیاد انعکاس در محل اتصال می شود، به همین دلیل اعوجاج مقطع را به صورت نصف تفاضل ضخامتهای اندازه گیری شده، دیواره‌های مقابل هم تعریف می کنند مقدار این اعوجاج نباید از 10% ضخامت دیواره بیشتر باشد، در عمل تفاضل دو دیواره را با حداکثر خطای مخالف هم اندازه می گیرند و اعوجاج را محاسبه می کنند.

خمش (انحناء) موجبر
موجبر در یک طول مشخص ممکن است مقداری انحناء داشته باشید. انحناء بین دو نقطه را به صورت ماکزیمم انحناء موجبر، نسبت به خط راست بین آن دو نقطه، در نظر می گیرند.
انحناء روی سطح خارجی موجبر اندازه گرفته می شود. برای یک قطعه موجبر بطول 10 برابر عرض داخلی، انحناء نباید بیش از 10 برابر خطای مجاز عرضع داخلی باشد، هم چنین برای قطعه موجبری بطول 50 برابر عرض داخلی انحناء نباید بیش از 40 برابر خطای مجاز عرض داخلی گردد.
در اندازه گیری انحناء موجبر، باید بگونه ای قرار گیرد که نیروی جاذبه اثری در انحناء آن نداشته باشد.

پیچش موجبر
میزان پیچش موجبر نسبت به محور اصلی آن باید حتی الامکان جزیی باشد، میزانت مجاز پیچش عبارتست از:
الف:برای موجبری که عرض داخلی آن مساوی یا بزرگتر از 100 میلیمتر باشد: 5/0 درجه در هرمتر.
ب: برای موجبری که عرض داخلی آن کوچکتر از 100 میلی متر باشد: 5/0 درجه برای طولی از موجبر که 10 برابر عرض داخلی آن است.
بطور کلی برای طولی از موجبر که 50 برابر عرض داخلی آن است، پیچش نباید بیش از 2 باشد، چون عملا پیچش در یک قطعه طولانی در جهات مختلف اتفاق می افتد.

موجبرها را با اره برقی می برند، باید از اره برقی خوب و با سرعت زیاد استفاده کرد تا اعوجاج در مقطعه موجبر پیدا نشود، پس از بریدن، مقطع داخلی موجبر، باید اندازه‌ها استاندارد باشد.

روش بریدن موجبر
موجبر‌ها را با اره برقی می‌برند، باید از اره برقی خوب و با سرعت زیاد استفاده كرد تا اعواجاج در مقطع موجبر پیدا نشود، پس از بریدن مقطع داخی موجبر باید اندازه‌ها استاندارد باشد
وزن و طولی موجبر
هنوز استانداردهای برای وزن و طول موجبرها در نظر گرفته نشده است، بر حسب اندازه موجبر، نوع مصرف، و جنس بدنه آن می توان موجبرهایی با اوزان و طولهای متفاوت ساخت. در اینجا فقط اوزان موجبرهای کمپانی انگلیسی Everel Azdar و طولهای مومجبرهای یک کمپانی ژاپنی را برای نمونه ذکر می کنیم جدول 3

فصل دوم
موجبرهای مستطیلی پهن و نیمه پهن
برای تطبیق موجبرهای مستطیلی معمولی با المانهایی مثل کریستال، ترمیستور و یا وسایل موجبری مانند موجبرهای دایروی و یا محفظه ای رزونانسی، ناچار از تغییر امپدانس مشخصه موجبر معمولی استفاده می شود، یکی از راههای تغییر امپدانس مشخصه موجبر کاهش ارتفاع را، به دو مقدار محدود کرده اند، که ارتفاع داخلی موجبر معمولی را به صورت پله پله یا تدریجی کاهش می دهند، تا بیکی از این دو ارتفاع برسند. موجبرهای با ارتفاع کمتر را بصورت زیر نامگذاری و استاندارد کرده اند، یک دسته موجبرهایی هستند با نسبت حدودا برابر 23/8 (12/0= ) که به نام موجبر پهن معروفند، دسته دیگر موجبرهایی هستند با نسبت حدودا برابر 4(25/0= ) که به موجبرهای نیمه پهن موسومند. مشخصه‌های مکانیکی والکتریکی این دو نوع موجبر در جداول (15) و (16) آمده است.

روش نامگذاری

در استاندارد بین المللی IEC روش نامگذاری این دو نوع موجبر شبیه موجبر معمولی بوده و بترتیب زیر است (8):
الف: شمار سری جزوه‌های کمیته بین المللی استانداردهای الکترونیک در مورد موجبرها، سه حرف مخفف نام کمیته مذکور، یک خط تیره (153 IEC-)
ب: حرفی انگلیسی که مشخص کننده شکل مقطع داخلی موجبر است، که برای موجبرهای پهن حرف f و برای موجبرهای نیمه پهن حرف M بکار می برند.
ج: شماره ای که ابعاد و یا فرکانس موجبر را مشخص می کند، این شماره تقریبا 100/1 میانگین هندسی فرکانس ابتدا و انتهای باند موجبر بر حسب مگاهرتز و با ده برابر همان میانگین، بر حسب گیگاهرتز است، با توجه به جدول (15) و (16) می بینید که این شماره و باند موجبرها با موجر مستطیلی معولی جدول (1) تشابه دارد.

مثال- از روی نام 153 IEC)F48 نتیجه می گیریم:

مشخصات مکانیکی
ابعاد داخلی
عرض داخلی این موجبرها برابر عرض موجبر مستطیلی هم شماره آنها، که همین باند را دارد. مثلا عرض داخلی موجبرهای M22,F22,R22 مساوی و برابر 22/109 است (جداول (1)،(15)، (16)، بنابراین فرکانس قطع مداصلی آنها یکسان می باشد. ارتفاع موجبرهای پهن 12/0=833/1 عرض آن است، ولی در موجبرهای کوچکتر ارتفاع را تقریبا ثابت می گیرند که این باعث کمتر شدن این نسبت می شود. ارتفاع موجبرهای نیمه پهن همواره 025=4/1 عرض آن می گیرند. مقدار خطای مجاز ابعاد این نوع موجبرها 1000/1 عرض آنهاست. ابعاد داخلی ومیزان خطای مجاز آنها، و ماکزیمم شعاع انحناء در ستونهای (4) الی (6) جداول (1) و (2) آمده اند.

ضخامت و ماکزیمم تفاوت ضخامت دیواره‌ها
با موجبرهای مستطیلی معمولی همانند، ضخامت دیواره موجبرهای پهن و نیمه پهن را در ستون هفتم جداول (15) و (16) نموده ایم.

ابعاد خارجی
در ستونهای 8 و 9 جداول (15) و (16) آورده ایم. خطای مجاز ابعاد خارجی 500/1 عرض داخلی، مقدار خطا، ماکزیمم و مینیمم انحناء گوشه‌های خارجی، در ستونهای (10) الی (12) جداول فوق الذکر وجود دارد.
مستطیلی بودن مقطع، خمش و پیچش
با موجبرهای مستطیلی معولی یکسانند.

وزن و طول موجبر
هنوز توسط IEc استاندارد نشده، ولی به عنوان اوزان و طولهای موجبرهای پهن و نیمه پهن تعریف شده در استانداردهای انگلیسی BS9220 NOO, BS9220 NOO2 در جدول (17) آورده شده است.

فصل سوم
موجبرهای مستطیلی فلکسیبل
موجبرهایی که جنس بدنه آنها سخت نیست و بر حسب نوع ساخت. می توان آنها را خم کرد و یا پیچاند، به موجبرهای فلکسیبل موسومند. بنابراین این موجبرها را به دو دسته اصلی (موجبرهای فلکسیبل قابل پیچش) و (موجبرهای فلکسیبل غیر قابل پیچش) تقسیم می شوند، همچین بر حسب نوع مصرف، میزان خم موجبر و تضعیف آن، می توان موجبرهای فلکسیبل اعم از قابل پیچش و غیر قابل پیچش را به سه کلاس A,B,C تقسیم کرد. این سه کلاس در واقع سه نوع استاندارد مختلف دارد که سازنده یا خریدار در انتخاب آنها مختار است. مشخصه‌های این سه کلاس را می توان به صورت زیر مقایسه کرد.

الف: مینیمم شعاعهای خمش: بر حسب مورد استفاده از موجبر، مقدار شعاع خمش آن تفاوت دارد ولی در همه حالت‌ها می توان نتیجه گرفت که شعاع‌های خمش کلاس B بیش از کلاس A و کلاس A بیش از کلاس C است، هر چقدر شعاع خمش بیشتر باشد، میزان خمش در یک طول معین کمتر می شود یعنی می توانیم بگوییم میزان خمش کلاس B کمتر A کمتر از C است.
ب: مقدار تضعیف فلکسیبلیتی کلاس B و C مساوی بوده و هر دو کلاس A کمترند: مشخصههای موجبرها فلکسیبل در جداول (1) (2) ملاحظه می شود. جدول (1) مشخصه‌های مکانیکی و جدول (2) مشخصه‌های الکتریکی موجبرهای فلکسیبل را مشخص می نمایند. مثلا مینیمم شعاع خمش هر یک از سه کلاس موجبر در جدول (1) و مقدار تضعیف فلکسیبلیتی را در جدول (2) آورده ایم.

باند فرکانسی
اکثرا موجبرهای فلکسیبل همراه با موجبرهای معمولی هم مقطع با خود مصرف می شوند. باند این نوع موجبر برابر موجبر مستطیلی هم عرض خود است. اگر در تمامی باند از آن استفاده شود به آن حالت تمام باند اطلاق می شود. گاهی برای اینکه ضریب انعکاس موجبر کم باشد. فقط در 15% از کل بانند از آن استفاده می کنند، در این صورت فرکانس مرکزی را مشخص می کند 75% از کل باند را به آن اضافه و کم می کنند تا باند کار موجبر به دست آید:

روش نامگذای
به ترتیب از چپ به راست عبارتند از:
الف: شماره سری جزوه‌های کمیته بین المللی استانداردهای الکتروتکنیک در مورد موجبرهای فلکسیبل، سه حرف مخفف نام کمیته فوق الذکر، یک خط تیره (636 IEC-)
ب: حرفی که مشخص کننده نوع موجبر فلکسیبل است که برای موجبر فلکسیبل قابل پیچش (tWistable) حرف T و برای موجبر فلکسیبل غیر قابل پیچش (Non-Twistable) حرف B به کار می برند.
ج: حرف و شماره ای که نام موجبر مستطیلی هم فرکانس و قابل تطبیق با آن است.
د: حروفی که کلاس موجر (میزان خمش و تضعیف فلکسیبلیتی موجبر) مشخص می کند. همان طور که قبلا گفته شد، سه کلاس موجبر A,B,C هستند
هـ) در صورتی که از تمام باند موجبر استفاده شود حرف F قرار می دهند، و اگر فقط از 15% باند استفاده وشد عددی که مشخص کننده ده برابر فرکانس میانی باند بر حسب گیگاهرتز است می آید.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله صفحه نمایش LCD

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله صفحه نمایش LCD دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله صفحه نمایش LCD  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله صفحه نمایش LCD،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله صفحه نمایش LCD :

مقدمه
درست در زمانی كه مانیتورهای CRT ( Cathode Ray Tube) سلطان بی چون و چرای بازار جهانی بود و اكثر كاربران كامپیوتری از این نوع صفحه نمایش در مصارف مختلف بهره می‌بردند، مانیتورهای LCD به آرامی وارد بازار شدند، این مانیتورها كه در اكثر موارد روی نوت بوكهای گران قیمت مورد استفاده نصب شدند قرار گرفتند به علت ضعف، مشكلات فراوان و قیمت بالایی كه داشتند چندان مورد توجه كاربران قرار نگرفتند. اما هیچگاه این موضوع باعث نشد كه سازندگان مانیتور LCD از ساخت محصولات پیشرفته تر چشم پوشی كنند زیرا درست در زمانی كه من و شما و بسیاری از ما رؤیای خرید یك مانیتور 17 اینچ CRT را در سر می‌پروراندیم شركتهای سازنده در فكر ساخت مانیتورهای LCD پیشرفته تر بودند و دقیقاً نتیجه آن افكار بود كه بتعث شد ما بتوانیم امروزه با پرداخت هزینه¬ای كمتر از خرید یك مانیتور CRT ( نسبت به آن زمان ) از یك مانیتور LCD ( Liquid ctqrystal display) استفاده كنیم.

اكنون كه در اواخر سال 2006 هستیم دیگر مانیتورهایCRT مانند گذشته سلطان بی چون و چرای دنیای نمایشگرها نیستند و جای خود را كم كم به دوستان جدید خود می‌دهند تا شاید ما هم بتوانیم در روزگاری كه فضای موجود هر روز كوچك تر و كوچك تر می‌شود فضای بیشتری روی میز كار خود داشته باشیم تا با خیال آسوده تر به انجام كارهای خود بپردازیم. بیان این مطالب مقدمه ای است بر یك مطلب كامل برای خرید مانیتور LCD كه امروزه وجود آن در هر خانه كه در آن كامپیوتر جود دارد به عنوان یك نیاز احساس می‌شود.

LCD چیست؟
در بیان غیر فنی LCD یا Liquid Crystal Display نوعی صفحه نمایش تخت و نازك است كه به علت استفاده از كریستال مایع در ساختار آن به این نام معروف شده است. اما از نگاه فنی LCD نواعی صفحه نمایش پیشرفته است كه از تعدادی پیكسل رنگی و یا تك رنگ كه در مقابل یك منبع نوری و یا یك جسم بازتابنده قرار دارد تشكیل شده است.

مزایای مانیتور LCD
1. مانیتورهای LCD ازوزن و ضخامت كمتری نسبت به مانیتورهای CRT برخوردارند.
2 این نوع ما نیتور انرژی كمتری نسبت به مانیتورهای CRT مصرف می‌كنند .
3 تصاویری كه توسط مانیتورهای LCD ارائه می‌شود از دقت .و شفافیت بیشتری برخوردار است.
4 به علت عدم وجود flicker (لرزش) تصویر مانیتورهای LCD، استفاده طولانی مدت از آن باعث خستگی كاربر نمی شود.
5 افزایش سلامت كاربر به علت كاهش چشمگیر پرتوهای الكتریكی متصاعد شنونده از این نوع مانیتور كه به طور مستقیم روی سلامت كاربر تأثیر دارد.
6 امكان استفاده در حالت‌های مختلف مانند به پهلو، خوابیده و غیره به علت حجم كوچك و قابلیت تغییرپذیری بالای آن، كه امكان به كارگیری این نوع مانیتور را در شرایط مختلف میسر می‌سازد.
7 حالت تخت صفحه نمایش در مانیتورهای LCD بازتاب نور را در مانیتور به حداقل می‌رساند.
8 مقیاس گذاری و نمایش هندسی مناسب تصویر در نمایش دقیق تر تصاویر تأثیر بسزایی دارد.

معایب مانیتورهای LCD
1. قیمت نسبتا بالاتر در مقایسه با رقیب خود.
2 زمان پاسخ دهی پائین تر نسبت به مانیتور CRT (به طور كلی زمان پاسخ دهی در مانیتورهای LCD بر حسب میلی ثانیه تعریف می‌شود كه این عامل باعث برتری مانیتورهای CRT در مصارف حرفه ای مانند اجرای بازیهای سه بعدی پیچیده می‌شود.)

3 زاویه دید محدودتر نسبت به مانیتورCRT به علت استفاده از تكنولوژی تشعشعی برای ایجاد تصویر قادرند به زاویه دید بالایی نسبت به مانیتورهای LCD دست یابند.)
4 ضعف نمایش رنگها در مقایسه با مانیتورCRT(مانیتورهای CRT به طور كلی از دقت رنگ بیشتری نسبت به مانیتورهای LCDپشتیبانی می‌كند كه این عامل باعث افزایش دقت این نوع صفحه نمایش در ارائه رنگ‌ها می‌شود البته صفحه نمایش شركت‌های سازنده مانیتور LCDسعی دارند با تقویت پنل‌های LCD خود به دقت رنگ بهتری دست یابند تا ادین مشكل موجود در صفحه نمایش‌های LCD را حل كنند).
5 صفحه نمایش حساس و آسیب پذیر كه در0 صورت برخورد ضربه شدید با مشكلات اساسی رو به رو می‌شود.

تاریخچه كریستال مایع
كریستال مایع اولین بار در سال 1888 توسط یك گیاه شناس استرالیایی به نام فردریك رینرز كشف شده، اما این ماده در حدود 80سال بعد یعنی در سال 1986 به طور آزمایشی در مانیتورهای LCD مورد استفاده قرار گرفت و شاید یكی از دلایلی كه بعد از گذشت این مدت زمان باعث استفاده كریستال در ساختار مانیتور LCD شد خاصیت ویژه‌ای این ماده بود.
این ماده در ابتدا به رنگ تیره است و هیچ گونه نوری از آن عبور نمی كند اما در صورتی كه در معرض گرمای نسبی قرار گیرد، به سرعت شفاف می‌شود كه در این حالت امكان عبور نور را می‌دهد، حال اگر دوباره این ماده سرد شود به ترتیب به رنگ آبی و سپس به كریستال تیره رنگ تبدیل می‌شود كه این حالت باعث ایجاد وضعیت وضعیت تیره رنگ صفحه نمایش مانیتورهای LCD می‌شود. حال شاید این سوال به وجود آید كه چرا به این ماده كریستال مایع گفته می‌شود؟

به طور كل كریستال از ویژگی‌هایی در حالت مایع و جامد برخوردار است، زیرا در این ماده مولكول‌ها مانند حالت جامد جهت شان نسبت به یكدیگر ثابت است و درست همین ماده ماده مانند مایعات می‌تواند موقعیت مولكولهای خود را در جهات مختلف تغییر دهد و این بدان معناست كه كریستال تركیبی از دو حالت رفتاری مایع و جامد را دارد اما علت آنكه حالت رفتاری این ماده بیشتر به حالت مایع نزدیك تراست به آن كریستال مایع گفته می‌شود. به طوركلی وقتی كریستال تحت تأثیر گرما قرار می‌گیرد بیشتر رفتاری شبیه یه حالت مایع از خود نشان می‌دهد و زمانی كه تحت تأثیر هوای سرد قرار می‌گیرد رفتاری شبیه حالت جامد را نشان می‌دهد و زمانی كه تحت تأثیر هوای سرد و یا گرم استفاده می‌كنیم با عملكردهای مختلفی از صفحه نمایش رو به رو خواهیم شد و دقیقاً توجیه این مسئله كه مانیتورهای LCD خود را در معرض گرما وسرمای مستقیم قرار ندهید به این دلیل است.
كریستال مایع چه نقشی در مانیتور LCD ایفا می‌كند؟

صفحه نمایش LCD از محلول كریستال مایع كه مابین دو قاب شیشه ای قطبی شونده محبوس شده اند به وجود آمده است. در این دستگاه با برقراری ولتاژ الكتریكی كریستال به حالت مایع در می‌آید و امكان عبور نور را از داحل خود می‌دهد پس در صورتی كه میزان ولتاژ الكتریكی به طور متغیری به كریستال مایع انتقال یابد در ادین حالت كریستال به كنترل و تغییر طول موج نورهای قابل عبور می‌پردازد كه این تغییر باعث ایجاد رنگهای مختلفی به وسیله صفحه نمایش می‌شود.

لایه‌های موجود در پنل LCD
1. First Polarizer filter (فیلتر قطبی كننده اولیه):
در این قسمت پرتوهای نوری كه از منبع نوری خارج شده اند به صورت قطبی و یكنواخت درمی آیند و آماده ورود به بخش بعدی می‌شود. این بخش به علت ساختار خود باعث هدایت پرتوهای نوری می‌شود.

2First Transparent electrod(اولین الكترود شفاف):
این لایه شفاف و مغناطیسی باعث حركت مولكولهای كریستال می‌شود كه در این حالت امكان عبور پرتوهای نور به وجود می‌آید. همچنین این قسمت به علت طراحی هماهنگی كه با بخش قطبی كننده دارد باعث هدایت پرتوهای نور خروجی از بخش قطبی كننده می‌شود.
3Liquid Crystal Layer(لایه كریستال مایع):

این قسمت كه دربین دو لایه شفاف مغناطیسی (الكترود شفاف) قرار دارد. وظیفه ای انتقال پرتوهای نور به وجود می‌آید. همچنین این قسمت به علت طراحی هماهنگی كه با بخش قطبی كننده دارد باعث هدایت پرتوهای نور خروجی از بخش قطبی كننده می‌شود.
4Transparent electrod Second (الكترود شفاف):

لایه الكترود شفاف ثانویه ابعث ایجاد یك میدان مغناطیسی بر خلاف میدان مغناطیسی الكترود شفاف اولیه می‌شود كوه این عامل باعث تغییر جهت كریستال مایع می‌شود. حال شاید این سوال یه وجود آیدكه الكترود شفاف ثانویه چگونه باعث تغییر مسیر كریستال مایع می‌شود؟ به طور كلی وقتی مولكولهای كریستال مایع تحت تأثیر میدان مغناطیسی قرار می‌گیرند به حركت در می‌آیند اما تا زمانی كه این مولكولهای كریستال در نزدیك الكترود شفاف اولیه هستند مسیر آنها تحت تأثیر الكترود ثانویه تغییر جهت می‌دهد(به علت میدان مغناطیسی متفاوت الكترود ثانویه) و در این حالت كریستال با یك حركت مارپیچ باعث تغییر مسیر نور می‌شود/

5 Color filter (فیلتر رنگ): پرتوهای
پرتوهای نوری كه از الكترود شفاف ثانویه خارج می‌شوند، وارد بخش فیلتر رنگ می‌گردند. در این قسمت پرتوهای نوری با عبور از فیلترهای رنگی بر اساس تفكیك رنگ(سه رنگ اصلی آبی، قرمز، سبز) جدا می‌شوند و از بخش فیلتر رنگ خارج می‌شوند.
6 Second Polarizer filter (فیلتر قطبی كننده ثانویه):

در مجموع آخرین بخش از ساختار مانیتور LCD فیلتر قطبی ثانویه است. این قسمت كه در مقابل فیلتر رنگ قرار دارد وظیفه یكنواخت كردن پرتوهایی از فیلتر رنگ خارج می‌شود را به عهده دارد همچنین علاوه بر این، بخش فیلتر قطبی كننده ثانویه وظیفه ترتیب پرتوهای خروجی با یكدیگر را دارد كه این عامل باعث ادیجاد تصویر موجود روی صفحه نمایش می‌شود.
تقسیم بندی مانیتورهای LCD

Passive matrix شبكه غیر فعال
در این نوع صفحه نمایش مدیریت پیكسل‌های موجود در هر ستون و ردیف توسط یك سوئیچ انجام می‌پذیرد. اما دلیل اصلی كه به این نوع صفحه نمایش شبكه غیر فعال گفته می‌شود این است كه پیكسل‌های موجود در هر ستون و ردیف تا زمان تغییر وضعیت توسط سوئیچ الكتریكی در وضعیت خود باقی میمانند وتغییر خاصی در آن‌ها ایجاد نمی شود، پس همین علت بهاین نوع صفحه نمایش passive گفته می‌شود. یكی از نقاط ضعف این نوع صفحه نمایش محدودیت شركت سازنده در توسعه آن است زیرا برای افزایش صفحاتی كه براساس این تكنولوژی طراحی می‌شود باید تعداد ستون و ردیف‌های موجود در صفحه نمایش نیز افزایش یابد كه این عامل امكان افزایش سایز این نوع صفحه نمایش را با محدودیت روبه رو می‌كند. همچنین از طرفی به علت آن كه پیكسل‌های موجود در یك ستون و یا ردیف به وسیله یك سوئیچ الكتریكی كنترل می‌شود زمان پاسخ دهی و همچنین میزان كنتراست در این نوع صفحه نمایش چندان مناسب نخواهد بود كه این عامل امكان استفاده از این نوع صفحه نمایش را در ساختار مانیتورهای LCD امروز كاهش می‌دهد.

Active matrix شبك فعال
در این نوع صفحه نمایش هر پیكسل توسط یك ترانزیستور مورد كنترل قرار می‌گیرد و تمام فعالیت‌های هر پیكسل با ترانزیستور مورد نظر خود ارتباط دارد به همین علت این نوع صفحه نمایش در مقایسه با صفحه نمایش passive matrix از حالت فعال تری برخوردار است كه این عامل باعث ایجاد تصاویر دقیق و بهتری از صفحه نمایش pm می‌شود.
همچنین به علت آنكه در ساختار این نوع صفحه نمایش از ترانزیستورهای نازك كه در سطح پشتی هر پیكسل قرار دارد استفاده شده است به این نوع صفحه نمایش TFT نیز گفته می‌شود.

در این صفحه نمایش چون هر پیكسل توسط یك ترانزیستور كنترل می‌شود دیگر محدودیت موجود در حالت PM وجود ندارد و سازندگان می‌توانند به راحتی صفحه نمایش‌های با سایز بزرگ ایجاد كنند. همچنین به علت آنكه در این نوع صحفه نمایش هر سلول كریستال مانند یك خازن عمل می‌كند این نوع صفحه نمایش از شفافیت و همچنین زمان پاسخ دهی مناسب تری نسبت به رقیب خود برخوردار است.
حالتهای پردازشی در مانیتورهای LCD
Transmissive LCD

انتقالی پرتورهای نور به وسیله یك منبع نوری backlight ایجاد می‌شوند و بعد از عبور از كریستال مایع به چشم كاربر می‌رسند. این نوع تكنولوژی اكثرا در مانیتورهای كامپیوترهای دسكتاپ، تلویزیون، PDA و گوشی‌های موبایل مورد استفاده قرار می‌گیرد. در تكنولوژی TLCD به علت شدت تابش بالای منبع نوری در مانیتور وضوح تصویر در محیط داخل اتاق indoor مناسب است اما در صورتی كه از این نوع مانیتور در محیط خارج از اتاق استفاده كنید تصویر ارائه شده آن چنان مناسب نخواهد بود. به طور كلی دلیل آنكه در این نوع مانیتور كیفیت تصویر در خارج از اتاق تفاوت فراوانی با حالت داخلی دارد به علت بازتابش پرتوهای نور محیط به چشم كاربر است زیرا در حالت كلی پرتوهای نور منبع نوری است كه در مانتیور LCD وجود دارد سپس در زمانی كه پرتوهای نور خورشید به این صفحه می‌تابد، كاربر قادر نخواهد بود پرتوهای ضعیف منبع نوری موجود در LCD را به خوبی مشاهده كند و به همین دلیل تصویر در این حالت به صورت تیره مشاهده می‌شود.

اما شاید این سئوال به وجود آید كه شركت‌های سازنده چه راه حلی برای حل این مشكل ارائه كرده اند؟
شركت‌های سازنده و توسعه دهنده این تكنولوژی مانند پاناسونیك، Xplore و micro scale برای كاهش اثرگذاری پرتوهای نور خورشید بر روی كیفیت تصاویر در این نوع صفحه نمایش از دو روش اساسی استفاده كرده اند1- افزایش میزان روشنایی با تقویت منبع نوری پشتی در مانیتور LCD
2- تغییر در صفحه نمایش به گونه ای كه این تغییر باعث كاهش چشمگیر بازتابش پرتوهای نور خورشید به چشم كاربر شود/
Transflective LCD

درمانیتورهای LCD با ساختار تابشی همانند ساختار انتقالی نور از منبع نور پشتی تامین می‌شود اما با این تفاوت كه در این حالت ما بین كریستال مایع و منبع نور پشتی یك لایه آینه ای نازك وجود دارد. در مجموع بسته به نوع شركت سازنده ای صفحه LCD لایه آینه ای موجود در صفحه نمایش می‌تواند به صورت نمیه نقره ای و یا تمام نقره ای با تعدادی منافذ روی آن باشد. این حالت در مانیتورهای LCD باعث می‌شود كه وقتی از این نوع مانیتور در محیط خارجی استفاده می‌كنیم بازتابش پرتوهای نور به چشم تا حد چشمگیری كاهش یابد كه این عامل در كیفیت تصویر موثر خواهد بود اما باز هم كیفیت تصویر در مقایسه با حالت داخل اتاق چندان مناسب به نظر نمی رسد زیرا در هنگامی كه كاربر در داخل اتاق به مانیتور خودنگاهی می‌كند بیشتر اثر گذاری توسط پرتوهای نوری كه توسطمنبع نوری پشتی به وجود می‌آید ایجاد خواهد دید كه كیفیت تصویر در هر یك از مانیتور كمی با هم تفاوت دارد كه این مسئله بیشتر به لایه‌های آینه ای موجود در این نوع صفحه نمایش باز می‌گردد

Reflective lcd
صفحه نمایش با قابلیت بازتابشی معمولی در ساعت‌های دیجیتالی و ماشین‌های حساب به كار می‌رود. پس حالت REflectve چه مزیتی دارد ؟ در حالت بازتابشی به علت استفاده از دو منبع نوری جلویی مقدار مصرف انرژی به مقدار چشمگیری كاهش یافته است كه این عامل باعث افزایش عمر باتری دستگاه‌ها می‌شود كه از این قابلیت پشتیبانی كنند.

نكات فنی در خرید مانیتور LCD
ویژگی‌های فنی مهمترین عامل در انتخاب صحیح یک مانیتور LCD است اما در این میان به علت وجود فاکتورهای فنی مختلف فنی مهمی که در خرید یک مانیتور LCD روبه رو می شوند، به همین منظور در ادامه با بررسی مسائل فنی مهمی که در خرید یک مانیتور LCD تاثیرگذار است سعی داریم انتخاب صحیح یک مانیتور LCD را برای شما آسان تر کنیم.
نکات فنی که باید در خرید مانیتور به آن توجه کرد.
1- اندازه صفحه نمایش (SCREEN SIZE)
2- نسبت تصویر (ASPECT)
3- دقت صفحه نمایش (SCREEN RESOLUTION)
4- کنتراست و شدت روشنایی (CONTRAST & BRIGHTNESS)
5- زاویه دید (VIEW ANGLE)
6- زمان پاسخ دهی (RESPONSE TIME)
7- فاصله ما بین نقاط (DOT PITCH)
8- پیکسل سوخته (DEAD PIXEL)

1 انداره صفحه نمایش
حتما تاکنون بارها و بارها اصطلاحاتی مانند 17 اینچ یا 19 اینچ و عبارت‌هایی مشابه آن را شنیده اید این مقادیر که غالبا بر حسب اینچ بیان می شوند نشان دهنده اندازه صفحه نمایش هستند و می توان گفت اولین موردی که هنگام خرید مانیتور ارزیابی می شود اندازه آن است.
صفحه نمایش مانیتور بر اساس فاصله بین بالاترین نقطه سمت راست تا پایین ترین نقطه سمت چپ اندازه گیری می شود و به این ترتیب قطر صحفه بیان کننده اندازه آن است. اگر یک طول و یک عرض صفحه را در نظر بگیرید به همراه این قطر مثلثی قائم الزاویه ساخته خواهد شد که که با تغییر مقدار قطر طول وعرض آن هم تغییرمی کند. برای واضح تر شدن موضوع می توان گفت که یک مانیتور 4/10 اینچی دارای طول 3/8 اینچ و عرض 2/6 است و با یکمحاسبه ساده مشخص می شود که این نمایشگر مساحتی در حدود 52 اینچ مربع دارد و یا یک مانیتور 17 اینج 3/13 اینچ طول 6/10 اینچ عرض و 41 اینچ مربع مساحت دارد.البته اندازه‌هایی که کارخانه‌های سازنده به عنوان سایز اعلام می کنند مقدار واقعی و قابل دید مانیتور نیست و معمولا محدوده قابل دید ازاین مقدار کوچک تر است. یک مانیتور 17 اینچ تقریبا در حدود 16 اینچ محدوده قابل دید دارد

2 نسبت تصویر
تصاویر درمانیتورها غالبامستطیلی شكل هستند یعنی نسبت طول بهعرض در آنها برابر نیست. یكی از راه‌های طبقه بندی كردن تصاویر همین مقدار طول به عرض است. این مقدار با عبارت Aspect Ratio نامیده می‌شود و انواع گوناگونی دارد. به زبان ساده تر این نسبت نشان دهنده مقدار كشیدگی تصویر است و هر چه طول بیشتر و عرض كمتر باشد تصویر پهن تر وگسترده تر است. Aspect ratio به صورت عرض طول نشان داده می‌شود و به عنوان مثال 4: 5 یا 10 : 16 هر كدام كشیدگی خاص خود را روی تصویر اعمال می‌كنند. این نسبت‌ها اندازه‌های واقعی نیستند و تنها ضریبی ازمقادیر تصویر هستند نسبت طول به عرض یكی از مواردی است كه وسعت صفحه نمایش را مشخص می‌كند.

حال كه با این مفهوم آشنا شدیم میتوانیم نتیجه گیری كنیم كه اندازه قطری یك صفحه لزوما به معنای بزرگ تر بودن تصویر آن نیست و كارخانه‌های سازنده به ندرت این مقدار را مشخص می‌كنند به عنوان مثال یك مانیتور 1/14 اینچ با نیست طول به عرض 3: 4 در مقایسه با یك مانیتور 4/15 اینچ با نسبت تصویر 10 : 16 دارای تصویر بلندتری است با وجود اینكه صفحه آن كوچك تر است. نسبت 3 : 4 در اكثر مانیتورها رایج است هم چنین نسبت 9 : 16 هم برای نمایشگرهای صفحه گسترده معمول است كه امروزه در اكثر فیلم‌ها به كار گرفته می‌شود. این نسبت در برنامه‌هایی كه دارای جعبه ابزار و پالت‌های فراوانی هستند نیز سودمند است.

3 دقت صفحه نمایش
مانیتورهای LCD دقت صفحه نمایش به تعداد پیکسل‌ها در ستون‌ها و ردیف‌هایی که در یک اینچ قرار دارند گفته می شود. به عنوان مثال هنگامی که تصویر با دقت 1024×768 ارائه می شود در هر ردیف آن 1024 و در هر ستون آن 768 پیسکل قرار دارد. به همین دلیل در مانیتورهای که از یک مقدار ثابت پیکسل استفاده می کنند مانند LCD‌ها و DLP‌ها نیاز به یک موتور مقیاسی (Scaling engine) است تا ورودی‌های تصویر را که ممکن است در دقت‌های مختلفی باشند. به دقت مانیتور تبدیل کند. این موتور از یک پردازنده و حافظه تشکیل شده و وظیفه آن افزایش یا کاهش مقدار ورودی‌ها بر اساس مقدار دقت LCD است. مشکل اصلی این است که موتورها معمولا در هنگام تبدیل تصاویر متحرک کارایی مناسبی ندارند و در این تصاویر بعدهایی که در حالت افقی هستند به شکل دندانه دار دیده می شوند. هر چند که با پیشرفت روزافزون صنایع سازنده این معایب بهبود چشمگیری پیدا کرده اند و نسبت به زمان شروع کار مانیتور LCD بسیار کمتر شده اند.

با توجه به اینکه تصاویر می توانند در هر اندازه ای تولید شوند در مانیتورها که تعداد پیسکل‌های ثابت دارند مشکلاتی بروز می کند واز جمله اینکه موتورهای تبدیل کننده ممکن است به خوبی عمل تبدیل را انجام دهند و پاره ای اشکالات دیگر. به همین دلیل برای نماش و تولید تصاویر استانداردهای خاصی در نظر گرفته شده و تصاویر و مانیتورها با دقت‌های مشخصی ارائه می شوند.
معمول ترین استاندارد در مانیتورها استاندارد XGA با دقت 1024×768 است که غالبا از نسبت تصویر 4:3 تبعیت می کند بعد از آن استانداردهای SXGA (1280×1024) و UXGA (1600×1200) مقام‌های بعدی تولید را دارند و اگر دقت کرده باشید در قسمت مشخصات مانیتورهای 15 اینچ معمولا عبارت XGA و در مانیتورهای 17 و 19 اینچ معمولا SXGA ذکر می شود.

استانداردهای تصاویر کامپیتوری بسیار مختلف هستند. این استانداردها که شاخص ترین عامل در هر یک از آن‌ها دقت است از ترکیب چند فاکتور مانند دقت، عمق رنگ، نرخ نوسازی تصویر به وجود می آیند. تا چندی پیش اغلب مانیتورها از نسبت تصویر 4:3 یا 5:4 استفاده می کردند ولی با ورود نمایشگرهای صفحه گسترده نسبت‌هایی مانند 16:9 و 16:10 نیز به آنها اضافه شد.

برخی از این استانداردها مشخص تراز بقیه هستند و سایر آنها بقیه هستند و سایر آنها را افزوده شدن پیشوندی مانند W,H,U,Q و X از مقادیر اصلی مشتق می شود. پیشوند Q به معنای یک چهارم است که به عنوان مثال QVGA که برای دقت 320×240 به کار می رود و به مقدار 4/1 از VGA کوچکتر است نیمی از آن برای طول و نیم دیگر برای عرض است. البته ممکن است Q در معنای Quad هم باشد به این ترتیب دقت چهاربرابر خواهد شد. پیشوند بعدی W از کلمه Wideاست و استانداردهای که در ابتدای آنها W به کار رفته است برای نمایش صفحه گسترده (Wide Screen) مورد استفاده قرار می گیرند. این اندازه‌ها معمولا با نسبت طول به عرض 10:16 یا 16:9 نمایش داده می شوند.
H پیشوندی است که معنی 6 برابر را به اندازه تصویر اضافه می کند مانند WHUXGA U و X نیز در ترکیب با سایر مقادیر به کار می روند و نحوه تاثیر آنها چندان مشخص نیست. برخی از این استانداردها را به صورت کلی مرور می کنیم.

VGA در سال 1987 توسط IBM مطرح شد که در آن زمان نسبت به بقیه کاملا متفاوت بوده ولی امروزه یکی از اصلی ترین استانداردها و مبنائی برای محاسبه دیگر اندازه‌هاست. VGA نشان دهنده دقت 640×480 با 16 رنگ (4 بیت در هر پیسکل) است و از نسبت تصویر 4:3 تبعیت می کند و همانطور که گفته شد برخی از حالت‌های دیگر با VGA معنی پیدا می کنند. مانند 320×200 با 256 رنگ و 720×400 برای محیط‌های نوشتاری

SVGA این استاندارد در سال 1989 توسط VESA برای کامپیوترهای IBM طراحی شد و دارای دقت 800×600 یا نسبت 4:3 است.
XGA- یک سال بعد IBM حالت XGA را معرفی کرد که شاید به علت پاره ای مشکلات چندان موفق نبود ولی XGA2 با دقت 1024×768 به خوبی ایرادات آن راجبران کرد و با بهبود بازده توانست به یکی از مطرح ترین حالت‌های نمایشگر دست یابد.

SXGA – این استاندارد شاید چندان رسمی نباشد ولی پرکاربرد است. زیرا دقت 1280×1024 به همراه عمق رنگ 32 بیتی آن نظر بسیاری را به خود جلب کرد. نکته قابل توجه در این حالت استفاده از نسبت تصویر نه چندان رایج 5:4 و در حالت SXGA تصاویر مقداری پهن تر دیده می شوند. برخی ازسازندگان نیز به آن نام XVGA دادند.این استاندارد با کمی تغییر (1280×960) در کامپیوترهای کاری یونیکس به کار گرفته شد.
سال‌های بعد یعنی در سال 2005 دقت‌های سنگین و بزرگی به حالت‌های قبل اضافه شدند و این استانداردهای جدید اغلب دارای پیشوند Q هستند. البته به علت مقدار پیسکل بالا و نیاز به سخت افزارهای قدرتمند هنوز رواج چندانی ندارند و شاید مانیتورهایی که بتوانند از آنها پشتیبانی کنند در حد چند مدل بیشتر نباشد.

QXGA- همان طور که از نام آن بر می آید 4 برابر بیشتر از XGA است. در ابتدای سال 2005 این اندازه (2048×1536) بیشترین دقت موجود در بین مانیتورهای معمول بازار بود.
WQXGA – این حالت برای مانیتورها و تلویزیون‌های صفحه گسترده استفاده می شود و دقت آن 2560×16000 پیکسل است. همان طور که مشخص است این استاندارد نگارش صفحه گسترده QXGA است واز نسبت 16:10 استفاده می کند و به علت دقت بسیار بالای آن مانیتورهای محدودی از این حالت پشتیبانی می کنند که از میان آنها می توان به Apple cinema و Dell 3007 FPW اشاره کرد. نکته جالب اینجاست که شرکت Dell به دلیل اهداف تبلیغاتی عبارت Quad در نام آن را به Quantum تغییر داد. اندازه تصویر با توجه به حجم بالای پیسکل‌ها نسبت به XGA و QXGA و علیرغم نسبت 16:10 پهن تر از حالت‌های دیگر است.

WQUXGA- آخرین استاندارد این گروه است که از صفحه گسترده است و از دقت 3840×2400 پشتیبانی می کند. مانیتورهایی که دارای این استاندارد هستند محدودیت‌های خاصی دارند به عنوان مثال تعداد رابط‌های DVI باید حداقل 2 عدد باشد تا بتوانند این حجم عظیم داده‌ها را منتقل کند ضمن اینکه با افزایش نرخ نوسازی شاید این تعداد به 4 هم برسد و تا اواخر تابستان امسال هیچ مانیتوری که بتواند از WQUXGA پشتیبانی کند در خط تولید قرار نداشت.

اکثر این استانداردها توسط Vesa معرفی یا پشتیبانی شده اند. Vesa ائتلاف بین 9 شرکت بزرگ در زمینه صنایع ویدیویی است که در سال 1980 با سردمداری NEC شکل گرفت. هدف ابتدایی ائتلاف در آغاز فعالیت خود معرفی استاندارد SVGA برای دقت 800×600 بود وتاکنون استانداردهای دیگری را نیز تحت حمایت خودقرار داده است. با توجه به اینکه این ائتلاف از ترکیب 9 شرکت بزرگ صنایع الکترونیکی تصویری به وجود آمده است می توان گفت سرنوشت بسیاری از حرکت‌ها در این زمینه به دست Vesa تعیین خواهد شد.
4 كنتراست و شدت زوشنایی

LCD كتراست، تفاوت نور بین دو نقطه سیاه و سفید است و روش اندازه گیری به این صورت است كه مقدار نور سیاه ترین پیكسل و سفیدترین پیكسل با یكدیگر مقایسه می‌شوند. البته كنتراست روی یك نقطه اعمال می‌شود و افزایش آن لزوما به معنای بهبود كیفیت تصویر نیست زیرا اگر كنتراست را ازمقدار مشخصی بالاتر ببرید خواهید دید كه در مشاهده رنگ‌ها و همچنین لبه‌ها اختلاف به وجود می‌آید.

در مانیتورهای LCD نور قطبی شده با عبور از بین فیلترها توانایی خروج را پیدا می‌كند و در صورتیكه جهت قطبی شدن نور هم جهت با فیلترها نباشد نور در پشت آن متوقف شده و پیكسل به صورت سیاه دیده می‌شود البته به علت وجود پاره ای مشكلات این پیكسل كاملا سیاه نیست و مقداری روشنایی در آن وجود دارد.
روشنایی در مانیتورها با واحد شمع در متر مربع نشان داده می‌شود البته از واحد دیگری به نام nit نیز استفاده می‌شود. روشنایی بر اساس مقدار نور سفید خالص كه مانیتور منتشر می‌كند اندازه گیری می‌شود. اغلب LCD‌های امروزی می‌توانند حداقل 250 یا بیشتر روشنایی داشته باشند كه كلا برای فعالیت‌های روزمره كافی است.

به علت اینكه نور در پشت فیلترها كاملا متوقف نمی شود و همچنین به علت شكست نور در پوشش صفحه نمایش هیچگاه یك پیكسل به طور كامل سیاه نمی شود. این ویژگی هنگامی كه دقت بالا باشد و پیكسل‌های اطراف روشن باشند در مقدار سیاهی یك پیكسل تاثیر بیشتری دارد. حال به این نكته توجه كنید كه نسبت كنتراست برای یك پیكسل كاملا خاموش 1 است در صورتیكه این مقدار به عللی كه گفته شد واقعا 1 نیست در نتیجه زمانی كه نسبت 1 : 800برای نشان دادن میزان كنتراست استفاده می‌شود شاید مقدار واقعی آن نباشد زیرا اگر این پیكسل تنها 2 واحد روشنایی داشته باشد میزان كنتراست به 1: 400 خواهد رسید. در اكثر مانیتورها كنترل روشنایی با افزایش یا كاهش نور پشت صفحه انجام می‌شود لامپ‌ها فلورسنتی كه به همین منظور در LCD قرار داده شده اند این كار را به دو روش انجام می‌دهند. راه اول با تنظیم تخلیه جریان در لامپ صورت می‌گیرد كه نسبتا سریع تر بوده ومشكل آن ایجاد اندكی نوسان در جریان است در راه دوم از فركانس جریانات می‌شود كه در آنها تنظیم نور باكمك ماتریس‌های صفحه نمایش انجام می‌شود و تغییرات روشنایی تاثیر مستقیمی بر زمان پاسخگویی خواهد داشت.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تحقیق رشته الکترونیک

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تحقیق رشته الکترونیک دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تحقیق رشته الکترونیک  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تحقیق رشته الکترونیک،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تحقیق رشته الکترونیک :

انواع دیودهای قدرت
در حالت ایده آل دیود نباید هیچ زمانی بازیابی معكوسی داشته باشد كه هزینه ساخت دیود را افزایش می دهد . در بسیاری از كاربردهای اثرات زمان بازیابی معكوس چندان اهمیت ندارند و می توان از دیود از دیودهای ارزان استفاده كرد . بسته به مشخصه های بازیابی و روشهای ساخت ، دیودهای قدرت را به سه گروه می توان تقسیم كرد . مشخصه ها و محدودیت های عملی هر گروه كاربردشان را مشخص می كند .
1- دیودهای استاندارد یا همه منظوره
2- دیودهای بازیابی سریع
3- دیودهای شاتكی
دیودهای همه منظوره

دیودهای یكسو كننده همه منظوره زمان بازیابی معكوس نسبتاً زیادی دارند كه در حدودs 25 است و در كاربردهای سرعت پایین بكار می روند كه زمان بازیابی چندان اهمیتی ندارد (برای مثال در یكسو كننده ها و مبدلهای دیودی در كاربردهای فركانس رودی كم تا 1KHz ومبدلهای كموتاسیون خط ) .محدوده جریان این دیودها از كمتر از یك آمپر تا چند هزار آمپر و محدوده ولتاژ 50v تا حدود 5kv می باشد . این دیودها معمولاً به روش دیفیوژن ساخته می شوند . با این وجود یكسو كننده های آلیاژی كه در منابع تغذیه دستگاههای جوشكاری بكار می روند از لحاظ هزینه به صرفه تر هستند و محدوده كاری آنها تا 300A و 1000V می رسد .

دیودهای بازیابی سریع
دیودهای بازیابی سریع زمان بازیابی كوچكی (به طور معمول كمتر از s ) دارند . این دیودها در مدارهای مبدل dc به dc,dc,dc به ac كه سرعت بازیابی اغلب اهمیت بحرانی ای دارد بكار می روند . محدوده جریانی كاركرد این دیودها از كمتر از یك آمپر تا چند صد آمپر و محدوده ولتاژشان از 50 v تا حدود 3kv است .
برای محدوده ولتاژ بالای 400v ،‌دیودهای بازیابی سریع عموماً به روش دیفیوژن ساخته می شوند و زمان بازیابی بوسیله دیفیوژن طلا یا پلاتین كنترل می شود . برای محدوده ولتاژ كمتر از 400 v دیودهای اپی تكسال سرعت كلید زنی بیشتری نسبت به دیودهای دیفیوژنی دارند . دیودهای اپی تكسال پهنای بیس كمی دارند كه باعث می شود زمان بازیابی كوچكی در حدود 50ns داشته باشند .

دیودهای شاتكی
مشكل ذخیره بار در پیوند p-n در دیودهای شاتكی حذف (یا حداقل ) شده است . این كار از طریق ایجاد یك سد پتانسیل كه میان یك فلز و یك نیمه هادی متصل می شود ، انجام می پذیرد . یك لایه فلزی روی یك لایه اپی تكسیال باریك از سیلیكون نوع n قرار داده می شوند . سد پتانسیل رفتار یك پیوند p-n را شبیه سازی می كند . عمل یكسو كنندگی فقط به حاملهای اكثریت بستگی دارد و در نتیجه حاملهای اقلیت اضافی ای برای تركیب شدن وجود ندارند . اثر بازریابی منحصراً به خاطر ظرفیت خازنی خودپیوند نیمه هادی است .

بار الكتریكی بازیابی یافته در یك شاتكی خیلی كمتر از یك دیود پیوند p-n معادل است . از انجایی كه این بار ناشی از ظرفیت خازنی پیوند است تا حد زیادی مستقل از di/dt معكوس می باشد . دیودهای شاتكی افت ولتاژ مستقیم نسبتاً كوچكی دارند .
جریان نشتی دیودهای شاتكی بیشتر از دیودهای پیوند p-n است . یك دیود شاتكی با ولتاژ هدایت نسبتاً كم ، جریان نشتی نسبتاً زیادی دارد و برعكس . در نتیجه حداكثر ولتاژ مجاز آن معمولاً به 100v محدود می شود . محدوده جریان كاری دیودهای شاتكی از 1 تا 300A می باشد . دیودهای شاتكی برای بكار گیری در منابع تغذیه dc با ولتاژ كم و جریان بالا ایده آل هستند . اگر چه به منظور بالا بردن بازده ، این دیودها در منابع تغذیه با جریان كم نیز استفاده می شوند .

اثرات زمان بازیابی معكوس و مستقیم
اهمیت این پارامترها را می توان از روی شكل توضیح داد . اگر كلید sw در لحظه t=o بسته شود و به حد كافی بسته باقی بماند ، یك جریان حالت پایدار از بار خواهد گذشت و دیود هرز گرد Dm جریان خواهد یافت . حالا اگر كلید دوباره در t= t1 بسته شود دیود Dm مثل یك اتصال كوتا ه عمل می كند . سرعت افزایش جریان مستقیم كلید (و دیود D1) و سرعت كاهش جریان مستقیم دیود Dm خیلی زیاد خواهد بود و به بی نهایت میل می كند . پیك جریان معكوس دیود Dm می تواند خیلی زیاد باشد و دیود های D1 و Dm ممكن است آسیب ببیند .
این مشكل را اغلب می توان با اتصال یك سلف Ls محدود كننده di /dt حل كرد .

دیودهای واقعی به زمان معینی برای روشن شدن نیاز دارند تا اینكه تمامی سطح پیوند رسانا شود و di/dt باید كم نگه داشته شود تا محدودیت زمان روشن شدن رعایت شود . این زمان گاهی اوقات با نام زمان باز یابی مستقیم tf نیز ذكر می شود .
انواع تریستورها
تریستورها تقریبا تنها به روش تزریق ساخته می شوند . جریان آند برای انتشار از نزدیكی گیت به تمام سطح پیوند ( هنگامی كه سیگنال جهت روشن كردن تریستور اعمال می شود ) به زمان معینی نیاز دارد .
سازندگان برای كنترل di/ dt ، زمان روشن شدن و زمان خاموش شدن ، از ساختارهای متفاوتی برای گیت استفاده می كنند . تریستورها بسته به ساختار فیزیكی و محوه روشن و خاموش شدن ، به 9 دسته زیر تقسیم می شوند :
1- تریستورهای كنترل فاز ( SCR )
2- تریستورهای كلید زنی سریع ( SCR )
3- تریستورهای خاموش شونده با گیت ( GTO)
4- تریستورهای سه قطبیدو جهته ( TRIAC )
5- تریستورهای هدایت معكوس ( RCT )

تریستورهای كنترل فاز
این نوع تریستورها عموما در فركانس خط كار می كنند و بوسیله كموتاسیون طبیعی خاموش می شوند . زمان خاموش شدن tq ، در محدوده 50 تا 100 u s می باشد . این تریستور بیشتر برای كلید زنی در سرعتهای كم مناسب است . نام دیگر این تریستورها تریستور مبدا می باشد . از آنجا كه اصولا تریستوریك وسیله كنترل شده از جنس سیلیكون است ، این دسته از تریستورها با نام یكسو كننده های كنترل شده سیلیكونی نیز شناخته می شوند .

ولتاژ حالت روشن VT غالباً بین 115V (برای ترانسفورماتورهای 600V) تا 125V (برای ترانسفورماتورهای 4000V) تغییر می كند و برای یك تریستور 5500A و 1200V ، معمولاً در حدود 125V است .تریستورهای جدید از یك تقویت كننده گیت استفاده می كنند . به گجونهای كه سیگنال ابتدا به گیت یك تریستور كمكی TA اعمال می شود و خروجی تقویت شده TA به گیت تریستور اصلی TM اعمال می گردد. استفاده از تقویت كننده گیت مشخصه های دینامیكی خوبی را به ما می دهد ، تنها مشخصات دینامیكی تریستور را تا حدودی بهبود بخشیده و با كم كردن یا به حداقل رساندن اندازه سلفه محدود كننده di/dt و مدارهای حفاظتی dv/dt باعث ساده شدن طراحی می شود .

تریستورهای كلیدزنی سریع
كاربرد این دسته از تریستورها در كلید زنی با سرعت بالا و همراه با كموتاسیون اجباری ست . زمان خاموش شدن این تریستورها كم و بسته به محدوده ولتاژ 5 تا s 50 است . افت ولتاژ مستقیم تریستور در حالت روشن ، تقریباً تابع معكوسی از زمان خاموش شدن tq می باشد . این تریستورها را تحت عنوان تریستور اینورتر نیز می شناسند .

این تریستورها دارای dv/dt بالا در حد s 1000v/ و di/dt بالا در حد s 1000 A/ هستند . قطع سریع di/dt بالا عمل بسیار مهمی در كاهش اندازه و وزن مدار كموتاسیون و / یا اجزای مدار راكتیو هستن . ولتاژ حالت روشن یك تریستور 2200A,1800V حدود 17V است . تریستورهای اینورتری با قابلیت سد كنندگی معكوس خیلی محدود در حد 10V و زمان قطع بسیسار سریع بین 3 تا 5 s با نام تریستورهای نا متقارن شناخته می شوند .

تریستورهای خاموش شونده با گیت
هر تریستور خاموش شونده با گیت نظیر یك SCR می توان با اعمال یك سیگنال مثبت به گیت روشن شود . به علاوه با اعمال سیگنال منفی به گیت ،می توانیم آن را خاموش كنیم . GTO یك عنصر تثبیت كننده است و می تواند با مقادیر جریان و ولتاژ نامی مشابه SCR ها ساخته می شد . GTO با اعمال یك پالس كوچك مثبت به گیت روشن و با اعمال یك پالس منفی كوچك به گیت خاموش می شود .
مزایای GTO نسبت به SCR به این شرح است :
1- حذف اجزای كموتاسیون د ركموتاسیون اجباری كه حجم ، وزن و قیمت آنها را كاهش می دهد .
2- كاهش نویز الكترومغناطیسی و نویز صوتی به دلیل حذف چكهای كموتاسیون .
3- قطع سریع تر ، كه كلید زنی در فركانسهای بالا را امكان پذیر می سازد .
4- بهبود بازده مبدلها .
در كاربردهای توان پایین GTO ها نسبت به ترانزیستورهای دو قطبی دارای مزیت زیر هستند .
1- توانایی تحمل ولتاژهای سد كنندگی بالاتر.
2- نسبت بالای جریان پیك قابل كنترل به جریان متوسط
3- نسبت بالای جریان خیزش پیك به جریان متوسط .
4- بهره حالت روشن بالا
5- سیگنال پالس گیت كوتاه . در شرایط خیزش ، GTO به دلیل عمل نورزایی ، بیشتر با اشباع می رود . در حالی كه در ترانزیستورهای دو قطبی و در چنین شرایطی ، ترانزیستور سعی دارد از اشباع خارج شود .

GTO هنگام خاموش شدن بهره كمی دارد كه معمولاً در حدود 6 است و برای خاموش شدن به یك پالس جریانی منفی نسبتاً بزرگ نیاز دارد. GTO نسبت به SCR دارای ولتاژ حالت روشن بالاتری است . به عنوان مثال ولتاژ حالت روشن یك GTO با مقادری نامی 550A,1200V برابر 34 V می باشد . یك GTO با مقادیر نامی 160A.200V از نوع 160PFT

جریان پیك حالت روشن قابل كنترل ITGQ ماكزیمم جریان حالت روشن است كه می تواند با كنترل گیت خاموش شود . ولتاژ حالت خاموش بلافاصله پس از خاموش شدن دوباره اعمال می شود و dv/dt دوباره اعمال شده تنها خازن مدار پیشگیری محدود می شود . وقتی GTO خاموش می شود ، جریان بار IL كه منحرف شده و خازن مدار محافظ را شارژ می كند ، مقدار dv/dt دوباره اعمال گشته را تعیین می كند.
كه در آن خازن مدار محافظ می باشد .

تریستورهای دو جهته یا تریاك
تریاك وسیله ای است كه می تواند در هر دو جهت هدایت كند و غالباً در كنترل فاز ac استفاده می شود . هر تریاك را می توان به صورت اتصال موازی – معكوس دو SCR كه دارای گیت مشترك هستند ، در نظر گرفت .

از آنجا كه تریاك یك وسیله دو جهته است پایه های آن نامی تحت عنوان كاتد یا آند ندارند . اگر ترمینال MT2 نسبت به ترمینال MT1 مثبت باشد ، می توان با اعمال سیگنال مثبت به گیت بین پایه های گیت G و ترمینال MT1 تریاك را روشن نمود . برای روشن كردن تریاك نیاز نیست كه دو سیگنال مثبت و منفی برای گیت داشته باشیم و وجود سیگنال مثبت یا منفی كفایت می كند . در عمل حساسیت تریاك از ربعی به ربع دیگر تغییر می كند و به طور طبیعی در ربع I+ یا در ربع III فعالیت می كند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

اساسنامه شركت صنایع الكترونیك شیراز

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 اساسنامه شركت صنایع الكترونیك شیراز دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد اساسنامه شركت صنایع الكترونیك شیراز  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي اساسنامه شركت صنایع الكترونیك شیراز،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن اساسنامه شركت صنایع الكترونیك شیراز :

فصل اول
تأسیس شركت

بموجب قانون تشكیل شركت صنایع الكترونیك ایران و نیز ماده 13 اساسنامه آن و مطابق مقررات این اساسنامه شركتی با خصوصیات زیر وابسته به شركت صنایع الكترونیك ایران تأسیس و اداره می شود.

نام شركت
ماده 1- شركت صنایع الكترونیك شیراز (سهامی خاص) كه در این اساسنامه به اختصار شركت نامیده می شود.

مركز اصلی شركت
ماده 2- مركز اصلی شركت در شیراز می باشد انتقال محل شركت در شیراز، از نقطه ای به نقطه دیگر در اختیار هیأت مدیره می باشد.

مدت فعالیت
ماده 3- مدت فعالیت شركت نامحدود است.

فصل دوم :
موضوع و هدف

ماده 4- موضوع و هدف شركت عبارتست از:
الف ) ایجاد و توسعه علم ، فناوری و صنایع الكترونیك (فضایی،‌دریایی، هوایی، زمینی) ، الكترومكانیكی، الكترواپتیكی و لیزری و سایر موضوعات مربوط.
ب )‌انجام تحقیقات ، طراحی ، تولید سیستم ها و دستگاهها و اجزاء الكترونیكی، رادار، مایكروویو، الكترومكانیكی و الكترواپتیكی و لیزری و تجهیزات و سیستمهای فضائی و سایر موضوعات مربوط.

ج ) نصب، راه اندازی ، تعمیر ،‌نگهداری ، فروش و صادرات محصولات تولیدی.
د )‌ارائه و فروش خدمات فنی مهندسی، آموزشی ، تحقیقاتی و انجام هر گونه عملیات اقتصادی، بازرگانی ، مالی و فنی در داخل و خارج از كشور و نیز كلیه اموری كه مرتبط یا لازمه انجام موضوعات فوق باشد.
هـ ) تأسیس شركتهای مربوط به موضوعات فوق، واگذاری یا قبول نمایندگی، توسعه صنعت های مورد نیاز و مشاركت با شركتهای داخلی و خارجی اعم از دولتی یا بخش خصوصی.

فصل سوم :
سرمایه و سهام شركت

ماده 5- سرمایه اولیه شركت پانصد میلیون ریال (500 میلیون ریال) است كه به پانصد هزار (500000 هزار) سهم هزار (1000) ریالی بی نام تقسیم شده و سهام مذكور كلا متعلق به شركت صنایع الكترونیك ایران می باشد این سرمایه با تصویب مجمع عمومی قابل افزایش است.

فصل چهارم :
سازمان شركت

اركان شركت
ماده 6- شركت دارای اركان زیر خواهد بود:
الف ) مجمع عمومی
ب ) هیأت مدیره
ج ) مدیر عامل
د) بازرس

مجامع عمومی
ماده 7- مجمع عمومی نمایندگان صاحب سهام شركت با اجلاس شورای عالی شركت صنایع الكترونیك ایران تشكیل می گردد.
ماده 8- مجمع عمومی عادی شركت سالی دوبار، در سه ماهه اول و سوم هر سال به دعوت رئیس مجمع عمومی فوق العاده در مواقع مقتضی به دعوت رئیس مجمع و یا مدیر عامل صاایران و یا به تقاضای هیأت مدیره یا مدیر عامل یا بازرس در محل و تاریخ معین در دعوتنامه بدون انجام تشریفات مربوط به نشر آگهی و با رعایت سایر مواد این اساسنامه تشكیل خواهد گردید.

رسمیت جلسات مجمع عمومی
ماده 9- جلسات مجمع عمومی اعم از عادی و یا فوق العاده با حضور حداقل چهار نفر رسمیت خواهد یافت و تصمیمات متخده با سه رأی موافق معتبر خواهد بود.
تبصره – حضور مدیر عامل و اعضای هیأت مدیره و بازرس در جلسات مجمع عمومی بدون حق رأی بلامانع است.

وظایف و اختیارات مجامع عمومی
ماده 10 – مجمع عمومی عادی دارای وظایف و اختیارات زیر است:
الف ) تصویب خط مشی كلی و برنامه سالانه شركت بنا به پیشنهاد مدیر عامل شركت صنایع الكترونیك ایران
ب ) رسیدگی و اتخاذ تصمیم نسبت به گزارش عملیات سالانه هیأت مدیره. بازرس راجع به ترازنامه و حساب سود و زیان شركت
ج) بررسی و تصویب بودجه و برنامه عملیات شركت بنا به پیشنهاد مدیر عامل شركت صنایع الكترونیك ایران
د) تعین میزان و نحوه تقسیم سود و نگهداری ذخیره قانونی و احتیاطی
هـ) تعیین و تصویب حقوق، مزایا و پاداش اعضای هیأت مدیره و مدیر عامل شركت به پیشنهاد مدیر شركت صنایع الكترونیك ایران و حقوق،‌مزایا و پاداش
و) تصویب تأسیس شركتها یا مشاركت در شركتهای داخلی و خارجی و تصویب اساسنامه شركتهایی كه اكثریت سهام آنها متعلق به شركت باشد.
ز) اتخاذ تصمیم نسبت به هر موضوع دیگری كه رسیدگی به آن طبق قانون تجارت در صلاحیت مجمع عمومی باشد.
ح) اتخاذ تصمیم راجع به موازین و شرایط اخذ و اعطای وام یا اعتبار

ماده 11- مجمع عمومی فوق العاده دارای وظایف و اختیارات زیر است:
الف ) تغییر یا اصلاح اساسنامه
ب ) تغییر میزان سرمایه
ج ) انحلال اختیاری شركت
د) انتخاب و تغییر اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل شركت بنا به پیشنهاد مدیر عامل شركت صنایع الكترونیك ایران و انتخاب و تغییر بازرس
هـ) اخذ تصمیم نسبت به استعفاء یا عزل اعضاء هیأت مدیره و تغییر آنان و تعیین بازرس قانونی قبل از انقضاء مهلت مقرر
و ) اتخاذ تصمیم نسبت به هر موضوع دیگری كه به لحاظ اهمیت توسط هیأت مدیره و یا مدیر عامل شركت به مجمع عمومی فوق العاده ارجاع دهند.

هیأت مدیره شركت
ماده 12- هیأت مدیره شركت مركب از 5 نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی البدل اول و دوم خواهد بود.
ماده 13- اعضای هیأت مدیره به پیشنهاد مدیر عامل شركت صنایع الكترونیك ایران و با تصویب مجمع عمومی برای مدت دو سال انتخاب می شوند مدیر عامل شركت صنایع الكترونیك ایران می تواند رئیس هیأت مدیره شركت باشد.
ماده 14- انتخاب مجدد اعضای هیأت مدیره بلامانع است و تا وقتی اعضای جدید هیأت مدیره انتخاب و معرفی نشده اند، اعضای هیأت مدیره با اختیارات و مسئولیتهای قبلی،‌ وظایف مربوط را انجام خواهند داد.

جلسات هیأت مدیره
ماده 15- هیأت مدیره دو هفته یكبار جلسه عادی خواهد داشت و در صورت ضرورت بنا به پیشنهاد مدیر عامل یا رئیس هیأت مدیره جلسات فوق العاده تشكیل می دهند.
رسمیت جلسات هیأت مدیره
ماده 16- جلسات هیأت مدیره با حضور حداقل چهار نفر اعم از اعضای اصلی یا علی البدل رسمیت خواهد داشت اعضای علی البدل می توانند در جلسات و مذاكرات هیأت مدیره شركت كنند لیكن فقط در مواردی حق رأی خواهند داشت كه به جای اعضای اصلی در جلسه شركت كرده باشند.
نصاب آراء هیأت مدیره
ماده 17- تصمیمات جلسات هیأت مدیره با حداقل 3 رأی موافق معتبر خواهد بود.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تعاریف اساسی الكترونیك

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تعاریف اساسی الكترونیك دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تعاریف اساسی الكترونیك  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تعاریف اساسی الكترونیك،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تعاریف اساسی الكترونیك :

دسته بندی اجسام
اجسام از نظر الكتریكی به سه دسته تقسیم می شوند :
عایق : اجسام عایق جریان برق را اصلاً عبور نمی دهند ، مانند چوب .
هادی : اجسام هادی جریان برق را بخوبی عبور می دهند ، مانند مس .
نیمه هادی : اجسام نیمههادی تحت شرایطی برق از عبور می دهند و تحت شرایطی دیگر برق را عبور نمی دهند ، مانند ژرمانیوم و سیلیكان .

انواع ولتاژ
ولتاژ متناوب یا AC (مانند برق شهر)
ولتاژ مستقیم یا DC (مانند برق باطری )
ولتاژ پیك توپیك (VPP)
به ماكزیمم ولتاژ بین دو سیكل منفی و مثبت ،‌ولتاژ پیك توپیك گویند كه به خاطر داشتن تغییرات لحظه ای با اسیلوسكوپ اندازه گیری می شود . مثلاً پیك توپیك برق ایران حدود 622 ولت است .
ولتاژ پیك (VP) یا ولتاژ ماكزیمم
به ماكزیمم ولتاژ در نیم سیكل ، ولتاژ پیك گویند .
نكته : وقتی گفته می شود كه برق ایران 220 ولت متناوب است یعنی ولتاژ موثر آن 220 ولت است و ولتاژ موثر طبق فرمول زیر مشخص می شود .

جریان
به حركت الكترونها از قطب منفی به قطب مثبت جریان گویند و واحد آن آمپر است (جهت قرار دادی از مثبت به منفی است).
واحدهای دیگر شدت جریان ، میلی آمپر ، میكروآمپر و نانو آمپر می باشد كه نسبت آن با آمپر چنین است :
دیود
نیمه هادی ها
نیمه هادی ها اجسامی هستند كه تحت شرایطی هدایت می كنند .
بهترین نیمه هادی ، سیلیكان (Si) یا ژرمانیوم (G) می باشد .
قطعات ساخته شده از نیمه هادی ها عبارتند از :دیود ، ترانزیستور ، تری یاك ، تریستور (SCR) و دیاك (دایاك).
نیمه هادی نوع منفی را با (N) نشان می هند .
نیمه هادی نوع مثبت را با (P) نشان می دهند .
دیود
دیود را در نقشه با D یا GR نمایش می دهند .

ساختمان دیود
دیود از یك قطعه نیمه هادی مثبت P و یك قطعه نیمه هادی منفی N تشكیل شده است . دیود مخفف كلمات دی الكترود به معنی دو الكترود یا دو صفحه می باشد .
نكته : مشخص كننده دیودها شماره ایست كه روی آن می نویسند ، ولی در بازار نوع دیود را نیز نام می برند . مانند دیود یكسو ساز و …

طرز نامگذاری دیودها
1- روش آمریكایی : نام دیود با IN شروع می شود مانند IN4001
2- روش ژاپنی : نام دیود با IS شروع می شود ، مانند 1S86
3- روش اروپایی : نام دیود با حرف لاتین شروع می شود ، مانند BY127
در روش اروپایی حرف اول مخفف جنس دیود است كه عبارت است از
A ژرمانیوم ، B سیلیكان ، C گالیوم ارسنیك و R مخلوط .
حرف دوم مخفف كاربرد دیود (نوع دیود ) است كه عبارت است از :
A آشكار ساز ، B دیود واریكاپ ، O دیود نوری ، Z دیود زنر ، E تانل دیود و Y یكسو ساز ، ( و حرف سوم شماره سریال كارخانه است ). مانند BY127 كه یك دیود سیلیكونی از نوع یكسو ساز است .
ممكن است بر روی یك دیود IN و سه خط رنگی باشد كه این خط ها را مانند مقاومتهای رنگی می خوانیم .

مشخصه های دیود
IF : جریان مجاز دیود .
YR : ولتاژ معكوس دیود .
IFSM : جریان ماكزیمم ضربه ای .
سری نمودن دیودها
اگر فرضا دو دیود IN4001 را كه مشخصاتش (1000 ولت 1 آمپر ) است به طور سری وصل كنیم ، نتیجه برابر است با 2000 ولت 1 آمپر .

موازی نمودن دیودها
اگر 2 دیود یك آمپر موازی شوند جریان آن زیاد شده و 2 آمپر می شود.
تست دیود مطابق شكل های زیر 2 سر اهم متر را كه روی درجه RXl است به دو سر دیود می زنیم اگر از یك طرف اهم نشان داد و از طرف دیگر حركت نكرد سالم است.

تشخیص جنس دیود
تشخیص جنس دیود
دو سر اهم متر را به دو سر دیود از ان طرفی كه اهم نشان می دهد می زنیم ، اگر حدود 10 اهم باشد ژرمانیوم و اگر حدود 100 اهم نشان دهد سیلیكان می باشد .
بایاس یا گرایش (ولتاژ وصل نمودن )
بایاس مستقیم یعنی ولتاژ وصل نمودن (در این حالت جریان عبور می كند ).
نكته : در حالت بایاس مستقیم در دیود های سیلیكانی 6/0 تا 7/0 ولت و در دیودهای ژرمانیومی 2/0 تا 3/0 ولت صرف شكستن سد بین p و N می گردد .

بایاس معكوس
یعنی به طور معكوس ولتاژ نمودن (در این حالت جریان عبور نمی كند.)
كاربرد دیود در مدارت
1- دیود به عنوان یك سو ساز (ركتیفابر )
2- دیود به عنوان آشكار ساز Detector
نكته : این نوع دیود معمولاً شیشه ای بوده و كنار IF سیاه در رادیو قرار دارد
3- دیود به عنوان قیچی كننده
در این مدارات دیود یك قسمت از موج را حذف می كند .
4- دیود به عنوان محدود كننده
در این مدارات دیود جهت محدود نمودن موجها در خروجی بكار می رود ، یعنی در خروجی بیشتر از موج ورودی می تواند باشد .

انواع دیود
1- دیود یكسو ساز (ركتیفایر )
2- دیود زنر
3- دیود نوری (LED)
4- تانل دیود
5- پین دیود
6- فتو دیود
7- دیود وریكاپ یا خازنی
دیود یكسو ساز

وظیفه دیود یكسو ساز
كار دیود یكسو ساز تبدیل (برق متناوب برق شهر یا AC )به برق یكسو یا DC می باشد .
تست دیود یك سو ساز
دو سر اهم متر را به دو سر دیود می زنیم . از یك طرف باید اهم مشاهده شود و از طرف دیگر نباید عقربه حركت كند .
تست دیود روی مدار ولتاژ قطع شود اگر دیود از هر طرف به طور مساوی راه دهد به احتمال زیاد خراب است ولی اگر از یك طرف بیشتر و از یك طرف كمتر راهدهد به احتمال زیاد سالم است .
نكته : مشخص نمودن مثبت و منفی دیود در صورت مشخص نبودن خط آن به این صورت است كه : دو سر اهم متر را از آن طرفی به دو سر دیود می زنیم كه اهمی نشان دهد در این حالت فیش قرمز به هر پایه كه وصل باشد كاتد و پایه دیگر آند است .
در موقع خرید دیود یكسو ساز از دیودیهای IN4001 و یا BY 127 سبزرنگ انتخاب شود .

طرز كار دیود یكسو ساز
از دیود یكسو ساز برای تبدیل برق شهر (AC) به برق باطری DC استفاده می كنند كه باین مدار منبع تغذیه یا آداپتور می گویند و به دو روش صورت می گیرد :
روش یك : با استفاده از یك دیود (نیم موج )
روش دوم : با استفاده از دو دیود (تمام موج)
روش سوم : با استفاده از چهار دیود (تمام موج )
روش اول – طرز تبدیل برق متناوب (AC)به برق مستقیم DC با استفاده از یك دیود
در روش فوق چون نیمی از موج عبور داده می شود (نیم موج است) بنابراین كمتر مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً یا از دو دیود و یا از چهار دیود استفاده می شود .
روش دوم : طرز تبدیل برق متناوب به برق مستقیم با استفاده ازچهار دیود

قطعات مورد نیاز برای ساختن یك منبع تغذیه (آداپتور )
ترانس 6 ولتی یك عدد
دیود یكسو ساز معمولی 4 عدد
خازن الكترولیتی 1000 میكرو فاراد 16 ولتی یك عدد .
اگر از دو سر خازن دو سیم گرفته و به یك رادیوی 6 ولتی وصل كنیم رادیو كار خواهد كرد .
نكته :اگر اولیه ترانس دارای سه سر (110 ولت 220 ولت) باشد از یك كلید به شكل زیر استفاده می شود .(در ایران كلید روی 220 باید باشد و اگر روی 110 قرار دهیم به و برق بزنیم ترانس می سوزد .)

اگر اولیه ترانس بیشتر از 3 سر داشته باشد ، از یك كلید گردان به شكل زیر استفاده می شود .
نكته : معمولاً برای صاف تر شدن ولتاژ و حذف پارازیت به هر دیود یك سو ساز یك خازن عدسی (103) موازی می كنند .
اگر در خروجی یك آداپتور 6 ولتی ، ولتاژ كمتری مثلاً 3 ولت ببینیم ، یكی از دیودهای یكسو ساز سوخته است و با خازن خراب است .
نكته : اگر آداپتور صدای ((وز – وز )) نمود ، و یا پیچ ترانس آن شل شده و یا ترانس نیم سوز است .
اگر ترانس آداپتوری داغ شود و ترانس را عوض كنیم و باز هم داغ شود ، یكی از دیودها و یا خازن صافی خراب است .
نكته : اگر خروجی یك ترانس دارای سه سر باشد (مثلاً 6 دوبل ) اگر ولتاژ 12 ولتی احتیاج داشته باشیم باید اول سر اول و سوم استفاده كنیم و سر وسط آزاد باشد.

آداپتور با ولتاژ خروجی مثبت و منفی
در مدار فوق سر وسط ترانس با نقطه 12+ ، 12 ولت مثبت بدست می دهد و همچنین سر وسط ترانس با نقطه –12V ، 12 ولت منفی درست می كند .
آداپتور 2 حالته 6 و 12 ولتی
قطعات مورد نیاز آداپتور 2 حالته به شرح زیر است :
ترانس 6 دوبل یك عدد
كلید 2 حالته یك عدد
دیود یكسو ساز معمولی 4 عدد
خازن الكترولیتی 14 ولت 1000 میكرو فاراد یك عدد
آداپتور چند حالته
اگر ثانویه ترانس دارای چند سر باشد ، ولتاژ مختلفی بدست می آید . مانند آداپتور 7 حالته از 5/1 ولی الی 12 ولت
قطعات مورد نیاز آداپتور چند حالته به شرح زیر است :
ترانس 7 حالته .
دیود یكسو ساز معمولی 4 عدد
خازن الكترولیتی 1000 میكرو فاراد 16 ولت یك عدد
كلید سلكتور یك عدد
در موقع اندازه گیری ولتاژ آداپتور چند حالته ، برای اندازه گیری ولتاژ باید دو سر سیم به هم زده شود تا برق داخل خازن خالی شود .
در موقع تبدیل برق متناوب AC به برق مستقیم DC در موقع درست كردن آداپتور دقت شود كه اندازه ظاهری ترانس كه مشحص كننده آمپر آن است ، رعایت شود .
ترانس های رادیو 300 میلی آمپر می باشند .
ترانس های ضبط 500 میلی آمپر می باشند .
ترانس های رادیو ضبط های بزرگ استریو از یك تا 3 آمپر می باشد .
ترانس های تلوزیونهای كوچك ترانزیستوری 3 آمپراند .
ترانس برای رادیو پخش ماشین یك آمپر می باشد .
برای گرفتن پارازیت های آداپتور ساخته شده از دو نمونه فیلتر كه در خروجی آداپیتور می توان استفاده نمود . این نوع فیلتر بیشتر در سر راه برق یك رادیو برای گرفتن پارازیت بكار می رود .

روش1 : استفاده از یك مقاوت 10 اهمی
روش 2 : استفاده از خازن و مقاومت (خازنها 1000 میكرو فاراد ، 16 ولتی باشند .)
روش 3 : وصل نمودن خازن عدسی 100 پیكو فاراد به پایه های واریابل .
دیود پل (دیود چهار سر )
دیود پل از 4 دیود تشكیل شده است كه مطابق شكل در یك بدنه قرار دارند .

تست دیود پل
یكسر اهم متر را به پایه متناوب ( ~ ) و یك سر دیگر ر به مثبت و یا منفی می گیریم در این صورت باید از یك طرف اهم نشان دهد و از طرف دیگر عقربه حركت نكند .
بجای دیود پل می توان از چهار دیود معمولی یكسو ساز استفاده نمود .
طرز تشخیص پایه های دیود پل
فیش قرمز اهم متر را روی پایه ای قرار می دهیم كه به دو پایه دیگر راه دهد .
این پایه ، پایه مثبت خواهد بود . سپس فیش سیاه اهمتر را روی پایه ای قرار می دهیم كه با دو پایه دیگر راه دهد كه این پایه ، پایه منفی خواهد بود و دو پایه دیگر ، پایه متناوب می باشد .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق رشته الکترونیک

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق رشته الکترونیک دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق رشته الکترونیک  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق رشته الکترونیک،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق رشته الکترونیک :

انواع دیودهای قدرت

در حالت ایده آل دیود نباید هیچ زمانی بازیابی معكوسی داشته باشد كه هزینه ساخت دیود را افزایش می دهد . در بسیاری از كاربردهای اثرات زمان بازیابی معكوس چندان اهمیت ندارند و می توان از دیود از دیودهای ارزان استفاده كرد . بسته به مشخصه های بازیابی و روشهای ساخت ، دیودهای قدرت را به سه گروه می توان تقسیم كرد . مشخصه ها و محدودیت های عملی هر گروه كاربردشان را مشخص می كند .

    دیودهای استاندارد یا همه منظوره

    دیودهای بازیابی سریع

    دیودهای شاتكی

دیودهای همه منظوره:

دیودهای یكسو كننده همه منظوره زمان بازیابی معكوس نسبتاً زیادی دارند كه در حدودs 25 است و در كاربردهای سرعت پایین بكار می روند كه زمان بازیابی چندان اهمیتی ندارد (برای مثال در یكسو كننده ها و مبدلهای دیودی در كاربردهای فركانس رودی كم تا 1KHz ومبدلهای كموتاسیون خط ) .محدوده جریان این دیودها از كمتر از یك آمپر تا چند هزار آمپر و محدوده ولتاژ 50v تا حدود 5kv می باشد . این دیودها معمولاً به روش دیفیوژن ساخته می شوند . با این وجود یكسو كننده های آلیاژی كه در منابع تغذیه دستگاههای جوشكاری بكار می روند از لحاظ هزینه به صرفه تر هستند و محدوده كاری آنها تا 300A و 1000V می رسد .

دیودهای بازیابی سریع

دیودهای بازیابی سریع زمان بازیابی كوچكی (به طور معمول كمتر از s ) دارند . این دیودها در مدارهای مبدل dc به dc,dc,dc به ac كه سرعت بازیابی اغلب اهمیت بحرانی ای دارد بكار می روند . محدوده جریانی كاركرد این دیودها از كمتر از یك آمپر تا چند صد آمپر و محدوده ولتاژشان از 50 v تا حدود 3kv است .

برای محدوده ولتاژ بالای 400v ،‌دیودهای بازیابی سریع عموماً به روش دیفیوژن ساخته می شوند و زمان بازیابی بوسیله دیفیوژن طلا یا پلاتین كنترل می شود . برای محدوده ولتاژ كمتر از 400 v دیودهای اپی تكسال سرعت كلید زنی بیشتری نسبت به دیودهای دیفیوژنی دارند . دیودهای اپی تكسال پهنای بیس كمی دارند كه باعث     می شود زمان بازیابی كوچكی در حدود 50ns داشته باشند .

دیودهای شاتكی

مشكل ذخیره بار در پیوند p-n در دیودهای شاتكی حذف (یا حداقل ) شده است . این كار از طریق ایجاد یك سد پتانسیل كه میان یك فلز و یك نیمه هادی متصل       می شود ، انجام می پذیرد . یك لایه فلزی روی یك لایه اپی تكسیال باریك از سیلیكون نوع n قرار داده می شوند . سد پتانسیل رفتار یك پیوند p-n را شبیه سازی می كند . عمل یكسو كنندگی فقط به حاملهای اكثریت بستگی دارد و در نتیجه حاملهای اقلیت اضافی ای برای تركیب شدن وجود ندارند . اثر بازریابی منحصراً به خاطر ظرفیت خازنی خودپیوند نیمه هادی است .

بار الكتریكی بازیابی یافته در یك شاتكی خیلی كمتر از یك دیود پیوند p-n معادل است . از انجایی كه این بار ناشی از ظرفیت خازنی پیوند است تا حد زیادی مستقل از di/dt معكوس می باشد . دیودهای شاتكی افت ولتاژ مستقیم نسبتاً كوچكی دارند .

جریان نشتی دیودهای شاتكی بیشتر از دیودهای پیوند p-n است . یك دیود شاتكی با ولتاژ هدایت نسبتاً كم ، جریان نشتی نسبتاً زیادی دارد و برعكس . در نتیجه حداكثر ولتاژ مجاز آن معمولاً به 100v محدود می شود . محدوده جریان كاری دیودهای شاتكی از 1 تا 300A می باشد . دیودهای شاتكی برای بكار گیری در منابع تغذیه dc با ولتاژ كم و جریان بالا ایده آل هستند . اگر چه به منظور بالا بردن بازده ، این دیودها در منابع تغذیه با جریان كم نیز استفاده می شوند .

اثرات زمان بازیابی معكوس و مستقیم

. اگر كلید sw در لحظه t=o بسته شود و به حد كافی بسته باقی بماند ، یك جریان حالت پایداراز بار خواهد گذشت و دیود هرز گرد Dm جریان خواهد یافت . حالا اگر كلید دوباره در t= t1 بسته شود دیود Dm مثل یك اتصال كوتا ه عمل می كند . سرعت افزایش جریان مستقیم كلید (و دیود D1) و سرعت كاهش جریان مستقیم دیود Dm خیلی زیاد خواهد بود و به بی نهایت میل می كند . پیك جریان معكوس دیود Dm         می تواند خیلی زیاد باشد و دیود های D1 و Dm ممكن است آسیب ببیند .

دیودهای واقعی به زمان معینی برای روشن شدن نیاز دارند تا اینكه تمامی سطح پیوند رسانا شود و di/dt باید كم نگه داشته شود تا محدودیت زمان روشن شدن رعایت شود . این زمان گاهی اوقات با نام زمان باز یابی مستقیم tf   نیز ذكر می شود .

 

انواع تریستورها

تریستورها تقریبا تنها به روش تزریق ساخته می شوند . جریان آند برای انتشار از نزدیكی گیت به تمام سطح پیوند ( هنگامی كه سیگنال جهت روشن كردن تریستور اعمال می شود ) به زمان معینی نیاز دارد .

سازندگان برای كنترل di/ dt ، زمان روشن شدن و زمان خاموش شدن ، از ساختارهای متفاوتی برای گیت استفاده می كنند . تریستورها بسته به ساختار فیزیكی و محوه روشن و خاموش شدن ، به 9 دسته زیر تقسیم می شوند :

    تریستورهای كنترل فاز ( SCR )
    تریستورهای كلید زنی سریع ( SCR )
    تریستورهای خاموش شونده با گیت ( GTO)
    تریستورهای سه قطبیدو جهته ( TRIAC )
    تریستورهای هدایت معكوس ( RCT )

تریستورهای كنترل فاز

این نوع تریستورها عموما در فركانس خط كار می كنند و بوسیله كموتاسیون طبیعی خاموش می شوند . زمان خاموش شدن tq ، در محدوده 50 تا 100 u s می باشد . این تریستور بیشتر برای كلید زنی در سرعتهای كم مناسب است . نام دیگر این تریستورها تریستور مبدا می باشد . از آنجا كه اصولا تریستوریك وسیله كنترل شده از جنس سیلیكون است ، این دسته از تریستورها با نام یكسو كننده های كنترل شده سیلیكونی نیز شناخته می شوند .

ولتاژ حالت روشن VT غالباً بین 115V (برای ترانسفورماتورهای 600V) تا 125V (برای ترانسفورماتورهای 4000V) تغییر می كند و برای یك تریستور 5500A و 1200V ، معمولاً در حدود 125V است .تریستورهای جدید از یك تقویت كننده گیت استفاده می كنند . به گجونهای كه سیگنال ابتدا به گیت یك تریستور كمكی TA اعمال می شود و خروجی تقویت شده TA به گیت تریستور اصلی TM اعمال می گردد. استفاده از تقویت كننده گیت مشخصه های دینامیكی خوبی را به ما می دهد ، تنها مشخصات دینامیكی تریستور را تا حدودی بهبود بخشیده و با كم كردن یا به حداقل رساندن اندازه سلفه محدود كننده di/dt و مدارهای حفاظتی dv/dt باعث ساده شدن طراحی می شود .

تریستورهای كلیدزنی سریع

كاربرد این دسته از تریستورها در كلید زنی با سرعت بالا و همراه با كموتاسیون اجباری ست . زمان خاموش شدن این تریستورها كم و بسته به محدوده ولتاژ 5 تا s 50 است . افت ولتاژ مستقیم تریستور در حالت روشن ، تقریباً تابع معكوسی از زمان خاموش شدن tq می باشد . این تریستورها را تحت عنوان تریستور اینورتر نیز       می شناسند .

این تریستورها دارای dv/dt بالا در حد s 1000v/ و di/dt بالا در حد s 1000 A/ هستند . قطع سریع di/dt بالا عمل بسیار مهمی در كاهش اندازه و وزن مدار كموتاسیون و / یا اجزای مدار راكتیو هستن . ولتاژ حالت روشن یك تریستور 2200A,1800V حدود 17V است . تریستورهای اینورتری با قابلیت سد كنندگی معكوس خیلی محدود در حد 10V و زمان قطع بسیسار سریع بین 3 تا 5 s با نام تریستورهای نا متقارن شناخته می شوند .

تریستورهای خاموش شونده با گیت

هر تریستور خاموش شونده با گیت نظیر یك SCR می توان با اعمال یك سیگنال مثبت به گیت روشن شود . به علاوه با اعمال سیگنال منفی به گیت ،می توانیم آن را خاموش كنیم . GTO یك عنصر تثبیت كننده است و می تواند با مقادیر جریان و ولتاژ نامی مشابه SCR ها ساخته می شد . GTO با اعمال یك پالس كوچك مثبت به گیت روشن و با اعمال یك پالس منفی كوچك به گیت خاموش می شود .

مزایای GTO نسبت به SCR به این شرح است :

    حذف اجزای كموتاسیون د ركموتاسیون اجباری كه حجم ، وزن و قیمت آنها را كاهش می دهد .
    كاهش نویز الكترومغناطیسی و نویز صوتی به دلیل حذف چكهای كموتاسیون .
    قطع سریع تر ، كه كلید زنی در فركانسهای بالا را امكان پذیر می سازد .
    بهبود بازده مبدلها .

در كاربردهای توان پایین GTO ها نسبت به ترانزیستورهای دو قطبی دارای مزیت زیر هستند .

    توانایی تحمل ولتاژهای سد كنندگی بالاتر.
    نسبت بالای جریان پیك قابل كنترل به جریان متوسط
    نسبت بالای جریان خیزش پیك به جریان متوسط .
    بهره حالت روشن بالا
    سیگنال پالس گیت كوتاه . در شرایط خیزش ، GTO به دلیل عمل نورزایی ، بیشتر با اشباع می رود . در حالی كه در ترانزیستورهای دو قطبی و در چنین شرایطی ، ترانزیستور سعی دارد از اشباع خارج شود .

GTO هنگام خاموش شدن بهره كمی دارد كه معمولاً در حدود 6 است و برای خاموش شدن به یك پالس جریانی منفی نسبتاً بزرگ نیاز دارد. GTO نسبت به SCR دارای ولتاژ حالت روشن بالاتری است . به عنوان مثال ولتاژ حالت روشن یك GTO با مقادری نامی 550A,1200V برابر 34 V می باشد .

جریان پیك حالت روشن قابل كنترل ITGQ ماكزیمم جریان حالت روشن است كه می تواند با كنترل گیت خاموش شود . ولتاژ حالت خاموش بلافاصله پس از خاموش شدن دوباره اعمال می شود و dv/dt دوباره اعمال شده تنها خازن مدار پیشگیری محدود می شود . وقتی GTO خاموش می شود ، جریان بار IL كه منحرف شده و خازن مدار محافظ را شارژ می كند ، مقدار dv/dt دوباره اعمال گشته را تعیین می كند.

كه در آن خازن مدار محافظ می باشد .

تریستورهای دو جهته یا تریاك

تریاك وسیله ای است كه می تواند در هر دو جهت هدایت كند و غالباً در كنترل فاز ac استفاده می شود . هر تریاك را به صورت اتصال موازی – معكوس دو SCR كه دارای گیت مشترك هستند ، در نظر گرفت .

از آنجا كه تریاك یك وسیله دو جهته است پایه های آن نامی تحت عنوان كاتد یا آند ندارند . اگر ترمینال MT2 نسبت به ترمینال MT1 مثبت باشد ، می توان با اعمال سیگنال مثبت به گیت بین پایه های گیت G و ترمینال MT1 تریاك را روشن نمود . برای روشن كردن تریاك نیاز نیست كه دو سیگنال مثبت و منفی برای گیت داشته باشیم و وجود سیگنال مثبت یا منفی كفایت می كند . در عمل حساسیت تریاك از ربعی به ربع دیگر تغییر می كند و به طور طبیعی در ربع I+ یا در ربع III فعالیت       می كند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد چراغ راهنمایی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد چراغ راهنمایی دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد چراغ راهنمایی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد چراغ راهنمایی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد چراغ راهنمایی :

چراغ راهنمایی
بخش اول

اصول چراغ راهنمایی : فاز گردش به چپ چراغ

در این قسمت به بررسی آیین نامه ها و دستورالعملهای ایالت Oregon آمریكا در مورد فاز گردش به چپ چراغهای راهنمایی می پردازیم .
1- اصول نصب

در این بخش عبارت ‹‹ گردش به چپ مجاز ››‌1به حركت وسایل نقلیه با اجازه‌ فاز سبز یا زرد چشمك زن نشانه دار ( ) بعد از اخطار به وسایل نقلیه دیگر یا عابر پیاده اطلاق می شود . عبارت ‹‹ گردش به چپ حفاظت شده ›› 2 به گردش به چپی اطلاق می شود كه بدون دخالت وسایل نقلیه‌ دیگر یا عابرین پیاده صورت می گیرد و معمولا توسط یك چراغ سبز نشانه دار ( ) برای راننده مشخص می شود .

شرایطی كه باید از گردش به چپ حفاظت شده استفاده كرد عبارتنداز :
الف ) حجم گردش به چپ عموماً بیشتر از 200 وسیله در ساعت باشد یا اینكه حجم وسایل نقیله یك خط روبرو بیشتر از 50000 یا دو خط بیشتر از 000, 100 باشد
در شرایطی كه ‹‹ عدم تعادل خط ›› 3 بطور فاحشی وجود دارد ، دو برابر تعداد واقعی بیشترین حجم خطوط روبرو باید در محاسبات در نظر گرفته شود . فاز گردش به چپ برای یك دوره‌ پنج ساله طراحی می شود و باید برای این مدت جوابگوی ترافیك باشد .
ب ) حركت گردش به چپ سه خط یا بیشتر از ترافیك مقابل را قطع می كند .
ج) سرعت طرح خطوط مقابل بیشتر از 70 كیلومتر در ساعت باشد .
د) در سه سال گذشته طی یك دوره‌ 12 ماهه ، سه ( یا بیشتر ) تصادفات گردش به چپ ثبت شده باشد . تصادفات گردش به چپ با عابرین نیز باید در نظر گرفته شود .
ه ) فاصله دیگر ترافیك ورودی به تقاطع ، برای سرعتهای زیر از حداقل های ذكر شده كمتر باشد :
حداقل فاصله برحسب متر ( فوت ) سرعت ( برحسب مایل در ساعت )
(200 ) 60 20
(250 ) 75 25
(300 ) 90 30
(350 ) 105 35
(400 ) 120 40
(450 ) 135 45

و ) خط گردش به چپ مقابل چراغ گردش به چپ را داشته باشد یا اینكه حداقل یكی از معیارهای ذكر شده را داراباشد .

ز ) مطالعه مهندسی ، لزوم فاز گردش به چپ را تصدیق كند . آیتمهایی كه ممكن است در نظر گرفته شوند عبارتند از ( البته به این موارد محدود نمی شوند ) : حجم عابرین پیاده ، افزوده شدن زمان چراغ راهنمایی ، طرح هندسی تقاطع و حركت پذیری وسایل نقلیه‌ خاص .

2- فاز گردش به چپ منحصراً حفاظت شده
‹‹ فاز منحصراً حفاظت شده ›› 4 باید وقتی كه مطالعه‌ مهندس یكی از شرایط زیر را پییشنهاد كرد

بكار گرفته شود :
الف ) حجم گردش به چپ بیشتر از 300 وسیله در ساعت باشد یا اینكه حجم ترافیك مقابل برای یك خط بیشتر از 000, 150 و برای دو خط بیشتر از 000, 300 باشد . در شرایطی كه عدم تعادل خط بطور فاحش وجود دارد، دوبرابر مقادیر بدست آمده باید در محاسبات وارد شود .

ب ) سرعت طرح ترافیك مقابل بیشتر از 70 كیلومتر در ساعت باشد .
ج ) در سه سال گذشته در طی یك دوران 12 ماهه بیشتر از 5 تصادف ثبت شده باشد . تصادفات گردش به چپی كه با عابرین پیاده شده است نیز باید در نظر گرفته شود .
د ) گردش به چپ حداقل سه خط ترافیك مقابل را قطع كند
ه ) گردش به چپ چند خطه ارائه شده باشد .

و ) فواصل دید ترافیك ورودی به تقاطع از فواصل مشخص شده در جدول زیر كمتر باشد :
حداقل فاصله برحسب متر ( فوت ) سرعت ( برحسب مایل در ساعت )
(200 ) 60 20
(250 ) 75 25
(300 ) 90 30
(350 ) 105 35
(400 ) 120 40
(450 ) 135 45

ز ) دور زدن ( حركت U شكل ) 5 مجاز می باشد .
ح ) چراغ راهنمایی شامل فاز ‹‹‌زمان تأخیری تجاوزی ›› 6 – برای كارآیی بیشتر – می باشد . این معیار در صورتیكه بتوان زرد چشمك زن نشانه دار ( ) نصب كرد ، اعمال نمی شود .
ط ) عوامل اضافی دیگر از قبیل حجم زیاد عابر پیاده ، از افزوده شدن زمان چراغ ، طرح هندسی ، حركت پذیری وسایل خاص ، یا شرایط خاص دیگر .

3- فاز گردش به چپ حفاظت شده / مجاز و مجاز / حفاظت شده
وقتی كه حركت گردش به چپ در قسمت اول فاز ، حفاظت شده است و در قمست دوم آن مجاز ، فاز به نام ‹‹ حفاظت شده / مجاز ›› 7 خوانده می شود . اگر قسمت اول فاز مجاز باشد و قسمت دوم آن حفاظت شده آنگاه فاز به نام ‹‹ مجاز / حفاظت شده ›› 8 نامیده می شود . هردوی این حالات به اختصار PPLT نامبرده می شود . PPLT در تقاطعهایی بكار می رود كه معیارهای لزوم گردش به چپ را ارضاء می كنند اما معیارهای فاز گردش به چپ منحصرا‌ً حفاظت شده را دارا نیستند .
یك مطالعه مهندسی باید برای ارزیابی موقعیتهای مختلف صورت گیرد تا سودمندبودن PPLT مشخص شود .
اگر زرد چشمك زن نشانه دار ( ) بكار رفته است ، تعیین اینكه قسمت حفاظت شده‌ فاز اول باشد یا قسمت مجاز فاز ، بستگی به ملزومات و كارآیی تقاطع دارد .
شرایط زیر اگر وجود داشته باشد تقدم یا تأخر قسمتهای حفاظت شده و مجاز فاز گردش به چپ اختیاری است :
• تقاطع T شكل باشد و گردش به چپی از روبرو صورت نگیرد .
• گردش به

چپ مقابل ممنوع باشد یا گردش به چپی اصلاً وجود نداشته باشد مانند خیابانهای یكطرفه

4- اصلاح و برداشت فاز گردش به چپ چراغ راهنمایی
برداشتن فاز گردش به چپ منحصراً حفاظت شده مستلزم انجام یك مطالعه مهندسی كامل است . مطالعه‌اقتصادی باید شامل معیارهای زیر باشد :
الف) تصادفات ثبت شده قبل از نصب گردش به چپ حفاظت شده . اگر چراغ به خاطر تصادفات گردش به چپ نصب شده بود ،

فاز گردش به چپ منحصراً‌ حفاظت شده باید كماكان برجاباشد مگر اینكه مطالعه‌ مهندسی كاهش بالقوه‌ نقاط برخورد را تشخیص داده باشد .
ب ) تصادفات گذشته برای تعیین اینكه آیا تصادفات ‹‹‌جلو به عقب ›› 9 كاهش خواهند یافت یا خیر .
ج ) یك برآورد از كاهش تأخیر مورد انتظار برای هر وسیله كه وارد تقاطع می شود در صورتیكه فاز گردش به چپ برداشته شود .
اگر تصادفات به طور فاحشی بعد از برداشتن فاز گردش به چپ حفاظت شده افزایش یابند ، این فاز باید مجدداً نصب شود .

5- توجیه هایی در زمینه چراغهای گردش به چپ
الف) فاز گردش به چپ منحصراً‌ حفاظت شده
1) فاز گردش به چپ منحصراً حفاظت شده ای كه از چراغهای غیر قابل برنامه ریزی استفاده می كند باید تماماً دارای نشانه ( ) باشد .

2) فاز گردش به چپ منحصراً حفاظت شده كه برای یك خط توأم با گردش به چپ بكار می رود باید به همراه یك چراغ سبز دایروی ، یك سبز نشانه دار نیز بكار رود . اگر گردش به چپ باعث تداخل با ترافیك مقابل می شود یك زرد نشانه دار نیز مورد نیاز است .

3) وقتی یك فاز گردش به چپ منحصراً حفاظت شده برای یك ‹‹ خط ›› گردش به چپ بكار می رود و ‹‹ خط مجاور ›› یك خط ‹‹ چپ رو ›› 10 است ، آنگاه چراغها باید بصورت زیر باشند :
یك چراغ سه قسمتی كه تماماً‌ برای گردش به چپ نشانه دار است و :
• یك چراغ چهار قسمتی با قرمز دایروی ، زرد دایروی ، سبز نشانه ای عمودی و سبز نشانه ای گردش به چپ ، برای وقتی كه گردش به چپ بصورت تأخیری است ،

شكل اول
• یا یك چراغ پنج قسمتی با قسمتهای چراغ چهارقسمتی كه در بالا ذكر شد بعلاوه‌ یك زرد نشانه دار گردش به چپ برای خط ‹‹ چپ رو ›› ( خطی كه كنار خط گردش به چپ قراردارد و وسیله مجاز است در آن به چپ گردش نماید ) وقتی كه گردش به چپ بصورت تجاوزی عمل می كند .

ب ) فاز PPLT
1) نصب های جدید فاز PPLT باید از یك چراغ چهارقسمتی بایك زرد چشمك زدن نشانه دار بكار روند
این فرم چراغ اخیراً‌ به عنوان فرم مورد قبول پذیرفته شده است . (توسط Federal Highway Adminis tration )

2 یك چراغ پنج قسمتی – كه بعنوان فرم dog hous- شناخته می شود ، مابین و از خط گردش به چپ و خط چپ رو ممكن است مورد استفاده قرارگیرد . وقتی این فرم مورداستفاده قرارمی گیرد معمولاً یك علامت در سمت ‹‹ چپ ›› چراغ پنج قسمتی نصب می شود كه روی آن نوشته شده ‹‹‌گردش به چپ به هنگام سبز شدن مشخص می شود ›› ، این علامت بصورت سمبریك یك سبز دایروی دارد.شكل چهار یك فرم PPLT را نشان می دهد كه برای نصبهای ذكر شده قابل قبول است اما برای طرح های بزرگراهها مورد استفاده قرار نمی گیرد مگر اینكه به وسیله‌ مهندس ترافیك تأیید شود.

فاز PPLT باید تنها از چراغهای قابل برنامه ریزی زمانی استفاده كند كه باعث جلوگیری از گیج شدن راننده می شود. زمانی كه خط چپ رو وجود ندارد چراغ پنج قسمتی مطابق شكل پنجم برفراز خط گردش به چپ ( و نه مانند قبل برفراز مابین خط گردش به چپ و خط چپ رو ) نصب می شود و علامت ‹‹ گردش به چپ به هنگام سبز شدن مشخص می شود ›› در سمت ‹‹ راست ›› چراغ نصب می شود .

شكل پنجم
6- باتریهای كمكی

اگر بعضی از تقاطعها بعلت موقعیت و مشخص های اجراییشان با قطع برق مواجه بشوند ممكن است تأثیر منفی روی ایمنی و آمد و شد عمومی بگذارند . معمولاً‌ نیروهای محلی مسئول باید به سرعت بصورت موقتی خودشان به جای چراغ ، ترافیك را كنترل كنند . زمان رسیدن نیروهای محلی و در دسترس بودن آنهاممكن است جای بحث داشته باشد . بنابراین استفاده از باتریهای كمكی ممكن است مناسب باشد . یك سیستم باتری كمكی 11 ( یا پشتیبان ) می تواند بطور مداوم باعث تأمین برق چراغ راهنمایی در مواقع قطع برق شود .

 

1) اصول نصب :
این تصمیم محتاطانه باید در محدوده منطقه ای با استفاده از داده های مدیریت ترافیك منطقه صورت گیرد . در نصب این باتریها باید به موارد زیر توجه داشت :
الف) مشخصه هایی كه برای تقاطع باید رد نظر گرفته شوند عبارتند از :
• موقعیت مجزا
• تداخل با ترافیك های سرعت بالا ( سرعتهای بالایKm/s 70
• تقاطع های با ظرفیت بالا ( 000, 20 در خط اصلی )
• ورودیهایی با دید كم

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تحقیق برای درس آزمایشگاه الكترونیك صنعتی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تحقیق برای درس آزمایشگاه الكترونیك صنعتی دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تحقیق برای درس آزمایشگاه الكترونیك صنعتی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تحقیق برای درس آزمایشگاه الكترونیك صنعتی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تحقیق برای درس آزمایشگاه الكترونیك صنعتی :

كاربرد الكترونیك قدرت
از سالها پیش ، نیاز به كنترل قدرت الكتریكی در سیستم های محرك موتورهای الكتریكی و كنترل كننده های صنعتی احساس می شد . این نیاز ، در ابتدا منجر به ظهور سیستم وارد – لئونارد شد كه از آن می توان ولتاژ dc متغیری برای كنترل محركهای موتورهای dc به دست آورد . الكترونیك قدرت ، انقلابی در مفهوم كنترل قدرت ، برای تبدیل قدرت و كنترل محركهای موتورهای الكتریكی ، به وجود آورده است .

الكترونیك قدرت تلفیقی از الكترونیك ، قدرت و كنترل است . در كنترل ، مشخصات حالت پایدار و دینامیك سیستم های حلقه بسته بررسی می شود . در قدرت ، تجهیزات ساكن و گردان قدرت جهت تولید ، انتقال و توزیع قدرت الكتریكی مورد مطالعه قرار می گیرد . الكترونیك درباره قطعات حالت جامد و مدارهای پردازش سیگنال ، جهت دستیابی به اهداف كنترل مورد نظر تحقیق و بررسی می كند . می توان الكترونیك قدرت را چنین تعریف كرد : كاربرد الكترونیك حالت جامد برای كنترل و تبدیل قدرت الكتریكی .ارتباط متقابل الكترونیك قدرت با الكترونیك ، قدرت و كنترل در شكل نشان داده شده است .

الكترونیك قدرت مبتنی بر قطع و وصل افزارهای نیمه هادی قدرت .با توسعه تكنولوژی نیمه هادی قدرت ، توانایی در كنترل قدرت و سرعت و وصل افزارهای قدرت به طور چشمگیری بهبود یافته است . پیشرفت تكنولوژی میكروپرسسور / میكروكامپیوتر تاثیر زیادی روی كنترل و ابداع روشهای كنترل برای قطعات نیمه هادی قدرت داشته است . تجهیزات الكترونیك قدرت مدرن از (1) نیمه هادیهای قدرت استفاده می كند كه می توان آنها را مانند ماهیچه در نظر گرفت ، و (2) از میكروالكترونیك بهره می جوید كه دارای قدرت و هوش مغز است .

الكترونیك قدرت ، جایگاه مهمی در تكنولوژی مدرن به خود اختصاص داده است و امروزه از ان در محصولات صنعتی با قدرت بالا مانند كنترل كننده های حرارت ،نور ، موتورها ، منابع تغذیه قدرت ، سیستم های محرك وسایل نقلیه و سیستم های ولتاژ بالا (فشار قوی) با جریان مستقیم استفاده می كنند . مشكل بتوان حد مرزی برای كاربرد الكترونیك قدرت تعین كرد ، بویژه باروند موجود در توسعه افزارهای قدرت و میكروپروسسورها ، حد نهایی الكترونیك قدرت نا مشخص است . جدول زیر بعضی از كاربردهای الكترونیك قدرت را نشان می دهد .

 

تاریخچه الكترونیك قدرت
تاریخچه الكترونیك قدرت با ارائه یكسو ساز قوس جیوه ای ، در سال 1900 شروع شد . سپس ، به تدریج یكسو ساز تانك فلزی ، یكسو ساز لامپ خلاء با شبكه قابل كنترل ، اینگنیترون ، فانوترون ، و تایراترون ارائه شدند . تا دهه پنجاه برای كنترل قدرت از این افزارها استفاده می شد .

اولین انقلاب در صنعت الكترونیك با اختراع ترانزیستور سیلیكونی در سال 1948 توسط باردین ، براتین ، و شاكلی ، درآزمایشگاه تلفن بل ، آ‎غاز شد . اغلب تكنولوژی های الكترونیك پشرفته امروزی مدیون این اختراع است . در طی سالها ، با رشد و تكامل نیمه هادیهای سیلیكونی ،‌میكروالكترونیك جدید به وجود آمد . پیشرفت غیر منتظره بعدی نیز ، در سال 1956 در آزمایشگاه بل به وقوع پیوست ، اختراع ترانزیستور تریگردار PNPN ، كه به تایریستور یا یكسوساز قابل كنترل سیلیكونی (SCR) معروف شد .
انقلاب دوم الكترونیك در سال 1958 با ساخت تایریستور تجاری توسط كمپانی جنرال الكتریك ، شروع شد . این آغاز عصر نوینی در الكترونیك قدرت بود . از آن زمان ، انواع مختلف افزارهای نیمه هادی قدرت و تكنیكهای گوناگون تبدیل قدرت ابداع شده است . انقلاب میكروالكترونیك توانایی پردازش انبوهی از اطلاعات را با سرعتی باورنكردنی به ما داده است . انقلاب الكترونیك قدرت ، امكان تغییر شكل و كنترل قدرتهای بالا رابا راندمان فزاینده ای فراهم ساخته است .

امروزه با پیوند الكترونیك قدرت ، ماهیچه ، با میكروالكترونیك ، مغز ، بسیاری از كاربردهای بالقوه الكترونیك قدرت ظهور می كند و این روند به طور مستمر ادامه خواهد یافت . در سی سال آینده الكترونیك قدرت انرژی الكتریكی را در هر نقطه از مسیر انتقال، بین تولید و مصرف ،‌تغییر شكل می دهد و به صورتی مناسبی تبدیل می كند . انقلاب الكترونیك قدرت از اواخردهه هشتاد و اوایل دهه نود تحرك تازه ای یافته است .

الكترونیك قدرت و محركهای الكتریكی چرخان
از سالهای 1950 به بعد تكاپوی شدیدی در توسعه ، تولید ، و كاربرد وسایل نیمه هادی وجود داشته است . امروزه بیش از 100 میلیون وسیله در هر سال تولید می شود و میزان رشد آن بیشتر از 10 میلیون وسیله در سال است . این تعداد به تنهایی مشخص كننده اهمیت نیمه هادیها در صنایع الكتریكی است .
كنترل بلوكهای بزرگ قدرت توسط نیمه هادیها از اوایل سال های 1960 شروع شد .بلوكهای بزرگ قدرت كه قبلاً به چندین كیلو وات اطلاق می شد ، امروزه متضمن چندین مگا وات است .

اینك تولید تعداد نیمه هادیهایی كه قادرند جریانی بیشتر از 5/7 آمپر از خود عبور دهند بالغ بر 5 میلیون در سال است كه ارزش كل انها در حدود 5/8 میلیون لیره استرلینك یا 20 میلیون دلار (و یا 5/1 میلیارد رسال ) است . نرخ رشد نیمه هادیهای قدرت كه به تیریستور موسومند به پای نرخ رشد ترانزیستور رسیده است .
عمده ترین جزء مدارهای الكترونیك قدرت تریستور است ، و آن یك نیمه هادی سریعاً راه گزین است كه كاركردش مدوله كردن قدرت سیسمتهای الكتریكی جریان مستقیم و جریان متناوب است . عناصر دیگر مورد استفاده در الكترونیك قدرت تمامی به منظور فرمان و محافظت تریستورها به كار گرفته می شوند . مدوله كردن قدرت بین 100 وات تا 100 مگا وات با روشن و خاموش كردن تریستور با ترتیب زمانی خاص امكان پذیر است .

خانواده تیریستور كه یك گروهی از وسایل چهار لایه سیلیكونی است ، مركب از دیود، تریود ، وتترود است . مهمترین كلید نیمه هادی قابل كنترل كه در كنترل قدرت به كار میرود یكسو كننده قابل كنترل سیلیكونی است ، كه یك كلید قدرت یك طرفه است ، و نیز تریاك كه به صورت یك كلید قدرت دو طرفه عمل كی كند.
كلیدهای فوق می توانند در عمل یكسو سازی ، عمل تبدیل جریان مستقیم به جریان متناوب و عمل تنظیم توان الكتریكی به كار گرفته شوند. جای تعجب نیست كه مردم از دیدن كلیدی به اندازه یك بند انگشت ولی با قابلیت تبادل قدرتی نزدیك به یك مگاوات برانگیخته شوند تیریستور این چنین كلید است . این كلید اصولاً یك ابزار دو حالتی (قطع و وصل) است ، لكن اگز از خروجی نسبت به زمان میانگین گرفته شود می تواند به طور خطی كنترل شود . لذابرای كنترل محركهای الكتریكی مفید است .

تیریستور به علت قابلیت ارائه یك آمپدانس بی نهایت یا صفر در دو سر خروجی خود یك عنصر ایده ال برای واگردانها (مبدلها) محسوب می شود . سیستم تیریستوری می توان یك منبع قدرت نا مناسب را به یك منبع تغذیه مناسب تبدیل كند . مثلاً ایجاد یك منبع تغذیه جریان مستقیم از یك منبع تغذیه جریان متناوب و یا به دست آوردن یك منبع تغذیه فركانس متغیر از یك منبع فركانس ثابت ،تنوع زیاد الكترونیك قدرت را نشان میدهد .

محركهای الكتریكی چرخان
یكی از مهمترین موارد استعمال الكترونیك قدرت كنترل محركهای الكتریكی است . البته زمینه های كاربرد مهم دیگری نیز زا قبیل واگردانی معمولی قدرت الكتریكی (مبدلهای جریان مستقیم به جریان متناوب و بالعكس ) ایجاد حرارت القایی (كوره های القایی) كنترل شدت نور (در لامپهای الكتریكی )و گوش به زنگ نگه داشتن منابع تغذیه یدكی وجود دارد .

ولتاژ پایانه (ورودی )(محركهای الكتریكی ) یكی از عمده ترین پارامترهای تنظیم كردنی است كه برای كنترل مشخصه های یك موتور، مورد استفاده قرار می گیرد . مهمترین مشخصه مورد كنترل در موتورهای الكتریكی سرعت است . قبل از اختراع تیریستور روشهای مرسوم برای تنظیم سرعت افزودن مقاومت به خط و یا استفاده ازدستگاههای موتور – ژنراتور بود . در این روشها موتورهای كموتاتوری مناسبتر و رضایتبخش تر بودند . گاهی نیز سیتم تغییر فركانس و یا تغییر قطب مورد استفاده قرار می گرفتند . همچنین زمانی یكسو كننده های جیوه ای و تقویت كننده های مغناطیسی در سیتهای كنترل جایگاهی پیدا كردند، اما اكنون به نظر می رسد كه فقط در موارد خاصی سیستمهای كنترل تیریستوری نتوانسته اند جایگزین روشهای كنترل قدیمی شوند .
تیریستورها برای كنترل محركهای الكتریكی ، از وسایل خانگی مثل مته برقی ، مخلوط كنها ، آسیابها و دستگاههای تهویه گرفته تا سیستمهایی با محركهای فركانس متغیر مورد استفاده در كارخانه های نساجی ، به قدرت 5 مگا وات و یادستگاههای كنترل شده با نیمه هادی برای تحریك توربو – آلترناتور ها در كارخانه های نورد فولاد به قدرتهای 50 مگاوات مورد استفاده قرار گرفته اند .

محركهای الكتریكی جریان مستقیم
موتور جریان مستقیم برغم اینكه جا به جا كن (كموتور ) دارد و از موتور جریان متناوب با موتور اسمی مشابه بزرگتر است ، ولی به علت اماكن وسیع كنترل سرعتش كه توسط كنترل ولتاژ ورودی آن صورت می گیرد ، رایجتر است . به این منظور منبع تغذیه به طور غیر پیوسته به نحو موثری توسط مدار تیرستوری قطع و وصل می شود. با تغییر نسبت زمان قطع به وصل منبع تغذیه می توان مقدار متوسط ولتاژ را در پایانه های (دو سر ورودی ) موتور تنظیم كرد . فركانس قطع و وصل با كلید زنی تیریستور به قدری سریع است كه موتور به جای ضربه های تكی با مقدار متوسط ولتاژ كار می كند .

در شكل زیر برای مدوله كردن مقدار متوسط ولتاژ مستقیم در پایانه های موتور چهار روش نشان داده شده است . در دو روش اول منبع تغذیه جریان متناوب است و این جریان توسط پل یكسو ساز قابل كنترل به جریان مستقیم تبدیل می شود. در روش كنترل سیكلی انتگرالی یك یا چند تا از نیم سیكلها درخروجی یكسو ساز در یك زمان حذف می شوند . این روش فقط در جریانهای متناوب فركانس بالا برای اجتناب از نوسان موتور در حوالی سرعت متوسطش مناسب است . در این روش ضریب قدرت بار الكتریكی مربوط به طرف a.c زیادی است .

درروش كنترل فاز برای كنترل مقدار متوسط ولتاژ مستقیم تیریستور فقط در طول قسمت معینی از هر یك از نیم سیكلها هدایت می كند . در این روش ضریب قدرت با كمتر ، ولی گسنره ولتاژ (به علت امكان روشن شدن تریستور از صفر تا 180 درجه در نیم سیكلهای مثبت موجود ) وسیعتر است .

دو روش دوم برای تنظیم ولتاژ پایانه (ورودی ) موتور موقعی كه از منبع تغذیه ولتاژ ثابت استفاده می شود ، مشابه یكدیگرند . تیریستور با قطع و وصل خیلی سریع خود ولتاژ ورودی را برش می دهد . در خروجی مدار تیریستور یك سری پالس ولتاژ متوسطی كه كمتر از ولتاژ ورودی است ایجاد می كند . این مدار تیریستوری را مدار برشگر گویند . با وجود اینكه در هر دو روش زمان هدایت تیریستور Ton و یا زمان قطع آن Toff ثابت است ، لیكن در مواقع ضروری می توان هر دو را تغییر داد .

برای كنترل سرعت اكثر موتورهای جریان مستقیم (به علت اینكه تیریستور در حال هدایت ، در آخر نیم سیكل به خاطر پایین آمدن سطح ولتاژ تا صفر ولت به طور طبیعی خاموش می شود و در نتیجه مدار كمكی جهت قطع جریان تریستور مورد نیاز است ) استفاده از منبع تغذیه جریان متناوب معمول است .زیرا در اینجا تیریستور برای خاموش شدن با مشكلی مواجه نمی شود. اما مواقعی كه منبع تغذیه موتورهای جریان مستقیم بایستی باطریها و پیلهای سوختی باشند ، از مدارهای برشگر استفاده می شود. در كلید زنی سریع بایستی از تیریستورهای مخصوصی استفاده شود . در این مدارها چون پس از روشن شدن تیریستور هموراه ولنتاژژ مستقیمی بین كاتد و اند وكاتدش خاموشی تیریستور استفاده كرد . چنانچه پیداست كنترا از طریق برشگر پیچیده است ، ولی با وجود این مورد استفاده قرار می گیرد .(این روش موارد استعمال زیادی در خودروهای برقی دارد ).

در كارخانجات نورد فولاد ، موتورهای جریان مستقیم و با سرعت قابل تنظیم سابقاً توسط دستگاههای موتور ژنراتور كه ولتاژ dc متغیر و برگشت پذیری را فراهم ی كرد كنترل می شد ، این سیستم در حال حاضر با دستگاههای الكترونیك قدرت جایگزین شده است . در نتیجه بازده و قابلیت اعتماد آن بیشتر هزینه ترمیم و نگهداری كمتر ، و جواب دهی سریع حاصل شده است . سیستم الكترونیك قدرت برخلاف سیستم موتور – ژنراتور كه در ان موتور یك ماشین سنكرون (همزمان ) است ، قادر به ایجاد ضریب قدرت پیش فاز نیست و این تنها عیب این سیستم است.

در خودروهای الكتریكی موتورهای مجهز به جابه جا كن جریان متناوب تك فاز به علت مشكلات جا به جایی با موتورهای جریان مستقیم كنترل تیریستوری جایگزین شده اند .

برشگرهای dc
در بسیاری از كارهای صنعتی لازم است كه منبع ولتاژ dc ثابتی به منبع ولتاژ dc متغیری تبدیل شود . برشگر dc مستقیماً dc را به dc تبدیل می كند و آن را مبدل dc به dc نیز می نامند .
برشگر را می توان معادل dc ترانسفورمر ac در نظر گرفت كه نسبت دورهای آن به طور پیوسته قابل تغییر باشد . از برشگر dc مانند ترانسفورمر می توان برای افزایش یا كاهش ولتاژ منبع dc استفاده كرد .
برشگرها كاربرد گسترده ای در كنترل موتورهای كششی در اتومبیلهای برقی ، واگن های برقی شهری ، جرثقیلهای دریایی ، بالابرها و وسایل باركشی در معادن دارند . آنها شتاب را با ملایمت و یكنواختی كنترل می كنند ، راندمان زیاد و پاسخ دینامیكی سریعی دارند . برشگرها در ترمز بار تولید موتورهای dc برای برگشت انرژی به منبع تغذیه به كار می روند ،و این مشخصه باعث صرفه جویی انرژی در سیستم های حمل و نقلی می شود كه دارای توقفهای مكرر باشند . برشگرها در گورلاتورهای ولتاژ dc و همچنین در اتصال با یك سلف برای ایجاد منبع تغذیه dc بویژه برای اینورتر منبع جریان به كار می روند .

اصول كار كاهش ولتاژ
اصولی كلی كار را می توان با شكل پائین ا الف شرح داد . هنگامی كه سوئیچ SW به مدت t1 بسته باشد ، ولتاژ ورودی Vs به دو سر بار می افتد . اگر سوئیچ به مدت زمان t2 باز بماند ، ولتاژ دو سر بار صفر خواهد بود . شكل موجهای ولتاژ خروجی و جریان بار نیز در شكل ب نشان داده شده است . سوئیچ برشگر را می توان با استفاده از BJT(1) قدرت . MOSFET (2) قدرت ، GTO (3) ، یا (4) تایریستور باكموتاسیون اجباری ساخت . افزارهای عملی ، افت ولتاژ محدودی بین 5/0 تا 2V دارند . و برای سادگی از افت ولتاژ این افزارهای نمیه هادی قدرت صرف نظر می كنیم .

متوسط ولتاژ خروجی از رابطه زیر بدست می آید :
و متوسط جریان بار Ia= Va/R = KVs/R كه T دوره تناوب برش ، K=t1/T كاركرد برشگر و f فركانس برش است . فركانس برش F (یا دوره تناوب برش t) ثابت نگه داشته می شود و زمان روشن بودن ، t1 ، تغییر داده می شود . پهنای پالس تغییر می كند و این نوع كنترل مدولاسیون عرض پالس (PWM) نامیده می شود .
فركانس برش f تغییر می كند. زمان روشن بودن ، t1 ، یا زمان خاموش بودن ، t2 ثابت نگهداشته می شود . این روش مدولاسیون فركانس نامیده می شود . فركانس باید در محدوده وسیعی تغییر داده شود تا محدوده كامل ولتاژ خروجی حاصل شود . این روش كنترل باعث ایجاد هارمونیكهای در فركانسهای غیر قابل پیش بینی می شود و طراحی فیلترها مشكل خواهد بود .

كار برشگر را می توان به دو حالت تقسیم كرد . در حالت 1 برشگر روشن می شود و جریان از منبع تغذیه به بار جاری می شود . در حالت 2 برشگر خاموش می شود و جریان بار از طریق دیود هرز گرد Dm جاری می شود . مدارهای معادل برای این دو حالت در شكل زیر الف نشان داده شده است . شكل موجهای جریان بار و ولتاژ خروجی در شكل زیر ب نشان داده شده است .

اگر زمان خاموشی بویژه در فركانس پایین و ولتاژ خروجی كم طولانی باشد ، جریان بار ممكن است ناپیوسته شود . جریان بار هنگامی پیوسته خواهد بود كه L/R>>T یا Lf>> R باشد .

اصول كار افزایش
از برشگر می توان برای افزایش ولتاژ dc استفاده كرد و آرایش مداری كار افزایش در شكل الف نشان داده شده است . هنگامی كه سوئیچ SW به مدت t1 بسته می شود ، جریان سلف افزایش می یابد و انرژی در سلف L ذخیره می شود . اگر سوئیچ به مدت t2 باز بماند ، انرژی ذخیره شده در سلف از طریق دیود D1 به بار منتقل می شود . و جریان سلف افت می كند . با فرض پیوسته بودن جریان ، شكل موج جریان سلف در شكل پائین ب نشان داده شده است .

هنگامی كه برشگر روشن می شود ولتاژ دو سر سلف عبات است از :
اگر خازن بزرگ CL همانطور كه در شكل بالا الف با خط چین نشان داده شده است ، به دو سربار وصل شود ، ولتاژ خروجی پیوسته خواهد بود و V0 همان مقدار متوسط Va را خواهد داشت .
ولتاژ دو سر بار را می توان با تغییر دوره كاركرد K افزایش داد و حداقل ولتاژ خروجی ، هرگاه K=0 باشد ، برابر Vs است . اما برشگر نمی تواند به طور مداوم روشن باشد تا K=1 شود . به ازای مقادیر K كه به سمت یك میل كند ، ولتاژ خروجی بسیار بزرگ و همانطور كه در شكل بالا ج نشان داده شده است به تغییرات K بسیار حساس می شود .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید