بررسی انقلاب ایران و جهان امروز

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی انقلاب ایران و جهان امروز دارای 59 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی انقلاب ایران و جهان امروز  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

انقلاب ایران و جهان امروز
انقلاب ایران پایان نیافته است . بازماندگان متفق انقلابی که در فوریه 1979 قدرت را به دست آوردند ، ناظر بر انحلال نظام سیاسی سلسله پهلوی و ساختار اقتصادی ایران بودند ، اما نه تنها نتوانستند قابلیتهای هماهنگی در اداره امور از خود نسان بدهند ، بلکه حتی یک دولت لایق که به تلاشهای انقلابی جهت دهد و جنگ را بطور موثر علیه عراق اداره کند ایجاد نکردند . نهادهای متزلزل جوشیده از انقلاب ، گروگانگیری ، جنگ و برخوردهای پایان ناپذیر چپگرایان و افراطیون اسلامی را در هم آمیخت . بدین سان بیشتر گروههای مجاهدین افراطی ( حدود یک سوم از کل مجاهدین ) برای به بن بست کشاندن استقرار هر ن.ع رابطه مجدد بین ایالات متحده و رژیم خمینی ، صلاح خود را در همکاری با فداییان دیدند . حتی تا آن جا که دهها تن از دیپلماتهای امریکا را بیش از یک سال در اسارت نگاهداشتند .
رفتار خارج از عرف کسانی که پس از انقلاب به قدرت رسیدند تقریباً در همه پایتختهای جهان امواجی تکان دهنده پدید آورد . پس از آن ، بحران گروگانگیری وسیعاً موجب تشدید انزوای ایران گردید . اگر چه این مانع بزرگ از سر راه شده است ،سیاست خارجی کشور همچنان با آشفتگی کامل دست به گریبان است .
این غیر ممکن است که بتوان فراز و نشیبهایی که ایران هنوز باید طی کند پیش بینی نمد ، اما مسیر تکاملی آینده ، مطمئناً بر مبنای حوادث گذشته و عکس و العمل در مفابل این حوادث شکل خواهد گرفت . آنچه در ایران اتفاق افتاد دور نماهای جالبی از عملکرد جوامع در تغییرات بزرگ اجتماعی و پی آمدهایی که برای نظام جهانی می تواند داشته باشد ارائه داد .

ایران بر حسب تئوری و عمل انقلاب
از نظر تئوری مهمترین پرسش این است که اگر توسط کسانی که درگیر وقایع بودند ، سیاست و تدبیر دیگری اتخاذ می گردید ، آیا انقلاب ایران قابل پیش گیری بود و یا حداقل امکان داشت به راهی که کمتر افراطی و ویران کننده باشد سمت داده شود . از سال 1963 تا 1978 طی 15 سال توسعه و پیشرفت در ایران ، همه کس از نظر مادی منتفع گردید ، برخی کمتر و برخی بیشتر .
هر چند که توده های مردم از نظر روانی با ساختار حکومت بیگانه شدند . مردم متوجه گردیدند که از داشتن حق اظهار عقیده موثر در امور سیاسی مملکت محروم شده اند و یا نسبت به دیگران به صورت اتباع درجه دوم در آمده اند . چیزی که در ایران اتفاق افتاد موید این نظر است که انقلاب زمانی به وقوع نمی پیوندد که شرائط زندگی در بدترین وضع باشد ، بلکه هنگامی حادث می شود که وضع رو به بهبودی می رود اما با انتظارات هماهنگ نگاهداشته نمی شود . اگرچه شاه قولهای زیادی داد اما دولت در اجرای آن سرعت کافی به خرج نداد ، و مهم نبود که اوضاع چقدر بهبود یافته. بدین ترتیب هنگامی که سیاست توسعه اقتصادی با دوران متلاطم سالهای1977و1978مواجه گردید،هر کس از هر قشر وطبقه اجتماعی بیشتر به سویی گرایش پیدا کرد که با پرسیدن
“برای من چه کاری انجام دادهاید؟” شاه را برای کمبودهای درمان ناپذیر مقصر بداند.
یک نظریه ساده پیش پا افتاده باید دور ریخته شود.این صحت نداردکه مردم همیشه از دولتی پشتیبانی می کنند که معیارهای زندگی آنها رابهبود بخشیده است.شاه به دلیل پیشرفتهای اقتصادی که خود موجب شده بود،تصور کرد که مردم حمایت خو د از رژیم او ادامه خواهند داد.همچنان که اوضاع بهتر شد،توجه مردم بیش از پیشاز مسایل مربوط به خود معطوف گردید.
تمایل مردم به داشتن یک نقش سیاسی واقعی و یا دست کم داشتن تصوری از یک نقش سیاسی بطور وسیع افزایش یافت. در لحظه سرنوشت ساز، که وفاداری به سلطنت پهلوی در تعادل بود، شاه به شیطانی که خود می شناخت- دیکتاتوری- روی آورد، و نه به شیطانی که نمی شناخت-  مشارکت سیاسی غیر انحصاری.

منابع:
1-ایرانی ها/ ایران، اسلام و روح یک ملت
ساندرا مک کی
ترجمه/ شیوا رویگریان.
تهران/ ققنوس
2- درون انقلاب ایران
دکتر. جان. دی. استمپل
ترجمه/ دکتر منوچهر شجاعی.
چاپ دوم/ 1378
تهران/ موسسه خدمات فرهنگی رساگ
3- فرهنگ، سیاست و تحول اجتماعی
دکتر انور خامنه ای
چاپ اول/1378
تهران/ انتشارات چاپخش

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی علل پیدایش تفکر صهیونیسم و دولت اسرائیل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی علل پیدایش تفکر صهیونیسم و دولت اسرائیل دارای 207 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی علل پیدایش تفکر صهیونیسم و دولت اسرائیل  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

فهرست مطالب

چکیده      
مقدمه     1
جنگی خاموش و شگفت     7
 آتش افروز جنگها     10
دوگانگی در اخلاق     11
دورویی یك سكه     13
سرزمین بدون مرز     17
افسانه امنیت اسرائیل     20
نیم نگاهی به روابط آمریكا و اسرائیل     22
امام خمینی ومساله‌ی فلسطین     24
خصلتهای قومی یهود     30
     اوضاع یهودیان در اروپا
معظلی بنام یهود درغرب     33
ایفای نقش مزدوری     36
یهود در نگاه اروپائیان     40
 اسپانیا     49
 انگلستان     54
 فرانسه     58
آلمان     61
روسیه     64
زندگی در گتو    70
تصویری از اوضاع گتو    72
 زیستن در گتو اجبار یا اختیار؟    76
گتو در دوران معاصر     80
     عوامل نفرت از یهود
گشتن عیسی مسیح     83
بغض و كینه نسبت به دیگران     85
خون آشامی     89
انزوا و  درون گرائی     91
 خود برتر بینی و نژاد پرستی     92
فعالیتهای اقتصادی غیر تولیدی     94
 تجارت برده     96
تجارت در عرصه فحشاء     98
ربا خواری     101
 انحصار معاملات طلا و نقره     104
رشوه     104
جاسوسی     105
 اشاعه بیماری و ایجاد مسمومیتهای جمعی     108
تحریف كتابهای آسمانی     110
یهود و مافیا     112
    وضع یهودیان در جوامع اسلامی
 یهود در عصر پیامبر اسلام     117
یهود در قرآن كریم     119
رفتار مسلمانان با یهودیان اهل ذمه     120
رفتار یهودیان صاحب منصب با مسلمانان     127
     بررسی زمینه‌های تاریخی اشغال فلسطین
تمهید مقدمات و نخستین اقدامات     130
 هرتزل و دولت یهود     133
 كنفرانسهای صهیونیسم     135
 نقش هربرت ساموئل     137
 فلسطین در كام صهیونیسم     141
 جنگ 1948 م ، نماد خیانت و خفت     150
 
تاثیر عناصر دینی در قضیه‌ی اشغال فلسطین
 صهیونیسم مسیحی     158
 ظهور مجدد ودولت هزار ساله مسیح     161
 صهیونیسم مسیحی در سده‌های 16 تا 18 میلادی     164
صهیونیسم مسیحی در سده‌ی نوزدهم     166
 صهیونیسم مسیحی آمریكایی و اسرائیل     172
      آمریكا زیر سلطه‌ی یهود
پیشینه تاریخی یهود در آمریكا     175
 دامنه و عمق نفوذ     176
 لابی صهیونیستی     185
سازمان آیپاك     191
خدمات و كمكهای ایالات متحده به اسرائیل     194
       
مقدمه
   واژه « یهودی» مشترک لفظی میان دو معناست:
الف) پیرو «دین یهود».
ب) وابسته به «نژاد یهود».
  توجه به این تقسیم از آن جهت ضروری است که باید حریم پیروان آیین موسوی را از آنچه دامن یک مشت نژاد پرستان تنگ نظر و مدعی یهودیت را آلوده است، مبرا سازیم.
سران صهیونیسم ، همواره از «یهودیت» به عنوان یک ابزار، برای تحقق اهداف نژاد پرستانه خویش بهره برده و حتی گاه اظهارالحاد و بی دینی نیز ابایی نداشته‌اند.
ماکس نورداو از برجسته ترین چهره های نژاد پرست صهیونیسم، و دوست بسیار نزدیک هرتزل ، با سخنان قاطع و صریح خود ، تاکید کرده است:
یهودیت ، دین نیست ، بلکه تنها مسئله خون ونژاد است .
وی که آشکارا به کفر تظاهر می‌کرد، تورات را به عنوان یک فلسفه، کودکانه خواند و به عنوان یک نظام اخلاقی، چندش آورشمرد وکتاب دولت یهودی هرتزل را هم سنگ کتاب مقدس قرار داد. لویس براندیس رهبر صهیونیست های آمریکا، در سخنرانی خود به سال 1915 م اظهار داشت:
یهودیت ، مسئله تعلق خونی است.
خود هرتزل، بنیان گذار صهیونیسم سیاسی نیز به حاخام بزرگ پاریس ، آشکارا اعلام کرد:
من در طرح خود ، هرگز از هیچ کدام از تعالیم دینی فرمان نمی برم.
و در پاسخ به این پرسش که رابطه ات با تورات چگونه است؟ گفت: « من اندیشمندی آزادم».
همچنان که مصوبات نخستین کنفرانس صهونیستی (بال- 1897م) به ریاست تئودور هرتزل، نیز فاقد هرگونه اشاره به دیانت یهودی بود.
 ولادیمیر ژابوتنسکی (1880-1940) چهره سرشناس دیگر صهیونیسم، می گفت:
من بنایی هستم که در ساخت معبد جدید برای پروردگارم که نامش ملت یهود است،شرکت کرده ام.»
اینگونه اظهارات آشکار ملحدانه را در بیانات دیگر رهبران سیاسی صهیونیسم، همچون پینسکر، کلاتزکین ، حاییم وایزمن ، ناحوم گلدمن ، بن گوریون و … به فراوانی می توان یافت.
به همین دلیل است که آحادهاعام معلم روحی وایزمن گفته است:
بیشتر شخصیت‌های بزرگ ما که به لحاظ تحصیلات علمی و جایگاه اجتماعی، شایسته زمامداری در دولت یهود اند، واقعاً از روح دیانت یهودی بی بهره اند.
لائیک بودن دولتمردان رژیم صهیونیستی، موجب شده است که وابستگی نژادی در نظر آنان ، بسی مهم تر از اعتقادات دینی رقم بخورد. از نگاه این نژاد پرستان، یک یهودی هر قدر که از اصل دیانت یهود فاصله بگیرد، هرگز از قالب یهودی بودن خود خارج نمی‌شود.
دیوید دیوک عضو اسبق کنگره آمریکا، درا ین مورد می نویسد:
شرط پذیرش مهاجر یهودی به اسرائیل، داشتن التزام دینی و باورهای یهودی نیست. مهاجر می تواند بی دین و یا مثلاً رسماً کمونیست باشد . این ها مهم نیست، تنها باید معلوم باشد که او از تیره یهودیان است.
دیوک در جای دیگری از کتاب خود می گوید:
دست کم 4/3 یهودیان و اسرائیلیان، اعتقادی به خدا ندارند (و بی دین اند) .
این مدعیان یهودیت،« آیین یهود » و « زبان عربی» را تنها به عنوان حلقه الوصل‌و‌عامل وحدت میان یهودیان سراسر جهان برگزیده اند.
در توضیح جمله اخیر باید گفت :
نظر به این بود که یهودیان در طول تاریخ ، به عنوان یک اقلیت وابسته به جامعه اکثریت ، در سراسر جهان پراکنده بوده اند، قهراً نمی توانسته اند از تاثیرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه میزبان، برکنار باشند.
گرچه آنان با اعتقاد به برتری نژادی و ممتاز بودن از دیگر اقوام و ملل و با اتصاف به ویژگی درون گرایی و ایجاد یک جامعه بسته ، می کوشیده اند از امتزاج و اختلاط با جامعه اکثریت بپرهیزند ، اما هرگز نمی توانسته اند از این تاثیرات ، به طور کلی بر کنار باشند. چنان که یهودیان سیاه پوست فلاشا و یهودیان هلند، فرانسه، هند، مراکش، ایران،ترکیه، روسیه و… از جهات بسیاری با یکدیگر متفاوتند. هر یک تاریخی جدا و زبان، آداب و رسوم و فرهنگی گوناگون دارند.
روشن است که مهاجرت یهودیانی این چنین، به سرزمینی چون فلسطین اشغالی و ایجاد یک تشکل انسانی مونتاژ شده، نمی‌تواند موجبات تشکیل یک ملت واحد را به معنای صحیح کلمه فراهم آورد.
این امر، از معضلات پیچیده و مشکلات اساسی رژیم صهیونیستی‌است که با همه برنامه های آموزشی ویژه ای که در مدارس و هم از طریق رسانه ها برای عموم، به منظور همسان سازی فرهنگ افراد جامعه، انجام می گیرد، هنوز پس از گذشت قریب شش دهه، موفق به حل آن نشده است.
خاستگاه این مشکل آنجاست که اسرائیل، یهودیان مهاجر حدود یک صد کشور جهان را در خود جای داده است. از سفید پوستان شمال اروپا تا سیاه پوستان هند و آفریقا، همه اعضای این جامعه اند .
این تنوع فرهنگ، ملیت، رنگ و زبان که در صدها روستا و شهر و شهرک صهیونیست نشین، ظهور و بروز دارد، در هیچ نقطه ای از جهان، با محدوده ای این چنین و جمعیتی کمتر از چهار میلیون نفر، قابل مشاهده نیست. از این روست که اخبار رادیو اسرائیل، نه تنها به زبان عبری و عربی که به انگلیسی، فرانسه، اسپانیولی، یدیشی، آلمانی، روسی و … نیز پخش می‌شود.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی حقانیت امام علی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی حقانیت امام علی دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی حقانیت امام علی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

مقدمه                                       
1-    سند حدیث غدیر      6
2-    شناخت واقعه غدیر     7
3-    غدیر در قران      9
4-    روز تبریک و تهنیت     9
5-    جانشین پیامبر    10
6-    لزوم تعیین جانشین     10
7-    پاره ای از سخنان حکمت آمیز علی   17
8-    نتیجه گیری    22
9-    منابع و ماخذ     23           

مقدمه
هر ملتی همواره سعی می‏كند زیبائیهای تاریخ خویش را بیرون بكشد و ارائه دهد و حتی الامكان روی زشتیهای تاریخ خود را می‏پوشاند . حوادث‏ غرورآمیز تاریخ یك آیین و یا یك مسلك نشانه‏ای از اصالت و حقانیت آن‏ تلقی می‏شود و رغبتها را بدان می‏افزاید ، و اما حوادث نامطلوب تاریخ آن‏ سبب تردید در اصالت آن می‏گردد و نشانه‏ای از ضعف نیروی خلاقه آن تلقی می‏شود . بحث در خلافت و امامت و حوادث ناگوار صدر اسلام و تكرار زیاد آن جریانهای نامطلوب مخصوصا در عصر حاضر كه نسل جدید از نظر دینی دچار بحران روحی است از ایمان و شور و علاقه آنها به اسلام می‏كاهد . در گذشته‏ ممكن بود كه این بحثها اثر مطلوب داشته باشد و توجهات را از یك شاخه‏ اسلامی به سوی شاخه دیگر آن معطوف سازد ، ولی در عصر حاضر بازگو كردن و ارائه دادن آنها افكار را نسبت به اصل و ریشه سست و متزلزل می‏كند . چرا دیگران همواره در صدد كتمان زشتیهای تاریخ خویش می‏باشند و ما مسلمانان بر عكس همه سعیمان اینست كه آنها را بازگو كنیم و احیانا بزرگتر از آنچه بوده جلوه دهیم ؟ !
خداوند هیچ قوم و ملتی را به سیرت فرشتگان منزه ازگناه نیافریده است . تفاوت تاریخ ملل و اقوام و كیشها و آئینها از نظر زیبائی و زشتی در این نیست كه یكی سراسر زیبائی است و دیگری سراسر زشتی‏
، بلكه در نسبت میان زیبائیها و زشتیها است . قرآن كریم این حقیقت را كه بشر مجموعه‏ای است از زشتی و زیبائی به‏ صورت لطیفی بیان كرده است . خلاصه‏اش اینست كه خداوند به فرشتگان اعلام‏ می‏كند كه ی‏خواهم ” جانشین ” ( آدم ) بیافرینم . فرشتگان كه تنها تیرگیهای وجود این موجود را می‏شناختند با تعجب حكمت این كار را خواستار شدند . در پاسخ آنها گفته شد من در وجود این موجود چیزها از روشنی و زیبائی سراغ دارم كه شما نمی‏دانید .
مردی یهودی برای اینكه امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام را به حوادث‏ نامطلوبی كه در صدر اسلام بر سر خلافت در میان مسلمین رخ داد سر كوفت دهد گفت:
ما دفنتم نبیكم حتی اختلفتم فیه هنوز پیامبرتان را دفن نكرده بودید كه درباره‏اش اختلاف كردید . و چه زیبا پاسخ گفت علی . فرمود : « انما اختلفنا عنه لا فیه و لكنكم ما جفت ارجلكم من البحر حتی قلتم‏ لنبیكم اجعل لنا الها كما لهم آلهه فقال انكم قوم تجهلون » .
تو اشتباه می‏كنی ، ما درباره خود پیامبرمان اختلاف نكردیم ، اختلاف ما در باره دستوری بود كه از پیامبر ما رسیده است كه آیا چنین است یا چنان‏ . اما شما هنوز پایتان از دریا خشك نشده بود كه به پیامبر خود گفتید برای ما مانند این بت پرستان بتی بساز ، و پیامبرتان گفت همانا شما قومی هستید كه نادانی می‏كنید  یعنی اختلاف ما با قبول توحید و نبوت بود . اختلاف ما این شكل را داشت كه آیا آنكه به حكم اسلام و قرآن باید جانشین پیامبر شود شخص معین‏ و پیش بینی شده ا ست و یا شخصی كه خود مردم او را به عنوان جانشینی‏ انتخاب و تعیین می‏كنند ؟ اما شما یهودیان در حال حیات پیامبرتان مطلبی‏ را پیش كشیدید كه از ریشه ضد با دین شما و تعلیمات پیامبر شما بود .
در این مقاله ما در مورد حدیث غدیر خم که یکی از احادیث مربوط امامت و ولایت علی (ع) می باشد مطالبی را جمع اوری و مورد بررسی قرار داده ایم از مهم ترین منابع که استفاده کردیم کتاب امامت وولایت دکتر شهید مطهری و کتاب چهل حدیث می باشد.

منابع و ماخذ:
1-    قران کریم
2-    ولایت و امامت شهید مطهری
3-    چهل حدیث تالیف محمود شریفی
4-    جاذبه و دافعه علی(ع) اثر دکتر شهید مطهری
5-    نهج البلاغه امام علی (ع)

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی نوروز در ایران

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی نوروز در ایران دارای 55 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی نوروز در ایران  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

 
  پیشگفتار
   درابتدا تصمیم داشتیم به دلیل اینكه درس چاپ به عنوان یكی از منابع كنكوربه شمارمی رود، تحقیقی راجع به تاریخچه چاپ سیلك اسكرین انجام دهیم و حتی تا نیم بیشتری از این تحقیق را انجام داده بودیم كه با مطالعه مجله ای با عنوان ایران مهر، مطالبی راجع به تاریخ نوروز درایران خواندیم كه برایمان بسیارجالب بود.
   از آنجایی كه هنوز برای ارائه تحقیق خود فرصت داشتیم، برآن شدیم كه موضوع تحقیق خود را عوض كرده و تحقیقی درخصوص عید نوروز و تاریخچه آن درایران باستان ارائه دهیم .
   جشن نوروز از جشن های بزرگ و باستانی ایران است كه آغاز این جشن با فرارسیدن بهار، فصل بیداری طبیعت و رویش گل ها، همزمان است. درمیان ایرانیان رسم براین است كه سفره ای با نام سفره هفت سین، با آغاز این جشن برپا می كنند كه شامل هفت نوع خوردنی است كه نامشان با حرف” س” آغاز می شود:
   سبزه : نماد خرمی و نو زیستی
   سرکه : جایگزین شراب و نماد شادی
   سمنو: نماد خیر و برکت
   سیب : نماد مهر و مهرورزی
   سیر: نگهبان سفره (در  فرهنگ آریائی برای سیر نقش محافظت کننده بود)
   سماق : نماد مزه زندگی
   سنجد : نماد حیات و بزر حیات
   و دركناراین هفت سین ، آینه كه نمادی از نورو راستی، ماهی كه نمادی از زندگی نیك بختی، شمع كه نماینده آتش، گل كه نماد دوستی و كتاب مقدس كه نمادی از دانایی است را نیز قرارمی دادند.
   دراین تحقیق سعی برآن شده كه تمامی مراسم مربوط به عید نوروز، چه قبل از عید و تا برپایی عید و بعد از آن، به طورمختصرشرح داده شود.
   مطالبی كه دراین تحقیق جمع آوری شده است شامل موضوعات زیراست:
علت پیدایش و آغاز نوروز، پیشینه كهن نوروز، تاریخ نوروز درایران، نوروز درفرهنگ شیعه، چهارشنبه آخرسال( چهارشنبه سوری)، پنجشنبه آخرسال، روزها یا ماه جشن نوروز، درباره سفره پررمز و راز هفت سین، كاشتن سبزه، حاجی فیروز ها، مبنای محاسبه روز نوروز.
 امید ما برآن است كه شما خوانندگان نیز همانند ما با مطالعه این تحقیق به مطالبی كه تا كنون درمورد نوروز نمی دانسته اید، دست یابید و با خواندن آن بردانسته های شما درمورد نوروز اضافه گردد.

مقدمه
نوروز جشنی به درازی تاریخ تمدن بشری است. این تاریخ نیست که نوروز را روایت می کند بل نوروز است که تاریخ را در دامان خویش پرورده است. نوروز این ایرانی ترین جشن ایرانیان آمده است تا غبار کهنگی و ماندگی به جای مانده از سرما و زمستان را از چهره ها بزداید و شکوفه لبخند را بر لبها و امید را در دل ها بارور سازد. انتظار نوروز بس خوشایندتراز خود اوست. آنگاه که همه در تکاپوی زدودن خاکسترهای سال کهنه و د رانتظار دمیدن سال نو روزهای پایانی سال را به تلاش و کوششی فراینده می گذرانند.
ایرانیان باستان سالی چند مرتبه برای آرامش تن و شادی روان جشن های گوناگون برپا می كردند از آن جمله، جشن نوروز، جشن تیرگان، جشن مهرگانف جشن سده و… به درستی نوروز زیباترین جشن درمیان جشن های ایرانیان می باشد و درست ترین زمان برای آغاز سال است. دراین جشن سه جنبه نجومی، ملی، دینی، با برجستگی به چشم می خورد، كه آن را از سایرجشن ها متمایز كرده است.
گفتنی است كه نوروز جشن ملی، باستانی و آیینی است كه از نیاكان ما كه دراین سرزمین باستانی زندگی می كرده اند به ما ارث رسیده است. نوروز چنانكه از اسمش پیداست درروز نو از ماه نخست سال روز یكم فروردین آغاز می شود. یعنی هرمزدروز از فروردین، كه هرمزد نام پاك اهورا مزدا است.یكی از ویژگی های بزرگ جشن نوروز این است كه درفروردین ماه قراردارد و این ماه به فروهرهای پاكان( روان های جاودان پاك) تعلق دارد كه برای دیدن كسان خود به زمین می آیند و بعد از مدتی توقف به جاهای خود برمی گردند، به همین جهت است كه ایرانیان چند روز پیش از جشن نوروز به خانه تكانی و پاكیزگی و تهیه وسایل جشن و شادی می پردازند تا فروهرها( روان های جاودان) دروقت فرود آمدن به زمین آن هارا پاك و خرم ببینند و با شادی و سروربه مكان خود بازگردند. درشب نوروز كه به هنگام آمدن فروهرهای درگذشتگان است برای فرخندگی، آتش روشن می كنند و به نام هفت امشاسپندان( بی مرگان مقدس) هفت سین ترتیب می دهند، به عبارت دیگرایرانیان باستان باورداشتند كه همه آفریدگان، نخست به صورت فروهربوده اند، و فروهرگوهرمینوی از نوع گوهراهورایی است. گوهری كه اهورا مزدا هم از آن است. سپس این فروهرها شكل مادی به خود می گیرند. پس از درگذشت آدمی تصویرمادی یا فلكی فروهرباقی می ماند و به جهان فروهربرمی گردد و هرسال درپنج روز آخرسال و درروز یكم فروردین ماه از خویشان خود دراین جهان دیدن می كنند، اگرفروهرها خانمان خویش را پاك و بی آلایش و پارسا و كوشا دیدند آنگاه كه به جهان بالا برمی گردند، از ساحت اهورا پایداری و خوشی و تندرستی آن خانمان را خواستارند. از این رو دراین روزها آیین هایی انجام  می گیرد و هركسی به هراندازه ای كه می تواند، سرو سامان به خانمانش می دهد كه با خیرات و میراث پایان می یابد.
 متاسفانه حافظه تاریخ ، ملت ایران را که از اعماق زمان تاکنون نوروز را پاس داشته به جشن نشسته است در ضبط ، حفظ و نگهداری ریشه های این جشن کهن یاری نداده است. از شواهد بسیاری چنین بر می آید که نوروز و برگزاری آن متعلق به تاریخ پیش از تاریخ است.
سلسله های حاکم بر ایران در شاهنامه پیشدادیان ، کیانیان ، اشکانیان و ساسانیان هستند که متاسفانه علم تاریخ به واسطه درآمیختگی با افسانه ها و نبود مدارک مستند دو دسته نخست را به رسمیت نمی شناسد و در تاریخ سلسله های حاکم بر ایران باستان مادها، هخامشینان، سلوکیان و سامانیان هستند. بسیاری سعی دارند تخت جمشید _ نهال یکی از تختگاه های هخامنشی_ را با جمشید پیشدادی پیوند زنند ولی حلقه های اتصالی بسیار نامطمئن و با افسانه آمیخته است. و چنین بر می آید که منشا پیدایش بزرگترین جشن ملی ملت ما در قرن های ابهام و سکوت فرو رفته است.
در اوستا کتاب دینی زرتشتیان به نوروز و آیین های نوروزی اشاره ایی نشده است. نیامدن این آیین مهم در اوستا را به سبب زرتشتی نبودن این جشن … احتمال داده اند.
بنابر پژوهش هایی که بر روی آثار سنگ نگاره ها و کتیبه های بازمانده از دوره هخامنشیان (559-330 ق.م) انجام شده مردم آن دوره با نوروز به خوبی آشنا بوده اند و نوروز را به عنوان آیینی کهن به هنگام گردش سال جشن می گرفته اند…

فهرست مطالب
پیشگفتار  الف                                                                                                                                            
مقدمه ج
فصل اول :
علت پیدایش و آغاز نوروز 1
پیشینه كهن نوروز 2
فصل دوم :
تاریخ نوروز درایران 11
نوروز و نوروزیه های دوره صفوی 17      
گزارش رساله آقارضی قزوینی 19                        
گزارش رساله خواجویی 22                         
مراسم نوروز دردوره هخامنشیان  25                                                                      
نوروز دردوره ساسانیان  26                                                                                     
فصل سوم :
نوروز درفرهنگ شیعه  27                                                                                                               
نوروز درمنابع كهن شیعی  28                                                                                  
نوروز درمنابع اهل سنت  31                                                                                      
نوروز درمنابع شیعی قرن هفتم به بعد  32

فصل چهارم :
چهارشنبه آخرسال(چهارشنبه سوری)  36                                                                                        
فصل پنجم :
پنج شنبه آخرسال  37                                                                                                                   

فصل ششم :
روز ها، یا ماه جشن نوروز  38                                                                                                      
میرنوروزی  38                                                                                                                             
فال گوش  39                                                                                                                             
قاشق زنی 40
نورو چراغ 40
سیزده بدر 40       
فصل هفتم :
كاشتن سبزه 43
درباره سفره پررمز و راز هفت سین 44
فصل هشتم :
حاجی فیروز ها 50  
فصل نهم :
مبنای محاسبه روز نوروز 51
فهرست منابع 52

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان دارای 85 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

    
فهرست مطالب
فصل اول : مقدمه
فصل دوم : مغان در اوستا و كتیبه‌های فارسی باستان
2-1 واژه مگه و مغه نظر نیبرگ راجع به مگه در اوستا
2-2 رابطه واژه مگه و مغه
2-3 نظر نیبرگ راجع به مگه در اوستا
2-4 ترجمه چند بند از گاهان كه در آن واژه مگه آمده
2-5 ارتباط مذهبی و مقام روحانیت در هند و ایران باستان
2-6 مغ در كتیبه بیستون
فصل سوم : تحول معنایی واژه مغ و موبد در ایران باستان
3-1 تحول معنایی واژه مغ
3-2 تحول معنایی واژه موبد
فصل چهارم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران ماد و هخامنشی
4-1 مغان در دوره پادشاهی ماد
4-2 مغان در دوره پادشاهی هخامنشی
4-3 موروثی بودن شغل مغ‌ها در این دوران
4-4 سلسله مراتب مغان در دوران ماد و هخامنشی
4-5 شورش گئومات مغ (بردیای دروغین) و چگونگی به سلطنت رسیدن داریوش اول هخامنشی.
4-6 وضعیت مغان بعد از داریوش اول
فصل پنجم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران اشكانی:
5-1 مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران اشكانی
5-2 پارس در دوره سلوكی اشكانی
فصل ششم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران ساسانیان :
6-1 دین زردشتی و رسمیت آن در دوران ساسانیان
6-2 رابطه دستگاه دینی با دولت در دوره ساسانی
6-3 تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی
6-4 سلسله مراتب مغان در دوره ساسانی
6-5 وظایف مذهبی و آداب و رسوم مغان
فصل هفتم :
فهرست منابع و مآخذ

 

فصل اول
مقدمه :
دین و عقاید مذهبی در ایران باستان، همچون كلیه ملت‌های باستانی نقش مؤثری را بر حیات و نظام اجتماعی – سیاسی جامعه بر عهده داشته است.
این تحقیق شرح سرگذشت مغان ایران است كه جامعه روحانیت ایران باستان را تشكیل می‌دادند و چگونگی شكل گیری این جامعه و عقاید و آداب و رسوم آنان و نیز تأثیرات اجتماعی – سیاسی و مذهبی آنان را در ایران پیش از اسلام، از دیرترین زمانها نشان می‌دهد و سپس نقش آنان در چگونگی شكل گیری دولت ساسانی و رسمیت دین زرتشتی در دوره ساسانی را مورد برسی و نقد و تحلیل قرار می‌دهد.
موضوع :
درباره مغان، به عنوان شخصیت‌هایی تاریخی و مذهبی، كم و بیش مطالبی در اخبار و روایات قدیم و جدید،یاد شده است و اینكه مغان چه كسانی بوده‌اند و اولین بار در جامعه ایرانیان، از چه موقعیتی، برخوردار بوده‌اند، موضوع بحث و نقد و تحلیل قرار گرفته است. واژه مغان در اوستای غیر گاهانی بخصوص در وندیداد، مغه (magha) عنوان شده، در اوستای گاهانی یا بخش گاثاها، نیز واژه مغ، به صورت جسته و گریخته، بصورت مگه (maga)، به كار رفته است. [28-ص147]
نزد نویسندگان قدیم از كلمه مغ (magos) پیشوای دین زرتشتی اراده شده است. همین كلمه است كه در همه زبانهای اروپایی بصورت maga موجود است.
موثقین از نویسندگان قدیم، میان مغ‌های ایرانی و مغ‌های كلدانی فرق گذاشته‌اند. مغان ایران، كسانی بودند كه به فلسفه و تعلین و زرتشت آشنا بودند. مغان كلده در ضمن تعلیم دینی خود از طلسم و جادو و شعبده نیز بهره‌ای داشتند. چنانچه می‌دانیم در سراسر اوستا، جادو و جادوگری نكوهیده شده است. (یسناهات 8 بند 2 و یسناهات 9 بند18). نظر به اینكه، كلمه مغ به كلدانیان نیز اطلاق شده، برخی از مستشرقین پنداشته‌اند كه این لغت اصلاً از آشور و بابل آمده باشد. در اوستا، یكبار در جزو، یك كلمه مركب، كلمه موغو (moghu) ذكر شده است. (در یسناهات 65 بند 7). اما كلمات دیگری كه از ریشه همین كلمه است. بطور مكرر در خودگاتها آمده است. از آنجمله است كلمه مگه (maga). كار مغان ایرانی، همان اجرای مراسم دینی بوده است. آمیانوس مارسلینوس (A.marcellinus)، مورخ رومی كه در قرن چهارم میلادی میزیسته، بطور مفصل از مغ‌های ایرانی صحبت می‌دارد و در ضمن می‌نویسد: از زمان زرتشت تا به امروز مغان، به خدمت دینی گماشته شده هستند. سیسرو (Cicero) خطیب رومی كه در یك قرن پیش از میلاد مسیح، می‌زیسته می‌نویسد: «مغان نزد ایرانیان از فرزانگان و دانشمندان به شمار می‌روند. كسی پیش از آموختن تعالیم مغان، به پادشاهی ایران نمی‌رسد. نیكولائوس (Nikolaos) از شهر دمشق در باب مغان نوشته : كورش دادگری و راستی را از مغان آموخت. همچنین حكم و قضاء در محاكمات با مغان بوده است. در تاریخ چینی كه در سال 572 میلادی نوشته شده موسوم به وی – شو (Wei – shu)، در آن كتاب از آن جمله از مو – هو (mo-hu) كه در زبان چینی به معنی مغ است، نام برده شده و گفته شده كه آنان در جزو اشخاص بزرگ رسمی هستند كه امور محاكمه جتایی و قضایی را اداره و سرپرستی می‌كنند. در منابع خودمان، نیز همین مشاغل از برای آنان، معین شده است. موبد، اسمی كه امروزه هم به پیشوایان زرتشتی داده می‌شود. همان كلمه مغ است كه صورت فارسی میانه آن magu pat یا mowbed است. غالباً در شاهنامه آمده كه كار نویسندگی و پیشگویی و تعبیر خواب و اختر شناسی و پند و اندرز با موبدان بوده است. با هم طرف شور و مشورت پادشاه‌اند. در كتیبه بیستون داریوش بزرگ، مكرر به كلمه مگو (magu) به معنی مغ برمی‌خوریم. در تورات و انجیل نیز چندین بار به این اسم برمی‌خوریم. در كتاب ارمیاء نبی باب سی و نهم در فقره 3راجع به لشكركشی بخت النصر (قرن ششم ق.م) به اورشلیم در جزو سران و خواجه سرایان و سرداران او، بزرگ مغان نیز همراه پادشاه بابل، نام برده شده است. ‍[9- ص 77-75]
زرتشت در گاهان، رهبران مخالف مذهبی زمان خود را بنام‌های كرپن (karapan) و اوسیج (usij) می‌نامد و در برخی موارد نیز از كوی (kavi) نام می‌برد كه رئیس و یا به عبارتی، امیر – كاهن جامعه به شمار می‌رفتند. این امور نشان می‌دهد كه در زمان ظهور زرتشت و حتی در برخی از قسمت‌های اوستای متأخر، هنوز طبقه‌ای، به عنوان مغان، پدیدار شده بوده است و به اصالت این آیین نامه نو ظهور، دستبردها و انحرافاتی، بصورت كلی و بنیادین نزده‌اند. ‍[22- ص56]
گیرشمن در باب مغان می‌نویسد : هرودوت مورخ یونانی، می‌گوید كه مادها از شش قبیله، تشكیل می‌شده‌اند و نام یكی از این قبایل را مغ‌ها (mages) می‌نامد. هرودوت در باب مغان می‌گوید كه آنان كهانت و سرپرستی دین ایرانی را بر عهده داشتند. همچنین این دسته، غیب گویان و خوابگزاران دولت ماد، به شمار می‌رفتند. هرودوت همینطور می‌گوید كه همه قربانی‌ها می‌بایست با حضور مغان كه جمعیت آنان، اصلاً مادی بودند، انجام می‌گرفت. ایشان برخی مزایای سیاسی و دینی را دارا بوده‌اند. ‍‍[26-173]
در زمان هخامنشیان، پایگاه اصلی و بزرگ مغان، در پارس و مركز آن، تخت جمشید بود. مقارن با حمله اسكندر مقدونی، تخت جمشید به آتش كشیده شد. پارتها یا اشكانیان، به مغان و دین مغان، گویا توجهی نداشتند. و از آنان اطاعت نمی‌كردند. البته بعدها، شاید در اواخر سلسله اشكانی، نفوذی از سوی مغان، در دستگاه شاهی، پدید آمد. هر گاه روایت دینكرد، را معتبر شماریم، شاید از زمان بلاش اول اشكانی، نفوذ مغان آغاز شده باشد. [18-ص187-186]
در دوره حكومت اشكانیان، كه نظام  حكومتی آنان بصورت ملوك الطوایفی، بوده است. در ایالت فارس، نیز خاندان‌های مستقلی، حكومت می‌كردند، كه مركز حكومت آنان، شهر استخر بود. برخی از نامهای این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن‌ پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان دارای عنوان شاهی بودند، اما عنوان مشخص و جالب شان فرته داره می‌باشد. كه به معنی نگهبان و حافظ آتش می‌باشد. نویسندگان و مورخان اسلامی، از آنان به عنوان هیربد، نام برده‌اند. ساسان پدر بزرگ اردشیر بابكان، یكی از این فرته داران یا نگهبانان آتشكده آذر – اناهیت استخر فارس، بوده است.
اردشیر بابكان، به سال 226 میلادی توانست، در دوان پنجم، آخرین پادشاه اشكانی را برانداخته و دولت ساسانی را تشكیل دهد. با رسمی شدن آیین مزدایی در دوره ساسانیان، مغان از اهمیت بسیاری در امپراتوری ساسانی، برخوردار گردیدند. آگاسیاس، مورخ رومی در باب مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. كارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. كارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان در این دوره، دارای طبقات و سلسله مراتب بودند. [18-ص188]…

 

فهرست منابع:
1- آشتیانی، جلال الدین (1376): زرتش›ع فردیسنا و حكومت، نشر انتشار، تهران.
2- ادی، ساموییل (1374): آئین شهریاری در شرق، ترجمه فریدون بدره ای، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران.
3- اشپیگل گایگو (1343): عصر اوستا، نشر آسیا، ترجمه محمد رضی، تهران.
4- اوشیدری، جهانگیر (1371): دانشنامه مزدیسنا، شركت نشر مركز، چاپ اول، تهران.
5- بویل، جی. آ (1368): تاریخ ایران كمبریج، ترجمه حسن انوشه، جلد سوم، امیركبیر، تهران.
6- بیژن، اسدالله (1350): سیر تمدن و تربیت در ایران باستان، ابن سینا، تهران.
7- پور داوود، ابراهیم (1354): گاشای اوستا، نشر دانشگاه تهران، تهران.
8- پور داوود، ابراهیم، (1336): یادداشتهای گاشاها، نشر انجمن ایرانشناسی، تهران.
9- پور داوود، ابراهیم (1356): یسنا، چاپ سوم، 2 جلد، نشر دانشگاه تهران، تهران.
10- پیرنیا، حسن (1332): ایران باستان، 3 جلد، ابن سینا، تهران.
11- حكمت، علیرضا (1350): آموزش و پرورش در ایران باستان، مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی، تهران.
12- داندامایف، م.آ (1353). ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه روحی ارباب، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران.
13- دوستخواه، جلیل (1370): اوستا، 2 جلد، نشر مروارید، تهران.
14- دهخدا، علی اكبر (1372) : لغت نامه دهخدا، جلد 12، نشر دانشگاه تهران، تهران.
15- دیاكونوف، آی .ام (1346): تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، بنگاه نشر كتاب، تهران.
16- دیاكونوف، آی. ام (1345): تاریخ ماد، ترجمه كریم كشاورز، نشر كتاب، تهران.
17- رضی، هاشم (1371) : تاریخ مطالعات دینهای ایرانی، نشر بهجت، تهران.
18- رضی، هاشم (1366) : مقاله وندیداد (4-1)، مجله چیستا، تهران.
19- زرین كوب، عبدالحسین (1375): تاریخ مردم ایران (1)، امیركبیر، تهران.
20- زنر، آر.سی (1375):  طلوع و غروب زردشتی گری، ترجمه تیمور قادری، فكر روز، تهران.
21- سامی، علی (1353). تاریخ و فرهنگ ایران در زمان هخامنشیان، نشر فرهنگ و هنر، تهران.
22- عبدالهی، فرشته (1369): دین زرتشت و نقش آن در جامعه ساسانیان، ققنوس، تهران.
23- فرای، ریچارد (1368): میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، نشر علمی و فرهنگی، تهران.
24- كای بار، مری بویس (1348) دیانت زردشتی، ترجمه فریدون و همن، بنیاد فرهنگ ایران، تهران.
25- كرستن سن، آرتور (1367): ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، امیركبیر، تهران.
26- گیرشمن، رومن (1368): ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین، نشر علمی و فرهنگی، تهران.
27- موله، ماریان (1363): ایران باستان، ترجمه ژاله آموزگار، توس، تهران.
28- نیبرگ، ه.س (1359): دین های ایران باستان، ترجمه سیف الدین نجم آبادی، نشر مركز ایرانی مطالعه فرهنگ ها، تهران.
29- هرودوت (1336): تاریخ هرودوت، ترجمه هادی هدایتی، جلد 3-1، نشر دانشگاه تهران، تهران.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی زندگینامه کوروش کبیر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی زندگینامه کوروش کبیر دارای 87 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی زندگینامه کوروش کبیر  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

کودکی و نوجوانی
شبی مهتابی و پرستاره بود ، او در میان چادرهای بر افراشته در دشت قدم می زد ، احساس غریبی داشت ، بسیار اندیشناک بود ، نه بخاطر جنگ فراروی فردا ، از این میدانها سخت تر را نیز گذرانده بود ، خیالش از نیروهایش نیز راحت بود و می دانست آنها بسیار با دقت مواظب شبیخون احتمالی دشمن هستند. از کنار نگهبانان محافظ شب عبور کرد و از محل نگهداری اسبها گذشت و به آرامی ازاردوگاه نیروها و نگهبانان فاصله گرفت.
در دشت پر از ستاره قدم می زد و تا بیکرانها را نظاره گر بود ، به دنبال گوشه ای بود تا بنشیند و با آسودگی بیاندیشد ، به آنچه که گذشته است.می خواست پس از سالها خستگی بر گذشته خود مروری کند ، حس عجیبی او را به اینکار وا می داشت ، با خودش می گفت ، چرا این شب ؟
روحش آرام نداشت ، می خواست فکر کند و به گذشته های دور نظر بیافکند شاید خستگی دوران را از تن خسته اش بدور سازد.در همین افکار غوطه ور بود که ناگهان فرا روی خود درختی تنومند دید. گویا تازه به عالم واقعیت برگشته و نمی دانست چه زمانی است که در افکار خود است ، درخت بر روی تپه ای مشرف به دشتی بود که لشگر او در آن دشت بیتوته کرده است. به پشت سر خودش نگاه کرد ، از چادرهای لشگرش دور شده بود و از فاصله دور به آتش میان چادرهای لشگرش خیره گشت. آرام به درخت تکیه داد ، و تازه خستگی را در خود احساس کرد . بر روی زمین نشست و شروع به مرور گذشته کرد ، ذهنش نا خود آگاه به سمت گذشته حرکت می کرد ، مایل به مقاومت در برابر اینگونه افکار نبود ، می خواست به گذشته بیاندیشد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

معماری هخامنشی و بررسی نقوش نمادین در آنها

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 معماری هخامنشی و بررسی نقوش نمادین در آنها دارای 240 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد معماری هخامنشی و بررسی نقوش نمادین در آنها  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

چكیده

انسان موجودی اسطوره باور و نمادساز است. اسطوره آغاز «شدن» و نحوه‌ی «بودن» آدمی را بیان می‌كند و نماد زبان اسطوره و آیین در درازنای تاریخ بوده است. در جهان بینی اسطوره‌ای انسان خود و جهان را در هم می‌آمیزد تا حضور خویش را در روند حیات به ثبوت برساند. معماری یكی از نمودگاههای چنین آمیزشی است. در معماری دنیای باستان مفاهیم مینوی جلوه‌ای زمینی می‌یافتند و در زندگی واقعی بازتاب پیدا می‌كردند. هخامنشیان از جمله امپراتوری‌های شرقی‌اند كه در گستره‌ی تاریخ شهرتی به سزا یافتند. نام آنها همواره تداعی كننده‌ی بنای بزرگ تخت جمشید است. هخامنشی‌ها فرهنگی تلفیقی و معماری‌ای تركیبی دارند كه رشته‌ی پیوند چنین فرهنگ و هنری روح پارسی و حامی آن پادشاهان بودند. نگاره‌های نمادین تخت جمشید (و پاسارگاد و شوش) در زمره‌ی مجهولات هنر پارسی‌اند و رمزگان فرهنگی عصر تلقی می‌شوند. تنوع و در هم تنیدگی این نگاركنده‌ها ناشی از سرچشمه‌های متفاوت فرهنگی آنهاست. نقش مایه‌هایی كه درون مایه‌ای چندگانه دارند: مصری، میان رودانی و ایرانی. زمینه‌ی ذهنی چنین گزینشی گزیده را باید در غنای فرهنگی تمدنهای باستانی پیشین و رواج روح مدارای پارسی از یك سو و گریزناپذیر بودن ضرورت اخذ و اقتباس سبك‌های هنری از سوی دیگر دید. تخت جمشید شاهوارترین و گزیده‌ترین یادگار هخامنشیان محل تلاقی تمدنهای عصر محسوب می‌شود و این بنای فاخر نظمی نمادین از دنیای باستان را در خود ماندگار كرده كه در پلكان آپادانا نمودار گشته است. شاهوارترین نگاره نمادین در هیئت انسانی بالدار نمود می‌یابد. این نماد شخصیتی رَبّانی و گشاده‌رو با چهره‌ای مُوَقِر و موی فِر را نشان می‌دهد كه نور فرّهی از سیمای شاهانه‌اش ساطع می‌گردد و همچون پیر روشن رأیی است كه حمایت خود از پادشاهان را با دستی افراشته و حلقه‌ی مشروعیت اعلام می‌كند. این نماد فرّ كیانی (شاهی) ایرانیان باستان است.
واژگان كلیدی: هخامنشی، معماری، تخت جمشید، نقش، نماد، نقش مایه و انسان بالدار.

فهرست مطالب

پیش‌گفتار     4
دیباچه    5
سخنی درباره‌ی منابع     14
بخش یكم: پیشینه‌ی هخامنشی‌ها     23
1ـ هند و اروپاییان     25
2ـ علل و انگیزه مهاجرت آریایی‌ها     28
3ـ آریایی‌ها در ایران     29
بخش دوم: پادشاهی هخامنشیان    33
1ـ كورش    34
2ـ خط مشی دینی كورش    36
3ـ داریوش     39
4ـ خشایارشاه    46
5ـ فرجام هخامنشیان     49
بخش سوم: شكل‌گیری معماری هخامنشی    54
1ـ پاسارگاد    57
2ـ آرامگاه كورش     60
3ـ شوش    62
4ـ تخت جمشید     65
بخش چهارم: نقش برجسته‌های تخت جمشید     71
1ـ بخش‌های برجسته‌ی تخت جمشید     73
2ـ نقوش پلكان آپادانا    74
3ـ نقوش سایر كاخ‌ها     80
4ـ نقوش آپادانا و جشن آغاز سال نو     83
بخش پنجم: نقش‌های نمادین در آثار و اشیاء ایران پیش از هخامنشیان     88
1ـ نماد و نمادگرایی     89
2ـ سفالینه‌های شوش و سیلك     92
3ـ گنجینه‌ی زیویه و جام زرین حسنلو     96
4ـ مفرغ‌های لرستان     98
5ـ نقش و نگاره‌ها در آثار منسوب به مادها     105
بخش ششم: نقش برجسته‌های نمادین در پاسارگاد و شوش    109
1ـ انسان بالدار پاسارگاد    111
2ـ هویت نگاره پاسارگاد    115
3ـ نگاره‌های نمادین شوش     119
بخش هفتم: نقش‌های نمادین تخت جمشید     123
1ـ پیكار شیر و گاو     127
2ـ پیكار شاه و شیر    133
3ـ گاوان بالدار انسان سر     138
4ـ باغ پر درخت نمادین     146
بخش هشتم: اهورامزدا، فروهر و فرّ در كیش زردشتی و آیین پارسی     151
1ـ اهورامزدا     151
2ـ فروهر    155
3ـ فرّ    158
4ـ فرّ در تاریخ اساطیری ایران     164
بخش نهم: نماد بالدار درباور و هنر هخامنشیان     167
1ـ نماد بالدار در خاور نزدیك باستان     169
2ـ اشكال و اجزاء نماد بالدار هخامنشی    171
3ـ نیم تنه‌ی بالدار بیستون     173
4ـ نقش رستم     176
5ـ نماد بالدار در تخت جمشید     180
6ـ دایره‌ی بالدار و شیرمردان تاجدار     183
7ـ پرنده بالدار در باور پارسی     184
8ـ نماد بالدار یا فرّ ایرانی    186
9ـ نماد انسان بالدار یا فرّ كیانی     189
10ـ فرّ و آتش شخصی پادشاه     194
11ـ فرّ شاهی و تی‌كی‌هلنی     196
12ـ نسبت نماد فرمانروایی و فرّ كیانی     197
13ـ نسبت «شاه ـ عقاب» با وارغنه پرنده‌ی فرّ    200
14ـ قوچ بالدار جایگزین انسان بالدار     204
سخن پایانی     205
فهرست منابع و مآخذ     214
پیوست: شكل‌ها و تصویرها    222
چكیده‌ی انگلیسی

منابع و مآخذ

آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، چاپ یكم، تهران، انتشارات سمت، 1374
اتینگهاوزن، ریچارد و احسان یارشاطر، اوج‌های درخشان هنر ایران، ترجمه هرمز عبداللهی و رویین پاكباز، چاپ یكم، تهران، انتشارات آگه، 1379
احتشام، مرتضی، ایران در زمان هخامنشیان، چاپ یكم، تهران، انتشارات شركت سهامی كتابهای جیبی، 2535ش.هـ
استروناخ، دیوید، پاسارگاد گزارشی از كاوش‌های انجام شده توسط مؤسسه مطالعات ایرانی بریتانیا از سال 1961 تا 1963، ترجمه حمید خطیب شهیدی، چاپ یكم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی كشور، 1379
اسماعیل‌پور، ابوالقاسم، اسطوره بیان نمادین، چاپ یكم، تهران، انتشارات توس، 1377
اشمیت، اریش فردریش، تخت جمشید، بناها، نقش‌ها و نبشته‌ها، ترجمه عبداله فریار، جلد یكم، چاپ یكم، تهران، انتشارات فرانكلین و امیركبیر، 1342
اوستا، گزارش، ترجمه وتفسیر ابراهیم‌پور داود، یشت‌ها، جلد 2و1، چاپ یكم، تهران، انتشارات اساطیر، 1377
اومستد، آلبرت اتك، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه محمد مقدم، چاپ سوم، تهران، انتشارات امیركبیر، 1372
بریان، پیر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، جلد یكم، چاپ یكم، تهران، انتشارات زریاب، 1379
بندهش، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس، 1380
بویس، مری،تاریخ كیش زرتشت، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، جلد دوم، چاپ یكم، تهران، انتشارات توس، 1375          
ـــ زردشتیان و باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسگر بهرامی، چاپ دوم، تهران، انتشارات ققنوس، 1381
بهار، مهرداد، از اسطوره تا تاریخ، گردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل‌پور، چاپ سوم، تهران، انتشارات نشر چشمه، 1381     
ـــ اساطیر ایران، چاپ یكم، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352     
ـــ پژوهشی در اساطیر ایران، پاره‌ی نخست و دویم، چاپ سوم، تهران، انتشارات آگه، 1378
پرادا، ادیت با همكاری رابرت دایسون و كمك‌های چارلز ویلكینسون، ترجمه یوسف مجیدزاده، چاپ یكم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 2537 ش.هـ
پلوتارك، حیات مردان نامی، ترجمه رضامشایخی، جلد چهارم، چاپ یكم، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1338
پوپ، آرتوراُپهام، معماری ایران، ترجمه غلام‌حسین صدری افشار، چاپ سوم، تهران، انتشارات فرهنگان، 1373       
ـــ شاهكارهای هنر ایران، ترجمه پرویز ناتل خانلری، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380
پیرنیا، حسن مشیرالدوله، ایران باستان، جلد یكم، چاپ پنجم، تهران، انتشارات دنیای كتاب، 1370
تاریخ ایران كمبریج، گردآورنده و ویراستار: احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، جلد دوم، بخش دوم، چاپ یكم، تهران،‌ انتشارات امیركبیر، 1377
جنسن، هورست لمار و با همكاری دوراجین جنسن، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ سوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1379
خدادادیان، اردشیر، آریاها و مادها، از مجموعه‌ی اول و دوم تاریخ ایران باستان چاپ یكم، تهران، انتشارات اصالت تنشیر، 1376       
ـــ هخامنشی‌ها، از مجموعه‌ی سوم تاریخ ایران باستان، چاپ یكم، تهران، انتشارات به دید، 1378
داندامایف، م.ا.ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه روحی ارباب، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی، 1373
دیاكونوف، میخائیل میخائیلوویچ، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380      
ـــ ایگور میخائیلوویچ، تاریخ ماد، ترجمه كریم كشاورز، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1377
رزمجو، شاهرخ، آغاز سال نو در دوره‌ی هخامنشی، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، انتشارات سازمان میراث فرهنگی كشور، 1379
رُف، مایكل، نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشید، ترجمه هوشنگ غیاثی‌نژاد، چاپ یكم، تهران، انتشارات گنجینه هنر و سازمان میراث فرهنگی كشور، 1381
رید، هربرت، معنی هنر، ترجمه نجف دریابندری، چاپ یكم، تهران، انتشارات كتابهای جیبی، 1351
زرین‌كوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران (ایران قبل از اسلام)، چاپ چهارم، تهران، انتشارات امیركبیر، 1373
سامی، علی، پاسارگاد پایتخت و آرامگاه كوروش هخامنشی، به كوشش و بازنگری غلام‌رضا وطن‌دوست، چاپ یكم، شیراز، انتشارات بنیاد فارس شناسی، 1375           
ـــ تمدن هخامنشی، جلد یكم، چاپ یكم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1341
سجودی، فرزان، نشانه شناسی كاربردی، چاپ دوم، تهران، انتشارات نشر قصه، 1383
سودآور، ابوالعلاء، فرّه‌ی ایزدی در آیین پادشاهی ایران باستان، چاپ یكم، تهران، انتشارات نشر نی، 1384
شاپور شهبازی، علیرضا، جهانداری داریوش بزرگ، چاپ یكم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز (پهلوی)، 1350        
ـــ كورش بزرگ، چاپ یكم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1349      
ـــ شرح مُصَّوَر تخت جمشید، چاپ دوم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی كشور، 1375
صمدی (رجالی)، مهرانگیز، ماه در ایران از قدیمی‌ترین ایام تا ظهور اسلام، چاپ یكم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1367
فرای، ریچارد نلسون، میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب‌نیا، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373
فره‌وشی، بهرام، ایرانویچ، چاپ یكم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1368
فریه، آر، دبلیو، هنرهای ایران، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ یكم، تهران، انتشارات فرزان، 1374
كارنامه اردشیر بابكان، به اهتمام و ترجمه محمدجواد مشكور، چاپ یكم،‌ تبریز انتشارات دانش، 1329
كالمایر، پیتر، مفرغهای قابل تاریخ‌گذاری لرستان و كرمانشاه، ترجمه محمد عاصمی، چاپ یكم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی كشور، 1376
كامرون، جرج، ایران در سپیده دم تاریخ، ترجمه حسن انوشه، چاپ سوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374
كخ، هایده ماری، از زبان داریوش، ترجمه پرویز رجبی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات نشر كارنگ، 1377
گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان، ترجمه محمدتقی فرامرزی، چاپ دوم، تهران، انتشارات نگاه و آگاه، 1370
گدار، آندره، هنر ایران، ترجمه بهروز حبیبی، چاپ یكم، تهران، انتشارات دانشگاه ملی ایران (بهشتی)، 1345
گنزنفون، سیرت كوروش كبیر، ترجمه ع. وحید مازندرانی، چاپ یكم، تهران، انتشارات كتابهای جیبی، 1350
گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، چاپ دهم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372      
ـــ هنر ایران دردوران ماد و هخامنشی، ترجمه عیسی بهنام، چاپ یكم، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346
مجتبایی، فتح‌الله، شهرزیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان، چاپ یكم، تهران، انتشارات انجمن فرهنگ ایران باستان، 1352
مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن بین‌النهرین، جلد سوم هنر و معماری، چاپ یكم، تهران، انتشارات نشر دانشگاهی، 1380
مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، به كوشش ژاله آموزگار، چاپ سوم، تهران، انتشارات توس، 1380
نفیسی، نادره، تخت جمشید یادگار هخامنشیان، ترجمه پونه سعیدی، چاپ یكم، تهران، انتشارات هنرگویا، 1382
والزر، گرولد، نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دورا اسمودا خوب نظر با همكاری شاپور شهبازی، چاپ یكم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1352
ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، از 550 ق.م تا 650 م، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، چاپ پنجم، تهران، ققنوس، 1382
هال، جیمز، فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمه رقیه بهزادی، چاپ یكم، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر،1380
هرتسفلد، ارنست امیل، ایران در شرق باستان، ترجمه همایون صنعتی زاده، چاپ یكم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381
هرودوت، تواریخ، ترجمه ع. وحید مازندرانی، چاپ دوم، تهران، انتشارات دنیای كتاب، 1368
هینتس، والتر، داریوش و پارسها (تاریخ فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان)، ترجمه عبدالرحمن صدریه، چاپ یكم، تهران، انتشارات امیركبیر، 1380      
ـــ دنیای گمشده‌ی عیلام، ترجمه فیروز فیروزنیا، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1376
هینلز، جان راسل، شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضی، چاپ ششم، تهران، انتشارات نشر آویشن و چشمه، 1379
یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش، 1375
یونگ، كارل گوستاو، انسان و سمبولهایش، ترجمه محمود سلطانیه، چاپ دوم، تهران، انتشارات جام، 1378
 
مجلات
آموزگار، ژاله، گرشاسب در پیشگاه اورمزد، كلك، ش54، شهریور 1373    
ـــ فرّه، این نیروی جادویی و آسمانی، كلك، ش70-67، آبان ـ اسفند 1374
اكرمی، غلام‌رضا، تعریف معماری، گام اول آموزش (چالش‌ها و تناقضات)، نشریه علمی ـ پژوهشی دانشكده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، ش16، زمستان 1382
بوشارلا، رمی، پایان عمر كاخهای هخامنشی شوش: مرگ طبیعی، ترجمه علی موسوی، مجله باستان‌شناسی و تاریخ. س9، ش1، پاییز و زمستان 1373
پُلاك، سوزان، سبك و اطلاع‌رسانی سفالینه‌های شوشان، ترجمه كامیار عبدی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س14 و 13، ش 1و2، ش پی در پی 27و26، زمستان 77 و بهار 1378
پوپ، آرتور اُپهام، تخت جمشید شهر مذهبی بوده است، ترجمه علی اشرف شیبانی، مجله‌ی سخن، ش8، ش 12و11،1336
پورداود، ابراهیم، شاهین نشان ایران باستان، مهر، ش4، س7، دی ماه 1321
پیرنیا، محمد كریم، سبك شناسی معماری ایران، باستان‌شناسی و هنر ایران، ش1، زمستان 1347
حمید رفیعی، محمدعلی، درآمدی بر مفهوم نماد و نشانه، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379
خطیبی، ابوالفضل، دنیای پر رمز و راز مهر، نامه‌ی ایران باستان، س1، ش2، پاییز و زمستان 1380
دِهه، ژان، مبدأ و مفهوم نقوش «سمبلیك» در تخت جمشید، ترجمه نامعلوم، مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س14، ش2، ش مسلسل 54، آذر ماه 1345
زرین‌كوب، عبدالحسین، تسامح كوروشی و مسأله‌ی وحدت امپراتوری در ایران باستان، پل فیروزه، ش5، پایز 1381
سلطان زاده، حسین، یادداشت، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379
شاپور شهبازی، علیرضا، ارتش در ایران باستان، محله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س10، ش2، ش پی در پی 20، بهار و تابستان 1375      
ـــ نقش فرّ كیانی كورش بزرگ، باستان‌شناسی و هنر ایران، ش 8و7، تابستان و پاییز 1350
صفوی مبرهن، زهرا، نماد و نشانه، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379
فرای، ریچارد نلسون، میترا (مهر) در باستان‌شناسی ایران، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل‌پور، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س2، ش2، ش پی در پی4، بهار و تابستان 1376
فرونتینی، روزماری، مفرغهای لرستان، ترجمه شمسی عصار، سخن، دوره دوازدهم، ش11و10، بهمن و اسفند 1340
قائم مقامی، جهانگیر، شیر و نقش آن در معتقدات آریایی‌ها، بررسی‌های تاریخی، ش3، س1، آبان ماه 1345
مجیدزاده، یوسف، تاریخ گذاری سر سنجاقهای مفرغی لرستان، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س3، ش1، پاییز و زمستان 1367
ملاصالحی، حكمت‌اله، تأملی در برخی جنبه‌های بنیادین رابطه فرهنگ و هنر، نامه‌ی فرهنگ، س12، دور 3، ش50، زمستان 1380
ملك‌زاده بیانی، بانو، شاهین نشانه فرّ ایزدی، بررسی‌های تاریخی، ش1، س7، ش مسلسل 38، فروردین و اردیبهشت 1351
ملك‌زاده، مهرداد، دژهای مادی و سپاهیان آشوری، باستان پژوهی، ش11، پاییز 1382    
ـــ تیغ مادی در نیام جنگاوران سیلك، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س17، ش1، ش پی در پی 33، پاییز و زمستان 1381
موسوی، علی، هندو اروپاییان در ایران: مقدمه‌ای بر پیشینه و باستان‌شناسی مسئله هند واروپایی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ س 13، ش دوم، س14، ش یكم، ش پی در پی 27و26، 1378    
ـــ ژاك دومورگان و حفاری در شوش، مجله باستان‌شناسی وتاریخ، س 6، ش1و2، ش پی در پی 12و11، 1370
نیكفر، محمدرضا، مفهوم صلح، نگاه نو، ش 63، آبان 1383
واندنبرگ، لویی، مفرغهای لرستان، ترجمه یحیی شهیدی، بررسی‌های تاریخ، س5، ش3، ش مسلسل 27، 1 مرداد و شهریور 1349
هُل، فرانك، تحلیل ساختار و نقوش سفالهای پیش از تاریخ، ترجمه كامیار عبدی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س14و13، ش 1و2، ش پی در پی 27 و26، زمستان 77 و بهار 1378
هِلم، پیتن، مدیكوس لوگوس هرودوت و تاریخ ماد، ترجمه عسگر بهرامی، نامه‌ی پارسی، س9، ش3، پاییز 1383
 
Latin
Bivar, A.D.H, the Personalities of Mithra in Archaeology and Literature, First Edition, New york, Bibolioteca press, 1999.
Frye, N.Richard, the Charisma of Kingship in Ancient Iran, Iranica Antiqua, volume. IV, 1964.
Pope, Arthur Upham, A survey of Persian Art, volume I: Pre-historical, Achaemenid and Parthian periods, third Edition, Tehran, Soroush Press, 1977.         
___ A Survey of Persian Art, volume II: text Sasanian Period, third Edition, Tehran, Soroush press, 1977.
Sh.Shahbazi. A, An Achaemenid Symbol I. A Farewell to “Fravahr” and “Ahuramazda”, Archaeologische Mitteilungen Aus Iran, Band 7, Berlin, 1974.      
___”An Achaemenid symbol II. Farnah “(God given) Fortune” Symbolised”, Archaeologische Mitteilugen Aus Iran, Band 13, Berlin, 1980.
The Cambridge History of Iran II: the Median and Achaemenid Periods, ed by: Ilay Gershewich, First Edition, Cambridge, Cambridge Press, 1985.
Tradition and Innovation in Ancient World, Electrum, volume.6, ed by: Edward Dabrowa, Gagiellonian, Gagiellonian Press, 2002.

سخنی درباره منابع
 
سلسله‌ی هخامنشی نخستین امپراتوری بزرگی است كه ایرانیان پدید آوردند. دوره‌ای كه در تاریخ جهان هم شهرتی به‌سزا دارد. از هنگام تشكیل حكومت هخامنشی تا اكنون بی‌وقفه درباره‌ی تاریخ تمدن و فرهنگ آنها كتاب نوشته شده است. دلایل این امر بسیارند. از جمله می‌توان به شیوه‌ی خاص حكومت، داری تساهل در عقاید و بردباری مذهبی، زبان و خط و هنر و معماری و.‌.. اشاره كرد و هنوز هم گفتگو درباره‌ی آنها ادامه دارد. با وجود اینكه حكومت هخامنشیان با هجوم اسكندر در سال 330 ق.م فروپاشید اما نامشان در تاریخ محو نشد و همچنان به حیات خویش در كتب تاریخی ادام می‌دهند. این امر در پرتو تلاش دو گروه میسر شده است: مورخان یونانی كه با نگارش تواریخ متعدد نام هخامنشیان را به عصر رنسانس و سده‌های میانه و جدید منتقل كردند و یهودیانی كه به پاس خوش‌رفتاری كورش و شماری از شاهان هخامنشی نام آنان را در كتب مقدس خود و در میان پیامبرانشان ثبت كردند و بر فرزندان خود نهادند. در نگاهی فراگیر و فراخ می‌توان منابع و مآخذ تاریخ عهد هخامنشی را به پنج قسمت عمده تقسیم كرد:
1ـ كتب مورخین كلاسیك یونانی و رومی 2ـ سنگ نگاره‌های پادشاهان و گل نوشته‌های عیلامی و آرامی 3ـ سالنامه‌های آشوری، بابلی و مصری 4ـ متون اساطیری و دینی 5ـ پژوهش‌های نوین و نتایج حاصل از كاوش‌های باستان‌شناسی در سده‌ی نوزدهم و بیستم.
نخستین گروهی كه به گزارش و نگارش تاریخ هخامنشیان همت گماردند، مورخان یونی معاصر با آنها هستند. هرودوت، كتزیاس، گنزنفون و پلوتارك در زمره‌ی اینانند. ایشان سهم مهمی در معرفی تاریخ آن دوران دارند. آثاری كه این مورخین به رشته‌ی تحریر در آوردند البته یكسان و همسنگ نیستند. در بین این مورخان نوشته‌های هرودوت از اهمیت بالایی برخوردار است و با اینكه مدتهاست در پژوهش‌های نوین هرودوت مداری صرف مردود شده اما همچنان تواریخ او اساسی‌ترین منبع مورد استفاده در تاریخ هخامنشی‌ها است. در ادامه به شرح مختصری از زندگی هرودوت و بررسی تواریخ‌اش می‌پردازیم.
دومین منبع تاریخ هخامنشی كتیبه‌های پادشاهان آن سلسله است. نخستین و بزرگترین این كتیبه‌ها متعلق به داریوش یكم در كوه بیستون كرمانشاه است. این كتیبه به فرمان داریوش بر سینه‌ی كوه به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی (اَكدی) و به خط میخی نگاشته شده است و بیشتر حالت كارنامه‌ای دارد و رخدادهای یك سال نخست پادشاهی او را ثبت كرده است. از این نامی‌ترین پادشاه پارسها كتیبه‌هایی دیگر به همان سبك و سیاق در شوش، همدان، تخت جمشید و نقش رستم بر جای مانده و در آبراهه سوئز نیز سنگ نوشته‌هایی به خط و زبان مصری از خود به یادگار گذاشته است. همچنین از سایر شاهان هخامنشی از خشایارشاه تا اردشیر سوم سنگ نبشته‌هایی در دیوار كاخ‌های تخت جمشید، شوش و نیز كتیبه‌هایی در همدان باقی مانده است كه همگی ارزش فرهنگی فراوانی دارند. پس از سقوط هخامنشی‌ها خط میخی فراموش شد. از سده پانزدهم میلادی به بعد در خلال گزارش‌های سیاحان اروپایی كه به ایران سفر می‌كردند، به تدریج ویرانه‌های پر رمز و راز تخت جمشید مورد توجه قرار گرفته است. نوشته‌های دیوار كاخ بیش از هر چیز برای ایشان شگفت‌انگیز بود. تلاش‌هایی كه به منظور رمزگشایی از خط میخی در طی نزدیك به دو سده و نیم صورت گرفت سرانجام به خواندن كتیبه‌ها منجر شد. این مهم پس از ده سال كار مداوم بر روی كتیبه‌ی بیستون توسط سر هنری كرسویك راولینسن  صورت گرفت. او موفق‌ترین رمزگشای خط میخی هخامنشی است. از آن زمان ترجمه كتیبه‌ها آغاز گشت و رونالدكنت بود كه این كار را كه بیش از سه سده پیش آغاز شده بود به ثمر رساند.  مضمون بیشتر كتیبه‌ها در ستایش از اهورامزدا (و از زمان اردشیر به بعد آناهیتا و میترا) و تكریم اقدامات گوناگون شاهان و صفات آنهاست. و در پاره‌ای موارد از كارهای ساختمانی نیز یاد می‌شود ولی هیچ‌گونه اشاره‌ای به نگاره‌های كاخ‌ها نمی‌گردد. در واقع كتیبه‌ها بیشتر در حكم اعلامیه‌های رسمی دولت پارسی‌اند و از مطالبی كه در عناد با آنها باشد تهی است.
از تخت جمشید دو مجموعه الواح گلی در حین حفاری به دست آمده است. مجموعه‌ی نخست از گوشه‌ی شمال شرقی سكوی (صفّه‌ی) تخت به دست آمده كه آنها را «گل نوشته‌های باروی تخت جمشید» نام نهادند. این گل نوشته به خط و زبان عیلامی است و آنها را ریچارد هَلُك به زبان انگلیسی برگردانده است. مجموعه‌ی دوم از كاخ خزانه به دست آمده و به خط آرامی و عیلامی نوشته شده‌اند. و آنها را جرج كامرون تحت عنوان «گل نوشته‌های گنیجنه‌ی خزانه» به زبان انگلیسی ترجمه كردند. الواح اخیر در جریان آتش‌سوزی تخت جمشید بر اثر لهیب آتش پخته شدند و به همین سبب سالم به دست ما رسیدند. محتوای گل نوشته‌های تخت جمشید بیشتر یادداشت‌های اداری است و می‌توان آنها را اسناد اقتصادی تلقی كرد. در پاره‌ای موارد هم اشاره‌هایی به مراسم‌های آیینی مبهمی دارند، كه برای ما ناشناخته‌اند. بنابراین چیزی درباره بنای كاخ‌ها نمی‌گویند و تهی از مطالب عمده تاریخی‌اند.
سالنامه‌های پادشاهان آشوری نخستین منبعی هستند كه نام پارس‌ها را در سده نهم ق.م ثبت كردند و از آن تاریخ تا سقوط نینوا آخرین دژ آشوری در سال 612ق.م رخدادهای ایران غربی جزوی از گزارش‌های این گونه اسناد است. پس از آشوریان دومین منبع بین‌النهرینی تاریخ ایران سالنامه‌های (كارنامه‌ی شاهان) بابلی است و مشحون از گزارشهایی درباره‌ی تاریخ دوره‌مادها می‌باشند. با به قدرت رسیدن هخامنشی‌ها در نجد ایران به تدریج ایشان جای پادشاهان مادی در اخبار بابلی را می‌گیرند. به گونه‌ای كه بخش عمده‌ی سالنامه نبونید، واپسین فرمانروای بابل، به حوادث تاریخ ایران اختصاص دارد. در كتیبه‌ها و پاپیروس نوشته‌های مصری هم از زمان كمبوجیه تا عهد اردشیر سوم به مناسبت‌های مختلف از ایران عهد هخامنشی و اقدامات پادشاهان آن سلسله در مصر سخن به میان می‌آید.
متون اساطیری و دینی یكی دیگر از منابع شناخت آیین و فرهنگ پارسهاست. اوستا، بندهش و مینوی خرد (و نیز تورات عهد قدیم) در زمره‌ی چنین منابعی هستند. در هیچ كدام از آنها به غیر از عهد قدیم نامی از هخامنشی‌ها نیست، ولی فكر و فرهنگی كه در این كتب مطرح می‌شود، نمی‌تواند با دوره‌ی مذكور بی‌ارتباط باشد. به همین علت است كه نگارنده در پروراندن انگاره‌ی (فرضیه‌ی) خود از آنها بهره برده است. در ادامه به معرفی یكی از این كتابها، اوستا، می‌پردازیم.
در نگارش این پایان‌نامه پژوهش‌های جدید و یافته‌های باستان شناسی سهم عمده‌ای دارند و شالوده كار بر چنین تحقیقاتی استوار شده است. قبل از این كه به معرفی اجمالی دو نمونه‌ی مهم در این زمینه بپردازیم، لازم است سیر تحول باستان شناسی در ایران را مورد ارزیابی گذرا قرار دهیم. كهن‌ترین اثری كه پس از رمزگشایی خط میخی به وسیله‌ی خاورشناسان فرنگی در عصر جدید به رشته تحریر درآمد، به قلم جرج راولینسن برادر كاشف كتیبه‌ی بیستون است.  از آن هنگام تاكنون مطالعات درباره ی هخامنشیان  روند روبه‌رشدی داشته و كاوش‌های باستان‌شناسی نیز برغنا و ژرفای آن افزوده است. پیشینه‌ی پیدایش و تحول باستان‌شناسی در ایران به نیمه‌ی دوم سده نوزدهم میلادی برمی‌گردد. نخستین كشوری كه توانست امتیاز انحصاری حفاری در محوطه‌های باستانی ایران را به دست بیاورد فرانسه بود. كاوش‌های منظم و مداوم با ورود هیئت فرانسوی به خرابه‌های شوش آغاز شد. علاقه به حفظ میراث ملی و اوجگیری احساسات ملی‌گرایانه در میان روشنفكران عصر پهلوی بردامنه‌ی كاوش‌ها افزود و با ورود بنیاد خاورشناسی دانشگاه شیكاگو و حفاریهای ارنست هرتسفلد (1948-1879) در تخت جمشید وارد مرحله‌ی تازه‌ای گشت و این بنیاد آمریكایی به تدریج جای گزیدن تشكیلات فرانسوی‌ها شد. سرنوشت باستان‌شناسی ایران و شخص هرتسفلد چنان با تخت جمشید درآمیخته كه تفكیك ناپذیر می‌نمایند. هرتسفلد از سال 1314-1304ش در ایران اقامت داشت و بیشتر این سالها را هم به حفاری در تخت جمشید (مدت كوتاهی نیز در پاسارگاد) مشغول بود. پژوهش‌های گوناگون او تأثیر ژرفی در باستان‌شناسی ایران به جای گذاشت. هرتسفلد معمار و طراحی شایسته، باستان‌شناسی ماهر و زبان‌شناسی مستعد بود.  به دنبال عزل هرتسفلد از سوی بنیاد شرق‌شناسی دانشگاه شیكاگو، اریك فردریش اشمیت به جای او برگزیده شد. بیش از نیم سده از كار میدانی اشمیت در تخت جمشید می‌گذرد. هیچ كس چه قبل از اشمیت و چه بعد از او نتوانسته است دانش ما را از هنر هخامنشیان به اندازه‌ی وی افزایش دهد. كار بزرگ اشمیت در اثر ارزنده‌اش، تخت جمشید، در سه جلد بزرگ و مصور طی سالهای 1970-1953 منتشر شدند. نگارنده از جلد نخست اثر فوق بهره فراوان برده و در گفتاری جداگانه به آن می‌پردازد.

تواریخ
هرودوت بزرگترین مورخ یونانی در سده‌ی پنجم ق.م (ح425-480) زندگی می‌كرد. این تاریخ نویس در زمان پادشاهی خشایارشاه در هالیكارناس آسیای صغیر (بُدرم تركیه كنونی) در خانواده‌ای اشرافی پا به عرصه گیتی نهاد. حوادث زمانش وی را به كنجكاوی و تفكر درباره‌ی ریشه‌ها و علت بروز تناضعات بشری سوق داد و به تدریج به سیر و سیاحت، به منظور یافتن پاسخی برای پرسش‌های بنیادی‌اش، كشاند. از جمله سرزمین‌های متمدنی كه هرودوت به آنها سفر كرد عبارتند از: مصر، شام، بین‌النهرین، ایتالیا و.‌..
او سرزمین مصر را هدیه رود نیل نامید و بیش از هرجای دیگر آن را اسرارآمیز و شگفت‌انگیز دید و با تیزهوشی دریافت به دیاری با نمای فرهنگی ممتاز گام نهاده است. هرودوت در بابل با آداب و رسومی متفاوت با مصر مواجه شد و در همین شهر به اخبار زیادی از ایران دست یافت. او پس از چند سال سیاحت در شرق به یونان بازگشت و مدتی در آتن به حشر و نشر با دانشمندان آن دیار (از جمله سوفلكس فیلسوف و پریكلس فرمانروایی متفكر آتن) گذراند و سرانجام برای تدوین یافته‌های خویش در شهر توریا در جنوب ایتالیا رحل اقامت افكند و در سننی نزدیك به شصت سالگی در همان شهر در گذشت.
هرودوت انگیزه اصلی از نگارش تاریخ را در همان آغاز تواریخ‌اش عنوان و اعلام می‌كند: هرودوت هالیكار ناسوسی از تحریر این كتاب كه حاوی تحقیقات اوست دو منظور دارد. یكی اینكه با ثبت و ضبط كارهای برجسته‌ی قوم و تبار خویش و همچنین مردم آسیا، خاطرات روزگاران پیش را از خطر فراموشی حفظ كند و دیگر آنكه به خصوص روشن‌سازد اختلاف و نقار میان دو جماعت «ایرانی و یونانی» چه‌گونه آغاز شده است.
تاریخ هرودوت نخستین كتاب تاریخی جهان است كه در بخشی از آن به شرح كشمكش‌های پارسها و یونانیان پرداخته و نویسنده هرگاه در باب تاریخ ایران سخن آغاز می‌كند، زمینه‌ی كلامش اوج می‌گیرد، زیرا ایران در كانون توجه اوست. تواریخ هرودوت كاری بدیع و ابتكاری است. هرچند وی سخت و وام‌دار هكاته مورخ سلف خود بوده، ولی طرح و تدوین تاریخ‌اش بی بدیل است.
گزارشهای هرودوت، با وجود همه‌ی دقتی كه به خرج داده می‌شود، آمیخته با روایات عامیانه است. او نویسنده‌ای صاحب سبك است و استعداد خود را به خدمت می‌گیرد تا ریشه‌ی حوادث را بكاود و روشن كند. خواننده‌ی «تواریخ» با تاریخ‌نویسی روبه‌روست كه اهتمام وافر در روایت درست رخدادها دارد و تلاش می‌نماید از راه صواب بدور نیفتد. هرودوت با بازگو كردن روایات گوناگون درباره یك حادثه خواننده را به تأمل در گزینش وامی‌دارد و این حسن بزرگی است. در جایی از كتابش می‌گوید:
من آنچه را كه روایت كرده‌اند باز می‌گویم، لكن الزامی به باور كردن آنها در كار نیست، و شما این سخنم را می‌توانید در تمام روایات این تاریخ صادق بشمارید.
هرودوت در توصیف صحنه‌های رقت‌انگیز مهارتی باور نكردنی از خود به نمایش می‌گذارد. توصیفاتش جذاب روشن است. هرودوت اطلاعات خود درباره ایرانیان را از چند راه بدست آورده كه عمده‌ترین آنها عبارتند از:
1ـ از طریق هم‌وطنانش كه مدتی در دربار هخامنشی به خدمت مشغول بودند و سپس به موطن خود بازگشتند. مانند دموكدس پزشك دربار داریوش بزرگ
2ـ از راه ایرانیان ساكن در آتن، مانند زوپیر یكی از سرداران مغضوب عهد خشایارشا
3ـ به واسطه‌ی راویانی كه در مصر و بابل از نزدیك شاهد رخدادهای ایران بودند و هرودوت ایشان را مورد اعتماد و وثوق تلقی می‌كند.
4ـ اما مهم‌ترین منبع و مأخذ هرودوت بازماندگان خاندان ایرانی تبار هارپاگ (وزیر آخرین پادشاه مادو دستیار كورش بزرگ) بودند كه در آسیای كوچك حكومتی محلی داشتند. درباره‌ی «تواریخ» همین كفایت می‌كند كه بدانیم رمزگشایی از خطوط و پژوهش‌های باستان‌شناسی بر درستی بسیاری از گفته‌های هرودوت صحه می‌نهد. نمونه بارز چنین همسانی‌ای در كتیبه‌ی بیستون مشاهده می‌شود.

اوستا
اوستا كتاب مینوی ایرانیان باستان است. سخن گفتن از كتابی كه بیش از یك هزاره بر ذهن و روح بیشترینه ایرانیان حكومت كرده، كاری به غایت دشوار است. واژه اوستا به معنای «ستایش» می‌باشد. این كتاب سپند به یكی از زبانهای شرقی ایران به همین نام به نگارش درآمده و كتابی یكدست به شمار نمی‌آید. هر بخش اوستا مربوط به عصری جداگانه است با این وجود رشته‌ی پنهانی آنها را بهم پیوند می‌زند. این اثر عظیم راه درازی پیموده تا از گفتار به نوشتار درآید. در میان دانش‌پژوهان و اوستاشناسان درباره‌ی زمان نگارش آن اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری اواخر عهد ساسانی را زمان تحریر این كتاب می‌دانند. اوستای موجود در حدود یك چهارم اوستای دوره‌ی ساسانی است و شامل پنج بخش زیر است.
1ـ گاهان و یسنا 2ـ یشت‌ها 3ـ ویسپرد 4ـ خرده اوستا 5ـ وندیداد
گاهان (گاتها، گاثها) به معنای سرود است و كهن‌ترین بخش اوستا به شمار می‌آید. گاتها سروده‌های منسوب به شخص زردشت سپیتمان و حاوی مكاشفات عرفانی و اندیشه‌های ژرف و بلند اوست. یسنا به معنی ستایش و نیایش و پرستش و قربانی است و ویسپرد (سَرور رَدان) سروده‌ای كوتاه درباره پاكان و همه‌ی آفرینش‌های نیك اهورایی است. خرده اوستا گزیده‌ای از اوستا در نیایش جشن‌ها را شامل می‌شود و وندیداد به معنای داد ضد دیو، درباره آفرینش و زندگی جمشید پیشدادی است. اما بلندترین بخش اوستا «یشت‌ها» نام دارد و موضوع آن با مضمون این رساله ارتباط می‌یابد. از همین رو به تفصیل بیشتری نیاز است. یشت در معنای واژگانی با «یسنا» یكسان ولی در محتوی متفاوت است. این بخش اوستا در بیست و یك یشت سروده شده و هركدام از آنها در ستایش یكی از ایزدان و یا ایزد بانوان است. در این پایان‌نامه از یشت‌های سیزدهم (فروردین یشت)، چهاردهم (بهرام یشت) و یشت نوزدهم (زامیاد یشت یا كیان یشت) گزارش و تفسیر ابراهیم پورداود بهره فراوان برده‌ام. اوستا كتابی است كه از بینش اساطیری و نگرش دینی مایه می‌گیرد و یشت‌ها آگاهی‌های فراوانی از جنبه‌های گوناگون زندگی ایرانیان باستان و اساطیر و داستانهای پهلوانی و گاه شماری و ستاره‌شناسی آنان در روزگاری كه در ابهام افسانه فرو رفته است، به دست می‌دهند. بررسی جامع یشت‌ها در گنجایش این گفتار نیست. بنابراین به همین مختصر بسنده می‌شود.

ایران در شرق باستان
یكی از جامع‌ترین منابع جدید برای شناخت فرهنگ و هنر ایران عصر هخامنشی (و پیش از آن) كتاب ارزشمند «ایران در شرق باستان» ارنست امیل هرتسفلد آلمانی است. این اثر حاصل سخنرانی‌های نویسنده در شهر بوستون آمریكا در پاییز 1934 می‌باشد و بعدها با افزوده‌هایی در چهار فصل به نگارش درآمده است. دانستیم هرتسفلد باستان شناسی نامی و زبان‌شناسی متبحر بود. از این رو او تنها به گزارش‌های تاریخ برای شناخت ایران باستان قناعت نمی‌كند، بلكه از یافته‌های باستان‌شناسانه خویش و دانش زبان‌شناسی‌اش به منظور تبیین موضوع مدد می‌گیرد. هرتسفلد در اثر فوق فصل آغازین را به دوران نوسنگی و مس و مفرغ اختصاص می‌دهد. در فصل دوم به انتقال میراث فرهنگی بومیان نجد ایران به نو رسیدگان آریایی می‌پردازد. فصل سوم وقف معماری و پیكرتراشی روزگار هخامنشیان شده است. فصل چهارم به هنر دوران یونانی مآبی و پارتی و ساسانی اختصاص دارد كه در محدوده‌ی كار ما نمی‌گنجد.
نویسنده در فصل نخست به تفصیل به جزئیات یافته‌های باستان‌شناسی می‌پردازد و آنها را با اشیاء مشابه سایر مناطق پیرامون نجد ایران می‌سنجد. در فصل دوم «سپیده دم تاریخ» دست خواننده را می‌گیرد و آثار و اشیاء به جای مانده از بومیان را به او نشان می‌دهد و برای درك آنها به روایات اسناد میان رودانی هم رجوع می‌كند و وامدار بودن آریایی‌های كوچرو به فرهنگ بومیان را گوش‌زد می‌نماید. هرتسفلد اطلاق نام ایران به فلات ایران، پیش از مهاجرت آریاها را نادرست می‌داند و معتقد است این سرزمین را به سبب تسلط كاسپی‌ها، كاسپین یا كاسپی باید نامید. او در فصل سوم به معرفی آرامگاههای صخره‌ای در غرب ایران می‌پردازد و شاید از جمله نخستین باستان‌شناسانی باشد كه این گونه گورهای سنگی را به پادشاهان مادها نسبت می‌دهد و تعیین تاریخ چنین آثاری را از طریق نقش برجسته‌های آنها ممكن می‌داند. بخش عظیم این فصل مختصل آثار هخامنشیان در تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم است. منتهی تخت جمشید وجهی برجسته دارد. هرتسفلد ضمن به بحث گذاشتن آثار سترگ و خرد هنر معماری و پیكرتراشی هخامنشی توجهی درخور به نگاره‌ها می‌كند و چون خود یكی از نخستین حفاران تخت جمشید بوده به معرفی قسمت‌های مختلف بنا می‌پردازد و در این راه دقت بسیار به خرج می‌دهد. او نقوش نمادین را اقتباسی از كاخ‌های آشوری می‌داند كه بسیاری از آنها با همان بار فرهنگی در تخت جمشید برپا شدند. هرتسفلد به برخی نوآوری‌های پارسی و نیز به بن‌مایه‌های سومری و اوستایی چند نقش برجسته هم اشاره می‌كند. اثر هرتسفلد همراه با یادداشت‌ها و آراسته به تصاویری سیاه و سفید است.

تخت جمشید
پیش‌تر دانستیم كه پس از هرتسفلد حفاری تخت جمشید به اریك اشمیت آلمانی سپرده شد (1938). اشمیت باستان‌شناس برجسته‌ای بود كه از سوی بنیاد شرق‌شناسی دانشگاه شیكاگو به این كار مهم گماره شد. حفاریهای او در تخت جمشید به آواربرداری از تمام قسمت‌هایی كه هرتسفلد موفق به انجام آن نشده بود، انجامید. اشمیت موفق به كشف كتیبه‌هایی كه در جرز كاخ‌ها كه در اعماق خاك نهاده شده بودند، شد. بهرحال تلاش‌های چندین ساله‌ی وی سرانجام پس از بازگشت به آمریكا در سه جلد بزرگ به نام «تخت جمشید»  به زیور طبع آراسته گشت. این اثر بسیار ارزنده حاوی نقشه‌ها و تصاویر متعدد و متنوعی است كه با توصیفات دقیق توأمند. آخرین جلد تخت جمشید پس از مرگ نابهنگام نویسنده منتشر شد. اشمیت در جلد نخست پس از بحثی كوتاه درباره‌ی پاسارگاد و شوش به بناها، نقش برجسته‌ها و سنگ نبشته‌های تخت جمشید می‌پردازد. جلد دوم به شرح اشیاء بدست آمده از تخت جمشید اختصاص دارد و جلد سوم نیز درباره آثار نقش رستم و ویرانه‌های استخر است. نگارنده برای تدوین پایان‌نامه از جلد یكم كه مرتبط با موضوع بود و به قلم عبداله فریار با نثری روان به فارسی برگردانده شده، استفاده كرده است. تخت جمشید اشمیت كتابی است بس عظیم و ارزشمند كه در آن تحلیل تاریخی توأم با تفسیر هنری حكایت از تسلط و تبحر نویسنده در فهم تاریخ و شناخت هنر می‌كند. اشمیت دانش گستره‌اش را با دقت نظر در هم آمیخته و تصویری هماهنگ و جامع از تخت جمشید عرضه می‌كند. اهمیت كار تا بدان‌جاست كه هر بحثی درباره‌ی تخت جمشید بدون توجه به اثر خواندی و ماندنی اشمیت كاری است در كاستی.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی پولمولوژی یا جنگ شناسی با جامعه شناسی جنگ

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی پولمولوژی یا جنگ شناسی با جامعه شناسی جنگ دارای 199 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی پولمولوژی یا جنگ شناسی با جامعه شناسی جنگ  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

    
فهرست
فصل اول    2
مقدمه و كلیات    2
كلیات و مقررات    6
جنگ ایران و عراق    6
طرح مسئله    10
اهمیت و ضرورت مطالعه    18
فصل دوم    22
چهار چوب نظری تحقیق    76
فرضیات تحقیق    96
روش تحقیق    100
نمونه مورد مطالعه    100
نحوه جمع آوری اطلاعات    102
واحد مطالعه    103
سطح تحلیل    103
آزمونهای آماری    104
تعریف متغیر ها و مفاهیم بنیادی( عملیاتی)    107
روش تعیین اعتبار و پایایی    110
استخراج و تجریه و تجلیل آماری    111
فصل چهارم    113
تجزیه و تحلیل داده ها    113
محاسبه نمرات سازگاری    114
تحلیل رگرسیون    134
محاسب? تکنیک تحلیل رگرسیون چند متغیری    136
تحلیل رگرسیون به روش جبری    137
معادل? رگرسیون:    140
فصل پنجم    147
خلاصه و نتیجه گیری    147
خلاصه و نتیجه گیری    148
الف- هدف و اهمیت تحقیق    148
جداول تقاطعی    150
جمع بندی و نتیجه گیری نهایی    170
کتابنامه    173
منابع فارسی    173

 

فصل اول
مقدمه و كلیات
جنگ شناسی یا پولمولوژی با جامعه شناسی جنگ – یعنی شناخت تأثیر جنگ بر جامعه و متقابلاً تأثیر جامعه بر جنگ – متفاوت است. همچنین باید آن را از علم جنگ به مفهومی كه در مراكز نظامی تعلیم می دهند و متخصصان نظامی، فرماندهان و افسران را تربیت می كنند. (ادیبی سده، 1379:8)
پولمولوژی، تركیبی از واژه های یونانی polemos به معنای «جنگ» و logos به معنای «بررسی و شناسایی» است و در شكل كلی می توان ان را «علم جنگ» نامید. پولمولوژی به مطالعه شكل ها، علت ها، نتیجه ها و عملكردهای جنگ به عنوان یك پدیده اجتماعی می پردازد. (بوتول، 1:1368)
جنگ، بی تردید، شگفت انگیزترین پدیده اجتماعی است. اگر بنا به گفته دوركیم جامعه شناسی بیان تاریخ به صورتی دیگر باشد، می توان گفت كه جنگ آفریننده تاریخ است. در واقع، تاریخ صرفاً با توصیف كردن كشمكش های مسلحانه آغاز شده است و بعید می نماید زمانی برسد كه این پدیده كاملاً از بین برود، زیرا جنگ ها مشخص ترین مبادی تاریخ، و در عین حال، مرزهایی هستند كه مراحل مهم حوادث را از یكدیگر متمایز می كنند. تقریباً نمامی تمدن های معروف بر اثر جنگ از بین رفته اند. همه تمدن های جدید نیز با رخ دادن جنگ پا به عرصه وجود نهاده اند. سیادت هایی كه هر از چندگاه، نوعی جامعه خاص را در صدر جوامع بشری می نشانند، زاده جنگ هستند و مشروعیت خود را از آن ئیم گیرند.
به علاوه، جنگ یكی از عوامل اصلی تقلید جمعی است كه در تغییرات اجتماعی نقش بسیار مهمی ایفا می كنند. جنگ بسته ترین جوامع را وا می دارد تا دیر یا زود دروازه های خود را بگشایند؛ مانند چین، ژاپن یا مراكش در طول قرن اخیر. جنگ احتمالاً نیرومندترین شكل تماس تمدن ها با یكدیگر است. جنگ انزوای روانی را به زور از بین می برد و حتی در نوع پوشش نیز تأثیر می گذارد. از روی برش لباس نظامیان می توان فاتح حقیقی جنگی را كه سال ها پیش درگرفته است تشخیص داد؛ بعد از حكومت ناپلئون، از لباس های نظامی فرانسوی تقلید می كردند، پس از سال 1918 از لباس های نظامی انگلیسی، و امروز از لباس های نظامی امریكایی و روسی تقلید می كنند.
مختصر اینكه جنگ از تمامی شكل های تحولات حیات اجتماعی مهم تر است. جنگ نوعی «تحول شتابان» است. بنابراین، شاید تعجب آور باشد كه چرا تا كنون علمی واقعی به نام «جنگشناسی» یا «پولمولوژی» به وجود نیامده است. به راستی، چرا كمتر محققی به مطالعه عینی ویژگی ها و جنبه های عملكردی جنگ، كه مهم ترین پدیده اجتماعی است، رغبت نیافته است؟ از نیم قرن پیش تا كنون شاهد افزایش آزمایشگاه هایی هستیم كه به مطالعه تخصصی برروی بیماری های مهلك مانند سرطان، سل، طاعون و تب زرد می پردازد.
تعداد این آزمایشگاه ها مدام در حال افزایش است و باید چنین باشد. اما چرا برای مطالعه جنگ كه به تنهایی بیش از همه بلایا و آفات قربانی گرفته و مصیبت وبه بار آورده است، جتی یك مؤسسه تحقیقاتی تأسیس نشده است؟
ارسطو می گوید كه علم، زاده حیرت است. می توان گفت نخستین چیزی كه مانع مطالعه علمی موقله جنگ می شود این است كه این پدیده در عین حیرت انگیز بودن، برای ما به قدری عادی است كه به سختی می توانیم از آن شگفت زده شویم. پرودن ، نظریه پرداز سوسیالیست فرانسوی می گوید: (هیچ خواننده ای نیاز ندارد به او بگویند كه جنگ از لحاظ فیزیكی یا تجربی چگونه چیزی است. هر كس تصویری از جنگ دارد؛ بعضی به سبب آنكه خود شاهد جنگ بوده اند، جمعی به علت ارتباطات عدیده ای كه با جنگ داشته اند و بسیاری به علت آنكه خود مستقیماً جنگیده اند. بنابراین، ابتدا باید با اسن بداهت كاذب جنگ مبارزه كرد. در این مورد، بداهت ناشی از عادتی روانی است دكه از بچگی در ما به جا مانده است. تمام پسربچه ها دوست دارند از سربازان تقلید و جنگ بازی كنند.»
دومین مانع بر سر راه مطالعه علمی جنگ، این است كه جنگ ظاهراً به طور كامل به اراده ما بستگی دارد. جنگ آغاز و پایانی دارد و در لحظه ای مشخص با همه تشریفات سیاسی و مذهبی خاص خود شروع می شود. برای جنگ دلایلی برمی شمارند كه از مدت ها پیش از طریق بحث و مشورت تدارك دیده شده اند. به نظر ما، اگر هر جنگی مستقلاً در نظر گرفته شود، ارادی، قابل اجتناب و صرفاً معلول تصمیمی كه از دیرباز سنجیده و پخته شده است، به نظر خواهد رسید.
بی شك این اعتقاد كه جنگها كاملاً ارادی و آگاهانه اند، از مانعی اصلی سرچشمه می گیرد كه بر سر راه مطالعه علمی جنگها قرار دارد. در اینجا سخن از یك «مغالطه حقوقی» به میان می اید. با وجود تكذیب مكرر تاریخ، حقوقدانان هنوز جنگ را از مقوله نزاع میان افراد، مشاجره، دوئل یا كشمكش توأم با فحاشی می دانند. گاهی با نیز به تقلید از قراردادهای حقوقی خصوصی یا قانون جزا، برای پیمان ها، دادگاه ها یا قوانین بین المللی طرح هایی تهیه می كنند. عده ای می خواهند با نوعی آئین، مطابق الگوی قواعد جنگ تن به تن یا مقررات بوكس و فوتبال، برای جنگ مقرراتی تدوین كنند. طرح های حاكمیت نیز تا كنون حاصلی جز بازنویسی حقوق خصوصی، یا حداكثر حقوق خانخانی با تعبیر خاص آن از حكمیت تیولداران در منازعات، مانند دادگاه بارون ها، حاصلی نداشته است.
اگرچه این همه، مسكن هایی آنی هستند و راه حل های موقت اند، هرچه قدر مشروع و قابل درك باشند، مانع اصلی بر سر راه مطالعه علمی جنگ ها به حساب خواهند آمد (بوتول، 1368: 4-2). بدین ترتیب، می توان گفت و صاحبنظران علوم اجتماعی، توجه نسبتاً ناچیزی به مطالعه در باره جنگ نشان داده اند. (باتومور، 1357: 249)

كلیات و مقررات
جنگ ایران و عراق
پس از یك رشته تنش های سیاسی و برخوردهای مرزی كه چند صباحی بعد از انقلاب اسلامی 1357 بین دو كشور ایران و عراق پدیدار شد، سرانجام در 31 شهریور 1359، دولت عراق یك جنگ خانمانسوز را علیه ایران آغاز كرد كه هشت سال ادامه داشت.
فصلنامه فرهنگی – اجتماعی گفتگو در شماره 23 خود در این باره می نویسد: «اشاره به زمینه تاریخی این رویارویی گذشته از اختلافات مرزی دیرینه ایران و عراق كه از سابقه ای چند صد ساله  برخوردار بود، یكی از ریشه های اصلی این تنش را در شكل گیری نوعی ناسیونالیسم رادیكال در جهان عرب باید جستجو كرد كه در سال 1958 با پیروزی كودتای عبدالكریم قاسم، تحولات عراق را نیز تحت الشعاع خود قرار داد. از این مرحله به بعد بود كه جهان بینی حاكم بر بغداد به نحوی روزافزون با فزون طلبی های عربی توأم شد. سیاستی كه مطامع ارضی نسبت به ایران یكی از اركان اصلی آن را تشكیل می داد.
با پیروزی انقلاب و تبدیل ایران به كشوری كه تحولات آن می توانست جنبش های اسلامی جاری در كشورهای منطقه و به ویژه حركت های اسلامی شیعیان عراق را نیز تحت الشعاع قرار دهد. ابعاد جدیدی بر تنش های پیشین افزوده شد. انقلاب سال 1357 در عین افزودن این بعد جدید به مناسبات منطقه ای. با آشفتگی های اجتناب ناپذیری كه بالاخص در عرصه آمادگی های دفاعی كشور به دنبال آورد، عراق را بر آن داشت كه خط مشی ای تهاجمی اتخاذ كند. عراق در این رویكرد جدید، از حمایت و پشتیبانی بسیاری از كشورهای عرب منطقه. و همراهی قدرت هایی چون ایالات متحده و اتحاد شوروی – هر یك به دلایل خاص خویش – نیز برخوردار بود… پس از دوره ای از برخوردهای حاد مرزی كه بعدها روشن شد كه هدف عراق از طرح آن ها برآورد توان دفاعی ایران بوده است. با بمباران تعدادی از فرودگاه های عمده كشور توسط نیروی هوایی عراق در 31 شهریور 1359 جنگ آغاز شد. نقشه زیر نقاطی كه حملات عراق از آنجا آغاز شده است را نشان می دهد. (مجله گفتگو، 1378: 9-7)
شكل 1-1: نقاط مورد تهاجم عراق
هجوم گسترده و وسیع ارتش عراق از زمین و هوا علاوه بر وارد كردن خسارتهای بزرگ مادی و انسانی، منجر به آوارگی و مهاجرت عظیم و توده وار هزاران نفر از ساكنان درگیر جنگ به نقاط مختلف كشور، از جمله استان فارس شد. بر اساس آمار شهریور ماه سال 1364، تعداد كل مهاجران در سطح شهرهای مختلف 1013059 نفر برآورد شده است. این در حالی است كه بر طبق آمار منتشره از سوی بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلی مركز استان فارس در سال 1365، وضعیت آماری مهاجران جنگی در این استان به شر ح زیر بوده است. (نوذری و میلدن، 1367: 266)
جدول 1-1: وضعیت مهاجران جنگی مقیم استان فارس در سال 1365
وضعیت    تعداد خانوار    نفر    مرد    زن
تحت پوشش    8650    37094    –    –
درصد    50    44    –    –
نیمه خودكفا    1623    8457    –    –
درصد    38/9    30/10    –    –
جمع    17299    84298    41936    42362
درصد    100    100    74/49    26/50
قابل توجه است كه در حدود 58/75 درصد از این افراد از شهر آبادان، 54/23 درصد از شهر خرمشهر و 88 درصد از سایر شهرستانهای استان خوزستان به استان فارس مهاجرت كرده اند، ضمن اینكه، درصد پراكندگی مهاجران جنگی خوزستان، در شهرستانهای استان فارس به ترتیب زیر بوده است. (همان، 227-226):
جدول 1-2 آمار پراكندگی مهاجران جنگی در شهرهای استان فارس در سال 1365
شهر    تعدا خانوار    نفر    درصد
شیراز    11936    58176    69
كازرون    1384    6744    8
فسا    692    3372    4
مرودشت    692    3372    4
جهرم    519    2529    3
سایر    3076    10105    12
جمع    17299    84298    100
پس از پایان جنگ و پذیرش قطعنامه شماره 598 شورای امنیت سازمان ملل از طرف ایران و عراق و در پی آن متاركه جنگ در تیرماه 1367، بازسازی مناطق آسیب دیده به سرعت پا گرفت. به تدریج با آماده شدن شرایط، بازگشت مهاجران نیز آغاز شد. بر اساس اظهارات مدیركل اداره «بازگشت و اشتغال ستاد مركزی بازسازی مناطق جنگی» با بازسازی بخش بزرگی از واحدهای آسیب دیده در مناطق جنگ زده از آغاز 1369 تا سال 1375، بیش از یك میلیون نفر از مهاجران جنگ تحمیلی به شهرها و روستاهای خود بازگشتند و. در 16 شهر و بیش از 2000 روستا ساكن شدند (روزنامه اطلاعات، 1375: 131)

 

کتابنامه
منابع فارسی
آزاد ارمکی، تقی؛ مهدی بهار. 1377. بررسی مسایل اجتماعی. تهران: مؤسسه نشر جهاد.
آقاجانیان، اکبر؛ مجید پایدار، 1363، پژوهشی در مشکل اجتماعی حاشیه نشینی، شیراز: بخش جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری دانشگاه شیراز.
ا. گ برون، و. اف؛ ام. اف. نیم کوف،1353. زمین? جامعه شناسی، ترجمه و اقتباس: امیر حسین آریان پور. چلپ هفتم، تهران: انتشارات جیبی و دهخدا.
امین صارمی، نوذر.تابستان 1377. جنگ، مهاجرت تحمیلی و سامان فرهنگی، فصلنام? نام? پژوهش، شمار? 9، مرکز پژوهشهای بنیادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. تهران.
انصاری، عبد المعبود، 1369، ایرانیان مهاجر در ایلات متحده، ترجم? ابوالقاسم، سری تهران، آگاه.
ایمان، محمد تقی 1367. بررسی درج? انطباق و سازگاری مهاجران افغانی در سطح شهرستان زاهدان. پایان نامه مارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شیراز.
بیتس، دانیل؛ فرد پلاگ. 1375، انسان شناسی فرهنگی، ترجم? محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.
بیرو، آلن؛ 1366. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجم? باقر ساروخانی، تهران، سازمان انتشارات موسسه کیهان.
بیکر، ترزا. ال. نحوه انجام تحقیقات اجتماعی. ترجم? هوشنگ نایبی. تهران: انتشارات روش.
بوتول، گاستون؛ 1368.جامعه شناسی جنگ. ترجم? هوشنگ فرخجسته. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
پور نجف، جیران؛ 1377. بررسی میزان سازگاری فرهنگی مهاجرین( معاودین) زن عراقی در شهرستان ایلام. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان.
جگر گوشه شیرین، شهرزاد. 1370. حاشیه نشینی د راردبیل: بررسی تفاوت روستاییان و عشایر منطقه سلمان آباد از نظر شهری شدن. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
چلبی، مسعود؛ 1357. جامعه شناسی نظم. تهران.
چیتامبار، جی. بی؛ 1373. مقدمه ای بر جامعه شناسی. ترجم? تحمد حجاران و مصطفی ازکیا، تهران.
دواس، دی. ای. 1376. پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجم? هوشنگ نایبی. تهران.
رستگار، محمد. 1376. بررسی دلایل ماندگاری مهاجران در مشهد. پایان نام? کارشناسی ارشد رشت? جامعه شناسی، دانشگاه مشهد.
رفیع پور، فرامز، 1372. سنجش گرایش روستاییان نسبت به جهاد سازندگی. تهران: مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی.
روشه، گی؛ 1376. جامعه شناسی تالکوت پارسونز، ترجم? عبد الحسین نیک گهر، تهران: تبیان.
روزنامه صبح امروز، روشنبه، 18 مرداد 1378 تهران.
روزنامه اطلاعات، شمار? 20808 سال 1375 تهران: مؤسس? اطلاعات.
ریترز، جورج؛؛ 1374. نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجم? محسن ثلاثی. تهران.
زارع، بیژن 1367. بررسی فرآیند سازگاری مهاجرین جنگی: مطلعه موردی مهاجرین جنگی خوزستانی در شیراز. پیایان نام? کارشناسی ارشد رشت? جامعه شناسی. دانشگاه شیراز.
زایتلن، ام، ا.؛ 1373. و دیگران. آیند? بنیانگذاران جامعه شناسی. ترجم، غلامعباس توسلی. تهران: قدس.
ساعی, علی؛ 1377. آمار در علوم اجتماعی با کاربرد نرم افزار +SPSS/PC  در پژوهشهای اجتماعی، تهران: مؤسسه نشر جهاد.
سرایی، حسن، 1372. مقدمه ای برنمونه گیری در تحقیق. تهران: سمت.
ساروخانی، باقر و همکاران. 1350. ایرانیان بازگشته از عراق. مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، بخش تحقیقات روان شناسی اجتماعی، دانشکد? علوم اجتماعی و تعاون.
ساروخانی، باقر؛ 1370. دایره المعارف علوم اجتماعی، تهران: سازمان انتشارات مؤسسه کیهان.
سهرابزاده، مهران و عباس عبدی، 1371. بهره مندی شهروندان تهرانی از مطبوعات، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه های وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی.
شیخی، محمد تقی. 1367. تحلیل و کاربرد جمعیت شناسی. تهران: اشراقی؛
عبدی، عباس؛ 1370. آزمون فرضیه در علوم رفتاری، به ضمیم? برنام? آماری SPSS: نشر حنانه.
عبد اللهی، محمد؛ 1375. بینش های جامعه شناسی. جزو? درسی کارشناسی ارشد پژوهشگری، تهران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.
عدالتی، علی 1376. بررسی سازگاری مهاجرین شهرستان لامرد در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس. پایانام? کارشناسی ارشد رشت? جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلا واحد دهاقان.
مروری بر تحولات جنگی، فصلنام? فرهنگی و اجتمعی گفت و گو، شمار? 23، تهران.
کرلینجر، فرد. ن و لازار. جی. پدهاوزر. رگرسیون چند متغیری در پژوهش رفتاری. ترجم، حسن سرایی، جلد اول، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
کرلینجر، فرد.ن 1376. مبانی پژوهش در علوم رفتاری. ترجم? حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند. جلد دوم. تهران: مؤسس? انتشارات آوای نور.
کولتز، جان. دابلیو 1369. ارتباط گفتاری میان مردم.ترجم، علی اکبر میر حسینی و دیگران. تهرا: امیر کبیر.
کلمن، جیمز. 1377. بنیادهای نظری? اجتماعی. ترجم? منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
کوئن، بروس. 1370. درآمدی به جامعه شناسی. ترجم? محسن ثلاثی. تهران: فرهنگ معاصر.
کوزر، لیویس 1373. زندگی و اندیش? بزرگان جامعه شناسی. ترجم? محسن ثلاثی . تهران: انتشارات علمی.
گیدنز، آنتونی، 1373. جامعه شناسی،ترجم? منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
لنسکی، گرهارد و جین لنسکی 1369، سیر جوامع بشری. ترجم? ناصر موفقیان. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
لهسایی زاده، عبد العلی، 1367. جنگ و مهاجرت: بررسی نظری مهاجرین جنگی. مجموعه مقالات دومین گردهمایی دانشگاه شیراز پیرامون نقش پژوهش در بازسازی. جلد اول. شیراز: دانشگاه شیراز.
دیدگاههای چجامعه شناختی مهاجرت از روستا به شهر. مجموعه مقالات نظریات مهاجرت شیراز: نوید.
لی، اورت، اس. 1368. یک نظری? مهاجرت. تزجم? بیژن زارع. شیراز: نوید.
« مروری بر تحولات جنگ». فصلنام? فرهنگی و اجتماعی گفتگو. شماره 23. تهران، بهار1371.
محسنی منوچهر 1366. جامعه شناسی عمومی. تهران کتابخان? طهوری.
1375. بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتار های اجتماعی و فرهنگی در ایران. تهران: معاونت پژوهشی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی.
نتایج تفصیلی سر شماری عمومی نفوس و مسکن استان فارس در سال 1375. مهر 1376. انتشارات مرکز آمار ایران.
نیک گهر، عبد الحسین 1369. مبانی جامعه شناسی. تهران: رایزن.
نوذری، عزت الله و شاپور میلان. 1367. مهاجرت اجباری بر اثر جنگ تحمیلی مجموعه مقالات دومین گردهمایی دانشگاه شیراز پیرامون نقش پژوهش در بازسازی. جلد اول. شیراز دانشگاه شیراز.
والی پور، ایرج، روانشناسی سازگاری. تهران: توس.
واسکوئز، آنا، 1366. رونشناسی کارگران مهاجر. پیام یونسکو. شمار? 185. تهران: انشارات یونسکو
وصوقی، منصور و علی اکبر نیک خلق 1370. میانی جامعه شناسی. تهران: خردمند.
وایزبرگ. هربرت ف د. براون. 1363. درآمدی به تحقق پیمایشی و تحلیل داده ها. ترجم? جمال عابدی، تهران: نشر دانشگاهی.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کودکی و نوجوانی ملک الشعراء بهار

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 کودکی و نوجوانی ملک الشعراء بهار دارای 79 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد کودکی و نوجوانی ملک الشعراء بهار  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

کودکی و نوجوانی
محمدتقی ملک الشعراء بهار در 18 آذر ماه 1265شمسی در محله سرشور شهر مشهد به دنیا آمد. پدر او میرزا محمد کاظم، متخلّص به صبوری، ملک الشعراء آستان قدس رضوی بود. خاندان پدری بهار خود را از نسل میرزااحمد صبوری کاشانی (متوفّی به سال 1192 ش) شاعر و قصیده سرای سرشناس عهد فتحعلی شاه قاجار می دانند؛ انتخاب تخلّص صبوری از سوی پدر بهار نیز به همین مناسبت است. در عین حال این خاندان خود را از تبار برمکیان به شمار می آوردند و بهار در شعری به این مورد اشاره می کند  (شاید انتخاب نام «نوبهار» از سوی شاعر برای روزنامه اش، که در اوان جوانی تأسیس کرد، به همین علت باشد؛ چرا که برمکیان تولیت معبد بودائی «نوبهار» را در بلخ به عهده داشته اند). مادر بهار از یک خاندان اصیل تجارت پیشه و نیاکانش از معاریف گرجستان و مسیحیان قفقاز بودند، که پس از جنگ های ایران و روس توسط عباس میرزا به ایران آورده شده و دین اسلام را پذیرفتند.
بهار در چنین خانواده ای ابتدا در چهار سالگی نزد زن عمویش تحصیلات ابتدائی متداول (قرآن- فارسی) را آغاز می کند، سپس به مکتب مردانه می رود. کتاب صد کلمه (از آثار نظمی رشید و طواط) را در مکتب و شاهنامه فردوسی را نزد پدر می خواند. اولین شعر خود را در هفت سالگی در بحر تقارب می سراید و از پدر جایزه می گیرد.
تهمتن بپوشید ببر بیان
بیامد به میدان چو شیر ژیان
بین هفت تا ده سالگی در مکتب شعرهایی می گوید؛ از جمله مکتب دار پیر و بعضی هم مکتبی ها را هجا و برخی دیگر را مدح می کند. در ده سالگی در راه سفر به کربلا، همراه با خانواده، در بیستون بیتی می سراید، که پدر غالباً آن را به شوخی در مجالس دوستانه می خواند:
به بیستون که رسیدم یک عقربی دیدم
اگر غلط نکنم از لیفند فرهاد است
تا پانزده سالگی، محمدتقی جوان در شاعری و نیز شعر و نقاش طبع خود را آزموده است. اما پدر که تا این هنگام مربی و مشوق اوست، ناگهان معتقد می شود که زمانه عوض شده و فرزندش با شعر نمی تواند زندگی خود را تأمین کند و باید به دنبال کسب و تجارت برود. بنابراین تحصیل را متوقف می کند و فرزند را برای فراگرفتن راه و رسم کاسبی، به دکّان بلور فروشی دائی اش می فرستد؛ اما بهار در روح خویش شاعر است و برای دل خود همچنان می سراید. در سال1283 ش، در هجدهمین بهار عمر شاعر، پدرش در می گذرد و مسئولیت سرپرستی خانواده یعنی مادر و خواهر و دو برادر کوچک، به عهده شاعر جوان می افتد؛ قصیده ای در مدح مظفرالدین شاه می نویسد و به تهران می فرستد ،به پاداش آن شاه یکصد تومان صله برای بهار می فرستد و لقب پدر- ملک الشعرائی آستان قدس رضوی- را به وی تفویض می کند (بهار این لقب را تا آخر عمر نگه داشت؛ گرچه از سنین میانی عمر خود را به عنوان ملک الشعرای مطلق تثبیت کرده بود). این سخن سرای هجده ساله آنچنان در آثاری که می سراید مهارت به خر می دهد که اغلب فضلای معاصر کارش را باور نمی کنند و اشعارش را از سروده های پدرش می دانند؛ بنابراین بارها در مجامع ادبی با بدیهه سرائی مورد آزمایش قرار می گیرد، تا بالاخره تثبیت می شود. از آن جمله می توان به چند رباعی، که با التزام کلمات خاص فی المجلس سروده شده، اشاره کرد.مثلاً:
با استفاده از چهار واژه تسبیح، چراغ، نمک و چنار، رباعی زیر را فی البداهه ساخت.
با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار
گفتا ز چراغ زهد ناید انوار
کس شهد ندیده است در کان نمک
کس میوه نچیده است از شاخ چنار
و بار دیگر با استخدام کلمات گل رازقی، سیگار، لاله و کشک، چنین سرود:
ای برده گل رازقی از روی تو رشک
در دیده مه ز دود سیگار تو اشک
گفتم که چو لاله داغدار است دلم
گفتی که دهم کام دلت، یعنی کشک
اما اگرچه شاعر از نظر همشهریانش تثبیت شده است ماجرای شک به استعداد او سال ها دنبال می یابد؛ چنان که شایعه می کنند که وی اشعار و تخلّص خود، یعنی «بهار» را از دیوان خطّی شاعری گمانم، به نام بهار شیروانی، برداشته است و این شک پراکنی، بی خیال شعرهای تازه ای که بهار به مناسبت اوضاع روز می سازد، با نوعی عناد سالها ادامه می یابد. به هر حال شاعر جوان، که با به دست گرفتن شغل پدر از تأمین معاش آسوده شده، به ادامه تحصیلات ادبی می پردازد؛ اصول عالی ادب فارسی و مقدمات عربی را نزد ادیب نیشابوری و صید علی خان درگزی و سایر فضلای خراسان فرا می گیرد؛ آرزو دارد برای ادامه تحصیل به فرنگ برد و در رشته ای از علوم جدید تخصص به دست آورد، اما مسئولیت سرپرستی خانواده از یک سو و آغاز انقلاب مشروطیت، که قالب های ذهنی او را در هم ریخته موجب تحول عمیقی در اندیشه اش می شود از سوئی دیگر، مانع از اجرای این تصمیم می گردد. بهار وارد در فعالیت های سیاسی می شود، به صف آزادیخواهان و مشروطه طلبان می پیوندد و در بیست سالگی به عضویت انجمن مخفی «سعادت» در می آید.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحلیل و بررسی موسیقی در عهد قاجار

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحلیل و بررسی موسیقی در عهد قاجار دارای 54 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحلیل و بررسی موسیقی در عهد قاجار  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

مقدمه
بشر با درك زیبایی از طبیعت الهام گرفت و با تقلید اشكال و آهنگهای طبیعی و انعكاس این آثار، هنر را كه یكی از عوامل مهم ابزار احساسات و بیان زیبائی است به وجود آورد و آن را به صورتهای گوناگون منعكس شود. غم و شادی و عواطف و احساسات انسانی مفاهیم واحدی است، اختلاف در طرز بیان و توصیف آن است.
افلاطون در تعریف موسیقی گوید: «موسیقی یك ناموسی اخلاقی است كه روح به جهانیان و بال به تفكر، و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی، و حیات به همه چیز می بخشید. جوهر نظمی است كه فرد بر قرار می كند و تعالی آن به به سوی هر چیزی است كه نیك و درست و زیباست و با اینكه نامریی است مشكلی است جزء كننده و هوس انگیز و جاویدان.»
آنچه مسلم است موسیقی ما تا اواسط قرن نهم هجری جنبه علمی داشته است، چنانكه كتابهایی تا آن زمان در دست ما می باشد مانند نوشته های فارابی – ابن سینا – صفی الدین موسی- قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغه ای. ولی از آن به بعد نه تنها كتابی در موسیقی نظری نوشته نشده از لحاظ علمی هم بواسطه مساعد نبودن اوضاع اجتماعی و موانع مذهبی، تشویقی از اصل این هنر به عمل نیامده و به تدریج هنرمندان واقعی دلسرد و افسرده شده و كمتر كسی به فرا گرفتن این فن رغبت یافته است.

 

فهرست مطالب

1- مقدمه    1
2- سرگذشت موسیقی ایران در اوایل دوره قاجاریه     3
الف : تاریخ ضبط صفحات در موسیقی    3
ب: تاریخچه تبدیل و تنظیم موسیقی ایران از نظام ادواری به دستگاهی     4
3- موسیقی در عصر فتحعلی شاه قاجار    7
الف: موسیقی درباری    8
4- موسیقی در دوره محمد شاه قاجار    13
5- موسیقی عصر ناصر الدین شاه    16
6- موسیقی مذهبی دوره قاجار    20
الف: تعزیه
ب: روضه خوانی
ج: نوحه خوانی
د: اذان و مناجات    20
24
25
26
7- نقاره خانه در عصر قاجار    28
الف: تشكیلات نقاره خانه ها    29
8- تاسیس مدرسه موزیك نظام    31
الف: شاگردان شعبه موزیك دارالفنون    33
9- تصنیف در دوره قاجار     35
الف: عارف قزوینی
ب: محمد علی امیر جاهد    37
38
10- تصنیف سازان دوره قاجار
الف: علی اكبر شیدا    38
39
11- موسیقی نوین ایران     40
12- مكتب موسیقی ملی ایران    42
13- مكتب موسیقی كلاسیك ایران     44
14- خلاصه موسیقی ملی ایران در عصر قاجاریه    46

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید