مقاله رانت جویی مانعی در پیشبرد اصلاحات اقتصادی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله رانت جویی مانعی در پیشبرد اصلاحات اقتصادی دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله رانت جویی مانعی در پیشبرد اصلاحات اقتصادی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله رانت جویی مانعی در پیشبرد اصلاحات اقتصادی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله رانت جویی مانعی در پیشبرد اصلاحات اقتصادی :

یكی از معضلات اساسی اقتصاد كشورهای در حال توسعه، بویژه كشورهای صادركننده نفت، وجود رانت و رانت جویی است. اقتصاد ایران نیز طی دورانهای مختلف همواره با این مسئله مواجه بوده است.
مهمترین عامل ایجاد رانت و رانت جویی در اقتصاد ایران، وجود منبع طبیعی نفت و درآمدهای نفتی حاصل از صدور آن بوده و می باشد. این عامل به همراه سایر عوامل شكل گیری رانت جویی، از جمله وجود انحصارات مصنوعی، ارائه انحصاری كالاها و خدمات دولتی، صدور مجوزهای انحصاری برای فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، تخصیص از ارزان و اعتبارات بانكی، باج دهی های سیاسی، وجود دستگاههای اجرائی نامرئی سیاستگذاران، تخفیف قیمت كارشناسی در فروش اموال دولتی و … موجب گسترش و رواج رانت جویی و در نتیجه اقتصاد رانتی در كشور شده است كه خود مشكلات و نارسائیهای عدیده ای را در اقتصاد كشور ایجاد كرده است.

وجود رانت جویی در اقتصاد تك پایه ای ایران،‌منجر به نهادینه شدن فساد مالی، حذف وجدان كار، گسترش قاچاق كالاهای مشمول رانت، تضعیف تولید ملی، تبعییض ناروا، كاهش كارایی و بهره وری، كاهش انگیزه تولید،‌تشویق نیروی كار متخصص به كسب رانت و بازماندن از كار فكری مولد، توقف رشد تكنولوژی در جامعه، گسترش دلال بازی از بین رفتن عدالت اجتماعی و اقتصادی و انباشت سرمایه در دست گروهی خاص كه تنها از امتیاز و برتری وابستگی به منابع قدرت برخوردارند و بسیاری مسائل و مشكلات عدیده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دیگر شده است. بدین ترتیب وجود رانت جویی در اقتصاد، عملاً ابزارهای شكوفایی اقتصاد و اصلاحات اقتصادی را ناكارآمد و ناتوان ساخته و با مه آلود كردن فضای سیاسی، اقتصادی، قضایی و اطلاعاتی بستر مناسب برای اصلاحات اقتصادی را از جامعه سلب می نماید. از اینرو، مبارزه و حذف هر گونه زمینه های رشد و شكل گیری رانت جویی به عنوان مهمترین ابزار در پیشبرد برنامه اصلاحات معرفی می گردد.

تحلیل اقتصادی رانت جویی در نظام بودجه ریزی دولتی ایران
این پژوهش به تحلیل اقتصادی رانت‌جویی درنظام بودجه‌ریزی دولتی ایران می‌پردازد و هدف از آن این است كه چارچوب تحلیلی به دست داده شود كه به درك روشن‌تر ما از علل، منابع و شرایط رانت‌جویی در بودجه‌ریزی دولتی ایران كمك كند. از این‌رو، چارچوب تحلیلی كه به دست داده شده است، آورده‌ی تحلیلی پژوهش نیز می‌باشد. روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی و نوع آن كتابخانه‌ای است. همچنین، برنامه‌ی پژوهشی كه در دستور كار قرار گرفته است نظریه‌ی انتخاب عمومی می‌باشد. به عبارت دیگر، این پژوهش، با پیروی از روش‌شناسی برنامه‌های پژوهش علمی ارائه شده توسط لاكاتوش، می‌كوشد در چارچوب نظریه‌ی انتخاب عمومی به بررسی یكی از اساسی‌ترین آسیب‌های مدیریت دولتی منافع عمومی در ایران بپردازد.

چارچوب تحلیلی كه در این پژوهش برای بررسی رانت‌جویی در بودجه‌ریزی دولتی ایران ساخته شده است، براساس نحوه‌ی تعامل دولت و مردم استوار می‌باشد. این تعامل در قالب چهار الگوی اقناع مالی، مبادله مالی، اجبار مالی و امتناع مالی طراحی شده است. با ملاحظه ساختار سیاسی ـ اقتصادی ایران، استدلال شده كه تعامل دولت و مردم در كشور براساس تركیبی از سه الگوی 1) مبادله مالی ضعیف 2) اجبار مالی ملایم و 3) امتناع مالی نسبتاً قوی قابل تحلیل می‌باشد. سپس، براساس این سبد تعامل، رانت‌جویی طیف كارگزاران بودجه‌ریزی دولتی ایران ـ یعنی رأی‌دهندگان، سیاستمداران و بوروكرات‌ها ـ و گروه‌های فشار تحلیل گردیده است. تحلیل‌ها حاكی از آنند كه محیط سیاسی ـ نهادی كه تصمیمات و سیاست‌های بودجه‌ای در آن ساخته می‌شوند و نیز فرایندهایی كه این تصمیمات و سیاست‌ها از طریق آن‌ها پیاده و اجرا می‌گردند، زمینه را برای انتقال خودسرانه و غیر توافقی منابع عمومی بودجه به طرف افراد و گروه‌هایی از طیف كارگزاران بودجه و گروه‌های فشار فراهم می‌كنند.

همچنین، براساس چارچوب تحلیلی مزبور، شاخص برای ارزیابی رانت‌جویی در بودجه دولتی ایران معرفی و مقدار آن برای سال‌های 83 – 1375 به تفكیك قوای مقننه، مجریه، قضائیه و دستگاه‌های خارج از سه قوه و نیز به طور سرجمع محاسبه شده است. افزون بر این، در این پژوهش، به ساختار هزینه‌ای و درآمدی بودجه دولتی نیز پرداخته شده است. در این میان برخی از ساختارهای هزینه‌ای از جمله ساختار هزینه‌ای مربوط به اعمال حاكمیت دولت، ساختار هزینه‌ای مربوط به امور عمرانی و ساختار هزینه‌ای مربوط به تصدی‌گری‌های دولت بررسی شده است. همچنین، برخی از سازوكارها و حركت‌های هزینه‌ای رایج در بودجه‌ریزی دولتی ایران، كه با اصول متعارف بودجه‌نویسی مغایرت دارند و به نظر می‌رسد زمینه‌ی رانت‌جویی در آن‌ها خیلی قوی باشد، تحلیل شده‌اند. تحلیل‌ها بیانگر آنند كه ساختارهای هزینه‌ای بودجه در راستای حفظ و تقویت ساختار فعلی مدیریت دولتی كشور ـ كه هزینه‌زا و رانت‌جویانه است ـ می‌باشند. همچنین، استدلال شده است كه ساختار درآمدی بودجه مبتنی بر ظرفیت اقتصادی كشور نمی‌باشد. بلكه بیشتر متكی به درآمدهای غیرتولیدی بوده و در مواردی گزینه‌های درآمدی آن جهت تأمین اعتبار گزینه‌های بودجه‌ای شناسایی و ایجاد شده‌اند كه توسط گفتمان‌های مسلط سیاسی و نیز در راستای پاسخگویی به فشارهای سیاسی، اجتماعی و برخی ملاحظات خاص در بودجه گنجانده شده‌اند.

در این پژوهش، عوامل متعددی برای تبیین رانت‌جویی در بودجه‌ریزی دولتی ایران تحلیل گردیده است. در این میان، شكل نگرفتن یك رابطه‌ی كارگزاری انعقاد یافته مبتنی بر الگوی مبادله مالی بین مردم و دولت به عنوان اساسی‌ترین علت ضعف و شكنندگی حقوق مالكیت عمومی روی منابع بودجه و در نتیجه رانت‌جویی دولتی بر شمرده شده است. در این رابطه، علت اصلی شكل نگرفتن یك چنین تعاملی ـ كه در مردم سالارهای امروزی متعارف است ـ به خود مردم نسبت داده شده است. در واقع، بی‌تفاوتی یا بی‌میلی تأمین‌كنندگان منابع عمومی در ایران نسبت به حقوق مالكیت و نیز حقوق شهروندی‌شان و در محاق بودن آن از جانب خود آن‌ها، به عنوان بنیادی‌ترین علت محیط سیاسی و نهادی رانت‌جویانه ـ كه بودجه‌ریزی در چارچوب آن شكل می‌گیرد ـ بر شمرده شده است.

مفاسد اقتصادی دولت و رانت اقتصادی
در برنامه سوم توسعه، بحث آزادسازی و خصوصی‌سازی به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. در بخش مخابرات نیز اقداماتی در جهت حضور فعال‌تر بخش خصوصی‌ و شكست انحصار موجود در بخش صورت پذیرفته است. حضور موفق اپراتورهای غیردولتی در شرایطی میسر خواهد بود كه، قوانین مناسب تنظیم شده و دستیابی به بازار بدون تبعیض و با اطلاعات شفاف مقدور باشد. لذا ایجاد سازمان تنظیم مقررات پیش‌بینی شده است. از جمله وظایف این سازمان تنظیم ارتباط میان اپراتورها است و در صورتی كه نهادی مستقل نباشد امكان كسب رانت برای اپراتور دولتی كه اپراتور مسلط نیز می‌باشد به وجود خواهد آمد. در بحث تنظیم مقررات، استقلال امری مهم می‌باشد و از وظایف دولت، جداسازی مجریان و قانون‌گذاران می‌باشد. از دلایل این موضوع پیش‌گیری از پیدایش رانت می‌باشد. اما رانت چیست؟ در این مقاله به اختصار در مورد مفهوم رانت بحث خواهد شد.

بحث “رانت اقتصادی” با بسیاری از مسائل اقتصادی، از جمله كارآفرینی در اقتصاد، ارتباطی تنگاتنگ دارد. برخی از اقتصاددانان1 كلید اصلی پاسخ به سئوالاتی از قبیل اینكه، چرا بعضی ملت‌ها در بعضی از مقاطع تاریخی از جهش‌هایی در رشد اقتصادی خود بهره‌مند شده‌اند در حالیكه در زمانی دیگر دچار توقف و تنزل شده‌اند؟ و چرا برخی ملت‌ها در ركود و ایستایی به سر می‌برند؟
را وجود یا عدم وجود مدیران كارآفرین (Enterprneurs)‌ در یك جامعه می‌دانند. این نظریه چنین توضیح می‌دهد كه در هر جامعه‌ای كه فعالیت كارآفرینی رونق یابد، رشد اقتصادی حاصل می‌شود و اگر كارآفرینی دچار ركود شود، رشد اقتصادی نیز دچار ركود می‌گردد.

این بحث با مقوله توسعه تكنولوژی نیز مرتبط است، به این ترتیب كه رشد اقتصادی هدف نهایی مستقیم و یا غیرمستقیم بسیاری از تحولات تكنولوژی بوده و فعالیت‌ كارآفرینی سرمنشأ بسیاری از اقدامات نوآوری، سازمان‌دهی تولید و سرمایه‌گذاری است كه به توسعه و كاربرد تكنولوژی‌های جدید و بهبود تكنولوژی‌های موجود ختم می‌شود.

اما چه عواملی موجب برانگیختن كارآفرینی شده و چه عواملی مایه تنزل آن می‌شود؟ بعضی از اقتصاددانان در پاسخ> اشاره به ساختار انگیزه‌های موجود و در حال عمل در یك نظام اقتصادی- اجتماعی دارند كه خود به این مطلب برمی‌گردد كه چه كسانی در نظام اقتصادی یك كشور به كار تولید ثروت (كالاها و خدمات) مشغول هستند و چه كسانی از ثمره این تولید بهره‌مند می‌شوند؟ اگر این دو گروه بر هم منطبق باشند، می‌توان گفت كه ساختار انگیزش‌های در حال عملكرد مناسب برای فعالیت تولیدی، كارآفرینی توسعه فرآیندهای جدید و فعالیت مداوم در جهت حل مسائل، فراگیری و انباشت دانش است. اما اگر این گروه از هم متمایز باشند، می‌توان گفت كه ساختار انگیزه‌های موجود در جامعه با مشاركت فعال در امر تولید و پیش نیازهای آن مناسب نیست. این مسئله در بررسی‌های اقتصادی تحت عنوان “جستجوی رانت” مطرح می‌شود.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا :

چشم اندازی به آموزش پیش از ازدواج و بعد از ازدواج در آسیا

هدف این مقاله فراهم كردن اطلاعات برای درمانگران زوج های متاهل و مربیان روابط قبل ازدواج به منظور بهبود سطح ارتباط فرهنگی خود با جمعیت های ساكن در مناطق آسیایی می باشد بخاطر تحویل های ایجاد شده در نقش جنسیت نقش فرهنگی اقتصادی و اجتماعی . تفاسیر و تعابیر گوناگون آسیایی ها از نهاد ازدواج و تشكیل خانواده متحمل تغییر و تحویل عمده گشته است این مقاله روندهای كلی را در ازدواج در چند كشور آسیایی توصیف می كند

با تمركز بر نرخ روبه رشد طلاق و تغییر نگرش های فرهنگی نسبت به ازدواج و طرح های ابتكاری مربوط به آموزش روابط فعلی ( قبل از ازدواج ) را در این كشورها مورد بحث قرار می دهد و بالاخره بر اساس تجربیاتی كه از كار كردن با مردم آسیا به دست آورده ایم چند بینش معمولی در ارتباط با انطباق آموزش بعد از ازدواج برای تبدیل آن به نهادی از نظر فرهنگی مناسب تر برای آسیایی ها ارائه می نمایم.

مقدمه :
شصت درصد جمعیت جهان در آسیا زندگی می كنند و مردم آسیایی در سراسر جهان پراكنده انددر این دنیایی كه به سرعت به سمت جهانی شدن پیش می رود .

برای مربیان و درمانگران زوج ها لازم است كه بدانند در آموزش ازدواج و رابطه ی قبل از ازدواج در آسیا چه روی می دهد به عنوان یك روانشناس با لینی چینی كه درتایوان بدنیا آمده و بزرگ شده ام و بعدها در ایالات متحده آموزش دیده و مستقر شده ام . فرصت هایی برای انجام و برگزاری چند صد كارگاه روابط زناشویی برای كشورهای مختلف آسیایی و سازمان های اجتماعی در چین . هنگ كنگ . تایوان . مالزی .

سنگاپور و جوامع آسیایی دیگر در ایالات متحده و كانادا داشته ام از گوش كردن به انواع تجربیات حاصل از روابط قبل از ازدواج در آسیا . مقداری دانش دست اول در مورد نیازها و برخوردهای زوج های آسیایی بدست آورده ام كوشیده ام . این دانش كسب شده را به مدیران اجرایی دولت و درمانگران بین المللی كه توان بر آوردن نیازهای این زوج ها را دارند نقل نمایم . در این مقاله . خواننده را دعوت می كنم تا از دریچه ی نگاه من به روندهای كلی نهاد ازدواج و آموزش روابط زناشویی در میان آسیایی هایی كه در چین .

تایوان . ژاپن . سنگاپور . مالزی و هند زندگی می كنند بپردازید . بخش اول روندهای و مراحل ازدواج در آسیا را ارائه می كند سپس برنامه های ابداعی در ارتباط آموزش خانواده ( ازدواج ) را ارائه خواهم نمود در این بخش ها . من از مشاهدات شخصی و بحث و تبادل نظرهای انجام داده با كارشناسان دیگر استفاده می كنم و به چند كشور به تفصیل بیشتری نسبت به كشورهای دیگر می پردازم . و سرانجام با ارائه چند بپیش بینی براینكه آموزش روابط زناشویی در غرب بر چه اساس استوار است و درمان را چگونه می توان از نظر فرهنگی برای فایده بردن گروههای كثیر ازدواج های آسیایی متناسب ساخت بر نتیجه ی دلخواه می رسم .

مراحل زناشویی در آسیا
سی سال قبل . طلاق در اكثر كشورهای آسیایی نادر بود با این حال در سالهای اخیر . الگوی ازدواج و طلاق به میزان قابل توجهی در بخش های زیادی از آسیا تغییر یافته است جدول 1 نسبت ازدواج به طلاق را در 5 سال اخیر ارائه می كند . نرخ طلاق به میزان در اكثر كشورهای آسیایی روبه افزایش است در بعضی كشورها . نرخ طلاق نسبتا با سرعت بالایی تغییر پیدا كرده است .

( مثلا ‌‌: كره – ژاپن – تایوان ) در حالیكه در كشورهای دیگر این نرخ ها افزایش تدریجی تر داشته است ( مثلا در هند ) برعكس در مالزی نرخ طلاق مسلمانان در 2 سال اخیر كاهش پیدا كرده است جدول شماره 2 روزهای دراز مدت طلاق را در بین ملل آسیای شرقی نشان می دهد همانگونه كه از جدول 2 پیداست در كره ی جنوبی – ژاپن و تایوان و رشد قابل توجهی از نظر میزان طلاق در طول سال گذشته به وجود آمده است .

اثرات مشابه بر روند ازدواج و طلاق در آسیا
افزایش نرخ طلاق در كشوهای آسیایی منعكس كننده ی اثرات متغیر بر ازدواج و طلاق می باشد برخی اثرات مهم بر طلاق در كشورهای آسیایی در فهرست زیر ارائه می شوند .
1- رشد اقتصادی سریع توسعه شهر نشینی و هنجارهای فرهنگی در حال تغییر در جوامع آسیایی . كانون تمركز ویژه روی گسترش منابع كار و سرمایه تاثیر منفی بر كیفیت و ثبات روابط جدید زناشویی آسیایی داشته است روابط تاثیر منفی و خانوادگی غالبا از اولویت پایین برخوردار ند تنش زندگی كاری جدید بنظر می رسد كه به روابط زناشویی نظر سرایت كرده باشد .

2- حق انتخاب بیشتر از طریق فرصت های كاری یا آموزشی برای زنان آسیایی . چونكه زنان آسیایی تحصیل كرده تر و از نظر اقتصادی مستقل تر شده اند . آنها حق انتخاب بیشتری بری ترك روابط غیر قابل قبول یا تحقیر آمیز دارند از نظر عرفی پر چالش ترین مسئله خانوادگی آسیایی مسئله یا مشكل مربوط به مادر شوهر و عروس است وقتی زن جواب با مادر شوهر خود دارای تعارض و درگیری است غالبا انتظار آن است كه تسلیم شود و درد ناشی از رفتار نا عادلانه را تحمل نماید مسائل دردناك دیگری كه زنان قبلا مجبور به تحمل آن بودند عبارت از سوء استفاده ها وامور غیر اخلاقی زناشویی شوهران .

3- كاهش اعمال كنترل بر ازدواج . در گذشته جامعه ی بسته و گروههای دست اندركار غالبا برای جلوگیری از جدایی زوج دست به اقداماتی دست می زدند به عنوان مثال : قبل از دهه 1970 در چین تمام شهروندان چینی بر یك واحد كاری متعلق بودند وقتی بین یك زوج درگیری ایجاد می شد واحد كاری تعالیم اخلاقی به آن عرضه می كرد و آنها را وادار می ساخت تا با یكدیگر صلح كنند با خصوصی سازی سریع موسسه های دولتی واحد كاری ( دست انداز ) عرفی از هم پاشید . و بیشتر این فشار اجتماعی از میان رفت به همین سان در اكثر كشورهای آسیایی جامعه ی سنتی و خانواده های گسترده در حال از دست دادن نفوذ خود بر زوج ها هستند .

4- قوانین مربوط به طلاق در اكثر كشورهای آسیایی شدت خود را از دست داده اند وقتی هر دو همسر برای طلاق گرفتن توافق كنند مراحل دادرسی فعلی در چین تایوان و ژاپن مشابه با قوانین ایالات متحده هستند از این نظر كه آنها فقط به یك دوره ی جدایی نیاز دارند وقتی همسران برای طلاق اختلاف نظر دارند آنرا می توان در زمینه های مختلف نظیر دو همسری زناكاری خشونت در خانه بیماری روانی شدید و ترك همسر برای دادرسی ارائه كرد در سنگاپور مراحل دادرسی مشابه هستند بجز اینكه یك زوج باید به مدت سه سال ازدواج كرده باشد قبل از اینكه بتواند تقاضای طلاق نماید در هند و مالزی بیماری آمیزش و امتناع همسر از پرداخت نفقه مجاز می باشد كاهش محدودیت قانونی در ارتباط با گرفتن طلاق به نظر می رسد كه با افزایش نرخ طلاق در كشورهای آسیایی همبستگی داشته باشد .

5- افزایش روند فرد گرایی از نظر عرفی ازدواج هایی كه در آسیا انجام می پذیرد شریك شدن دو نفر نیست بلكه شراكت دو خانواده است با این حال تحت فشار مدرنیزاسیون بسیاری از كشورهای آسیایی دارای رشد اقتصادی درجهت فرد گرایی حركت می كنند امروزه آسیایی ها كمتر تمایل به قربانی كردن علایق فردی و آرزوها و امیال خود برای گروه خانواده دارند .

6- افزایش عشق رومانتیك و كاهش تدریجی ازدواج های از قبیل تعیین شده امروزه اكثر آسیایی ها بخاطر عشق ازدواج می كنند رسانه ها از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای اكثر افراد جوان آسیایی چنان تاثیر می گذارد كه آنها مفهومی غیر واقع گرایانه و به سبك غربی از عشق در ذهن مجسم می كنند بسیاری از آنها معتقدند كه عشق عبارت است احساسی كه بدون سخت كار كردن خوشبختی و سعادت را به ارمغان می آورد این طرز فكر اهمیت آموزش روابط زناشویی قبل و بعد از ازدواج را كه نه تنها كمبودها و نقص های مربوط به مهارت برقرای ارتباط را مورد بررسی قرار می دهد بلكه به مسائل عمیق تر عقاید و باورها و ارزش های واقع گریانه مربوط به ازدواج نیز می پرازد .

تاثیرات خاص ملت بر روند های ازدواج و طلاق
مالزی برای درك روند ضد طلاق تذكر دادن این نكته حائز اهمیت است كه اكثر مالزیایی ها مسلمان هستند بر طبق نظر جونز تقریبا سه عامل به كاهش نرخ طلاق در میان مسلمانان مالزیایی كمك می كند .

1- از نظر تاریخی گروه پر خطر برای طلاق زنان جوان بوده اند كه مخالف ازدواج های برنامه ریزی شده ( از قبل تعیین شده ) هستند بجای مجبور ساختن آنها برای اینكه در وضعیتی بغرنج زندگی كنند آنها طلاق را گزینه ای قابل قبولی می دانند از دهه ی 1960 افزایش سن ازدواج و افزایش ازدواج های خود سرانه به ازدواج های سالمتری برای مسلمانان مالزی كمك كرده است و به كاهش نرخ طلاق منجر شده است .
2-نرخ طلاق همیشه در میان زنان دارای تحصیلات پایین از بالا حد برخوردار بوده است بنابراین افزایش سطح آموزش عمومی نیز نرخ طلاق را كاهش می دهد .
3- قوانین جدید مربوط ازدواج در دهه ی 1980 مراحل طلاق را دشوارتر ساخت و جاری كردن صیغه طلاق اسلامی و طلاق دادن یكطرفه همسران خود برای شوهران مسلمان دشوارتر ساخت اینكه شدید تر كردن كمك می كند امری منطقی است با این حال برای اینكه ببینیم آیا سطح آموزش مرتبا در حال افزایش است و شهرت ازدواج انتخابی در آینده خطر تقاضای طلاق را افزایش خواهد داد نیازمند مطالعات بیشتر است .

هند :
در هند طلاق همیشه نادر بوده است سلسه مراتب مستحكم كاستی و غلبه وتسلط ازدواج های از قبیل تعیین شده احتمالا جزء عوامل اصلی هستند كه به نرخ پایین طلاق هند كمك می كند اگر چه نسل فعلی افراد جوان هنوز هم برای حمایت والدین خود برای اتخاب همسر ( جفت ) احترام می گذارند . آنها انتظار دارند در این فرایند دخالت فردی بیشتری داشته باشند به علاوه اكثر زنان امروز هند تحصیل كرده هستند و قادر به كسب شغل هایی می باشند كه استقلال اقتصادی آنها را افزایش می دهد و حق ترك ازدواج های نامطلوب را دارند .

چین :
قبل از اینكه چین در دهه ی 1970 درهای خود را به جهان بیرون باز كند . نرخ طلاق در آنجا تقریبا صفر بود از آن زمان تا كنون نرخ طلاق در چین به میزان قابل توجهی افزایش یافته است به ویژه در شهر های متحده نظیر بیجینگ و شنگهای بر طبق نظر اداره ی آمار ملی چین ( 2003 ) نرخ ازدواج به طلاق در سال 2002 . 1 : 71/2 بود و در شانگهای 1:93/2 ( هر روی آنها كمتر از نیمی از ارقام ملی ارائه شده در جدول 1 می باشد كه نرخ های بالا تر طلاق را در شهرهای بزرگ چین منعكس می سازند .

در سالهای اخیر در دغدغه ی مردم در مورد افزایش نرخ طلاق و نقش امور غیر اخلاقی زناشویی روبه افزایش بوده است كمیته ی دایم كنگره ای خلق چین قانون تجدید نظر شده ی ازدواج (RML ) را در سال 2001 برای رفع این مشكلات از تصویب گذارند .
RML یك مرد را از همخوابی كردن با همسر خود و یك شریك جنسی غیر از همسر خود بطور همزمان منع می نماید . قبلا یك تاجر یا بازرگان نوظهور می توانست آشكارا یك خانم را بدون هیچ پیامد قانونی در خانه ی خود نگه دارد قانون جدید نیز زمینه های احتمالی زناكاری را برای طلاق مهیا می سازد .

نت در خانه خشونت در خانه به عنوان یك معضل اجتماعی در چین مطرح شده است . پیش از 80% شكایت كنندگان كه در گواند ونگ از خدمات مشاوره ی ازدواج بهرمند شدند كه اعمال خشونت شوهران با همسران در ارتباط بودند RML نیز حاوی مفادی است كه اعمال خشونت در خانه را منع می كند كشورهای دیگر آسیایی بر اساس بحث ها و تبادل نظرهای انجام گرفته چند مدیر آموزش روابط زناشویی در تایوان ژاپن سنگاپور و هند اعمال خشونت در خانه در بسیاری از كشورهای آسیایی دیگر موجب نگرانی شده است

تحقیقات به عمل آمده در مورد اعمال خشونت در خانه بسیار محدود است اداره آمار وزارت كشور تایوان ( 2003 ) 034/42 مورد خشونت گزارش شده در سال 2001 مقایسه كرد و 263/13 حكم حفاظت فردی ( شخصی ) ( PPO ) در سال 2003 صادر گردید در مقایسه با 463/10 حكم صادره در سال 2001 من معتقدم كه نرخ اعمال خشونت در خانه ممكن است به علت آگاهی اجتماعی بیشتر و تحكیم قدرت زنان و افزایش میزان گزارش دهی نرخ های واقعی را منعكس نماید

داده های حاصل از انجمن افراد معمول در سنگاپور نشان می دهند كه نرخ خشونت در خانه حاصل از افزایش است به علاوه wen – u (2004) گزارش كرد كه تنها یك زن در 10 زن مورد آزار تقاضای حكم حفاظت شخصی كرده اند واین موضوع بیانگر این مطلب است كه داده های موجود تا حد زیادی حدود اعمال خشونت در خانه را كمتر از آن حدی كه هست بیان می كنند .
آموزش ازدواج در آسیا

سنگاپور
دولت سنگاپور شركت فعالانه در حمایت و پشتیبانی از مشاوره و آموزش روابط زناشویی دارد وزارت توسعه ی جامعه رشد جوانان و ورزش مواد آموزشی – روانی بسیار خوبی را منتشر می سازد و از سازمان هایث خصوصی و عمومی ( دولتی ) برای اشاعه و انتشار اطلاعات مربوط به آموزش روابط زناشویی كمك و حمایت می كند 36 مركز خدمات خانواده ( FSC ) در سرتاسر جزیره وجود دارند كه در خدمت 4 میلیون ساكن این جزیره هستند دولت 90 % سرمایه و عتبار مالی و خدمات از جمله مشاوره ی فردی زناشویی و خانوادگی آموزش خانواده را فراهم می نماید .

در سنگاپور تقریبا50 مشاور ازدواج با مدارك فوق لیسانس و دكترا از ایالات متحده بریتانیا یا استرالیا وجود دارند كه در حدود 15 نفر آنها دارای مدارك دكترا می باشند به علاوه تقریبا 200 مشاور ازدواج وجود دارند كه اكثر آنها مدارك لیسانس از دانشگاه های محلی اخذ كرده اند به علاوه 10 تا از بزرگترین كلیساها با مراكز آموزش خانواده خدمات مشاوره ازدواج و زناشویی را به طور رایگان كه توسط كشیشان یا امامان جماعت ارائه می شود وجود دارند بسیاری از آنها در زمینه های مهارت های مشاوره آموزش دیده اند .

در حال حاضر هیچ مجوز حرفه ای و تخصصی برای درمانگران ازدواج و مشاوران در سنگاپور وجود ندارد ولی قوانین اعطاء مجوز حرفه ای و تخصصی در 5 سال آینده احتمالا به تصویب خواهند رسید .

سازمان های غیر دولتی ( NGO ) نیز نقش قابل توجهی در آموزش خانواده و ازدواج ایفا می نمایند به عنوان مثال توجه به خانواده در سنگاپور ( FOFS ) با دولت سنگاپور برای ارائه سخنرانی ها و برنامه های رادیویی همكاری می كند و مواد آموزشی سمعی – بصری منتشر می سازند و برنامه های آموزشی روانی استاندارد و آموزش رهبران برای اجراء این برنامه ها را طراحی می كنند FOFS كتب و منابعی را توزیع می كند و آموزش خانواده و ازد.اج را از طریق رسانه های گروهی ارائه می نماید به علاوه در سال 2003 – FOFS بیش از 160 كارگاه را برای بیش از 11000 شركت كننده ی مجاز ( ثبت نام كرده ) ارائه می كند .

– تا مدتها دولت به منظور مهیا كردن آموزش مقدماتی با كلسیاهای كاركرده است طبق نظر TAN آگاهی روبه افزایش برای ضرورت آموزش جوانانمان وجود دارد وآزادی آموزش خویشاوندی به خصوص در یمان نسل جدید تدریجا در حال رشد است .
– شبیه آنچه در آمریكا و استرالیا است تشكیلات و سازمانهای دینی تمایل دارند كه اولین گروهی باشند كه در مورد نگرانی درباره تقویت از دواجها و جلوگیری از طلاق در آسیا پاسخ می دهند هم اكنون تحقیقات هدایت شده كمی در مورد آموزش ازدواج در مجامع آسیایی وجود دارد اما سن با رهبران دینی و غیر دینی روبرو شدم كه نیاز تعیین كننده به این تحقیقات را متوجه بر پایه تحقیقات شبیه ملتهای پیشرفته دیگر ادامه خواهد یافت .

تایوان :
كار سلامت روانی تایوان در آسیا از همه پیشرفته تر است تجربه روانپزشكی و مشاوره در تایوان شبیه جهان غربی است پروانه حرفه ای برای روانپزشكی و روانشناسی و كار اجتماعی وجود دارد انجمن ازدواج و مشاوره خانواده تایوان هم اكنون روی پروانه فعالیت مشاورین ازدواج و خانواده كار می كند اغلب بزرگان درمان مسائل زناشویی تایوان در آمریكا ترتیب شده اند

و برای یادگیری بیشتر به شدت برانگیخته شده اند كارگاه ها و كنفرانسها با كارشناسان خارجی به خوبی مورد توجه قرار می گیرند توسط این فرصتهای توسعه حرفه ای مشاوران آموزشهایی درباره برنامه های رفتاری و سیستمی و قابل قبول علمی از قبیل PREP- EFCT و دیدگاه GOttman دریافت می كنند با این وجود نیاز شدیدی برای نظارت كیفی مداوم روی برنامه های پیشگیری و درمان وجود دارد .

زمینه انتشارات تایوان هم از همه پیشرفته تر است و كتابهای غربی به طور موثری به زبان چینی ترجمه شده اند تعدادی برنامه آموزش ازدواج در تایوان ارائه شده اند كه شامل برنامه ارتباط زوجهای Miller و برنامه افزایش ارتباط Guerney و برنامه « مواجه با ازدواج » می باشند كلیسها نقش اساسی در آموزش ازدواج را در تایوان ایفا می كنند مثلا بیش از 600 پدر روحانی برای مهیا كردن برنامه آماده سازی / پر بار سازی Olson و Fournier آموزش دیده شده اند .
– علاوه بر برنامه های غربی یك برنامه پر بار سازی ازدواج خیلی موفق توسط چینی ها و برای چینی ها توسعه داده شده است این برنامه پر بار ( MER) ازدواج بوسیله پیتر چیو رئیس دانشگاه مسیحیان توسعه داده شد .

– این مورد توجه بسیاری جوامع مسیحی چینی بین المللی قرار گرفت در این سال 154 MER بوسیله 80 – CFFC دارای مدرك و 12 كشور راهنمایی شوند .
– یك توسعه موفق در آموزش خویشاوندی در تایوان تصویب سند آموزش خانوادگی در ژانویه 2003 می باشد این اولین قانون گذاری دولت در جهان برای قیومیت آموزش خانوادگی می باشد تحت این قانون همه تایوانیها چهار ساعت آموزش خویشاوندی قبل از ازدواج بدست می آورند .

چین :
وزارت امور اجتماعی چین تمامی فدراسیون ها ی زنان چین و موسسات علمی دانشگاه آكادمیك و اجتماعی همگی فعالیت كرده اند تا از طریق China سخنرانی برنامه های رادیویی و روزنامه ها آموزش خویشاوندی را مهیا سازند به عنوان نمونه چین – یو- یان كه یك استاد آموزش ازدواج در آكادمی علوم اجتماعی چین است

برای اولین بار هفته ازدواج و خانواده را در شن و زنگ چین بنیانگذاری كرد ( June7-13-2004) در چین به طور كلی برنامه هایی كه ازدواج سالم را ترویج می دهند حق تقدم كمتری دریافت بودجه نسبتا به برنامه های توسعه اقتصادی دارند با این وجود از سال 2000 وزارت امور اجتماعی چین انجمن اجتماعی كار چین و انجمن تحقیقات ازدواج و خانواده چین به همراه بنیاد ( موسسه خیریه ) خانواده خود را دوست بدارید آمریكا كنفرانس ( خانواده خود را دوست بدارید ) را همه ساله برگزار كرده اند .

كمبود بودجه ( پول ) دسترسی به آموزش های خویشاوندی را در چین محدود ساخته است اما تعداد زیادی از سازمان های مذهبی آمریكا حمایت های مالی را فراهم می كرده اند برای مثال سازمان تمركز روی خانواده آمریكا كمك هایی را برای آموزش خویشاوندی اهداء كرده است تا كنون 600 برنامه 5/2 دقیقه ای در مورد ازدواج و روابط پدر – فرزندی ( اولیا – فرزندی ) به زبان« ماندارین » ترجمه شده است و در رادیوی ملی چین ( كه 400 ایستگاه رادیویی در سر تاسر چین دارد )

پخش شده است و پیام هایی چون « عشق نیاز به یادگیری دارد » و « موارد ( مسائل ) تعهد ‌» بدون عذر خواهی : عشق واقعی انتظار است و بخشایش را منتشر كرده است بسیاری از این مفاهیم در بهترین برنامه های علمی آموزشی ازدواج مورد تاكید قرار گرفته اند ( مارك من – ویتون ارت آل 2004 ) سیستم فراگیر خدمات روانشناسی چینی عقب تر از استاندارد غربی است و در برنامه هایی آموزشی تخصصی برای مشاورین زندگی زناشویی در دسترس نمی باشند پزشكان كه دوره آموزشی خوب دیده اند فقط در شهر های بزرگ ( اصلی – مهم ) وجود دارند

برای رویارویی با نیاز گسترده به مشاوره بخش ( دپیارتمان ) زایمان با هو – زیا سایك ( كه یك سازمان تحت ون ( اینترنتی ) نو آورانه است به منظور آموزش مشاوران همكاری كرده است نهایتا زمینه علمی تنظیم خواهد شد و مشاوران مورد تایید واقع خواهند شد بر اساس گفته های استاد آموزش های ازدواج ( وی – مین – لی )

درمان های زندگی زناشویی Malaysia به عنوان یك رشته علمی محقق نشده است (W.lee – روابط شخصی 30 نوامبر 2004 ) هر گونه خدماتی كه وجود دارد در درجه اول در محیط اول در محیط های مرتبط با كلیسا منتشر شده اند – مشاورین حرفه ای (ورزیده ) در دسترس هستند ولی كم هستند مردم به آموزش های ازدواج و مشاوران نیاز دارند اما به دلیل ننگی ( بدنامی ) كه همیشه همراه درخواست برای این خدمات است

معمولا تا زمانی كه به یك بحران در زمینه این نیاز می رسند منتظر می مانند هم اكنون زوج های مسلمان نیاز دریافت 8 – 15 ساعت آموزش قبل از ازدواج دارند با این وجود این آموزش ها بیشتر روی نظریه های مذهبی تمركز دارند تا مهارت آفرینی دولتمردان مالزی اهمیت فراهم كردن برنامه های آموزشی خویشاوندی را بیش بینی كرده اند وزارت زنان – خانواده و توسعه جامعه را برای تمركز بر روی این هدف تاسیس كرده اند علاوه بر این دولت در كنفرانس بین المللی خانواده را در سال های 2001 و 2004 حمایت مالی كرد .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر :

اشنایی با رشته مهندسی کامپیوتر
هدف
رشته مهندسی كامپیوتر كه به طراحی و ساخت اجزای مختلف كامپیوتر می پردازد، لذا اهمیت بسیار زیادی در دنیای امروز برخوردار است. هدف از طی این دوره تربیت كارشناسانی است كه در زمینه تحلیل، طراحی، ساخت و راه اندازی دستگاهها و مجموعه های سخت افزاری جدید، بررسی و شناخت مجموعه های سخت افزاری و نرم افزاری موجود، نگه داری، عیب یابی و تعمیر و اصلاح و توسعه فعالیت كنند

طراحی، شبیه سازی، فرآوری، پردازش، سنجش، آموزش، ویرایش و ; همه مفاهیمی هستند كه با بالاترین دقت و در كوتاهترین مدت زمان ممكن در برنامه های نرم افزاری كامپیوتر انجام می شوند. لذا هدف از این رشته تربیت نیروی متخصص برای انجام امور فوق است
تواناییهای فارغ التحصیلان فارغ التحصیلان این مقطع، قابلیتها و تواناییهای زیادی دارند و چنانچه در مسیر مناسب هدایت شوند، قادر خواهد بود مشكلات زیادی را حل كنند. برخی از این تواناییها به شرح زیر است:
1) بررسی و شناخت نرم افزارها و سخت افزارهای جدید و به كارگیری آنها.

2) بررسی كمبودها و نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری بخشهای صنعت و خدمات و تدوین نیازهای آنها، امكان سنجی و تعیین ابزار و نیروی انسانی لازم برای رفع كمبودها 3) تجزیه و تحلیل سیستمهای كوچك و متوسط نرم افزاری و سخت افزاری و ارائه راه حل مناسب برای اجرای آنها.
4) طراحی مجموعه های كوچك و متوسط نرم افزاری و سخت افزرای و تولید طرحهای اجرایی برای انها5) اجرای طرحهای كامپیوتری، نصب، آزمایش و آموزش آنها6) پشتیبانی و نگه داری سیستمهای نرم افزاری شامل شناسایی خطاها، رفع خطاها و افزودن امكانات جدید به سیستمها.
7) عیب یابی كامپیوترها و سیستمهای كامپیوتری و رفع عیبها.

8) شناسایی فنون جدید طراحی و ساخت كامپیوتر و ارزیابی و به كارگیری آنها
تواناییهای ذكر شده مربوط به كارشناسان نرم افزار و سخت افزار می باشد، اما روشن است كه كارشناسان نرم افزار در محدوده مسائل نرم افزاری توانایی بیشتری دارند و برعكس كارشناسان سخت افزار در محدوده مسائل سخت افزاری از توانایی بیشتری برخوردارند.
ماهیت:
كامپیوتر دارای دو جزء متفاوت سخت افزار و نرم افزار است. اجزاء فیزیكی و قابل لمس كامپیوتر مانند مدارها و بردهای الكترونیكی سخت افزار نامیده می شوند.
نرم افزار جزء غیرقابل لمس كامپیوتر است. نرم افزار برنامه ها و داده هایی است كه به كامپیوتر فرمان می دهند كه چه عملی را انجام دهد. یك مهندس نرم افزار یاد می گیرد كه چگونه نرم افزارهای بزرگ و عظیم را طراحی و برنامه ریزی كند، تست و ارزیابی نهایی نماید و در نهایت مستند سازد.
پس بدین گونه نسبت كه یك تعمیركار كامپیوتری یك مهندس سخت افزار و یك اپراتور كامپیوتر یك مهندس نرم افزار تلقی گردد.

“نرم افزار در حقیقت روح و جان كامپیوتر است كه به سخت افزار هویت می بخشد و اصولاً به برنامه ای گفته می شود كه برای به كارگیری سخت افزار ساخته شده باشد.
نرم افزارها را می توان به دوره كلی دسته بندی كرد كه عبارتند از : نرم افزارهای سیستمی و نرم افزارهای كاربردی.
نرم افزراهای سیستمی برنامه هایی هستند كه كامپیوتر برای فعال شدن یا سرویس دادن به آن نیاز دارد و این دلیل از سوی سازندگان سیستم كامپیوتری عرضه می شوند و مهمترین آنها سیستم عامل، برنامه های سودمند و مترجم های زبان می باشد.
نرم افزارهای كاربردی نیز برنامه هایی هستند كه كاربر یا خود آن ها را می نویسد یا شركت های نرم افزاری آنها را تهیه كرده و برای فروش عرضه می كنند. این گونه برنامه ها معمولاً عمومیت برنامه های سیستم را نداشته و برای زمینه های مختلف مهندسی، علمی، تجاری، آموزشی، تفریحی و یا طراحی نوشته می شوند.”

“مهندسی سختافزار در مقطع لیسانس به مطالعه و بررسی طراحی سخت افزاری، كنترل سخت افزاری و شبكه های كامپیوتری می پردازد. برای مثال یك مهندس سخت افزار می تواند طراحی سخت افزاری كند كه با IC ها كار كند، با كامپیوتر كار كند و یا از دروازه های كامپیوتر استفاده نماید و در نهایت می تواند به طراحی مدارهای مجتمع دیجیتالی بپردازد. كه البته به این بخش از سخت افزار بیشتر در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری پرداخته می شود.”

گرایش های مقطع لیسانس:
رشته مهندسی كامپیوتر در مقطع كارشناسی دارای دو گرایش سخت افزار و نرم افزار است كه البته این دو گرایش در مقطع كارشناسی تفاوت قابل توجهی با یكدیگر ندارند.
“گرایش سخت افزار در برگیرنده فعالیت های آموزشی، پژوهشی و صنعتی در خصوص قطعات، بردها، تجهیزات و در نهایت سیستم های كامپیوتری در مقیاس های مختلف است و یكی از شاخه های مهم آن به نام معماری كامپیوتر (طراحی و ساخت كامپیوتر) می باشد.”
“هدف از گرایش نرم افزار كامپیوتر، آموزش و پژوهش در زمینه زبانهای مختلف برنامه نویسی، سیستم های عامل مختلف و طراحی انواع الگوریتم ها می باشد.”

آینده شغلی، بازار كار، درآمد:
با توجه به گسترش روزافزون دنیای كامپیوتر امروزه بیش از هر زمان دیگری نیاز به متخصصان كامپیوتر احساس می شود. امروزه یك مهندس كامپیوتر اگر علاقمند به كار باشد، هیچ وقت با مشكل بیكاری روبه رو نمی شود. به خصوص مهندسین نرم افزار فرصت های شغلی بیشتری داشته و برای كاركردن نیاز به امكانات و تجهیزات زیادی ندارند. فرصت های شغلی این رشته به حدی گسترده و متعدد است كه نه تنها فارغ التحصیلان این رشته به راحتی جذب بازار كار می شوند بلكه دانشجویان دو سال آخر این رشته نیز می توانند وارد بازار كار شده و فعالیت كنند.

برای مهندسین سخت افزار هم امكان كار در شركتهای تولید كننده قطعات و دستگاهها و مراكز صنعتی – تولیدی بسیار فراهم است و از نظر سطح درآمدی هم با توجه به دانش و پشتكار شخصی در حد قابل قبول و ایده آلی قرار دارند. از طرفی با توجه به استفاده روزافزون از شبكه اینترنت زمینه كار در این موضوع نیز بسیار مهیاست.

توانایی های جسمی، علمی، روانی و ; مورد نیاز و قابل توصیه
توانایی علمی: یك مهندس كامپیوتر باید سخت كوش و با پشتكار باشد چون رشته كامپیوتر رشته پویایی است و همیشه باید اطلاعاتش به روز بوده و به دنبال فراگرفتن مطالب جدید باشد. مهندس كامپیوتر باید پایه ریاضی قوی داشته و توانایی اش در زمینه فیزیك خوب باشد. همچنین لازم است فردی خلاق باشد تا بتواند مسایل را از راههای ابتكاری حل كند.

علاقمندیها: مهندس كامپیوتر نرم افزار و سخت افزار باید به یادگیری و مطالعه علاقمند باشد تا پیشرفت در خور توجه داشته باشد. همچنین باید از جستجو و كاوش در مدارها و ریزساختارها استقبال كند و به كار با كامپیوتر علاقه داشته باشد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله راهكارهای افزایش بهره وری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله راهكارهای افزایش بهره وری دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله راهكارهای افزایش بهره وری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله راهكارهای افزایش بهره وری،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله راهكارهای افزایش بهره وری :

چكیده
با وجود تعاریف زیاد درباره بهره وری، به منظور اجرایی كردن آن می بایست تعریفی هماهنگ و سازگار با شرایط و نیازهای معین سازمان به كار برد و ازطریق مشاركت كلیه كاركنان قدمهای موثری را در این راه برداشت. استمرار یك سیستم بهره وری، مستلزم اقداماتی چند نظیر تسهیم منافع، اصلاح ساختار سازمانی، توسعه منابع انسانی و; است. راهكارهای افزایش بهره وری مستلزم شناخت كافی وضعیت موجود و فرهنگ كاری شركتهاست. باتوجه به تفاوتهای مهم در فرهنگ كاری شركتها و وضعیت موجود آنها می توان گفت راهكارهای افزایش بهره وری نیز در آنها متفاوت خواهدبود

. ازجمله راهكارهای افزایش بهره وری می توان به كاهش ضایعات، ایجاد تعهد در كاركنان، توجه به كاركنان، استفاده بهینه از استعدادها، ایجاد انگیزه دركاركنان، توجه به تغییرات و; اشاره كرد. درجه تاثیر هر یك از این راهكارها در افزایش بهره وری به وضعیت موجود شركت در آن زمینه و ضرورت پرداختن به هریك از این موارد بستگی دارد،

كـه می بایست به شكل ماهرانه ای شناسایی و اولویت بندی شده و برآن اساس اقدام شود. به عنوان مثال، در سازمانی ممكن است كاهش ضایعات در اولویت اول قرار گیرد و در سازمانی دیگر توجه به كاركنان وایجاد انگیزه در اولویت اول باشد. عدم شناخت كافی از وضعیت موجود شركتها و بی توجهی به اولویتها می تواند اثرات معكوسی در میزان بهره وری به وجود آورد. از این رو قبل از هـــرگونه اقدامی در افزایش بهره وری برروی شناخت كافی وضعیت موجود و اولویت بندی صحیح راهكارها تاكید می شود.

بــرای آگــاهی از میزان افزایش بهره وری می بایست آن را در قالب شاخصهای مختلف و در دوره هـــای معینی اندازه گیری كرد. با اندازه گیری شاخصهای بهره وری می توان مشخص ساخت كه تلاشهای بهره وری تاچه حدی مفید بوده است. اندازه گیری بهره وری نیز می بایست براساس یك سیستم مناسب و اصولـــــی انجام گیـرد، درغیر این صورت نمی توان به نتایج آن اطمینان و انتظار بهبود در آن را داشت.

یكی از مـوارد مهم در اندازه گیری بهره وری مشخص كردن صحیح طول دوره ارزیابی است كه به عواملی نظیر دسترسی به اطلاعات، ماهیت عملیات تولیدی و اهداف مدیریت بستگی دارد. از نتایج اندازه گیری شاخصهای بهره وری می توان به عنوان ابزاری مناسب جهت برنامه ریزیهای بلندمدت مدیریت در سطح سازمان استفاده كرد.

مقدمه
سرعت رشد صنایع بویژه صنعت خودرو و توسعه آن در دهه های اخیر حاكی از آن است كه كشورمان درحال گذر از یك اقتصاد نیمه صنعتی به یك اقتصاد صنعتی است. توجه به تولید و بهره ور بودن آن می تواند ضمن سرعت بخشیدن به رشد و توسعه صنعتی آن را در مسیری صحیح و اصولی هدایت كند. از این رو به آشنایی شركتها با مفاهیم بهره وری و راهكارهای افزایش آن تاكید می شود.

بنابراین، می توان گفت درجه توسعه یافتگی صنایع به میزان قابل توجهی به بهره گیری مطلوب و بهینه از منابع و امكانات تولید بستگی دارد. از این رو بهره وری و افزایش مستمر آن در شركتها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به این ترتیب مشخص می شود كه برای رشد و توسعه صنایع می بایست به بهره وری و افزایش مستمرآن در شركتها توجه و اهمیت بیشتری داده شود.

بررسی شركتها نشان می دهد كه توجه به بهره وری در شركتهای مختلف به شكلهای متفاوتی صورت گرفته و می گیرد. البته باتوجه به شرایط شركتها و سیاستهای مدیریتی طبیعی است كه به راههای مختلف و متناسب با وضعیت موجود می بایست اقدام كرد. به همین خاطر در این مقاله سعی بر آن شـــده است تا ضمن اشاره به مفاهیم اصلی بهره وری، به رویكردها و راهكارهای مختلف افزایش بهره وری پرداخته شود.

رویكردها
قبل از پرداختن به رویكردهای افزایش بهره وری و انـــدازه گیری شاخصهای آن، علی رغم اینكه امروزه كمتر كسی است كه واژه بهره وری را نشنیده و درباره آن نوشته هایی چند نخوانده باشد، بهتر است ابتدا به تعریف آن از دیدگاههای مختلف پـــرداخته سپس به اندازه گیری شاخصهای بهره وری و رویكردهای افزایش آن بپردازیم.

بهره وری (PRODUCTIVITY) در لغت به معنی قــدرت تولید و بارور بودن و مولد بودن به كاررفته و در ادبیات فارسی به بهره وری، با فایده بودن و سود برندگی معنی شده است. دررابطه با تعریف كاربردی بهره وری نیز تعاریف مختلفی ارائه شده كه برخی از آنها به قرار زیر است.
– استیگل در تعریف بهره وری می گوید: نسبت میان بازده و مرتبط به عملیات تولیدی مشخص و معین است.

– ماندلا بهره وری را چنین تعریف كرده است: بهره وری به مفهوم نسبت بازده تولید به واحد منابع مصرف شده است كه با یك نسبت مشابه دوره پایه مقایسه شده وبه كار می رود.

بنابراین، اگر ما در هر موردی نسبت خروجی به ورودی را محاسبه كنیم، درواقع میزان بهره وری را برای آن موضوع به دست آورده ایم كه جهت بررسی آن می توانیم به شاخصهای مهمی كه در این زمینه در سطح جهانی از سوی شركتهای مهم و پیشرفته به كار رفته است اتكا كنیم. البته بهتر است بجای برگزیدن بهترین شاخص یك الگو (BENCHMARK) برای شركت خود برگزینیم و جهت دستیابی به آن حركت كنیم.

در اینجا بد نیست به تعریفی در این زمینه كه از سوی سازمان بین المللی كار (ILO) به كار رفته است بپردازیم: بهره وری عبارت از رابطه بین ستــاده حاصل از یك سیستم تولیدی با داده های به كاررفته مانند زمین، سرمایه، نیروی كار و غیره به منظور تولید آن ستاده است.

گــــرچه تعاریف عمومی زیادی برای بهره وری وجود دارد ولی به منظور قابلیت اجرایی كردن آن، تعریف بهره وری می بایست هماهنگ و سازگار با نیازهای ویژه و معین سازمان باشد تا بتواند محیطی بهره ور جو با كاركنانی مشوق برای اجرای بهره وری ایجاد كند و اگر مكانیسمی مناسب برای مشاركت كلیه كاركنــــان تدوین و به كار گرفته شود می توان گفت قدمهــــای موثری در ایجاد بهره وری برداشته شده است.

ولی تداوم و افزایش مستمر آن، مستلزم مواردی چند نظیر تسهیم منافع حاصل از بهره وری بین كاركنان، اصلاح ساختار سازمانی و ایجاد یك ساختار سازمانی منــــاسب برای بالفعل درآوردن برنامه های افزایش بهره وری، توسعه و بهسازی نیروی انسانی متناسب با ساختار سازمــانی ایجاد شده و توسعه و نوسازی فناوری های موجود است.

تجربه نشان داده است كه سازمانهای گوناگون به منظور افزایش بهره وری خود، روشهای متفاوتی را به كار گرفته اند. بنابراین، به كارگیری الگوی خاصی از روشهای بهره وری بدون درنظر گرفتن شرایط حاكم، شاید مفید فایده واقع نیفتد. از این رو، ضروری است ابتدا شناخت كاملی از وضعیت موجود شركت به دست آورده سپس شروع به بررسی راههای افزایش بهره وری كرد. البته باید گفت اگر چه هركشوری باید متناسب با سنن ملی، فرهنگ و آداب و رسوم خود به بهبود بهره وری بپردازد، لكن بهره وری اكنون دیگر فقط یك مسئله ملی و داخلی نیست بلكه یك موضوع جهانی است و در جهان امروز سازمانهایی به حیات خود ادامه خواهند داد كه بهره ورتر تولید می كنند.

ولی به طور كلی می تـــوان گفت راههای افزایش بهره وری در شركتهای مختلف متفاوت است كه در زیـــــــر به برخی از رویكردهای آن می پردازیم.
كاهش ضایعات
یكی از راههای افزایش بهره وری كاهش ضایعات است. ضایعات و افزایش روزافزون آن، یكی از پدیده های تولید انبوه است كه كشورهای صنعتی ازجمله اروپاییان در جستجوی یافتن راههایی برای جلوگیری و قطع این جریان هستند. كاهش ضایعات یكی از اصول اساسی زندگی اجتماعی بشری است كه از هزاران سال قبل بدون آنكه آگاهی از مفهوم آن داشته باشند به كار می بستند.

به عنوان مثال انسان وقتی با كم آبی روبرو می شد از مصرف غیرضروری آن خودداری می كرد، زارعان اگر زمین كمتری برای كشت دارند تلاش بیشتری برای بهره بــــــرداری از تمامی آن به خرج می دهند. و دهها مثال از اینگونه زندگی اجتماعی بشری همه و همه حكایت از ضایعات دارند. موضوع قطع جریان ضایعات و یا كاهش آن و همچنین دورسازی ضایعات اجتناب ناپذیر، به دلیل حجم بالای منابع تولیدی تلف شده و خسارت محیطی بالقوه از اهمیت خاصی برخوردار است. اهمیت كاهش ضایعات در اقتصاد ملی به قدری است كه بسیاری از رسانه های كشوری گاه و بی گاه به بیان مطالبی ازضایعات منابع كشوری پرداخته و اهمیت آن را به مردم گوشزد می كنند.

با كـــاهش ضایعات و درنتیجه كاهش هزینه ها، سود بیشتری عاید شركت می شود كه بخشی از آن نیز به عنوان بهره وری به كارگران و كاركنــان پرداخته می شود. درنتیجه آنها نیز می توانند با داشتن درآمد بیشتر زندگی بهتری را برای خود وخانواده خود و درنتیجه افراد جامعه فراهم آورند. از این رو، تولید بهتر و با ضایعات كمتر علاوه بر آنكه سطح زندگی كارگران را بهبود می بخشد موجب شكوفایی اقتصاد مملكت نیز می گردد.

اگر این اصل را كه برای كاهش ضایعات باید برنامه ای مناسب و كارآمد داشته باشیم، قبول كنیم، تهیه یك برنامه جامع اجرایی برای هماهنگ ساختن اقدامات و تلاشهای همه بخشهـــا و واحدهای سازمان ضرورتی اجتناب ناپذیراست. این برنامه موجب هدایت تلاشهای سازمان درجهت تامین نیازها و ابزارهای كاهش ضایعات می گردد. كاهش ضایعات موجب كاهش تنشهای موجود در سازمان و ایجاد فضایی سرشار از اعتماد و اطمینان در بین كاركنان می گردد كه آنها را به همكاری هرچه بیشتر با یكدیگر تشویق می كند. حال كه كاهش ضایعات را به عنوان یكی از راههـــای افزایش بهره وری بررسی كردیم، می پردازیم به چگونگی كاهش ضایعات در شركتها.

كلیه كاركنان باید ضمن استفاده از تواناییهای شخصی خود، با تشكل در گروههای كاری، نظرات و پیشنهـــادات سازنده ای را در ارتبـــاط با كاهش ضایعات و افزایش بهره وری ارائه كنند. در این رابطـــه می توان به ایجاد و اجرای نظام پیشنهادات و تشكیل گروههای كوچك كاری، نظیر گروههای كنترل كیفــی، گروه كاهش ضایعات، گروه افزایش بهره وری و گروههای حل مشكل كه متناسب با شرایط خاص سازمان باشد اشاره كرد. در كارهای گروهی علاوه بر غنای نظریات و عقاید ایجاد شده با تعامل گروهی، احتمال زیادی وجود دارد كه تصمیمات گروه به عمل منجر شود. زیرا این اعضای گروه بوده اند كه راهبردهــــای موردنظر را ایجاد و تصویب كرده اند.

هرچه گروهها موثرتر و تعدادشان بیشتـــــر باشد، كار با كارآیی بیشتری انجام می شود، چون افراد بیشتری برای سرنوشت خود مسئولیت تقبل كرده اند. در كارگروهی سازمان در مواجهه با چالش در رقابت، از تعدد عقاید و نظریات بهره می برد و تك تك اعضای گروه نصیب بیشتری از آن می برند. اینكه عقاید و نظریات افراد را دیگر اعضای گروه می شنوند و مــی پذیرند، اعتماد به نفس آنان را تقویت می كند. مهمتر از همه، فرد از تنهایی خود خارج می شود.

یكی دیگر از راههای كاهش ضایعات نوسازی و توسعه فناوری است.
هرگونه توسعه تكنولوژیك مستلزم افزایش مهارت كاركنان است كه می بایست به همراه سایر زمینه های موردنیاز مربوط به تغییرات تكنولوژیك به مورداجرا درآید. فناوری های جدید بر روی ساختار سازمانی، مهارتها، روابط كاركنان و مشاغل تاثیر خواهدگذاشت. لذا كلیه موارد فوق و سایر زمینه های مرتبط با آنها می بایست موردتجزیه و تحلیل دقیق قرار گرفته و اصلاحات یا تغییرات لازم جهت استفاده بهینه از آنها داده شود.

ایجاد تعهد در كاركنان
یك كارمند متعهد برای سازمان فوق العاده ارزشمند است. او می تواند با انجام به موقع كارهــا و حس مسئولیت در افزایش تولید و بهره وری موثر باشد. لذا سعی كنید كارمندان متعهــدی برای سازمان تربیت كنید.

مدیران می توانند با برآورده كردن نیازهای اساسی كاركنان، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنها و ایجاد یك فرهنگ عاری از سرزنش، آنها را نسبت به سازمان متعهد كنند. تا زمانی كه نیازهای روحی و روانی كاركنان برآورده نشود هرگز به طور كامل نسبت به سازمان احساس تعهد نخواهند كرد.
تنها متعهد ساختن كاركنان به سازمان كافی نیست بلكه باید تعهد آنها را به سازمان همواره حفظ كرد. یكی ازموثرترین راههای حفظ تعهد در كاركنان و نگه داشتن آنها درسازمان، غنی سازی شغل و افزایش انگیزه در آنان است. قدردانی از افراد به خاطر عملكرد برترشان انگیزه ای است در حفظ تعهد كاركنان و ایجاد رضایت شغلی در آنان.

استفاده از محركهای مالی نظیر افزایش حقوق (مزایا)، پرداختهای موردی تشویقی و غیره برای عملكردهای استثنایی و دارای بهره وری بالای كاركنان از لحاظ حفظ تعهد كاركنان حائزاهمیت است. لازم به توضیح است كه هرگز ارزش و تاثیر عمیق استفاده از اصطلاحات ساده متشكرم، دستتان درد نكندو; در مقابل انجام كارهای ساده را دست كم نگیرید زیرا این كارها سبب ایجاد تعهد در كاركنـــــان و به دنبال آن افزایش فعالیت و بهره وری در آنها می گردد.

توجه به كاركنان
تجربه نشان داده است كه یك سازمان فقط با اتكا به كاركنان خود می تواند موفق باشد. از این رو سازمانهای نیك اندیش همواره بر بهبود مستمر كیفیت كاری كاركنان خود توجه خاصی می كنند و این الگوی رفتاری در مدیران سازمانها، كاهش ضایعات و بهبود كیفیت محصول را به همراه دارد كه نتیجه نهایی آن نیز افزایش بهره وری است.

دادن مشــــاغل جدید یا بهتر به افراد نشان دهنده آن است كه شما برای موفقیتهای آنان ارزش قائل هستید. این كار شما آنها را به كسب موفقیتهای بیشتر تشویق می كند. یكی از روشهای ساده و اثربخش برای ارتقای كاركنان با توجه به دو سوال مهم زیر اعمال می شود: اول آنكه آیا آنها توانایی لازم برای انجام كار را دارند؟ دوم اینكه آیا آنها انگیزه لازم برای انجام كار را دارند؟

تنها كارمندی كه هم از انگیزه و هم از توانایی لازم برخوردار باشد می تواند بهره وری شركت را افزایش دهد. ولی اگر فردی بدون استحقاق لازم ارتقاءیافته باشد علاوه بر اینكه باعث رنجش خاطر و نارضایتی سایر كاركنان شایسته تر می شود، خود نیز احساس ناامنی كرده و دائماً در دلهره به سر خواهد برد كه همه این موارد باعث فعالیت كمتر و كاهش بهره وری خواهدشد.
بعضی از مدیران نیازهای تولید را به سایر نیازهای سازمانی مقدم می شمارند و برعكس عـــده ای دیگر به افراد بیش از تولید اهمیت می دهند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران :

در این مقاله پس از تعریف ارتباطات و اهمیت آن درفضای كسب و كار رقابتی عصر حاضر به شیوه های مختلف برقراری ارتباطات اثر بخش بین بنگاههای اقتصادی و مخاطبان هدف اشاره شده است و پس از تعریف تبلیغات و شمردن نكاتی در اهمیت آن ، به دلایل پایین بودن اثر بخشی تبلیغات از دیدگاه آسیب شناسی پراخته شده است . آسیب شناسی صورت گرفته در این مقاله بخشی به دلیل عدم دید صحیح مدیران بنگاههای اقتصادی ، برخی به ضعف شركتهای تبلیغاتی و برخی به حوزه های نظارتی و مراكز آموزشی و انتشاراتی در حوزه تبلیغات مربوط میشود .

مقدمه :
ارتباط را می توان جریانی دانست كه درطی آن دو فقره یا تعداد بیشتری به تبادل افكار ، احساسات و عقاید می پردازند .
شركتها از طریق به كاربردن پیامهایی سعی دارند رفتار دیگران را به نحوی تغییر دهند یا در آنها نفوذ كنند و از این راه موجب تحقق اهداف سازمانی شوند .
شركتها با فرآیند ارتباطات می خواهند بر محیط خود اثر بگذارند . ارتباطات در دنیای شلوغ امروزی ، مدیریت فرآیند خرید مشتری در بلند مدت است .
برهمین اساس بازاریابان به مرحله پیش از خرید ، زمان خرید و پس از مصرف توجه می كنند .

چون مشتریان متفاوت هستند ، بنابراین ارتباطات اثربخش در بخشهای مختلف بازار متفاوت است . بنگاههای اقتصادی موفق با بررسی ابزارهای مختلف ارتباطی در جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده تلاش می كنند .
تبلیغات یكی از اجزای پنجگانه ابزارهای ترویج است كه به همراه پیشبرد فروش ، روابط عمومی ، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم ، در برقراری ارتباط با مخاطبان هدف به كارگرفته میشود . علاوه بر ابزارهای پنجگانه ترویج ، سایر اجزای آمیزه بازاریابی نیز در ایجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان موثرند . دربین ابزارهای مختلف ارتباطی كه در شكل قبل نشان داده شده اند ، نقش تبلیغات در بازار ایران خصوصا” در بازارهای مصرف حائز اهمیت است .

تبلیغ معرفی كالا یا خدمات به وسیله شیوه های غیر شخصی به مسئولیت فرد یا سازمان است. تبلیغ راهی مناسب برای آگاه كردن مردم و تشویق آنان به خرید كالا یا خدمتی است كه نیاز و خواست ایشان را برطرف كند . سازمانهای تجاری و شركتهای بازرگانی ، سازمانهای غیرانتفاعی ، نهادهای اجتماعی و حرفه ای و حتی اشخاص سیاسی ، همه برای اعلام موجودیت خود وآگاهی مردم از تبلیغ استفاده می كنند .
تبلیغات نیرومندترین ابزار آگاهی بخش در شناساندن یك شركت ، كالا ، خدمت یا اندیشه و دیدگاه است . تبلیغات هنگامی به خوبی كارساز است كه محدود به بازار هدف باشد .
پس اولین گام در تبلیغات ، بررسی و شناسایی دقیق مخاطبان هدف از جنبه های مختلف فرهنگی ، اقتصادی ، جمعیت شناسی و ; است . باید پذیرفت كه هر فعالیتی در بازاریابی رقابتی از جمله تبلیغات می بایست با تحقیقات بازاریابی رقابتی از جمله تبلیغات می بایست با تحقیقات بازاریابی شروع شود .

به همین دلیل است كه تحقیقات و پژوهش را به عنوان اولین گام در فرمول گامهای بنیادین فرآیند بازاریابی قرار داده اند .

آسیب شناسی تبلیغات در بازار ایران :
متاسفانه به دلایل مختلف از جمله نگرش بعضی مدیران بنگاههای اقتصادی ، عملكرد نامناسب خیلی از شركتهای تبلیغاتی فاقد تخصص ، ضعف مراكز آموزشی و كمبود كتب و مجلات تخصصی ، در بسیاری از موارد نتایج قابل قبولی از تبلیغات به دست نیامده است . دراین مقاله با شمردن پانزده عامل به آسیب شناسی تبلیغات در بازار ایران پرداخته میشود.

1- دید كوتاه مدت بعضی از مدیران بنگاههای اقتصادی
مدیران بنگاههای اقتصادی موفق ، كسب و كار را یك فرآیند طولانی مدت می دانند و با تدوین اهداف مدون ، برنامه ریزیها و اقدامات مختلف سازمانی از جمله تبلیغات را در این فضا طراحی و اجرا می كنند . ولی بسیاری از مدیران شركتها متاسفانه این نگرش را نداشته و دارای دید كوتاه مدت هستند و انتظار دارند . بازدهی تبلیغات در فرصت بسیار كوتاهی و آن هم با هزینه بسیار پایین و اثر بخشی بسیار بالا همراه باشد .
لازم است این قبیل مدیران با شركت در دوره های آموزشی ؛ مطالعات مستمر و بهره گیری از مشاوران كارآزموده در تغییر افكار خود متناسب با شرایط كب و كار جدید تلاش كنند وبه دنبال معجزه و معجزه گر نباشند .

2- انتظارات غیر اصولی مدیران بنگاههای اقتصادی از تبلیغات
در بسیاری از موارد از تبلیغات اثر بخش در اذهان مخاطبان تصویر مناسبی وجود ندارد و با كمال تاسف در یكی از كتب جدیدی كه به بازار عرضه شده است . همان بزرگنماییهای نابه جا از تبلیغات مشاهده شد .
در این كتاب ادعا میشود آمریكاییها اگر ده دلار داشته باشند ، یك دلار را خرج تولید كرده و 9 دلار را خرج تبلیغ می كنند و همچنین ادعا شده كه تبلیغات میتواند به اسكیمو ، یخچال و فریرز بفروشد و به عرب بادیه نشین ریگ بیابان و یا بخاری عرضه كند .

این تصویر درستی از تبلیغات نیست ، و در آن شعور مخاطب دست كم گرفته شده است. بپذیریم كه در فضای كسب و كار جدید كه به علت گسترش رقابت میزان آگاهی مشتریان روزبه روز بیشتر میشود و در كنار آن سطح توقع و قدرت چانه زنی مشتریان افزایش می یابد ، برای جذب ، نگهداری و رشد دادن مشتریان می بایست اولین اقدامات شركت ، برنامه ریزی و تلاش برای ارتقای كیفیت باشد. به عقیده نگارنده هیچ چیز جای كیفیت را نمی گیرد . تبلیغات به وجو نیامده است كه محصول نامناسب را به مشتری بقبولاند بلكه ، كاركرد اصلی تبلیغ اثر بخش ، معرفی بجا و شایسته محصول مناسب ( از نظر مشتری ) به ایشان است ، به عبارتی تبلیغ یك ابزار شناساندن است . ممكن است این سوال پیش بیاید كه اگرمحصول كیفیت محصول را داشته باشد چه نیازی به تبلیغ است ؟

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تعریف اعتیاد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تعریف اعتیاد دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تعریف اعتیاد  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تعریف اعتیاد،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تعریف اعتیاد :

تعریف اعتیاد
تعریف اعتیاد از دید WHO : اعتیاد به مواد مخدر، مسمومیت حاد یا مزمن است كه مضر به حال شخص و اجتماع می باشد و زائیده مصرف داروی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود و خصوصیات این حالت عبارتند از:
1- وجود یك تمنا و احتیاج به ادامه استعمال دارو و بدست آوردن آن به هر طریقی كه ممكن است.

2- وجود یك علاقه مفرط و شدید یا یك گرایش به ازدیاد میزان مصرف دارو كه به فزون طلبی مشهور است.
3- یك وابستگی روانی یا جسمی به آثار داروهای اعتیاد آور، بدین نحو كه وقتی دارو به معتاد نرسد اثر روانی و جسمی كه به آثار دارو موسوم است در وی ظاهر می گردد ( پور كاظمی،1375).

اعتیاد: حالت مسمومیت متناوب یا مزمن، مضر برای فرد و اجتماع كه به وسیله مصرف تكراری ماده ای مخدر، طبیعی یا شیمیایی به وجود می آید( صالحی،1381 ).

اعتیاد از نظر فیزیولوژیست ها: اعتیاد عبارت از حالتی است كه استعمال متوالی یا متناوب ماده مخدر در فرد ایجاد می كند، با استعمال مواد مخدر، تحریك پذیری سلولهای عصبی و دستگاه عصبی افزوده شده و در نتیجه داروی بیشتری لازم است تا آن را به حال تعادل برگرداند (پوركاظمی، 1375).
اعتیاد: یك حالت روانی گاهی جسمی ناشی از تاثیر دارو بر روی یك موجود زنده است و با یك كشش مفرط برای مصرف دائمی یا دوره ای آن داروی مخصوص همراه است (رئوفی و رضوی،1378).

تاریخچه مواد مخدر :
طبق اسناد و مدارك، از قدیم الایام مواد مخدری مانند برگ كوكا، حشیش، تریاك مورد شناسایی بشر بوده است. مزایا و خواص دارویی و مصارف پزشكی تریاك باعث شده كه از حدود 150 سال پیش كشت و زراعت این ماده در بعضی از مناطق جغرافیایی رواج پیدا كند. از بدو كشت انتشار، ترویج تریاك و مواد مخدر در كشورهای مختلف جهان همواره ارتباط مستقیمی بین مسئله اعتیاد و سیاست وجود داشته است و نظامهای سیاسی مسلط بر جهان به خصوص كشورهای جهان سوم از مواد مخدر به عنوان یك حربه مهم اقتصادی، فرهنگی و تجاری استفاده می كردند.

جنگ هایی كه از سال 1840 بین چین و انگلستان اتفاق افتاده و به نام جنگ تریاك معروف است،دلیل این مدعاست. دولت انگلیس تریاك كشور هند را به چین برده است و سالانه میلیونها دلار استفاده صادراتی از تریاك به چین داشته است. لازم به تذكر است كه تجارت تاریخی نشان دهنده آن است كه كلمه تریاك برای اولین بار با نرون ذكر شده است

و نخستین بار تریاك توسط حكیمی به نام «آندروباشوش» برای نرون تهیه شده، خمچنین «گالین» معجونی درست كرد كه یكی از عوامل متشكله آن تریاك بوده است و60 ماده دیگر را با آن تركیب نمود و این دارو را كه ماده افیونی آن خیلی قوی بود برای سردردهای «مارك اول آنتونن» تجویز نمودند. مصرف تریاك در ایران را میتوان از زمان مغول و كشت وصنعت و رواج آن را به زمان صفویه نسبت داد.

عواملی مانند وجود دراویش صفویها، استعمار، پذیرش مواد مخدر به عنوان یك دارویی مؤثر، صدور كوپن، توسط دولتها را می توان در گسترش، ترویج مواد مخدر، به خصوص تریاك مؤثر دانست (نباتیان،1378).

تعریف معتاد:
معتاد: كسی كه به صورت رفتاری و جسمی به مصرف یك نوع مواد مبتلا شده و به طور بیمار گونه اقدام به تكرار مصرف آن می نماید و این حالت ناشی از تاثیرات مواد بر روی سیستم مغزی می باشد (كاپلان،1376)

وابستگی روانی وجسمی:
وابستگی روانی:كسی كه برای احساس عوالم روانی مخصوص، احتیاج به تكرار استعمال داشته و اقدام به تكرار سوء استعمال آن نماید وابسته روانی است (پوركاظمی،1375)
وابستگی روانی:وابستگی روانی عبارت است از تمایل به مصرف مواد یا چیزی كه دارای لذت بخش بوده و یا تولید رضایت كند.
وابستگی روانی: وابستگی روانی عبارتست از تمایل به مصرف ماده یا چیزی كه دارای اثرات لذت بخش بوده و یا تولید رضایت كند.

وابستگی فیزیكی: تا زمانی كه مصرف ماده مخدر ادامه دارد، وابستگی فیزیكی آشكار نمی گردد ،هنگامی كه ماده مربوط برای مدتی به بدن نرسد علایم آن ظاهر میگردد كه می تواند گاهی شدید و خطرناك باشد. بروز علایم ترك و یا كمبود رابطه مستقیم با نوع و مقدار مواد و نیز مدت زمان مصرف ماده دارد (صالحی،1381).

عوارض روانی اعتیاد:
فرد معتاد فاقد تعادل روانی است، لاابالی گری، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسلیم شدن در برابر پیشامدها، ضعف اراده، بی توجهی به مسئولیت های فردی و اجتماعی، از جمله عوارض درونی اعتیاد است.

معتادان از لحاظ عاطفی نابالغ، عصیانگر، بیقرار و دارای احساسات خصومت زا هستند و همچنین اینان مضطرب اند كه احساس بی كفایتی و تنهایی می كنند. با توجه به این واكنش ها تمایلات پیسكونوروتیك را در آنها می توان تشخیص داد. اصولاً وابستگی روانی مقدم بر تاثیرات اعتیاد بر جسم است، زیرا تشخیص معتاد پیش از آنكه تعادل جسمانی خود را از دست بدهد

تعادل روانی خود را تا رسیدن دارو از دست می دهد. بروز اختلالات روانی در معتادین به مواد مخدر باعث می شود كه اكثر معتادان خودشان شروع به مصرف انواع داروهای رایج بنمایند. این عمل كه بدون مشورت پزشك صورت میگیرد باعث می شود كه بعد از اندك زمانی معتاد علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به داروهای اعصاب نیز پیدا كند، این خود مشكل را دو چندان می نماید. از بیماری های شایع در بین معتادان می توان: اضطراب، افسردگی، اختلالات شخصیت، اختلالات خواب، خود كشی، خشونت، هیجان، تفكرات هذیانی و توهم را نام برد.

عوارض جسمی اعتیاد:
اگر مصرف روزانه معتاد متوقف شود و از ده تا دوازده ساعت تجاوز كند، به عوارض جسمی مانند ناراحتی های عصبی، اضطراب، بیقراری، عطسه، ریزش مكرر آب بینی و چشم، ناراحتی عضلانی، فشار شدید در ستون فقرات، دل درد و دل پیچه، بی اشتهایی استفراغ مكرر، لاغر شدن وكم شدن وزن مبتلا میگردد.

تقسیم بندی معتادان به مواد مخدر:
1ـ زیر15ساله ها: كه در سابقه این افراد موارد زیركم و بیش وجود دارد، گریز یا اخراج از مدرسه، بزهكاری، دروغ، دزدی، تجربه زود هنگام با سیگار، نقض مقررات در خانه یا مدرسه، رفتارهای زود هنگام جنسی و رفتارهای وحشیانه و خشن، جدایی و كم توجهی پدر ومادر، عدم محبت، رفتارهای آموزشی اولیاء و همنشینی با دوستان معتاد.

2ـ بین 15 تا 18 ساله ها: كه مهم ترین اصل در این سن غرورها و رفتارهای خودسرانه نوجوانان میباشد كه اگر پایه و اساس خانواده سست باشد در چنین سنینی احتمال رفاقت با دوستان معتاد و گرایش به انواع مفاسد اجتماعی و اخلاقی بسیار بالاست.

3ـ معتادین بالای 18سال: این گروه از جوانان معمولاً از كنترل خانواده ها خارج می باشند و بخصوص در جوامع غربی و اروپایی كه نهاد و اصالت خانوادگی سست بوده و زمینه های رواج مواد مخدر از شیوع بالایی برخوردار است به خصوص اگر فرد معتاد زمینه مصرف سیگار و مواد افیونی را در سنین زیر 18 سال تجربه كرده باشد (پور كاظمی،1375)

مصرف مواد مخدر در نوجوانان:
در دو دهه گذشته مصرف مواد مخدر به وسیله نوجوانان به صورت چشمگیری افزایش یافته است. گر چه بسیاری از بزرگسالان برآنند كه این افزایش خاص جوانان بوده و منحصراً میراث فرهنگ گرایش به مواد مخدر است كه در اواخر دهه1960 اشاعه یافت، اما این نظر گمره كننده است.

بر اساس پژوهشهای موجود، نوجوانانی كه والدینشان مواد مخدری چون « الكل»« آرام بخش»« سیگار » و « مسكّن »« آمفتامین » مصرف میكنند خود بیش از نوجوانان دیگر در معرض استفاده از حشیش، الكل و دیگر مواد مخدر قرار می گیرند. یكی از دلایل روی آوری نوجوانان به مواد مخدر صرفاً این است كه مواد مخدر در دسترس است.

میان 75 تا 98 درصد نوجوانان مصرف كننده اكثر مواد مخدر اظهار داشتند كه می توانند به سهولت آن مواد را به دست بیاورند. نوجوانان طبعاً نسبت به دنیای رو به گسترش كه در آن زندگی می كنند كنجكاوند و بیش از بزرگساان خطر می كنند. احتمالاً دلیل آن برای انجام چنین كاری بعضاً آن است كه شجاعت و حس ماجراجویی خودشان را به اثبات می رسانند. محققان دلایلی را برای این گرایش ذكر كرده اند كه عبارتنداز: فشار دوستان و همسالان، طغیان علیه والدین، گریز از ناملایمات زندگی، آشفتگی عاطفی و بیگانگی با طرد شدگی (ماسن و همكاران،1381).

 

تصمیم به ترك اعتیاد:
گاهی معتاد از ماده مخدر با مقادیر بالا لذت كافی نمی برد و احساس می كند كه برای لذت بردن، باید ترك كرد و از ابتدا شروع كرد. تجربه مشابه معتادانی كه چند بار ترك كرده و در مرحله آغاز مجدد لذت افزون تری بردند و به او كه همواره با این افراد در تماس است چنین آموزشی را می دهند . بعضی معتادان واقعاً تصمیم به ترك می گیرند

، زیرا با مشاهده وضع جسمانی خود، ترك اطرافیان و رفتار دیگران، از بین رفتن بنیه مالی، و نكات متعدد دیگر زجر می برند، اما پس از ترك به علل گوناگون مثل بیكاری و ; از سوی وسوسه لذت طلبی به اعتیاد بر می گردند. بعضی اوقات ترك برای معتادان وسیله مناسبی است تا مجدداً امكانات مالی و شرایط مناسبی به دست آورند و بتوانند اعتیاد را دوباره از سر بگیرند.

ترك اعتیاد را باید جدی گرفت و به معتاد كمك كرد. اما نباید آن را مطلق پنداشت زیرا معمولاً ترك بیمار جنبه موقت دارد و ترك حقیقی موقعی است كه هروئین یا هر ماده دیگری در دسترس بیمار نباشد و یا زیر بنای روانی روی آوردن به اعتیاد، درمان شده باشد. نباید غافل شد كه در بطن هر ترك اعتیاد بازگشتی وجود دارد. فقط وقتی بازگشت اعتیاد به تریاك صورت نمی گیرد كه ماده در دسترس معتاد نباشد.
نكته در اینجاست كه معتاد از نظر ارادی ضعیف است و نقطه ضعف او اراده اوست (فدایی وسجادیه،1365)

عواض ترك اعتیاد:
عوارض ترك یا قطع مصرف مواد به دلیل كاهش ماده مورد نظر در دستگاه اعصاب مركزی ظاهر می شود. معمولاً نشانه های اولیه ترك مصرف چند ساعت پس از زمانی بروز می كنند كه مصرف مواد دارای نیمه عمر دفعی كوتاه مدت (مانند الكل، لورازپام یا هروئین) قطع شوند، هر چند با قطع مواد ضد اضطراب دارای نیمه عمر بلند مدت، كه به مقدار زیاد مصرف می شده اند ممكن است تشنج های مرتبط با ترك مصرف آنها چند هفته پس از مصرف آنها بروز كنند. معمولاً علایم شدید

ترك مصرف طی چند روز یا چند هفته پس از قطع مصرف ناپدید می شوند ولی ممكن است بعضی از علایم فیزیولوژیایی پیچیده به عنوان نشانگان ترك طولانی، تا چند هفته و یا حتی چند ماه پس از قطع مصرف قابل تشخیص باشند. برای مثال، اختلال خواب ممكن است چند ماه پس از اینكه كه شخص وابسته به اینكه الكل صرف آن را متوقف كند ظاهر شود (APA1381).

كاهش احتمال اعتیاد در نوجوانان و جوانان:
فرزندتان را در یابید: كودكان و نوجوانانی كه با والدین خود روابط صمیمانه تری دارند، احتمال كمتری وجود دارد كه به سوی رفتارهای مخاطره آمیز كشیده شوند. هر چه بیشتر به نیازهای كودكان و نوجوان توجه كنیم به مسائلشان رسیدگی نماییم، آنها احساس ارزشمندی بیشتری خواهند كرد و به خواسته های شما واكنش مثبت نشان خواهند كرد. به منظور دست یابی به این اهمیت راه كارهای زیر توصیه می شود:
1ـ برای با هم بودن زمان خاصی را در نظر بگیرید .

2ـ سعی كنید هنگامی كه فرزندتان از مدرسه بر میگردد در خانه باشید .
3ـ وعده های غذایی را با یكدیگر و دسته جمعی صرف كنید .
4ـ از سؤال كردن نترسید .

برقراری ارتباط مؤثر را یاد بگیرید: آیا میدانید سرگرمی مورد علاقه فرزندتان چیست؟ فرزند شما در مدرسه از چه چیزی بیشتر لذت می برد و به آن علاقه مند است؟ ارتباط بیشتر باعث می شود آنها راحت تر در باره مسائل مختلف، از جمله مواد مخدر و ; با شما گفتگو كنند.
ـ تشخیص اعتیاد: فدایی و سجادیه(1365)

معمولاً خود معتاد اعتراف می كند كه وی معتاد و محتاج به مواد مخدر است. اگر هم انكار نكرد با دیدن ظاهر ضعیف و فرتوت و پژمرده بیمار و رنگ و چهره تیره و كدر و دندانهای پوسیده و زرد رنگ او و در صورت اعتیاد به هروئین براساس محل تزریق، سفتی و جای باقی مانده اسبه ناشی از تزریق قابل تشخیص است.

تنگ بودن مردمك احتمال اعتیاد را مطرح می كند ولی یك نشانه قطعی نیست.(فدایی وسجادیه1365)
ولی می توان این وابستگی به مواد را از طریق علمی تشخیص داد، كه بهترین راه تشخیص است.
ـ زمینه های روانی اعتیاد عبارتند از : ترك اعتیاد.. دكتر لطفی پوركاظمی
1ـ استرس یا فشار روانی :كه می تواند زمینه ساز اصلی اعتیاد باشد.
2ـ افسردگی كه عامل 20% از اعتیاد هاست.

3ـ شخصیت رفتارهای ضد اجتماعی.
ـ عواملی كه در معتاد شدن افراد مؤثر است:
1ـ خانواده 2ـ مدارس 3 ـ گروه همسالان 4 ـ فساد اجتماعی 5 ـ كنجكاوی 6 ـ سرمایه زیاد
7ـ فقر زیاد 8 ـ عدم آگاهی 9ـ عقده 10ـ عدم رشد شخصیت.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار دارای 164 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار :

چكیده :
در چند دهه اخیر مسأله ارتباط بین برخی ازویژگیهای شخصیتی و بزهكاری بسیار پژوهشگران را متوجه خود كرده است ولی اگر بزهكاری از زوایای متفاوت بررسی كنیم خواهیم دید كه بحث ریشه ای تر در این زمینه مطالعات عمیق بر نظامهای ارزشی این افراد و مؤلفه های این نظام ارزشی است چرا كه رفتار و عملكردهای افراد اغلب در راستای اولویتهای ارزشی است كه برای خود بر می گزینند. مؤلفه های بنیادی نظام های ارزشی در افراد ارزشهای نو، و ارزشهای سنتی است و به بیانی دیگر می توان آنها را ارزشهای ابزاری و ارزشهای نهایی خواند.

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر گرایش به مؤلفه های نظام ارزشی یعنی ارزش های نو و سنتی در گروههای بزهكاران است . در این پژوهش 120 نفر از بزهكاران مستقر در بازداشتگاه اصفهان به تصادف انتخاب شدند . 90 نفر این افراد شامل 3 گروه آزمایشی (سارقین، معتادین و منحرفین جنسی) بودند و 30 نفر در گروه كنترل به نسبت مساوی از بین كل افراد، به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از آن به عنوان پیش آزمون «معیار ارزشهای قابل تشخیص پرینس» و «معیار ارزشهای راكیچ» را تكمیل كردند و سپس بمدت 3 ماه هفته ای یك جلسه از خدمات مشاوره ای فردی و گروهی بهره مند شدند كه در چارچوب و الگوی از پیش تعیین شده توسط محقق به پرسنل مددكاری و مشاوره بازداشتگاه آموزش داده شد و سپس مقرر شد كه این اطلاعات در اختیار زندانیان نیز قرار گیرد.

خدمات مشاوره ای بمنزله متغیر مستقل این طرح تجربی بود و گروه كنترل از آن برخوردار نمی شدند و پس از پایان 3 ماه مجدداً به صورت گروهی توسط آزمون پرینس و راكیچ ارزیابی شدند. نتایج حاكی از آن بود كه میانگین تفاوتهای پیش آزمون و انحراف استاندارد مربوطه و میانگین تفاوتهای پس آزمون و انحراف استاندارد آن در گروههای آزمایشی بنحو چشمگیری از گروه كنترل بالاتر است. این امر تأئید كننده این مطلب است كه ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر نظام ارزشی زنان بزهكار (سارق، معتاد، منحرفین جنسی) تأثیر داشته و نتایج آن با گروه كنترل تفاوت معنی داری را نشان می دهد.

همچنین یافته های پژوهشی نشانگر این است بدون مدنظر گرفتن تفاوتهای پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنی داری بین گروهها وجود ندارد. در مجموع یافته های پژوهش چشم انداز جدیدی در زمینه بكارگیری اقدامات خاص در برنامه های بازپروری جوانان بزهكار و همچنین تدبیر برنامه هایی را برای جلوگیری از جوانان نوید می دهد.

ارزش ها از موضوع هایی است كه در حوزه توجه تعدادی از تخصص ها، مانند : فلسفه، دین، تربیت، اقتصاد، جامعه شناسی و روان شناسی واقع می شود. علی رغم اهمیت موضوع ارزشها، به عنوان یكی از موضوع های اساسی و مهم در حوزه روان شناسی اجتماعی، توجه به پژوهش آن به طور كلی و تغییر و تحول آن در طی دوران عمر به طور خاص، دیر صورت گرفته است. شاید این امر به علتهایی چون اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و محققان ، روانشناس، به خارج بودن آن از حوزه پژوهش های میدانی و مشكل اندازه گیری و تعیین ابعاد و رابطه با دیگر متغیرها بر می گردد.

دهه سوم و چهارم قرن كنونی، آغاز توجه به پژوهش روان شناختی ارزشهای انسانی، از نظر پایبندی به روش علمی به شمار می آید، هم در اموری كه به تعیین مفهوم در عمل و یا امكان اندازه گیری آن از خلال ابزار و روشهایی كه شرایط اندازه گیری خوب بدانها فراهم می آید، بستگی دارد.
این توجه، به برخی جنبه ها تأكید بیشتر دارد. مهمترین آن، بررسی ارزشها در وابستگی آنها با بعضی از متغیرهای شخصی می باشد. مانند : جنس، دیانت، رشته تحصیلی و همچنین، در وابستگی آنها به توانایی های شناختی و تحول ارزشها و تغییر آنها در طی دوران عمر می باشد.

هدفهای پژوهش :
یكی از هدفهای این پژوهش بررسی تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار است كه چگونه تحت تأثیر خدمات مشاوره ای صورت می گیرد و همچنین هدف دیگر این پژوهش بررسی این فاكتور است كه آیا در نظام دادن به ارزشها، میزان گرایش گروه های مختلف بزهكار (معتادین، سارقین، منحرفین جنسی) به مؤلفه های مختلف ارزشی مثل ارزشهای نهایی، ارزشهای ابزاری، ارزشهای نو (عصری) و ارزشهای سنتی با یكدیگر متفاوت است و همچنین بر اثر دریافت خدمات مشاوره ای نیز نسبت به قبل متحول می شود یا تغییر چشمگیری حاص نمی كند. بعبارت دیگر شرایط اجتماعی بیرونی تا چه حد بر تغییر ارزشهای فرد تأثیر دارد.

سؤالهای پژوهشی :
1- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو معتادین مؤثر می باشد؟
2- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در سارقین مؤثر می باشد؟
3- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در منحرفین جنسی مؤثر می باشد؟
4- آیا بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در گروههای بزهكار (معتادین، سارقین، منحرفین جنسی) تفاوت معنی داری وجود دارد؟
5- آیا بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت كرده اند و بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت نكرده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.

فرضیه های پژوهشی
1- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در معتادین مؤثر می باشد.
2- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در سارقین مؤثر می باشد.
3- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در منحرفین جنسی مؤثر می باشد.
4- بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در گروههای بزهكار (معتادین – سارقین – منحرفین جنسی) تفاوت معنی داری وجود دارد.
5- بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت كرده اند و بزرهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت نكرده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.

اهمیت و ارزش تحقیق
از آنجا كه پدیده بزهكاری یك معضل مهم اجتماعی می باشد و علاوه بر هزینه های هنگفتی كه این مسئله به خود اختصاص داده است تهدید كننده سلامت عمومی هر جامعه می باشد لذا هر تحقیقی كه می تواند در حل این مشكل اساسی كمكك كننده باشد نباید صرفنظر كرد نتایج این تحقیق می تواند اطلاعاتی در زمینه گرایشات و ایده های ارزشی این گروه در اختیار دست اندركاران امور این افراد بگذارد . چرا كه بسیاری از اعمال خلاف عرف تحت تأثیر صفات شخصیتی خاص افراد و ارزشهای مورد قبول آنان است و در همین راستا با شناخت و اصلاح و تغییر گرایشات ارزشی بزهكاران با این تهدید كننده فرد و جامعه با آگاهی بیشتری برخورد كنیم.

در پرتو آنچه گذشت، میزان آنچه كه ممكن است پژوهش كنونی در رشد نظام ارزش ها در فایده نظری و عملی سهیم باشد، آشكار می گردد :

1- اهمیت نظری پژوهش كنونی كه در مسائل زیر متجلی می شود :
الف : تعیین محدوده مفاهیم اساسی پژوهش و كیفیت بررسی آنها كه شامل مفهوم تحول و مفهوم ارزش ها و مفهوم نظام ارزش ها می شود.
ب : شناخت روش ها و راه های به كار گرفته شده در كشف ارزش ها.
ج : شناخت عمل كسب ارزش ها و محدودیت های روان شناختی، جامعه شناختی، زیست شناختی و بیولوژیكی آن.
د : ارائه نمونه ای از یك پژوهش میدانی درباره تحول نظام ارزش ها نزد گروه هایی از دانش آموزان به عنوان نمایندگان مراحل سه گانه سنی، یعنی : كودكی پسین، نوجوانی پسین و جوانی پیشین.

هـ : بیان پژوهش هایی كه به بررسی رابطه بین نظام ارزش ها و چارچوب فرهنگی می پردازد.
2- اهمیت كاربردی كه در امور زیر مطرح می شود :
الف : نقش تربیت، هدایت و راهنمایی شغلی و روان درمانی در تحول ارزشها.
ب : روش های تغییر ارزش ها و چگونگی كاربرد توضیح ارزشها.
ج : بررسی تفاوت گرایش های ارزشی زنان بزهكار.

مفاهیم اساسی پژوهش
مفاهیم از امور بنیادین در علم قلمداد می گردد، بنابراین باید در به كارگیری این مفاهیم ، دقت به خرج دهیم.باید این مفاهیم روشن و بدون ابهام باشد، تا در به كارگیری آنها تناقض رخ ننماید.

الف) مفهوم تحول Development :
گروهی از محققان، دو مفهوم رشد[1] و تحول[2] را مترادف به حساب می آورند و معتقند كه یكی می تواند جای دیگری را بگیرد. اما اینها درحقیقت، متفاوت بوده و به یك معنا نیستند، علی رغم این كه از یكدیگر جدا نمی شوند و یكی بدون دیگری ایجاد نمی شود، از نظر لغوی، كلمه «نما» الشیء ، یعنی : «زاد» و «كثر» (فراوان گشت) اما كلمه «ارتقی» به معنای «ارتفع و صعد» (صعود كرد) می باشد و «ترقی» یعنی «ارتقی و تسامی» (بالا رفت). پس «نمو» یعنی افزودنی، كه در مقدار یا حجم یك كاركرد یكسان است، مثل رشد در توانایی حساب.

این معنای نمو، بر این مبناست كه افزایش در حجم یا بناء می باشد و از مفهوم تحول كه به
سلسله ای از تغییرات كیفی تدریجی و مرتب و با ارتباط منطقی گفته می شود، متمایز است. منظور از تدریجی یعنی این كه تغییرات به سوی هدف مشخصی در جریان است و بدون بازگشت به عقب، به پیش می رود. مرتب، اشاره به وجود رابطه میان هر مرحله با مرحله های قبل و بعدش دارد (میلاردو 1997)[3].
نمو، به معنی حوزه محدودی از پدیده ها و به تغییرات كمی اشاره دارد، اما تحول، فراگیرتر و متضمن تغییرات كیفی تدریجی، رد جنبه های جسمانی و عقلانی است.

این نكته ها، با تعریفی از تحول به شرح زیر هماهنگ است :
1- تغییرات تدریجی در طول عمر، از تولد تا مرگ.
2- این پیاپی بودن، به تغییرات منظم و هماهنگ منجر می شود.
3- به پیشرفت بیشتر، تمایز و پیچیدگی و یاتركیب در نظام، منتهی می شود.
4- نتیجه نهایی این تغییرات، در ساختمان یا كاركرد یا سازمان دهی كلی است.

ولمان (1983)[4] ، تحول را افزایش در پیچیدگی و نظم بخشی اعمال و سازندگی، از تولد تا مرگ تعریف نموده است كه نتیجه بالیدگی[5] و یادگیری[6] است. سالكیند[7] هم در تعریفش به یك سلسله از تغییرات تدریجی، كه در سبك و روش خاصی رخ می دهد، اشاره دارد و به مثابه نتیجه رابطه متقابل بین عوامل بیولوژیكی و محیطی است.

به طور كلی، مكانیسم تحول، ویژگی های عامی دارد كه بیشتر پژوهشگران در حوزه روان شناسی تحول در آن با هم اتفاق نظر دارند. این ویژگی ها عبارت است از (فورگاس 1995)[8]:
1- متضمن تغییرهای پیوسته ای است كه از یك مرحله سنی با مرحله دیگر متفاوت است و با اختلاف افراد نیز تفاوت می یابد. از سویی این تغییرات، نتیجه تأثیر متقابل میان موجود زنده و محیطی است كه در آن زندگی می كند.

2- این تغییرها شكل های مختلفی دارد؛ گاهی در شكل الگوهای تحولی كیفی و گاهی كمی است، مانند مقدار تغییر در الگویی خاص.
3- در میان صاحبنظران، درحوزه پژوهش های تحولی، این اتفاق نظر وجود دارد كه تحول از ساده به مركب و پیچیده سیر می كند ودربردارنده افزایش در نظم بخشی و وضوح بین عناصر یا ویژگی های موجودات است و مكانیسم تحول، غالباً در جهت تمایز بیشتر و تكامل می باشد، به طوری كه تحول فرد از كاركردهای نامشخص به كاركردهای بسیار محدود و مشخص گرایش دارد و همزمان، این كاركردها در روابط با دیگر جنبه های رفتار در شكل واحدهای تازه ای وارد می شود. ویلیامز(1976)[9] ، چنین استدلال می كند كه مراحل تحول اخلاقی از هم گسسته نبوده، بلكه متصل و به هم فشرده است.

ب) مفهوم نظام ارزش ها :
برای اینكه معنای نظام ارزش ها و كیفیت بررسی عمل آن، در پژوهش كنونی را توضیح دهیم، می توانیم به بررسی امور زیر بپردازیم:
1- تعیین حوزه معنایی نظام ها.
2- تعیین حوزه معنایی ارزش ها.
3- معنای نظام ارزش ها.
ج) مفهوم نظام :

مفهوم نظام، كه گاهی منظومه ترجمه می شود، از مفاهیم بنیادین در حوزه پژوهش تحولی است. ما
به تعبیر ویلیامز(1976)[10]، به برسی پدیده های تحولی از خلال اعمال منظم، یا پدیده های مرتبط بین آنها نیازمندیم و این، برای ارائه تصویر كاملی از این پدیده ها و دریافت نقش هر یك از آنها در ارتباط با دیگری است.

ریشه كلمه نظام در زبانهای اروپایی، از دو كلمه یونانی Stema و Syn، یعنی قرار دادن اشیاء در شكل منظم و مرتب در كنار یكدیگر، اقتباس شده است. نظام، یعنی مجموعه واحدهایی كه به طور خاص با هم ترتیب یافته اند و ارتباطی نظام مند با هم دارند، تا هدف خاصی را ایفا كنند و یا به كاركرد ویژه ای بپردازند. ولمان می گوید: نظام، مجموعه ای از عناصر است كه در روابطی با یكدیگر وارد می شود تا كاركرد مشخصی را نسبت به فرد، ایفا كند.
وازن نیز نظام را چنین تعریف می كند: مجموعه ای از اشیاء و یا حوادث مرتبط به هم، كه بین آنها تأثیر متقابل یا تكیه طرفینی باشد.
به طور كلی، نگرش به نظام به تعبیر كندون (1997)[11] مشتمل بر امور زیر می باشد :

1- مجموعه اجزاء یا عناصر كل مجموعه.
2- روابط و تأثیرات متقابل موجود میان این عناصر.
3- این عناصر برای ایفای یك وظیفه مشخص، با هم كار می كنند.

4- سطح پیچیدگی نظام[12] و درجه شمول و فراگیری آن متفاوت است. گاهی واحدهای آن از نظر تعداد زیاد و گاهی محدود است.
با توجه به تعریف های گذشته، می توان نظام را این چنین تعریف كرد: نظام، عبارت از مجموعه ای از عناصر تأثیرگذار بر یكدیگر، برای ایفای كاركردی مشخص است كه هر یك از آنها به اندازه مشخص و به حسب اهمیت و میزان تأثیر آن در درون نظام، سهیم هستند.

د) مفهوم ارزش ها :
مفهوم ارزش، از مفاهیمی است كه بسیاری از محققان در حوزه های مختلف، همچون فلسفه، تربیت، اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی و دیگر حوزه ها، بدان توجه نموده اند. البته، این خوب موجب ابهام در به كارگیری این مفهوم در هر رشته تخصصی شده است، حتی در یك رشته تخصصی نیز كاربردهای متفاوت یافته و تعریف واحدی از مفهوم ارزش ها به دست نیامده است؛ تعریفی كه تمامی كسانی كه در حوزه روا شناسی اجتماعی كار می كنند، آن را به مثابه یك موضوع قابل توجه بپذیرند. نتیجه این شد كه ابزار و معیارهای متفاوتی به كار گرفته می شود كه ویژگی های آن، در پرتو چارچوب نظری ای كه نزد هر پژوهشگری در این زمینه وجود دارد، تعریف می شود.

آنچه در پی می آید، به مفهوم ارزش و كاربردهای آن در تعدادی از رشته های تخصصی، همچون علم اقتصاد ، فلسفه ، دین، جامعه شناسی و روان شناسی می پردازد.
مفهوم ارزش در علم اقتصاد :
كلمه ارزش، در اقتصاد دو معنا دارد :
1- صلاحیت شئ برای برآوردن نیازی؛ اصطلاح ارزش سود، این معنا را تعیین می كند.
2- معادل كالایی در هنگام مبادله با كالای دیگر در بازار ، از این ترعیف، به اصطلاح ارزش پایاپای و ارزش سود كالا نیز تعبیر می شود. این ارزش، همان براورد شخص از كالاست.

مفهوم ارزش در فلسفه :
ارزش، یكی از مفاهیم فلسفی می باشد كه تا حد زیادی محور اختلاف های اساسی میان مكتب ها و مشرب های مختلف فلسفی است و دیدگاههای مربوط به آن، با یكدیگر تفاوت عمده ای دارد. جان دئی در این باره می گوید: آرای پیرامون موضوع ارزش ها میان اعتقاد از جنبه ای كه ارزش ها نامیده می شود، كه در واقع اشاره ها و تعبیرهای صوتی بیش نیستند، تا اعتقاد طرف مقابل كه آن را معیارهای استقرایی یا لمی[13] عقلی و ضروری می داند، متفاوت است و هنر، علم و اخلاق، بر پایه هایی از آن تكیه می كند(لوینگر 1996)[14] .

در این موضوع : فیلسوفان به دو دسته تقسیم می شوند:
1- در مشرب فلسفه های ایده آلیستی یا عقلی، كسانی چون افلاطون معتقدند كه مردم نسبت به منابع و سرچشمه های الزامی در زندگی شان آگاهی ندارند، ولی مطلوب ها را درك می كنند و از حق و زیبایی سخن می گویند.

2- دیدگاه دوم به فلسفه های طبیعی مربوط است. دیدگاهی كه در آن، ارزش ها جزء جدایی ناپذیر واقعیت قراردادی زندگی و تجربه بشری است؛ یعنی همه چیز، با ارزش های برتر به خاطر راز موجود در آنها با هم مرتبط نمی شود، بلكه ارزش ها همیشه همان نتیجه و حاصل ارتباط ما با آنها و رابطه ما با آنها و تلاش ما به سوی آنها و شكل گیری میل و رغبت و گرایش ما به سوی آنها می باشد. بنابراین، ارزش ها از جنس تجربه بشری و بخش جدایی ناپذیر از وجود آن است و اشیاء در ذات خود، خوب یا بد، درست یا نادرست و زشت یا زیبا نیستند، بلكه ما این احكام را به واسطه تأثیر و تأثر از این اندیشه ها صادر می كنیم.

مفهوم ارزش در دین :
دین مسیح با آوردن تعالیم و وحی آسمانی، شأن اشیاء و اعمال را آشكار كرد و آگاهی از ثواب مترتب بر آن را اهمیت بخشید. اسلام در این زمینه بیشتر سخت گرفت و آن را در شكلی روشن تر آشكار نمود و رابطه زندگی این دنیا را با زندگی جهان دیگر، تبیین كرد؛ این ارتباط در ارزیابی اشیاء و اعمال و حكم بر آنها، شأن و جایگاه خاص خود را دارد و خطاب خداوند آخرین سخن در حكم بر زشت وزیبا یا مباح و حرام است.

مفهوم ارزش در جامعه شناسی :
جامعه شناسان معتقدند كه شیوه ارزشگذاری و ارزیابی، بر اساس وجود معیار و شباهت در پرتو مصالح شخص از یك سو و وسایل و امكاناتی كه جامعه برای تحقق این مصالح برای او مهیا می سازد، مبتنی است. برا ین اساس، روش گزینش ارزش ها، مشروط به شرایط اجتماعی در اختیار نهاده، می باشد.
ارزش ها، آنگونه كه تعدادی از جامعه شناسان معتقدند، عبارت است از : نرم یا معیاری برای گزینش ، از میان ابزار یا امكانات اجتماعی كه برای فرد آماده و مهیا شده و با موقعیت اجتماعی وی منطبق است.

اما روان شناسان اجتماعی به تمام جنبه های رفتار فرد در جامعه توجه دارند كه به چارچوب مشخصی برای نظام یا سازمانی مشخص محدود نمی شود. روان شناسی اجتماعی، توجه خود را به ویژگی های فرد، استعدادها و پاسخ های وی به روابط او با دیگران متمركز می كند.
روشن شد كه جامعه شناسان با ارزش های گروهی سر و كار دارند، در حالی كه بیشترین توجه روان شناسان به ارزش های فردی و تعیین حد و مرز آن، چه از نظر روانی یا اجتماعی و جسمانی، معطوف است. به عبارتی در حالی كه «گروه» كانون توجه جامعه شناسان است، «فرد» كانون توجه روان شناسان می باشد(واستر 1962)[15].

مفاهیمی كه با ارزشها خلط می شوند عبارتند از :
ارزش و نیاز (Value and need) :
نیاز، همان احساس از دست دادن چیزی توسط موجود زنده است كه گاهی درونی و زمانی بیرونی است و از تمایلات مشخصی كه در ارتباط با موضوع، هدف یا محرك است، ناشی می شود.
برخی از دانشمندان، مانند مزلو[16]، معتقدند كه مفهوم ارزش، هم وزن مفهوم نیاز است. برخی دیگر هم برآنند كه ارزش، اساسی بیولوژیك دارد و بر نیازهای اساسی مبتنی است و ارزشی نزد فرد یافت نمی شود، مگر آنگاه كه نیاز خاصی داشته باشد؛ نیازی كه در پی تحقق و برآوردن آن برآید. بنابراین، نیازهای اساسی همان چیزهایی هستند كه موجود زنده را از نظر زیستی می سازند ونظام انتخاب های او را تعیین كرده، به مثابه ارزش های زیستی می باشد. این ارزش ها، بعدها و همزمان با رشد فرد، به ارزش های اجتماعی تغییر می یابد (اكمان ، 1974)[17].

در برار آن، برخی دانشمندان همچون میلتون راكیچ[18] را می بینیم كه معتقدند بین دو مفهوم اختلاف وجود دارد. ارزش ها از دیدگاه وی، بازنمایی های شناختی[19] نیازهای فرد یا جامعه است و انسان، تنها موجود زنده ای است كه عمل به چنین بازنمایی ها برای او ممكن می باشد و در پرتو این، تمایز بین این دو، بر این اساس است كه نیازها نزد همه موجودات یافت می شود (انسان و حیوان) ولی ارزشها تنها در نزد انسان دیده می شود(راكیچ 1995) [20].

ارزش و انگیزه (Value and Motive) :
خلط شایعی نزد پژوهشگران، در به كارگیری این مفهوم وجود دارد. نگرش به ارزشها، به این كه تنها یكی از جنبه های مفهومی فراگیرتر، یعنی انگیزش است و گاهی ارزشها با تبادل یا انگیزش به كار می رود. به عنوان مثال، انگیزه اقدام به كاری نزد مك لیلاند[21]، به مثابه ارزش محسوب می گردد. این نكته را ویلسون[22] هم از خلال پژوهش های خود تأیید می كند. او می گوید : بین انگیزه امنیت[23] و ارزش امنیت ملی[24] (بنا بر معیار راكیچ) ارتباط قابل توجهی وجود دارد.

بنگستن معتقد است، وقتی ارزش ها در رفتار فرد تأثیر می گذارد و به انتخاب جانشینی منجر می شود، به منزله انگیزه است و فدر هم با ارزش ها، به عنوان مترادف با همتا با انگیزه ها برخورد می كند (میلاردو 1997)[25].
در پرتو تعریف انگیزه، این كه حالتی آگاهانه است كه موجود زنده را به سوی هدف مشخصی سوق می دهد و یكی از امور تعیین كننده رفتار است، براساس نوع هدف در ارزش و انگیزه، می توان بین آنها مقایسه ای انجام داد، به طوری كه هدف در ارزش از نوع مطلق است و صبغه وجوبی دارد.

ارزش و میل (Value and Interest) :
برخی از پژوهشگران معتقدند ، مفهوم ارزش – به اعتبار خود – یعنی موضوعی كه به آن گرایش داریم یا بدان توجه می نماییم، با مفهوم میل (گرایش) مطابقت دارد. پری(1974)[26] نظریه های عینی یا واقع گرا را كه با ارزش سر و كار داشته و در عالم واقع وجود دارد، وقعی ننهاد و فرضیه عام در ارزش ها را مطرح نمود، فرضیه ای كه براساس تعامل ارزش ها، با توجه به این كه از تجربه شخصی سرچشمه می گیرد، مبتنی است و علی رغم پذیرش اختلاف بین ارزش و میل، راه رسیدن به آن را «میل» یافت. آنجا كه ارزش نتیجه وجود میل به چیزی خاص است، اگر آن چیز موضوع میل باشد، دارای ارزش است.

ارزش و ویژگی خاص (Value and Trait) :
مفهوم «ویژگی خاص» كه از مفاهیم بنیادین در ساختمان شخصیتی[27] است، و ویژگی یا خصوصیتی از رفتار است كه تا اندازه ای به ویژیگ استمرار توصیف می شود و مشاهده و سنجش آن ممكن است؛ نظیر دشمنی، ترس، شجاعت و …)
بنابراین ارزش، از ویژگی خاص، محدودتر و متنوع تر است، و به طور معمول شامل جنبه مثبت و منفی می گردد در حالی كه ویژگی های خاص چنین نیستند، نظیر آنكه ارزش ها، ویژگی امكان تغییر و تحول را دارا هستند (میلاردو ، 1997)[28].

ارزش باور (Value and Belief) :
اعتقادات و باورها به سه نوع تقسیم می شوند : توصیفی[29] كه می توان درست یا نادرست را به آن نسبت داد، ارزشی[30] كه موضوع باور بوده، به حسن و قبح توصیف می شود و در نهایت آمرانه و نهی آمیز كه فرد به مقتضای آن بر برخی از ابزار و یا هدف ها به صلاحیت یا عدم صلاحیت میل و رغبت حكم می كند.
راكیچ معتقد است ارزش، باوری از نوع سوم است یعنی : آمرانه و نهی آمیز. او آن را چنین تعریف می كند: باوری است كه به طور نسبی ثابت، و در محتوای آن ترجیحی شخصی یا اجتماعی را برای یكی از هدف های وجود، یا شكلی از شكل های رفتار رساننده به این غایت، تحمیل می كند. ارزش ها زا نظر او همچون باورها، دربردارنده سه عنصر می باشد.

شناختی: از نظر آگاهی به آنچه كه صلاحیت میل و رغبت دارد؛
عاطفی : از نظر احساس فرد در برابر آن؛
ایجایی یا سلبی و رفتاری: از نظر آگاهی به آن به عنوان متغیر میانجی یا به منزله معیار یا راهنمای رفتار.
تصور راكیچ از ارزش ها، به این كه شناختی است، با آنچه كه دیگران آن را ارزش های تصوری[31] یا تصورهای آرمانی كه باید چنین باشد، و در پرتو آن حكم بر رفتار كامل می شود، همخوانی دارد. همچنین با تعریف دیگری از ارزش یعنی به این كه مفهوم یا تصور مطلوب[32] هم آشكار و ضمنی است، هم سازگاری دارد. تصوری كه فرد یا گروه به آن متمایز است و در انتخاب و گزینش ابزار یا هدف های در دسترس، تأثیر می گذارد (میلاردو ، 1997)[33].

ارزش وگرایش (Value and Attiude)

برخی پژوهشگران برای این باورند كه ارزشها ، همان رابطه میان انسان وموضوعهایی است كه معتقد است دارای ارزش هستند ؛ این طرز فكر نتیجه تلاشهایی است كه جان دیویی، لی[34] و دیگران انجام داده اند، آنان تأكید میكنند كه اساس متافیزیكی ارزش ها به اعتبار اینكه دارای ارزشی ذاتی بوده، روابطی بین انسان و موضوع هایی كه معتقد است، می باشند و دارای ارزش بوده وتحول یافته اند؛ این روابط متضمن نوعی رأی درباره چیزی، كسی یا معنایی است، همچنان كه متضمن احساس و گرایش به سوی آن و ترجیح دادن آن هم می باشد.

چنین تصوری از ارزش ها به وضوح بیانگر میزان پیچیدگی در طبیعت آن است و آشكار می سازد كه آنها جزئی از نظم بخشی مسلط بر رفتار ما و منعكس كننده نیازها، گرایش ها و هدف های ما می باشد. علاوه بر این كه به صورت های مختلف و با مراتب متفاوت منعكس كننده نظامی اجتماعی است كه در آن زندگی می كنیم و میراثی فرهنگی كه در سایه آن پرورش می یابیم.

بنابراین مفهوم ارزش فراگیرتر از مفهوم گرایش است، و به همین دلیل برخی از دست اندركاران این وادی، با مفهوم ارزش از دیدگاه گرایش برخورد می كنند. دكتر سویف موضوع ارزش ها را در چهارچوب بررسی گرایشها، با تكیه بر تشابه بین این دو موضوع بررسی می كند و می گوید: پژوهش های گرایش ها در حوزه روان شناسی آغاز می گردد و پژوهش های ارزش ها در حوزه فلسفه. وی معتقد است ارزش ها، مضمون گرایش ها را ارائه می دهد. پس گرایش، نمایانگر شكلی است كه به ویژگی تجریدی نزدیكتر است، به طوری كه ارزش ها مضمون و محتوای این شكل را تعیین می كنند.

میلتون راكیچ هم به تفاوت هایی میان ارزش و گرایش ها، به شرح زیر اعتقاد دارد :
1- گرایش، نظم دهی مجموعه ای از باورهایی است كه به موضوع یا موقعیتی خاص اشاره دارد، در حالی كه ارزش با باروری واحد، و شامل گونه ای از گونه های رفتار ترجیح دادهشده یا یك هدف می باشد.
2- ارزش، بر اشیاء و موقعیت ها متمركز بوده، گرایش به موقعیت یا موضوعی مشخص.

3- ارزش به مثابه معیار است، در حالی كه گرایش چنین نیست. گرایش ها بر تعداد اندكی از ارزش هایی مبتنی است كه به منزله معیار قلمداد می گردند.
4- تعداد ارزش هایی كه فرد بدان پایبند است و در نظام ارزشی اش نظم می یابند، بر آنچه كه شخص آن به وجود می آورد و یا آن را از باورهایی كه به شكلی از اشكال رفتار یا یك هدف تعلق دارد و فرا می گیرد، وابسته است؛ اما تعدادی از آن گرایش ها به مواجهه او از موقعیت ها یا چیزهای مشخص و محدود بستگی دارد. بنابراین گرایش ها، از نظر تعداد، از ارزش ها بیشترند.

5- ارزشها، موقعیت اصلی و مهمتر از گرایشها را در بنای شخصیت فرد و نظام معرفتی وی اشغال می كنند.
6- مفهوم ارزش ها بیش از گرایش ها از پویایی برخوردار است، زیرا بدون واسطه، با انگیزش مرتبط می شوند ولی گرایش ها چنین نیستند، اینها (گرایش ها) از عوامل اساسی جهت دهنده رفتار نیستند.
7- ارزش ها به نقش اساسی در تحقق «من» و تحقق فرد می پردازد، اما گرایش ها همین كاركردها را در درجه پایین تری انجام می دهد (راكیچ، 1989)[35].

ارزش و رفتار (Value and Behavior) :
در كنار تعریف هایی كه از ارزش ها، با كمك نشانه های مختلفی ارائه شد، گروهی از محققان ارزش ها را از خلال نشانه و علامت رفتار، به این اعتبار كه ارزش ها همان تعیین كننده حدود رفتار و افعال فرد است، بررسی می كنند. موریس، ارزش ها را چنین تعریف میكند: توجه یا رفتار رجحان طلب و مطلوب از میان تعدادی از رویكردهای موجود، كه آنها را به سه گروه تقسیم می كند:
1- ارزش های عملیاتی[36] ، كه از طریق رفتار رجحان طلب ممكن كشف گردد.

2- ارزش های متصور[37] كه بررسی آن از طریق رمزهای عامل در حوزه رفتار رجحان طلب ممكن است و عبارت ازتصورات آرمانی است كه باید این چنین باشد، چنان كه در پرتو آن حكم بر فعل یار فتار كامل می گردد.
3- ارزش های واقعی[38]، كه محقق بدون تعریف آن را رها كرده است. موریس از خلال پژوهش خود به سیزده روش برای همزیستی شیوه های زندگی[39] معتقد است. به اعتقاد او، رویكردهای ارزشی در پرتو پنج عامل نظم می یابند كه عبارتند از : خودكنترلی[40]، لذت از عمل، كفایت ذاتی[41]، پذیرش اندیشه ها و آرای دیگران و لذت از زندگی (راكیچ، 1985)[42].

می توان مطلب گذشته در باب تفكیك ارزش ها و دیگر مفاهیم را چنین خلاصه كرد:
1- فرق بین ارزش ها ونیازها این است كه: ارزش ها دربردارنده بازنمایی های شناختی می باشند و انسان ها و نیازها این است كه : ارزش ها دربردارنده بازنمایی های شناختی می باشند و انسان تنها موجود زنده ای است كه می تواند به چنین بازنمایی ها دست یازد. در حالی كه نیازها متضمن این جنبه ها نیستند و نزد همه موجودات زنده – اعم از انسان و حیوان – یافت می شود.

2- ارزش ها با انگیزه ها نیز متفاوت است، یعنی تنها فشارهایی برای سمت دهی رفتار نیستند، بلكه علاوه بر آن، شامل تصور یا مفهوم موجود در ورای این رفتار، همراه با معنابخشی و توجیه بخشی مناسب هم می باشد.
3- میل، مفهومی محدودتر از مفهوم ارزش است و یكی زا جلوه های آن به شمار می آید و غالباً با ترجیح دادن ها و انتخاب های شغلی كه الزام آور نیستند، در ارتباط است، همچنان كه با معیارهایی كه سزاوار و ناروا را تعیین می كند، مرتبط می باشد، اما ارزش ها با نوعی از انواع رفتار یا یك هدف در ارتباط است و با ویژگی وجوب و الزام توصیف می شوند.

4- درباره فرق ارزشها و باورها : شناخت ارزش ها با دیگر شناخت هایی كه متضمن باور است، از نظر ارزش گذاری متفاوت است؛ بدین معنی كه شخص از بین گزینه ها، در ارزیابی اش میان آنچه برتر بوده یا برتر نیست، گزینش می كند. تفاوت دیگر ارزش با باور در این است كه ارزش ها غالباً به خوب و بد اشاره دارند، ولی باورها غالباً در ارتباط با درست یا نادرست هستند.

5- فرق ارزشها و گرایش ها در این است كه ارزش ها فراگیرتر از گرایش ها هستند و از مجموعه گرایش ها كه میان آنها رابطه ای قوی وجود دارد، شكل می گیرند تا ارزش مشخصی به وجود آید و در نتیجه، ارزش ها موقعیتی مهمتر از گرایش ها را در بنای شخصیت فرد، اشغال می كنند.
6- تفاوت ارزش ها با ویژگی های خاص در این است كه ارزش ها مشخص تر و متنوع تر بوده، قابلیت تغییرپذیری آنها بیشتر است.
7- ارزش ها، مفهومی تجریدی تر از رفتار هستند،بنابراین، ارزشها تنها رفتار گزینشی، آنگونه كه چارلز موریس معتقد است،نیستند بلكه متضمن معیارهایی بوده كه موجب ترجیح دادن بر اساس آن می شوند. بدین ترتیب، گرایش ها و رفتار، هر دو حاصل رویكردهای ارزشی اند.

با توجه به این مطالب، روشن می شود كه ارزش ها دارای ویژگی هایی چند هستند كه آنها را از دیگر مفاهیم، مثل: نیاز، انگیزه، میل، باور، گرایش و رفتار، جدا می سازد.
آنها عبارتند از :
الف : ارزش ها عمومی تر و انتزاعی تر از گرایشها ، میل ها و رفتار فرد می باشد.
ب : ارزش ها، خاصیت وجوب و الزام دارد و در پرتو معیارهای جامعه و چارچوب فرهنگی ای كه این ارزش ها بدان وابسته است، كسب می شود. این خاصیت با توجه به نوع ارزش، با هم متفاوت است. به عنوان مثال، ارزش ابزاری با ارزش های غایی در این ویژگی متمایز می گردد، چنان كه ارزش های ابزاری اخلاقی از ارزش های ابزاری ای كه به لیاقت و صلاحیت متعلق است، متمایز می گردد و فرد برای این كه امانت و مسؤولیت را اعمال كند، یا هوشیاری و منطقی بودن را، بیشتر احساس فشار می كند.

با توجه به آنچه گذشت، می توان مفهوم ارزش ها را – آن طور كه در بررسی كنونی به كار می رود – به شكل زیر تعریف نمود:
ارزش ها: عبارت از احكام و داوری هایی است كه فرد در ترجیح دادن یا ترجیح ندادن موضوع ها یا اشیاء صادر می كند. این داوری در پرتو ارزیابی او از این موضوع ها یا اشیاست و این كار از خلال تفاعل میان فرد، معرفت ها وتجربه های او با الگوهای چارچوب فرهنگی ای كه در آن زیست می كند، كامل می شود و از خلال آن، این تجربه ها و معرفت ها كسب می شود.
با این تعریف، ارزش ها از نظر كاربردی به شكل زیر مشخص می شود:

1- معیاری است كه به مقتضای آن داوری می كنیم و براساس آن، آنچه را كه مطلوب بوده یا در موقعیتی كه در آن چند گزینه یافت می شود و رجحان دارد، تعیین می كنیم.
2- از خلال آن هدف های مشخصی یا غایت ها و ابزار تحقق آنها مشخص می گردد.
3- داوری، سلبی یا ایجابی، جلوه های خاصی از تجربه در پرتو فرایند ارزش گذاری است كه فرد بدان دست می یازد.
4- بیان این جلوه ها در سایه گزینه های متعدد در برابر فرد، تا جایی كه كشف از خاصیت انتخاب گری كه ارزش ها بدان متمایز است، ممكن می گردد.
5- این گزینه ها یكی از شكل های بیان الزامی، مانند واجب یا شایسته را به خود می گیرد. به طوری كه از خاصیت وجوب یا الزام كه ویژگی ارزش هاست، پرده بر می دارد.

6- قدر و اعتبار ارزش در افراد متفاوت است و این به میزان داوری آنها درباره ارزش در موقعیت های مختلف، بستگی دارد.
7- در پرتو آن، ارزش ها نمایانگر اهمیت در رابطه با افراد، از نظر اعتبار نسبی بیش از نظام ارزش هاست، و ارزش از نظر اعتبار نسبی نمایانگر اهمیت كمتری در این نظام است (سیندر، 1983)[43].

مفهوم نظام ارزش ها (Value Sustem) :

اندیشه نظام ارزش ها، زاییده این تصور است كه بررسی ارزشی خاص یا فهم آن به دور از دیگر
ارزش ها،ممكن نیست، زیرا یك نظام هرمی وجود دارد كه ارزش ها بنابر اهمیتشان نسبت به فرد یا گروه، بدان نظم می یابد.
مراد از نظام ارزش ها، مجموعه ارزشهای مرتبط به هم می باشد كه رفتار و كارهای فرد را نظم می بخشد و غالباً بدون آگاهی فرد شكل می گیرد. به بیان دیگر، عبارت از ترتیب هرمی مجموعه ای از ارزش هایی است كه فرد یا افراد جامعه بدان پایبند هستند و بر رفتار فرد یا رفتار افراد، بدون آگاهی آنان بدان، حاكم است.
این مطلب با تعریف محمد ابراهیم كاظم، از نظام ارزش ها سازگاری دارد. وی می گوید : نظام ارزش ها عبارت از مجموعه ارزش های فرد یا جامعه است كه بنا به اولویت آنها مرتب شده باشند و چارچوبی مبتنی بر هیأتی درست است كه مبانی آن، بنا به اهمیت شان به صورت تدریجی رشد می كند (رزبالت، 1991)[44].

برخی از پژوهشگران نیز، با نظام ارزش ها چنین برخورد می كنند، نظام ارزشی، عبارت از مجموعه گرایش های مربوط به هم است كه در شكل یك بنای پلكانی نظم می یابد. راكیچ معتقد است: نظام باور – ناباور ، نظامی دربرگیرنده گرایش ها و رازش ها و نظام ارزش ها، به شمار می آید و برخورد وی با این جنبه ها چنین است كه عبارت از مبانی ای است كه نقش اساسی در نظام باورهای كل فرد را بازی می كند و در پرتو این تصور، راكیچ نظام ارزش ها را چنین تعریف می كند : نظم دهی باورها كه به ثبات نسبی توصیف می شود و ترجیح دادن هدفی از هدف های وجود یا شكلی از اشكال رفتار رسانند، به این غایت را با خود دارد و آن ، در پرتو آن چیزی است كه نمایانگر اهمیت در ارتباط با فرد است.

با توجه به آنچه گذشت، می توانیم مفهوم نظام ارزش ها را آن گونه كه در پژوهش كنونی بدان می پردازیم، تعریف نماییم :
عبارت است از ساختار یا نظم دهی فراگیر ارزش های فرد كه هر ارزشی در این نظام نمایانگر عنصری از عناصر آن است و این عناصر در تأثیر متقابل بر روی هم به سر می برد تا به كاركرد مشخصی در فرد بیانجامد.

این تعریف به سبب ویژگی های زیر از تعریف های دیگر برتر است :
1- بررسی ارزش های فرد را در پرتو منظئمه یا چارچوب عامی كه از خلال آن، این ارزش ها نظم می یابد، اجازه می دهد.
2- آگاهی از گونه های نظم ارزش ها و جلوه های رشد آن در كل عمر را به ما می دهد.
3- این تعریف با تصور ما از نظام، كه صبغه پویایی و تأثیر متقابل بین اجزای آن وجود دارد سازگار است. همچنین با بررسی ما از ارزش ها بهاین كه حاصل فرایند تأثیر متقابل بین فرد با معرفت ها وتجربه های او با الگوهای چارچوب فرهنگی ای كه در آن زیست می كند، هماهنگ است.

مفهوم رشد یا تحول نظام ارزش ها :
جایگاه ارزش نزد فرد، بنا بر نیاز، توجه و گرایش فرد بدان است، و آنگاه كه به سطح یا درجه ای از خلال آن، میزان مناسبت این ارزش و اهمیت آن نسبت به خود را می شناسد، دست نیابد، اهمیت چندانی به آن ارزش نمی دهد. مزلو در چارچوب نظریه اش به نام «تحول روانی مستمر نیازها» معتقد است: نیازهای فرد در شكل یك ساختار هرمی دارای سلسله مراتب ، از شش سطح رشد می یابد كه پایین ترین آن سطح نیازهای زیستی (مادی) و بالاترین آن سطح نیازهای شناختی، مانند : علاقه به شناخت و فهم است و هنگامی شخص از سطحی به سطح دیگر منتقل می شود كه از نظر سن رشد كرده باشد (والستر، 1962)[45].
وودروف[46] روشن می سازد كه ارزش ها در تحول خود بر پیوستگی وسیله هدف در پرتو سطوح سه گانه زیر می گذرد:
1- اهداف مستقیم به وسیله چیزهای واقعی مانند : غذا، آسایش و تحصیل.

2- اهداف غیر مستقیم ، كه غیر اجتماعی بوده و به آینده مربوط می شود، مانند : دستیابی به یك شغل یا تلاش برای شهرت.
3- سطح سوم به هدف های نهایی مربوط است،یعنی بدون واسطه با ارزش های نهایی سر و كار داشتن نظیر : آزادی و زیبایی.
بنابراین رشد ارزش و فراگیر شدن آن مرحله مختلفی دارد كه كرائول[47] و همكارانش آن را در این سه سطح تعیین می نمایند :
سطح اول : سطح پذیرش ، كه دربردارنده اعتقاد و دارای اهمیت ارزش خاصی است و پایین ترین درجه یقین می باشد.
سطح دوم : سطح رجحان، كه به ترجیح ارزشی خاص توسط فرد و اهمیت بخشیدن به آن است.

سطح سوم : سطح پایبندی و تعهد، كه برترین درجه یقین ، یعنی آگاهی به خروج از ارزشی خاص به منزله مخالفت با معیارهای رایج خواهد بود.
با رشد سنی فرد، معیارهایی كه بر كارها و رفتارهای او حاكم گردیده، داوری های او بر درست و نادرست و آنچه كه اخلاقی یا غیر اخلاقی و مخالف معیارهای رایج جامعه را تعیین می كند، تغییر می یابد. (والستر، 1962)[48].

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله سلطه رسانه ها

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله سلطه رسانه ها دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله سلطه رسانه ها  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله سلطه رسانه ها،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله سلطه رسانه ها :

چكیده :
شماره تلفن اورژانس و پلیس در آمریكا911 است. و در فنلاند 112، طبق آماری كه گرفته شده بیشتر مردم فنلاند وقتی خطری برایشان پیش می آید با شماره 911 تماس می گیرند. چرا؟
این تأثیر غیر قابل انكار سینما و شبكه های ماهواره ای آمریكایی است. دوایت آیزنهاور كه بعد ها به مقام ریاست جمهوری آمریكا رسید در سال 1940 گفته است «این افكار عمومی است كه در جنگ پیروز می شود.»
رسانه ها درشكل دادن به تصورات مردم و هدایت افكارعمومی نقش تعیین كننده ای دارند. از اینرو قدرتهای سلطه جو برای تحقق اهداف امپریالیستی خود، به كاركرد مؤثر رسانه ها در جنگ و طرحریزی جنگ رسانه ای یا جنگ نرم توجهی جدی دارند.

رسانه ها می توانند حقایق را وارونه نمایش دهند، كتمان كنند، تحریف یا سانسور نمایند و یا با انعكاس برخی اخبار واقعی و غیر واقعی به تهییج و تحریك افكار عمومی بپردازند.
امروزه روشهای بسیار پیچیده ای در جنگ روانی، بوسیله رسانه ها بكارگرفته می شود و رسانه ها بعنوان جنگجویان جنگ سرد فرهنگی محسوب می شوند. سیطره و حاكمیت بلامنازع امپریالیسم رسانه ای امكان فوق العاده ای را برای تحقق آمال و امیال كانونهای قدرت فراهم ساخته است. شناخت امكانات، شیوه ها، روشها و فضای رسانه ای حاكم بر جهان، برای سیاستگذاران فرهنگی و دفاعی كشور، امری ضروری بنظر می رسد. نوشته حاضر نگاهی است كوتاه به بخشی از مسائل پیرامون جنگ رسانه ای، با تأكید بر لزوم تأملات گسترده تر در این خصوص.

مقدمه
در سپیده دم 3 فوریه 1943، یك میلیون آلمانی از رادیوی رژیم نازی آلمان این خبر را شنیدند، «زیر پرچم صلیب شكسته، برافراشته بر فراز ویرانه های شهر استالینگراد، آخرین نبرد صورت گرفت. امرای ارتش، افسران، درجه داران و سربازان شانه به شانه ایستادند و تا آخرین نفس جنگیدند. آنان بی هدف قربانی نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند». این گزارش یك دروغ آشكار بود؛ واقعیت این بود كه ارتش ششم آلمان نازی، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشكریان شوروی را نیاورد و تسلیم شد. این رویداد هیتلر راخشمگین ساخت و به فرمان او، این حقیقت كتمان شد. (ضِیایی پرور، ص161)
بنابه تعبیر هیرام جانسون( Hiram Johnson)، سناتور آمریكایی«هنگامی كه جنگ آغاز می شود، حقیقت اولین قربانی است» (ضِیایی پرور، ص13 ) جنگ و اراده برای دست یازیدن به قدرت بیشتر، همواره با چالشهایی همچون مواجه با افكار عمومی، روحیات سربازان خودی و دشمن، فریب و گمراه ساختن افكار و اذهان مردم و دشمنان و بهره جویی از فنون جنگ روانی مواجه بوده است.
«احتمالاً هر جنگ حداقل در دو زمینه رخ می دهد: میدان نبرد و اذهان عمومی مردم»(ضیایی پرور، ص14)در هر دو جبهه فرماندهانی كه قادر به بهره گیری از ابزار كنترل و مدیریت انگاره های ذهنی باشند، می توانند دشمن را بفریبند و نیروهای خودی را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهی نمایند.

استفاده از عوامل مؤثر بر افكار عمومی اگر چه از دیر باز ملازمت قطعی با جنگها و لشكركشی ها داشته و مدافعان نیز از آن بهره جسته اند، اماامروزه گستره وسیع منازعات روانی، این عرصه را تبدیل به یك میدان و جبهه ای از جنگ ساخته و فراتر از بهره گیری از ابزار رسانه ای، جنگ و منازعه ای تمام عیار را در عرصه رسانه ها به راه انداخته است.
جنگ نرم نوع جدیدی از جنگهاست كه در حوزه رسانه ها اتفاق می افتد.

تعریف جنگ رسانه ای (Media War) « استفاده از رسانه ها برای تضعیف كشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منافع ملی است.»جنگ رسانه ای یكی از برجسته ترین جنبه های«جنگ نرم» Soft Ware و«جنگ های جدید بین المللی» است.»(ضیایی پرور، ص11)
جنگ و رسانه ها یا جنگ در رسانه ها، هر كدام كه موضوع بررسی مقاله حاضر تلقی شود، ارتباطی مستقیم با موضوع افكار عمومی و انگاره های ذهنی گروه هدف دارد. جنگ رسانه ای یا جنگ رسانه ها، موضوعات وعناوین مختلفی راشامل می شود كه در این مجال به طرح چند موضوع مهم بسنده می كنیم.

جنگ، رسانه ها و افكار عمومی
هنگامی كه ژاك نكر(Jacques Necker)وزیر امور مالی لویی شانزدهم برای اولین با اصطلاح افكار عمومی را بكار برد تصور نمی رفت كه افكار عمومی تا بدین حد در شكل گیری، تداوم و توفیقات جنگ مؤثر و مورد توجه باشد. وقتی سیمور هرش(Seymour Hersh) در سال 1968، گزارشی از یك قتل عام غیر نظامیان ویتنامی را انتشار داد، افكار عمومی بسرعت در برابر جنگ جبهه گرفتند. (w. w. wdwelle. de/Persian)
در سال 1972 تصاویر تكان دهنده، و معروف یك دختر برهنه و گریان ویتنامی كه از بمب های ناپالم جان سالم به در برده بود، انتشار یافت و یك سال بعد سرانجام تمام نیروهای آمریكایی از ویتنام عقب نشینی كردند.
شركت هیل و نولتون( Hill & Nolton) كه در حوزه تبلیغات رسانه ای فعالیت می كند، با سفارش حاكمان بركنار شده كویتی، در جریان تهاجم عراق به كویت (جنگ خلیج فارس1991) دختر14ساله سفیركویت درآمریكا را به گونه ای تعلیم داد تا با گریه و زاری در برابر نمایندگان كنگره آمریكا، مشاهدات عینی خود را از جنایات سربازان عراقی به هنگام كشتار نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان های كویت، به خاطر تاراج دستگاههای آنكوباتور را بازگو نماید. این اظهارات زمینه را برای آمادگی افكار عمومی برای دخالت آمریكا در كویت فراهم ساخت، حال آنكه این دختر در زمان تجاوز عراق اصلاً در كویت نبوده است.

با گذشت 2 سال از حوادث یازده سپتامبر، دو سوم مردم آمریكا هنوز بر این باورند كه صدام حسین در این حوادث نقش داشته است. این در حالی است كه هیچ مدرك و شاهدی بر این ادعا، از سوی رهبران واشنگتن ارائه نشده است. باید بپرسیم كه رسانه ها تا چه حد در القاء این باور غلط در ذهن مردم آمریكا مقصر بوده اند؟

شواهد بسیاری وجود دارد كه مؤید تأثیرات غیر قابل انكار رسانه ها در مدیریت و شكل دهی افكار عمومی است. دقیقاً به همین دلیل است كه مارشال مك لوهان می گوید: «جنگ هایی كه در آینده رخ خواهند داد به وسیله تسلیحات جنگی و در میدان های نبرد نخواهند بود، بلكه این جنگ ها به دلیل تصوراتی رخ خواهد داد كه رسانه های جمعی به مردم القاء می كنند.
رسانه ها در تولید، كنترل و مهار بحرانها نقش كلیدی ایفا میكنند. اغلب جنگهایی كه آمریكا در چند دهه اخیر وارد شده در پی بحرانهای دیپلماتیكی بوده كه منشأ رسانه ای داشته وغالبا حقیقت آن نیز باثبات نرسیده ویا خلاف آن بعدها مورد اعتراف واقع شده است.

رسانه ها به شیوه های گوناگون می كوشند فضای ذهنی گروههای هدف را در جهت اهداف وخواسته های حاكمان شكل دهند. هدف ومخاطب اینگونه برنامه ریزیها الزاما مردم كشورهای بیگانه یا نیروهای دشمن نیست ومردم كشور خودی نیز بعنوان هدف این فعالیتها قرار داده می شوند.

رضایت، همراهی، ودفاع از سیاستهای حاكمان و سیاستگذاران جنگ نرم، نتایج مطلوب چنین طرحریزی هایی است. امروزه رسانه ها علاوه بر نقشی كه در مقاطع مختلف با تأثیرگذاری سریع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعی ایفأ می كنند با برنامه های بلند مدت و استراتژی های كلان كاركردی نوین با عنوان « تولید رضایت» برای خود ایجاد كرده اند.
در این روش بجای آنكه توان رسانه ها برای اقناع افكار عمومی صرف شود. در طولانی مدت، داده های ذهنی مخاطبین را بگونه ای مدیریت می نمایند كه رفتار سیاستمداران در بحرانها دقیقامطلوب نظر آنان باشد. این روش گر چه زمان بیشتری را می طلبد ولی نتایج بهتر و پایدارتری را در بر دارد.

یکی ازشیوه های معمول برای حصول چنین نتایجی استفاده از روشها وابزار تبلیغی است. مفهوم تبلیغات از ریشه لاتین propagane گرفته شده واز نظر لغوی به معنای«پخش کردن»، «منتشر ساختن» وچیزی را شناساندن است. در تبلیغات سعی بر این است که یک عقیده ویک کردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود. در این روش از ضرورت جلب بیشترین حد افکار عمومی به نفع خود وکاربرد وسایل فنی در اقناع جمعی از طریق محاسبات عقلانی وبا استفاده از دستاوردهایعلمی، دانش اجتماعی وروانی به منزله دو پدیده مهم که به تبلیغات اهمیت ویژه بخشیده اند، یاد می شود. 

موارد مهم مشهود در امر تبلیغی عبارتند از:

1- ابزار: سخن، چاپ، تصویر، نمایش ونمادها
2- ابزارفنی: مطبوعات، رادیو، تلویزیون، آگهی، اینترنت، و سایروسایل ارتباط جمعی
3- ابزار انسانی: بیانات رهبران، سخنوران، سیاستمداران، هواداران، تظاهرات وراهپیمائیها
4- محتوا ومضامین: ایدئولوژی، شعارها، ارائه اطلاعات با مقاصد خاص، اخبار نادرست، دروغ و دستیازی به اسطوره ها ونمادها

5- اهداف مورد نظر: اطاعت کور کورانه، انقیاد در برابر هر گونه خود کامگی، ضد تبلیغ، الحاق بی قید وشرط، میهن دوستی ووفاداری به حکومت و; (ضِیایی پرور، ص39)
تغییر هنجارها یکی دیگر از شیوه هایی است که ابزار رسانه ای را بمنظور تأمین اهداف مورد نظر به کار می گیرد.

در برخی مواقع کشور های سلطه جو برای حاکمیت در جوامع هدف، بجای تحمیل ارزشهای مطلوب خود می کوشند از طریق رسانه ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف را بسمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییر در این حوزه زمینه را برای تغییر ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می سازد.
تغییر در علائق جوانان، مدلهای پوشش و آرایش، ادبیات و منابع مطالعاتی، نحوه صرف اوقات فراقت، رواج مکتبهای خاص هنری، تغییر در موسیقی رایج، گسست و بیگانگی با سنتهای فرهنگی و فرهنگ سنتی در بین نسل جوان و از هم پاشیدگی نظام اجتماعی از آثار تغییر در نظام ارزشی جوامع محسوب می شود.

هویت ملی، دینی و اجتماعی ملتها از جمله کانون هایی است که مورد هدف فعالیتهای رسانه ای قرار می گیرد. استقرار نظم نوین جهانی در گرو همسان سازی و پذیرش هویت جهانی است. تمامی مؤلفه های هویت ملی در چنین رویکردی مورد حمله واقع می شوند. تاریخ، زبان، فرهنگ، سنن و علائق قومی و مذهبی ملتها کم رنگ می شود و بجای آن فرهنگی جهانی حاکمیت می یابد.
منش ملی و آرمان اجتماعی ملتها ی هدف از بین میرود و رفتار و کنش جهانی و یکسان جایگزین آن می گردد. آثار چنین تحولاتی را به عینه درکشور خودمان و کشورهای همجوار و منطقه شاهد هستیم. موسیقی عربی، هندی، ترکی و سایر ملل و اقوام در حال تحول و یکرنگی است.

نوع پوشش رایج در بین جوانان از الگوهای خاص غربی طبعیت می کند. جوانان کتابهای رمان نویسندگان مشهور غربی را می خوانند، سینما و شبکه های ماهواره ای در تغییرو تحول الگوهای شخصیتی جوانان به ایفای نقش می پردازند. بیش از یک میلیارد هندی در معرض تحولاتی فرهنگی است که شبکه های ماهواره ای استار تی وی مستقر در هنگ کنگ مروج آن هستند. (مولانا، ص237)
برنامه های موزیکال شبکه (M. T. V) آمریکا بین 271 میلیون خانواده دنیا و در 71 کشور پخش می شود. (مولانا، ص214)
بیش از 32 رادیو به زبان فارسی برای ایرانیان برنامه تولید و پخش می کنند. شمار شبکه های تلویزیونی ماهواره ای مستقر در آمریکا به بیش از 15 کانال می رسد که برای جمعیت فارسی زبانان مقیم آمریکا، ایران، تاجیکستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش می کنند. شبکه هایی چون:

– تلویزیون رنگارنگ(Rang-A-Rang TV NY)
– تلویزیون ملی(Meli TV)
– تلویزیون پارس(Pars TV)
– تلویزیون بین المللی آپادانا(Appadana International)
– تلویزیون ملی ایرانیان((NITV)National Iranian NI TV)
– کانال یک(Channel one)
– شبکه خبری فارسی((PNN)-Persian News Network)
– تلویزیون آزادی(Azadi TV)
– تلویزیون تپش(Tapesh TV)
– شبکه تلویزیونی ایران(Iran TV Network)
– جام جم بین المللی(Jaam-e jam International)
– تلویزیون امید ایران(Iran-e-omid)
– شبکه جهانی فارسی(World net Persian TV)
– تلویزیون صدای آمریکا(Voice of America TV)
– تلویزیون(IPN) (ضِیایی پرور، ص272)

با حمایت کنگره آمریکا و با اختصاص بودجه های کلان در حال ترویج فرهنگ غربی و آمریکایی در بین مردم کشورمان هستند.

انحصار رسانه ها:
قرن بیستم با عناوینی چون عصر اطلاعات(Information Age)، عصر ارتباطات (Communcation Age)، عصر حاكمیت جریان آزاد اطلاعات(Free Flow of Information) و همانند آن یا دوران تله دموكراسی و یا دیالوگ جهانی ملل شناخته می شود. هزاران عنوان مجله وروزنامه منتشرمی شود، خبرگزاریهای بزرگ و كوچك بی شماری كار انتشار خبر را بر عهده دارند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر می كنند. بنظر می رسد هیچ خبری دور از اذهان عمومی و پوشیده نماند. تنوع و كثرت اطلاعات، امكان كتمان اخبار و یا تحریف واقعیات را دشوار می نمایاند.
اما با نگاهی به استیلای جریان سلطه(Main Stream)بر جهان رسانه ای و انحصار حاكم در این حوزه به نتایجی غیر از آنچه ذكر شد خواهیم رسید.
بررسی جریان حاكم بر فضای رسانه ای جهان نمایانگر حاكمیت استبداد اطلاعاتی (Pespotism Information) توسط صهیونیسم یهودی بر آن است.

انحصار رسانه ای، صبغه یهودی مالكان و حاكمان رسانه ها و ارتباط جریان نو محافظه كاران(Neo Conservatism) با مدیریت رسانه ای جهان، موضوعاتی هستند كه به آنها اشاره می كنیم.
1700روزنامه و11000مجله فقط در آمریكا منتشر می شود 9000 ایستگاه رادیویی و 1000 ایستگاه تلویزیونی به كار تولید برنامه مشغولند و بیش از 2500 بنگاه عظیم، انتشار كتاب را بر عهده دارند. این تعداد رسانه دیداری شنیداری و مكتوب اگر در سال 1984 توسط 50 مالك بزرگ اداره می شد امروز تنها 10 غول رسانه ای بر این فضا حكومت می كنند. (w. w. w. bashgah. net)
در آمریكا عملاً 5 شركت عظیم رسانه ای كار تهیه و پخش اخبار ملی و بین المللی را انجام می دهند كه عبارتند از« ABS، CBS، NBC، CNN، Fox News».

«لیونارد كل دنسون» «لیون هس»و«اوره ارلیك» مدیران شبكه CBS.
«ویلیام پلی»، «جیمز رسن فیلد» و«دیوید فرچز» مدیران شبكه CBS.

«آلفرد سیلورمن»، «ایرون لجی لستین»، «ریچارد سالانت» و«ریون فرانك» از NBC همگی یهودی هستند. ( ضِیایی پرور. ص73)
گروه رسانه ای(Donrey media) به تنهایی 54 روزنامه را در مالكیت خود دارد. (ضِیایی پرور. ص40)
برادران(نیو هاوس) یهودی چندین روزنامه اخبار صبح همچنین هانس ویل آلاباما، تایمز و روزنامه پست هرالد، بیرمنگام آلابامور و از روزنامه های عصر روزنامه ریجستر، یونیون ماساچست اسپرینگ فیلد، پست استاندارد، نیویورك سراكوس و هرالد جونان همچنین 12 ایستگاه تلویزیونی و 187 ایستگاه تلویزیون كابلی را در اختیار دارند. مجموعاً 54 عنوان روزنامه و نشریه در اختیار برادران(نیو هاوس) قرار دارد كه برخی با تیراژ 22 میلیون نسخه در هفته منتشر می شوند.

خانواده«سولز براگر»یهودی امپراطوری تایمز را اداره می كنند. روزنامه ای كه در سال 1896 توسط(آدلف اوش) یهودی تأسیس شد و در سال 1993 توسط این خانواده خریداری شد. (w. w. w. bashgah. net)
این خانواده مالكیت 18 روزنامه دیگر، 12 مجله با تیراژ قریب 5 میلیون نسخه 7 ایستگاه رادیو تلویزیونی 1سیستم تلویزیون كابلی و 3 شركت انتشاراتی كتاب را در اختیار دارند. آنها یك سوم مالكیت هرالدتریبون را نیز در اختیار دارند. (ضِیایی پرور. ص75)

خانواده هرست: این خانواده دارای بنگاه انتشاراتی هرست در بورلی هیلز کالیفرنیا و صاحب روزنامه هایی مانند نیویورک جرنال آمریکن، آمریکن ویکلی، لس انجلس ایونینگ هرالد اکسپرس و، لس انجلس هرالد اگزامینر هستند. ( ضِیایی پرور. ص145)

روبرت مورداك یهودی مالك نیوز گروپ و فكس نیوز، فاكس و كمپانی قرن بیستم است. هفته نامه ویكلی استاندارد نیز متعلق به گروه اوست. كه توسط ویلیام کریستول پسر ایروینگ كریستول اداره می شود.
مورداك‌ بیش‌ از هر ناشر دیگری‌ در جهان‌ روزنامه‌ منتشر می‌كند. دو سوم‌ مجموع‌ تیراژ روزنامه‌های‌ استرالیا، تقریباً‌ نیمی‌ از تیراژ روزنامه‌های‌ نیوزلند و یك‌ سوم‌ تیراژ روزنامه‌های‌ انگلیس‌ توسط‌ مورداك‌ منتشر می‌شوند. شركت‌ «نیوز كورپوریشن‌ لیمیتد» كه‌ به‌اوتعلق‌ دارد از لحاظ‌ قلمرو جغرافیایی‌ یكی‌ از بزرگ‌ترین‌ غول‌های‌ جهان‌ محسوب‌ می‌شود.
نشریاتی مانندروزنامه شیکاگو سان تایمز، روزنامه بوستون هرالد، روزنامه سان آنتونیونیوزلند، اکسپرس، مجله نیویورک، هفته نامه هوستون کامیونیتی، صدای دهکده، استار، کیو ومجله کیو در آمریکا منتشر می شوند.

در انگلستان روز نامه نیوز او ورلد، سان، نیوز اینتر نشنال، تایمز، هفته نامه ساندی تایمز، تایمز لیتراری ساپلمنت، تایمز ادیو کیشنال ساپلیمنت، تایمز هایرادیو کیشن ساپلیمنت و مجله سیتی هگزین ودر زلاند نو 6 روزنامه ودر استرالیا روزنامه های مورنینگ استار، ساندی تلگراف، میرور، ساندی، ساندیسان، استرالیان، ساندی فیل، ساندی تایمز، مجله تی وی 1، نیوآی ریا، مجله نیوز لیمتد گروپ و چندین مؤسسه مطبوعاتی، کاغذ سازی، چاپ، ضبط وانتشار فیلم ومؤسسات اقتصادی در زمینه های انرژی وحمل ونقل همگی متعلق به مورداک یهودی است. (ضیایی پرور، ص144)
روزنامه وال استریت ژورنال پرتیراژترین روزنامه آمریكایی با 2/5 میلیون نسخه در روز تحت حاكمیت «داوجونز و پیتركن» یهودی است كه 24 روزنامه دیگر را نیز تحت مالكیت خود دارند.
روزنامه دیلی نیوز را«استار لییچر» بنیانگذاری كرد و هم اكنون «ماكس ول» سرپرستی می كند، آنها هر دو یهودی هستند.

(سان تایم) یهودی روزنامه نیویورك پست را بنیانگذاری كرده كه امروزه با تیراژ یك میلیون نسخه در روز منتشر می شود.
روزنامه واشنگتن پست نیز تحت رهبری 3 یهودی به نامهای پیتر كالیف، استیون هافنبرگ و آبراهام هیرشفلد قرار دارد. مالك اصلی و رئیس هیأت مدیره واشنگتن پست یعنی«كاترین گرام» ملكه سیاسی و مطبوعاتی آمریكا نیز خود یك یهودی است. روزنامه صدای دهكده تحت مالكیت لئونارد استرن یهودی و Worldreportو US. News نیز تحت رهبری زوركرین یهودی قرار دارد. (قادری نجف آبادی، 1382)
خبرگزاری رویتر، توسط ژولیس رویتر یهودی پایه گذاری گردیده و مجله مشهور(نشنال جئوگرافیك) نیز از دیر باز در دست یهودیان بوده است.
شركت سینمایی فاكس با مالكیت ویلیام فاكس، شركت گلدن با ساموئل گلدن و شركت منزو با مدیریت لوئیس مایر و شركت پارامونت با هادكتسون همگی تحت مدیریت یهودیان قرار دارند. شركتهای میاكون و كانن نیز تحت مالكیت(مناخیم گولان ) یهودی قرار دارند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله جوانی و مد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله جوانی و مد دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله جوانی و مد  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله جوانی و مد،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله جوانی و مد :

جوانی و مد
هموطن سلام :دین مبین اسلام همواره بر آراستگی تاکید کرده و به آن توجهات خاصی داشته است؛ اما مرز بین “آراستگی” و آنچه به عنوان “خودنمایی غیر معقول” شناخته می‌شود چیست و علت گرایش جوانان به استفاده از مدل و مدهای روز بخصوص در میان دختران چیست؟
هموطن سما بابایی-جوانی خصوصیات خاص خود را دارد که هیچ گریزی از آن نیست‌، یکی از نیازهایی که به شکل مستقیم با سن جوانی ارتباط دارد، نیاز به آراستگی است به طوری که کلیه جامعه شناسان و روانشناسان متفق القول هستند که جوانان در سنی خاص نیاز به پوشیدن انواع خاصی از لباس دارند که حس خودنمایی آنان را تا حد زیادی مرتفع ساخته و از طرفی دارای رنگ‌های شاد و جذاب باشد‌.

از طرفی دین مبین اسلام نیز همواره بر آراستگی تاکید کرده و به آن توجهات خاصی داشته است؛ اما مرز بین “آراستگی” و آنچه به عنوان “خودنمایی غیر معقول” شناخته می‌شود چیست و علت گرایش جوانان به استفاده از مدل و مدهای روز بخصوص در میان دختران چیست؟
تعریف مد
“جورج سیمل” معتقد است که “مد” عبارت است از تغییر غیر متمرکز جنبه‌های فرهنگی زندگی انسان که از یک تنش اساسی و پایه‌ای در وضعیت اجتماعی انسان‌ها ناشی می‌شود‌.

از طرفی هر کدام از ما تمایل داریم تا ضمن آن که از دیگران تقلید می‌کنیم وجوه و شاخصه‌های خاص خود را نیز دارا باشیم و بر همین اساس است که مدها مدتی مورد پذیرش قرار گرفته و بعد از مدتی دیگر با اقبال عمومی مواجه نشده و به اصطلاح “دمده” می‌شوند و این اتفاق زمانی می‌افتد که “مد”ی بسیار فراگیر شود‌،

بدین ترتیب که ابتدا طرح یک لباس یا یک نوع آرایش مو و صورت به طبقات بالای جامعه نفوذ کرده و سپس به سرعت بدل‌های آن به طبقات پایین تر می‌آید و آنگاه است که طبقه بالا برای حفظ برتری خود به یک “مد” جدید روی می‌آورد؛ اما نکته حائز اهمیت آن است که “مد” تنها محدود به لباس، آرایش مو و صورت نمی شود‌، طرز نشستن،صحبت کردن، راه رفتن، استفاده از وسایل زندگی، ظروف و‌. .. نیز هر روز با مد تغییر می‌کند حتی در جامعه ما خوردن برخی از غذاها نیز به صورت مد روز در آمده یا این که منسوخ می‌شود‌، برای مثال امروزه خوردن انواع “فست فود”‌ها همان اندازه در میان مردم مد شده است که با راه افتادن سفره خانه‌های لوکس و پر تجمل، غذاهای سننتی رواج یافته‌اند در صورتی که در گذشته خوردن بسیاری از غذاها بخصوص در میان جوانان بشدت از بین رفته بود‌.

معیارهای زیبایی و مد
بسیاری معتقدند که معیارهای زیبایی در قرن بیست و یکم تغییر کرده و دیگر معیارهایی که در گ
” یکی از پر هزینه ترین و فراگیرترین مدهایی که امروزه در بین جوانان شایع است؛ جراحی بینی است و آمار متقاضیان آن هر روز در حال افزایش است; “

به طور مثال آدمی که در 80-70 سال پیش زندگی می‌کرد به مغزش هم خطور نمی‌کرد که روزی معیارهای زیبایی و مد از افراد سیاه پوست یا دورگه وام گرفته شود و داشتن لبان کلفت و بزرگ، پوستان بسیار تیره که امروزه به نام پوست “برنز” معروف است‌، موهای زبر و مواج یا داشتن ابروان بسیار نازک جزو معیارهای زیبایی باشد‌، اگر چه زشتی و زیبایی امری نسبی است که همواره با تغییر سلایق جامعه تغییر خواهد کرد؛ اما این معیارها از کجا وام گرفته می‌شود؟

دکتر “محمود توکلی”، روانشناس، در این باره چنین می‌گوید: زیبایی در هر جامعه و هر دورانی مورد توجه مردم است و خوب یا بد نمی‌توان انکار کرد که همواره یکی از امتیازات افراد به شمار می‌رفته است تا اینجا نه تنها هیچ مشکلی وجود ندارد بلکه اهمیت ندادن منطقی آن بخصوص در میان جوانان نگران کننده است‌، زیرا تجربه نشان داده است که آن دسته از جوانانی که به زیبایی و آراستگی خود اهمیت نمی‌دهند در معرض انواع بیماری‌های روحی و روانی چون افسردگی و‌. .. قرار دارند

و علاوه بر آن بیشتر در معرض خطرات اجتماعی و انحرافات قرار می‌گیرند؛ اما این مسئله آن زمانی نگران کننده می‌شود و حتی در بسیاری از موارد شکل بیماری به خود می‌گیرد که از حالت عادی خود خارج شده و تمام فکر و ذهن یک فرد را به خود معطوف کند به نحوی که در بسیاری از مواقع باعث بروز انواع بیماری و ناهنجاری می‌شود، برای مثال کسانی که بیش از اندازه به زیبایی خود اهمیت می‌دهند یا دچار اعتماد به نفس کاذب می‌شوند یا این که اعتماد به نفس خود را به شکل کامل از دست می‌دهند که هر دوی این حالات می‌تواند خطرناک باشد‌.

وی اضافه می‌کند: از طرفی توجه به این معضل سبب می‌شود تا مهمترین و پر اهمیت ترین مسئله در زندگی جوانان این مسئله شده و بنابراین آنان را از بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی باز می‌دارد یا آن که باعث می‌شود اگر چنانچه به فعالیت اقتصادی‌ای مشغول هستند، نتیجه کلیه فعالیت‌های خود را صرف این امر کنند‌.

وی درباره علت گرایش افراطی جوانان به معیارهای زیبایی و مد می‌گوید: این مسئله دلایل گوناگونی دارد، اگر چه جوانان در تمام دنیا به اینگونه معیارها توجه دارند؛ اما جوانانی که در جوامع در حال گذر زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض این مسئله قرار دارند‌، به طوری که استفاده از بسیاری از مارک‌های معروف به اندازه‌ای که در این کشورها خریدار دارد در خود کشورهای تولید کننده (اگر با این قیمت‌ها عرضه شود) خریدار ندارد، برای مثال در ایران ممکن است، جوانی که در سطح زندگی متوسط و حتی متوسط رو به پایین قرار دارد‌، مایل باشد که خود را با جدیدترین معیارهای مد و زیبایی منطبق سازد و در این راه از هیچ کوششی حتی تحت فشار گذاشتن خود یا خانواده‌اش هم دریغ نمی‌کند.

این روانشناس ادامه می‌دهد: از طرفی افرادی که از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و علاوه بر آن هیچ مزیت فکری و عقیدتی ندارند سعی می‌کنند که بسیاری از ضعف‌های خود را با پوشیدن لباس‌ها و جواهرات گران قیمت و مد روز پنهان کنند و بدین وسیله خود را در معرض تحسین‌های دیگران قرار دارند‌.

جراحی بینی
یکی از پر هزینه ترین و فراگیرترین مدهایی که امروزه در بین جوانان شایع است؛ جراحی بینی است و آمار
” با توجه به این که بینی از مهمترین اعضای بدن در نگهداری سلامت فرد و حفظ سایر اعضاست و فردی که تنفس خود را از راه بینی از دست بدهد نه تنها در زندگی فردی که در روابط اجتماعی نیز مشکلات زیادی را تجربه خواهد کرد، توجه به اصول علمی این رشته بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد‌; “
متقاضیان آن هر روز در حال افزایش است.

“محمد حسین حکمت آرا” در این باره می‌گوید: بر خلاف تصور عموم مردم که زیبایی را مهمترین ملاک موفقیت عمل جراحی بینی تلقی می‌کنند جراحی پلاستیک و زیبایی باید با حفظ عملکرد این عضو باشد و این موضوع از مهمترین موارد در رشته جراحی بینی محسوب می‌شود‌.
وی اهمیت دادن به فیزیولوژی بینی را بسیار مهم تلقی کرده و می‌گوید: سلامت این عضو در سلامت افراد نقش بسیار مهمی دارد‌.
حکمت آرا اضافه کرد: با توجه به این که بینی از مهمترین اعضای بدن در نگهداری سلامت فرد و حفظ سایر اعضاست و فردی که تنفس خود را از راه بینی از دست بدهد نه تنها در زندگی فردی که در روابط اجتماعی نیز مشکلات زیادی را تجربه خواهد کرد، توجه به اصول علمی این رشته بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد‌.

متاسفانه امروزه جراحی بینی یکی از رایج ترین مدها در بین جوانان شناخته شده است به نحوی که افرادی که بینی خود را جراحی می‌کنند یا حتی آنانی که این کار را نمی‌کنند‌،
” ضمن آن که اکیدا توصیه می‌کنیم که از این مواد تا حد امکان استفاده نشود‌، باید در صورت استفاده لااقل از استاندارد و سالم بودن آنان اطمینان حاصل کنند، ضمن آن که در صورت استفاده از این مواد، از مواد نگهدارنده و ماسک‌های طبیعی نیز استفاده کنند‌; “

با زدن برچسب‌های طولانی مدت می‌خواهند این موضوع را به رخ همگان بکشند و این در صورتی است که بسیاری از آنان از مضرات احتمالی جراحی بینی مانند از دست دادن حس بویایی، مشکلات تنفسی، تغییر صدا یا حتی خطر مرگ آگاه هستند.

دکتر “حسینی”، جراح زیبایی، در این باره می‌گوید: جراحی بینی را به طور کلی می‌توان به دوبخش تقسیم کرد بخشی که به علت پاره‌ای از مشکلات ناچار به جراحی بینی هستند و عده دیگر که به خاطر زیبایی به این کار اقدام می‌کنند که این گروه بیشتر در فاصله سنی 18 تا 25 سال قرارداشته و اتفاقا بر خلاف تصور عمومی در بین دختران و پسران به یک اندازه رواج دارد‌

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله انواع قلمرو ها

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله انواع قلمرو ها دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله انواع قلمرو ها  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله انواع قلمرو ها،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله انواع قلمرو ها :

انواع قلمرو ها

رفتار قلمروی انسان و حیوان در زمینه اشیاء و مفاهیم نیز با یكدیگر متفاوت است. در واقع حس مالكیت انسان نسبت به اشیاء به همان اهمیت حس مالكیت او برای مكان هاست. كودكان نه تنها سر میز غذا جای خاص خود و اتاق خواب اختصاصی خود را دارند، بلكه به طور مداوم و پیوسته هر «چیزی» را كه به دستشان می رسد جمع می كنند و نگه می دارند.

آن ها سنگ و تمبر و كارت بازی و چیزهایی ظاهراً بی استفاده مانند سنگ و چوب و خرده شیشه و حتی خرده های غذا و شیرینی را جمع می كنند. حس مالكیت نسبت به اشیا در بزرگسالان هم نیز وجود دارد. بزرگسالان علاوه بر خانه ی شخصی اتومبیل، قلم، ساعت، كتاب و لباس مخصوص خود را دارند. رفتار قلمروی انسان نسبت به اشیا و مفاهیم نیز از محدوده های جغرافیایی ثابت فراتر می رود. ممكن است خانواده ای از این سوی جهان به آن سو نقل مكان كند، اما فقط به مجرد رسیدن وسایل و اثاثیه شخصی افراد همه ی اعضای خانواده كاملاً احساس راحتی و آرامش كنند. بیماران با همراه داشتن چند شیء شخصی كه یادآور خانه باشد در بیمارستان احساس راحتی بیشتری می كنند. البته حیوانات نیز نسبت به ایا حس مالكیت دارند. حیوانات خانگی و اهلی غالباً پتو یا اسباب بازی خاص خود را دارند، اما این رفتار در آن ها چندان فراگیر نیست.

به نظر می رسد حس مالكیت نسبت به مفاهیم و دانش نیز خصوصیتی كاملاً انسانی است. در علوم و هنرها و بسیاری از حیطه های دیگر می بینیم كه مسئله حق امتیاز و حق انحصاری و ثبت آثار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع این نوع رفتار قلمروی و مالكانه در اكثر افرادی كه زمان قابل توجهی را صرف بسط و گسترش و ترویج دیدگاه ها و ارزش ها و فلسفه های خود و دفاع از آن ها می كنند مشاهده می شود، زیرا در واقع این ها انسان ها را موجوداتی یگانه و منحصر به فرد می سازد.

دیگر وبژگی رفتار قلمروی كیفیت بازدارنده ی آن است. در حیوانات، رفتارهای پیش از تماس با دیگران معمولاً شامل علامت گذاری یك محدوده و مرزهای آن با ادرار و مدفوع، ترشحات غدد و نشانه های صوتی است. انسان ها به طور كلی از این ابزار و روش های ابتدایی استفاده نمی كنند، البته به استثنای نشانه های صوتی و كلامی (به این دلیل كه انسان از همان آغاز كودكی می آموزد كه مواد زائد بدن خود رادر مكان هایی خاص دفع كند و از آن ها برای علامت گذاری استفاده نكند). در واقع آن ها بیشتر به نمادها، اشیا و مصنوعات خود –مثلاً نشانه ها، حصار و پلاك اسم بر در خانه یا محل كار- برای علامت گذرای قلمروشان متكی هستند.

حیوانات و انسان ها همچنین در برابر تجاوز به قلمرو خود رفتار واكنشی از خود نشان می دهند. حیوانات در برابر تجاوز از اخطارهای صوتی، حركت های تهدید آمیز و رفتار پرخاشگرانه استفاده می كنند، و در غالب این رفتارها بیشتر از جسم خود بهره می گیرند تا اشیای موجود در محیط. برخی از پستانداران نیز با پرت كردن اشیا به سوی متجاوز از قلمرو خود دفاع می كنند.

انسان ها هم در برابر تجاوز واكنش های متنوعی از خود بروز می دهند، اما ظاهراً بیشتر بر سازوكارهای كلامی مثل بحث و مشاجره و التماس و درخواست تأكید دارند. به علاوه، انسان ها ضمن استفاده از حالات بدن و صورت با بهره گیری از اشیا و نمادها و نشانه ها نیز بر توانایی های فیزیكی خود می افزایند. بنابراین ظاهراً واكنش های قلمروی انسان متنوع تر، متغیرتر و پیچیده تر از واكنش های حیوانات است.

نكته دیگری كه به طور تجربی تأیید نشده اما حائز اهمیت به نظر می رسد این است كه انسان ها واكنش های قلمروی بسیار ظریف و حساسی از خود بروز می دهند كه تركیب پیچیده ای است از رفتارهای كلامی و غیركلامی و محیطی. نتیجه این تركیب پیچیده نظام ارتباطی غنی و حساس است كه انسان واكن های بسیار متنوعی را چه به صورت بازدارنده و چه به صورت دفاعی از خود بروز می دهد.

گرچه در میان انسان ها جنگ و دیگر اشكال خشونت نیز رخ می دهد، واقعیت این است كه تجاوز به قلمرو از مسائلی نیست كه در زندگی روزمره به طور مداوم پیش بیاید. و اگر هم پیش بیاید، واكنش به آن بسیار ظریف و كنترل شده صورت می گیرد. پرخاش و خشونت به ندرت و معمولاً در صورت موفق نشدن بقیه شیوه ها پیش می آید. بنابراین واكنش های دفاعی پرخاشگرانه در میان انسان ها معمول و رایج نیست.

میان رفتار قلمروی انسان ها و حیوانات شباهت هایی نیز وجود دارد كه تحلیل آن ها خالی از فایده نیست. التبه باید توجه داشت كه كلی گویی و تعمیم دادن فرضیات مبتنی بر تساوی دقیق میان انسان و حیوان درست نیست و راه به جایی نمی برد، در واقع در عین توجه به شباهت ها باید تفاوت ها را نی زمد نظر داشت.

 

4-1-3-1- انواع قلمرو
از آنچه تاكنون گفته شده می توان نتیجه گرفت كه مفهوم قلمرو مفهوم ساده ای نیست و با عوامل مختلفی سر و كار دارد؛ از آن جمله:
1- انگیزه ها یا نیازهای مختلف مثل جفتگیری و غذا خوردن
2- ویژگی های جغرافیایی مثل اندازه و مكان قلمرو
3- واحدهای اجتماعی مثل افراد و گروه ها و نظام های اجتماعی بزرگ تر

4- زمان استفاده از قلمرو، با این توضیح كه برخی از قلمروها موقتی است (مثل صندلی در اتوبوس) و برخی دیگر نسبتاً دائمی (مثل خانه ی فرد)
5- رفتار یا واكنش هایی كه برای علامت گذاری و دفاع از قلمرو به كار می روند.
در این بخش سه نوع قلمرو توصیف می شود كه برخی از این عوامل را شامل می شوند: اولیه، ثانویه، عمومی.

این طبقه بندی در درجه اول به نقش و اهمیت قلمرو برای فرد و گروه و میزان نزدیكی آن به زندگی روزمره او اشاره دارد. این طبقه بندی از یك بعد به تمایز جامعه شناختی واحدهای اولیه و ثانویه و گروهی مرتبط است. گروه اولیه گروه هایی همچون زن و شوهر یا خانواده را دربرمی گیرد. گروه ثانویه معمولاً به گروه هایی اشاره دارد كه فرد در آن ها بخشی از كار را بر عهده دارد، مثل یك كارخانه یا تیم ورزشی. گروه عمومی گروهی پراكنده تر و وسیع تر است، مثل انجمن های حرفه ای یا مردم یك كشور. طبقه بندی ما نشان می دهد كه قلمروها بر حسب درگیری فرد در آن ها ، گستردگی و نقش آن ها در زندگی روزمره فرد یا گروه بایكدیگر تفاوت دارند.

بعد دوم این طبقه بندی طول عمر یا دوام قلمروهاست. برخی از پژوهشگران اشاره كرده اند كه قلمروها بر حسب زمانی كه در مالكیت فرد یا گروه قرار می گیرند –كوتاه مدت، بلند مدت، یا دائمی- با یكدیگر تفاوت پیدا می كنند. برای مثال، خانه یا اتاق خواب در گروه اولیه قلمروی دراز مدت به شمار می رود و صندلی اتوبوس یا میز رستوران قلمروی كوتاه مدت است و تا وقتی كه فرد حضور دارد قلمرو او به حساب می آید. این دو بعد –نقش و دوام قلمرو- جامع و فراگیر نیستند، اما برای تعیین انواع مختلف رفتارهای قلمروی انسان به كار می آیند.

قلمرو اولیه- قلمروهای اولیه تحت مالكیت و استفاده انحصاری فرد یا گروه خاصی است، دیگران نیز آن ها را مالك این قلمروها می شناسند، به شكلی دائمی تحت اختیار افراد هستند، و این قلمروها در زندگی روزمره آن ها نقش اساسی دارد. براور (1965) این نوع قلمرو را قلمرو شخصی می نامد و نمونه آن را خانه می داند. در چنین قلمروی هویت مالك آشكار است، تجاوز یا ورود غیرمجاز دیگران مسئله ای جدی شمرده می شود، و نظارت بر ورود دیگران ارزش بسیاری دارد.

گافمن (1961) در تحلیلی از زندگی در یك بیمارستان روانی انواع مكان ها و منطقه هایی را برشمرده است كه تقریباً این نوع قلمرو همخوانی دارد. برای مثال، برخی از قسمت های بیمارستان، مثل اتاق پزشكان و پرستاران، كاملاً و همیشه از دسترس بیماران به دور است. در واقع از دیدگاه بیماران، این مكان ها قلمرو شخصی كاركنان بیمارستان به شمار می رود. با این حال بیماران نیز گاه قلمروی شخصی دارند. مثلاً، اتاق خصوصی بیمار برای او مانند خانه است،

كه می تواند آن را از آن خود بداند، آنجا را با اشیا و تصاویری كه دوست دارد تزیین كند و از ورود دیگران (به جز كاركنان بیمارستان) به آن جلوگیری كند. طبق چارچوب نظری نگارنده، قلمروهای اولیه جزء سازو كارهای مؤثر در نظارت بر خلوت است، و دست كم در فرهنگ غرب، محدوده ای مقدس به شمار می رود و ورود به آن ها فقط پس از كسب اجازه از مالك میسر است.

تجاوز به قلمرو اولیه، مخصوصاً اگر تكرار شود و بازسازی مرزها با موفقیت توأم نباشد، ممكن است توهینی جدی به هویت فردی مالك و صاحب آن محسوب شود. در واقع نداشتن چنین قلمروی، یا ناتوانی در تنظیم دسترسی دیگران به آن، در طولانی مدت می تواند باعث از دست رفتن عزت نفس یا هویت فردی شود. در فرهنگ غرب، فردی را كه «مكانی از آن خود ندارد» ولگرد و آواره می نامند و غالباً به حاشیه جامعه رانده می شود.

ما فطرتاً خانه یا اتاق خواب فرد را از آن او و ارزشمند می دانیم، و او را مختار می دانیم كه آن را تزیین كند یا از آن به صورت پناهگاه استفاده كند. برای مثال، دو پسر خود من كه هر یك اتاق خواب اختصاصی خود را دارند به تدریج حس كنترل و نظارت را بر «مكان» خودان پیدا كردند.

همزمان با بالا رفتن سن و ورودشان به دوره نوجوانی، تصویر و پوستر ستارگان ورزشی و دیگر چیزها و افراد جای تزئیناتی را كه من و همسرم در اتاق آن ها گذاشته بودیم گرفت. اكنون طوری شده كه اتاق ها بیشتر به آن ها تعلق دارد تا به ما، و به قلمرو اولیه آن ها تبدیل شده است. بنابراین قلمرو اولیه در فرایند نظارت بر مرز میان خود و دیگری نقش مهمی دارد و بیانگر پیوند نزدیك نظارت بر خلوت، سازوكارهای قلمروی و هویت فردی است.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید