مقاله حمله مغول ها

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله حمله مغول ها دارای 122 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله حمله مغول ها  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حمله مغول ها،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله حمله مغول ها :

حمله مغول ها

مقدمه
یكی از مدارس قدیم ایران كه در تبریز در نیمه اول قرن هشتم هجری دایر بوده مجتمع « ربع رشیدی » می باشد ، كه این مجتمع از نظر اصول كلی مدیریت و آموزش و شیوه ی اداری با تمام مدارس قبل و معاصر بعد از خود تفاوت كلی داشته است .
یكی از علل انتخاب این موضوع نیز همین دلیل می باشد . پس از مشورت با استاد گرامی جناب آقای دكتر قرچانلو به بررسی و مطالعه ی منابع و ماخذ موجود پرداختم . منابع و ماخذ بررسی شده همه مربوط به زمان ایلخانان مغول می باشد ، كه مهم ترین آنها در مورد این موضوع وقف نامه ربع رشیدی ، مكاتبات رشیدی و جامع التواریخ می باشد . ( قابل ذكر است كه هر سه این منابع اثر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی می باشد ) از منابع دیگری كه مورد استفاده قرار گرفته است ، تاریخ اولجایتو ابوالقاسم عبدالله بن محمد كاشانی و حیب السیر خواند میرمی باشد .

از ماخذ معاصر دیگری كه استفاده شده است می توان به تاریخ مغول عباسی اقبال آشتیانی و امپراطوری صحرا نوردان رنه كروسه و تاریخ مغول اشیولر بر تولد اشاره كرد .
با توجه به محل سكونت خود در شهر مقدس مشهد ، به كتابخانه های آستانه قدس رضوی كه مجهز ترین و بزرگترین كتابخانه ی این شهر می باشد مراجعه نمودم ؛ به غیر از كتاب جامع التواریخ هیچ كدام از كتابهای دیگر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در این كتابخانه موجود نبود .
بنابر این به كتابخانه ملی در تهران مراجعه نمودم و بخش هایی از این كتابها راكپی گرفته و مورد استفاده قرار دادم .
در این رساله ابتدا به بررسی بسیار مختصر و فشرده ی اوضاع سیاسی و اجتماعی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری ، دوران خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بنیان گذار ربع رشیدی زندگی می كرده است ، می پردازیم .

بهترین منبع برای بررسی این دوره كتاب جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و از ماخذ تاریخ مغول اقبال آشتیانی می باشد .
سپس به تحقیق در مدارس هم عصر و مشابه ربع رشیدی در آن دوره پرداخته و با مقایسه ی این موسسات بتوانیم این مجتمع علمی و آموزشی را به خوبی بشناسیم و ویژگی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اواخر قرن و اوایل قرن هشتم هجری قمری را به خوبی معرفی كنیم و مقام و موقعیت علم و علما را معرفی می نماییم ، زیرا استیلای مغول در ایران جز خرابی و هرج و مرج و كشتار اثر دیگری در اذهان مردم باقی نگذاشته است .

بنابر این وقتی از چنین مجتمع علمی و آموزشی در آن برهه تاریخی نام برده می شود می توان نتیجه گرفت كه فرهنگ و تمدن و تفكر ایرانیان مسلمان حتی در چنان دوره هایی هم از درخشش و پیشرفت باز نمانده است و حتی با توجه به آزادی مذهبی كه در این دوران به وجود آمده فرقه های مختلف اسلامی از جمله شیعیان فشارهای دوره های قبل را از یاد برده و توانسته اند در این مقطع به تجدید قوا و گسترش مذهب شیعه به خصوص در دوران اولجایتو بپردازند كه بازتاب آن در دوره های بعدی كاملا مشهود بوده است .

فصل اول
نگاهی كوتاه به حمله مغول و حكومت ایلخانان
ایجاد امپراطوری مغول در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ، اهمیت تاریخی جهانی دارد . این امپراطوری شامل سرزمینهای بسیار وسیعی بود كه از اقیانوس آرام و آسیای شرقی و مركزی یعنی چین و تبّت و تركستان شرقی و تا دریای مدیترانه وخاورمیانه ، یعنی كشورهای ایران ، عراق ، تركیه ، سوریه ، اردن و صحاری و سرزمینهای مجاور دریای سیاه و قسمت سفلای رودخانه های دن و ولگا و قزاقستان و كشورهایی از اروپای شرقی ، ادامه داشت . فتوحات مغولان برای ایران و تمام سرزمینهای یاد شده ، بلا و بختی عظیمی به همراه آورد . ابن اثیر مورخ مسلمان ( 556 ـ 632 هـ ) كه معاصر مغولان و شاهد وقایع بوده چنین می نویسد : « اگر می گفتند كه از زمان خلقت آدم ابوالبشر تا كنون جهان چنین مصیبتی را به خود ندیده ، درست گفته بودند . زیرا تاریخ چیزی كه شبیه به این و یا نزدیك بدین باشد ، نشان نمی دهد . بزرگترین بلا و مصیبتی كه تاریخ نقل می كند ، همانا رفتار بخت النّصر با اسرائیلیان است كه چگونه آنان را مصدوم و اورشلیم را ویران ساخت ولی اورشلیم در برابر كشورهائی كه این ملاعین غارت و اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول ، ص 318 ویران كردند و فرزندان اسرائیل در مقام قیاس با كسانیكه اینان نابود ساختند ، كه بودند ؟ زیرا عده ساكنان تنها یكی از شهرهائیكه به دست اینان ویران شد ، بیشتر از تمام افراد بنی اسرائیل بوده و شاید تا آخر الزمان مردم چنین وقایعی را ، مگر هجوم یأجوج و مأجوج ، دیگر نبینند . حتی دجّال كسانی را كه مطیع وی گردند ، امان می دهد ، و فقط كسانی را كه در برابر او پایداری كنند ، نابود می سازد . ولی اینان به هیچ كس رحم نكردند و زنان و مردان و كودكان را كشتند ، شكم زنان باردار را دریدند و جنین را كشتند . » شاید همین گفته ابن اثیر كافی باشد كه ما ابعاد این فاجعه و مصیبت بزرگ را درك كنیم و نیازی به توضیح بیشتر نداشته باشیم . این قوم ، قبایل چادرنشینی بودند كه در اعماق آسیای مركزی زندگی می كردند و بزرگترین این قبیله ها یا اولوسها عبارت بودند از « نایمانها ، كرائیتها ، مركیتها ، تایچیوتها ، كرولنها ، تاتارها و اونگوتها » كه در سرزمینی كه از غرب تا بخش علیای زود ایرتیش ورود جیحون ، از شرق تا كوههای خینگان و اطراف دریاچه بایكال ادامه داشت ، سكونت داشتند . شغل اصلی آنها پرورش دامهای گوناگون بود .

« دین اصلی مغولان شمنی و رب النوع اصلی ایشان « آسمان آبی ابدی » بود . به رب النوعهای زمین و ارواح گوناگون نیز تعظیم می نمودند . مغولان معتقد بودند كه دشمنان جادوگر ، قادرند با ارواح مربوط گشته آنها را محسور سازند و ارواح هنگام خطر به یاری آنان بیایند وبه دفاع از خویش برخیزند . ولی بخشی از نایمانها دین بودا و مذهب نستوری مسیحی را از اویغورها پذیرفته بودند . »

بنیانگذار امپراطوری مغول ، تموچین فرزند یوكاوی بهادر از خاندان اعیان بورجگین از قبیله تایچیوت بود . او پس از به زیر فرمان در آوردن كلیه قبایل آسیایی مركزی ، در سال 603 هـ / 1206 م در كنگره یا قوریلتای قبایل چادر نشین مغول در سن پنجاه سالگی به سمت خان بزرگ سراسر مغولستان ، انتخاب و نام چنگیز خان را پذیرفت و به این ترتیب دولت مغول پدید آمد و سازمان یافت و « یاسای بزرگ » كه شامل نظامات و مقررات خشن نظامی بود ، شكل گرفت و به عنوان قانون اساسی دولتهای مغول ، شمرده شد . این اتحاد بزرگ مغولستان ، موجب ایجاد قدرت نظامی نیرومندی گشت كه چنگیز خان از آن برای فتوحات و جهانگشایی خود استفاد كرد . 

چنگیز پس از فتح شمال چین ، متوجه مغرب یعنی تركستان شرقی وسپس كشور خوارزمشاهیان ایران شد . در پاییز سال 1219 میلادی / 616 هجری به ایران حمله كرد ، با وجود مقاومتهای شدید كه از طرف ایرانیان بخصوص جلال الدین خوارزمشاه ، انجام گرفت ولی به علت فساد دربار خوارزمشاه و عواملی دیگر جلال الدین شكست خورد و چنگیز چون بلایی خانمان سوز و سیلی بنیان كن ، می جوشید و می خروشید و روزبروز بر دامنه وحشیگریهای خود می افزود و به طوری كه نوشته اند بعضی شهرهای خراسان كه بر سر راه مغولان قرار داشت به طور وحشت انگیزی ویران و خالی از سكنه گشت كه شرح وقایع آن در تاریخ این دوره ، هر انسانی را متاثر می سازد و به لرزه می اندازد .

بعد از مرگ چنگیز ( 649 هجری / 1215 م ) در قوریلتایی ( شورای سران مغول ) كه در مغولستان بر پا گشت و منكوقا آن بر سریر سلطنت خان بزرگ جلوس كرد ، تصمیمات مهمی گرفته شد از جمله فتح نواحی مغرب ، و تصرف كامل ایران به عهده هلاكوخان واگذار شد . وی با سپاهی مجهز وبا پیش بینیهای بسیار دقیق ، در سال 651 هجری رو به سوی مغرب و ایران نهاد . او مامور بود قلعه الموت را فتح كند و خلیفه بغداد را مطیع و خلفای بنی عباس را نابود سازد . هلاكوخان این دو ماموریت مهم را انجام داد . در سال 654 هـ قلعه الموت سقوط كرد و « ببر كوهستان » الموت كشته شد و قلعه و كلیه ذخائر و كتابخانه های آن به كلی نابود و به آتش كشیده شد .

سال بعد هلاكو متوجه بغداد شد و در سال 656 هجری لشكریان او وارد بغداد شدند و در مدت بیست روز غارت و انهدام و كشتار بیرحمانه مرد و زن و كودك بغداد ، ادامه داشت و جز به یهودیان و مسیحیان ، به هیچ كسی رحم نمی شد ! و سرانجام المستعصم بالله خلیفه بغداد تسلیم شد و كلیه جواهر و اندوخته های چند صد ساله عباسیان به تصرف هلاكو در آمد و المستعصم را در نمدی پیچیدند انقدر مالیدند تا نابود و قطعه قطعه شد و خانواده او یك سره قتل عام شدند .

سرزمین ایران كه تا قبل از حمله هلاكو ( بین سالهای 616 ـ 651 ) به دست خانهای مغول و یا دست نشاندگان آنها ، به صورت ملوك الطوایفی اداره می شد ، بعد از این تاریخ به صورت یك امپراطوری بزرگ در خاورمیانه درآمد و دامنه آن از ماوراء النهر و افغانستان كنونی در شرق تا سوریه و آسیای صغیر در غرب ، گسترش یافت . هلاكو برای اداره این سرزمین پهناور ، از تمام افراد بدون در نظر گرفتن كیش و ملیّت آنها ، استفاده می كرد و بخصوص عناصر ایرانی و مسلمان در این زمینه نقش بسیار مهمی داشتند . مثلا مقام وزارت او را شمس الدین محمد جوینی به عهده داشت و پزشك دربار او یك نفر چینی بود و خواجه نصیر الدین طوسی دانشمند و منجّم ایرانی به دستور هلاكو رصد خانه ای در مراغه ساخت و در كنار اینان گروهی فالگیر و رمّال نیز در دربار زندگی می كردند .

بعد از مرگ هلاكو ( 664 هجری ) . قوریلتای تشكیل شد و آباقاخان پسر او را به جانشینی انتخاب كردند ( 664 ـ 681 هـ ) آباقاخان همان روش پدر را ادامه داد و با مملوكان مصر بر سر تصرف سوریه و فلسطین جنگهایی كرد و سرزمین ارمنی نشین كیلیكیه را به تصرف در آورد و روابط سیاسی با امپراطوران اروپا برقرار كرد .بعداز آباقاخان ، برادرش تكودار ( 681 ـ 683 هـ ) قدرت را به دست گرفت . وی اولین خان مغول بود كه مسلمان شد و نام « احمد » را بر خود گذاشت و به مسلمانان نوید حمایت داد و همین امر خانان مغول را علیه او شورانید ، اینان به طرفداری ارغون پسر آباقاخان ( برادرزاده تكودار ) شتافتند و تكودار را پس از شكست و فرار، دستگیر و به اعدام محكوم كردند . ، سپس ارغون را به خانی برگزیدند .

در عهد هلاكوخان و آباقاخان ، خانواده جوینی به قدرت و مكنت عظیمی دست یافتند ، جوینیان در باطن با مغولان سخت مخالف بودند و خواهان جایگزینی مسلمانان و بخصوص ایرانیان در دستگاه سیاسی بودند . اینان كه به سختی توانسته بودند خود را از غضب آباقاخان نجات دهند ، ولی هنگامی كه تكودار روی كار آمد و مسلمان شد ، مجددا قدرت خویش را استحكام بخشیدند ، اما با روی كار آمدن ارغون خان بت پرست ، خاندان جوینی معزول و معدوم گردیدند .

ارغون خان ( 683 ـ 691 هـ) برای اداره امور سیاسی ، بیشتر ازیهودیان و مسیحیان كمك گرفت و سعدالدوله یهودی را مقام وزارت داد و او ماموران یهودی رادر امور كشور به كار گماشت ، ولی مخالفت مسلمانان و خانان مسلمان شده مغول ، از جمله امیر نوروز ، سعدالدوله و خاندان او را هم به سرنوشت خاندان جوینی دچار ساخت ( 691 ) و این امر باعث خشنودی مسلمانان گردید . در زمان ارغون مسلمانان در گوشه و كنار ایران علیه ظلم و كفر او سر به طغیان برداشتند . از جمله در لرستان مردم علیه سلطه مغولان قیام كردند و در اصفهان مسلمانان ماموران ایلخان و لشگریان پادگان آن جا را كشتند و پادگان را به تصرف در آوردند ( 691 هـ ) بعد از مرگ ارغون بر اثر بیماری ، مبارزات طولانی بین اعیان مغول بروز كرد و سرانجام گیخاتو پسر ارغون به سلطنت جلوس كرد و قدرت را در دست گرفت .

گیخاتو ( 691 ـ 695 هـ ) بر خلاف پدر در اتحاد بین گروههای مختلف مذهبی و سیاسی سعی نمود او صدر الدین احم د خالدی را كه مسلمان بود سمت وزارت داد . در زمان همین وزیر بود كه برای اولین بار پول كاغذی یعنی چاو ( اسكناس ) ، به تقلید از امپراتوران چین ، در ایران رایج گشت ولی با مخالفت بازاریان و مردم تبریز و سایر نقاط كشور مواجه شد وبه شكست انجامید و رشید الدین در جامع التواریخ به طور مشروح آن را بیان داشته است . در تاریخ این دوره ، صدر الدین احمد را صدر الدین چاوی ( مخفف كلمه چاپ ) نوشته اند . البته گیخاتو به اولقب « صدر جهان » داده بود ولی مردم تبریز به طنز او را « صدر كاغذی »
می گفتند . گیخاتو به دست پسر عمویش بایدو خان شكست خورد و مصدوم گردید و بایدو خان نیز بعد از شش ماه حكومت (695 هـ ) در همین سال به دست غازان پسر ارغون شكست خورده نابود شد و قدرت به دست غازان خان افتاد .2

در این دست به دست شدنهای قدرت سیاسی ، اوضاع اجتماعی و اقتصادی طبقات مستضعف مردم مسلمان ایران بسیار رقت بار و اسف انگیز بود . 3 ماموران دولتی برای تامین مخارج لشكركشیها و عیّاشیهای فوق العاده ایلخان ، به جان مردم بی دفاع و بدبخت می افتادند ، خانم لمبتون در كتاب مالك و زارع در ایران ( صفحه 207 ) از سی نوع مالیات نام می برد از جمله نه تنها مالیاتی به نام سرانه ( جزیه ) از غیر مسلمانان اخذ می شد ، بلكه از مسلمانان نیز به این عنوان مالیات می گرفتند . مردم گاهی برای ادای دیون مالیاتی ، فرزندان خویش را به بردگی می فروختند . رشید الدین در مبارك غازانی اوضاع اجتماعی و سیاسی آن زمان را به طور كامل شرح داده است . 4

در چنین اوضاع وخیم اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، غازان خان قدرت را به دست گرفت . ( 694 ـ 703 هـ ) و با همراهی و ارشاد وزیر دانشمندی چون رشید الدین فضل الله همدانی اصلاحات فراوانی انجام داد و تا حد زیادی مرهمی بر دلهای ریش مردم مسلمان گذاشت . مورّخان درباره شخصیت سیاسی و اجتماعی و خلق و خوی غازان بسیار نوشته اند از جمله برای نمونه زنه گروه سه می نویسد : « غازان مردی با اراده ، بسیار مكّار و محیل و صبور و خویشتن دار و رازدار بود نسبت به دشمنان بی اندازه شقی و بیرحم بود و برای انجام مقصود خود بر جان هیچ جنبنده ای رحمت نمی آورد، ولی مدبّری بود با عقل سلیم و از این حیث او را می توان آراسته به صفات انسانی دانست ، سرداری بود لایق و با تدبیر و سربازی بی باك و متهوّر » 1

یكی از مهمترین اقدامات غازان كه نشان دهنده آگاهی سیاست اوست ، قبول اسلام و حمایت بی چون و چرا از مسلمانان و قلع و قمع غیر مسلمانان بود . او بدین وسیله توانست حمایت مسلمانان را جلب كند و باعث تقویت بنیان حكومت خود شود . یكی از این افراد كه حامی غازان در به دست گرفتن قدرت بود ، امیر نوروز ( حاكم خراسان آن روز ) كه خانی مغولی ولی مسلمان بود ، و شرایط حمایت خویش را از غازان ، اسلام آوردن او دانست ، غازان این پیشنهاد را فوری پذیرفت كه شرح آن در « جامع التواریخ » و سایر كتابهای تاریخی ، بسیار خواندنی و با اهمیت است . ولی همین امیر نوروز كه از حامیان بزرگ غازان بود ، بعدها به وضع فجیعی به دست غازان و به فرمان او معدوم شد . 2

رشید الدین در جامع التواریخ طی چهل حكایت ، شرح كامل شخصیت سیاسی ، اخلاقی و اقدامات اصلاحی غازان را بیان كرده است . او در آغاز هر حكایت ابتدا به شرح اوضاع و خیم و مفاسد و مشكلات پرداخته ، و سپس اقدامات و دستورهای غازان را كه به عقیده اكثر مورخان دستورها و اقدامات خود رشیدالدین به عنوان وزیر غازان است بیان كرده است كه برای شناخت موقعیت اجتماعی و سیاسی واقتصادی و فرهنگی این دوره بسیار ارزشمند بوده و همین قسمت است كه مورد استفاده بسیاری ازمورخان و جامعه شناسان تاریخی قرار گرفته است .1

غازان خان در سال 703 هجری ( یك شنبه یازدهم شوال ) بر اثر بیماری درگذشت و طبق وصیت او برادرش الجایتو ( 704 ـ 716 هـ / 1304 ـ 1316 م ) به جای او به قدرت رسید . این مساًله قابل اهمیت است كه بعد از هلاكو تنها موردی كه دست به دست شدن قدرت تقریباً بدون هیچ گونه خونریزی و مبارزات سیاسی انجام گرفت ، همین مورد بود و این قدرت سیاسی غازان و به خصوص وجود وزیر اندیشه مانند ، چون خواجه رشید الدین ، بوده است . غازان دو وزیر داشت یكی رشید الدین فضل الله همدانی و دیگر سعدالدین ساوجی ، كه عملاً قدرت در دست رشید الدین بود . بعد از غازان این دو وزیر همچنان بر مسند وزارت باقی ماندند . ولی مخالفتها وندانم كاریهای سعد الدین ساوجی ، باعث شد كه جانش را بر سر مبارزات با رشید الدین بگذارد و به دستور الجایتو معدوم گردد كه شرح وقایع این مبارزات در تاریخ این دوره خواندنی است .
الجایتو همان سیاست غازان را در مورد كشور داری ادامه داد و او نیز مسلمان شد . ابتدا مذهب تسنن ( شافعی ) را پذیرفت و سرانجام رسماً « به مذهب تشیع گرایید و از حامیان این مكتب والا ، شد . نام خود رابه « سلطان محمد خدابنده » برگردانید و دستور داد روی مسكوكات نام دوازده امام را بنویسند .

شدت علاقه الجایتو به مذهب تشیع به حدی بوده است كه گفته اند بعد از احداث گنبد سلطانیه ـ كه تصمیم می گیرد كه قبور ائمه اطهار (ع) را به این محل انتقال دهد ولی بر اثر خوابی كه می بیند از این تصمیم خویش منصرف می شود .

بعد از توطئه قتل سعدالدین ساوجی ( 711 هجری ) به پیشنهاد رشید الدین ، خواجه علیشاه گیلانی به وزارت و همكاری رشید برگزیده شد .
سلطان محمد خدا بنده در اواخر سال 716 بر اثر بیماری در گذشت و پسر دوازده ساله اش ابوسعید بهادر به جانشینی او برگزیده شد . و امیر چوپان ، از معتمدان و قدرتمندان مغول ، نیابت سلطنت او را به عهده گرفت ، و رشید الدین و خواجه علیشاه همچنان به وزارت باقی ماندند . بعد ازقتل رشید الدین فضل الله به دستور ابوسعید ، ( 717 هـ ) خواجه علیشاه به تنهایی وزیر بود و مدتی بعد ، امیر چوپان نیز با دسایس علیشاه وزیر اعدام شد و خود علیشاه در سال 725 از دنیا رفت ، سپس پسر خواجه رشید الدین یعنی غیاث الدین محمد در سال 729 هجری به وزارت رسید . در این دوره كه خانان مغول در ایران با از بین رفتن رشید الدین فضل الله ، رو به نابودی رفته و بی سر و سامانی و شورش سر تاسر مملكت را فرا گرفته بود ، غیاث الدین محمد تا حدی به امور مملكت سروسامانی داد . ولی فساد بسیار زیاد درباریان و سقوط اخلاق و مذهب ، و بی توجهی سردمداران به امور مملكت و توجه آنها به عیاشی و خوشگذرانی ، باعث سقوط ایلخانان مغول گردید .

ابوسعید در تاریخ 13 ربیع الاخر سال 736 هجری قمری در سن 32 سالگی در حدود شروان وفات یافت و در بقعه ای كه در حوالی سلطانیه بنا نهاده بودند مدفون گردید ( پس از مرگ ناگهانی دربقعه ای كه در حوالی سلطانیه بنا نهاده بودند مدفون گردید . پس از مرگ ناگهانی ابوسعید ، تنی چند از خان زادگان بی كفایت مغول ، برای احراز مقام ، به جان هم افتادند و سرانجام دولت آن در ایران به دست امیر تیمور گورگانی منقرض گردید .
1ـ اقبال آشتیانی تاریخ مقول صفحات 324 به بعد.

فصل دوم
زندگینامه رشید الدین فضل الله همدانی
( بنیانگذار ربع رشیدی )

خواجه رشید الدین فضل الله همدانی فرزند عمادالدوله ابوالخیر و نواده موفق الدوله همدانی است . جدّ او موفق الدوله با خواجه نصیر الدین طوسی در قلاع ملاحده قهستان به سر می برد وپس از تسلیم آن قلاع ، او نیز به خدمت مغول پیوست .
درپایان وقفنامه ربع رشیدی و نیز در حاشیه چندین صفحه از آن ، رشید نام خود را چنین نوشته است كه در حقیقت امضاء اوست « فضل الله بن ابوالخیر علی المشتهر بالرشیدالطبیب الهمدانی » . این سیاستمدار دانشمند و طبیب گرانقدر آخر قرن هفتم هر كه ضمناً « بزرگترین مورخ ایرانی است كه عالم به جمیع علوم عصر خویش بوده است »
، درسال 648 هجری قمری در همدان به دنیا آمد . خانواده موفق الدوله به شغل طبابت و كارهای دیوانی می پرداخته اند . رشید الدین ، علم طب را نزد خانواده خویش در همدان آموخت ، از دوران كودكی و جوانی او چندان اطلاع دقیقی در دست نیست . ولی نام او از زمانی در تاریخ مذكور می شود كه بر ضد صدرالدین احمد خالدی زنجانی وزیر غازان توطئه هایی انجام می گیرد كه به مرگ او می انجامد و گویند كه رشید هم در این توطئه ها نقشی داشته است .

نخستین باربه عنوان طبیب به دربار آباقاخان پیوست و یا به قول منشی كرمانی « در عهد آباقاخان در سلك منظوران به نظر عنایت پادشاهانه انخراط یافت و در عداد معتبران حكمای زمان منظم شد ».
در عهد ارغون « مرتبه و پایه اش ترقی پذیرفت » . گویا درعهد سلطنت گیخاتو وزارت را به او پیشنهاد می كنند ولی آن را نمی پذیرد . سرانجام در سال 697 هـ غازان خان « رتبت نیابت امور جهانبانی و منصب وزارت و صاحب دیوانی » را به رشید الدین فضل الله و خواجه سعید الدین ساوجی می سپرد . این دو با تشریك مساعی هم اداره امور سرزمین وسیع ایلخانی را به عهده می گیرند . بعد از فوت غازان خان ( یازده شوال 703هـ ) و روی كار آمدن برادرش سلطان محمد خدابنده یا خربنده ( الجایتو ) ، این دو وزیر همچنان درمقام وزارت باقی بودند كه شیوه كار این دو وزیر ومبارزات سیاسی آنها در تاریخ این دوره بسیار جالب و خواندنی است كه سرانجام سعدالدین ساوجی توسط الجایتو معزول وسپس مقتول ( 711 هـ ) شد و تاج الدین علیشاه گیلانی به پیشنهاد رشیدالدین ، به وزارت منصوب و با رشید الدین همكار می شود. الجایتو در رمضان سال 716 هـ درگذشت و پسرش ابوسعید بهادر كه جانشین او شده بود ،

همچنان رشید الدین و تاج الدین علیشاه را به وزارت خویش باقی گذاشت . رشید الدین در جمادی الاول سال 718 هـ / ژوئیه 1318 م با دسایس تاج الدین علیشاه كه به پیشنهاد رشید روی كار آمده و به اصطلاح از بركشیدگان خود او بود ، به وضع فجیعی به قتل می رسد . در این جا برای بیان نمونه ای از دسایس و حیله گریهایی كه سردمداران دربارهای خانان مغول بر ضد یكدیگر انجام می دادند . جریان قتل رشید الدین فضل الله زاكه قربانی این دسایس شد ، به طور خلاصه شرح داده می شود. نانچه اشاره شد درسال 711 هـ بعد از اعدام سعدالدین ساوجی ، به پیشنهاد رشیدالدین ، وبه دستور الجایتو ، تاج الدین علیشاه گیلانی به مقام وزارت و همكاری با رشید الدین برگزیده می شود در سال 715 هـ یعنی یك سال قبل از فوت الجایتو ، میان این دو وزیر اختلافاتی بروز می كند . موضوع و بهانه این اختلاف به قول میرخواند این بوده كه « علیشاه » ـ « بعضی از مهمات دیوانی را بی مشورت خواجه رشید تمشیت می داد و خواجه رشیدالدین از این معنی در تاب می شد و تحمل این صورت نمی كرد » ، تا این كه كار به شكایت به سلطان الجایتو می كشد و خواجه رشید در حضور سلطان حاضر شده و برای رفع اختلاف ، سه پیشنهاد را عنوان می كند به شرح زیر : « نخست آن كه متعهد مجموع امور دیوانی گردد تا من دست كوتاه كرده به جواب محاسبات سنوات سابقه قیام نمایم ، دیگر آن كه تمام مهام سلطانی كه تعلق به وزرا می باشد ، به بنده واگذارد تا من به قدر وسع و امكان از عهده آن بیرون آیم ، سوم آن كه ممالك محروسه را به دو قسم منقسم گردانیم و هر یك در بخش خویش دخل كنیم وبس ، تا حسن كفایت وزراء بر پادشاه و امراء روشن گردد ; »

ولی الجایتو هیچ یك از این پیشنهادات رشید الدین را نمی پذیرد و در جواب می گوید :
« خواجه رشید و خواجه علیشاه دو خدمتكار شایسته اند ، رشید مردی پیر و دانشمند است و علیشاه جوانی كاردان و خردمند ، صلاح مملكت در آن است كه هر دو به اتفاق یكدیگر مهمات را فیصل دهند و آن یك در مقام شفقت و این یك در صدد تعظیم و حرمت بوده قدم از دایره موافقت بیرون ننهند ; »
بدین جهت تا قبل از مرگ الجایتو ، این دو وزیر ظاهراً با هم به مدارا رفتار می كردند ولی بعد از فوت الجایتو ( 716 هـ ) و روی كارآمدن پسرش ابوسعید بهادر ، مجدداً اختلاف بین آن دو وزیر بروز كرد. كه میر خواند علت آن را حسادت خواجه علیشاه نسبت به رشید الدین می داند و معتقد است كه نزدیكی بیش از حد خواجه رشید الدین با امیر چوپان كه از امرای بزرگ مغول و در حقیقت نایب ابوسعید تا قبل از رسیدن به سن بلوغ بوده و بعدها پدر زن ابوسعید نیز می شود و نیز مصاحبت عبدالطیف پسر رشیدالدین با ابوسعید ـ كه گویا با هم ، هم سن و سال بوده اند ـ « نایره بغض و حسد علیشاه را لحظه بیشتر می كرد » لذا علیشاه سعی می كرد كه :
« بر خواجه رشید تقصیری ویا تصرفی روشن كند ، میسر نشد و در اثنای این اوقات عمله دیوان پیش هر یك ازایشان تردد می نمودند ; و اختلاف را دامن می زدند ; »
بالاخره رشید الدین را به اختلاس از اموال شاهزاده خانمهای مغول متهم می كنند كه حمد الله مستوفی به این موضوع ظریفانه اشاره كرده می نویسد :

« چون میان وزراء مخالفتی بوده ، اصحاب دیوان خواستند كه طرف مخدوم سعید ، خواجه رشید را گیرند وبه دفع خواجه علیشاه مشغول شدند ، مخدوم سعید شهید ( منظور رشید الدین ) هم نظر به رعایت پیمان رضا نداد ; اصحاب دیوان ، (پس از این كه از رشید ناامید شدند و از ترس بروز اسرارشان ) ; به طرف خواجه تاج الدین علیشاه را گرفتند و سعی سعاه و غمز حساد ، مخدوم سعید خواجه رشید الدین را ; از وزارت معزول كردند . در این معنی صورتی ایقاع كردند كه لایق منصب وزارت نبود و عقل بدان رخصت ندهد ; مخدوم سعید در آن مجلس انگشت تحیر در دندان گرفته به جواب ایشان مشغول نشد ; »
پس از این ماجرا ، رشید الدین را از وزارت معزول كرده و او از سلطانیه كه در این زمان پایتخت ابوسعید بود ، به تبریز رفته واز امور سیاسی كناره گیری می كند و فقط به اداره « مجتمع ربع رشیدی » می پردازد .
مدتی كوتاه بعد از آن ، امیر چوپان با رشید الدین در تبریز ملاقات كرده و او را مجدداً به وزارت دعوت می كند . خواجه این دعوت را نمی پذیرد و در پاسخ امیر می گوید :

« ایام وزارت من ، بیش از هر یك از وزراء طول كشیده ، مرا سیزده فرزند است كه به خدمت مشغولند ، بهتر آن است كه ایشان در خدمت باشند و من بقیه عمر را به كار آخرت پردازم ; »
ولی پافشاری امیر چوپان موثر واقع می شود و رشید الدین دوباره به مقام قبلی خویش باز می گردد كه این بار خواجه علیشاه از این امر به وحشت می افتد ، و دست به اقداماتی می زند ، اولین قدمی كه علیشاه انجام می دهد ، ایجاد تفرقه و نفاق بین دو دوست یعنی امیر چوپان و رشیدالدین است . برای اجرای این مقصود ، یكی از خادمان محرم امیر چوپان به نام ابوبكر را تطمیع می كند و به وسیله او به مقصود خود نایل می شود . كه جریان این اقدام خائنانه بسیار مفصل و از حوصله این رساله خارج است .

در نتیجه خواجه علیشاه وعمالش رشیدالدین فضل الله را به قتل الجایتو متهم می كنندو چنین می گویند كه خواجه رشید ، با دستیاری پسرش عزالدین ابراهیم كه شربت دار الحایتو بوده ، وی را مسموم و مقتول كرده است . وقتی این موضوع به وسله امیر چوپان به اطلاع ابوسعید می رسد و دو نفر گواه كاذب هم ترتیب می دهند ، ابوسعید دستور قتل رشید الدین فضل الله و پسرش ابراهیم را صادر می

كند . دژخیمان نخست فرزند هجده ساله رشید الدین ، به نام ابراهیم را در مقابل چشمان پدرگردن می زنند و سپس خواجه پیر را از میان بدو نیم می كنند . این امر در هفدهم جمادی الاول سال 718 هـ در قریه چرگز از توابع ابهر زنجان اتفاق می افتد .جسد رشید الدین را بعدها از چرگز به ربع رشیدی انتقال می دهند و در آن جا به خاك می سپرند . بعد از قتل خواجه رشید ، لشگریان ربع رشیدی را ; تاراج نمودند و امراء و املاك خواجه و اولادش را دیوانی ساختند ; »

خواجه علیشاه بعد از پیروزی بر رشید ، دست به توطئه های پردامنه ای برای نابودی امیر چوپان می زند و او را به وضع فجیع تری به دست ابوسعید نابود می كند .
درهر صورت به قول اشپولر از وزرای مغول به جز خواجه علیشاه كه ظاهراً در سال 724 هـ به مرگ طبیعی می میرد ، هیچ كدام به مرگ طبیعی نمردند ، همه ابتدا معزول و سپس مقتول گردیده اند و در پس هر عزل و قتلی توطئه های وسیع سیاسی نهفته بوده كه برای عبرت خواندنی است . رشید الدین به روایتی نه پسر و به ورایت دیگر چهار ده پسر و چهار دختر داشت كه اكثر پسران او در زمان پدر به حكومت ولایات اشتغال داشتند و یا مقامات مهم درباری به عهده آنان بود ، كه بعد از قتل رشید الدین ، همه آنها معزول و تمام اموال آنها مصادره شد .ولی درسال 729 هجری بعد از قتل دمشق خواجه كه به جای علیشاه نشسته بود ، ابو سعید بهادر ، مقام وزارت را به پسر خواجه رشیدالدین یعنی غیاث الدین محمد می سپارد و صریحاً از قتل رشید اظهار ندامت و تأسف می كند میر خواند در این زمینه می نویسد كه ابوسعید پس از مشورت با اطرافیان درمقام ستایش از رشید فرمود : « ; كه تا پدر او از میان مهمات من بیرون رفته ، رونقی در مملكت نمانده و من همه كس را آزموده ام ، هیچ كس سزاوارتر از آن ندیدم ( منظور غیاث الدین محمد است ) كه وزیر و مشیر من باشد . آن گاه خواجه زاده را طلب داشته ، قامت قابلیت او را به خلعت وزارت بسیار است » ( 729 هـ) . به این ترتیب بعد از حدود یازده سال كه خاندان رشید مورد بی مهری واقع شده بودند ، مجدداً مقام پدر را به دست می آورند . از گفته های مورخان این دوره بر می آید كه غیاث الدین هم در سیاست ومردمداری كم از پدر نبوده است . میر خواند می نویسد كه بعد از روی كار آمدن غیاث الدین محمد : « ; جمعی كه نسبت به خاندان رشیدی بی رسمیها كرده بودند ، متوهم شدند و آن خواجه نیك و سیرت به خلاف عقیده آن جماعت ، مجموع ایشان را منظور نظر عاطف و احسان گردانید »

و همین روش باعث جلب توجه مخالفان گردید و غیاث الدین توانست در مدت كوتاهی به امور مملكت سروسامانی بدهد و به خصوص « ربع رشیدی » را كه بعد از قتل پدرش به تاراج رفته بود ، مجدداً احیا كند ولی به تدریج ، خانان و زمین داران و امرای مغول كه جلوی فساد و غارت چپاول آنها گرفته شده بود با غیاث الدین به مخالفت پرداختند و او در مقابل تمام این فشارها ایستادگی می كرد ، ولی سرانجام بی كفایتی ابوسعید كار خود را كرد ، و او نیز بعد از مرگ ابوسعید 736 هـ / 1335 م معزول و مقتول گردید .

آثار و عقاید خواجه رشید الدین فضل الله همدانی
خواجه رشید الدین ، نه تنها سیاستمداری هشیار و مدبّر بود ، بلكه متفكّر ، مورّخ ، طبیب و نویسنده ای زبردست به شمار می رفت كه آثار و نوشته های بسیاری از او به جا مانده است . به علاوه او به سختی از دانش و دانشمندان حمایت می كرد ، و اهل دانش و بینش را « سردفتر آفرینش » می خواند ، و نویسندگان را به كتاب نویسی تشویق می كرد وبرای بهترین كتاب جایزه تعیین می كرد به طوری كه در این مسابقه نه تنها نویسندگان و متفكران مسلمان ایران ، بلكه كسانی از اندلس ( اسپانیا ) و تونس و طرابلس ( لیبی ) نیز شركت می كردند . و جمعی از علما و فضلای دیار مغرب وسیله تاجری سی وهفت جلد از آثار خود را به رشید الدین تقدیم كردندو او برای هر یك ، جوایز و عطایای شایسته مقرر داشت و برای علما و فضلای سر تاسر مملكت مقرری خاصی معمول می داشت تا « ; از سر رفاهیت به افادت و استفادت مشغول گردند » زیرا تا دانشمندان از نظرمالی بی نیاز نباشند نمی توانند به تعلیم و تعلم بپردازند . به قولی رشیدالدین در زبانهای فارسی وعربی مسلط بود وبه زبانهای مغولی ، عربی و چینی آشنایی داشت و در تدوین آثار خویش ـ بخصوص جامع التواریخ ـ از سفیران و دانشمندان چینی و تبّتی و او یغوری و فرنگی و یهود و عرب كه در بار مستقر بوده و آمد و رشد داشتند ، استفاده می كرد ، مخصوصا از چینگ سانگ سفیر چین .

مجتبی مینوی و ایرج افشار در مقدمه ای كه بر « وقفنامه ربع رشیدی » نوشته اند ، از سیزده كتاب ( هر یك مشتمل بر چند جلد ) از آثار رشید الدین فضل الله نام برده اند به علاوه خود رشید الدین در متن وقفنامه ( صفحه 269 ) از كتابی به نام « صورالاقالیم و البدان » نام می برد كه گویا كتابی در مورد جغرافیا بوده است و نقشه تقسیمات داخلی آب تبریز را نیز در این كتاب كشیده و طبق آن عمل می شده است .
برخی از آثار رشید الدین چندین بار چاپ شده و در دسترس است و بعضی ازنسخ خطی آثار او در كتابخانه های معروف ایران و جهان باقی است و چاپ نشده و از بعضی دیگر هیچ نسخه ای در دست نیست و فقط نامی از آنها در آثار به جامانده رشید الدین باقی است . رشید الدین برای حفظ آثار خویش پیش بینیهای مفیدی كرده و حفظ این آثار را جزء شرایط « وقفنامه ربع رشیدی » قرار داده بود و متولی ربع رشیدی را ملزم می كند كه هر سال از هر یك از آثار او كه نام می برد ، دو نسخه یكی عربی و یكی فارسی «بر كاغذی به غایت نیكو و لطیف به قطع حال بزرگ بغدادی به خطی پاك درست بنویسند و با نسخه اصلی كه درگنبد ربع رشیدی نهاده مقابله كنند ; » و بعد از اتمام و انجام مراسمی خاص ، متولی این نسخه های جدید را « به شهری از شهرهای اسلامی ، عربی ، بلاد عرب و پارسی ( فارسی ) به بلاد عجم و ابتدا به معظم ترین شهرها » ; بفرستند و بر اهل آن شهر كه مدرسه ای در آن باشد به مدرسان مدارس بسپارند تا « متعلمانی كه رغبت می نمایند پیش آن مدرس آن را بخوانند ; »

اگر همین شیوه نگهداری و پیش بینیهای رشید الدین نبود ، بعد از قتل او وغارت ربع رشیدی ، این آثار نیز همراه كتابخانه شصت هزار جلدی ربع رشیدی ـ نابود شده و از بین می رفت ، به علاوه چون مخالفان رشید ، برای مغضوب كردن او ، تهمت یهودیگری هم به رشید الدین زدند ، عامل دیگری برای نابودی آثار معنوی و خیریه او شده بود . آنچه در این جا لازم به تذكر است این كه ، یكی از مورّخان هم عصر رشید الدین به نام « عبدالله كاشانی » در كتاب خود به نام « تاریخ الجایتو » كتاب جامع التواریخ را كه از ارزنده ترین آثار رشید الدین فضل الله است وبه دستور غازان در هفت جلد نوشته شده است ، از تألیفات خویش قلمداد كرده است و نوشته كه رشید الدین این كتاب را به نام خود به الجایتو عرضه داشت « و جایزه آن پنجاه تومان مال املاك و دیه و ضیاع بستد وهر سال از محصول مستدركات و ریوع و ارتفاعات آنجا بیست تومان ; به وی می رسد » .
مورّخان و نویسندگان در مورد این ادعای دروغین كاشانی مطالب بسیاری نوشته اند و همگی آن را كذب محض دانسته اند .

مجموع دلایلی كه دروغ بودن این گفته كاشانی را ثابت می نماید ، می توان به شرح زیر خلاصه كرد . اولاً تدوین چنین كتابی عظیم ، كه آن را دائره المعارف تاریخی دانسته اند ، نمی تواند تألیف یك نویسنده و كاتب گمنامی چون كاشانی باشد ، اما شاید كاشانی جزء كسانی بوده كه رشید الدین را در تدوین این مجموعه یاری كرده اند . زیرا رشید چنان كه اشاره شد در تدوین این كتاب از سفیران ، بازرگانان ، نویسندگان و مورّخان وحتی شاهزادگان مغولی ، استفاده كرد و گویا نسخه اصلی به صورت مصور و رنگ آمیزی شده و بسیار زیبا تدوین شده بود كه در گنبد ربع رشیدی نگه داشته می شد . ولی آن را نیز بعد از غارت ربع رشیدی به آتش
كشیدند .

ثانیاً این مطلب جز از قول كاشانی در هیچ اثر دیگری از آثار معاصرین رشید الدین بیان شده است .ثالثاً اگراین موضوع صحّت می داشت ، مخالفان رشید الدین ، بخصوص سعد الدین ساوجی و علیشاه گیلانی از آن علیه رشید الدین بهره برداری سرشار سیاسی می كردند . در صورتی كه در اتهامات رشید الدین هیچ اشاره ای به این مطلب نشده است .
خلاصه ای از اندیشه های سیاسی وعقاید مذهبی رشید الدین فضل الله

اندیشه سیاسی رشید الدین فضل الله ، كه بیش از بیست سال مقام وزارت خانان مغول در ایران را به عهده داشت از 3 منشأ مایه می گرفت « 1 ـ شریعت اسلامی 2 ـ سنت و شیوه حكومت ایرانیان 3 ـ قوانین و افكار قوم مغول در ایران مندرج در ( یاسای چنگیزی ) » در واقع اساس سیاست رشید الدین متّكی بر شریعت اسلامی ، و آئین حكومت ایرانی بود ، در نظر او ، ایلخان مسلمان ایرانی یعنی غازان خان و جانشین او ، « پادشاه اسلام » و « پادشاه ایران » بودند نه خان اولوس یا فرمانروای مغول . در اندیشه رشید الدین ، چنان كه از نوشته های او بر می آید ، حكومت ایخانان سلطنتی است قانونی و مشروع از نظر شریعت اسلامی ، و ایلخان « پادشاه اسلام » همانا پاسدار دین و برقرار دارنده اساس شریعت و منظور نظر عنایت و تأیید الهی و به بیانی دیگر ، سایه لطف خدا در زمین است كه در عین حال از دولت« خسروان » نشان دارد و وراث شهریاری ایران است . توجه رشید الدین به اسلام و اصول شریعت و خاندان نبوّت به حدی است كه در تاریخ غازانی می خواهد غازان خان مغول را یك مسلمان تمام عیار و و برگزیده معرفی كند تا به این وسیله بتواند احكام اسلام را به وسیله او ، اجرا كند ،

زیرا در آن دوره افكار و عقاید غیر اسلامی مانند یهودی ، مسیحی ، بودائی و بخصوص ادیان شمنی مغول و افكار چینی ، در ایران به طور آزادانه تبلیغ می شد و بسیاری از سردمداران حكومت مركزی و ولایات طرفدار این اندیشه های غیر اسلا می بودند و اگر هم مسلمان بودند ، چندان تعصبی از خویش نشان نمی دادند ولی با تبلیغات رشید الدین و دیگران باعث شد كه نه تنها از انتشار آن ادیان در ایران جلوگیری شود بلكه خانان غیر مسلمان مغول هم دین اسلام را بپذیرند و از حامیان آن شوند . برای نمونه درحكایت هشتم از تاریخ غازانی ( قسمتی از جامع التواریخ ) رشید چندین می نویسد : « پادشاه اسلام ; ( غازان خان ) دو نوبت جمال خواجه كائنات ; را به خواب دیده و پیامبر (ص) او را به مواعیدخوب مستظهر گردانیده و میان ایشان محاوره بسیار رفته ، و امیر المومنین علی و حسن و حسین علیهم السلام با نبی صلوات الله علیه ، به هم بوده اند و تعریف ایشان فرموده و گفته می باید كه شما برادران باشید و فرمود كه پادشاه اسلام به ایشان معانقه كرده و از جانبین برادری قبول كردند و از آن وقت باز ، پادشاه اسلام را نیز بسیاری گشایش فتوح دست داد و از آن جمله معتبرترین ، آن بود كه خیرات و ضبط و تربیت عدل و سیاست در عالم شایع گردانید ; » و یا در جای دیگر رشید به این موضوع ارادت و دوستی اهل بیت پیامبر (ص) و غازان خان اشاره دیگر دارد و در جایی كه جریان مشاوره غازان با قضاوت و مشایخ را بیان می كند از قول او می نویسد كه غازان خطاب به آنان گفت : «; من منكرهیچ كس نیستم و به بزرگی صحابه معترفم لیكن رسول (ص) ; را در خواب دیدم و میان فرزندان خود و من برادری و دوستی داد ، هر آینه با اهل البیت دوستی زیادت می ورزم » و سپس قضاوت و مشایخ را توصیه می كند كه شیوه خاندان نبوت را پیشه خویش سازند .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران :

چشم انداز تاریخی پارلمان و دموكراسی در ایران
متن كامل سخنرانی عمادالدین باقی در نشست جبهه مشاركت حوزه شمال تهران در تاریخ چهارشنبه 17 دی 1382
(بخش عمده این گفتار در روزنامه شرق 11/3/1383 و 12/3/1383 به چاپ رسید)

این روزها چون فضا، فضای انتخاباتی است عمدتا به یك واقعه پیش رو پرداخته می‌شود و نگاهی كه به پدیده انتخابات می شود نگاه لحظه ای است به پدیده ای كه قرار است در یك روز معین اتفاق بیفتد و مردم در آن شركت كنند و تمام شود. اگر بخواهیم با رویكرد تاریخی به انتخابات نظر كنیم ابعاد دیگری هم از این اتفاق پیش رو شناخته می‌شود و اهمیت این اتفاق را بیشتر می كند و به ما نشان می دهد كه بر خلاف تصوری كه پس از انقلاب چنان به شدت القاء كردند كه گویا اصلا تاریخ بشریت از سال 1357 به بعد شروع شده و قبل از آن هیچ تاریخی نداریم خواهیم دید كه درخت رو به رشد دموكراسی در ایران درختی است كه نهالش بیش از یكصد سال پیش در این كشور كاشته شده. انقلاب ایران و جنبش اصلاح طلبی در امتداد جنبشی است كه در این یكصد سال جریان داشته و شاید با همین نگاه تاریخی است كه می توانیم بفهمیم چرا با وجود اینكه همواره مخالفان انتخابات آنرا تحریم می‌كنند و نارضایتی خود را اعلام می‌دارند

با این حال نیمی از مردم در انتخابات شركت می‌كنند . وقتی كه ما قدمت این رفتار را و پدیده انتخابات را در كشورمان بشناسیم می فهمیم كه انتخابات امری است كه به صورت عادت درآمده و در جامعه ما نهادینه شده است. دقیقا به همین دلیل است كه نه تنها كسانی كه می خواهند به نحوی مانع شركت مردم در انتخابات شوند و از طریق تحریم مبارزه سیاسی می‌كنند موفق نمی‌شوند بلكه متقابلا رژیم سیاسی نیز همیشه در اهدافش ناموفق است یعنی آنها هم با وجودیكه با شگردهای مختلفی چون خشن ترین نوع نظارت استصوابی به میدان می آیند اما هیچ گاه نتوانسته انددر طول 25 سال گذشته مجلس یكدستی ایجاد كنند علت این امر بر‌می‌گردد به پیشینه تاریخی این پدیده و بنابراین انتخابات نه به عنوان یك واقعه پیش رو و زودگذر بلكه انتخابات و شركت در آن ادامه معماری بنای رفیعی است كه پیشینیان ما در گذشته ساخته اند و ما هم می‌خواهیم آنرا ادامه بدهیم.

گرچه تاریخ شكل گیری پارلمان به طور دقیق به 97 سال پیش بازمی‌گردد اما اگر بخواهیم سنت فكری و سنت عملی قانون و قانونی‌گرایی و انتخابات را از هم جدا كنیم این پیشینه را می‌شود جلوتر برد یعنی از حدود سی سال پیش از صدور فرمان مشروطیت در ایران ادبیات قانون و قانونگرایی و انتخابات را داریم. كتابهایی كه در مورد ارزش قانون نوشته شده معروفترینشان «رساله دوكلمه» است و دیگران هم (بخصوص كسانی كه به فرنگ رفته بودند) مطالبی در باب قانون و قانونگرایی و پارلمان نوشته بودند. این را باید به عنوان بستر فكری آن رویدادی كه منجر به فرمان مشروطیت شد در نظر گرفت حتی اگر بخواهیم سنت فكری قانون به مفهوم اصلی خود را كمی وسیعتر بگیریم (به مفهوم مدرن) در واقع می‌توان گفت 30 سال قبل از صدور فرمان مشروطه بوده اما اگر این را در نظر بگیریم كه عناصر مساعد فرهنگی در جامعه ما وجود داشته‌اند كه قابلیت پذیرش آنرا ایجاد می كردند مثل آنچه كه در آموزه های دینی از گذشته وجود داشته مثلا در باب تسامح پیامبر، تسامح خلفا یا فرض كنید شیوه حكومتی امیرالمومنین(ع) كه مردم در مجالس مذهبی یادگرفته بودند اگر اینها را به عنوان عناصر مساعد پذیرش این فكر در نظر بگیریم شاید بتوان گفت این سنت فكری به عقبتر هم‌ می‌رود. مجموعه این زمینه های فكری جنبش مشروطیت را چون خارج بحث است مطرح نمی‌كنیم.

ماجرای مهاجرت صغری، مهاجرت كبری، بست نشینی در سفارت انگلستان و درگیری و زد و خوردهایی كه بین مردم و مامورین شد و به نهضت مشروطیت در ایران منجر شد و مظفرالدین شاه در 14 جمادی الثانی 1324 برابر با 13 مرداد 1285 شمسی و 5 اوت 1906 (كه مصادف بود با یازدهمین سالگرد سلطنت او و سالروز تولد خودش) فرمان تاسیس مجلس شورای ملی را صادر كرد بعد از صدور این فرمان بود كه جشن ملی برپا شد اعتصابات و بست نشینی‌ها پایان پیدا كرد علمایی كه مهاجرت كرده بودند با كالسكه دولتی به تهران برگشتند بازارها كه در تعطیلی بود بازگشایی شدند. این روز روز آغاز پارلمان در ایران است كه از آن روز تا كنون حدود یكصد سال (دقیقا 97 سال) می‌گذرد.

مجلس اول: یكسال و نیم مبارزه مردم در نهضت مشروطه طول كشید تا اینكه نتیجه‌اش تشكیل مجلس و تبدیل رژیم شاهنشاهی مطلقه به رژیم مشروطه سلطنتی شد حدود یك ماه بعد از صدور این فرمان نیز شاه آیین نامه انتخابات مجلس را امضا كرد و بدنبال آن انتخابات در تهران برگزار شد اما چون مجلسی كه تشكیل شد مركب از نمایندگان تهران بود مردم تبریز هم به عنوان مشروطه خواهی قیام كردند و در اثر اعتراض مردم تبریز شاه پذیرفت كه تبریزیان هم نماینده داشته باشند. به این ترتیب انتخابات به صورت یك جریان عمومی درآمد و در همه شهرهای كشور انتخابات برگزار شد و نمایندگان به مجلس فرستاده شدند. اولین كار مجلس تدوین قانون اساسی بود. قانون اساسی تدوین شد و در 8 دی ماه 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید 10 روز بعد هم مظفرالدین شاه از دنیا رفت.

هنگامی كه قانون اساسی تصویب شد چنان این اتفاق برای مردم خوشایند بود كه جشن برگزار كردند و نمایندگان مجلس همدیگر را می‌بوسیدند و مردم و نمایندگان از شدت شوق می‌گریستند. برای اولین بار بود كه قانون به طور رسمی در كشور حاكم شد بعد از درگذشت مظفرالدین شاه، محمدعلی میرزا تاجگذاری كرد و از همان آغاز بنای ناسازگاری با مجلس را گذاشت طوری كه برای مراسم تاجگذاری از همه نمایندگان خارجی و سفارت خانه ها و از شخصیت های روحانی دعوت می كند اما نمایندگان مجلس را برای این مراسم دعوت نكرد كه خود زمینه سوء تفاهم شد و نمایندگان فهمیدند كه محمدعلی شاه بنای ناسازگاری با آنها را می‌گذارد. در مجلس اول اتفاقات زیادی ‌افتاد از جمله اختلاف بین علما در موضوع قانون اساسی كه یك عده ای طرفدار رای مردمند و یك عده ای مثل شیخ فضل الله نوری معتقد بود به این كه اعتبار به اكثریت آرا مردم است و اختلافات فكری كه بر سر رای مردم و بر سر وكالت حقوق مردم بر سر آزادی مطبوعات وجود داشت. مثلا معتقد بودند كه نشر مقالات ومطالب ضاله حرام است و بایستی قانون در مورد آنها تصمیم بگیرد. و اختلافات و درگیری كه بین شاه و مجلس بوجود می آید و تكفیر متقابل علمایی كه همه شان در جریان مشروطه فعال بوده اند و ترور محمد علی شاه كه از عوامل تشدید كننده اختلاف بین مجلس و شاه بود از همه این وقایع كه بگذریم اختلافات محمدعلی شاه و مجلس به این جارسید كه سرانجام در اول تیر ماه 1287 با هماهنگی محمدعلی شاه قزاق های روسی مجلس را به توپ بستند و اولین پارلمان به این وسیله تعطیل شد بعضی از نمایندگان بازداشت شدند بعضی ها هم مثل ملك المتكلمین و جهانگیر خان بلافاصله اعدام شدند و این حادثه نقطه عطفی در تاریخ ایران گردید. پس از تعطیل شدن اولین پارلمان در ایران حوادث آذربایجان بوجود آمد.

مردم آذربایجان به عنوان اعتراض به دیكتاتوری محمدعلی شاه (كه از زمانی كه در تبریز بود مردم تبریز با او مخالف بودند) مبارزه ای را شروع كردند كه منجر به جنگ خونین 14 ماهه شد یك طرف محمدعلی‌شاه بود كه با فتوای شیخ فضل الله نوری و بعضی از روحانیون با مشروطه طلبان می جنگید و یك طرف مشروطه خواهان بودند و علمایی چون طباطبایی و خراسانی و بهبهانی. پس از 14 ماه جنگ، اهالی آذربایجان توانستند به كمك بختیاری ها و مجاهدین گیلان تهران را محاصره كنند و شاه به سفارت روسیه پناهنده شد به این ترتیب مجددا زمینه برای شكل گیری مجلس دوم فراهم شد نكته ای كه باید بیشتر به آن بپردازیم این است كه اولین تجربه پارلمانی در ایران نشاندهنده این است كه نهال انتخابات و دموكراسی چه ویژگی‌ها و نواقصی در آغاز كار داشت و چگونه رشد پیدا كرد. نمایندگان چون اولین بار بود كه به مجلس می‌آمدند با وظایف و اختیارات پارلمان آشنا نبودند جزئی ترین و ساده ترین مسایل مربوط به نمایندگی در دوره اول مورد بحث قرار می‌گیرد.

اولین قانون در انتخابات ایران: در نخستین قانون انتخابات محدودیت هایی برای انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان مقرر شده بود. برای انتخاب كنندگان شرایط مالی تعیین كرده بودند. مالكین و فلاحین باید دارای ملكی باشند كه هزار تومان قیمت داشته باشد، تاجران باید صاحب حجره و تجارت معینی باشند، اصناف باید صاحب دكانی باشند كه كرایه آن مطابق میانگین كرایه های محل باشد. افرادی بجز اینها حق رای دادن نداشتند. برای انتخاب شوندگان نیز یك سری شرایط قرار داده بودند از جمله اینكه بایستی تابعیت ایران را داشته باشند با سواد شغل دولتی نداشته باشند و محبوبیت محلی و حداقل 30 سال و حداكثر 70 سال داشته باشند. وظیفه برگزاری انتخابات طبق اولین قانون انتخابات كه به امضای مظفرالدین شاه رسیده بود، بر عهده انجمنی بود به اسم «انجمن نظار» این انجمن از معتمدین محلی تشكیل شده بود معتمدین از 6 طبقه جامعه بودند.

مشكلی كه وجود داشت این بودكه حكام محلی در برگزاری انتخابات همكاری نمی كردند و كارشكنی می كردند. انتخاباتی كه در تهران برگزار می شود انتخابات پرشورتری است زیرا تهران محل تجمع رجال و نخبگان ملت است و مردم از آگاهی سیاسی بیشتری برخوردارند نمایندگانی كه در ابتدا قرار بود از تهران انتخاب شوند 61 نفر بودند. قانون اساسی كل نمایندگان مجلس را در كشور 162 نفر اعلام كرده بود و تا 200 نفر قابل افزایش می دانست . بیشترین سهم را به تهران داده بودند و از این 61 نفر 31 نفرش از اصناف و بقیه از طبقات 6 گانه بودند. طبقات 6 گانه عبارت بود از شاهزادگان قاجاریه 4 نفر، از علما و طلاب 4 نفر، طبقه تجار 10 نفر و طبقه ملاكین و فلاحین هم 10 نفر از اصناف نیز هر صنفی 1 نفر حق داشتند انتخاب كنند كه مجموع آن 32 نفر گردد. البته هیچ گاه تعداد نمایندگان به آن رقم واقعی نرسید چون بعضی استعفا دادند و در بعضی شهرها نمایندگان كمتری انتخابات شدند. در تهران انتخابات یك مرحله ای و در شهرستانها به صورت 2 مرحله ای بود. انتخابات دو مرحله ای یعنی اینكه طبقات شش گانه و اصناف نمایندگان خود را انتخاب كرده و به مركز ایالت می فرستادند و آنها از بین خود نماینده ای را برگزیده و معرفی می‌كردند.

زنان در انتخابات حق شركت نداشتند و خیلی از مردم به دلیل شرط مالی كه وجود داشت نمی توانستند در انتخابات شركت كنند. البته این نحوه دموكراسی منحصر به ایران آن روز نبود بلكه در كشورهای غربی هم دموكراسی كم و بیش در همین سطح قرار داشت.ركت در انتخابات برخوردار بودند چون زنان حق رای نداشتند و مردان هم فقط صاحبان املاك و اراضی و آنانكه دارای خانه و مستغلاتی بودند حق رای داشتند و انتخابات در ایران متاثر از سایر كشورها بود در بریتانیا پس از سال 1918 و بعد از مبارزات و اعتراضات زیاد به زنان بالای 30 سال حق رای دادند كه در سال 1928 تقلیل پیدا كرد به 21 سال و در سال 1696 تقلیل پیدا كرد به 18 سال. در كشورهای دیگر اروپایی هم به همین نحو بود در آمریكا هم از 1920 زنان حق رای پیدا كردند در نروژ از 1913 و در سویس از سال 1975 میلادی در حالیكه در ایران شاه در سال 42 برابر با 1961 حق رای به زنان داد.

مجلس دوم: پس از هفده ماه تعطیلی مجلس انتخابات برگزار و مجلس شورای دوم در 24 آبان 1288 هجری شمسی افتتاح گردید و از شهدا و مجاهدان راه آزادی كه ثمره كار آنان مجلس دوم بود تجلیل شد. مجلس اول حزبی نبود و نمایندگان بیشتر به اتكای موقعیت‌های شخصی خود وارد پارلمان شدند اما چون در طول مجلس اول جناح بندی‌‌هایی پدیدار شد مجلس دوم یك مقدار حزبی شد دو جناح اعتدالیون و دموكرات شكل گرفت ولی مجلس دوم هم ناتمام ماند چون دولت جدید پس از فتح تهران و سرنگونی محمدعلی شاه اقدام به مصادره اموال شجاع السلطنه برادر محمدعلی شاه كرد كه در راه انداختن شورش همكاری داشت. از جمله این اموال باغی بود كه چند قزاق روسی در آن سكونت داشتند و چون حاضر به تخلیه باغ نبودند شوستر دستور اخراج آنها را صادر كرده بود. روسیه از ایران خواست باغ را برگرداند و عذرخواهی كند. شوستر نپذیرفت لذا روس‌ها 48 ساعت به ایران اولتیماتوم دادند. كابینه سقوط كرد و روس‌ها به سوی ایران حركت كردند .

انگلیس خواست ایران پیشنهاد روس را بپذیرد. وقتی ایران پذیرفت و وزیر خارجه به سفارت روس رفت و عذرخواهی كرد روس ها بر خلاف انتظار اولتیماتوم 48 ساعته دیگری دادند: 1- شوستر اخراج شود 2 ـ ایران بدون موافقت روس و انگلیس از هیچ كشوری كمك نگیرد 3 ـ هزینه لشگركشی روس به ایران را بپردازد و گرنه از رشت به سوی تهران می آیند. ترس همه جا را فراگرفت و مجلس در سكوت غم انگیزی رفت. با نطق خیابانی سكوت شكست و در تهران و شهرها جنبشی برپا شد علمای نجف فتوی تحریم كالاهای روسی را دادند كالاهای انگلیسی هم تحریم شد و شعار یا مرگ یا استقلال سراسر ایران را گرفت. چون مجلس در برابر اولتیماتوم ایستاد دولت از ترس اشغال تهران با نیروی مسلح مجلس را در آذر 1291 منحل كرد (مجلسی كه با فداكاری خود یفرم خان و همرزمانش تشكیل شده بود) و اولتیماتوم را پذیرفت. مجلس دوم خیلی ملی گرا بود چون پس از درگیری به وجود آمد. در غیاب مجلس استقراض خارجی با 7% بهره انجام شد قبلا دولت برای حل مشكلات اقتصادی و فقر مضمن شدیدا به این وام نیازمند بود، اما مجلس مخالفت می كرد. وام با این شرط به ایران داده شد كه تحت نظارت سفارت روس و انگلیس خرج شود و بخشی از آن برای ایمنی جنوب كشور كه محل استقرار انگلیسی ها بود صرف گردد و همچنین به قرارداد 1907 م عمل شود كه به معنی به رسمیت شناختن حضور روس در شمال و انگلیس در جنوب بود زیرا روس و انگلیس در قرار داد 1907 ایران را به دو منطقه نفوذ تقسیم كرده بودند. بر اساس این شروط خلع سلاح مجاهدین هم انجام شد.

اصلاح قانون انتخابات: در مجلس دوم یكی از كارهایی كه صورت گرفت اصلاح قانون انتخابات بود بعد از طی یكدوره ضعف های قانون انتخابات شناخته شد و تجربیات تازه ای پیدا كردند و بر اثر آن تصمیم گرفتند كه این قانون را اصلاح كنند. در قانون انتخابات جنبه صنفی آن كنار گذاشته شد. شرایط مالی را كه برای انتخاب كنندگان قرار داده بودند را تعدیل كردند به این ترتیب كه رای دهندگان باید 10 تومان مالیات بدهند یا 250 تومان سرمایه ملكی داشته باشند یا 50 تومان در سال عایدی یا درآمد داشته باشند یا اگر هیچ كدام را ندارند تحصیلكرده باشند. به اقلیت های مذهبی هم حق انتخاب نماینده از میان خودشان داده شد. ایلات بزرگ نیز هر كدام یك نماینده داشتند.
با كاهش شرایط مالی انتخاب كنندگان امكان افزایش تعداد شركت كنندگان به وجود آمد اما بسیاری از ملاكین و ثروتمندان به خریدن رای روآوردند واین امری رایج شد چون مردم بدلیل فقر این راه را نوعی كسب درآمد می‌دانستند .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه :

اقتصاد ایران در دوران قاجاریه
در این شماره به فرایند جریان تجزیه اقتصاد ایران و بند از بند گسستگی آن از دوران صفوی تا آخر دوران قاجار و تا کودتای رضا شاهی میپردازیم . از زمان سلطنت صفوی و پیدایش قدرتهای جدید اقتصادی و سیاسی در اروپا و برخاستن قدرتهای جدید در مرزهای کشور ، انعکاس رابطه قدرتهای جدید و نیروهای اجتماعی حاکم بر کشورهای عضو حوزه بصورت برخوردهای شدید بینابین که به متلاشی شدن حوزه می انجامید ، اقتصاد ایران را از بازار گسترده و طبیعی خود محروم کرد. اما سنگینی بار وظائف هنوز بردوش ملت بود و بودجه دولتی بر اثر فشار نظامی در مرزها افزایش میافت و بار مالیاتها و بهره مالکانه را سنگین تر میکرد. پول همان مدارسابق خود را داشت ولی جهت عمل خویش را تغییر میداد. نقش پول ایران این بود که مازادهای اقتصادی های دیگررا می مکید و به اقتصاد مسلط ایران منتقل میکرد. اما پس از آنکه اقتصاد ایران با بقیه حوزه فرهنگی قطع رابطه کرد و بتدریج که در عصر قاجار تجزیه شد و زیر سلطه اقتصاد تازه توان غرب در می آمد، پول ایران خود ابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج می شد. تا 1266 هجری پول ایران هنوز از بغداد تا مرز چین و از هندوستان تا حدود روسیه وسیله مبادله بود.( تاریخچه سی ساله بانک ملی ا یران .شهریور 1338) ولی جریانی عکس جریان اول بصورت صدور مسکوک و سرمایه بوجود می آمد.

در واقع، آن زمان پایه یول ایران نقره بود وریال ( نظیر نام ” شاهی ” که ترجمه ” ریال ” به فارسی بود ) از اسپانیاییها به وام گرفته شده بود . و در قرن 13 هجری ( 19 میلادی ) به سکه نقره رایج بدل شد . ریال در ابتدا معادل یک هشتم تومان بود . اما از سال 1195 ( 1816 میلادی ) که دوباره به نام سکه صاحب قرانی یا قران ضرب شد ، ارزش آن به یک دهم تومان کاهش یافت . این کاهش ارزش پول در طول قرن به دو شکل صورت می گرفت :

1 – کاهش رسمی وزن سکه و2- تنزل ” غیر رسمی ” مرغوبیت اوزان سکه ها عامل دوم کاهش ارزش درونی پول ، صرفا به حساب سوء عمل گذارده شد و به تمرکز ضرابخانه در اواخر قرن انجامید .
سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران در قرون معاصر می نویسد : ” قران در آغاز ( هنگام ضرب در 1205 – 1242 ) معادل بود با دو مثقال ( 2/9 گرم ) نقره و پس از اندک مدتی در زمان فتحعلیشاه مقدار نقره آن به یک مثقال و نیم ( 9/6 گرم ) و سپس در زمان محمد شاه 30 نخود ( 75/5 گرم ) شد .

در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ، وزن آن به 28 نخود ( 37/5 گرم ) تنزل یافت و سپس برای آنکه نقره ایران را به روسیه و هندوستان نبرند وزن آن را 26 نخود ( 983/4 گرم ) کردند ; در 1289 – 1327 هجری یک قران 54/4 گرم نقره داشت “. این روند نشان می دهد که طی یک قرن عیار نقره پول کشور بطور رسمی نزدیک به 50 درصد کاهش یافته است . قریب به چهار پنجم این کاهش در دوره اول قرن و حدود یک پنجم آن در نیمه دوم قرن روی داده بود . در اقتصاد های ما قبل صنعتی کاهش عیار مسکوکات شیوه معمول برای افزایش دلبخواه حجم پول بوده است و این اقدام بر توان مالی حکومتها می افزود و- بر فرض ثابت ماندن کل عرضه کالاها و خدمات و سرعت گردش پول – موجب افزایش بهای کالاهای داخلی میشد و از این رو به مثابه مالیات نامشهودی بر توده مردم تحمیل میشد. زیرا پی آمد آن انتقال منابع واقعی از دست آنها به حکومت بود . و علاوه بر آن کاهش رسمی عیار پول کشور به کاهش نسبی ارزش آن در مقایسه با پولهای خارجی نیز می انجامید. در طول قرن 19 میلادی ارزش برابری پول ایران 41 در صد کاهش یافت . طی دوره1250/ 1180 هجری= 1870/ 1800 میلادی، تنزل سالانه نرخ برابری ارز نزدیک به 6/1 در صد و در سی سال آخر قرن به2/8 درصد میرسد.

ابوالحسن بنی صدر ( در کتاب موقعیت ایران و نقش مدرس آذر 1356) مینویسد :” امرابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج شدن پول ایران ، امکانات سرمایه گذاری و بازار را محدودتر میکرد. تولید به ویژه تولید صنعتی نقصان میگرفت و در نتیجه سرمایه ها و نیروی انسانی ماهر روی به مهاجرت از کشور می آوردند. از سال 1134 تا 1250 فشار اقتصادی حاصل از متلاشی شدن حوزه و فشار قدرتهای نوخاسته و انعکاس آن در داخل کشور بصورت جنگهای داخلی پیاپی ، از سویی و انتقال ناقص و جزئی عناصر فرهنگی و ضد ارزشهای غرب سلطه گر که با هدفهای اقتصاد های مسلط در زمینه تهیه ماده اولیه و بدست آوردن بازار فروش و استفاده از نیروی انسانی دمساز و بیشتر از آن زمینه تحقق آن هدفها میبود ، به ویرانی اساس فرهنگ و از آنجا به انحطاط اقتصاد ایران و قرار گرفتن آن در مسیر تجزیه و تلاشی مدد میکرد. بازار های همجوار ( عثمانی و آسیای میانه و افغانستان و هندوستان و حتی بخارا ) نیز از دست او بدر میشد .

سرمایه ها بسرعت از فعالیتهای اقتصادی خارج میشدند و امنیت و منزلت را در غیر فعال شدن ( نقدینه ) و فرار از کشور میجستند” این انحطاط شتاب گیر اقتصادی درست وقتی گریبانگیر کشور میشد که نیاز دولت بعلت فشار عظیم قدرتهای نو خاسته به منابع مالی افزایش مییافت . کشوری که در قرن 14 میلادی ، مالیات پایتختش تبریز از مالیات فرانسه بیشتر بود . سه قرن بعد بودجه اش تا یک دهم بودجه های فرانسه و انگلیس آن روز کاهش یافته بود . و این در حالی که در قلمرو جمعیت از آن کشور ها بزرگتر بود .

عیسوی در کتاب خود ، تاریخ اقتصاد ایران ، معتقد است : ایران تا پایان قرن 13 هجری – 19 میلادی مازاد بازرگانی داشته است و این مازاد که از 1209 هجری – 1830 میلادی رو به افزایش نهاده ، از بعد از 1243 هجری – 1864 میلادی تا سر آغاز قرن 14 هجری – 20 میلادی به کسری بدل می گردد . متوسط سالانه در کسری پرداختها ( تراز بازرگانی ) در بین سالهای 1247 تا 1264هجری ( 1868 – 1885 میلادی ) برابر با 9/7 درصد و 96 % کاهش سالانه در بین سالهای 1264 تا 1279 هجری = 1885 – 1900 میلادی را بدست می دهد .

در واقع شکاف فزاینده ای بین صادرات و واردات در سالهای 1247 تا 1264 هجری مشاهده می شود .
دکتر محمد علی کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران چاپ نهم 1390 می نویسد : ” سهم منسوجات در صادرات ایران در بین سالهای 1230 تا 1260 هجری شمسی – 1850 تا 1880 میلادی ، بشدت پایین آمد: از 61 به 19 درصد . و سهم منسوجات نخی و پشمی از 23 درصد به 1 درصد کل صادرات کاهش یافت .و این در حالی بود که سهم پنبه از 1 به 7 درصد کل افزایش یافت . افزون بر این ، صادرات پارچه ایران نه فقط بطور نسبی ، بلکه بطور مطلق نیز کاهش یافته و از سوی دیگر واردات پارچه ( بطور مطلق ) افزایشی سریع داشت . و از مجموع این موارد می توان دریافت که بر سر بازار داخلی و صنعت نساجی ایران چه آورده شد . بدین سان محرز می شود که محور اصلی تغییر مزبور این بود که صادرات مواد اولیه بطور قابل ملاحظه ای جایگزین صادرات محصولات ساخته شده بشود .

و تغییر الگوی صادراتی در دورانی رخ می نمود که در بخش اعظم آن رابطه مبادله بین المللی به زیان مواد اولیه و به سود محصولات ساخته شده در حال تغییر بود .بهای کالاهای خارجی که جایگزین محصولات داخلی می شد ، می بایست حتی الامکان از طریق افزایش قابل ملاحظه تولید فرآورده های کشاورزی- تجاری ، عمدتا تریاک و برنج و پنبه و توتون و تنباکو پرداخت می شد . این امر در دورانی که بازدهی کار افزایش چندانی ندارد و نیز نهادهای جامعه انعطاف پذیری ندارند و از پیشرفت فنی خبری نیست ، به کاهش – و چه بسا کاهش مطلق – تولید مواد غذایی اصلی برای مصرف داخلی می انجامد . و بدینسان با توجه به افزایش روز افزون جمعیت علل بالا بودن میزان تورم و کم بود دایم مواد غذایی و گسترش فقر آشکار می شود و جای شگفتی نیست که در پایان قرن 13 هجری- 19 میلادی ، ثبات و تعادل داخلی ایران در گرو ورود مقادیر قابل ملاحظه ای مواد غذایی بود .”

و فشار دولت برای افزایش مالیاتها همچنان بیشتر میشد تا آنجا که مالیاتها اسماً دو برابر و رسماً سه برابر میگردید . در دوران فتحعلیشاه ، پس از شکست از روسیه و بر اثر تعهدات مالی سنگین که به موجب قرار داد ترکمنچای و گلستان بر عهده ایران نهاده شد ، وی مالیاتها را از 10 درصد به بی20 درصد افزایش داد .این افزایش اسمی بود و در عمل 30 تا 35 درصد در آمد ها بعنوان مالیات اخذ میشد.
با شکست از روسیه و محرومیت ایران از استقلال گمرکی، اقتصاد کشور اینک به عنوان یک مجموعه دچار تجزیه و بند از بند گسستگی می گردید : در کلیات ملکم جلد اول آمده است که : ” در داخل کشور از شهری به شهری گمرک برقرار می شد و تولیدات داخلی تا بدست مصرف کننده برسد 3 برابر و گاه 4 تا 5 برابر قیمت انواع عوارض شهری و حقوق گمرکی و باج می پرداخت .” وجود این مرزهای داخلی علاوه بر انواع باجها و رشوه ها مبادلات را در داخل کشور مشکل و یکی از دو وجه وحدت بازار و توحید اقتصادی کشور را از میان می برد . و بدین سان بود که اقتصاد ملی با اقتصادهای محلی بریده از هم و تجزیه می شد .

این امر از سویی بازگشت به اقتصاد طبیعی ، یعنی اقتصاد تولید در حد اقل مایحتاج اولیه را شتاب می بخشید و از سوی دیگر موجبات از بین رفتن ممیزه و مشخصه دیگر وحدت اقتصاد ملی ایران یعنی قطع پیوند بخشهای کشاورزی و صنعتی و خدمات از یک دیگر و حتی تجزیه در داخل هر کدام از این بخشها می گردید . یعنی در آن حال که گمرکات داخلی روز به روز افزونتر می شد ، دولت ایران برابر ماده 3 عهد نامه بازرگانی ایران و روسیه که بر اساس ماده 10 عهد نامه ترکمن چای ( 22 اکتبر 1828 – 1243 هجری ) و همزمان با امضای آن عهد نامه امضا شد ، از واردات فقط یک نوبت آنهم حد اکثر 5 درصد می توانست حقوق گمرکی بگیرد و کالاهای وارداتی از حقوق و عوارض گمرکات داخله معاف بودند . علاوه بر این، این حقوق برای اتباع ایران 3 درصد بود و بر اثر رسم اجاره دادن گمرک، حقوق گمرکی تا 5/1 درصد پایین می آمد . در روسیه و انگلیس کار گاههای صنعتی ایجاد شده بود که کارشان فقط تولید کالاهایی بود که در ایران تولید و مصرف می شد و واردات آنها با ایران و رقابتشان با فراورده های داخلی تولید صنعت پیشه وری ایران را پایمال می کرد و مانع ایجاد و گسترش صنعت جدید نیز می شد .

در سال 1264 هجری که دوران صدرات امیر کبیردر آغاز سلطنت ناصرالدین شاه آغاز میشود و وی تا توطئه قتلش تنها 3 سال و اندی فرصت اصلاحات در اختیار داشت. دوره صدارت وی مابین دو دوره صدارت آقامیرزا آقاسی و آقا خان نوری دو صدر اعظم بی کفایت محمد شاه و ناصر الدین شاه قرار داشت . امیر کبیر که به وضع لجام گسیخته مالی کشور واقف بود در سال 1267 هجری ( 1251میلادی ) سراسر کشور را به 6 حوزه مالیاتی تقسیم کرد و برای جلوگیری از حیف و میل اموال دولتی به وسیله حکام ، برای امور مالیه هر حوزه یک نفر مستوفی تعیین نمود که با استقلال به امور حوزه خود رسیدگی کند. ود ر مقابل صدر اعظم مسئول باشد . حسین مکی در کتاب زندگی میرزا تقی خان امیر کبیر از قول واتسون مولف انگلیسی تاریخ قاجار نقل میکند :”از طرف امیر کبیر کمیسیونی تعیین گردید که در مسائل مالی مملکت رسیدگی نموده آنرا اصلاح کند. و از این طریق معلوم شد که مخارج بر عایدات فزونی دارد و کسری بودجه در نتیجه بخشش های بی حد و حساب حاجی میرزا اقاسی بوده که برای حفظ مقام خود تمنای هیچکس را برای دادن مستمری رد نمی کرده است! ووجوه نقدی را که حاصل میشده به مصرف حقوق و مقرری بستگان رسانده و برای سایرین هم مقرری ها یشان را به حکام ایالات دور دست حواله میکرده که حکام آنها را ندهند و این حواله ها برگشت میخورده و جزء قروض دولتی محسوب میشد و از آن طرف حاجی میرزا آقاسی به داشتن جود و خسا معروف میگردید !”

امیر کبیر برای نظم دادن به این امور و جلوگیری از خورد و بردهای درباریان ، دفاتری تشکیل داد ومقرر کرد که عواید جدا و مخارج را دقیقا در دفاتر یاد داشت کنند. و برای هر قسمت از ادارات مملکتی بودجه ای جداگانه معین کرد تا هیچ یک از ادارات مملکتی زاید بر بودجه خرج نکنند. اینگونه بود که اوضاع مالی کشور منظم شد. و تعدیلی در عواید و مخارج پدید آمد. مجید یکتایی در کتاب تاریخ دارایی ایران می نویسد :” در آن زمان بودجه مملکت به وسیله مستوقیان و محررین آنها تحت نظر وزیر دفتر تنظیم می شد و هر استان و شهرستان دفتری داشت که حاوی انواع دفتر و هزینه بود و این دفتر را در مرکز مستوفیان نگهداری نموده و با دفترهای ولایات تطبیق می کردند . “

ولی از آنجا که استبداد ایرانی عبارت بود از انحصار و اعمال قدرت خودکامه در همه سطوح زندگی عمومی مردم و آنچه اعتبار داشت بی قانونی بود و دولت فوق طبقات یعنی فوق جامعه قرار داشت و نه فقط در رأس آن و به همین دلیل قانون یعنی چارچوبی که محدود کننده حدود تصمیمات دولت باشد وجود نداشت و مردم چون حقی نداشتند وظیفه ای نیز برای خود در برابر دولت قائل نبودند و از دولت خود را بیگانه مییافتند و باز آز آنجا که در ایران هر کس با هر سابقه طبقاتی و اجتماعی ممکن بود وزیر و صدر اعظم شود ودر عین حال بسرعت برق ممکن بود نه تنها مقام و مال بلکه جان وی نیز بکلی در معرض تعرض قرار گیرد ،

ملاحظه میکنیم که با عزل و کشتن امیر کبیر، ناصر الدین شاه ، صدر اعظمی چون آقا خان نوری را که از لحاظ هوش و لیاقت و کاردانی نقطه عکس امیر کبیر بود را بر مقدرات ایران حاکم میکند که تمام اصلاحات وی را بر باد دهد.تنها4 سال بعد از قتل امیر کبیر وضع اقتصادی و مالی و اخذ مالیات توسط آقا خان نوری چنان در هم میریزد که کنت دو گوبینو سفیر فرانسه در ایران ،در نامه ه ای مورخ 5 مارس 1856 میلادی که به پدر و مادرش مینوشته است ، وضع مالی ایران را چنین توصیف می کند : “حکام ولایات در پرداخت مالیات روشی دارند که هیچ خزانه را پر نمی کند . مثلا فرض کنید حمزه میرزا حاکم اصفهان سالانه 100 هزار تومان دادنی باشد ، 15 هزار تومان می فرستد و نامه پر تاسفی به صدراعظم می نویسد و در آن قسم می خورد که رعیت امسال چیزی ندارد و ایلات از دادن باج استنکاف کرده اند ، و با این حال او ناچار بوده است که حقوق پس مانده سربازان را بپردازد و همراه این نامه شکوائیه ، مبلغ 20 هزار تومان نیز برای صدر اعظم می فرستد .

صدر اعظم نیز نزد شاه شفاعت می کند . شاه ، اول غضبناک می شود و این معنی را به حمزه میرزا ابلاغ می کند . و وی از اعلیحضرت طلب عفو می کند و 5 هزار تومان دیگر می دهد . . . و خزانه خالی می ماند .”

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ :

مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ

شناخت :
1-1 ) مشخصات تاریخی و عمومی شهر و علل رشد و انحطاط آن
شهری كه توصیف آن در این رساله آمده سیزاغ نام دارد این شهر در عرض جغرافیائی 3 و27 و35 عرض شمالی در یك منطقه نیمه كوهستانی زاگرس محصور است . هسته اولیه این شهر در دره ای با شیب كم از ناحیه شرق و جنوب و محصور به دو كوه شمالی و جنوب غربی است .

این شهر از كوچ اقوام آریایی در 2000 سال قبل از میلاد مسیح بصورت یك قوم كوچك كه با كشاورزی بسیار ابتدایی امرار معاش مینمودند شكل گرفت و بصورت یك روستا شهر رونق پیدا كرد و تا 3000 سال دستخوش عواملی مختلف چون بیماری و قحطی قرار گرفت ولی برجای ماند و در 2500 سال قبل شهری نسبتاً آباد شد تا اینكه در زمان یورش قوم سود ( 500 سال بعد ) مردم زیادی در آن كشته ، و بنای های بسیاری ویران شد و شهر بصورت نیمه مخروبه درآمد و ساكنین كمی داشت تا اینكه 600 سال بعد از میلاد به دلیل عوامل امنیتی و امرار معاش بهتر ، شهر حدود 5 كیلومتر به سمت شهر تغییر مكان داد و در قسمت جنوبی كره شمالی آن ( سوران ) بصورت یك قلعه نظامی ساخته شد . كه علّت آن شكل گیری یك دولت قوی مركزی و سقط بر شهرهای آن دوره بود .

مرداویج كه یكی از سرداران آنوش دوم بود ، مردم را به مكان جدید سوق داد و قلعه شمالی آن را ساخت و نام خود را بر شهر نهاد كه بعدها به سیزاغ تغییر نام یافت . از نام قبلی آن اطلاعی در دست نیست ، با ظهور اسلام شهر چند بار تغییر و تحول یافت و بناهایی به آن اضافه یا كم شد ، به جا مانده در آن تقریباً همگی مربوط به دوره اسلامی است و مربوط به حدود 500 سال پیش به بعد

1-2 ) مشخصات جغرافیائی ، طبیعی و اقلیمی شهر :
آنطور كه ذكر شد سیزاغ كنونی در دامنه جنوبی سلسله جبال زاگرس قرار دارد و در دامنه جنوبی كوه سوران ، دارای آب و هوایی مطلوب كوهپایه ایست بهار بسیار دل انگیز و مفرح و تابستانهای نسبتاً گرم دارد و زمستانها بسیار سرد و برفگیر است ، رودخانه ای نیز به همان نام ( سیزاغ ) از جنوب آن عبور میكند باد غالب آن در سمت دره و از شمال غرب میوزد ( سیاه باد ) . جنوب شهر دارای زمینهای آبرفتی و مستعد برای كشاورزی است كه متاسفانه از رونق افتاده است ( حاشیه رودخانه ) اگر چه زمانی در این نواحی كشاورزی بسیار پر رونق بوده است ( نقشه تاریخی ) .
در غرب و شمال غرب درختان طبیعی و كشت مصنوعی از نفوذ باد به داخل آن جلوگیری میكند و در شمال شرق آن یك معدن دولومیت با ظرفیت سال نه حدود 2700 تن وجود دارد كه به اشتغال آن كمك زیادی نموده است شهر تاكنون چند بار طغیان رودخانه را به یاد دارد و در سابقه آن ریزش برف از كوه شمالی آن نیز میتوان سراغ گرفت این شهر از نظر جغرافیای سیاسی ، مركز استان زاگرس است .

1-3 ) خصوصیات اجتماعی و اقتصادی سیزاغ :
مردم این ناحیه فارسی زبان هستند اگر چه اقوام كرد نیز در آن زندگی میكنند ، آنچنانكه در سابقه تاریخی ذكر شد ساكنین شهر با پرداختن به كشاورزی و دامپروری امرار معاش داشته اند ولی هنگامیكه شهر امنیت بیشتری یافت هنر وصنعت نیز رونق یافت تا جایی كه گلیم وفرش وبرخی صنایع دستی و همچنین ساختن بناهایی با اهمیت بیشتر در آن آغاز شد و خدمات تازه تجاری و اداری نیز در آن رشد یافت و جنبه شهر نشینی آن اهمیت بیشتر یافت .

با ظهور عصر صنعت بخاطر وجود آب فراوان و كشف معدن دولومیت این شهر اهمیّت صنعتی نیز یافت و بر رونق آن افزوده شد در شهر سیزاغ كنونی طبق آخرین آمارگیری 000/400 نفر زندگی میكنند و شهر به یك قطب نیمه صنعتی ، آموزشی ، توریستی و همچنین كشاورزی و دامپروری ( در حومه آن ) تبدیل شده است همانطور كه ذكر شد معدن دولومیت شمال شرقی شهر نیز در اوج گیری شهر نقش موثری داشته است با وجود تمام عوامل مثبت یاد شده رشد جمعیتی شهر و توسعه سریع شهر نشینی و اقتصاد بیمار كشور باعث شده كه درصد نرخ بیكاری در آن به n% برسد كه اهمیت ایجاد مشاغل جدید را در آن نمایانگر میسازد

1-4 ) مالكیت اراضی :
آنچه در مالكیت اراضی بیشتر مطرح است توسعه و گسترش شهر در زمینهای شهری و حومه آن است . در قسمت مركزی سیزاغ كه بناهای قدیمی فراوان با بافتی ارگانیك دارد امكان ساخت وساز ابنیه بسیار محدود است در منطقه غربی آن نیز و در فاصله 2 كیلومتری یك منطقه باستانی حفاظت شده قرار گرفته است ( شهر قدیم ) كه سابقه تاریخی آن ذكر شد منطقه ذكر شده دارای بناهای باقیمانده از قبل از اسلام است .
از ناحیه شمال نیز شهر به خاطر وجود كوه سوران با شیب زیاد محدود و بسته است و شمالی ترین بنا و مرتفع ترین آن قلعه نظامی است كه در دوران های تاریخی مختلف ساخته شده است در قسمت جنوبی شهر نیز زمینهای كشاورزی محدودی وجود دارند همچنین برخی خدمات فراشهری چون پایانه های مختلف مسافربری در آن ایجاد شده است در شمال شرق نیز معدن دولومیت و ناحیه حفاظتی آن قرار گرفته است و تقریباً تنها منطقه باز و بدون مالكیت شرق شهر است كه توسعه فعلی شهر نیز بدان سمت بیشتر بوده است .

1-5 ) تاسیسات و تجهیزات شهری :
در سیزاغ یك فرودگاه تازه تاسیس ، ایستگاه راه آهن ، ترمینال مسافربری وجود دارد كه اغلب در ناحیه جنوبی شهر قرار گرفته اند همچنین شهر دارای یك تصفیه خانه فاضلاب و سیستم شبكه ای فاضلاب است كه در سالهای اخیر به بهره برداری رسید . در حومه شرقی آن نیز یك نیروگاه سوختی و یك سیلوی بزرگ گندم و همچنین چند كارخانه بزرگ و كوچك وجود دارد كه باعث آلودگی آب شهر شده است تجهیز
تجهیزات به كار رفته در شهر نیز عبارتند از چند پل بر روی رودخانه كه یكی از آنها بسیار قدیمی و زیباست و بعضاً عناصر شهری بصورت تجهیزات پاركها و علائم و نمادها و یا دواره ها و عناصر دیگری كه جنبه هشداری تبلیغی و ; دارند

1-6 ) شبكه عبور و مرور شهری :
بحث درسترسی در سیزاغ از اهمیت ویژه ای برخوردار است این اهمیت بخاطر وجود چند نكته است . اولاً وجود بافت ارگانیك در مركز و شمال آن كه به رواج تمامی شهرهای قدیمی مشكلات خاصی را به علت عدم تطابق زندگی ماشینی با فضای سنتی دارد . ثانیاً وجود رودخانه ای بین مركز و جنوب كه در طول شرقی و غربی شهر ، آن را به قسمت تقسیم نموده است كه دسترسی ها را محدود و غیر منطقی و طبعاً بافت شهر را دچار ناهمگونی نموده است ، ثالثاً عدم وجود برنامه ریزی مطلوب در شبكه های دسترسی به علت وجود بافت قدیم و عوارض مختلف جغرافیایی . این مشكلات خود عوارض زیادی ایجاد نموده است كه در جای خود بیشتر بررسی میشود

به طور كلی شبكه دسترسی شهر دارای چند خیابان اصلی و طولانی شرقی و غربی است كه در نقاط زیادی توسط شبكه های عمودی شمالی جنوبی قطع شده اند و در بعضی نقاط تقاطع ها تبدیل به میدان شده اند یك كمربند جنوبی شرقی غربی نیز در شهر به ترافیك درون شهری كمك میكند .

1-7 ) ساختار شهر :
شهر سیزاغ در قسمت مركزی دارای بافت متراكم نظیر دیگر شهرهای قدیمی است یك منطقه تجاری ، اداری و مذهبی در مركز شهر وجود دارد كه رفتارهای شهری را تا حدی متمركز خود نموده است ( بازار – ارگ و مسجد جامع ) در حواشی آن بافت مرحله دوم شهر است كه از حدود 80 سال پیش به آرامی شكل گرفته و تا حدود 25 سال پیش پیشرفتی نه چندان منضبط ( تقریباً نیمه ارگانیك ) به شهر داده است دارای عملكردهای تازه اداری ، تجاری و آموزشی و بعضاً پارك های محلی كوچك است اما خدمات به علت توسعه اندك شهری و عدم برنامه ریزی چندان پاسخگو نیستند و نبوده اند .
در مرحله سوم كه از حدود 25 سال پیش آغاز شده است توسعه اصلی شهر با توجه به بعضی اصول طراحی و برنامه ریزی شهری و كنترل سرانه های خدماتی و طرحهای و تفصیلی دارای شكل منطم و عملكردهای شهری شده است و بعضاً مسائل شهری در آن حل شده است .

1-8 ) سیمای شهر :
در بافت ارگانیك و مركزی شهر سیزاغ فضاها و نماهای خاص سنتی هنوز به طور وسیع دیده میشود اگر چه با توسعه شهرنشینی مدرن بر سیما و ظاهر كلاسیك آن لطمه وارد شده است . لیكن تعاریف فضا و توده در آن مخصوصاً در نواحی پنهان بافت ( كوچه ها و خانه ها و تكیه ها و ; ) هنوز ساختار خود حفظ نموده است و سالانه این بافت گردشگران داخلی و گاهاً خارجی بسیاری را پذیر است . بافت میانی شهر ، گرفتار یك ناهمگونی شدید در فضاها و نماها و ناخوانایی در لبه های شهری گشته است در بسیاری از محلاًت بافت میانی تنها به حركت طولانی شبكه ها به صورت دو بعدی توجه شده است و به توده های
1- یك فضا در بافت قدیم سیزاغ ( دارای اصالت و هویت خاص خود )

2- بدنه خیابان در بافت میانی سیزاغ ( ناخوانایی و عدم انسجام در بدنه شهری )
3- عملكردهای جدید هویت بافت قدیم را مخدوش نموده است ( بافت قدیم )
شكل دهنده آن توجه زیادی نشده است توده ها نسبت به هم بی اعتنا بوده و هر كدام به تنهایی معنی دارند و فضاها نیز بی هویت شده اند . در بافت جدید كه در بعضی مناطق با اصول تازه شهر سازی و رعایت تراكم ها و اصول شبكه بندی و تقسیمات شهری همراه بوده است تا حدی بافت شهری هویت نمایی و عملكردی یافته است .

1- 9 ) شكل شهر :
قسمتی از شهر كه بافت قدیمی دارد آنطور كه عنوان شد ارگانیك وخود رشد بوده و خیابانها و كوچه ها بصورت متراكم ، كم عرض و نسبتاً تو در تو و دارای فضاهای باز مثل چهار سوق ، كاروانسراها و صحن مسجد و بعضاً مركز وجود داشته اند كه همگی در نظام شهری گذشته از فضاهای شهری بوده اند . بافت ارگانیك نیز در بعضی نواحی خصوصاً حاشیه آن خود را با بافت میانی منطبق كرد و دچار تغییر و تحول شد و آسفالت معابر گسترش عرضی آنها و ساخت ابنیه جدید به تخریب برخی واحدها منجر شد و سپس بافت میانی تقریباً در ادامه این تغییرات ساخته شد ، از سمت شرق و غرب آن رشد كرد و بصورت یك شبكه شطرنجی نمودار شد آنچه دراین رشد به وقوع پیوست ، مشكل ایجاد نواحی اتصال بافت میانی و ارگانیك بود كه در جای خود بررسی میشود در دوره سوم این شبكه ها با توجه به عوارض زمین و اصول و ضوابط شهرسازی پیش رفت و تا حدی شكل منظم به شهر داد گسترش و شكل شهر به صورت تقریباً خطی از شرق به غرب است و این شكل آنچنانكه عنوان شد به خاطر وجود عوارض مختلف زمین و محدودیت ها و مالكیت های زمین حادث شده است .
به طور كلی شهر را به 5 منطقه میتوان تقسیم كرد كه در طرح جامع نیز لحاظ شده است . در سمت بالای رودخانه 4 قسمت كه دو قسمت آن در كناره شرقی بافت میانی ، یك قسمت خود بافت میانی و نواحی اطراف آن و دیگری كناره غربی بافت میانی است نواحی زیر رودخانه نیز خود یك منطقه محسوب شده است . برخی از عناصر دیگر شهر و فراشهری ( پایانه ها و تاسیسات و ; ) خارج از این محدوده شكل گرفته است .

2 ) تعیین اهداف كلی ( تشریح كلی مشكلات و شالوده طرحهای پیش بینی شده )
2-1 ) چگونگی بهبود بخشیدن به عملكرد و توسعه بافت ها ، فضاها و بناهای موجود :

الف ) بافت :
مشكل اصلی در بافتهای موجود كنونی از دوجهت است . اولاً بافت های قدیم كه دارای هویت و انسجام خاص در شهر سازی است و رشد ارگانیك آن نسبت به زمان خود پاسخگوی عملكردهای آن دوره بوده است دیگر در حال حاضر جوابگوی رفتارها و عملكردها و رفع نیازهای فیزیكی مردم سیزاغ نمیباشد .
ثانیاً بافت دوره دوم وسوم شهر سیزاغ كه با عملكرد و رفتارهای كنونی مردم تا حدی منطبق است ، دارای همخوانی و همراهی لازم با بافت قدیم شهر نیست كه این موارد خود موجب از بین رفتن و ایجاد اصطكاك در بافت قدیم شده و مشكلات شده و مشكلات ترافیكی و عملكردی خاص را ایجاد نموده است

ب ) شبكه عبور و مرور :
پیرو مشكلات موجود در بافت كه توضیح داده شد طبعاً شبكه های عبور و مرور نیز ناهمگون بوده و كارایی لازم را ندارند اگر چه در بافت قدیم در شبكه ها سلسله مراتب پیاده و فضاهای حركت و سكون در آن به خوبی رعایت شده لیكن كارآیی آن در مورد سواره ناكافی است . در بافتهای دوران بعد نیز اغلب به خاطر توجه نكردن به مكانیابی صحیح خدمات شهری ( نبودن مراكز محله در جای مناسب خودم سلسله مراتب حركتی در شبكه ها ناهمگون شده و گاهاً خیابانهای درجه 2 یا حتی 3 متحمل رفتارهای حركتی خیابانهای درجه 1 شده اند .

ج ) مراكز خدماتی :
اهم مراكز خدماتی در شهر سیزاغ كه مشكل عملكردی دارند شامل اند بر مراكز تفریحی ، توریستی ، تجاری ، اداری و صنعتی
مراكز تفریحی و توریستی سیزاغ با توجه به وجود جاذبه های طبیعی ( رودخانه و كوهستانهای شمالی و جنگلهای حومه شمال غربی ) و تاریخی ( شهر قدیم در غرب شهر و بافت مركزی دوره اسلامی ) سالانه بازدید كنندگان زیادی از داخل كشور و بعضاً كشورهای دیگر دارد و متاسفانه تاكنون به این مراكز توجه كافی نشده است . مراكز تجاری و اداری شهر نیز بصورت غیر اصولی و نابجا در شهر و مخصوصاً بافت مركزی آن ایجاد شده اند كه باعث بروز مشكلات ترافیكی شده است . كارخانه های صنعتی سیزاغ نیز بعضا ( كارخانه های قدیمی و كوچك هنوز در حاشیه شهر دیده میشوند كه باعث ایجاد و آلودگی شده اند و كارخانه های جدید نیز در قسمت شرقی شهر ( با فاصله حدود 5 كیلومتر ) قرار دارند و باعث آلودگی آب شهر شده اند ( جهت جریان آب از شرق به غرب است ) كه خود مشكلات بهداشتی بسیاری را ایجاد نموده است . تراكم های مسكونی و خدماتی نیز در بافت جدید اصولی تر و عملكردی تر است .

2-2- ) پیش بینی و احداث بافت ها ، فضاها و بناهای جدید در جهت رفع نیازهای حال و آینده :

الف ) گسترش شهر :
با توجه به اینكه در محدوده اراضی شهر سیزاغ مالكیت در جهات مختلف شهر و همینطور عوارض طبیعی گسترش شهر را با مشكل مواجه ساخته است . پیدا كردن راهكارهای اصولی در زمینه جهت گسترش و نحوه آن بسیار مثمرثمر خواهد بود .

ب ) ایجاد مراكز خدماتی :
با توجه به امكانات بالقوه سیزاغ در جهت توسعه اقتصادی و فرهنگی و فزونی نرخ بیكاری و ناكافی بودن خدمات موجود در زمینه های مختلف ایجاد سرمایه گذاری در زمینه فضاهای جدید فرهنگی ، صنعتی ، توریستی ساخت و سازهای تجاری و اداری در غالب طرحهای مختلف با مشاركت مردم علاوه بر رفع نیازهای موجود بر رونق اقتصادی و فرهنگی اجتماعی شهر كمك شایانی خواهد نمود .

3- تعیین اهداف عملیاتی :
3-1 ) ساماندهی بافت قدیم و نواحی اتصال بافت قدیم و جدید :
با توجه به مشكلاتی كه قبلاً در مورد بافت قدیم شهر سیزاغ خصوصاً در زمینه عملكردی ذكر شد . بافت ارگانیك مركزی شهر با توجه به كلیه زیبایی ها و محاسنی كه داراست مشكلاتی را خصوصاً ترافیكی و عملكردی در شهر ایجاد نموده است علاوه بر این بناهای جدیدی كه در بافت قدیم در حال ساختن است هماهنگ با زمینه خود نیست و ایجاد ناخوانایی در لبه های شهری نموده است و اصالت و مفهوم عملكردی اغلب فضاهای قدیمی را از بین برده است . آنچه در این مورد حائز اهمیت است اینست كه چگونه بافت قدیم خود را با عملكردهای جدید منطبق سازد و یا چگونه رفتارهای جدید خود را با مفهوم عملكردی بافت قدیم وفق دهند !
نواحی اتصال دو بافت قدیم و جدید نیز مشكل تازه ای را ایجاد نموده اند زیرا ارگانیك هستند نه هندسی هم مشكلات سلسله مراتب حركتی را برای پیاده ایجاد مینمایند و هم برای سواره كه مسلماً باید در جهت اصلاح این بافت نیز راه حل مناسبی در نظر گرفت مشكل اساسی در این بافت خاص ، خیابانهایی است كه با فرم بناهای اطراف هماهنگی ندارد ( توده هایی كه قربانی فضای اتفاقی شده اند ) بناهایی كه اجباراً در سطوح نامنظم هندسی مشكل گرفته اند نمنه بارز اینگونه توده هاست كه گاهاً در اطراف رودخانه نیز به خاطر شكل ناموزون طولی آن بالعكس فضاهایی اینچنین شكل گرفته اند .

3-2 ) ساماندهی شبكه عبور و مرور
در مورد شبكه عبور و مرور آنچه خصوصاً در بافت میانی مشهود است . عدم رعایت سلسله مراتب دسترسی ها و اهمیت حركتی آنها است . در بافت جدید این نكته تا حد زیادی رعایت شده اگر چه ، خیابانهایی ناخواسته اهمیت بیش از لیاقت حركتی خود گرفته اند و موجب بروز مشكلات ترافیكی شده اند كه نیاز به ریشه یابی علل آن قابل توجه است . این مورد بعضاً با استفاده از پلهای نابجا بر روی رودخانه و یا ایجاد فضاهای خدمات نابجا شده اند .
آنچه در بافت قدیم نیز در مورد شبكه عبور و مرور قابل طرح است بیشتر كم عرض بودن معابر و شلوغی آنها است كه راه حلهای ویژه خود را میطلبد

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد کریم‌ خان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد کریم‌ خان دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد کریم‌ خان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد کریم‌ خان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد کریم‌ خان :

کریم‌خان زند
کریم‌خان زَند (1193 – 1163 ه‍.ق) (حکمرانی: 1179 – 1193 ه‍.ق) که خود را وکیل الرعایا می‌خواند و نه پادشاه، یک ایلیاتی بانفوذ لر بود که به فرمانروایی ایران رسید و بنیان‌گذار پادشاهی زندیان شد.

کریم‌خان توانست پس از فروپاشی حکومت نادرشاه افشار، تمام بخش‌های مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را تحت حکومت خود درآورد. همچنین برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال 1189 ه.ق. بصره را از امپراتوری عثمانی جدا کرده و به ایران پیوست نماید و از این طریق، نفوذ ایران را بر سراسر اروندرود، بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

پست های کریم‌خان زند
• ایل خان
• سرلشکر
• وکیل الرعایا
سیاست داخلی

او را نیکوترین فرمانروا پس از حمله عربها به ایران دانسته‌اند. کریم‌خان از ایل لک زند همدان بود. پدرش «ایناق خان» نام داشت و رئیس ایل بود. کریم خان در آغاز یکی از سربازان سپاه نادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر به ایلش پیوست. کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر کریم‌خان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان بختیاری به نامهای ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌دانستند، به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برگزیدند.

در این اتحاد علیمردان خان نایب‌السلطنه بود و ابوالفتح خان حاکم اصفهان و کریم‌خان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان، ابوالفتح‌خان را کشت و بر دیگر همراهش کریم‌خان هم شورید

ولی سرانجام پیروزی با کریم‌خان بود. چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر مدعی پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند. او بازمانده افغانهای شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود. سر انجام با لقب وکیل الرعایا (نماینده مردم) در 1750[1] به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان رسید که آن را به احترام نادرشاه در دست نوه او شاهرخ‌شاه باقی گذاشت.

کریم‌خان لکی بی‌سواد اما هوشمند و باتدبیر بود و به آرامش و رفاه مردم اهمیت می‌داد و به دانشمندان ارج می‌گذاشت. وی کارخانه‌های چینی‌سازی و شیشه‌گری در ایران احداث کرد. صنایع و بازرگانی در دوره وی رونق فراوان یافت. با این وجود غربیان وی را «پادشاهی بزرگ» نمی‌دانستند چرا که در دوره زمامداری او به‌ایشان امتیازی داده نشد؛

البته او خود نیز چنین ادعایی نداشت و خود را وکیل الرعایا می‌خواند. کریم‌خان با توجه به پیشه‌اش که سرپرستی ایل بود از نزدیک با مشکلات مردم آشنا بود و سپس سپاهی‌گری آن هم در ارتش نادری، که درگیر جنگهای پیاپی بود به او نشان داد که بار جنگ های پیاپی به دوش خراج مردم است؛ پس، بیشتر آرامش و درگیر نکردن کشور در درگیری‌ها را می‌پسندید تا مبادا آشوب و یا جنگی به کشور و مردم آسیب برساند.[2]

جنگ خارجی
تنها جنگ دوران فرمانروایی کریم‌خان، جنگ بصره و ستاندن این شهر از عثمانیان بود. او در این جنگ به دلیل بدرفتاری‌ها و اخاذی از بازرگانان ایرانی توسط حاکم بصره درگیر شد. در زمان او بندر بوشهر مرکز تجارت و داد و ستد شد. کریم خان از انگلیسی‌ها دل خوشی نداشت و همیشه می‌گفت که انگلیسی‌ها می‌خواهند ایران را مانند هند کنند؛ بنابراین با دیگر کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و هلند به امور بازرگانی می‌پرداخت.

سرکوبی شورش‌ها
در زمان کریم‌خان چند آشوب کوچک از جمله طغیان میرمهنا دزددریایی معروف خلیج فارس و شورش حسینقلی خان جهانسوز رخ داد اما در کل در زمان او مردم ایران روی آرامش دیدند.
پایتخت کریم‌خانی
کریم‌خان زند شهر شیراز را پایتخت خود ساخت و بنا‌های بسیار زیبایی از خود در این شهر به یادگار گذاشت که از آن جمله می‌توان به حمام وکیل، بازار وکیل، ارگ کریم‌خان و مسجد وکیل اشاره کرد.

مرگ کریم‌خان و نسل او
کریم‌خان در 1193 هجری قمری (1799 میلادی) درگذشت. فرزندان او هفت تن، چهار پسر و سه دختر بودند. پس از مرگش بزرگ‌ترین پسرش ابوالفتح‌خان به فرمانروایی رسید. نوادگان کریم‌خان بیش‌تر در شهر‌های کرمانشاه، ملایر و شاه آباد سنندج زندگی می‌کنند

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی است که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از ایلات سلسله لرستان)] که از سال 1163 هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

کریمخان زند وکیل الرعایا (1193 – 1163 ه.ق.): از سوابق زندگی خان زند تا سال 1163 ه.ق. که جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد،

ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال 1189 ه.ق. بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب،

ایران
تاریخ ایران
ایران پیش از آریایی‌ها

ایلامیان

تاریخ ایران پیش از اسلام

ماد

هخامنشیان

سلوکیان

اشکانیان

ساسانیان

تاریخ ایران پس از اسلام

خلفای راشدین

امویان

عباسیان

ایران در دوران حکومت‌های محلی
طاهریان

صفاریان

سامانیان

زیاریان

بوییان

غزنویان

سلجوقیان

خوارزمشاهیان

ایران در دوره مغول

ایلخانیان

ایران در دوران ملوک‌الطوایفی

سربداران

تیموریان

مرعشیان

کیائیان

قراقویونلو

آق‌قویونلو

ایران در دوران حکومت‌های ملی
صفوی

افشاریان

زند

قاجار

پهلوی

جمهوری اسلامی

موضوعی
تاریخ معاصر ایران

تاریخ مذاهب ایران

• مهرپرستی
• زرتشتی
• تسنن
• تصوف
• تشیع
• تاریخ اسلام

تاریخ زبان و ادبیات ایران

جغرافیای ایران

استان‌های تاریخی ایران

اقتصاد ایران

گاهشمار تاریخ ایران

پروژه ایران

نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.
زندیان پس از کریم‌خان
پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند. در سال 1209 هجری قمری لطفعلی خان آخرین پادشاه زند پس از رشادت‌های بسیار آن به دست آغا محمدخان قاجار معروف به اخته خان کشته شد.

آغامحمدخان با به دست آوردن شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد. وابستگان این خاندان یا به عثمانی گریختند یا در گوشه‌ای در گمنامی زیستند و یا کشته شدند

. از میان تبار شاهان این دودمان تنها از پشت علیمراد خان زند فرزندانی به جا ماند که امروزه دنباله آنان در ایران زندگی نمی‌کنند. دسته‌ای از زندیان نیز که از دوده فرمانروایان این خاندان نبودند تا سال‌ها به پیشه کاروانداری پرداختند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت :

نگاهی تاریخی به ملی شدن صنعت نفت

در آغاز سده بیستم، «آنتوان كتابچی»، بانى و دلال قراردادى شد كه پیامدهاى آن، هم در عرصه بین الملل و هم در امور داخلى ایران، تغییرات شگرف و بنیادینى به وجود آورد. وى كه بوى نفت به مشامش خورده بود، در این باره با یك سرمایه دار خطر پذیر انگلیسى به نام «ویلیام ناكس دارسى» مذاكره كرد. دارسى از سرمایه داران بنامى بود كه در تجهیز عوامل تولید و كسب سود، كارنامه درخشانى داشت. كتابچى با استناد به مطالعات یك زمین شناس فرانسوى، وجود منابع سرشار نفت در ایران را به دارسى وعده داد. به این ترتیب، نماینده دارسى راهى ایران شد

تا براى دستیابى به این منابع سرشار، امتیاز نامه اى دریافت كند. در سال 1280 دارسى با پرداخت رشوه هایى كه كتابچى دلال آن بود و با توشیح ملوكانه مظفرالدین شاه، حق انحصارى اكتشاف، استخراج و بهره بردارى، حمل و نقل، فروش نفت و فرآورده هاى نفتى و تمام عملیات مربوط به منابع نفت ایران را به مدت 60 سال، به دست آورد. مخالف خوانى روس ها نیز مانع از عقد چنین قراردادى میان دارسى و مظفرالدین شاه نشد. آنها تنها توانستند پنج ایالت شمالى را از محدوده امتیاز خارج كنند. در قبال آن، ایران 20 هزار لیره به صورت نقد و20 هزار لیره به صورت سهام دریافت کرد. طبق قرارداد باید 16 درصد از منافع خالص سالانه تمام شركت هایىكه به موجب این امتیاز تشكیل مى شدند، به ایران تعلق می گرفت.

دارسى براى تأمین هزینه هاى عملیات اكتشافی، از نیروى دریایى انگلستان استمداد طلبید و سرانجام با همكارى و سرمایه شركت « نفت برمه»،‌ در حالى كه بودجه و صبر و شكیبایى آنها به سر آمده بود، به منابع سرشار نفت دست یافت. در پنجم خرداد 1287 فوران نفت از چاهى در مسجد سلیمان اسباب دگرگونى اوضاع ایران و خاورمیانه را فراهم آورد. جالب این كه نزدیك به پنجاه سال پیش از آن در شرایطى مشابه، اولین چاه نفت در آمریكا فوران كرده بود. یك سال پیش از كشف نفت، نهضت مشروطه به سرانجام رسیده و با تشكیل مجلس شوراى ملى، اوضاع حكومت و روند تصمیم گیرى، شكل دیگرى یافته بود. این تحولات، زمینه ساز تغییراتى بودكه در سال 1329 به ملى شدن صنعت نفت انجامید.

خبر كشف نفت در ایران به سرعت در سراسر جهان پیچید. دوسال بعد، شركت نفت انگلیس و ایران، با سرمایه یك میلیون پوند، براى بهره بردارى از منابع نفت درایران تأسیس شد و دیگر محدودیت منابع مالی، مانعى براى تولید و اكتشاف در ایران به شمار نمى رفت. صف هاى طولانى و چندپشته جلوى بانك هایى كه سهام شركت نفت انگلیس و ایران را به فروش مى رساندند، رونق بازار نفت را نوید مى داد.

باتشكیل شركت جدید، نقش دارسى در حد یكى از مدیران و سهام داران شرکت تنزل یافت. این شركت به سرعت رشد كرد. طولى نكشید كه اولین پالایشگاه خاورمیانه در آبادان احداث شد و در تاریخ یكم دى 1291 اولین محموله نفتى از آبادان راهى بازار جهانى شد. نیروى دریایى انگلستان كه از دیرباز، با نیروى دریایى آلمان رقابتى آشكار و نهان داشت، برنامه بلند پروازانه تغییر سوخت كشتى ها از زغال سنگ به نفت را در سر می پروراند. به یكباره احساس نیاز به دستیابى به منابع نفت چنان قوت گرفت كه درسال 1292، چرچیل در پارلمان حضور یافت و با نطقى، به تعبیر نشریه « تایمز لندن» عالمانه، در باب منافع ملى نفتى انگلستان هشدار داد: «اگر نتوانیم به نفت دسترسى یابیم، نخواهیم توانست غله، پنبه و هزار ویك كالاى ضرورى دیگر را به دست آوریم». این گونه تفكرات روز به روز قوت گرفت. چرچیل در جایگاه رئیس ستاد نیروى دریایى، دراختیار داشتن سهم عمده اى از «شركت نفت انگلیس و ایران » و قرارداد بلند مدت خرید نفت با این شركت را براى حفظ توان و آمادگى رزمى نیروى دریایى، ضرورتى گریز ناپذیر تلقى مى كرد و سرانجام، چندماه پیش از آغاز جنگ جهانى اول، موفق شد با پرداخت 2 میلیون لیره،50 درصد از سهام این شركت را به خود اختصاص دهد. به این ترتیب، نفت به مؤلفه اى مؤثر در مسائل امنیتى و سیاسى تبدیل شد.

در این ایام « شركت نفت انگلیس و ایران» به سبب ناتوانى در امر بازاریابى و فروش نفت، در وضعیت نامطلوبى قرار گرفته بود. از قرار معلوم، شركت شل به این شركت، چشم طمع دوخته بود تا از این وضعیت استفاده و آن را تصاحب كند. اما اقدامات چرچیل سبب شد نه تنها این شركت مضمحل نشود، بلكه با تقویت آن، بازار مطمئنى براى تأمین نفت مورد نیاز خود به دست آورد. ضمن این كه دو نماینده از سوی دولت انگلیس، با حق وتو، در هیئت مدیره این شركت حضور یافتند تا از نزدیك مراقب منافع نیروى دریایى باشند.

درجریان جنگ اول، این شركت توانست بدون وقفه جدى به تولید خود ادامه دهد؛ به گونه اى كه تولید آن، از روزانه 1600 بشكه در سال 1912 به 18000 بشكه در سال 1918 افزایش یافت و تا اواخر سال 1916 یك پنجم از نیاز نیروى دریایى انگلیس را تأمین كرد. به این ترتیب، شركتى كه در پانزده سال نخست تأسیس خود همواره با خطر ورشكستگى دست و پنجه نرم می کرد، با شراکت نیروی دریایی انگلستان، رونق گرفت و سود سرشارى به دست آورد. نمى روید تا امتیاز را لغو كنید. هنوز تشریفات خرید 51 درصد از سهم شركت سهامى نفت انگلیس و ایران به پایان نرسیده بود كه جنگ جهانى اول آغاز شد. نیروی دریایی انگلیس، بخش عمده ای از نفت مورد نیاز خود را از این شركت و با قیمتی پایین تر از قیمت نفت در بازار جهان، خریدارى مى كرد. همین موضوع یکی از زمینه هاى اختلاف میان دولت ایران و شركت بود.

در آغاز قرن چهاردهم شمسى، تحولات بى شمارى در ایران روى داده بود. با كودتاى رضاخان، سلسله قاجار منقرض شد و در سال 1304 رضاخان تاج شاهى به سر نهاد. در این ایام، اهمیت اقتصادى و سیاسى نفت براى مردم و زمامداران آشكار شده بود و نشانه هایى از بهبود اوضاع اقتصادى در بخش هاى مختلف به چشم مى خورد كه متأثر از تزریق درآمدهاى نفتى بود. میزان تولید نفت همواره سیر صعودى داشت، اما درآمدهای نفتی پرنوسان بود. برای نمونه، درآمد نفتی در سال 1306 نزدیک به 4/1 میلیون لیره بود، اما در سال بعد به 5/0 میلیون لیره كاهش یافت. این مسئله خشم رضا شاه را برانگیخته بود ومردم نیز بر این باور بودند كه توطئه اى از سوى دولت انگلیس در كار است.كسى باور نمى كرد كه این نوسان ها ممكن است ناشى از تغییر ناگهانى قیمت نفت و فرآورده هاى نفتى باشد. به موجب امتیاز نامه دارسی، شركت مى بایست 16 درصد از منافع خالص خود و تمامى شركت هاى تابعه را به دولت ایران پرداخت كند. اما از قرار معلوم، شركت به بهانه هاى مختلف و با حساب سازى هاى غیر قابل بررسی، از پرداخت بخشى ازآن طفره مى رفت. در سال 1310 به یكباره درآمد ایران به كمتر از یك چهارم سال قبل كاهش یافت. رضاخان كه خلق و خوى منحصر به فردش زبانزد عام و خاص بود، تاب نیاورد و به كابینه دستور داد، براى رفع سوء تفاهم ها، با شركت وارد مذاكره شود.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی دارای 61 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی :

اهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخی

پروفسور جان كنت گالبریت . (John K. Galbraith ) استاد ممتاز دانشگاه ها وارد و برنده جایز نوبل در اقتصاد كه درك عمیقی از تحولات اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری بویژه جوامع در حال توسعه دارد می گوید :‌« هیچ چیز و مطلقاً هیچ چیز در حد فقر و بی پولی آزادی انسان را نفی نمی كند . » فقر كشنده حق انتخاب
( آزادی )‌از یك طرف و بی اراده كردن و كشاندن انسان به سوی پیروی از نیروهای غریزی (حیوانی ) برای زنده ماندن از طرف دیگر است .

انسان بعنوان كاملترین و با شعورترین موجود زنده ،‌دستكم از بیست هزار سال پیش (آغاز عصر كشاورزی ) به گونه عریزی و تجربی درك كرده است كه كار توأم با برنامه ریزی و مدیریت (سنجش تركیب امكانات فنی ، زمان وعوامل تولید ) می تواند در تأمین نیازهای مادی و ایجاد آرامش ذهنی (‌احساس امنیت ) او نقش داشته باشد . برای انسان ابتدایی در شرایطی كه مالكیت وجود نداشت تأمین نیازهای مادی از راه كار و كوشش خود فرد و سپس فرد و خانواده و بردگان قابل تحصیل بود ولی آرامش ذهنی و امنیت مقوله ای بود كه به رابطه انسان با دیگران و واكنش دیگران نسبت به فرد بستگی داشت . متعدد و نامحدود بودن خواسته ها و نیازهای بشری ، آزادی او در بهره برداری از مواهب طبیعی اولیه ، و نیز تكامل تدریجی درك و شعور انسان از راه تجربه و خطا ، انسان را در راه تولید بیش از مصرف یعنی داشتن پس انداز و به كار بردن پس انداز برای تولید بیشتر یا به كارگیری پس اندازها برای تأمین رفاه ( مسكن ، وسایل زندگی ،‌ابزارهای تولید بهتر ) هدایت كرد .

تمدن بشر محصول كار وكوشش و برنامه ریزی انسان ها برای بهتر زیستن و دستیابی به امنیت است . تشكیل خانواده ، سكونت در روستاها و سپس ایجاد شهرها ،احداث مسكن و تأسیسات دفاعی ، ابداعی آزارهای تولیدی و دفاعی ، برقراری داد و ستد ، پاك سازی زمین و ایجاد مراكز كشاورزی و تولیدی ، همگی در طول بیش از چهل هزار سال انسانها را از موجوداتی پراكنده و صحرا گرد یا غارنشین به موجوداتی اجتماعی ساكن روستاها و شهرها و محتاج مكالمه ، مبادله افكار و داد و ستد كالاها و دارنده امكانات مادی سلطه گری و برتری جویی تبدیل كرد . پیدایش خط و ابزارهای نگارش ،‌تدوین قوانین و اصول رفتار اجتماعی ، ابداع شیوه حكومت و ساختار حفظ قدرت . همه عمری كوتاه كمتر از پنج هزار سال دارد .زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع در اشكال ابتدایی آن در واقع از زمانی آغاز شده است كه مسأله تأمین معاش فردی و جمعی در سایه رونق كشاورزی ، دامداری و صید و به كمك پیشرفت های فنی و تكنولوژیك عصرهای پارینه سنگی ، آهن و مس و مفرغ و ابداعات و اخ تراعاتی مانند اهلی كردن حیوانات ، درست كردن چرخ ، بافت الیات ، كشف نمك ، پخت نان ، انبار كردن و حفظ مواد غذایی برای انسان اولیه حل شد و فكر و ذهن تعدادی از انسانها از قید وبند تأمین معاش و امنیت فیزیكی آسوده گردید.

از زمان شناخت خواص فلزات و اختراع پول ، از یك طرف بخشی از پس انداز انسان ها از كالا ها و اموال فاسد شدنی و پرحجم به دارایی قابلیت انتقال سریع تبدیل شد و در نتیجه ،‌تلاشهای انسان از مرز محدود تأمین نیازهای فوری و ضروری غذایی تا بی نهایت گسترش یافت .

با همه تحولات در زندگی اقتصادی اجتماعی بشر طی اعصار و قرون و علیرغم همه اشگر كشی ها و فتوحات و پیدا شدن امپراتوری ها و افراد قدرتمند و ثروتمند در طول تاریخ ، تنها از زمان وقوع انقلاب صنعتی (1850 – 1750) و به كارگیری قوه بخار بعنوان نیروی محرك و اختراع موتور است كه زندگی بشر چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی و سیاسی دچار تحنول بنیادی و برگشت ناپذیر گردیده است . كشف و استخراج نفت . استفاده از آن به جای چوب و ذغال سنگ ، استفاده از موتور به جای نیروی بدنی انسان ، استفاده از آهن و فولاد به جای چوب ،اختراعات و اكتشافات و پیشرفت انواع علوم و فنون به كمك ثروت های تازه گرد آوری شده ،‌از یك طرف تولید انبوه محوصلات صنعتی و تجارت در مقیاس جهانی را ممكن ساخت و از طرف دیگر با تجمع انسان های بی شمار در شرهها و تمركز نامحدود انسانها د رمحیط های صنعتی و تولیدی ، كل روابط اجتماعی وسیاسی و روحی و فكری و رابطه مردم با مراكز قدرت تاریخی مانند مالكان و فئودالها ،‌اشرافیت و طبقه حاكم و صاحبان نفوذ و اقتدار مذهبی دگرگون شد .

دنیای متمدن در آغاز قرن بیستم شاهد هفت تحول بنیادی در زندگی اقتصادی – اجتماعی انسانها بوده است :‌
1- انتقال ثروت و قدرت مادی از زمین و كشاورزی به صنعت وتجارت و خدمات ؛
2- انتقال قدرت سیاسی از فئودال ها ،‌كلیسا و اشرافیت به صاحبان صنایع ، كارخانه ها و مؤسسات تولیدی و خدماتی ؛
3- انتقال رهبری سیاسی – اجتماعی جامعه به تحصیلكردگان و متخصصان و افراد حرفه ای شامل نویسندگان ، حقوق دانان ، روزنامه نگاران ، اقتصاددانان ، مهندسان ، بانكداران و سلب تدریجی امتیازات مبتنی بر روابط خانوادگی و وراثت یا وابستگی های طبقاتی خاص؛

4- پذیرفته شدن اصل آزادی و برابری انسانها و حركت به سوی حق رأی عمومی صرف نظر از جنس و ثروت و وابستگی های موروثی و نیز شناخت حقوق طبیعی برابر برای همه انسانها ؛
5- پذیرفته شدن اصل انتخابی بودن مقامات حكومتی ،‌محدود بودن مدت تصدی آنان واصل پاسخگو و مسؤول بودن و لزوم حساب پس دادن منتخبان ؛
6- پذیرفته شدن اصل دموكراتیزه و مردمی شدن حكومت ها مسؤولیت آنها در قبال شهروندان به گونه فردی و جمعی ؛

7- پذیرفته شدن اصل تعیین وظایف و مسؤولیت حكومتها توسط خود مردم یا نمایندگان مردم و تعهد مردم در تأمین هزینه اداره امور عمومی به صورت پرداخت انواع مالیات.
همراه با این تحولات بنیادی و ساختاری در زندگی اجتماعی انسانهای متمدن ،‌تأسیس بانك ها و مؤسسات اعتباری و تبدیل شدن پول از فلز كمیاب و گران قیمت و دارای ارزش ذاتی به كاغذ كم ارزش و فراوان نیز ایجاد پول های دفتری و حسابداری و تأسیس شركت های سهامی ، تحول ضروری اساسی دیگر تحقق یافته است كه ضمن دادن قدرت مادی و فیزیكی نامحدود به دارندگان ابزارهای پولی و اعتباری و مدیریتی ، قدرت شهروندان اعم از كارگر و كارمند و در بسیاری ا زموارد كسبه و كاركنان و تولید كنندگان مستقل را سخت محدود كرده و تحت تأثیر قرار داده است .

وقوع جنگ بین الملل اول و بروز بحران اقتصادی 33-1929 و جنگ بین المللی دوم نشان داد كه نظم اقتصادی و سیاسی ظاهراص آزاد و رقابتی ، هم در درون كشورها و هم در مقیاس جهانی ، دارای مكانیزم های كنترل ، تعدیل و هدایت درونی نیست ومردم و حركت ها به نمایندگی از آنها باید در رفع نواقص نظام سرمایه داری و احیای تأسیسات مناسب و مربوط اقدام نمایند.

انقلاب اطلاعاتی ، شاهراههای مخابراتی ، شبكه های جهانی ، شبكه های جهانی و به هم پیوسته اطلاع رسانی كه در دسترس مردم عادی است ، وضعی پیش آورده كه در حال حاضر حجم مبادلات بین المللی در هر ساعت ، از كل حجم مبادلات در قرن نوزدهم بیشتر است.

از پایان جنگ جهانی دوم ( 1945 ) در ساختار و در درون جوامع پیشرفته صنعتی و در روابط میان كشورهای صنعتی تحولاتی رخ نموده است كه آینده بشررا برای همیشه تحت تأثیر قررا داده و مردمان پراكنده در دنیای ظاهراً وسیع را به ساكنان دهكده ای جهانی تبدیل كرده است. این تحولات عبارت است از:

1- خشكاندن ریشه های حكومت های خودكامه متمركز فردی یا گروهی بر پایه فاشیزم و كمونیزم یا احساسات و عقاید ناسیونالیستی افراطی. آنچه برسر مردم ژاپن و آلمان آمد و آنچه در شروری سابق و اقمار آن اتفاق افتاد ، پرونده این نوع حكومت های مبتنی بر زور و قلدری و بی توجهی به آمال و ارزوهای واقعی مردم را برای همیشه بست .
2- حركت در جهت تفاهم همكاری های بین المللی و رفع موانع داد و ستد كالا ، خدمات ،مبادله تجربیات و درك وابستگی متقابل و نیاز همه انسانها به یكدیگر. امضای قرارداد عمومی تعرفه و تجارت و دهها مقاوله نامه و قرارداد در مورد اختراعات اكتشافات ،‌علائم تجاری ، مابدلات علمی و فرهنی و برگزاری هزاران سمینار و كنفرانس بین المللی از این مقوله است.

3- درك ضرورت ایجاد و حمایت از تشكل های مردمی (‌غیر دولتی ) و درهمه زمینه ها مانند اتحادیه های كارگری ، كارفمایی ،‌دانشجویی ، بانوان ،‌دانش آموزی و تشكل های حرفه ای و صنفی ،‌انجمن های علمی و تخصصی به منظور گرد آوری نظرات مردم و طبقه بندی و تلفیق آنها به منظور ارائه به دولت ها و مقامات محلی و آسان سازی انطباق نظرات مردم با برنامه ها و سیاست ها و بودجه بندی ها در داخل كشورها و تدریجاً در مقیاس های منطقه ای و جهانی .
4- حركت بزرگ به سوی منطقه گرایی و جهان گرایی و كنار گذاشتن اهداف و آراء محدود و تنگ نظرانه محلی و ملی و توجه به منافع وسیعتر و عامتر از راه درست كردن اتحادیه های اقتصادی – سیاسی ، بازارهای مشترك ، مناطق اقتصادی و غیره كه امروز افزون بر آزاد سازی مبادله كالا ، ازاد سازی نقل و انتقال سرمایه و نیروی كار و یكسان سازی مقررات حاكم بر عوامل تولید ود رمناطق وسیعی از جهان به صورت چند جانبه یكسان و یكنواخت شده است .

5- توجه جهانی به ضرورت حفظ طبیعت و محیط زیست و قیام مردم در برابر سیاست های دولت ها وشركتها و منافع خاص فردی و جمعی برای بقای جنگ ها ،‌فضاهای سبز ،‌پاكی آبها ، پاكی و تمیزی محیط ، آلوده نكردن خاك و از همه مهمتر تأمین هوای سالم برای مردم شهرها و مخصوصاً كودكان .

بررسیهای انجام شده نشان می دهد كه هرچه اصول آزادی ،‌رقابت ، مشاركت و شایسته سالاری بیشتر در جامعه ای حاكم باشد ، توان آن جامعه برای جذب انسانها ، سرمایه ها ، مغزها و نوآوری ها بیشتر و در نتیجه سرعت رشد اقتصادی و رفاه مادی مردم آن نیز بیشتر خواهد بود.

6- تحولات حیرت انگیز علمی از كوچكترین سطح مانند مطالعات ژنتیكی و نقشه برداری DNA تا بررسی كهكشان ها و مرزهای ناشناخته ابدیت كه هر روز و ساعت افق دانش و دید بشر را به اندازه دهه ها و گاه قرنها وسعت می بخشد . انقلاب اطلاعاتی ، شاهراههای مخابراتی ،‌شبكه های جهانی و به هم پیوسته اطلاعاتی در دسترس مردم عادی ؤضعی پیش آورده است كه در حال حاضر حجم مبادلات بین امللی در هر ساعت از كل حجم مبادلات در قرن نوزدهم بیشتر است . سرعت اطلاع رسانی ، عمق وسعت داده ها و نزدیكی درك و فهم افراد در اثر دسترسی به منابع اطلاعاتی و علمی مشترك اصطلاح دهكده جهانی را به واقعیتی ملموس تبدیل كرده است .

7- فرایند یكسان شدن نیازها ؛ آلام و دردها و ناراحتی های انسانها . جز از بین رفتن لایه ازون بر فراز نیمكره جنوبی بویژه قطب جنوب كه خبر از شیوع انواع سرطان دركشورهای منطقه می دهد یا گرم شدن كره زمین ،‌ذوب شدن یخ های قطبی كه در صورت ادامه یافتن ، نیمی از سرزمین های ساحلی را به زیر آب می برد یا واقعه چرنوبیل كه تا دهها سال دیگر اروپای مركزی را آلوده ساخته است یا اپیدمی ایدز كه سالانه از همه كشورها میلیونها نفر قربانی می گیرد ،‌جهانی شدن شبكه های اطلاع رسانی سبب شده است كه طوفان وسیل در بنگلادش یا برزیل ،‌كشتار فلسطینیان در خاورمیانه ، قتل عام در او گاندا ، سركوب مخالفان در چین یا راه افتادن محاكمات فرمایشی در هر جای دنیا ،رواج قاچاق مواد مخدی و روسپی گری ، به درد و غم جهانی مخصوصاً برای روشنفكران و آگاهان سیاسی تبدیل شود و واكنشهای گوناگون در مقیاس جهانی پدید آورد .

8- حركت به سوی یكسان شدن سیاست ها و برنامه ها وانتظارات از دولت ها و مقامات منتخب و حتی غیر انتخابی در مقیاس جهانی. امروز نه تنها سازمان هایی مانند صندوق بین المللی پول و بانك جهانی و سازمان تجارت جهانی به دنبال یكسان سازی عمل ها و روش ها در زمینه امور اقتصادی ،‌اجتماعی و پولی هستند یا اتحادیه اروپا تا مرز حذف پول های ملی ، حذف سیاست های پولی و مالی جداگانه ، حذف مرزها و سرحدات اقتصادی پیش رفته است ،‌بلكه هیچ امر اجتماعی – سیاسی و اقتصادی تنها مربوط به داخل یك كشور و تحت حاكمیت فرد یا دولت خاصی نیست و آثار آن در ممالك همجوار و دیگر كشورها بلافاصله حس می شود .خرابی اوضاع اقتصادی – سیاسی مكزیك سیل مهاجرت به ایالات متحده را تشدید می كند ؛ جنگ داخلی اوگاندامیلیونها نفر را به كشورهای مجاور می فرستد ؛ سازمان ملل باید صدها میلیون دلار برای آوارگان خرج كند ؛‌مسائل سیاسی كردها در تركیه ، فقر در پاكستان ،‌جنگ داخلی در افغانستان ، بحران عراق و … جمگلی مسائل قاچاق انسان و كالا ؤ حمل و نقل مواد مخدر ،‌نقل و انتقالات غیر قانونی سرمایه ها ،‌اسلحه و غیره را در مقیاس اروپا ، خاورمیانه و آسیا به وجود آورده است و رواج یافتن تروریسم ، قتل های فرقه ای ، قتل ها ی سیاسی ، خفه شدن پناه جویان و … انعكاس نابسامانی ها در سرزمین های خاص است و راه حل همه آنها تقریباً مشابه و یكسان است .

ترس از جهانی شدن تنها دلسوزی بخاطر از دست درفتن مشاغل یا صدمه دیدن بخش هایی از اقتصاد نیست ، ترس از جهانی شدن در بسیاری از كشورهای در حال توسعه ،‌ترس از عدم امكان بهره گیری از امتیازات خاص و انحصاری و سوء‌استفاده از قدرت بطور مخفی و پوشیده است كه با آزاد سازی ها و جهانی شدن داد و ستدها و اطلاعات ، منافع گروههای خاص را به خطر می اندازد و تداوم تسلط ها را مشكل می كند .
9- مسابقه دولت ها در كسب ارقام رشد و توسعه اقتصادی هر چه بالاتر و تورم و بیكاری هر چه كمتر برای اثبات شایستگی حزب حاكم در امر حكومت و ادامه رهبری افراد برجسته حزب در مشاغل انتخابی و انتصابی . امروز در نظام های حكومتی دموكراتیك كار كردن برای مردم و پاسخ دادن به نیازهای آنها ( پیش از هر چیز اشتغال و در آمد مطمئن و مداوم و فزاینده همراه با ثبات نسبی قیمت ها كه سطح زندگی بالاتری را تضمین می نماید و آرامش و امنیت جان و مال )‌عامل اصلی و كلید برسر كار ماندن دولتها به شمار می رود . از این رو همه احزاب و گروهها اعم از موافق و مخالف در هر حكومت می كوشند بهترین مغزها . بهترین مدیران و باتجربه ترین و كار كشته ترین افراد را برای احراز مقامات تعیین و گاه حتی پیش از انتخابات ،‌همكاران خود را به جامعه معرفی و بر مبنای احترام اجتماعی و كاردانی آنها كسب رأی كنند . در بین كشورها و بر مبنای تطبیقی . جنگ ، جنگ مغزها ،‌تجربه ها و مدیریت ها است . یك مدیر موفق كه كارخانه ای را با ده هزار كارگر دایر و سودآور نگاه می دارد مانند ژنرالی است كه در جنگ لشگری را در جهت اهداف ملی به پیروزی رسانده است .

مجموعه تحولات سیاسی – اقتصادی و اجتماعی پیش آمده در كشورهای پیشرفته و صنعتی كه به تسلط آنها (5/15 درصد جمعیت جهان )‌بر بقیه دنیا منجر شده است حاصل پذیرش و پیروی از دو اصل است :‌
1- آزادی مشاركت و رقابت همه افراد .‌مؤسسات و نیروها واشخاص اعم ازحقیقی و حقوقی در كلیه امور سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در كلیه سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه و كوشش مداوم در حذف عوامل بازدارنده و مزاحم مشاركت و رقابت . وضع انواع قوانین ضد تر است . ضد انحصارات ،‌ضد تبعیض ،‌ضد دسته بندی ، ضد پارتی بازی ، ضد مافیاگری ، ضد استفاده از اطلاعات درونی شركتها ،‌همه برای رواج هر چه بیشتر آزادی در مشاركت و رقابت است كه سبب بروز و عرضه شدن بهترین استعداد ها و امكانات می شود .
2- شایسته سالاری یعنی برگزیدن ، معرفی كردن وفرصت دادن به بهترین ها و شایسته ترین ها بریا كار كردن ، مقام یافتن ، مدیریت كردن و پاداش مادی و معنوی گرفتن . احترام داشتن در جامعه و به ع كس طرد افراد ، مؤسسات ،‌رفتارها ، طرز كارها ، تكنولوژی ها و ماشین آلات بی خاصیت . كم بازده ، مزاحم و پرهزینه به منظور صرفه جویی و جلوگیری از اتلاق منابع و جا باز كردن برای شایستگان و نخبگان و افراد ، ماشین آلات و تكنولوژی ها یمؤثر و پربازده. در نظام های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی موفق ، درست مانند طبیعت كه در آن اصل بقای اصلح حاكم است ،‌این اعتقاد وجود دارد كه جامعه بشری بعنوان بخشی از طبیعت تابع همان اصول حاكم بر طبیعت است .

افزایش جمعیت در سن كار از نخستین سالهای دهه 1370 ( نرخ رشد بالای 4 درصد در سال ) ناشی از سیاستهای جمعیتی سالهای 63 – 1375 است كه حدود 8/16 میلیون نفر جمعیت اضافی و مشكل عظیم تأیمن نیازها و اشتغال آنان را پدید آورده است.

نتیجه پذیرش و پیروی از اصول دو گانه فوق ، عملكرد علمی ،‌تكنولوژیك ، اقتصادی و سیاسی این جوامع است كه با وجود جمعیت و منابع اندك ،‌امروز تقریباً 4 برابر نسبت خود تولید ( 4/57 درصد كل تولیدات جهانی )‌و بیش از 5 برابر نسبت خود (6/77 درصد تجارت جهانی )‌دادوستدهای جهانی را در اختیار دارند .
نگاهی به ارقام اقتصادی مربوط به بعضی از كشورهای موفق در جدول 1 ،‌اثر معجزه آسای رقابت و شایسته سالاری را به خوبی منعكس می نماید و برعكس مقایسه در آمد سرانه روسیه با آیالات متحده در سال 2000 كه تقریباً نسبت یك به بیست ودورا نشان م یدهد ( 1740 دلار در مقایسه با 37900 دلار) ‌تبلور عملی و واقعی عدم توجه به اصول رقابت و شایسته سالاری در گذشته در یك نظام كمونیستی و دیكتاتوری است .

جمعیت ( میلیون ) تولید ناخالص داخلی
( میلیارد دلار ) درآمد سرانه (دلار) رشد سالانه درآمد
( درصد ) تورم (درصد) بیكاری
سویس 28/7 6/286 39400 5/2 9/1
سوئد 88/8 4/275 31000 5/3 8/1
نروژ 51/4 7/177 39400 2/2 2/2
ایتالیا 92/57 3/1260 21800 9/2 3/2
دانمارك 36/5 2/186 34800 4/2 2/2
آلمان 85/82 9/2242 27100 9/2 5/1
فرانسه 66/59 7/1543 25900 2/3 5/1
ایالات‌متحده‌آمریكا 06/278 4/10533 37900 1/3 9/2
كانادا 16/31 9/760 24400 0/3 3/2
ژاپن 85/127 9/4852 38000 0/2 1/0

چین 00/1278 6/1161 909 5/7 4/1
روسیه 08/145 6/252 1740 0/4 0/18
هندوستان 000/1017 7/496 488 6/6 0/8
اندونزی 39/214 7/174 815 8/6 3/6

نكته قابل توجه دیگر ، رقابت یبین خود جوامع بپیشرفته صنعتی است . بررسی های انجام شده نشان می دهد كه هر چه اصول آزادی ،‌رقابت و مشاركت و شایسته سالاری بیشتر در جامعه ای مستقر باشد ، قابلیت آن جامعه برای جذب انسانها ، سرمایه ها ،‌مغزها و نواوری ها بیشتر و در نتیجه سرعت رشد اقتصادی و رفاه مادی مردم آن بیشتر و سریعتر خواهد بود . برا یمثال ،در ایالات متحده آمریكا كه بازترین و آزاد ترین كشور جهان شناخته شده است بیش از نیمی از برندگان جایزه نوبل آن در خارج از ایالات متحده متولد شده اند و هم ا كنون 500 دانشمند علوم هسته ای از دیگر كشورها به ایالات متحده مهاجرت كرده اند . وزارت امور خارجه امریكا ورود غزها به آمریكا را هدیه های داوطلبانه سایر كشورها به آمریكا می نامد و ارزش آن را بین سالهای 97-1972 معادل 8/1 میلیارد دلار بر آورد می كند وسازمان ملل م تحد ارزش مغزهای فراری از جهان سوم بین سالهای 1977-1961 را 20 میلیارد دلار بر آورد كرده است . ورود بیشتر سرمایه های خارجی به ایالات متحده آمریكا به دلیل بازده بیشتر عوامل تولید صورت می پذیرد ،‌و این كه در پرتو انقلاب اطلاعاتی ،‌پیشرفت های دانش فنی سریعتر و زود صورت می پذیرد . (جدول های 2و3 )

جدول 2
ورود سرمایه ها به ایالات متحده آمریكا
سال میلیارد دلار
1997 270
1998 140
1999 320
2000 410
2001 270
جدول 3
تأثیر تكنولوژی اطلاعات بر افزایش بازده عوامل تولید در اثر تزریق سرمایه ، تكنولوژی و مدیریت تازه در ایالات متحده 2000 – 1970
دوره درصد رشد
75-1970 35/2
80-1975 16/1
1985-1980 72/1
1990-1985 31/1
1995-1990 53/1
2000-1995 9/2

رشد و توسعه اقتصادی ،‌بالا رفتن در آمدها و بهبود سطح اشتغال و رفاه ، حاصل مدیریت صحیح امور اقتصادی و توجه به اصول علم اقتصادی است . توجه به اصول علم اقتصاد است . توجه به اصول علم اقتصاد مانند حداكثر كردن بازده ، صرفه جویی ،‌حداقل كردن هزینه ،‌حداقل كردن استفاده از عوامل تولید و توجه به نیروهای حاكم بر بازار ، بریا اكثریت افراد جامعه فرصت كار و تلاش و امكان اعتلای مادی و معنوی را فراهم می سازد . یك اقتصاد شكوفا می تواند برای تك تك افراد خود سرمایه گذاری كند .

بالا رفتن سحط بهداشت و درمان ،‌آموزش عمومی و آموزش های تخصص ،‌افزایش طول عمر ، موفقیت در مسابقات ورزشی ،‌داشتن فرصت استراحت ، مسافرت و تفریح و بطور كلی لذت بردن از زندگی و راضی بودن از زندگی ،‌همه تنها در پرتو رشد و توسعه اقتصادی به دست می آید . گرچه توسعه اقتصادی به منزله از میان رفتن مفاسد اجتماعی و انحرافات روحی و اخلاقی مردم جامعه نیست ، ولی جامعه ثروتمند قادر است برای رفع نابسامانی ها و مفاسد اجتماعی سرمایه گذاری كند. ایالات متحد آمریكا با داشتن دو میلیون نفر زندانی ،‌25 درصد زندانیان جهان را دارد در حالی كه جمعیت آن تنها 5 درصد جمعیت جهان است . گذشته از چگونگی تعریف جرم و شدت اجرای قانون كه به زندانی شدن مجرم و بالا رفتن ارقام می انجام د ، جامعه آزاد و ثروتمند می تواند هزینه اجرای قانون را بپردازد . ایالات متحده در سال 2001 حدود 40 میلیارد دلار برای مبارزه با مواد مخدر هزینه كرده است ولی تعداد جوانانی كه تازه موادمخدر را تجربه می كنند حدود 30 درصد افزایش یافته است . نكته ای كه باید مورد توجه و تأكید قرار گیرد تفاوت اساسی انحرافات اجتماعی و فرهنگی در یك جامعه مرفه و یك جامعه فقر زده است . غیر از انحرافات و جرایم ناشی از نقایص فیزیكی و روحی انسانی كه در همه جوامع وجود دارد ،‌اختلاف انحرافی و جرایم در جوامع غنی صنعتی و كشورهای فقیر ،‌ناشی از اختلاف فقر مطلق و فقر نسبی و تطبیقی است.

از ویژگیهای یك جامعه فقیر و مردم فقیر ، بالا بودن سهم هزینه های خوراكی در بودجه خانواده است ؛ در حالی كه در یك جامعه ثروتمند هزینه های خوراكی حدود 14 تا 15 درصد كل هزینه خانوار را تشكیل می دهد. در ایران ،درسال 1377 ،‌تقریباً 6/29 درصد هزینه خانوار شهری و 4/46 درصد هزینه خانوار روستایی صرف غذاشده است. این درصد برای خانوارهای زیر خط فقر به ترتیب 42 و 56 درصدبوده است .

2- عملكرد اقتصاد ایران
میانگین رشد سالانه اقتصادی ایران در دوره 20 سال پس از انقلاب 2/1 درصد بوده است . یعنی تولید ناخالص داخلی كشور از 939/11 میلیارد ریال (1/15 میلیارد دلار )‌در سال 1356 به قیمت های ثابت سال 1361 به 455/17 هزار میلیارد ریال (8/131 میلیارد دلار ) در سال 1378 رسیده است. (‌جدول 4 ) جمعیت كشور در همین دوره از 8/36 میلیون نفر به 6/64 میلیون نفر افزایش یافته و در نتیجه در آمد سرانه هر ایرانی بطور متوسط حداقل 30 درصد كمتر شده است . این رشد اقتصادی اندك ،‌در مقایسه با امكانات مالی فراوان ، پرسشهای زیادی در رابطه با مدیریت اقتصاد مطرح می سازد . در آمدهای ارزی ایران از محص لدور نفت ، صادرات غیر نفتی ،‌موجودهای ارزی كشور در زمان انقلاب ،‌طلب های ارزی ایران از كشورهای مختلف كه پس از انقلاب وصول شده است و نیز وام ها و اعتبارات اخذ شده در سالهای پس از خاتمه جنگ به بیش از 400 میلیارد دلار بالغ شده است .در همین مدت دولت تقریباً تا نیمه اول سال 1379 از حدود 8/125 هزار میلیارد ریال اعتبارات سیستم بانكی داخلی (‌وام بدون بهره و بازپرداخت ) استفاده كرده است . این امكانات و در آمدهای مالیاتی ،‌حقوق و عوارض گمركی دریافتنی و صدها هزار میلیارد ریال اموال و دارایی های در اختیار دولت و نهادهای عمومی نتوانسته است به رشد و توسعه اقتصادی مناسب منجر شود .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد اوضاع و احوال ایران در دوره حکومت قاجاریه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد اوضاع و احوال ایران در دوره حکومت قاجاریه دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد اوضاع و احوال ایران در دوره حکومت قاجاریه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد اوضاع و احوال ایران در دوره حکومت قاجاریه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد اوضاع و احوال ایران در دوره حکومت قاجاریه :

سلطنت در زمان قاجار

بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که
در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از شاه سلطان حسین باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد.

بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان دودمان صفوی و شاهان دوره قاجاری وجود داشته‌است.

نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر 12 سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چند گانگی میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند. در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه‌باش و یوخاری‌باش (به معنای ساکن ناحیه بالا – رودخانه- و ساکن ناحیه پایین – رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.

در زمان این دودمان حکومتهای پی در پی استانی بر مناطق گوناگون سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سامانه‌ای فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی
ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.
جنگ‌های ایران و روس در زمان فتحعلی شاه قاجار به جدا شدن بخش‌هایی از قفقاز ار ایران شد.
ایران در زمان این دودمان با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت

.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به جنگ‌افزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلی‌شاه قاجار – در قرارداد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه – آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد از کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، جنبش مشروطه در ایران برپا شد و سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
سلسه قاجار با کودتای 1299 رضاخان قدرت را از دست داد. با انحلال سلسه قاجار رضا شاه به سلطنت رسید. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه نیز ادامه یافت.

شاهان قاجار
شاهزادگان قاجار

• شاهزاده سلطان ابراهیم میرزا
• حسام السلطنه
• سلطان مراد میرزا حسام السلطنه
• حبیب‌الله میرزا
• محمد میرزا ملک آراء
• عباس میرزا نایب السلطنه
• عباس میرزا ملک آرا
• ایرج میرزا جلال الممالک
• کامران میرزا نایب السلطنه
• مسعود میرزا ظل السلطان
• محمد میرزا کاشف السلطنه
• عبدالحسین میرزا فرمانفرما
• عبدالمجید میرزا عین الدوله
• ملک منصور میرزا شعاع السلطنه
• ابوالفضل میرزا عضدالسلطان
• ابوالفتح میرزا سالارالدوله

جنبش مشروطه ایران
جنبش مشروطه ایران مجموعه کوششها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.

پیشینه تاریخی

از اوائل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید. نوشته‌های روشنفکرانی مثل حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌های مشروطه خواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می کرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهره‌نما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر میشدند نیز در گسترش آزادی خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.

کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه خواهی را سبب شد.

عدالت خانه
اگر چه از مدتی قبل شورش‌ها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده
بود اما شروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از مشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.

عده‌ای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدی نشاه وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد علما از جمله آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدید کردند که کشور را ترک میکنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. عدهای هم در سفارت انگلیس متحصن شدند.
عین الدوله با گسترش ناآرامیها در شهرهای دیگر استعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم شد.

فرمان مشروطیت
بالاخره مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در 13 مرداد 1285 امضا کرد. علما و دیگرانی
که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحص در سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.

مجلس اول

تصویری از نمایندگان دوره اول

مجلس اول در 18 شعبان 1324 (14 میزان 1285‏/7 اکتبر 1906) در تهران گشایش یافت. نمایندگان به تدوین قانون اساسی پرداختند و در آخرین روزهای زندگی مظفرالدینشاه این قانون نیز به امضای او رسید.

محمدعلی شاه
پس از مرگ مظفرالدین شاه، ولیعهد او محمدعلی میرزا شاه شد و از همان ابتدا به مخالفت با مشروطه و مجلس پرداخت. او در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد.
به علاوه اگرچه نمایندگان دوره اول مجلس که با حرارتی تمام جهت اصلاح اوضاع ایران می‌کوشیدند،با راندن مسیو نوز رئیس کل گمرک و وزیر خزانه از خدمت در مقابل سیاست روسیه که از او جداً حمایت می‌کرد،غالب آمدند؛اما روس‌ها شاه تازه را در دشمنی با مجلس و مشروطه روز به روز بیش تر تقویت نمودند تا آن جا که محمدعلی شاه،مشیرالدوله را از صدارت برکنار کرد و امین السلطان (اتابک اعظم) را که سالها صدراعظم دوره استبداد بود از اروپا به ایران فراخواند و او را صدراعظم کرد. از امضای قانون اساسی سر باز زد. پس از اعتراضات مردم به ویژه در تبریز، ناچار دستخطی صادر کرد و قول همراهی با مشروطه را داد. ولی هم شاه و هم اتابک اعظم همچنان به مخالفت با مشروطه و مشروطه خواهان مشغول بودند. اتابک اعظم را جوانی بهنام عباس آقا تبریزی با تیر زد و کشت.

نشریه هفتگی صوراسرافیل در این دوران منتشر میشد و نقش مهمی در تشویق مردم به آزادیخواهی و مقابله با شاه و ملایان طرفدارش داشت.
با توجه به ناقص بودن قانون اساسی مشروطه که با عجله تهیه شده بود مجلس متمم قانون اساسی را تصویب کرد که در آن مفصلا حقوق مردم و تفکیک قوا و اصول مشروطیت آمده بود. محمدعلی شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. پس از چند روز او و دیگر مستبدان با همراهی شیخ فضل الله نوری عدهای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کردند و به درگیری با نمایندگان و مدافعان مجلس پرداختند. با بمبی که یاران حیدرخان عمواوغلی به کالسکه حامل محمدعلیشاه انداختند به مقابله جدی با مجلس پرداخت و به باغشاه رفت و بریگاد قزاق را برای مقابله با مجلس آماده کرد.

به توپ بستن مجلس
بالاخره با فرستادن کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف با نیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را در 23 جمادی الاول 1326 (2 سرطان 1287/‏23 ژوئن 1908) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در این حمله کشته شدند. محمدعلی شاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد. و به تعقیب نمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضی ارداقی را در باغشاه پس از شکنجه در برابر محمدعلی شاه کشتند.

شکست در تهران
پس از حمله به مجلس و دستگیری و اعدام آزادیخواهان، جنبش مشروطه خواهی با شکست روبرو شده بود. بسیاری از مشروطه خواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند.

قیام در تبریز

مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان و باقر خان نیز دیده میشوند

پس از حمله به مجلس و پخش خبر آن، در شهرهای دیگر ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز با شنیدن خبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب تبریزیان به آنجا فرستاد. ستارخان،باقرخان و حیدرخان عمواوغلی به بسیج مردم و سازماندهی نیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله نیروهای دولتی دست زدند. گروهی از ایرانیان قفقاز نیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی مسیو از یاران حیدرخان عمواوغلی و یارانش هم دسته مجاهدان تبریز را تشکیل دادند.

محمدعلیشاه از تزار روسیه نیکلای دوم درخواست کمک کرد و تبریز به محاصره نیروهای روس و نیروهای دولتی درآمد. امپریالیستهای روس و انگلیس دست به مداخلات مسلحانه زدند و سپاه به ایران آوردند. انگلیسیها عده‌ای در جنوب پیاده کرده، انجمن بوشهر را منحل و اعضای آن را دستگیر کردند. سپس بندرعباس و لنگه و بنادر دیگر خلیج فارس را نیز تصرف کردند و ژنرال کنسول انگلیس در بوشهر قدرت را در دست گرفت. در آذربایجان، در پی بسته شدن راه تبریز – جلفا، و محاصره کامل شهر از طرف قوای شاه، گرسنگی و قحطی هولناکی بر مردم روی آورد و کار بر آزادیخواهان سخت شد.

در اوایل ربیع الثانی سال 1327 ه.ق. دولتین روس و انگیس موافقت کردند که قشون روس به بهانه شکستن خط محاصره و حمایت از اتباع بیگانه، و رساندن خواربار به آنان وارد تبریز شود. انجمن تبریز ناچار حاضر شد که از تمام خواسته‌های مردم دست کشیده «دست توسل به دامان نامهربان بزند»، ولی کار از کار گذشته بود و سپاه روس از مرز گذشته بود. با ورود سپاهیان روس محاصره تبریز شکست و نیروهای شاه دسته‌های ارتجاعی از شهر دور شدند. اما خاتمه کار تبریز به معنی پیروزی ارتجاع نبود و کوشش آزادیخواهان ایران همچنان ادامه داشت.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله روابط خارجی ایران در زمان نادر شاه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله روابط خارجی ایران در زمان نادر شاه دارای 57 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله روابط خارجی ایران در زمان نادر شاه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله روابط خارجی ایران در زمان نادر شاه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله روابط خارجی ایران در زمان نادر شاه :

فهرست منابع و مآخذ:
1- آصف، محمدهاشم، رستم التواریخ، تصحیح محمد مشیری، تهران: امیركبیر، 1368
2- اعتماد السلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، تصحیح محمداسماعیل رضوانی، ج / 2، تهران، دنیای كتاب.
3- پری، جان، كریم خان زند، ترجمه علی محمد ساكی، تهران: فرامرز، 1376
4- پناهی سمنانی، كریم خان زند، تهران: نشر ندا، 1375
5- حقیقت، عبدالرفیع، روابط خارجی ایران.
6- حزین لاهیجی، محمدعلی، سفرنامه حزین لاهیجی، تصحیح علی دوانی، تهران: اسناد انقلاب اسلامی، 1375
7- جونز، سرهارد فورد، آخرین روزهای لطفعلی خان زند، ترجمه هما ناطق، تهران: امیركبیر، 1356
8- رجبی، پرویز، كریم خان زند و زمان او، تهران: امیركبیر، 1352
9- سالكیس، سرپرسی، تاریخ ایران، ترجمه محمدتقی فخر داعی گیلانی، ج / 2 ، تهران؛ دنیای كتاب، 1370
10- شعبانی، رضا، تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی ایران در دوره افشاریه و زندیه، تهران: سمت، 1380
11- شمیم، علی اصغر، از نادر تا كودتای رضا خان میرپنج، تهران: مدبر، 1368
12- شیرازی، علی رضا، تاریخ زندیه، تهران: گسترده، 1356
13- غفاری كاشانی ، گلشن مراد، به اهتمام غلامرضا طباطبائی مجد، تهران: زرین، 1369
14- گلستانه، ابوالحسن بن محمدامین، مجمل التواریخ پس از نادر، به اهتمام مدرس رضوی،‌تهران: ابن سینا، 1344
15- مالكوم، سرجان ، تاریخ ایران ، ترجمه میرزا حیرت، ج / 2 ، بی جا.
16 -محمود،‌محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن 19 م ، ج 1 ، تهران: اقبال، 1336
17- مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوره صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی، تهران: امیر كبیر، 1380
18- میرخواند، میرمحمد سیدبرهان الدین خوارزمشاه، تاریخ روضه الصفا، ج / 9 ،‌تهران؛ اساطیر ، 1376
19- نامی اصفهانی، میرزا محمدصادق موسوی، گیتی گشای ‌زندیه، تصحیح سعید نفیسی، تهران: اقبال ، 1377
20- نفیسی، سعید ، تاریخ اجتماعی و سیاسی دوره معاصر، ج / 1 ، تهران:
21- نیبور، كاریستین، سفرنامه نیبور، ترجمه پرویز رجبی، بی جا: توكا، 1354
22- نوائی، عبدالحسین، كریم خان زند، تهران: سپهر، 1368
23- ورهرام، غلامرضا ، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زندیه، تهران: معین ، 1366
24- ویلم فلور، هلندیان در جزیره خارك در عصر كریم خان زند، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: توس، 1376
25- هدایتی، هادی، تاریخ زندیه ، تهران:

مقدمه:
بعد از نادر شاه روابط خارجی ایران از توسعه‌ای كه در زمان او پیدا كرده بود كاسته شد و محدود به مسائل مربوط به سرحدات عثمانی و نمایندگیهای تجارتی دول اروپایی در خلیج فارس گردید.
در مدت 22 سال حكمرانی كریم خان زند (1757-1779) مردم از یك دوره ‌صلح و آرامش برخوردار شدند و توانستند خرابیهایی كه در اثر جنگهای داخلی به وجود آمده بود تا حدودی ترمیم كنند. و در این دوران دوباره پای اروپائیها به ایران باز شد زیرا قبل از آن بر اثر حمله افغانها و اغتشاشات داخلی نمایندگی‌های تجاری اروپایی در ایران تعطیل شده بود.
به طور كلی در مناسبات سیاسی خارجی كریم خان زند به دو دسته از كشورها بر می‌خوریم:
1- كشورهای همسایه مانند عثمانی و روسیه و تا حدودی هندوستان
2- كشورهای اروپایی
دسته اول كشورهایی هستند كه ارتباط آنها با دولت مركزی ایران به دلیل سوابقشان از زمان صفویه بیشتر جنبه سیاسی داشت تا تجاری و بازرگانی و در دسته دوم كشورهای هلند، انگلیس و فرانسه قرار دارند كه انگیزه اصلی ارتباط آنها با ایران كسب سود و منفعت از طریق ایجاد دفاتر بازرگانی در بنادر خلیج فارس بود، چه آنها ایران را كشوری سودآور می‌دانستند.

این كشورها با توجه به این كه می‌خواستند در روابط خود با ایران با امپراطوری وسیع و گسترده عثمانی رقابت نمایند و به نوعی موازنه قوا دست یابند تا برای گسترش روابط خود با ایران عملاً باعث تضعیف و یا محدودیت قدرت رو به گسترش عثمانی را موجب شوند.

سیاست خارجی كریم خان زند در ارتباط با دسته اول گاهی به مصالحه و گاهی به جنگ و درگیری – بجز هندوستان – انجامید. در رابطه با كشورهای اروپایی وكیل ابتدا سعی كرد با توجه به ضعف مفرط نیروی دریایی خود كمك و پشتیبانی آنها را در سركوبی میر مهنا كه سواحل و بنادر جنوبی ایران و راههای آبی خلیج فارس را ناامن كرده بود به دست بیاورد تا جایی كه حتی در رابطه با مزاحمتهای اعراب بین كعب به رهبری شیخ سلیمان تعهد كرد خسارت وارده به كشتیهای انگلیسی كمپانی هند شرقی را جبران كند ولی وقتی دورویی و ضعف پشتیبانی آنها را از طرحهای خود مشاهده كرد، دست به اقدامات دیگری زد كه به آن پرداخته می‌شود.
در عهد كریم خان هر چند روابط تجاری ایرانی بیشتر با انگلستان بود اما چون با هوشمندی خاصی می‌دید چگونه انگلستان بر تار و پود اقتصادی هندوستان مسلط شده است سعی كرد هرگز خود را اسیر سیاستهای اقتصادی و بازرگانی انگلیس نسازد.

روابط ایران و عثمانی
در عصر زند مناسبات ایران و عثمانی بیشتر جنبه‌ سیاسی داشت اگر چه ارتباط بازرگانی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. مرزهای طولانی مشترك بین دو كشور، اختلافات سیاسی بر سر اشغال برخی مناطق مرزی – كه اغلب متقابلاً صورت می‌گرفت- و گاه جانبداری از برخی اعراب مرزنشین از جانب یكی از دو كشور، وجود اماكن مقدسه شیعیان در خاك عثمانی و علاقه شیعیان ایران به زیارت ایران اماكن و بالاخره راه تجاری ایران به بازار تجارت جهانی از طریق عثمانی به طور كلی موضوع اصلی ارتباط دولت ایران و دولت عثمانی را تشكیل می‌داد. زمانی به دلیل برخی از این موارد و گاه به علت تشدید یكی از آنها روابط ایران و عثمانی شكل دیگر به خود می‌‌گرفت.

البته راه زمینی و تاریخی تجارت ایران به مركز مهم بازار وقت یعنی حلب از خاك عثمانی می‌گذشت و این راه نسبت به سایر راه‌ها كوتاه‌تر بود. با این همه تجار ایرانی هفته ها و ماه‌ها در كشور عثمانی به سر می‌بردند تا بتوانند كالاهای خود را در مراكز تجاری وقت در نواحی غرب عثمانی عرضه كنند، البته غیر از مخارج راه و هزینه حمل و نقل، گاه می‌بایستی عوارض سنگینی نیز بپردازند همچنین زوار ایرانی نیز گاه از پرداخت عوارض معاف نبودند. افزون بر‌آن ایرانیان مسافر مورد آزار عثمانیان قرار می‌گرفتند كه گاه تلفاتی نیز به همراه داشت همچنین عوامل دیگری نیز بر مناسبات ایران و عثمانی تأثیر می‌گذارد.

در زمان كریم خان اعراب بنی كعب كه در ساحل راست اروند رود ساكن بودند و از تعدیات والی بغداد به ستوه آمده بودند به سرداری شیخ سلیمان از اروند رود گذشته و در ناحیه فلاحیه خوزستان ساكن شدند. هنگامیكه كریم خان مشغول انتظام امور غرب ایران بود شیخ سلیمان چند زورق فراهم آورد و مدخل اروند رود را در خلیج فارس بر روی مسافران و كشتیهای تجاری بست و به ویژه برای ابزار مخالفت با والی بغداد و حاكم بصره كشتیهای عثمانی را در دهنه رود توقیف كرد.

زمانیكه كریم خان در سیلاخور بود سفیری به نام محمد آقا سلام آغاسی از طرف عمرپاشا، والی بغداد به خدمت او رسید و پیغام آورد كه اگر كریم خان بخواهد قبیله بنی كعب را كه برای والی بغداد مزاحمت هایی ایجاد كرد كه است سركوب كند دولت عثمانی با در اختیار گذاشتن كشتی و آذوقه او را یاری خواهد كرد. وكیل با این پیشنهاد موافقت كرد، اگر چه كریم خان در رفع مزاحمتهای اعراب بی كعب كوشید، اما آنچنان كه از جانب عمرپاشا قول داده شده بود، كمكی از عثمانی دریافت نكرد و همین امر زمینه‌ای برای عدم اطمینان بعدی به دولت عثمانی را به وجود آورد و تأثیر در تیرگی روابط ایران و عثمانی گذاشت.

جریان آن به این شرح بود كه كریم خان پس از قبول درخواست دولت عثمانی از خرم آباد و دزفول گذشت و در اوایل رمضان سال 1178 وارد شوشتر شد و بعد از انتظام امور داخلی لرستان و خوزستان به سركوبی اعراب بنی كعب پرداخت، شیخ سلیمان چون تاب مقاومت نداشت از دسترس سپاه ایران دور شد و به دریا پناه بود. سپس تلاش كرد كه با ایرانیان از در آشتی درآید، به همین منظور پیكی به نزد كریم خان فرستاد و اعلام داشت، چنانچه با قبیله‌اش در خاك ایران به راحتی زندگی كند حاضر است مطیع خاندان زند باشد و حتی پسر خود را به عنوان گروگان به دربار كریم خان بفرستد. خان زند چون تركها به تعهدات خود مبنی بر در اختیار گذاشتن كشتی و آذوقه عمل نكردند از تقاضای شیخ سلیمان استقبال كرد و زكی خان و سپاه او را كه مأمور جنگ با بنی كعب بود فراخواند. اما ماجرای بنی كعب خاتمه نیافت.

فتنه‌های میر مهنا و درگیری‌های كریم خان با او دوباره داستان بنی كعب را پیش آورد، پس از بازگشت كریم خان از نواحی غرب به شیراز شیخ سلیمان دوباره با انگلیسی‌ها درگیر شد و در تابستان 1179 دو فروند از كشتی‌ها را برای سركوبی میرمهنا با او همكاری می‌كنند وی نیز آنان را در جنگ با شیخ سلیمان یاد می‌خواهند داد و بیست هزار تن از سپاهیان خود را از راه خشكی به كمك خواهد فرستاد.

ظاهراً علاقه كریم خان به سركوبی میر مهنا كه مشكلات فراوانی تولید كرده بود موجب شده بود تا وكیل الرعایا علیرغم عفو و بخشیدن اعراب بنی كعب، اندیشه محدود كرد ن قدرت آنان را در سر بپروراند، از همین رو وقتی آوازه قدرت نمایی میرمهنا در سواحل خلیج فارس پیچیده محمد صادق خان اعتضاد الدوله ، برادر كریم خان كه در غیاب او امور فارس را بر عهده داشت ، سپاهی مجهز به سركوبی میرمهنا فرستاد، اما این سپاه با مقاومت و تهاجم زعابی‌ها در هم شكست و به جانب شیراز عقب نشست، كریم خان سپاه دیگری را به فرماندهی امیر گونه خان افشار علیه میرمهنا تجهیز و اعزام كرد. میرمهنا كه در خود یارای مقابله با سپاه جدید كریم خان را نمی‌دید ابتدا به جزیره خارگو (نزدیك خارك) عقب نشت و سپس به علت بی آبی و نامناسب بودن آب و هوا متوجه جزیره خارك شد و آنجا را با قهر و غلبه از چنگ هلندی‌ها خارج كرد. از این پس تاخت و تازهای میرمهنا در خلیج فارس به شهرت افزایش یافت و متمردین را به علت دستبرد و شلتاق او نه عبور از سمت دریا امكان داشت و نه احدی از تجار و مسافرین از اندیشه راهزنی او قدم به ساحل بحر عمان توانست گماشت.

میرمهنا در سال 1169 تأسیسات انگلیسیها را در بند ریگ ویران ساخت و با حملات دریای خود تجارت را در خلیج فارس و زیانهای بسیاری به بازرگانان انگلیسی در بوشهر وارد كرد. بنابراین برای سركوبی میرمهنا علاوه در ایران، دولت عثمانی هم كه از ناحیه بصره دچار زیانهایی زیادی شده بود و همچنین انگلیسیها كه تجارت خود را در خلیج فارس مختل می‌دیدند اظهار علاقه می‌كردند.

علاوه بر اینها، بازرگانان و مسافرین نیز كه در امان نبودند، دست به دامان كریم خان شدند و دفع و ی را خواستار گردیدند، كریم خان نیز ابتدا دو سال به میرمهنا فرصت داد تا مگر او از روش خود دست بردارد و چون او بر شرارت خود افزود، زكی خان را مأمور سركوبی او كرد و به شیخ سلیمان رئیس طایفه بنی كعب و شهبنداران كنگ و بندرعباس و بوشهر و كنگان فرمانهایی فرستاد تا زكی خان را در دفع میرمهنا یاری دهند، میرمهنا از شش جهت در خطر قرار گرفت و هم این وضع موجب شد تا بسیاری از هواخواهان و یاورانش توطئه قتل او را چیدند.

در این زمان زكی خان نیز كه برای سركوبی وی به نیروی دریایی نیاز داشت به انگلیسیها امتیازات داد تا آنان وسایل بحری و نیروی لازم را در اختیار زكی خان قرار دهند، ولی عملاً فقط یك كشتی كوچك را در اختیار او قرار دادند كه باعث رنجش كریم خان و بدبینی وی نسبت به سیاستهای انگلیس گردید، زكی خان راه رسیدن آذوقه به میرمهنا را از هر سو بست و به حاكم بنادر جنوب و روساء عشیر سواحل خلیج فارس دستور داد كشتیها را آماده كنند، در چنین اوضاعی ، متحدان و یاران میرمهنا از ترس اینكه به كلی نابود شوند تصمیم گرفتند رئیس خویش را دستگیر و تحویل دهند.

از همین رو حسن سلطان نامی‌از زعمای طایفه زعابی، روزی كه میرمهنا بی خبر از همه جا به سیر و گشت در بازار مشهد مشغول بود با جماعتی از یاران خود به او هجوم بردند، اما میرمهنا با زحمت از چنگ آنان جان به در برد و با چند تن از یاران خود به دریا زد. سرانجام میرمهنا با شجاعت خود را به دریا رساند ولی كشتی میرمهنا و غلامان او در دریا اسیر طوفان شدند و چون شب بود و تاریكی راه تشخیص آنها را بسته بود از این رو سحر گاه خود را در ساحل بصره دیدند و چون دریا هم طوفانی بود، سپس راه بازگشت هم نداشتند خاصه كه آذوقه آنها هم تمام شده بود، میرمهنا كه از نفرت مردم بصره نسبت به خود آگاه بود در صدد برآمد به صورت ناشناس برای تهیه آذوقه داخل شهر شود و سپس مجدداً به دریات بازگردد اما جمعی از اهالی بصره كه ضررهای كلی و كینه‌ دیرینه از او در دل داشتند و در كنار دریا كشتی او را دیدند و وی را شناختند وی را دستگیر و نزد حاكم بصره بردند و به دستور عمر پاشا به قتل رسانیدند.

نامی‌اصفهانی درباره‌ فرار میرمهنا به بصره و قتل او معتقد است:
«با آنكه میرمهنا خیال رفتن به بصره را نداشت طوفان او را به بصره و مردم بصره كه از دست او هزاران صدمه و رنج دیده بودند بر سر او تاختند وی را اسیر و محبوس كردند و به عمرپاشا والی بغداد گزارش دادند، عمر پاشا هم دستور قتل او را صادر كرد و به طور مخفی وی را به قتل رسانید.»
سرجام ملكم نیز در كتاب خود در این رابطه نوشته؛ «میرمهنا مجبور شد بگریزد و حاكم بصره، علی الفوراً او را گرفته به قتل رسانید و جسد او را به صحرا انداخته طعمه سگان و عبرت كسان آن بعد ساخت.»

به هر حال میرمهنا به قتل رسید اما ماجرای او پایان نیافت، اینك كریم خان مدعی كشندگان او شده بود، وكیل با عنوان اینكه میرمهنا یك ایرانی بوده و دولت عثمانی موظف به تحویل او به دولت ایران بوده و حق قتل او را نداشته به سختی اعتراض كرد.

از همین رو فرمود فرمانی عقاب آمیز به سلیمان پاشای مسلم بصره نوشتند كه ای مرد خام بی تجربه ناهوشیار و ای جاهل برگشته بخت سیه روزگار و ای مغرور تنگ مغز از خود بیگانه و ای كوردل بدتر از دیوانه پا از دایره حیا و ادب و انصاف بیرون نهادی . . . چاكر یاغی و روگردان ما را از تو چر ا بردار كردی . . . در حقیقت میرمهنا صاحب سیف و قلم و به كمالات صدریه و معنویه آراسته بود و از كشور روم، خونبهایش بیش است، سپس بر ما واجب و لازم است كه خونبهای چاكر رشید نادر خود را از تو بگیریم، خلاصه آنكه ، یا عادله خاتون خواهر پاشای بغداد را از بر ای ما بفرستید یا بصره را به تصرف كارگزاران ما بدهید یا آماده‌جنگ باشید.

به طور خلاصه دلایل اختلاف ایران و عثمانی كه سبب لشكركشی ایران به بصره شد به شرح ذیل می‌باشد:
1 – برخی از مورخان یكی از دلایل این لشكركشی به بصره را در عهد شكنی، دولت عثمانی در جریان مبارزه كریم خان با قبیله بنی كعب می‌دانند كه دولت عثمانی برخلاف تعهدی كه سپرده بود كمك نظامی لازم را به كریمخان نكرد.
2 – همچنین در ماجرای مربوط لشكر كشی به عمان وقتی زكی خان عازم بندر عباس شد كریم خان از والی بغداد برای سپاهیان ایران از خشكی اجازه عبور خواست، در این زمان عثمانیها نه تنها این اجازه را ندادند بلكه با فرستادن آذوقه به یاری عمانی‌ها برخواستند.
3- اعدام میرمهنا به وسیله والی بغداد كه كریم خان آنرا به منزله دخالت در امور داخلی ایران تلقی كرده، و اعتراضاتی علیه این عمل والی بغداد عنوان نمود ولی هیچ پاسخی دریافت نكرد.

4- برخی معتقدند كه چون انگلیسیها در سال 1188 تجارتخانه خود را از بوشهر به بصره انتقال دادند، این امر موجب اعتبار و رونق اقتصادی بصره و در مقابل وارد آمدن زیان بسیاری به تجارت خارجی ایران و بنادر ایرانی گردید. كریم خان كه از انگلیسیها به شدت آزرده خاطر شده بود، با حمله به بصره هم می‌خواست زهر چشمی‌از آنان بگیرد و هم بصره را از رونق بیندازد تا دوباره تجارت بنادر ایران رونق یابد.
5- پس ندادن اموال زوار ایرانی و ایرانیان مقیم عراق كه طاعون آنها را به كام مرگ كشیده بود از سوی والی عراق، و از زمانی كه كریم خان استرداد اموال را از عمر پاشا در خواست كرد این مسأله با بی‌توجهی والی مواجه شد.

6- اخذ عوارض از ایرانیانی كه قصد زیارت مكه و دیگر اماكن مقدس را داشته و می‌‌بایستی از خاك عثمانی می‌گذشتند در حالی كه در گذشته هیچگاه ، هیچ حكومتی چنین باجی از حجاج نگرفته بود، به همین علت این امر مورد اعتراض كریم خان زند قرار گرفت.
7- برخی منابع نیز علت اختلاف ایران و عثمانی را در اواخر عهد كریم خان بر سر حمایتی می‌دانند كه كریم خان از ولاه كردستان معزول ساخت.

ماجرا از این قرار بود كه محمد پاشا برادر سلیمان پاشا حاكم كردستان عراق بود كه بعد از مرگ برادر به حكومت آن دیار رسیده ولی به وسیله عمر پاشا خلع شده بود و كریم خان در خواست برقراری مجدد او را داشت اما عمر پاشا به این درخواست نیز وقعی نگذاشت . كریم خان سپاهی به سرداری علی مراد خان زند همراه محمد پاشا كرد و آنها را به جنگ عمر پاشا فرستاد. اما در گرماگرم جنگ، جناب علی مراد خان در حال مستی به دست تركان افتاد و به همین سبب ناگهان خود را در میان سنگر دشمن یافت و لشكریان بی سردارش منهزم شدند، عمر پاشا از ترس كریم خان علیمرادخان را روانه ایران كرد. كریم خان می‌خواست او را بكشد ولی به بالاخره به شفاعت صادق خان او را بخشود.

حوادث فوق زمینه را برای حمله به بصره و تسخیر آن آماده ساخت بنابراین طی نبردهای ابتدا به سرداری علی محمد خان زند و سپس صادق خان زند بصره محاصره شد، البته قبل از اینكه جنگ ایران و عثمانی شروع شود، كریم خان در سال 1774 عبدالله بیك كلهر را به سفارت به استانبول فرستاد. سفیر ایران از سلطان عبدالحمید اول تقاضا كرد سر عمر پاشا را برای كریم خان بفرستد و گرنه سپاه ایران به بصره حمله ور خواهد شد.

سلطان عبدالحمید كه در این هنگام سخت گفتار جنگ با روسها بود دستپاچه شد و بلافاصله محمود وهبی افندی را با نامه‌ای به سفارت نزد كریم خان فرستاد و در این نامه اشاره‌ای به روابط دوستی بین ایران و عثمانی و جلوس سلطان عبدالحمید شده بود و مسئله بصره می‌بایستی توسط محمد وهبی مطرح گردد، محمد وهبی قصد داشت تا با ادامه مذاكرات فرصت بیشتری بدست آورد و احتمال می‌داد كه پس از مرگ وكیل كه اكنون سالخورده بود مسئله بصره حل خواهد شد، به ویژه كریم خان در این زمان دچار بیماری نیز بود. اما كریم خان زیر بار نرفت و چون دولت عثمانی از عزل و تنیه عمر پاشا استنكاف نمود در فوریه 1775 (1188 هـ. ق) یك سپاه شصت هزار نفری به فرماندهی برادرش صادق خان مأمور فتح بصره نمود.

سپاه ایران به سرداری صادق خان زند، برادر كریم خان، اول محرم سال 1189 به اهواز و روز پانزدهم همین ماه به كنار اروند رود رسید، صادق خان دستور داد برای گذشتن از آب بدون توجه به بارش توپهای توپخانه بصره و كشتی‌های انگلیسی، روی رودخانه پلی از قایق و الوار و زنجیر زده شود، ضمناً دو هزار نفر از شناگران ماهر به آن طرف رودخانه فرستاده شدند تا سازندگان پل را از سوی دیگر آب یاری كنند. پس از 18 روز پل حاضر شد و صادق خان توانست اوایل صفر 1189 سپاه خود را به آن سوی رودخانه بفرستد.

بدین گونه شهر بصره در محاصره سپاه ایران قرار گرفت . پیشروی سپاه ایران در شرایطی بود كه مدافعان بصره كه توسط نمایندگان تجارتی انگلستان با توپ و تفنگ حمایت شده بود، لذا سپاه ایران با مقاومت فوق‌العاده عثمانیها و اهالی شهر مواجه شد، از همین رو صادق خان برای تصرف سریع شهر دستور داد قلعه‌هایی در مقابل آن ایجاد كنند، در این زمان بسیاری از اعراب منطقه برای مساعدت به طرفین آماده شدند از آب بگذرند و از جمله كسانی كه به ایرانیان كمك كردند یكی حاجی ناصر رئیس قبایل جزایر بود كه در مقابل تعهد حفاظت از آب سدهای رودخانه‌ها كه به راحتی می‌توانست محاصره قوای ایران را متلاشی سازد به مدت یك سال زعامت قبایل و طوایف ناحیه‌جزایر را به دست آورد، و دیگر اعراب قبیله‌ بنی كعب بودند كه قصد داشتند چهارده فروند كشتی به قسمت‌ علیای اروند رود كه محل استقرار سپاه ایران بود بفرستند كه با مخالفت انگلیسیها مواجه شدند و نتوانستند به سپاه ایران كمك كنند.

در این میان اعراب عمان در صدد برآمدند به مردم بصره كمك كنند آنان ارزاق و مواد غذایی خود را از طریق ایران یا بصره تأمین می‌كرند، اما كریم خان اجازه‌صدور كالا را به آنان نمی‌داد، به همین دلیل ، با صد فروند كشتی جنگلی و غیر جنگلی و دیگر آلات و ادوات به طرف بصره آمدند. ولی به هر حال اعراب عمان توانستند در زیر‌آتش توپخانه ایران خود را به بصره برسانند.
سرانجام حاكم بصره بعد از سیزده ماه محاصره به علت كمبود آذوقه و عدم كمك جدی از سوی بغداد ناچار تسلیم شد. در روز 28 سفر سال 1190 سلیمان آقا با تمامی‌اقوام خود و بزرگان بصره به خدمت صادق خان رسیدند و از وی امان خواستند و چند روز بعد سپاه ایران وارد بصره شد، به فرمان صادق خان هیچیك از سربازان دست به غارت نگشودند. پرداخت 125 هزار تومان غرامت جنگی بوسیله كریم خان تعیین شد.

به هر حال بصره در 1190 بدست صادق خان و ناصر خان مفتوح گردید، صادق خان پس از چهار ماه اقامت در بصره علیمحمد خان زند را در آنجا گذاشت و خود با سلیمان آقا به شیراز به خدمت برادر آمد، در غیاب صادق خان قسمتی از اعراب خوزستان بر علیمحمدخان حكمران بصره شوریدند و به وسیله انداختن آب در میان سپاه ایران جمعی از ایشان را تلف كردند و حكمران زند نیز به دست غلام خود به قتل رسید، كریم خان بار دیگر صادق خان را در سال 1799/ 1192 به تنبیه اعراب سركش و ضبط بصره روانه نمود صادق خان یا غیان را سركوب كرده و به بصره آمد و تا صفر 1193 در آنجا بود، در این تاریخ كه خبر مرگ كریم خان به او رسید به شیراز حركت نمود و چون بصره خالی ماند تركان عثمانی به سهولت آنجا را بار دیگر به تصرف خود درآورد.

به نوشته دكتر نوایی: «فتح بصره آخرین قدرت نمایی زند و بلكه آخرین قدرت نمایی ایرانیان در عرصه سیاست خارجی بوده زیرا پس از این تاریخ دیگر ما ایرانیان در محاربه با كشورهای همسایه نه تنها به تصرف شهر مهمی‌موفق نیامدیم بلكه دچار شكستهای فراوانی در قفقاز و تركمن صحرا و خراسان شرقی و حتی در بوشهر شدم.»
البته به غیر از این موارد ارتباط دیگری هم دولت عثمانی با ایران داشته و آن در زمان، جنگ بین روسیه و عثمانی بود، در این زمان ایلچی روم با نامه‌محبت آمیز و برادرانه‌ای به دربار كریم خان جهت جلب پشتیبانی ایران آمد. سلطان عثمانی مایل بود بداند آیا مادامی‌كه عثمانی سرگرم جنگ با روسیه است، دولت ایران می‌تواند عثمانی را از جنگ حفاظت از شهرهای بادكوبه و رشت و غیره مطمئن سازد، زیرا پشتیبانی و هوشیاری ایران در این مناطق، مانع می‌گردید كه روسیه بتواند از طریق این مسیر سپاهیانی نقل و انتقال دهد به دنبال چنین درخواستی كریم خان فوراً نامه‌ای به فتح علی خان قبه‌ای نوشت و دستوراتی چند دال بر مواظبت از سواحل ایران و غرب دریای خزر و شهرهای آن نواحی به وی داد، همین برخوردهای عثمانی با روسیه باعث شده بود كه به طور كلی روابط ایران و عثمانی در عصر زند- به استثنای چند مورد – از آرامش نسبی برخوردار باشد.

روابط ایران و روسیه:
پس از آنكه در زمان نادرشاه افشار روسها مناطق مازندران و گیلان و دیگر نواحی شمالی ایران را تخلیه كردند به علت آشفتگی اوضاع داخلی روسیه پس از مرگ پتر كبیر تا روی كار آمدن كاترین دوم، برخورد نظامی‌شایان توجهی با ایران نداشتند و چیزی كه معلوم است این است كه در زمان زندیه هم ایرانیان با قدرت در برابر تجاوزات مرزی روسها ایستادگی می‌كردند.

در زمان كریم خان روابط ایران و روسیه بر اساس عهدنامه تجاری دوجانبه 1775 كه در زمان پتر كبیر منعقد شده بود استوار بود، از این زمان به بعد وقایع داخلی ایران موجب شد كه این كشور از دنیای خارج مجزا و روابط آن با دولت باختری قطع گردد. لیكن دولت روسیه پیوسته با ایران روابط سیاسی داشت و هر بار كه هرج و مرج و انقلابات داخلی به این دولت فرصت می‌داد

بی درنگ مرزهای شمالی ایران را مورد تحدید قرار می‌داد و هر بار، قسمت كوچكی از خاك این كشور را به بهانه ای مجزا كرد. از طرف دیگر دریای خزر زمینه مساعدی برای استقرار تجارت بین دو كشور فراهم كرده بود. بندر انزلی در ایران و هشتر خان در روسیه مهم ترین مراكز تجاری ایران و روسیه از راه دریای خزر بودند، این بنادر كه در منتهی الیه راههای كاروانی ایران و هند قرار گرفته بودند و با وجود اغتشاش و هرج ومرج داخلی ایران مركز فعالیت شدیدی گرید. جنگهای داخلی ایران در حقیقت انعكاس بسیار خفیف و بی اهمیتی در فعالیت تجاری این بنادر داشت.

در این زمان همسایه شمالی ایران (روسیه)، بیشتر سرگرم رقابت با كشورهای اروپایی و نبرد با عثمانی بود. فرانسه كه با روسیه و اتریش درگیر بود می‌خواست ایران و عثمانی را به هم نزدیك و این دو كشور مسلمان را علیه روسیه به جنگ وادار سازد، از همین رو پرسیمون، كشیش كه دررأس هیأت سیاسی لوئی پانزدهم در سال 1751 به ایران و عثمانی آمد تا این هدف را تحقیق بخشد در آشوب قدرت نمائیها بین كریم خان دو مدعی دیگر او در آغاز كار آنها و با اینكه موفق به مذاكراتی هم با علیمردان خان، یكی از سه مدعی كه در این زمان صدر اعظم ایران بود، شد ولی در نهایت نتیجه ای بدست نیاورد و احتمال می‌رود در آشوب های ایران به قتل رسیده باشد،‌اما از گزارشهای باقیمانده از پرسیمون نشان می‌دهد كه روسها پس از قتل نادرشاه از راه تجارت با قفقاز به تحكیم و توسعه نفوذ خود در ایالات این منطقه پرداخته بودند و به تعبیر پرسیمون با استفاده از جنگهای داخلی ایران موفق شده بودند تجارت خارجی ایران را به خود اختصاص دهند.

در نبردی كه بین عثمانی و كریم خان بر سر مسأله بصره در گرفت روسها سفیری به دربار كریم خان فرستادند و پیشنهاد اتحاد علیه عثمانی دادند. این پیشنهاد در حالی بود كه روسها و عثمانیها نبردهای شدیدی را پشت سر گذاشته بودند و دولت عثمانی هر بار امتیازات تازه ای به روسها داده بود. شبه جزیره كریمه را متصرف شده و حاكمیت خوانین تا تار تحت الحمادیه عثمانی را پایان داده بود. كریم خان از این پیشنهاد استقبال كرد، اما اجل مهلت نداد كه آن را عملی سازد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مطالعات باستان شناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مطالعات باستان شناسی دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مطالعات باستان شناسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مطالعات باستان شناسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مطالعات باستان شناسی :

امروزه بخشی از مطالعات باستانشناسی دارای رویكرد بازسازی بسترهای زمین محیطی (Geoenvirnnuntal) سایت های باستانشناختی در ابعاد محلی یا منطقه ای است. مطالعه سیستمهای استقراری بر مطالعه مدارك باستانشناختی متصل و گسترده در پهندشت استوار است نه بر سایت های منفرد متفضل، این نوع مطالعه اساس پهندشت بستانشناسی را تشكلی می دهد و از ابتدا به یك رویكرد مطالعاتی زمین ـ باستانشناسی منطقه ای (Rigional geoarchaeological approach) نیاز دارد (Rossignol (and Wandsnider 1992, Ebert 1992. بسیاری از مناطق از نظر ژئومورفولوژی در دوره كواترنری پویا بوده اند امروزه فقط بخشهای پراكنده و نسبتاً كوچكی از سطح زمینهای مربوط به آن دوره در كنار سطوح مدرن دیده می شوند (Sttafaord and (Hajic 1662. جاییكه آثار و مدارك فراوانی از بقایای باستانشناختی در سطح زمین پراكنده شده اند قسمت عمده تر آن مدارك باستانشناسی پهندشت مذكور محسوب شده و در این حال لزوماً سیر تحول یك پهندشت و وضعیت و موقعیت قراگریری ابزارها و رابطه آن با فعالیتهای رسوب گذاری منطقه باید مورد مطالعه قرار گیرد (Schiffir (1987, Stafford and Hajic 1992. بنابراین مطالعه مدارك باستانشناختی در گستره یك پهندشت در حال تغییر، احتیاج به مطالعات زمین باستانشناختی در وسعت منطقه ای و استراتژیهای كاوشهای باستانشناختی دارد.
بین آنالیز ژئومورفولوژیكی یك پهندشت و استراتژیهای استقراری و معیشتی جوامع باستانشناختی و تغییرات مداوم ساختار یك پهندشت روابط معناداری وجود دارد. یك نوع از روابط از طریق پهندشت اكولوژی حاصل می شود كه عمده تأكید آن بر ناهمگنی فضایی زمانی و محیطی یك پهندشت در اندازه های مختلف دارد. شناخت بهتر ساختار فضایی مدارك باستانشناختی در گستره یك پهندشت فقط در سایه درك مفهومی پهندشت اكولوژی است كه یك تلقی ساختاری از پهندشت دارد.
جمع آوری مدارك باستانشناختی از مناطق پهندشتی در ارتباط با بافت های استقراری و معیشتی بدلیل ضرایب متغیر مدفون شدگی و همچنین ضرایب متغیر حفظ شدگی آثار در سطح و زیر سطح زمین و تأثیر تبعیض انسانی (bias) در شناخت و جمع آوری مدارك همیشه اشكالاتی را به همراه داشته است. هر چند كه اخیراً پیشرفت تهیه
نقشه های سه بعدی از مدارك مدفون شده تا حدودی این اشكالات را رفع نموده است با این وجود این باستانشناسان كه در روی پهندشت ها كار می كنند با موانع دیگری نیز برخورد دارند كه عبارتند از حجم رسوب گذاری ها در مناطق مختلف، انتخاب تكنیك نمونه برداری صحیح، و انتخاب تكنیك صحیح كاوش در جاهاییكه آثار در اعماق بیشتری قرار دارند: (Johnson and Logan 1990). امروزه برای باستانشناسان و انسانشناسان شكی وجود ندارد كه جستجوی انسان برای غذا و استراتژیهای استقراری آنها در زمین مربوط به بخشی از عملكرد اكولوژیكی یك پهندشت می باشد كه در گسترش انرژی و مواد غذایی در بعد زمان و مكان در همه پهندشت قابل درك است (Butzer 1982). بنابراین شناخت ساختار زمین شناختی و بسترهای محیطی یك پهندشت ما را در درك بهتر انتخاب استراتژیهای گوناگون توسط انسانهای گذشته در اكوسیستم های متغیر یاری می كند. به عنوان مثال زندگی گروههای كوچ رو و  جمع آوری كننده غذا و شكارگران بیشتر از كشاورزان در معرض تغییرات كوتاه مدت محیطی بوده است. در عین حال این كه گروههای غیرمتحرك نیز باید خود را با پهندشت غیرهمگن همساز می كردند. بنابر تعریف پهندشت ها پدیده های چند بعدی هستند و پهندشت اكولوژی با ساختار، عملكرد و با تجمعهای فضایی اكوسیستم مربوط می شود. منظور از ساختار در اینجا توزیع فضایی انرژی، مواد و انواع است كه به اندازه، شكل، تعداد، نوع و ساختمان كلی اكوسیستم ها بستگی دارد. عملكرد، رابطه متقابل  داده های فضایی فوق و تغییر نیز به دگرگونی ساختار و عملكرد داده های فوق در طول زمان برمی گردد (Turner 1989: 173).
پهندشت اكولوژی در مدل سازی ناهمگن محیطی بسیار موفق بوده است و تئوریهای آندر تفسیر رفتارهای حیوانات بزرگ علفخوار هنوز از ثبات كاملی برخوردار است بطوریكه تئوریهای سنتی در تفسیر آن دچار اشكال هستند (Johnson et al. 1992). حیوانات علفخوار با منابع موجود روی پهندشت در ابعاد مختلف فضایی و زمانی ارتباط دارند (Senft et al. 1987:789) در حالیكه در تئوریهای نظیر تئوری (Optimal (foraging شكار و شكارگر رابط متقابل داشته و تأثیرات محیط نادیده گرفته شده است (Stephens and Krebs 1986). متأسفانه بیشترین مدلهای باستانشناسی شكارگران ـ گردآورندگان غذا از تئوریهای سنتی Optimal foraging اقتباس شده كه در آن یك پهندشت باستانشناختی بصورت بیش از حد ساده ای كه انسانهای گردآورنده غذا با آن سر و كار دارند تصور شده است. در حالیكه پهندشت اكولوژی ابزاری ادراكی منطقی بدست می دهد كه حداقل نتیجه آن توصیف ساختار پهندشت ها است كه در درك استراتژیهای بكار گرفته توسط انسانهای پیش از تاریخ بسیار مؤثر است: (Staffed and Hajic 1992).
بعنوان مثال (Stafford 1994) در یك مطالعه رابطه بین ساختار پهندشت و استراتژیهای اتسقراری یك جامعه شكارچی گردآورنده را در جنوب غربی ایندیانا با تحلیل محل تولید ابزارهای دو رویه سنگی و مجاورت آن ها را با شبكه بهم پیچیده آبرسانی نظیر چشمه های متعدد طبیعی نشان داده است. در این مطالعه چشمه های متوالی به عنوان كریدوری جهت دسترسی به منابع جدا از هم تلقی شدند. بافت سیستم شبكه ای آب در مقایسه با سیستم گیاهان از جنبه های ثبات دار این پهندشت محسوب شده و بعنوان نشانگر نسبی ساكنان این منطقه بكار گرفته شدند. تغییرات حادث شده در ساختار مكانهای ابزارسازی در كنار چشمه ها، نشان داد كه همه آنها از زمان معینی (اوایل و اواسط هولوسن) شروع به استقرار شده اند. مطالعه نمونه های فیزیوگرافیك بسترها نظیر سرزمینهای مرتفع قابل شستشو این امكان را بدست داد كه این بسترها از نقطه نظر بهره وری از زمین در مقیاس جغرافیایی مورد سنجش واقع شوند. نتیجه سنجش ها نشان داد كه جابجایی شكارگر گردآوری كنندگان غذا در این پهندشت با تغییرات حاصل شده در فرم زمین رابطه دارد.
در آنالیز یك پهندشت اجزای پهندشت cells) یا (ecotopes واحدهای اساسی آنالیز محسوب می شوند و حداقل بخشهای همگن یك سرزمین را نشان می دهند (Zonneveld 1990: 14). این واحدها بصورت عمودی براساس صفات زمین مانند صخره، خاك، فرم زمین، گیاهان، آب و هوا، حیوانات و غیره كه در ابعاد گوناگون در زمین پراكنده شده اند تعیین می گردند. به عبارت دیگر اجزاء یك پهندشت
اكوسیستم های جدا از همدیگر هستند كه در عمل هر كدام از آنها قطعه ای از زمین را، جاییكه حداقل یكی از صفات زمین در آن بصورت همگن وجود دارد نشان می دهند بعنوان یك واحد آنالیز، هر كدام از آنها مبنای تعیین ساختار پهندشت محسوب
می شوند. اجزاء یك پهندشت همچنین در ارتباط با اندازه و عادت تحرك یك تشكیلات معین می گردند (Stafford  and Hajic 1992: 13).
بعنوان مثال در استراتژی استقرار مردمان شكارگر گذشته، اجزای یك پهندشت می تواند براساس آن صفاتی از زمین كه بصورت مثبت یا منفی در استراتژی تحرك یا در تاكتیك موقعیت یابی در یك محدوده معینی تأثیر گذاشته اند تعیین و تعریف شود. اجزاء یك پهندشت می توانند همچنین براساس مورد استفاده قرار گرفتن بعنوان منابع غذایی، یا بعنوان یك عامل توپوگرافیك كه سیستم های آبیاری را تحت تأثیر قرار می دهد و یا براساس پتانسیل آنها در كاربردهای ویژه تعریف گردند (Warren 1990: 204, (Kvamme 1989: 151-513.
در ادبیات باستانشناسی و در نوشته های پیشروان پهندشت باستانشناسی نظیر (Binford 1982, Chang 1922, Schlanger 1992) مفهوم مكان یك مفهوم سیستماتیك است و بعنوان زیر مجموعه اجزاء یك پهندشت محسوب می گردد. در این تعریف مكان دارای یك اندازه مناسب و دارای صفات حد كوچك در اشتراك با فرمهای خاص زمین و متصل به اجزاء پهندشت دارای منابع زیستی است. فراوانی و توزیع فضایی اجزای پهندشت و وجود مكان ها با درجه احتمال بالا بافت خود پهندشت و درجه استفاده از آن را مشخص می كند. بعنوان مثال اجزاء یا مكانها با درجه احتمال بالا ممكن است بصورت متصل بهم و بصورت خطی (مانند خاكریزهای طبیعی) و یا برعكس آن بصورت منفرد (مانند پناهگاههای سنگی) در یك پهندشت توزیع شده باشند. این پدیده عاملی است كه در تناسب فضایی یك استقرار در طولانی مدت مغایرت ایجاد می كند (Dewar and Mc Bride 1992).
همچنین عوامل دیگر مانند ساخت و سازها در یك پهندشت استفاده مجدد از یك مكان را در پهندشت در كوتاه مدت مورد تأثیر قرار می دهد.
بنابراین ساختار فضایی اجزاء پهندشت است كه ساختار فضایی مدارك باستانشناسی را در طولانی مدت ایجاد می كند. به عبارت دیگر در یك پهندشت این فرآیندهای طولانی مدت هستند كه تجمع باستانشناختی را تولید می كنند.
مكانهای استفاده شده در یك پهندشت بوسیله نمونه برداری از ابزارهای پراكنده شده در آن پهندشت معین می گردند. اختلاف در تراكم ابزارها نشان می دهد در كدامیك از اجزاء پهندشت تجمع ابزارهای فرهنگی اتفاق افتاده است در این حال منظور نشان دادن فعالیت های انجام شده در یك نقطه یا یك سایت منفرد نیست بلكه منظور این است كه ساختار توزیع فضایی ابزارها در واحد یك پهندشت و رابطه همبستگی یا عدم همبستگی آنها را با انواع اجزاء پهندشت نشان داده شوند
(Dunnell and Dancey 1983: 73-4).
ویژگی و گسترش فضایی اجزاء یك پهندشت باعث ایجاد الگوهای مختلف در استفاده از پهندشت می گردند و این در حالی است كه گسترش فضایی ابزارهای باستانشناختی به نسبت فرم زمین تغییر می كند . از طرف دیگر اجزاء پهندشت و فرم زمین در همه جای آن یكسان نیست. بعنوان مثال منابع موجود در مناطق بلندتر با مناطق كنار رودخانه كاملاً متمایز هستند (حیواناتی نظیر گوزن و بزكوهی در ارتفاعات و حیوانات آبزی در كنار رودخانه ها) كه در هر دو مورد احتمالاً اجزاء پهندشت دارای صفات فرم زمین مشابه بوده ولی نظم و ترتیب گسترش فضایی آنها با همدیگر متفاوت هستند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید