تحقیق در مورد یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است :

یك خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است

نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت سوم )

در قسمت دوم این مبحث ، به نقش خانواده های سهلگیر ، سختگیر و مقتدر پرداخته شد ، در این بخش با توضیح الگوها و رفتار والدین ، مطلب را پی می گیریم.
نظام باز و بسته خانوادگی
نظام خانوادگی را از جهت دیگر می توان به نظام ” باز و بسته ” تقسیم كرد.

در نظام باز خانوادگی
الف- سطح ارزش اعضاء خانواده بالاست و هر یك از اعضاء ارزش دیگری را درك می كند و به او احترام می گذارد.
ب – ارتباط اعضاء خانواده با یكدیگر صادقانه ، روشن و مستقیم است . از بیان مطالب ترسی ندارند و مقاصد خود را به وضوح بیان می كنند.
ج – قواعدی كه حاكم بر خانواده است ان

سانی ، قابل انعطاف و تغییر ناپذیر است. هر یك از اعضاء خانواده می تواند آزادانه نیازها و خواست خود را بیان كند و پذیرای انتقاد سایرین باشد.
نظام بازخانوادگی محلی مناسب برای رشد اعضاء و تبادل نظر و بالندگی است. دراین خانواده هرفردی به تناسب توان واستعداد خود رشد می یابد و پیشرفت می كند.
در مقابل ، در نظام بسته خانوادگی
الف – ارزش اعضاء خانواده پایین است . هركدام از اعضاء ، دیگری را تحقیر می كند و به او احترام نمی گذارد.

ب – ارتباط اعضای خانواده با یكدیگر غیر صادقانه و مبهم است. معمولاً اعضاء خانواده یكدیگر را سرزنش می كنند و مطالب را به صورتی پوشیده و به اصطلاح مبهم بیان می كنند.
ج – قواعد حاكم برخانواده غیر انسانی ، خشك و تغییرناپذیراست. هركس در این خانواده به فكر خویش است و توجهی به نیازها و خواسته های سایر اعضاء ندارد .

در نظام بسته آشفتگی مشهود است. گرچه خانواده ها مشكلات خود را در قالب مشكل یكی از اعضاء و غالباً كودكان و نوجوانان بیان می دارند ولی باید مشكل را در ساخت خانواده و نظام آن و در شبكه ارتباطات خانوادگی جستجو كرد.
در خانواده هایی كه مشكل دارند خانواده درست سازمان نیافته ، هر یك از اعضاء نقش خود را درست ایفا نمی كند ، دارای شبكه ارتباطی مناسبی نیست و پیامها به صورت صادقانه و روشن رد و بدل نمی شود.
لازم به ذكر است كه شبكه ارتباطات فقط شامل پیام كلامی نمی شود. بلكه شامل كلمات ، وضعیت بدن ، اشارات وعلائم و حتی نحوه لباس پوشیدن و آراستگی ظاهر نیز هست .
بررسی ویژگی های خانواده سالم

در نظامهای سالم خانوادگی ، نقشها هم سالم هستند و فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند . پدر و مادر نقش آموزگاران را بازی می كنند، روی فرزندان خود وقت صرف می كنند ، به آنها توجه می نمایند و آنها را جهت می دهند.

در نظامهای سالم خانوادگی نقشها انعطاف پذیرند و دست به دست می شوند . حركت آرام و آهسته است ، تبادل افكاربا یكدیگر دارند، روابط آنها با هم ملایم است . مادر ممكن است در یك زمان براساس اقتضا در نقش بلا گردان ظاهر شود و سپس ، این وظیفه به پدر و چندی بعد به فرزندان واگذارگردد.
خانواده سالم و موفق مجموعه ای است كه در آن ، همه ی اعضاء موفق هستند وهمه ی مناسبات میان افراد آن روال طبیعی و موفقی دارد. اعضای این خانواده می توانند از قدرت های انسانی خود استفاده كنند. آنها از این قدرتها برای مشاركت و تعاون و ارضاء نیازهای فردی و جمعی خود استفاده می كنند. خانواده سالم خاك سالمی است كه در آن افراد رشد سالم دارند و انسانها بالغ می شوند . البته رسیدن به این مهم مشمول نكات زیر است :
الف – خانواده ، واحدی برای رشد و بقاست.

ب – خانواده مكانی است كه نیازهای احساسی و عاطفی همه اعضای خود را تأمین می كند ، از جمله ی این متغیرها می توان به تعادل میان استقلال و وابستگی اشاره كرد.
ج- خانواده سالم رشد و اعتلای همه اعضای خود، از جمله پدر و مادر را در نظر می گیرد.
د- خانواده مكانی است كه درآن عزت نفس ایجاد می شود.
هـ – خانواده ، واحد مهمی در اجتماع است و برای جامعه ای كه قصد دوام دارد حائز اهمیت است .
و – خانواده خاكی حاصلخیز برای پرورش انسانها ی بالغ است .
انسان بالغ كسی است كه تفاوت میان خود و دیگران را درك می كند و از هویت برخوردار است . شخصی با این خصوصیات می تواند بی آنكه به خانواده خود متصل باشد با آنها روابط معنی دار ایجاد كند.

مقررات در خانواده های موفق روشن است . زن و شوهر از تفاوت های رفتاری ، ارتباطی و نگرش خانواده های خود آگاهند و آنها را بدون تعصب و بی آنكه به درست بودن یا نبودن آن كاری داشته باشند می پذیرند و متفاوت بودن آنها را تصدیق می كنند .

زن و شوهر هر كدام در جهت یافتن راه حل های مسالمت آمیز قدم برمی دارند. البته این هرگز به معنای آن نیست كه تضاد و اختلافی میان آنها بروز نمی كند. ظرفیت قبول تفاوت و مواجهه ی منطقی با تضاد ها و اختلافها نشانه ی صمیمت و نشانه ی خانواده سالم است ، اختلاف سالم چنانچه مورد استفاده درست قرار گیرد، مفید و سازنده است .

در یك ازدواج موفق ، زن و شوهر متعهدند كه بر سر تفاوت های خود به توافق برسند . در تضاد واختلاف باقی نمی مانند و به این هم تن نمی دهند كه با هم بحث و مخالفت نكنند. به جای آن برای مصالحه و صمیمت تلاش می كنند. باهم گفتگو كردن بخشی ازتماس ومصالحه است . زوجهای موفق هم باهم درگیر می شوند؛ اما با اختلافات خود برخورد منصفانه می كنند.

چگونه می توان در برابر اختلافات برخورد منصفانه داشت؟
1- جرئت داشتن به جای پرخاشگری
2- توجه به زمان اكنون و اجتناب از مراجعه به سوابق امر
3- اجتناب از پرگویی و نپرداختن به جزئیات
4- اجتناب از داوری
5- صداقت داشتن و توجیه واقعیت ها به جای كمال طلبی
6- اجتناب از سرزنش
7- گوش كردن پویا
8- پرداختن به یك موضوع بخصوص در هر زمان
9- توجه به راه حل به جای تلاش برای اثبات نظریه خود.
در خانواده موفق مقررات پنهان ، مطرح و بررسی می شود. آنچه مطرح ناشدنی باقی می ماند بسیار جزئی است. در این شرایط فرزندان خانواده تحت تأثیر باورهای ناگفته ی پدر و مادر آسیب نمی بینند.
در یك رابطه ی زناشویی سالم ، اتصال و وابستگی به دلیل میل است و نه صرفاً از روی نیاز، در این شرایط هر كدام در جهت و جانب كامل شدن كم و بیش درحركتند . زن و شوهری كه از كامل بودن یكدیگر حمایت و حراست می كنند به هم می پیوندند و رشد می كنند. هر كدام با كم كردن كنترل ، انتقاد ، سرزنش و داوری به رشد دیگری كمك می كند. در خانواده های زنده و بالنده ، به طورمداوم شاهد الگوهای متفاوتی هستیم . ارتباط ها مستقیم ، واضح ، صریح و صمیمانه است . قاعده ها قابل انعطاف ، انسانی ، مقتضی و دستخوش تغییراست و پیوند با اجتماع نیز بارز و امید بخش می باشد.
در قسمت بعد به ویژگی های خانواده ی موفق و خانواده ی ناموفق خواهیم پرداخت.

خانواده موفق و خانواده ناموفق
نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت چهارم )
در قسمت قبل به نظام باز و بسته ی خانواده و ذكر ویژگی های خانواده سالم پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم ; در یك خانواده ی بالنده هر لحظه می توان نشاط و سرزندگی ، اصالت و محبت و علاقه را احساس كرد. به نظر می رسد كه در چنین خانواده ای علاوه بر مغز، قلب و روح هم حضور دارند . افراد با تمام وجود به سخنان همدیگر گوش فرا می دهند و رعایت حال و خواسته یكدیگر را می كنند و برای هم ارزش قایلند و آشكارا محبت خود را ابراز نموده

، یا درصورت لزوم با یكدیگر همدردی می كنند. افراد چنین خانواده ای از خطر كردن ، نمی هراسند. زیرا هر فرد خانواده متوجه است كه با خطر كردن حتماً اشتباهاتی رخ خواهد داد و اشتباهات ، خود نشانه ای از رشد كردن است، همه ی افراد خانواده احساس می كنند كه از حقوقی برخوردارند ، ضمن این كه كاملاً به یكدیگرعلاقه مندند و برا ی همدیگر ارزش قائلند.

هركس می تواند احساس سر زندگی را در چنین خانواده ای ببیند. حركات بدنها و حالت چهره ها آرمیده است . افراد با آهنگی پر مایه و روشن حرف می زنند. در روابطشان باهم ، هماهنگی وجود دارد . حتی وقتی خردسالند به نظر گشاده رو ومهربان می آیند و بقیه افراد خانواده هم با آنها مثل آدمهای بزرگ رفتار می كنند.

خانواده های مسئله دار و آشفته در اثر ازدواجهای مسئله دار به وجود می آیند. در خانواده ها ی آشفته ارزش خود ، پایین ؛ ارتباط ، غیرمستقیم ؛ قاعده ها خشك و بی روح و ناسازگار و یكنواخت است و پیوند با اجتماع براساس ترس و آرام كردن خشم و سرزنش است .
در خانواده های آشفته و ناراحت ، جو منفی را خیلی سریع و آسان می توان احساس كرد. هر وقت در چنین خانواده ای باشیم به سرعت احسا س می كنیم كه ناراحتیم . گاهی محیط آن چنان سرد است كه گویی همه یخ زده اند ، فضا فوق العاده مؤدبانه است و بی حوصلگی به وضوح روشن و مشهود است .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله دلایل افت تحصیلی دانش آموزان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله دلایل افت تحصیلی دانش آموزان دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله دلایل افت تحصیلی دانش آموزان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله دلایل افت تحصیلی دانش آموزان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله دلایل افت تحصیلی دانش آموزان :

امروزه یكی از مسائل مهمی كه فكر بسیاری از مسئولین و دست‌اندركاران نظام تعلیم و تربیت كشور ما را بخود مشغول كرده است ، مسائل ناشی از نارسائی‌های نظام جدید می‌باشد كه منجر به افت تحصیلی دانش‌آموزان دبیرستانهای مشهد شده و خود بعنوان یك مسئله اساسی مطرح می‌باشد. این پژوهش در پی شناخت عوامل مربوط به ساختار و محتوای نظام جدید آموزش متوسطه بوده، كه زمینه‌های لازم را برای افت تحصیلی دانش‌آموزان فراهم كرده است . فرضیه‌هایی كه بدین منظور تدوین شده عبارتند از:

1- شیوه برنامه ریزی دروس در نظام جدید آموزش متوسطه یكی از عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموز محسوب می‌شود.
2- تغییرات مكرر آئین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرائی نظام جدید آموزش متوسطه از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان است .
3- حجم زیاد و سنگین دروس از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان محسوب می‌شود.
4- شیوه‌های سنتی تدریس یكی از عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان محسوب می‌شود.

5- نحوه انتخاب رشته در نظام جدید یكی از عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان است .-6 عدم تمایل دانش‌آموزان ضعیف نسبت به ادامه تحصیل در شاخه‌های كار و دانش و فنی و حرفه‌ای یكی از عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان است . ضمنا نگرش دبیران نسبت به هر یك از فرضیه‌های فوق با سابقه خدمت آنان بررسی و رابطه میان هر یك سنجیده شده است

. جامعه این پژوهش متشكل از كلیه دبیران شاغل در دبیرستانهای نظام جدید و كلیه دانش‌آموزان مشغول به تحصیل در این دبیرستانها كه لااقل ترم چهارم و بیشتر بوده و در یك یا چند درس افتاده‌اند، در نواحی 6 گانه شهرستان مشهد است . نمونه‌گیری در این پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انجام شده است . حجم نمونه متشكل از 120 دبیر و 300 نفر دانش‌آموز می‌باشد. با توجه به آنكه موضوع تحقیق نوعی نگرش سنجی بوده، لذا روش تحقیق بكار رفته از نوع پیمایشی است . برای سنجش نگرش دبیران و دانش‌آموزان 2 نوع پرسشنامه ساخته شده یكی مخصوص دبیران و دیگری مخصوص دانش‌آموزان، سئوالات هر دو پرسشنامه براساس مقیاس لیكرت طراحی (بسیار زیاد-زیاد-كم-بسیار كم) كه به هر یك از پاسخ‌ها وزنی معادل 1 تا 4 داده شده است . برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده، برای مستند سازی فرضیه‌های تحقیق از آزمون مجذور كا (X2) استفاده شده است . نتایج عمده حاصل از این پژوهش عبارت است از:

1- در مورد فرضیه اول: بین شیوه برنامه‌ریزی دروس و افت تحصیلی دانش‌آموزان در نظام جدید ارتباط معنی داری وجود دارد. یعنی اینكه شیوه برنامه‌ریزی دروس در نظام جدید از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان محسوب می‌شود.
2- در مورد فرضیه دوم: بین تغییرات مكرر آئین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرائی نظام جدید و افت تحصیلی دانش‌آموزان در نظام جدید ارتباط معنی داری وجود ندارد. اما این عامل می‌تواند بطور غیرمستقیم بر افت تحصیلی دانش‌آموزان تاثیر بگذارد.
3- در مورد فرضیه سوم: بین حجم زیاد و سنگین دروس و افت تحصیلی دانش‌آموزان ارتباط معنی داری وجود دارد. یعنی اینكه حجم زیاد و سنگین دروس از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان در نظام جدید به شمار می‌رود

در مورد فرضیه چهارم: بین شیوه‌های سنتی تدریس و افت تحصیلی دانش‌آموزان ارتباط معنی داری وجود دارد. یعنی اینكه شیوه سنتی تدریس از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان در نظام جدید به شمار می‌رود. -5 در مورد فرضیه پنجم: بین نحوه انتخاب رشته در نظام جدید و افت تحصیلی دانش‌آموزان ارتباط معنی داری وجود دارد. یعنی اینكه نحوه انتخاب رشته در نظام جدید از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصیلی دانش‌آموزان به شمار می‌رود.
6- در مورد فرضیه ششم: بین عدم تمایل دانش‌آموزان ضعیف نسبت به تحصیل در شاخه‌های كارودانش و فنی و حرفه‌ای و افت تحصیلی دانش‌آموزان در نظام جدید ارتباط معنی‌داری وجود دارد. یعنی اینكه عدم تمایل دانش‌آموزان ضعیف نسبت به ادامه تحصیل در شاخه‌های كار و دانش و فنی و حرفه‌ای از جمله عوامل موثر برافت تحصیلی آنها در شاخه نظری به شمار می‌رود. چكیده به زبان فارسی نگرش / دبیر / دانش‌آموز / افت تحصیلی Attitude / High school teacher / Student / School drop out صباغیان، زهرا دانشگاه شهید بهشتی ، دانشكده علوم تربیتی و روانشناسی

تعطیلی‌های نابهنگام مدارس به علت دلایلی مانند سرما و آلودگی هوا، درسی برای زندگی دانش‌آموزان است.
تعطیلی‌ مدارس كه به علت بارش برف و باران و یا آلودگی هوا پپش می‌آید، یك یادگیری برای دانش‌آموزان محسوب می‌شود. دانش‌آموز در روزی كه تعطیل است، فكر می‌كند كه دلیل تعطیلی چیست و چرا مدرسه تعطیل شده است و همین تفكبسیار با ارزش است. آموزش و پرورش با تعطیلی نابهنگام مدارس به دانش‌آموزان می‌آموزد كه تنها به فكر آموزش آنها نیست و ارتقای فرهنگ و سلامتی دانش‌آموزان را مدنظر دارد و اینگونه آموزشها حفظ كردنی نیست بلكه تجربی است. در خصوص افت تحصیلی دانش‌آموزان در تعطیلی‌های نابهنگام مدارس نیز اگر دانش‌آموزان مشكل اساسی در این زمینه داشته باشند شورا و معلمان مدرسه با برگزاری كلاسهای مختلف تقویتی و جبرانی این مشكل را حل می‌كنند.

مرور می كنیم. مسئله افت تحصیلی در نظام آموزش و پرورش در بسیاری از كشورهای جهان سوم به صورت حاد مطرح است. منابع و امكانات اغلب كشورهای جهان سوم محدود است و این مسئله، صرفه جویی، دقت در مصرف و تخصیص این منابع به بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی را الزامی می سازد.
افزایش سریع جمعیت واجب التعلیم این كشورها، بخش عمده ای از درآمد ملی آنها را می بلعد. در حالی كه در اغلب این كشورها هنوز همه كودكان لازم التعلیم به مدارس راه نیافته اند و تعداد زیادی از جمعیت بزرگسالان آنها بی سواد هستند،علاوه بر آن مشكل افت تحصیلی در مدارس نیز به حجم این مشكلات افزوده می شود. در كشور ما نیز افت تحصیلی یكی از مشكلات كنونی نظام آموزش و پرورش است كه همه ساله دهها میلیارد ریال بودجه كشور را به هدر می دهد.

یافته های آماری از مدارس كشور نشان دهنده آن است كه افت تحصیلی به صورت مردودی، ترك تحصیل زودرس و یا اشكال دیگر آن مقادیر زیادی از منابع مالی ملی و استعدادهای انسانی جامعه را تلف می كند.
هرگاه از افت تحصیلی سخن به میان می آید، بیشتر مردم درصد دانش آموزان مردودی و یا ترك تحصیل كنندگان از مدارس را یادآوری می كنند،در حالی كه مردودی ها و ترك تحصیل كنندگان یك دوره آموزشی نسبت به كل دانش آموزان آن دوره، بخشی از افت تحصیلی یك دوره آموزشی محسوب می شود. اما افت تحصیلی تنها به این درصدها حدود نمی شود، بلكه در حوزه مسائل آموزشی مفهوم گسترده تری را به دنبال دارد.

افت تحصیلی دارای دو جنبه كمی و كیفی است. افت تحصیلی كمی عبارت است از درصد دانش آموزان یك دوره آموزشی كه به سبب مردود شدن و یا ترك تحصیل نتوانسته اند آن دوره تحصیلی را با موفقیت به پایان برسانند. در مفهوم افت تحصیلی كیفی نیز به نارسایی در دست یابی به هدفهای تعیین شده آموزشی و یا عدم تحقق بخشی از این هدفها اشاره شده است. لذا تفاوت بین دانش و مهارت فارغ التحصیلان یك دوره آموزشی و هدفهای تعیین شده برای این دوره را با افت تحصیلی كیفی نشان می دهند.

افت تحصیلی چیست؟
افت تحصیلی عبارت است از وقوع ترك تحصیل زودرس و تكرار پایه تحصیلی در نظام آموزش و پرورش یك كشور. این تعریف از افت تحصیلی تا اندازه ای محدود است، زیرا انواع دیگر افت تحصیلی در این مفهوم نادیده گرفته شده است.
افت تحصیلی در كشور ما نیز رقم قابل توجهی را تشكیل می دهد و هر سال نیز این پدیده آموزشی به صورت مردودی، ترك تحصیل زودرس و یا سایر اشكال آن تأثیرات نامطلوبی را در حیات فردی و خانوادگی افراد بر جای می گذارد و علاوه بر لطمات اقتصادی بر حوزه آموزشی، موجب نابسامانیهای اجتماعی نیز می شود.

یكی از دلایل افت تحصیلی به روش های تدریس معلمان برمی گردد. روش های تدریس كه یكی از عناصر جدایی ناپذیر فرآیند آموزش و پرورش است، باید در بررسی های مربوط به افت كمی و كیفی تحصیلی مورد توجه قرار بگیرد. لذا تدریس را نباید وسیله ای برای انتقال دانش از ذهن معلم و یا چند كتاب به ذهن دانش آموز تلقی كرد. بلكه مراد از تدریس، فراهم كردن شرایط مناسی است كه تحت آن شرایط، دانش آموز باید به یادگیری بپردازد.
از دیگر عوامل موثر در افت تحصیلی می توان به نقش معلم نیز اشاره كرد. معلم كه در گذشته به عنوان منبع دانش و اطلاعات به شمار می رفت و نقش اصلی انتقال دانش و اطلاعات به ذهن دانش آموزان را عهده دار بود.

امروزه با وجود و بسط رسانه های شنیداری و دیداری رادیو، تلویزیون، سفرنامه ها و; منابع اطلاعاتی دانش آموزان گسترش یافته است، بنابراین نقش معلم نیز هر روز كمرنگ تر می شود. از سوی دیگر عوامل اجتماعی و شرایط زندگی نیز به نوبه خود تغییر می كنند و تحول می یابند.
بنابراین لازم است كه معلم دارای بهره هوشی و استعداد ذهنی بالاتری باشد، همچنین به حرفه معلمی عشق بورزد، دانش آموزان را دوست بدارد و از سلامت بدنی و مهارتهای شغلی و تخصصی بالایی نیز برخوردار باشد. در خاتمه می توان به عوامل موثر اقتصادی مانند فقر اقتصادی، وضع مسكن، میزان درآمد و عوامل فرهنگی دیگر مانند فراوانی دانش آموزان در یك كلاس و تحصیلات والدین و علل روانی مانند اختلالات روانی و معلولیت های ذهنی و جسمی دانش آموزان و همچنین علاقه به درس دانش آموزان نیز اشاره كرد.

كاربرد اصطلاح افت یا اتلاف (Wastage) در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده است و لذا آنان آموزش و پرورش را به صنعتی تشبیه می كنند كه بخشی از سرمایه و مواد اولیه ای را كه باید به محصول نهایی تبدیل شود، تلف نموده است و در نتیجه مطلوبیت مورد انتظار را در جامعه به بار نیاورده است. شاید این تشبیه چندان خوشایند كارشناسان آموزشی نباشد و اصطلاح قصور در تحصیل یا واماندگی از تحصیل مطلوبتر باشد. وجود این از نقطه نظرمنابع مالی و بودجه ای كه جامعه در اختیار نهاد رسمی تعلیم و تربیت قرار می دهد، بدون شك آموزش و پرورش یكی از بزرگترین مشاغل كارآفرین اقتصادی جهان را داراست.

بسیاری از دولت ها، برنامه آموزش و پرورش را در رأس سایر برنامه های خود قرار داده اند.
بدین ترتیب در پانزده كشور آسیایی با اینكه تعداد اطفالی كه به مدرسه ابتدایی می روند هفتاد درصد افزایش یافته است، اما هنوز نیازهای آموزشی جهان سوم برآورده نشده است. در مورد علاقه مندی خانواده ها به تحصیل و میزان سواد والدین و تأثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان توسط «كارسون وروت» تحقیقاتی انجام شده است كه نتایج حاصله نشان می دهد كه مشخصه اصلی كودكان تیزهوش این است كه آنان خانواده های پرمهر و محبتی داشته اند و خود والدین آنها علاقه وافری به یادگیری فرزندانشان داشته اند.

لذا این پژوهش وجود همبستگی میان هوش و پیشرفت تحصیلی كودكان و وضع و منزلت اجتماعی والدین آنها را اثبات می كند. همچنین این نشان دهنده آن است كه بهره هوشی كودكان، با موفقیت اجتماعی و اقتصادی والدین آنها همبستگی مثبتی دارد.
هرچه موقعیت اجتماعی و اقتصادی پدر و مادر بهتر باشد، بهره هوشی كودك نیز بالاتر خواهد رفت و در نتیجه در دروس پیشرفت خواهد داشت.
را مرور می كنیم.

مسئله افت تحصیلی در نظام آموزش و پرورش در بسیاری از كشورهای جهان سوم به صورت حاد مطرح است. منابع و امكانات اغلب كشورهای جهان سوم محدود است و این مسئله، صرفه جویی، دقت در مصرف و تخصیص این منابع به بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی را الزامی می سازد. بنابراین افزایش سریع جمعیت واجب التعلیم این كشورها، بخش عمده ای از درآمد ملی آنها را می بلعد. در حالی كه در اغلب این كشورها هنوز همه كودكان لازم التعلیم به مدارس راه نیافته اند و تعداد زیادی از جمعیت بزرگسالان آنها بی سواد هستند،علاوه بر آن مشكل افت تحصیلی در مدارس نیز به حجم این مشكلات افزوده می شود. در كشور ما نیز افت تحصیلی یكی از مشكلات كنونی نظام آموزش و پرورش است كه همه ساله دهها میلیارد ریال بودجه كشور را به هدر می دهد.
یافته های آماری از مدارس كشور نشان دهنده آن است كه افت تحصیلی به صورت مردودی، ترك تحصیل زودرس و یا اشكال دیگر آن مقادیر زیادی از منابع مالی ملی و استعدادهای انسانی جامعه را تلف می كند.

هرگاه از افت تحصیلی سخن به میان می آید، بیشتر مردم درصد دانش آموزان مردودی و یا ترك تحصیل كنندگان از مدارس را یادآوری می كنند،در حالی كه مردودی ها و ترك تحصیل كنندگان یك دوره آموزشی نسبت به كل دانش آموزان آن دوره، بخشی از افت تحصیلی یك دوره آموزشی محسوب می شود. اما افت تحصیلی تنها به این درصدها محدود نمی شود، بلكه در حوزه مسائل آموزشی مفهوم گسترده تری را به دنبال دارد.
افت تحصیلی دارای دو جنبه كمی و كیفی است. افت تحصیلی كمی عبارت است از درصد دانش آموزان یك دوره آموزشی كه به سبب مردود شدن و یا ترك تحصیل نتوانسته اند آن دوره تحصیلی را با موفقیت به پایان برسانند. در مفهوم افت تحصیلی كیفی نیز به نارسایی در دست یابی به هدفهای تعیین شده آموزشی و یا عدم تحقق بخشی از این هدفها اشاره شده است. لذا تفاوت بین دانش و مهارت فارغ التحصیلان یك دوره آموزشی و هدفهای تعیین شده برای این دوره را با افت تحصیلی كیفی نشان می دهند.

زمینه ساز افت تحصیلی چیست؟
هیچ چیز مانند ضایعات تعلیم و تربیت در سرنوشت ما و دانش آموزان موثر نیست، زیرا نه تنها تعلیم و تربیت ناقص، بودجه ملی را هدر می دهد، بلكه از همه مهمتر، قسمتی از عمر كودكان و نوجوانان را هنگام تحصیل در مدرسه كاملاً تلف می كند.
همچنین اگر بخش اعظم این افت تحصیلی در دوران بلوغ اتفاق بیافتد، می تواند موجب بروز ناكامی در فرد شود. ارزشیابی های انجام شده در مورد كیفیت آموزشی نشان می دهد كه در سالهای اخیر با توجه به فراوانی تعداد مدارس و افراد مدرسه رو، تغییرات قابل توجهی از لحاظ كیفی در نظام آموزش و پرورش ما حاصل نشده است.

یكی از دلایل افت تحصیلی به روش های تدریس معلمان برمی گردد. روش های تدریس كه یكی از عناصر جدایی ناپذیر فرآیند آموزش و پرورش است، باید در بررسی های مربوط به افت كمی و كیفی تحصیلی مورد توجه قرار بگیرد. لذا تدریس را نباید وسیله ای برای انتقال دانش از ذهن معلم و یا چند كتاب به ذهن دانش آموز تلقی كرد. بلكه مراد از تدریس، فراهم كردن شرایط مناسی است كه تحت آن شرایط، دانش آموز باید به یادگیری بپردازد.
از دیگر عوامل موثر در افت تحصیلی می توان به نقش معلم نیز اشاره كرد. معلم كه در گذشته به عنوان منبع دانش و اطلاعات به شمار می رفت و نقش اصلی انتقال دانش و اطلاعات به ذهن دانش آموزان را عهده دار بود.

امروزه با وجود و بسط رسانه های شنیداری و دیداری رادیو، تلویزیون، سفرنامه ها و; منابع اطلاعاتی دانش آموزان گسترش یافته است، بنابراین نقش معلم نیز هر روز كمرنگ تر می شود. از سوی دیگر عوامل اجتماعی و شرایط زندگی نیز به نوبه خود تغییر می كنند و تحول می یابند.
بنابراین لازم است كه معلم دارای بهره هوشی و استعداد ذهنی بالاتری باشد، همچنین به حرفه معلمی عشق بورزد، دانش آموزان را دوست بدارد و از سلامت بدنی و مهارتهای شغلی و تخصصی بالایی نیز برخوردار باشد. در خاتمه می توان به عوامل موثر اقتصادی مانند فقر اقتصادی، وضع مسكن، میزان درآمد و عوامل فرهنگی دیگر مانند فراوانی دانش آموزان در یك كلاس و تحصیلات والدین و علل روانی مانند اختلالات روانی و معلولیت های ذهنی و جسمی دانش آموزان و همچنین علاقه به درس دانش آموزان نیز اشاره كرد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ورزش و فراغت در تفكر اجتماعی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ورزش و فراغت در تفكر اجتماعی دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ورزش و فراغت در تفكر اجتماعی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ورزش و فراغت در تفكر اجتماعی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ورزش و فراغت در تفكر اجتماعی :

مقدمه
ما در اینجا تاریخچه كاملی از تفكر جامعه شناسی در مورد ورزش و فراغت را ارایه
نمی كنیم، اما تا اندازه ای تاریخچه ای گزینشی از برخی سنن اصلی تفكر اجتماعی كه از انبوهی از پژوهش ها در جامعه شناسی ورزش و فراغت، آگاهی داده است. برخلاف شرایط چشم اندازی یا چارچوبی، كلمه سنت، عمداً در این فصل به كار رفته است، زیرا این كلمه چیزی بیش از مفهوم تغییر و نیز استمرار را در درون و مابین شیوه های گوناگون اندیشیدن در مورد ورزش و فراغت حمل می كند. ما بر این عقیده بوده ایم كه احتمالاً فهم موقعیت های گوناگون اجتماعی و سیاسی به عنوان احاطه بر سنن گسترده تفكر اجتماعی، مفیدتر از فهم منطقی مثال ها و مسائل غامض صحه گذاشته شده است.

بالاتر از همه، دیگر اینكه این كتاب برای تمام دانش آموزان فارغ التحصیل نشده و فارغ التحصیلی نوشته شده كه طی سالیان، از ما و دیگران، موضوع واحدی را خواسته اند كه نه تنها آنان را به تئوری جامعه شناسی بلكه به جامعه شناسی ورزش و فراغت معرفی می كند. ممكن است عده ای تصور كنند كه ما شكست خورده ایم، لیكن اعتقاد ما بر آن است كه در حالی كه تعدادی از موضوعات تخصصی مایل به انعكاس سنن خاص تفكر اجتماعی بوده اند، هیچ موضوع كلی، مبادرت به تسخیر وسعت نظر همزمان تفكر جامعه شناسانه در مورد ورزش و فراغت نكرده است.

به گفته تحلیل گرانه، به مدت ربع قرن و شاید بیشتر، مناظره جامعه شناسانه ای در مورد ورزش و فراغت وجود داشته است.
در واقع مدت ها پیش از قرن نوزدهم، تفكر جامعه شناسانه (كامت، اسپنسر، ماركس) در جستجوی تعریف اجماعی، هم از دیدگاه جامعه به عنوان ساختار پیچیده كلی و هم نسبت آن با مؤسسات خاص بود، آدام فرگوسن، در مورد ورزش به عنوان مؤلفه ضروری زندگی شهری گفتگو نمود1 فرگوسن از نوشتجات قرن هجدهم، ورزش را به عنوان گونه ای از مراسم اشتراكی كشف كرد كه از طریق آن می شد انسجام اجتماعی را نشان داد. در مورد ماركس، جامعه كمونیست. فرصتی ارائه كرد تا صبحگاهان به شكار بپردازد و بعد از ظهر ماهی بگیرد و عصر گوسفند پرورش دهد. دوركیم، مراسم مذهبی خاصی را به عنوان رسیدن به “نمای بیرونی تفریح” استنباط نمود2

اظهار عقیده كرده اند كه ورزش و فراغت، موضوعات جنبی و حتی به معنی درخواست جامعه شناسانه بوده اند. پژوهش برای این فصل، درگیری با بسیاری از موضوعات كلاسیك جامعه شناسانه را ایجاب می كند و در حالی كه كسی نمی تواند بگوید كه آیا وبر فوتبال بازی كرده، یا رزا لوكزامبوگ از نقاشی لذت برده، یا آدام فرگوسن شینتی تماشا كرده، بدیهی است كه ماركس، وبر، دوركیم، سیمل و دیگران همگی به ورزش و فراغت به عنوان هیچ چیزی جز موضوعی جنبی نگاه نكردند.

در یك یادداشت معاصرتر نه تنها می دانیم كه آنتونی گیدتر از باشگاه فوتبال تاتنهام هات سپر حمایت می كند و می دانیم كه مدیر كنونی شورای پژوهشی علوم اقتصادی و اجتماعی از ؟؟ حمایت می‌كند. اما مهمتر آنكه ورزش و فراغت و همچنین در سنن معاصر افكار اجتماعی و سیاسی نظیر فمینیسم، پستمدرنیسم، جامعه شناسی تصویری و مطالعات فرهنگی كه فقط نام چند تا را به عنوان مثال آوردیم به تصویر كشیده شده اند. همچنین كوشیده ایم تا نشان دهیم كه چگونه تحقیقات ورزش و فراغت، به فهم موضوعات جامعه شناسانه معاصر نظیر، بدن، جهانی سازی، فضای اجتماعی، مذهب، محیط زیست، مصرف، احساسات، ملیت گرایی و هویت فرهنگی كمك كرده است.

بی تردید، برنامه ریزی های بیشماری به رشد علاقه مندی به جامعه شناسی ورزش و فراغت كمك كرده است. لیكن به نظر می رسد كه حداقل سه سری ملاحظات از اهمیت قاطعی برخوردار بوده اند.
(i) در حالی كه ممكن است ورزش و فراغت، برای افراد گوناگون به معنی چیزهای گوناگون باشد- سرگرمی، رنج و محنت، از خود بیگانگی، خوشی، آزادی- فرار از دنیای سرگرمی- و تا حد كمتری، ورزش- واقعاً غیرممكن است. لازم است فرد فقط جای ورزش و سرگرمی را در درون زندگی افراد در نظر داشته باشد. یا روح هیجانی تشكیلات گوناگون اجتماعی را در طی تورنمنت های جام جهانی، یا شیوه ای را كه تمرینات خاص ورزشی و فراغتی همچون نشانه های شمول و اخراج،‌ مقام و حاشیه ای بودن، یا شیوه ای را كه ورزش و سرگرمی به سیاست های اقتصادی و رفاه اجتماعی كمك كرده اند،

برای پی بردن به اینكه ورزش و سرگرمی شكل های متداولی از یك شیوه مؤخر زندگی برای بسیاری از مردم هستند در نظر داشته باشد؛(ii) برتری یك اعتقادی كلی كه ورزش و سرگرمی تا اندازه ای مستقل یا جدا از جامعه یا سیاست یا مشكلات توسعه اجتماعی، موجب شناخت فزاینده ای شده كه ورزش و سرگرمی بسیار پیچیده از آن بودند به عنوان نتیجه ساده رفتار داوطلبانه یا هویت های كلاً مستقل در نظر گرفته شوند. اندیشه اساسی اولیه در مورد ورزش و سرگرمی، همانند جامعه شناسی به تنهایی، تمایل به آغاز با تفكیك مدل كلاسیك اراده گرایان داشت.

بیشتر فعالیت در این محدوده در آغاز دهه60، نه تنها افسانه استقلال محلی (خود مختاری) را به چالش كشید بلكه بیان نمود كه تغییر شرایط جهانی و روابط اجتماعی بر هر چیز و هر كس، از جمله ساختار، معنا و سازمان ورزش و سرگرمی تأثیر می گذارد؛(iii) ازدیاد سازمان ها، حوزه‌های گنجایش دانشگاه ها و رشته های تحصیلی، ژورنال های تخصصی و جمعیت‌های آكادمیك نه تنها به حمایت از جامعه شناسی متمایز ورزش و سرگرمی كمك نموده بلكه به توضیح اینكه این حوزه های دلواپسی در حقیقت به بسیاری از مجادلات و دلواپسی های كلاسیك جامعه شناسانه مربوط و منتسب است كمك نموده، دلواپسی هایی نظیر آینده كاپیتالیزم سازمان یافته یا سازمان نیافته، گذار از جامعه كشاورزی به جامعه صنعتی، اهمیت زندگی فردی و رابطه بین مشكلات شخصی و موضوعات عمومی.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله خانواده و دشواریهای رفتاری كودكان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خانواده و دشواریهای رفتاری كودكان دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خانواده و دشواریهای رفتاری كودكان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله خانواده و دشواریهای رفتاری كودكان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله خانواده و دشواریهای رفتاری كودكان :

مقدمه:
دریافت تربیت حقی است برای فرزندان، و طبعا جهت ما تكلیفی سنگین بهمراه دارد. آنها نیاز دارند كه ساخته شوند و بعمل آیند، فردی مفید بحال خود و جامعه و پیرو مكتب اندیشیده‌ای باشند و بدیهی است كه وصول بچنین مقصدی بدون یاری پدر مادر امكان‌پذیر نیست و آنها برآورده شدن این خواسته و رفع این نیاز را از پدر و مادر خود طلبكارند.

بعنوان اینكه ما پدر یا مادریم تربیت فرزندان مهمترین وظیفه ماست و ما در قبال آن نزد خدا و مردم و نیز از خود طفل و وجدانمان مسولیت داریم. انجام این مسولیت بوجهی نیكو مورد سازش عقل و سستی و سهل‌انگاری در آن عقوبت‌آور است

. اینكه همه بخواهند پدر و مادر خوبی باشند جای سخنی نیست. ولی اشتباه در این است كه برخی خوب بودن را تنها در این امر می‌بینند كه نیازهای بدنی كودكان را برآورده سازند و برای جنبه‌های روانی و اخلاقی آنان ارج و بهائی قائل نیستند. از سوی دیگر این مساله مطرح است كه خیلی از پدر و مادرها فكر نمی‌كنند برای تعلیم و تربیت فرزندانشان احتیاج به آموزش و آگاهی داشته باشند. گمان دارند در امر تربیتی آگاهی ضروری نیست

و یا‌ آنچه ضروری است میدانند و از آن اطلاع دارند. در تربیت این مساله مطرح است كه ما میخواهیم سرمایه‌های مادی و معنوی خود را به او منتقل كنیم، از موجودی كه شدیدا وابسته به غرایز است انسانی ایده‌آل با اندیشه‌های عالی فداكاری و ایثار و طالب شهادت بسازیم و این كار هنر و معرفت لازم دارد. بهنگامی كه دستهای ما در این زمنیه خالی باشد چگونه از عهده انجام آن برخواهیم آمد.

تربیت چیست:
قبلا ضروری است كه بدانیم تربیت چیست و چه ضرورت و اهمیتی دارد؟ دارای چه ابعاد و مسائلی است؟ برای تربیت تعریف‌های متعددی شده است از جمله آنكه گفته‌اند: تربیت كوشش و تلاش آگاهانه انسان برای ایجاد تغییرات مطلوب است و بدیهی است كه معنی مطلوب و طرز برداشت از آن در جوامع مختلف فرق می‌كند، چه بسا كه امری در جامعه‌ای مطلوب بحساب آید و در جامعه دیگر نامطلوب. برخی را فنی میدانند كه در سایه آن نشو و نمای قوای انسانی را در دوره‌های مختلف زندگی به تناسب سن و رشد یاد میدهند و در این انتقال جنبه‌های علمی و تجربی مورد استفاده قرار میگیرند.

ما از طریق تربیت سعی داریم به كودك را ه تمتع از زندگی را بیاوزیم، قوای جسمی و روحی او را برای وصول به كمال مطلوب مقدر بپرورانیم. تفكر و احساس و عمل اندیشیده را به نسل جدید منتقل سازیم. تمدن بشری را ارزیابی، متراكم و مترقی كرده و به نسل جدید سرایت دهیم، استعدادها و قوای پنهانی طفل را آشكار كرده و بسوی اهداف مورد نظر جهت دهیم.

ضرورت و اهمیت تربیت:
تربیت ضروری حیات انسان است. آنكس كه تربیت نیافته نه تنها خود را تلف خواهد كرد بلكه از لحاظ اجتماعی زیان عظیمی از او متوجه مردم نیز خواهد شد. كودك چون گیاهی است كه برای رشد خود احتیاج به امكانات گوناگون دارد، اگر غذا و هوا به او نرسد تباه خواهد شد.

زورگویان، استعمارگران، جنایتكاران و جانیان همه زاده تربیت غلطند، بهمانگونه كه پاكان، پرهیزكاران و خادمان حقیقی جامعه از تربیت صحیح به چین موقعیتی رسیده‌اند در تجمع اگر تمدن نباشد تربیت نیست.
تربیت بر این اساس دارای اهمیت و آثار فردی و اجتماعی است در جنبه فردی رشد مادی و معنوی و در جنبه اجتماعی برای ترقی، امنیت و فراغ جمع، اهمیت برای نژاد كنونی اهمیت زندگی و مرگ است. بهتر است آدمی خود را بجای كودك بگذارد و یا حیاتش را در جامعه ای بی بند و بار تصور كند تا از اهمیت آن سردرآورد.

عاملان تربیت:
تربیت در خلاء صورت نمی‌گیرد، در اجتماع، در محیط خانواده و بیرون و تحت شرایط و تاثیر پدیده‌هاست. آدمی، خواسته و ناخواسته تحت تاثیر پدر ومادر معلم، دوستان، معاشران، فرهنگ جامعه، سینما، رادیو، تلویزیون، مجلات، مردم اجتماع عوامل سیاسی و اقتصادی، شرایط جوی، تغییرات آب و هوائی و .. است، آنچه مهم بنظر می‌رسد این است كه این عوامل تا حدود امكان باید تحت كنترل درآیند تا حاصل و ثمره تربیت نیكو و ارزنده باشد.

الف- خانواده: بنظر ما خانواده مهمترین عامل تربیت است و تنها به پدر و مادر محدود نمی شود كه البته آن‌ها جای خود دارند، بلكه عمو، عمه و دائی، خاله، برادر و خواهر و همه كسانی كه در زیر یك سقف زندگی می‌كنند و یا بگونه‌‌ای با كودك در ارتباط بیشتری هستند بحساب خانواده میآیند.
در امر خانواده‌ مساله سازمان مهم است، اینكه پدر و مادر نسبت بهم و در قبال هم چه وظایفی را برعهده دارند و در برابر كودك چگونه‌اند، اینكه پدر چه كاری را در خانه برعهده میگیرد و مادر چه كاری را؟ خود مساله‌ای است كه در تربیت اثر میگذارد .

در امر تربیت نقش فرهنگی و اقتصادی خانواده سرنوشت‌ساز است باید دید اندیشه والدین یا سطح دانش و آگاهیشان، نوع انضباط قابل قبول برا‌ی آنها، وضع درآمد و كیفیت مصرف، در خانواده چگونه است و آنها در برابر هم و در برابر كودك چه موضعی دارند.
باید دیدروابط پدر و مادر باهم چگونه است، وضع اخلاقیشان، كیفیت در درگیری و دعوا نزاعشان، سخنانی كه مابینشان رد و بدل میشود چگونه است. حدود تنبیه و تشویق، كیفیت بهره‌مند كردن كودك از مواهب زندگی در آنان خانه به چه صورتی است. والدین چه اعتقاداتی دارند، چه فسادها و آلودگی‌هائی در خانه وجود دارد. اخلاق و معاشرتشان به چه صورت است.

در امر تربیت در خانواده نقش پدر مهم است و نقش مادر مهمتر، این امر بدان خاطر است كه میزان توقف طفل در خانه و در كنار مادر به مراتب بیشتر از پدر است، بعلاوه رابطه انس الفت و علاقه طفل نسبت به مادر بیشتر است كودك با شیر‌ مادر تغذیه شده و با طپش او انس گرفته و بخواب رفته است.

علت تاثیر والدین و خانواده در امر تربیت بدان خاطر است كه اولا مدت توقف كودك در خانواده بیشتر از بیرون است، ثانیا كودك با پدر و مادر رابطه وراثتی دارد، ثانیا در خانواده قهر و مهر با هم آمیخته است و محبت و انضباط توام و درهمند و درچنین صورتی حاصل تربیت میتواند اعجاز آمیز باشد.

ب – محیط: منظور از محیط در این بحث همه عوامل و شرایطی هستند كه طفل را در جنبه‌ مادی یا معنوی درخود شناور كرده اند. این محیط ممكن است انسانی باشد یا غیر انسانی. منظور از محیط انسانی پدر و مادر معلم و مردمند كه بگونه‌ای در كودك اثر میگذارند و اورا تحت شرایط فرهنگ و اندیشه خود قرار میدهند و غرض از محیط انسانی پدیده ها وشیائند كه آدمی بگونه‌ای از انها هم تاثیر میگیرد.

چه بسیارند خانواده‌هائی كه فرزندان خود را شرایط قابل قبولی می پرورانند و افرادی پاك و صالح به بار می‌آورند ولی كودك آنها در محیط خارج آلوده و فاسد میشود و برعكس شما و نقش مدرسه و معلم و مدیر و مستخدم، بخصوص نقش معاشران و همسالان كودك را نادیده نگیرید، چه بسیار رذایل و یا فضایلی كه از این طریق به فرزندان، منتقل میشوند بدون اینكه والدین و كودكان از این امر آگاه‌ باشند.

رفت و آمدها در خانواده‌های بستگان، دوستان، معاشران، شركت در مجامع و كلوپها، ورزشگاهها و تفریحگاهها، خود میتواند سازنده و یا ویرانگر باشد و مربی باید این مسائل را در امر تربیت درنظر گیرد.
از سوی دیگر ما تحت تاثیر ابزار و شرایط فرهنگی و سیاسی جامعه‌ایم، كتب، روزنامه‌ها، مجلات، پوسترها، عكس‌ها در ما اثر میگذارند و فرزندان ما را فاسد یا صالح بارمی‌آؤرند سینما، رادیو، تلویزیون، هنر، ادبیات، هر كدام بگونه‌ای در اخلاق و رفتار، طرز فكر و عادات ما موثرند و ما را افرادی صالح یا طالح می سازند.

البته آب و هوا، شرایط جوی، تغذیه، داروها، مواد شیمیائی، سروصدا، محیط آرام، جنگ، صلح ترور، اختناق، فضای باز و آزاد، پستی و بلندی، موقعیت جغرافیائی، شرایط تاریخی و … هم هر كدام عاملی هستند كه در ساختن و بعمل آوردن فرد موثرند و ضع بهمین‌گونه است درباره محیط كشاروزی با صنعتی، محیط سیاسی یا اقتصادی واجتماعی و ….

ناسازگاری امر شایع در بین خردسالان و بزرگسالان است. براسا معیارهائی كه در دست است از هر صد كودك موجود در هر جامعه‌ای حدود 7 – 8 نفر آن بنحوی دچار نوعی ناسازگاری هستند و البته این رقم در جوامع مختلف، براساس، نوع تربیتی كه فرزندان از والدین و مربیان خود اخذ می‌كند و هم براسا شرایط متقضیات جامعه متفاوت میشود.

طرز تلقی از ناسازگای، نوع برداشتها از این كلمه و نیز نوع موضعگیری های والدین و مربیان نیز در این امر متفاوت است ولی در كل قضیه این نكته امری مسلم است كه اولیای امور از وجود چنین حالتی در فرزندان خود احساس نگرانی كرده و سعی دارند آن را بنحوی تحت كنترل درآورند.
ما نباید در این بحث ضمن بررسی اصل مسئله و علل و انگیزه‌های آن خواهیم كوشید راه حلهائی قابل عمل ارائه كنیم، باشد كه در طریق اصلاح كودكان و آسایش خاطر والدین گامی برداشته باشیم.

معنی و مفهوم ناسازگاری:
قبلا لازم است از معنی و مفهوم سازگاری سخن بمیان آوریم و برای فهم آن ضروری است مفهوم سازگاری را بدانیم و در اینجا از رای و نظر روانشناسان مدد می‌جوئیم.
روانشاسان پس از بررسیهائی كه در زمینه شخصیت افراد بعمل می‌آورند آنها را دریكی از دو دسته زیر قرار میدهند:

1- گروه عادی، طبیعی، بهنجار، سازگار كه از تعادل عقلی، روانی، عاطفی و از سلامت جسمانی برخوردارند.
2- گروه غیر عادی، غیر طبیعی ، نابهنجار، ناسازگار كه از چنان تعادلی برخوردار نیستند و رفتارشان وغیر طبیعی است. اینان همان كسانی هستند كه برای والدین و مربیان مساله می‌آفرینند و دشواریهائی برای زندگی پدید می‌آورند. و مورد بحث ما همین گروه از اطفالند.
ناسازگار كیست
در مورد این سوال از ناسازگار كیست و نظرات متفاوتی عرضه شه است ولی از جمع نظرات میتوان به این نتیجه رسید: ناسازگار كسی است كه رفتاریهای گوناگون، غیرعادی و غیر طبیعی، دشوار و مزاحم دارد. فردی است انعطاف ناپذیر، در شرایط گوناگون نمی‌‌تواند خود را با اعضای جامعه و خانواده‌اش هماهنگ سازد.
رفتار او بگونه‌ای است كه آشكارا قبول مقررات اجتماعی سرباز میزند، توقعات و معتقداتی دارد كه موافق با ارزشهای مورد قبول نیست. عمل درست و واقع بینانه ندارد، درصدد ارزیابی از رفتار خود نیست كه بداند ایا درست است یا نادرست. در مواردی با دیگران دعوا میكند آنچنان كه همه از او گله‌مند میشوند. و زمانی از جمع میگر یزد و در گوشه‌ای منزی میشود. حال او عادی نیست و در كل روحیه خوبی ندارد.

علل و انگیزه‌های ناسازگاری:
در مورد این مساله كه چه امری سبب ناسازگاری كودكان و حتی نوجوانان میشود پاسخ‌های متعددی قابل ذكر است. در بررسیهای مربوط میتوان از علل گوناگون نام برد كه شرح وتفصیل اغلب آنها در كتب روانشناسی و تربیتی بچشم میخورد و ما در این بحث سعی داریم به مواردی از آنها با رعایت اخصار اشاره كنیم:
1- علل ارثی : گروهی از صاحبنظران معتقدند كه اگر ناسازگاری و نابسامانی درفتار كودكان ریشه از ارث و كنه سرشت و طینت آنها دارد. تا حدی كه قائل شده‌اند در صفات ارثی و همراه ژن آنها ناسازگاران و در سطح بالاتر جنایتكاران 47 عدد است كه نسبت به افراد مشابه یك كروموزوم زیادتر دارند. ولی تحقیقات بعدی نشان داده‌اند كه در افراد طبیعی وعادی هم گاهی كروموزوم اضافی دیده میشود.

2- البته از نظر طرز فكر اسلامی هیچكس ذاتا بدجنس و خبیث نیست همگامان با فطرت پاك و سرشتی نیكو بدنیا می‌آیند و این محیط است كه زمینه را برای‌‌ آلودگی فرهم می‌نماید. البته ناسازگارانی مادرزاد داریم كه بعلت نقص عقل رفتاری نامناسب دارند كه درچنان صورتی بیمارند و وضع وموضع‌ما در برابرشان فرق دارد.

3- علل زیستی: در این زمینه از علل و انگیزه‌های بسیاری میتوان نام برد كه اهم آنها عبارتست از وضع بدن نقص بدن، وضع مزاج، اختلال در بینائی، شنوائی و…
اختلال در مغز و دستگاه عصبی و …
بعنوان نمونه وضعی عادی كه نقص جسمی داشته ومثلا در مورد تمسخر دیگران هستند نمی‌توانند وضع عادی داشته باشند، در برابر سرزنش‌ها و مسخرگی‌ها دیگران موضعی میگیرند كه از آن به ناسازگاری تعبیر میشود. و یا آنها كه بعلت نقص جسمانی دچار احساس كمتری هستند برای غلبه برای این احساس وضع و رفتار خصمانه در پیش میگرند و نگرانی دیگران را برمی‌انگیزند.
4- علل روانی: در این زمینه از موارد بسیار میتوان نام بردكه اهم آنها میتوانند بدینقرار باشند.
– اختلال عقلی كه موجبات پدید آمدن رفتاری غیر عقلی میشود.

– وجود فشارهای درونی كه موجبات عدم تحمل و بعدها ناسازگاری رافراهم سازد.
– میل به استقلال كه زمینه را برای عصیان فراهم می‌‌كند.
– ضایعات روانی كه عاملی برای ناسازگاری است.
– عادات عصبی كه نشانه ای از وجود رفتار ناسازگارانه است مثل ناخن جویدن، مكیدن انگشت و …
– وجود تعارض و كشمكش در زندگی روزمره بویژه زمانی كه كودك احساس كند به وسایل دفاع مجهز نیست.
– وجود امیدها و آروزها با این فرض كه عدم ارضای آن توجیه عقلی و قابل قبول برای كودك ندارد.
5- علل عاطفی: در این زمینه نیز از علل و عوامل بسیاری میتوان نام برد كه برخی از آنها بدین قرارند:
– احساس محرومیت از مهر والدین بگونه‌ای كه از آن اشباع نشود.
– احساس ناكامی از دستیابی به هدف مورد علاقه‌اش،
– وجود مشكلات عاطفی ناشی از ولادت كودكی جدید و خانه و این احساس كه او مهر و محبت والدین درباره خودش را دزدیده‌ است.

– احساس از دست رفتن آبروی او در میان جمع مورد علاقه اش.
– احساس بی‌ارزشی و پوچی زندگی و یا انضباط تحمیل شده‌ از طرف والدین.
– احساس كمبود از غذا و لباس با این توجیه كه اگر پدر یا مادر در بالای سر بود انی مشكل پدید نمی‌آمد.

– احساس عدم امنیت عاطفی ناشی از درگیری والدین و خشونت‌ها جدال‌ها
– برآورده‌ نشدن نیازهای اولیه مانند: محبت، خودشكوفائی، وابستگی، تعلق، كنجكاوی و جا بازكردن در میان جمع.
– و بالاخره وجود احساس‌های مبهم و ناشناخته در زمینه رفع حوائج اولیه.
6- علل اخلاقی: گاهی ناسازگاری بعلت سقوط اخلاق و انحطاط است. فرد در وضع و موقعیتی است كه زیربنای اخلاقی او درهم فرو ریخته و پای‌بندی بهیچ ارزش و مقرراتی ندارد.
7- این چنین افراد كه یله ورها شده و یا ضابطه‌ای را بالای سر خود ندیده اند خود را در برابر وقایع و جریانات آزاد و بدون مسولیت احساس می‌كنند. بهیچ عهدی متهد نیستند و هیچج مقرراتی را با دیده احترام نمی‌نگرند. در میان جمعنی رشد كرده‌اند كه آنها نیز چون خود او بی‌توجه وناپخته بوده‌اند:

هم چنین ممكن است از تعالیم بی‌خبر باشند و یا كسی نباشد كه اطلاعات و آگاهی لازم را به آنه داده و به پیشگیری ان بپردازد، و در همه حال حاصل آن سقوط و انحطاط اخلاقی است.
8- علل تربیتی: زمانی ناسازگاری ها ناشی از وضع تربیتی خانواده است.پدران ومادرانی كه فرزندانیكدانه دارند و گاهی هم پدران ومادرانی كه در امر تربیت فرزندان سهل انگارند موجبات لوسی و ننری فرزندان خود را فراهم می‌آورند.

افراط در محبت، نازكشی های بیهوده و ندانم كاری های آنان سبب میشود كه فرزندان خود سر و لجوج، بی‌اعتنا به مقررات و ضوابط بارآیند. بعدها همین والدین و مربیان خود از دست پرورده خود به ستوه آمده و سعی خواهند كرد كه با ضرب و شتم آنان را مهار كنند كه البته خواهند دید دیگر دیر شده است وامكان بازگشت كودك به وضع عادی و طبیعی خود اگر محال نباشد لااقل بسیار دشوار است.

9- علل اقتصادی: فقر و محرومیت اقتصادی خود از علل و عوامل ناسازگاری است. كودكانی كه شاهد محرومیت خود و برخورداری دیگران هستند، اگرچه به ظاهر سخن نگویند در درون نگرانیهائی خواهند داشت.

فرق است بین دو كودكی كه هر دو هوس میوه‌ای و آجیلی و یا دوچرخه‌ای دارند، برای یكی از آنها بمحض اشاره تامین می‌شود و برای انان دیگری خبری نیست. طبیعی است چنین كودكی نمی‌تواند رفتار عادی داشته باشد. فاجعه بهنگامی بیشتر بروز خواهد كرد كه او مورد ملامت و یا تنبیه پدر و مادر هم قرار بگیرد و بخاطر توقعش كتك هم‌‌‌بخورد.

10- علل اجتماعی: در این زمینه از مسائل بسیاری باید نام ببریم كه برخی از‌ آنها بدینقرارند:
– عدم مقبولیت در بین افراد اجتماع بگونه‌ای كه خود را ناگزیر ببیند با رفتار خاص دیگران را به اطاعت و تبعیت وا دارد.
– وجود ناسامانی در بین اعضای خانواده و اختلاف و بگو مگوها.
– وجود متاركه یا طلاق در بین زن و شوهر بگونه‌ای كه كودك چون توپی هر روز دست به دست بگردد.
– نا امنی ناشی از درهمی و مغشوشی وضع خانواده بعلت فقر یا اخلاق.
– وجود بدآموزی ‌های ناشی از خانه یا مدرسه درانجام یك امر.
– طردشدن كودك از جانب پدر یا مادر كه او را وامیدارد به حیله و روشی نظرشان را از نو بخود جلب كند.

– وجود اختلاف و منازعه بین برادر و خواهر یا دیگر اعضای خانواده بصورتی كه طفل در داوری والدین خود را مظلوم احساس كند.
– وجود و احساس مشكلی اجتماعی كه كودك براثر‌ آن خود را بی‌پناه احساس كند.
– والبته امر تربیت و نوع آن نیز میتواند خود از علل اجتماعی باشد.
11- علل فرهنگی: توزیع فرهنگ و اخلاق فرهنگی ناشی از اجتماع یا مكتبی زمینه را برای سازگاری خاص جهت افراد آن جامعه فراهم می‌آورد. طرز فكرها، آداب و رسوم و سنن ویژه، فلسفه‌ها و ادبیات، ضرب‌المثل‌ها، شیوه‌های معاشرتی همه و همه زمینه را برای رفتاری خاص فراهم می‌سازند. در جوامعی كه سطح فرهنگی بالاست مردم بیك گونه‌اند، در آنها كه سطح فرهنگ پائین‌تر است برخورد وعملكرد‌ها بگونه‌ای دیگر است.

سازگاری‌های فرهنگی از طریق، عوامل فرهنگی چون كتاب، سینما، رادیو، تلوزیون، مطبوعات و تأتر به افراد منتقل میشوند و طبیعی است كه كودكی كه یا آموزش‌های اساسی در این رابطه نقش فوق‌العاده ای دارند.

12- علل انضباطی و سیاسی: در این زمینه باید از شرایط و امكاناتی نام ببریم كه در خانواده، مدرسه و یا اجتماع جریان دارد. شما گاهی ملاحظه می‌كنید كه فرزند شما به مدرسه میرود و پس از بازگشت به خانه‌ یك دنیا شرارت، خربكاری و ناساگاری را برای شما به ارمغان آورده و برسرتان می‌ریزد. و یا برعكس كودكی وارد مدرسه میشود و روزگان معملم و مسولان را سیاه می‌‌كند.

13- این رفتار حاكی از‌ آن است كه طفل در محیط فشار و خفقان سختی است، تا حدی كه توان و جرأت دم‌برآوردن را ندارد و وقتی كه به محیط باز و آرام رسید شرارت ها را از خود بروز میدهد. زمینه را برای ناسازگاری فراهم می‌آورد و اگر قصد اصلاح باشد از آنجا باید آغاز گردد.
بحثی كه مطرح می‌شود در رابطه با یكی از مسائل مهم و حساس تربیتی و مورد نیاز همه معملمان، مربیان، پدران مادران است. اغلب خانواده‌ها و موسسات با این مباحث درگیرند. و آن مساله لغزشها و انحرافات كودكان و نوجوانان است و نوع موضعگیریهائی كه در قبال اینان و اینگونه مسائل باید داشته باشیم.

برای ورود به بحث عرض می‌كنم كه از روزگاران گذشته تا خحال دو طرزفكر در مورد دوام و بقای جامعه وجود داشته است:
1- نظری كه مساله حیات را بر روی اصل تنازع بقاء مطرح كرده و در نتیجه‌درگیری و جنگ و تصادم راكه فرجامش انتخاب اصلح است ذكر می‌نماید.
2- نظری دیگر كه اصل حیات را بر روی تعاون مطرح می‌كند و براساس نیاز كه حاصل آن گردهمائی و حل و رفع مسائل و مشكلات است.

3- براساس نظر اول جنگ و درگیری امری دائمی و بین افراد بشر برای همیشه معمول خواهد بود. در نظام جهان قوی ضعیف را میخورد وقوی‌تر را هیچ نظمی جز در سایه قوت و قدرت جامعه معنی نخواهد داشت عقول واندیشه‌ها نمی‌توانند نابسامانی‌ها را مهار كنند. براین اساس فساد امری طبیعی و وجودش جزء نظام حیات است.

براساس نظر دوم انسان‌ها بخاطر رفع نیاز گردد هم می‌آیند و زندگی را براساس نظم و قراردادی سروسامان می‌بخشد. بنای حیات برقرارداد ویا طبق ضوابطی است كه نشأت گرفته از مذهب، خواست مردم و یا علم و اندیشه صاحبنظران است. براساس این ضوابط نظم و نظام پدید می‌آید اگرچه در عین حال سوء استفاده‌ها هم مطرح است و استثمار هم ممكن است هم چنان ادامه داشته باشد.

پیروی اعضای جامعه از قرارداد موجود در اجتماع حاصلی خواهد داشت كه ازنظر جامعه‌‌شناسان آن را نظم اجتماعی میخوانیم. مجموعه و یا تركیبی از نظم ها كه سیستم‌ مشخصی را پدید آورند نظام خوانده می‌شوند براین اساس نظام یا سیستم‌ مجموعه‌ و یا تركیبی قراردادی و یا مكتبی ازیك نظم است كه در جامعه‌ای برای ادامه حیات مسالمت آمیز مردم و رسیدن به مرحله رشد وجود خواهد داشت.

مسأله سازگاری و ناسازگاری:
آنچه كه مورد بحث ما در این گفتار است مساله چگونگی تطابق یا سازگاری افراد با یكی از این نظام‌ها است. از نظر جامعه‌شناسان آنها كه خود را با نظامی تطابق می‌دهند افرادی سازگار، بهنجار، عادی یا طبیعی خوانده میشوند. و آنها كه خود را با نظام تطابق نمی‌دهند، ناسازگار، نابهنجار منحرف، كجرو یا دچار لغزش خوانده میشوند.
در اینجا بی‌مناسبت نیست كه مفهوم سازگاری و ناسازگاری را از دو دید جامعه‌شناسی و روانشناسی مطرح كنیم تا در مسیر بحث موضع‌ ما معلوم شود و ببینیم چه مشی و سیری را می‌خواهیم تعقیب كنیم. از لحاظ جامعه شناسان ما افرادی را ناسازگار میخوانیم كه نخواهند و یا نتوانند خود را با اكثریت افراد جامعه تطابق دهند و البته در این مساله بحثی نیست كه آن را اكثریت برحق باشد یا ناحق، این یك دعوی قراردادی است.

معمولا ناسازگاران در دو سوی قطب حیات اجتماعی وصفوف انسانها هستند. دریك سوی قطب نابهنجاران افرادی هستند كه تن به جنایت و فساد میدهند و از این طریق صف خود را از مردم جدا میكنند. در قطب دیگر اقلیمی از صاحبان فكر و نظر قرار دارند كه در برابر مشی غلط جامعه می‌ایستند و موجب انقلاب و تحركی در مردم میشوند تا برای دگرگونی اوضاع نابسامان خود قیام و اقدامی نمایند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید