جغرافیای ریاضی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 جغرافیای ریاضی دارای 49 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد جغرافیای ریاضی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي جغرافیای ریاضی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن جغرافیای ریاضی :

درس جغرافیای ریاضی یكی در دروس اصلی رشته جغرافیا می باشد و موضوع آن نیز بررسی شكل هندسی زمین  و به ویژه حركات آن درفضا می باشد، مطالعه وضعیت اجرام آسمانی ازقبیل سیارات، ستارگان، سحابیها و كهكشانها را نیز در بر می گیرد. با فراگیری این دانش می توان دید وسیعی نسبت به جهان آفرینش از نظر جغرافیا را به دست آورد.
همبستگی جغرافیای ریاضی با دانش نجوم بسیار نزدیك و قابل بحث است و در واقع با كمك علم نجوم می توان دانش جغرافیای را فرا گرفت. این نكته قابل بررسی است كه هدف از دانش جغرافیای ریاضی وارد شدن به جزئیات اجرام سماوی، خواص آنها به ویژه فراگیری نجوم محض نمی باشد، بلكه از تركیب علم جغرافیا و نجوم می توان حوادث موجود در جهان مثل پدیده های خسوف و كسوف، جذر و مد و غیره را به راحی توجیه كرد.
امروزه بشر  با بهره جویی از كاوشهای فضای و انتفاع از كشفیات علمی بسیار، توانسته است گام كوچكی در پهنه اقیانوس بی كران جهان بردارد تا شاید بتواند به بخش مختصری از مجهولات فراوان خویش و موجودات حیرت انگیز جهان آفرینش نایل شود، به همین منظور درصد برآمد با كمك جغرافیا با آسمانها و مواد آن آشنا و به وسیله این آشنایی و علاقه با توجه به اهمیت ویژه ای كه برای آن قایل است تا حدی به پیشرفتهای علمی دست یابد.
هنگامی كه بشر برای اولین بار آسمان بالای سر خود را مورد نظر قرار داد، دیدرس او فقط به آسمان بالای سرش محدود می شد. بعدها، او توانست وسایل علمی خاص را اختراع كند و به كمك آنها قادر به جستجو و مطالعه درفضای دورتر شود. در زمانهای اخیر اتفاقات جدید و هیجان انگیزی رخ داده است. بشر قادر به مسافرت و جستجو در فضا گشت و به همین علت هم اطلاعات او از جهان اطرافش به ناگهان افزایش یافت. بشر اولیه متوجه شد كه بسیاری از اجرام روشن موجود در آسمان، به آهستگی در میان ستارگان حركت می‌‌كنند. پس از طی قرون بسیار، او تشخیص داد كه زمین و بعضی از اجرام، در اطراف خورشید گردش می كنند. این اجرام فضایی متحرك، سیارات نامیده شده اند و همه آنها را همراه با خورشید، منظومه شمسی نامگذاری كرده اند. اگر چه كشف این سیستم اهمیت زیادی داشت، ولی واقعه با اهمیت تر در قرن هفدهم میلادی رخ داد. گالیله دانشمند ایتالیایی تلسكوپی را بنا كرد كه با كمك آن توانست عظمت و شگفتیهای كیهان را در اطراف سیستم خورشیدی مورد بررسی قرار دهد. او كهكشان راه شیری را مطالعه كرد و با كشف بزرگ خود نشان داد كه این راه، مركب از میلیاردها ستاره بسیار دور و كمرنگ می باشد. به كمك تلسكوپهای بسیار قوی و سایر وسایل علمی ( مانند نورسنج، طیف نگار و..) تاكنون بسیاری از اسرار این كهكشان كشف شده است.
با توجه به موارد فوق می توان دریافت كه علم نجوم در مسیر تحول خود به كشف بسیاری از قوانین حاكم بر اجرام سماوی نایل آمده است، ولی باید گفت كه كار تحقیق و پژوهش در این باره هرگز پایان پذیر نیست، زیرا با پیشرفت تكنولوژی، در هر زمان به اسرار تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم. به هر صورت، نقش و اهمیت نجوم در زندگی بشر انكار ناپذیر است و موارد كاربرد آن را میتوان در جهت یابی، هوانوردی، دریانوردی و مطالعات جغرافیایی، تهیه نقشه های مختلف جغرافیایی و نقشه برداری از زمین، پیش بینی جذر و مد، طوفان و توفند، توده های هوایی، انواع جبهه ها، اتمسفر و تركیب آن، فرایند های انتقال انرژی گرمایی، كیفیت پدیده های مربوط به تابش، تهیه تقویمهای مختلف و بررسی نیروی گرانش به كمك محاسبات نجومی، نام برد.
درحال حاضر علم نجوم را به پنج بخش كاملاً مجزا تقسیم می كنند كه هر بخش تخصص مخصوص به خود را می طلبد. این پنج بخش عبارتند از:
1-هیأت و نجوم Astronmy: در این مبحث تنها مسائل مربوط به حركت و جابجایی اجرام سماوی و اثران ناشی از این حركات مورد مطالعه قرار می گیرد و بیشترین مباحث درس جغرافیای ریاضی به این قسمت از دانش نجوم مربوط می شود.
2-اختر فیزیك Astrophysics:  در این بخش، ساختار، خواص فیزیكی، تركیب شیمیایی و تحولات درونی ستارگان مورد بحث قرار می گیرد. در دانش اختر فیزیك درباره حركات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آنها نیز بحث می شود.
3-  طالع بینی Astrology : در این قسمت، به كمك حركت و مواضع اجرام سماوی، حوادث آسمانی پیشگویی می شود. البته آن دسته از پیشگویی های كه منطبق بر قوانین علمی است ( مانند رخداد خسوف و كسوف) مورد تأیید است و آن پیشگویی های كه پایه علمی ندارد و بیشتر جنبه فال گیری دارد، در این بخش مورد مطالعه قرار نمی گیرد.
4- كیهانشناسی Cosmology : این مقوله، قوانین عمومی تكامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می كند. به عبارت دیگر، جهان هستی را از دید كلی در نظر می گیرد و به مطالعه آن میپردازد. بررسی وضع كهكشانها، نواختران و به ویژه مسئله انبساط جهان از مباحث این قسمت از دانش نجوم می باشد.
5- كیهان زایی Cosmogong : این بخش از دانش نجوم درباره چگونگی پیدایش و منشأ كیهان بحث می كند. مسائل مربوط به پیدایش، تحول و تكوین عالم هستی در قلمرو مطالعات كیهان زایی است.
اكنون با توجه به تقسیم بندیهای ذكر شده در این قسمت، ملاحظه می شود كه دانش جغرافیای ریاضی ( زمین در فضا) در قسمت اول این تقسیم بندی یعنی در هیأت و نجوم قرار می گیرد. در این دانش تنها به مسائلی پرداخته می شود كه مربوط به حركات اجرام سماوی ( به خصوص سیاره زمین) و آثار ناشی از این حركات می باشد. مثلاً وقتی صحبت از دو رویداد آسمانی خسوف و كسوف می شود، این مطلب مستقیماً به جابه جایی و حركتهای سه جرم ارتباط و همبستگی بسیار نزدیك جغرافیای ریاضی و نجوم آشكار می گردد. از این رو نتیجه می گیریم كه در س جغرافیای ریاضی قسمتی از دانش هیأت است كه خوشبختانه پایه گزاران آن دانشمندان ایرانی مثل ابوریحان بیرونی، عبدالرحمن صوفی، خواجه نصرالدین طوسی و …بوده اند. اگر چه در عصر حاضر پیشرفتهای سریع و قابل ملاحظه ای در این علم به خاطر توسعه تكنولوژی و ساخت وسایل مدرن رصد اجرام سماوی، صورت گرفته است، ولی به اعتقاد همه دانشمندان غربی تمام كشفیات و پیشرفتهای دانش هیأت جدید بر پایه هیأت قدیم بنا نهاده شده است.
1-2- تعریف كیهان
كیهان را می توان تركیبی از ستارگان، سحابیها، سیارات، ستارگان دنباله دار و اجرام آسمانی دیگر تعریف كرد. به تصور ما این اجزاء جمع شده اند تا نقش كیهان را رقم بزنند. سیارات، سیاركها، اقمار، ستارگان دنباله دار، شهابسنگها به دور ستاره منفردی می گردند و ما آن را خورشید می نامیم. این مجموعه عظیم همه با هم منظومه شمسی را تشكیل می دهند. خورشید و بیلیونها ستاره دیگر اجتماعی از ستارگان را پدید می آورند كه كهشكان خودی یا راه شیری نامیده می شود. جهان، بسیاری از این كهكشانها یا اجتماعات ستاره ای را شامل می شود.
1-2-1- كهكشان
كهكشان عبارت است از تعداد زیادی ستاره و فضای بین ستاره ای ( اغلب گاز و گرد و غبار) كه تحت نیروی گرانش متقابل یكدیگر نگه داشته شده اند.ستارگان واقعی یك كهكشان در گستره ای وسیع به تعداد تقریبی صد میلیون تغییر می كند. به عبارت دیگر، خورشید و همسایگانش به انضمام مقدار زیادی از ماده میان ستاره ای و سحابیها، توسط نیروی گرانش، در یك خوشه بسیار بزرگ موسوم به كهكشان به یكدیگر پیوند خورده اند. اكثر ستارگان جهان درون چنین خوشه هایی جای گرفته اند.
منظومه شمسی ما جزء كهكشانی به نام راه شیری است كه در شبهای صاف به صورت ابری كشیده و بسیار رقیق دیده می شود. این كهكشان به شكل عدسی محدب بزرگی است كه ضخامت آن 10000 سال نوری و قطرش 100000سال نوری است. در كهكشان خودی متجاوز از 5میلیون منظومه و 10 میلیون ستاره وجود دارد. میلیونها منظومه شمسی تابع كهكشان راه شیری با سرعتهای متفاوتی به دور مركز كهكشان می گردند. منظومه شمسی ما با مركز كهكشان حدود 30000سال نوری فاصله دارد كه با سرعت 250كیلومتر بر ثانیه در هر 250 میلیون سال یك بار حول محور كهكشان راه شیری می گردد. جرم كل كهكشان راه شیری 10 مرتبه بیشر از جرم خورشید است ( شكل 1-1)
1-2-2- رده بندی كهكشانها
مهمترین كهكشانهای نزدیك به ما عبارت اند از:
الف – كهكشان امراه المسلسله  ( آندرومدا)
این كهكشان كه به نام31 M و یا 224 NGC معروف است. نزدیكترین كهكشان به كهكشان راه شیری بوده و از نظر اندازه و شكل با آن قابل مقایسه است. فاصله این كهكشان از كهكشان خودی حدود 2 میلیون سال نوری است و به صورت یك قرص مارپیچ متشكل در حدود 100 بیلیون ستاره، گاز و گرد و غبار می باشد. امراه المسلسمه ( زن زنجیر به پای) تنها كهكشان بزرگی است كه با چشم غیر مسلح قابل رؤیت است و درخشندگی آن 100 بیلیون برابر خورشید است.
ب- گروه محلی
اخترشناسان تقریباً به 20 كهكشان كوتوله مشهور به « ابرهای ماژولانی» كه 3 میلیون سال نوری از ما فاصله دارند، گروه محلی نام داده اند. در این گروه، كهكشانهای راه شیری، امراالمسلسله و 33M دارای شكل مارپیچ هستند.
ج- ابرهای ماژولانی
در ماوراء قلمرو راه شیری، ابرواره های كم نوری مشاهده می شوند. درگذشته تصور بر این بود كه این ابرواره ها به مجموعه كهكشانی راه شیری تعلق دارند؛ ولی با توسعه تكنولوژی فضایی، مشخص شد كه آنها مجموعه ای از ستارگانند كه فاصله زیادی با ما دارند و از نظر حجم با كهكشان خودی قابل مقایسه میباشند. تماشایی ترین این كهكشانها، ابرهای ماژولان بزرگ و كوچك می باشند. این دو كهكشان در نزدیكی قطب جنوب و در صورت فلكی ماهی طلایی و توكان قرار دارند و با چشم غیر مسلح به وضوح قابل رؤیتند و فاصله آنها از ما حدود 150000سال نوری است( شكل 1-2)
1-2-3- ساختار كهكشانها
درسال 1224/1845 م لرد راس، منجم ایرلندی با رصد كهكشان 51M برای نخستین بار به ساختار مارپیچی آن پی برد. پس از آن منجمان دریافتند كه 3/1 تمام كهكشانهای رصد شده مارپیچی اند. بقیه عمدتاً كهكشانهای بیضوی هستند و تعدادی هم كهكشانهای بی نظم.
كهكشانهای مارپیچی و بیضوی، علاوه بر تفلاوت ظاهریشان، تفاوتهای اساسی دیگری با هم دارند، در كهكشانهای بیضوی گاز و غبار یا وجد ندارد و یا بسیار اندك است. همچنین، این كهكشانها عمدتاً از ستاره های پیر تشكیل شده اند. از این دو عامل به راحتی میتوان نتیجه گرفت كه كهكشانهای بیضوی پیرند و گاز و غبارشان مدتها پیش به صورت ستاره در آمده اند، و
شكل 1-2 ابرهای ماژولانی
موادی برای تكوین ستاره های جدید در آنها وجود ندارد. برعكس در كهكشانهای مارپیچی مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بررسی كهكشان راه شیری و برخی از كهكشانهای مارپیچی نزدیك نشان می دهد كه هنوز در آنها ستاره های جدیدی متولد می شوند.
در كهكشانهای مارپیچی سه بخش اصلی را می توان تشخیص داد. برآمدگی مركزی، كه مثل یك كهكشان بیضوی كوچك است، صفحه ای مسطح و گرد، كه بازوها در آن قرار دارند و قرص یا صفحه كهكشان هم نامیده می شود، و هاله ای تقریباً كروی كه كل كهكشان را در برگرفته است. اندازه برآمدگی مركزی چند هزار سال نوری است. این قسمت را عمدتاً ستاره های پیر و كم جرم سرخ آشغال كرده اند. هسته كهكشان در همین قسمت مركزی قرار دارد. بررسیهای اخیر تلسكوپ هابل، منجمان را متقاعد كرده است كه در هسته بعضی از این كهكشانها ممكن است سیاهچاله ای پرجرم وجود داشته باشد.
هاله كهكشان، دور تا دور قرص كهكشان را فرا گرفته است. تعداد ستاره هایی كه درهاله وجود دارند زیاد نیست، ولی عمدتاً از نوع ستاره های پیر هستند و بیشترشان عضو خوشه های كروی می باشند. صفحه كهكشان جایی است كه بازوهای مارپیچی در آن قرار دارند. در واقع، عمده ستاره های یك كهكشان در همین صفحه قرار دارد. پهنای صفحه یك كهكشان نوعی، در حدود 100000سال نوری و ضخامتش در حدود 3000 سال نوری است. كهكشان راه شیری كه به صورت نوار مه آلود در آسمان شب دیده می شود، در واقع منظره صفحه كهكشان ما و بازوهای مارپیچی آن است.
در صفحه كهكشان، علاوه بر بازوها ( كه عمدتاً از ستاره تشكیل شده اند)، مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بیشتر این گاز هیدروژن است كه در حدود 5 تا 40 درصد جرم مرئی كهكشان مارپیچی را تشكیل میدهد. از این گاز و غبار است كه ستاره های جدید متولد می شوند. در واقع، بازوهای كهكشان مارپیچی مانند زایشگاهی هستند كه ستاره های نوزاد  و جوان در آن به مقدار زیاد دیده می شوند( شكل 1-3)

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق استان گیلان ( وجه تسمیه)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق استان گیلان ( وجه تسمیه) دارای 197 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق استان گیلان ( وجه تسمیه)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق استان گیلان ( وجه تسمیه)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق استان گیلان ( وجه تسمیه) :

حدود جغرافیایی، آب و هوا
هنگامیكه تاریخ ایران را از نظر میگذرانید خواهید دریافت كه در میان مناطق مختلف ایران كمتر منطقه‌ایست كه چون گیلان و ساكنان بخشهای دامنه‌های شمالی البرز بخاطر دلیریها و بهادریهایشان دارای منابع مختلف تاریخی بوده باشد و بهمین دلیل هم بیش از همه مناطق دیگر ایران دارای تاریخهای محلی است و یا در نوشته‌ها مورد حب و بغض‌های سیاسی و طبقاتی قرار گرفته است اگر چه آثار باستانی منطقه قدرت پایداری در برابر وضعیت اقلیمی را نداشته و بخشی از آن نیز بر اثر حادثه‌ها در دل خاكها مدفون شده و بخشی دیگر بدست انسانهای نادان به تاراج رفته و ویران گردید اما زندگی سلحشورانه آنان در منابع تاریخی و نوشته‌های محلی و در فرهنگ عامه آشكارا بچشم می‌خورد.
این منطقه كه در پای سلسله جبال البرز و در آغوش درختان جنگلی و در كنار دریای خزر آرمیده است. از طرف مشرق با مازندران و از مغرب با آذربایجان همسایه است و اگر همچون جغرافی نویسان قدیم حدود جغرافیایی گیلان را از طرف شمال به دریای خزر و از طرف مشرق به مازندران و از جنوب به ری و قزوین و زنجان و از طرف مغرب به آذربایجان محدود سازیم باز هم باید گفت كه بخش وسیعی از مناطق كوهستانی را كه امروز با نام «دیلم» از منطقه جلگه‌ای جدا می‌سازند باید جزء گیلان بحساب آورد كه از نظر سیاحان داخلی و خارجی و تقسیم‌بندیهای منطقه‌ای و سیاسی و اقتصادی تا قرن‌های نزدیك بما نیز چنین بوده است همانطور كه گاه گیلان را نیز ضمیمه نواحی دیلم بحساب می‌آورند بطوریكه مقدسی كه كتاب خودالتقاسیم فی معرفه‌الاقالیم را كه در قرن چهارم هجری می‌نوشت طبرستان و جرجان و قومس (سمنان ـ دامغان ـ بسطام) را نیز از جمله مناطق دیلمیان میداند. باید گفت حدود جغرافی آن (گیل و دیلم) تا اوایل عصر صفوی و دقیقاً تا انقراض سلسله كیائیه در دوران سلطنت شاه عباس صفوی بنا به مقتضیات زمان و بر اثر كشمكشهای نظامی متغیر بوده است و امروز مسافری كه بخواهد این حدود را ببیند همینكه از شهرستان كرج خارج گردید باید در امتداد رشته كوههای البرز حركت كرده از طرف قزوین به رشت به راه ادامه دهد و پس از عبور از منطقه طارم و رسیدن به رود خروشان سپیدرود در برابر انبوه درختان جنگلی قرار خواهد گرفت در امتداد رودخانه پس از رسیدن به منطقه امامزاده هاشم (جهنم دره سابق) و عبور از شهرستان رشت و بندر انزلی به منتهی‌الیه این منطقه یعنی گرگانرود و آستارا خواهد رسید و در بخش شرقی به منطقه تنكابن كه تا دوران قاجاریه ضمیمه گیلان بود از شهرهای لاهیجان و لنگرود و رودسر گذشته به چابكسر كه آخرین بخش شرقی میان گیلان و مازندران است می‌پیوندد. تماشای آنهمه زیبایی و تنوع برای هر رهگذر تازه وارد پس از رسیدن به منجیل قدم به قدم خیره‌كننده‌تر خواهد بود زیرا با محاصره شدن منطقه در میان رشته كوههای طالش ـ طارم خلخال ـ دیلمان كه مانع خروج ابرهای حاصل از تبخیر آب دریا و رودخانه‌ها و استخرها و مرداب‌هاست و همچنین حركت بادها از دریا بخشكی و از فلات مركزی ایران بسوی دریا آب و هوای گیلان مرطوب و متغیر و برای رشد و پرورش گیاهان و درختان مختلف فوق‌العاده متناسب بوده و رطوبت هوا تا 95 درصد و ارتفاع باران از 125 تا 162 سانتیمتر میرسد و درجه حرارت تا حدود 3 در زمستان و 37 درجه در تابستان می‌باشد. میزان نزول برف چون دوره یخبندان گیلان زیاد نیست و حداكثر ارتفاع برف ممكنست تا دو متر برسد.
اگر از جلگه بطرف دامنه‌های جنگلی برویم بازهم میزان بارندگی و رطوبت و یخبندان متغیر خواهد بود تا جائیكه از ارتفاع 1200 متری به بعد بخاطر سردی هوا رشد درختان متوقف گردیده و در عوض با چمنزارها و مراتع زیبائی روبرو می‌شویم و در ارتفاعاتی معادل 1800 تا دو هزار متر انواع گل و گیاه معطر روئیده می شود.
خجوكو كه در سال 1849 و 1850 میلادی در رشت میزیست و تاریخ گیلانش یكبار در سال 1306 و بار دیگر در سال 1354 چاپ گردیده است می‌نویسد. قوت و سرعت توسعه نباتات در این سامان بینهایت است اما از قلل كوه تجاوز نمی‌كند و هیچ چیز محزون‌تر از دیدن مناظر آن طرف نیست زیرا فاقد هرگونه طراوت است مانند كوههای خلخال كه از خاك رس و ریگ قرمز مركب بوده و دشتهای خمسه و قزوین و تهران و سمنان و دامغان و بسطام كه همه لم یزرع است سبزه و آب در آنطرف‌ها همانقدر نایاب است كه در این طرف بحد وفور یافت می‌شود. گیلانی‌ها در زبان اغراق می‌گویند. اگر در راس یكی از كوههای گیلان بمانید قسمتی از ریش شما كه اینطرف است با عطر گلهای ما معطر می‌شود و حال آنكه قسمت دیگر مانند صحرای آنطرف كوه پر از گرد و غبار می گردد.  
همانطور كه اشاره گردید ارتفاعات گیلان را سه رشته‌كوههای مختلف محدود می‌سازد كه عبارتند از:
1 ـ كوههای طالش كه به موازات سواحل دریای خزر امتداد یافته و میان آذربایجان و دریای خزر واقع است.
2 ـ كوههای طارم و خلخال كه رودخانه سپیدرود از كنار دره‌های باریك آن می‌گذرد و رشته‌كوههایی آنرا از كوههای دیلمان جدا می‌سازد و گیلان را به دو بخش تقسیم می‌نماید.
3 ـ كوههای دیلمان كه دنباله رشته‌كوههای البرز بوده و مرتفع‌ترین قله آن در گیلان درفك (دلفك) است و از جنوب به منجیل و از طرف مشرق تا مناطق ییلاقی تنكابن و ارتفاعات سه هزار پیش می‌رود.
لرد كرزن در كتاب خود بنام ایران و ایرانیان آب و هوای گیلان را به چهار قسمت زیر تقسیم می‌نماید:
1 ـ حاشیه دریای خزر با توده‌های شن به ارتفاع هشت تا ده متر و پهنای دویست تا چهار صد متر با بادهای شمالی و شمال غربی كه رطوبت را به لبه جنوبی دریا می‌رساند.
2 ـ اراضی پشت این تپه‌های شنی كه مردابها و مناطق باتلاقی را ایجاد می‌نماید و رسوبات رودخانه‌ها را كه از كوهها سرازیر می‌گردند در خود جای می‌دهند كه نمونه‌ای از آنها مرداب بندر انزلی در گیلان است.
3 ـ حاشیه پشت مردابها و سواحل داخلی آبهای راكد كه منطقه‌ای است جنگلی و شهرهای مهم و دهكده‌های پر جمعیت در این قسمت واقع است كه فاصله آن تا پای كوهها از سه تا سی كیلومتر تغییر می‌كند.
4 ـ دامنه‌های البرز كه نظافت هوا و زیبایی آن نظیر ندارد و در منطقه خالی از درخت و جنگلها و در دامنه كوههائی كه بر آنها مشرف است ییلاقهائی قرار دارند.
سپیدرود
بزرگترین رودی كه گیلان را به دو بخش تقسیم مینماید رود معروف سپیدرود است. مركز بخشی را كه در غرب سپیدرود قرار دارد و در اصطلاح مردم محل بیه پس (بیه آب رود) نامیده می‌شود شهر رشت است و آن بخش كه در شرق سپیدرود قرار دارد بیه پیش خوانده می‌شود كه شهر عمده‌اش لاهیجان می‌باشد. این رود را در اوستا سپئت و در پهلوی سپت و در سانسكریت سوت SVETA گویند. ابن رسته مولف كتاب اعلاق‌النفسیه درباره منشاء و مسیر آن گوید:
سفیدرود از سیسر (صد چشمه) گذشته و از سرزمین آذربایجان عبور میكند و آنگاه داخل شهرهای دیلم گردیده و در دریای طبرستان میریزد.  مسعودی این رود را سپیدروج نامیده و می‌نویسد این كلمه به معنی رود سپید است كه محل دو كلمه در فارسی و عربی مقدم و مؤخر است و مجرای آن به سرزمین دیلم به طرف قلعه سلار است و او ابن اسوار دیلمی است یكی از ملوك دیلم است و اكنون كه تاریخ كتابت ماست بر آذربایجان تسلط دارد آنگاه این رود در دیلم از گیل می‌گذرد و به دیار دیلم رودی دیگر در آن میریزد كه آنرا شاهان رود (شاهرود) گویند و معنی آن شاه رودهاست از بس سپید و پاك و صاف است و همه با هم به دریای گیل می‌ریزد كه دریای دیلم و خزر و اقوام دیگر است كه بر اطراف دریا جای دارند و بیشتر این مردم دیلم و گیل كه ظهور كرده‌اند و بر بسیاری از نقاط زمین تسلط یافته‌اند بر ساحل همین رود بوده‌اند.
سرچشمه‌های اصلی رود سپیدرود از ارتفاعات كردستان بوده و در سر راه شعبات مهم دیگری به آن می‌پیوندد و آبهای حاصل وارد تنگه‌ای در منجیل می‌گردد و پیش از آنكه به این تنگه برسد به آب رودخانه شاهرود كه از كوههای طالقان سرچشمه می‌گیرد می‌پیوندد و از این زمان به نام سپیدرود شناخته می‌شود و قسمت اصلی آب رودخانه بزرگ سپیدرود در بندر حسن‌كیا ده (كیاشهر) بدریای خزر می‌ریزد و بخشی از آن پیش از رسیدن به دریا به وسیله چند نهر بزرگ جهت زمینهای زراعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
اگر طول رودخانه را از ارتفاعات اولیه‌اش در نظر گیریم بعد از ارس كه یكهزار كیلومتر طول دارد دومین رودی است كه اندكی بیش از رود كارون رود كارون (دارای هفتصد كیلومتر طول) حدود 720 كیلومتر درازا خواهد داشت و این رشته طولانی تا به هم پیوستن با رودخانه شاهرود به نام زرینه رود معروف بوده است و در دوره تسلط تركان قزل اوزون نامیده شده است عظمت و بهره‌دهی این رودخانه مانند زندگی سلحشورانه مردم گیل و دیلم منشاء پیدایش افكار و اندیشه‌های افسانه‌ای و حماسی گردیده است. قزوینی در عجایب المخلوقات در خصوص آب شاهرود و رودخانه سپیدرود می‌گوید:
نهر سفیدرود آوازی ندارد و روش او نرم است و در زمین نرم راه می‌رود و با نرمی و خاموشی كه دارد كشنده است و شاهرود با داشتن آوازی هولناك از آفات سالم است  در ابیات زیر تاریخ حماسی منطقه را كه گوئی در حركت سالهای پرخروش و زنده این رود جاویدان و گویا باقیمانده است می‌خوانیم.
همچون خیال خسته من گنگ و بی‌هراس
سرگه بصخره سود و گهی از كنار كوه
میرفت تا حكایت جاوید قرنها
تاریخ و سرگذشت زمانهای دور، دور
میرفت تا ز حالت ناپایدار دهر
یا آنكه خاطرات دل‌انگیز خویش را
ای یادگار مردی وای مظهر شكوه
پرورده‌ای شعار سرافرازی و شرف
در پیچ و تاب و جنبش گردابهای تو
فریاد مردها و دلیران دیلمی
        از روی ماسه‌های كف رود می‌گذشت
آهسته می‌خزید به دامان پهن دشت
بر دیدگان خیره ما سازد آشكار
افسانه‌ها و حسرت و اندوه پایدار
با روزگار رفته ما گفتگو كند
در بستر زمانه چنین جستجو كند
در نغمه تو جلوه خورشید زندگیست
پیكار در طریق حق و ترك بندگیست
امید و پایمردی به گذشته نقش بود
پیداست در سرود و سكوتت سپید‌رود

دریا ـ جلگه ـ كوه
دریا و جلگه و كوه بزرگترین منبع اقتصادی و حیاتی مردم منطقه است كه بی‌دریغ چون سفره گسترده‌ای در برابر ساكنان قرار دارد دریای خزر كه با نامهای دریای كاسپین، دریای هیرگانا، (جرجان ـ گرگان) دریای طبرستان، دریای گیلان، دریای مازندران، دریای شیروان، دریای دیلم، دریای آبسكون  شناخته شده است از شمال به سمت جنوب به طول یكهزار و دویست كیلومتر امتداد می‌یابد و دارای هفت‌هزار كیلومتر ساحلی است كه تنها یكهزار كیلومتر آن در خاك ایران است و سطح دریا بر اثر ریزش آبهای یكصدو سی رودخانه كه بعضی از آن در خاك ایران واقع است به سیصد و هفتاد و یكهزار كیلومتر مربع میرسد و بدین ترتیب دریای خزر با وسعت قابل توجهش همانطور كه از حیث انواع ماهی و كلسیم و سولفاتها غنی است موجب آبادانی و سرسبزی و حاصلخیزی جلگه‌ها و كوهها و باروری زمینها و افزایش و رشد گیاهان و درختان جنگلی می‌گردد و آنچه را كه به كمك انسان  در این ناحیه‌ی مستعد بدست می‌آید عبارتند از: برنج، چای، انواع مركبات، توتون، سیگار، غلات، زیتون، كنف، بادام‌زمینی و انواع محصولات صیفی و تربیت كرم ابریشم و پرورش دامها امروز اگر چه كشت بعضی از محصولات زراعتی مانند پنبه و نیل تا حدودی هم نیشكر همچون صنایع دستی مانند پارچه‌بافی فراموش گردیده و یا اهمیت گذشته‌اش را از دست داده است اما می‌توان گفت كه برای زحمكشان گیل و دیلم زمین سخاوتمندانه و در تمام فصول سال آماده بهره‌ دادن می‌باشد آنچنانكه در گذشته نیز بوده است. محققان از فراوانی گیاهان داروئی در منطقه یاد می‌كنند و در وقایع دوران اسماعیلیه به وجود بیمارستان در الموت و صدور گیاهان دارویی و داروهای گیاهی از منطقه كوهستانی دیلم بسوی شهرها و سرزمینهای دوردست اشاره می‌نمایند و ظاهراً تاریخ آغاز دانش پزشكی را كه امروز در میان مردم گیل و دیلم به (گیل تجربه) معروف است و هنوز هم راهنمای امور بهداشتی و درمانی مردم روستاهای این ناحیه است باید به طبیعت پر بركت زمین و تلاش و شناخت دانشمندان عصر اسماعیلی كه با ورود حسن صباح به الموت آغاز گردید مربوط دانست. مناطق جنگلی كه زمانی تا نواحی الموت امتداد داشت امروز در ارتفاعات رحمت‌آباد و نزدیك به قله درفك پایان می‌پذیرد و اگر چه باید اعتراف كرد كه كاهش وسعت دامنه‌های جنگلی از زیبائی و اهمیت اقتصادی منطقه چیزی كم ننموده و آنرا به مناطق ییلاقی و مركز دامداری و غلات تبدیل ساخت و خوش آب و هوا ترین و زیباترین ارتفاعات و قلل گیلان نیز در این قسمت واقع است كه شناخته شده‌ترین آنها قله معروف درفك ( دلفك) است وقتی كه از شهر رشت به طرف رودبار در حركت میباشیم در شرق رودخانه سپیدرود در رشته ارتفاعاتی كه بموازات جاده عمومی است بلندی 2700 تا 3000 متری در فك قرار دارد هنگامیكه از این بلندی به جنگلها و دشتها و صحراهای باطراوت گیل و دیلم بنگرید اطمینان دارم در برابر شكوه و عظمت خیره كننده طبیعت به هیجان خواهید آمد و هیچ چیز زیباتر از آن نخواهد بود كه بخواهید طلوع دل‌انگیز خورشید را از بلندیهای آن تماشا كنید و یا غروب سرزمین مردم گیل آن زمان كه در ابرهای سپید و پراكنده پوشیده شده و كوهستان دیلم را كه در زیر تابش خورشید همچنان سربرافراشته و از عظمت و استواری سخن می‌گوید به بینید .
توجه به معادن گیلان كه بعضی از آنها شناخته شده باقیمانده است و تعدادی نیز مورد بهره‌برداری می‌باشد بدان علت ضروری است كه می‌تواند در آینده ارزش اقتصادی خود را در كیفیت زندگی عمومی نشان دهد اما هنوز اهمیت خود را به خاطر نعمتهای دیگری كه طبیعت در اختیار مردم این ناحیه قرار داده پیدا نكرده است.
نژاد
گیلان كه در اوستا از آن به وارنا نام برده می‌شود مركز باستانی اقوام و تیره‌های مختلفی است كه از جمله آنها قوم گیل می‌باشد و امروز سرزمینشان را گیلان می‌نامند. پاره‌ای از محققین گیلها را با قوم دیگری به نام كادوسیها از یك تیره می‌شناسند بارتلد در این باره می‌نویسد. در عهد قدیم سكنه گیلان را كادوسیان تشكیل می‌دادند كه در قید اطاعت دولت هخامنشی نبودند همین قوم یا قسمتی از آن را گیل (گه‌لای، گیلوی، گه‌لوی) هم نامیدند و ولایت گیلان نام كنونی خود را از اسم قوم مزبور دارد . بدون آنكه به نظرات دیگران اشاره گردد از چهار گروه زیر كه سهمی در وقایع تاریخی منطقه داشته‌اند میتوان نام برد.
1 ـ كاسپی‌ها: این گروه كه دریای خزر به نامشان دریای كاسپین نامیده می‌شد بتدریج در اقوام دیگر حل گردیده و نابود شدند.
2 ـ كادوسیها: اگر آنها را از گیلها جدا كنیم در ارتفاعات كوهستانی بخش غربی و در قسمتهای جلگه‌ای گیلان میزیستند و شهر رشت كه مانند لاهیجان تا دوره مغولها از آن نامی برده نمی‌شد تقریباً در حدود سرحدات مرزی میان گیلها و كادوسیها قرار داشت. كادوسیها مانند گیلها همانطور كه از نفوذ قبایا آریایی در میان خود جلوگیری كرده و آنرا دچار كندی ساختند بعدها مانع نفوذ اعراب نیز گردیده و سالها با استقلال میزیستند.
3 ـ ماردها یا آماردها: آنان جنگجوترین طایفه غیر آریایی بودند كه در حاشیه سپیدرود زندگی می‌كردند و سپیدرود بنام آنان رود آمارد خوانده میشد پاره‌ای از زبان شناسان واژه مرد و مردانه و مردم را در فارسی و همچنین فعل مرد و مرد و تمرد و مشتقات دیگر آنرا در عربی از نام این طایفه می‌شناسند.
4 ـ گیلها همانطور كه اشاره گردید این دسته نیز در كنار كادوسیها و در بخش جلگه‌ای می‌زیستند كه به تدریج با كادوسیها بصورت تیره واحدی درآمدند و پس از كوچ و رانده شدن ماردها از حاشیه سپیدرود آن بخش را نیز در اختیار گرفته و از این زمان سرتاسر منطقه با نام گیل و دیلم شناخته شد.
بارتلد بنقل از استخری می‌نویسد: شهر عمده دیلمها پروان بود و مقدسی می‌گوید مهمترین شهر گیلها دولاب بود كه شهر تجارتی و نزدیك دریا و ظاهراً در قسمت غربی گیلان واقع شده بود چه از ولایت دولاب تا مغان پنج روز راه و تا شالوس (چالوس) یازده روز راه حساب میكردند و مطابق گفته اصطخری در كوهها قوم دیگری سكونت داشت كه به زبان مخصوص غیر از زبان گیلها و دیلمها سخن می‌راند  در مجموع باید گفت كه در جریان تاریخ و ثبت حادثه‌ها رفته رفته نام كادوسیها از نوشته‌های مورخین حذف میگردد و امروز سراسر منطقه كه چهار تیره بالا در آن می‌زیستند و سالها با استقلال در آن زندگی می‌نمودند با نام گیلان می‌شناسیم یعنی با نام قومی كه حدود یكصد و پنجاه سال پیش از آغاز دولت هخامنشی در آن سكونت داشته است و می‌توان از این زمان با زندگی دلیرانه‌اش آشنا گردید و آنرا در كتابها و مستندات تاریخی دیگر جستجو كرد. اما امروز نمی‌توان گفت مثلاً گیلها در كجایند و یا دیلمیان تا چه حد از تاثیر اختلاط اقوام دیگر با نژادشان بركنار مانده‌اند شاردن سیاح عصر صفوی می‌نویسد در ایران هیچ فرد عالی مقامی یافت نمی‌شود كه از مادر گرجی یا چركسی زاده نشده باشد چون بیشتر از یكصد سال است كه این اختلاط و امتزاج آغاز یافته است  موضوعی كه شاردن درباره گروه خاصی اشاره می‌كند رفته رفته بعلل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در میان طبقات دیگر جامعه ایرانی از جمله میان ساكنان گیل و دیلم نیز راه یافته است تیره‌ها و نژادهائیكه هم اكنون در گیلان زندگی می‌نمایند و با بومیان در كار ساختن سرزمین خویشند عبارتند از: 1- طالشها 2- كردها 3- تركها 4- ارامنه 5- گرجی‌ها 6- مازندرانیها.
جمعیت
از تعداد ساكنان منطقه در قرنهای گذشته نمی‌توان آماری ارائه داد و ناگزیر به سالهای نزدیكتری برمی‌گردیم. رابینو می‌نویسد: چخوكو (یا شودزكو) جمعیت گیلان را در سال 126 هـ ( ـ 1850 م) 289400 نفر آورده است ولی خود او در فهرست نسبتاً مفصلی تعداد جمعیت گیلان را 338300 نفر در 67560 خانوار نوشته است اگر بخواهیم تكیه بر اعداد و ارقام احتمالی را كنار گذاشته از افزایش جمعیت و تعداد ساكنان مرد و زن شهرها و روستاها و دگرگونیهای دیگر آن اطلاعات نسبتاً دقیقتری بدست آوریم باید به سرشماری سالهای 1335 و 1345 و 1355 برگردیم . و آن در بخشهای زیر نشان داده می‌شود.
1 ـ آمار جمعیت به تفكیك جنس در نقاط شهری و روستایی در سال 1345
جدول 1    جمعیت    مرد    زن    خانوار
روستائی     1369110    693615    675495    262872
شهری    385540    194865    190675    79290
جمع    1754650    888480    866170    342162
2 ـ مقایسه دو سرشماری جمعیت در سالهای 1335 و 1345 به تفكیك مناطق شهری و روستایی
جدول 2    جمعیت    شهری    روستائی    متحرك
سرشماری 35    1422417    260824    1160940    643
سرشماری 45    1754650    385540    1369110    –
تفاوت جمعیت     332243    124716    208170    643
در این دو جدول جمعیت استان زنجان نیز كه بعدها از استان گیلان جدا گردد قرار دارد و اگر جمعیت آن بخش را كه ضمیمه گیلان بود جدا سازیم كل جمعیت گیلان سال 1345 یك میلیون و دویست و شصت و سه هزار و نهصد نفر و در سال 1355 یك میلیون و پانصد و پنجاه و سه هزار شصت نفر و میانگین درصد تغییر 09/2% می‌گردد  و آن در مناطق مختلف استان گیلان با تغییرات زیر دیده می‌شود.
3 ـ آهنگ افزایش ده ساله جمعیت شهرستانهای استان گیلان بر اساس سرشماری سال 1355
جدول 3    جمعیت روستائی در سال 1355    جمعیت شهری در سال 1355    كل جمعیت در سال 1355    درصد تغییرات دهساله
رودسر    40200    112000    152200    44/1
لنگرود    29500    57800    87300    23/3
لاهیجان     63300    212000    275300    32/2
رودبار    10500    70500    81000    30/2
رشت    96800/1    248400    445200    65/2
فومن    15200    128500    143700    27/2
صومعه‌سرا    11200    93900    105100    73/1
بندرانزلی    55800    21600    77400    73/2
طوالش    18900    131300    150200    30/3
آستارا    14300    21800    36100    80/2
استان گیلان     455700    1097900    1553600    09/2
زبان و مذهب
زبان گیلكی از جمله زبانهای ایرانی است كه سالها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت و سلامت خود را حفظ كرده است و امروز اگر چه قسمتی از آن دستخوش دگرگونیهایی شده اما هنوز هم میتوان در هر گوشه تنوع آنرا احساس نمود، مینویسند: گویا در كوههای طالش مردم به شصت زبان محلی سخن میگفتند  آقای ستوده مینویسد زبان مردم گیلان بچند بخش تقسیم می‌گردد:
1 ـ تالشی كه در شاندرمن ـ ماسال ـ اسالم ـ گرگانرود و تالش دولاب بدان گفتگو می‌شود.
2 ـ گیلكی بیه پس كه در بخشی از گیلان كه در باخترسفیدرود است بدان گفتگو می‌شود.
3 ـ گیلكی بیه پیش كه در خاور سفیدرود بدان گفتگو می‌كنند.
4 ـ گالشی كه زبان مردم كوهپایه گیلان است و زندگی آنان از پرورش گاو می‌گذرد.
5 ـ كرمانجی كه زبان مردم عمارلو است و از گویشهای كردی است.
6 ـ تاتی كه زبان چند ده از ده‌های رودبار زیتون و بخش فاراب عمارلو است.
7 ـ زبان گاومیش بانها ـ این مردم سرزمین ویژه‌ای ندارند و بیشتر كنار رودخانه‌های بزرگ زندگی می‌كنند.  از گیلكی جز با زبان شعر نوشته‌ای دیده نمی‌شود تنها جزوه كوچك دوازده برگی بنام «تازه قانون» منتخبی از سخنان حضرت عیسی می‌باشد كه توسط میسیونهای مسیحی كه در دوران مشروطیت فعالیتهایی در بخشهای مختلف گیلان داشته‌اند به زبان گیلكی مردم رشت چاپ و انتشار یافته است  درباره مذهب مردم ایران سازمان باید گفت كه عموماً مسلمان و اكثر شیعه میباشد یك مورخ مسیحی مینویسد. ایرانیان چند دژ تسخیر ناپذیر داشتند كه حكام معاویه و یزید نمی‌توانستند در آن دژها ایجاد رخنه كنند و یكی از آن دژها مازندران بود و دیگری گیلان و در گیلان سكنه محلی علی بن ابیطالب را به لقب رشت می‌خواندند…
یعنی فرزانه و بعد از او این لقب به حسن و آنگاه به حسین داده شد و هنوز این كلمه در گیلان بر زبانها می‌باشد و حاكم نشین گیلان رشت است .
آغاز نفوذ تشیع را باید با ورود زیدیه بنواحی گیلان مطالعه كرد كه اندكی پیش از قیام داعی كبیر بوده است و مطالعه درباره عقاید پیش از اسلام مردم گیلان براساس نوشته‌ها و آثار باستانی و حفاریها پر تنوع میباشد كه در این مختصر اشاره به آنها ضرورت ندارد اما در گذشته اقلیتهای دیگری در گیلان زندگی می‌كردند كه از میان آنها اقلیتهای مسیحی (آشوری ـ ارمنی) زرتشتی، كلیمی قابل ذكر می‌باشد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله خورشید گرفتگی چیست؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خورشید گرفتگی چیست؟ دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خورشید گرفتگی چیست؟  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله خورشید گرفتگی چیست؟،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله خورشید گرفتگی چیست؟ :

خورشید گرفتگی چیست؟
چرا هرماه خورشید گرفتگی اتفاق نمی‌افتد؟ انواع خورشید گرفتگی‌ها چگونه هستند و چه‌طور می‌توان یک خورشید گرفتگی را بدون خطر رصد کرد؟
تصور کنید که در حال حرکت در طول یک خیابان هستید و در حال تحمل گرما و نور شدید خورشید ناگهان آسمان تاریک می شود و شما برای مدت کوتاهی احساس راحتی می کنید و سپس دوباره نور خورشید بر شما می تابد. شاید از کنار این اتفاق به آسانی بگذرید اما اگر بدانید عاملی که باعث این اتفاق شده است سایه ماه بوده و شما آن قدر خوش شانس بوده اید که به طور اتفاقی در امتداد نوار بسیار باریک سایه ماه بوده اید شاید این اتفاق برای شما طور دیگری جلوه کند

همانطور که می دانید مدار ماه به گرد زمین اندکی با صفحه زمین خورشید زاویه دارد و این امر باعث می شود که ما هر ماه شاهد خورشید گرفتگی نباشیم. خورشید گرفتگی زمانی اتفاق می افتد که ماه در بین زمین و خورشید قرار گیرد و سایه خود را بر زمین بیافکند. اما این اتفاق زمانی به وقوع می پیوندد که ماه تقریبا نزدیک یکی از گره های مداری خود باشد (گره های مداری نقاطی هستند که در آن مدار یک جسم مدار جسم دیگری را قطع می کند.) زیرا هنگامی که ماه در نزدیکی گره های خود باشد تقریبا بر صفحه زمین خورشید منطبق می شود و بنابراین این امکان وجود دارد تا سایه خود را بر زمین بیافکند و عده ای از علاقه مندان را از خانه هایشان بیرون بکشد

کسوف ها به سه شکل اصلی اتفاق می افتد. نوع اول آن کسوف حلقوی است. همانطور که می دانید مدار ماه بیضوی است و طبعا گاهی اوقات در اوج (دورترین فاصله از زمین) و گاهی اوقات در حضیض (نزدیک‌ترین فاصله از زمین) به سر می برد. اگر هنگام کسوف ماه در اوج مداری خود باشد اندازه زاویه‌ای آن، آن‌گونه که از زمین دیده می‌شود، در مقایسه با اندازه زاویه ای خورشید کمتر می شود و بدین ترتیب ماه نمی تواند همه قرص خورشید را در پشت خود مخفی سازد. بدین ترتیب خورشید در میانه گرفت به صورت حلقه ای نورانی دیده می شود و این خود یکی از جاذبه های این نوع کسوف است. کسوف 11 مهر ماه در بخشهایی از اسپانیا و آفریقا بدین صورت دیده می شود.

نوع دوم کسوف کلی است. در هنگام کسوف کلی ماه آن قدر از زمین دور نیست که نتواند کل قرص خورشید را در پشت خود مخفی سازد. با پنهان شدن قرص خورشید در پشت قرص ماه نا گهان تاج خورشید خود نمایی می کند و بدین ترتیب نماهای رویایی که همه ما از کسوف دیده ایم به وجود می آیند. نمونه چنین کسوفی در سال 1378 در کشور ما اتفاق افتاد و بسیاری را جذب خود کرد.

نوع سوم کسوف کسوف جزیی است که کسوف روز دوشنبه نیز از همین نوع است. در این نوع کسوف به سبب موقعیت جغرافیایی ناظر در روی زمین و همچنین به دلیل موقعیت ماه در مدارش، زمین وارد تمام‌سایه ماه نمیشود و یا تمام‌سایه ماه از مکان رصد ناظر عبور نمی کند. بدین ترتیب رصد گر تنها در نیم سایه قرار می‌گیرد و از دید او فقط بخش‌هایی از خورشید به وسیله ماه پوشیده می‌شود.

البته نوعی دیگری از کسوف هم وجود دارد که می توان آن را هم در رده حلقوی ها در نظر گرفت و هم در رده کسوف های کلی. در این نوع کسوف در بعضی از نقاط زمین کسوف کلی است و در بعضی از نقاط ماه قسمت های بسیار کمی از قرص خورشید را نمی پوشاند. این نوع از کسوف ها نیز بسیار زیبا هستند. نمونه از این نوع کسوف امسال (1384) در بخش هایی از منطقه آمریکای مرکزی اتفاق افتاد.

اما نکات لازم در هنگام رصد کسوف جزیی:
1به هیچ وجه بدون فیلتر به خورشید نگاه نکنید.
2برای نگاه کردن به خورشید از شیشه هایی که به وسیله دود شمع و یا به طرق دیگر دودی شده اند استفاده نکنید چرا که آن ها تنها شدت نور را کم می کنند و نمی توانند جلوی پرتوهای خطرناک نور خورشید را نمی گیرند.
3با ابزار نجومی به هیچ وجه بدون فیلتر به خورشید نگاه نکنید.
4بهترین روش دیدن کسوف استفاده از ابزار هایی مثل اتاق تاریک و یا انداختن تصویر بر روی دیوار یا پرده است.

پدیده گرفتگی:
اگر جرمی سماوی باعث شود که جرم سماوی دیگری برای ناظر زمینی غیر قابل رؤیت شود, پدیده گرفتگی اتفاق افتاده است. این پدیده بین تمام سیارات و ستارگان و ماه و خورشید اتفاق می افتد. سیاره های عطارد و زهره, گاهی از مقابل قرص خورشید عبور می کنند. معمولا ماه باعث گرفتگی ستارگان و سیارات در مسیر خود می شود. در این میان دو پدیده ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. ماه گرفتگی هنگامی پدید می آید که ماه در سایه زمین قرار می گیرد و به صورت تیره و مسی رنگ دیده شود. وقتی زمین در سایه ماه قرار بگیرد, پدیده خورشید گرفتگی پیش می آید. از آنجا که این پدیده های نادر طیبعی انسان را متوجه قدرت خداوند متعال و نظام حاکم بر طبیعت می کند, جزو آیات الهی بر شمرده شده اند. شارع مقدس نیز احکام ویژه ای را در این موارد مقرر کرده است. در این مقال به بررسی این دو پدیده از دیدگاه نجومی می پردازیم.

ماه گرفتگی (خسوف)
پدیده ماه گرفتگی وقتی رخ می دهد که ماه, در حال بدر, نزدیک یکی از گره های صعودی یا نزولی خود باشد. در این حال ماه باید از سایه زمین عبور نماید و قهرا از نور خورشید محروم می ماند. در واقع زمین همواره پشت خود یک سایه مخروطی شکل درست می کند, ولی از آنجا که ماه معمولا با اختلاف زاویه ای بین حدود 5+ و 5- درجه از کنار سایه می گذرد, بطور معمول پدیده گرفتگی پیش نمی آید. ولی در حالیکه ماه بدر, از نزدیکی دایره البروج بگذرد, یعنی در نزدیکی یکی از گره های مدارش باشد, سایه زمین بر ماه می افتد و خسوف پدید می آید. شکل زیر وقوع یک ماه گرفتگی را نشان می دهد.

مخروط تمام سایه از تمام شعاع های خورشید محروم است اما مخروط نیمسایه برخی از شعاع های خورشید را دریافت میکند, ولی چون از بخش دیگری محروم است, تیره رنگ جلوه می نماید. گاهی ماه فقط از ناحیه نیم سایه عبور می کند, در این صورت به اصطلاح خسوف نیمسایه ای اتفاق افتاده است. در موارد عبور ماه از تمام سایه اگر تمام قرص از محدوده تمام سایه عبور کند, خسوف کلی رخ داده و گرنه خسوف جزیی است. خسوف نیم سایه ای در بیشتر موارد از زمین قابل تشخیص نیست, فقط در صورتیکه بیش از 7/0 قرص ماه در نیمسایه قرار بگیرد1 , این نوع خسوف قابل تشخیص است و ظاهرا نماز آیات نیز در این مورد واجب می شود, اگرچه منجمان بطور کلی از محاسبه و اعلام خسوف نیمسایه احتراز می نمایند!

در خسوف کلی, قرص ماه بصورت کامل نامریی نمی شود, بلکه بخاطر شکست نور خورشید در جو زمین, بطور غیر مستقیم قدری از شعاع های خورشید به ماه می رسد. از آنجا که جو زمین نور آبی را بیشتر از نور قرمز جذب می کند, نور منعکس شده به ماه, به رنگ قرمز مسی در می آید.
پدیده خسوف, یک پدیده غیر وابسته به موقعیت ناظر است. به این معنی که هر ناظری در زمان خسوف, اگر بتواند ماه را ببیند, می تواند خسوف را ملاحظه نماید. بنابراین خسوف برای همه نیم کره ای که به طرف ماه قرار گرفته, به یک شکل و در یک زمان قابل رؤیت است.

خورشید گرفتگی (کسوف)
اگر زمین در سایه مخروطی شکل ماه قرار بگیرد, پدیده خورشید گرفتگی پیش می آید. این پدیده وقتی اتفاق می افتد که ماه در نزدیکی حالت مقارنه, در حوالی یکی از گره هایش باشد. از آنجا که ماه معمولا با اختلافی بین 5+ و 5- درجه از دایره البروج قرار دارد, این پدیده به ندرت اتفاق می افتد. شکل زیر یک خورشید گرفتگی را ترسیم می نماید.

با توجه به شکل, مشخص می شود که خورشید گرفتگی کلی فقط در ناحیه بسیار کوچکی از زمین قابل رؤیت است ولی در نواحی بیشتری خورشید گرفتگی جزیی مشاهده می شود. از آنجاکه ماه در مدار خود با سرعتی در حدود یک کیلومتر در ثانیه حرکت می کند و زمین نیز, هم جهت با سایه با سرعت 5/0 کیلومتر بر ثانیه در دایره استوا دارای حرکت وضعی است, خورشید گرفتگی با سرعتی حدود 5/0 (= 5/0- 1) کیلومتر در ثانیه از شرق به غرب, در حرکت است. بنابراین نواحی مختلفی از کره زمین می توانند, خورشید گرفتگی را با تفاوت زمانی اندکی مشاهده نمایند.

چناچه قبلا گفته شد, مدار حرکت زمین به گرد خورشید و مدار ماه به دور زمین, بیضی شکلند. بنابراین قطر قرص مریی خورشید و ماه از روی زمین, در حال تغییر است. اگر خورشید گرفتگی کلی در صورتی پیش بیاید که قطر قرص ماه بزرگتر از قطر خورشید باشد, خورشید گرفتگی کلی مشاهده می شود. در صورتیکه قطر ماه کوچکتر از قطر خورشید باشد, و ماه نتواند تمام قرص خورشید را بپوشاند, حلقه ای از خورشید, حتی در حد اکثر گرفتگی, قابل رؤیت است. این حالت را خورشید گرفتگی حلقوی می نامند.

برخلاف خسوف , کسوف پدیده ای وابسته به موقعیت ناظر است. یعنی در هر ناحیه از کره زمین که روز باشد, گرفتگی به شکلی متفاوت با نواحی دیگر رؤیت می شود. در مرکز گرفتگی, کسوف کلی دیده می شود, در نواحی شمالی, بخش پایینی خورشید و در نواحی جنوبی بخش بالایی خورشید, گرفته می شود و بالاخره برخی نواحی اصلا گرفتگی را رؤیت نمی کنند. از اینرو محاسبه خورشید گرفتگی بسیار دشوارتر از ماه گرفتگی است و اگر سیستمی قادر به محاسبه دقیق خورشید گرفتگی در هر محلی باشد, و بتواند در حد ثانیه خورشید گرفتگی را محاسبه نماید, از دقت بسیار بالایی در محاسبات مواضع ماه و خورشید برخوردار است.

خورشید گرفتگی کلی یکی از زیباترین پدیده های طبیعی است. این پدیده حداکثر حدود 5/7 دقیقه طول می کشد. بخاطر استتار کامل قرص خورشید توسط ماه, آسمان در میان روز تاریک می شود و ستارگان قابل رؤیت می شوند. در این زمان حلقه ای الماسی رنگ از نور به گرد خورشید دیده می شود که از زیبایی مبهوت کننده ای برخوردار است. با حرکت مجدد ماه, رفته رفته قرص خورشید باز می شود و به حالت عادی باز می گردد.

قوانین گرفتگی ها
در اینجا خلاصه ای از مهمترین قوانین نجومی پدیده گرفتگی آورده شده است:
زمان ماه گرفتگی فقط در ماه کامل و خورشید گرفتگی در هنگام ماه نو قرار دارد. روایاتی که گرفتن خورشید در وسط و گرفتن ماه در آخر ماه را بیان می نماید, ناظر به ایجاد حالت غیر متعارف در آسمان است.

تعداد خورشید گرفتگی ها در هر سال حداقل 2 و حداکثر 5 و ماه گرفتگی ها هر سال حداکثر 3 مورد است. بیشترین رقم مجموع گرفتگی ها در یک سال اعم از ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی در یک سال عدد 7 است.
گرفتگی ها اغلب به صورت زوجی یا سه تایی, خورشید گرفتگی – ماه گرفتگی – خورشید گرفتگی رخ می دهند. ماه گرفتگی همیشه دو هفته قبل یا بعد از یک خورشید گرفتگی صورت می گیرد.

الگوی گرفتگی ها در یک دوره 18 سال و 11 روز و8 ساعته به نام سیکل ساروس دوباره تکرار می شوند. این الگو بطور دقیق تکرار نمی شود.
در یک ماه گرفتگی مدت زمان مرحله کلی حداکثر 1 ساعت و 40 دقیقه و مرحله تمام سایه ای یعنی جزیی- کلی- جزیی حداکثر 3 ساعت و 40 دقیقه به طول می انجامد. حداکثر مدت خورشید گرفتگی کلی (در استوا) 7 دقیقه و 40 ثانیه و برای گرفتگی حلقوی 12 دقیقه و 24 ثانیه می باشد
ماه گرفتگی در هر نقطه از کره زمین که مشاهده شود به یک شکل و در یک زمان مشاهده می شود ولی شکل یک خورشید گرفتگی و زمان رؤیت آن, بستگی به موقعیت ناظر روی کره زمین دارد.

مقدمه
در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000 کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

شرایط وقوع خسوف
وقتی از بالا به دایره البروج بنگریم به اشتباه گمان می‌کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می‌شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می‌شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دایره البروج ، می‌تواند از بالا یا پایین مخروط سایه ، به فاصله‌ای که حداکثر 32،000 کیلومتر می‌شود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:

1 خورشید ، زمین و ماه ، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می‌دهد.
2 ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایره البروج ، یعنی در یکی از عقده‌ها باشد.
بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایره البروج به سر می‌آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه‌ای که در آنها ماه صفحه دایره البروج را قطع می‌کند عقدتین نامیده می‌شود: یکی از این دو عقده رأس (گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب (گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده‌ها یا خط گره‌ها نامند.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد كانال پاناما

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد كانال پاناما دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد كانال پاناما  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد كانال پاناما،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد كانال پاناما :

كانال پاناما

كانال پاناما یكی از مهمترین گذرگاه های تجاری در دنیا است كه بیش از 5 درصد از نقل و انتقالات تجاری در سطح بین المللی از آن صورت می گیرد. اخیرا دولت كشور پاناما تصمیم گرفته است تا برای تسهیل عبور و مرور كشتی های باربری اقدام به تعویض این كانال كند.

از آنجایی كه بودجه در نظر گرفته شده برای اجرای این پروژه 5 میلیارد دلار اعلام شده و این میزان برای اقتصاد كشور پاناما رقم بالایی است، دولت این كشور قصد دارد برای اتخاذ تصمیم نهایی، این پروژه را در 22 اكتبر 30 مهر به رفراندوم بگذارد. در آخرین آمار منتشر شده پنجاه وچهار درصد از مردم پاناما با طرح تعریض این كانال موافقند، 17 درصد مخالف و 29 درصد بی طرفند.

طرح تعریض كانال پاناما در صورت تصویب نهایی طی هفت سال 2014 2007 اجرا خواهد شد. مخالفان این طرح نگران كاهش بودجه دولت در طول هزینه های تعریض هستند اما دولت به آنها قول داده است تا از هیچ هزینه ضروری نكاهد. كانال پاناما در سال 1914 میلادی افتتاح شده است و 80 كیلومتر طول دارد. تا سال 1999 این كانال توسط دولت آمریكا كنترل می شد

اما بعد دولت پاناما توانست اداره آن را به دست گیرد. كشتی های جدید عمدتا پهنای زیادی دارند و این مسئله مانع مهمی در عبور آنها از كانال پاناما است. از طرف دیگر به دلیل باریك بودن این كانال عبور كشتی ها از آن به كندی صورت می گیرد و ساعت ها وقت لازم است تا كشتی ها بتوانند از آن عبور كنند.

در حال حاضر به دلیل محدودیت هایی كه در این كانال وجود دارد تنها كشتی هایی می توانند از آن عبور كنند كه حداكثر 4 هزار كانتینر را حمل می كنند اما با اجرای طرح تعریض، كشتی هایی با ظرفیت 10 هزار كانتینر نیز امكان عبور از كانال پاناما را پیدا خواهند كرد. گذرگاه های كنونی این كانال در حال حاضر 33 متر عرض دارند

كه با اجرای طرح تعریض به 50 متر افزایش پیدا خواهند كرد. در رفراندوم 22 اكتبر بیش از دو میلیون پانامایی برای وضعیت این كانال تصمیم گیری می كنند. دولت پاناما پیش از برگزاری انتخابات تاكید داشته كه هزینه طرح از محل عوارض دریافت شده از این آبراه و 32 میلیارد دلار وام تامین می شود.
سال پیش در چنین روزی در سال 1904 میلادی ، عملیات ساختن آبراه پاناما میان دو اقیانوس اطلس و آرام آغاز شد

كانال پاناما با 80 كیلومتر(50 مایل) اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام را به هم متصل كرده است. این كانال در پایین ترین سطح ممكن بین دامنه هاى سرزمین كوهستانى و باریكى كه آمریكاى شمالى و جنوبى را به هم وصل كرده، احداث شده است.
ارتفاع اصلى این سرزمین از سطح دریا90متر مى باشد. به طور متوسط هر كشتى طول كانال را در مدت 8تا 10 ساعت طى مى كند و در این مدت كاركنان كشتى ها مى توانند یكى از زیبا ترین و مدرنترین طراحى هاى مهندسى را ببینند.

قسمت هاى اصلى این كانال عبارتند از : دریاچه گاتن ((Gatun lak)), بریدگى گیلارد (Gaillard cut) و3 سد متحرك (lock) به نام هاى : میرا فلورس ، پدرو میگوئل و گاتن (Mira flores, Pedro Miguel, Gatun).
طویل ترین كشتى كه كانال پاناما را طى كرده، كشتى ماركونا پروسپوكتر با طول 299 متر و عرض32/6 متر بوده است

باتوجه به اینكه كانال پاناما به جهت تردد كم كشتى ها از این كانال براى دریانوردان كمى ناشناخته است، آقاى یزدان رضایى افسر مهندس الكترونیك كشتى ایران بجنورد با همكارى كاپیتان كسرى پاكروان فرمانده این كشتى هنگام عبور كشتى ایران بجنورد از این كانال، با گرفتن عكس و جمع آورى اطلاعات، گزارش مفیدى از موقعیت جغرافیایى و ویژگى هاى كانال پاناما را تهیه و به دفتر نشریه ارسال كردهاند، كه به شرح ذیل از نظرتان مى گذرد:

كانال پاناما
كانال پاناما با 80 كیلومتر(50 مایل) اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام را به هم متصل كرده است.
این كانال در پایین ترین سطح ممكن بین دامنه هاى سرزمین كوهستانى و باریكى كه آمریكاى شمالى و جنوبى را به هم وصل كرده، احداث شده است.
ارتفاع اصلى این سرزمین از سطح دریا 90 متر مى باشد.

به طور متوسط هر كشتى طول كانال را در مدت 8 تا 10 ساعت طى مى كند و در این مدت كاركنان كشتى ها مى توانند یكى از زیبا ترین و مدرنترین طراحى هاى مهندسى را ببینند.
قسمت هاى اصلى این كانال عبارتند از : دریاچه گاتن ((Gatun lak)), بریدگى گیلارد (Gaillard cut) و 3 سد متحرك (lock) به نام هاى میرا فلورس : پدرو میگوئل و گاتن (Mira flores, Pedro Miguel, Gatun) .

كه خلاصه اى از هر كدام از این قسمت ها ارائه مى گردد.
حوضچه سد هاى متحرك (The Locks):
سد هاى متحرك (حوضچه) در این آبراه همانند آسانسور، كشتى ها را به ارتفاع هاى مورد نظر بالا و پایین مى برند. در این حوضچه ها سطح آب توسط پمپ هاى قوى كم و زیاد مى شود.
هر سد داراى محفظه هایى (Chambers) است كه این عمل را میسر مى سازند و داراى دریچههایى هستند كه كشتى ها وارد آن مى شوند و سپس با اضافه یا كم كردن آب عمل تغییر ارتفاع انجام مى شود.

به طور كلى هنگام ورود به كانال پاناما از طرف اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام ، كشتى باید 26 متر از سطح دریا بالا بیاید تا سطح ارتفاع دریاچه گاتن در وسط آبراه باشد. این امر توسط سه lock اصلى انجام مى شود.

در داخل این حوضچه ها به علت عرض كم آنها، عملیات به وسیله لوكوموتیو هاى قوى جهت كشیدن كشتى به داخل حوضچه انجام مى شود. به این ترتیب كه در مدخل هر lock توسط سیم بكسل هاى قوى از جلو و پاشنه : كشتى به این لوكوموتیو ها متصل مى شود و سپس لوكوموتیوها با نیروى زیاد و سرعت یكنواخت، كشتى را به داخل حوضچه هدایت مى كنند.

در هر حوضچه حدودا 6 لوكوموتیو براى هر كشتى در نظر گرفته میشود كه در طول عملیات با كم و زیاد كردن طول سیم بكسل ها از تصادم شناورها با بدنهى حوضچه جلوگیرى مى كنند.
لازم به ذكر است كه در كانال پاناما 200 راهنماى ورزیده وجود دارند كه این عملیات را به كمك فرماندهان كشتى ها رهبرى مى كنند.

تعداد راهنما ها بستگى به طول كشتى دارد كه براى كشتى ایران بجنورد با طول 225 متر، 2 راهنما در نظر گرفته شده بود. همچنین در هر تردد، حدود 25 نفر كارگر محلى (Mooring Men) براى باز و بسته كردن سیم هاى بكسل بر روى كشتى فعالیت دارند.
هر lock از محفظه هاى (chambers) 53/33 متر عرض و 8/304 متر طول تشكیل شده است.
به همین دلیل كشتى ها براى عبور از كانال محدودیت هایى دارند:
حداكثر عرض كشتى براى عبور از كانال : 30/32 متر، حداكثر آبخور (Draft) جهت عبور از كانال : 04/12 متر در آب شیرین منطقه استوایى (Tropical Fresh Water) و حداكثر طول كشتى براى عبور از كانال : 1/294 متر مى باشد.

دریاچه و سد گاتن (Gatun Lake and Dam) :
طول دریاچه گاتن 8/37 كیلو متر است و بین دو سد متحرك گاتن و میرا فلورس واقع شده است. مساحت این دریاچه 423 كیلو متر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 26 متر است.
میزان آب این دریاچه توسط سد گاتن كه بر روى ذخایر آبى در كوه مجاور احداث شده است، كنترل مى شود.
سد گاتن داراى 800 متر عرض و دهانه اى با 48/30 متر است و ارتفاع آن از سطح دریا 32 متر میباشد: یعنى 6 متر بالاتر از سطح دریاچه گاتن.

به جهت افزایش حجم آب در دریاچه گاتن، دولت پاناما در سال 2002به لایروبى این دریاچه اقدام كرد كه در طول عملیات لایروبى، 7/6 میلیون متر مكعب گل و لاى از عمق دریاچه برداشته شد.
با این اقدام علاوه بر امكان حركت كشتى ها با آبخور بالا، ذخایر خوبى نیز جهت استفاده هاى كشاورزى و آب آشامیدنى ساكنین به دست آمد.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید