مقاله رشته معماری در مورد بتن

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله رشته معماری در مورد بتن دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله رشته معماری در مورد بتن  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله رشته معماری در مورد بتن،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله رشته معماری در مورد بتن :

بتن
چكیده
صنعت بتن به علل بسیار صنعت پایداری نیست. مصرف حجم بسیاری از مواد خام كره زمین، تولید گازهای گلخانه ای به علت استفاده از سیمان پرتلند بعنوان چسباننده اصلی بتن و نتیجتاً افزایش دمای كره زمین و نیز دوام كم سازه های بتنی از جمله دلایلی هستند كه بر تولید حاصل از منابع طبیعی اثر منفی دارند.

در این مقاله، مقصد تشریح موفقیتهای حاصل از پروژه های مهم بتن در ایران، خسارتهای ناشی از كاربرد بتن كم دوام و دلایل آن، اثرات منفی آن در توسعه، نظراتی چند در جهت افزایش دوام بتن، همچنین جانشینان احتمالی آن در این صنعت بوده، نیز نقش پژوهش و آموزش در این صنعت در راستای نیل به توسعه پایدار، مورد اشاره و بررسی قرار خواهد گرفت.

واژه های كلیدی:
بتن، توسعه پایدار، دوام بتن، محیط زیست، بتن خرده لاستیكی، بتن كفی و سبك، مصالح سنگی بتن، صفحات (3D)، پانلهای پیش ساخته.

مقدمه:
مصالح بتنی بارزترین سازه ساختمانی رایج در ساخت و سازهای ساختمانی فعلی در ایران است و مهندسین ایرانی موفقیتهای بسیاری در استفاده از بتن در پروژه های بزرگ (ساختمان بیمارستان قلب تهران، ایستگاه N2 متروی تهران، تقاطع غیر همسطح قائم مشهد و ; ) بدست آورده اند. لیكن مشكلاتی نیز در رابطه با دوام بسیاری از سازه های بتنی وجود داشته است. دوام ضعیف و غیر قابل كنترل و نیاز به تعمیر و نگهداری سازه های بتنی، انرژی و منابع اقتصادی فراوانی طلبیده و طبیعت و محیط زیست را زایل می نماید.

همچنین مواد زاید باقیمانده، بار سنگینی برای ادامه زندگی و محل زیست می باشد. یارانه های آشكار و نهان دولتی در بخش انرژی نیز مسئولان را از توجه بیشتر در جایگزینی هر نوع انرژی از جمله بتن باز داشته است.

در جهان امروز بتن به سوی جایگزینی محصولی مناسب، در دسترس و تا حد امكان مصنوعی جهت مصالح سنگی مورد استفاده در بتن سوق داده می شود. بتن خرده لاستیكی با مزیت ارزانی عایق بودن در برابر صدا و حرارت، همچنین مواد بازیافتی اولیه و كاهش افت و ترك بتن بسیار مورد توجه است. صفحات ساندویچی (3D) نیز از دیگر گزینه های جانشین است كه در انسجام و تامین یكپارچگی بنا مناسب به نظر می رسد. بتن كفی نیز با مختصات كاهش وزن و مقاومت در برابر زلزله و عایق بودن ملحوظ نظر قرار دارد.

بیان مشكل:
«بحران در چرخه حیات و افزایش جمعیت كره زمین از اثرات پیشرفت تكنولوژی است. آلودگی بسیار در محیط زیست بر اثر روند فزاینده مصرف مواد خام موجود در طبیعت و تبدیل آن به مواد مصرفی از جمله مشكلاتی است كه اغلب صنایع از جمله صعنت ساختمان داراست و این صنعت به عنوان مصرف كننده 40% از مواد طبیعی زمین مقام اول راد ارد و بتن در نقش برترین مصالح ساختمانی شاگرد اول این كلاس است.

این مشكل مسئله نوظهوری نیست، لاكن در كشورهای در حال توسعه نظیر ایران بجهت رشد بی رویه جمعیت و سرعت در روند صنعتی شدن، وخامت اوضاع را افزوده و چنانچه تدابیر اساسی اندیشیده نشود، چرخه زندگی دچار مخاطره می شود.» (سخرانی دكتر هرمز فامیلی – اردیبهشت ماه 1384 ص 9)

تعریف توسعه پایدار:
«كمیسون جهانی محیط زیست و توسعه WCED در سال 1978 توسعه پایدار را چنین تعریف نمود:
(توسعه ای كه پاسخگوی نیازهای حاضر باشد بدون اینكه بر توانایی نسل های آینده برای تامین نیازهای خود تاثیر منفی داشته باشد.)
سمنیار «كره زمین» در سال 1992 در ریودوژانیرو مفهوم توسعه را بصورت زیر بیان نمود:
(فعالیتهای اقتصادی كه با چرخه حیات جهانی هم آهنگ باشد.)

تعریف Mehta در سمینار Concrete Technology for Sustainable Development (فناوری بتن در توسعه پایدار) نیز چنین است:
(تا حد امكان از نعمت های خوب و مواد اولیه كره زمین بهره برداری شود و كمترین مقدار مواد زیان آور به آن بازگردانده شود.)
وی همچنین توسعه پایدار را برقراری تعادل میان دو نیاز هم ارز اجتماعی یعنی تامین ساختمانهای مورد نیاز و حفظ منابع طبیعی و محیط زیست می دانند

توسعه پایدار و فن آوری بتن:
در ایران در دو دهه اخیر رشد فزاینده ای در ایجاد ساختمانهای زیربنایی بوجود آمده است. بتن اصلی ترین مصالح بكار رفته در این ساختار بوده است. افزایش میزان تولید و مصرف سالیانه سیمان پرتلند (32 میلیون تن) حاكی از گسترش صعنت بتن و نقش برجسته آن در توسعه پایدار كشور می باشد.

بر اساس نظریه P.K. Mehta ایجاد توسعه پایدار در زمینه تكنولوژی بتن سه اصل اساسی را در بر می گیرد:
1 – حفظ مواد خام تولید كننده بتن.
2 – ارتقاء دوام سازه های بتنی.
3 – دید منابع جامع در پژوهش و آموزش در زمینه فناوری بتن.» (دكتر فامیلی- دانشگاه علم وصعنت تهران- بهار 84 ص 11)

حفظ منابع طبیعی برای تولید بتن:
«مواد اصلی تشكیل دهنده بتن، سنگدانه ها، سیمان و آب است. با استفاده از فناوری سازگار با محیط زیست میتوان مقادیر قابل توجهی در مصرف این مواد طبیعی صرفه جویی نمود. در تایوان، از مواد حاصل از خرد نمودن بتن ساختمانهای تخریبی برای ساخت بتن های خود تراكم با مقاومت فشاری 210 تا 350 kg/cm2 استفاده شد. گزارش شده است كه سنگدانه های حاصل از خرد نمودن بتن دارای ویژگیهای مشخص شده در آئین نامه (33ASTM c) می باشد،

و تفاوت بتن حاصله از این سنگدانه ها با سنگدانه طبیعی بسیار كم است. آب بازیافت شده از كارگاههای بتن آماده نیز به نحو مطلوب و رضایت بخش جایگزین آب تازه برای مخلوط بتن بكار رفته است. در ایران نیز بعد از جنگ تحمیلی از بازیافت مصالح ساختمانهای ویران شده برای ساخت بتن استفاده شده است، ولی رویهمرفته چندان موفقیت آمیز نبود. ظاهراً فراوانی و در دسترس بودن سنگدانه طبیعی در ایران این روش را چندان مطلوب نمی نماید، گر چه در بازیافت دیگر زباله های صعنتی همچون شیشه، كاغذ؛ فولاد و پلاستیك به موفقیتهایی دست یافته ایم.

در بسیاری از صنایع، مواد زایدی ایجاد می شوند كه غیر قابل برگشت به تولید اصلی و صعنت مادر است، اما برخی مواد مانند پوزولانها كه در كشور بصورت انبوه وجود دارند را می توان با هزنیه اندك بعنوان بخشی از سیمان جایگزین كرد كه اگر این مواد بعنوان مواد خام در صنعت بتن استفاده شود، بدون شك در جهت قانون طلایی توسعه پایدار گام مهمی برداشته می شود. در حال حاضر این مواد بصورت بازیافت در تولید سیمانهای آمیخته در صنایع بتن و سیمان كشور متداول است.

در بسیاری از كشورها تا 60% این پوزولانها در چرخه صنعت مورد استفاده قرار می گیرد، لاكن مقدار درصد مصرفی آن در صنایع كشور ما متاسفانه پائین است، (10% درصد) كه نمی توان آنرا در جهت توسعه پایدار تلقی نمود. P.K Mehta در یك پژوهش موفقیت آمیز بتنی را برای عمر 1000 ساله در فنداسیون یك معبد در هاوایی طراحی نمود. در پژوهش طرح سد جگین در استان هرمزگان از سیمان آمیخته با پوزولان طبیعی خاش بتن غلطكلی تولید و استفاده می شود كه كمك قابل توجهی به حفظ محیط زیست و منابع طبیعی كشور می باشد.

سیمان های جدیدی مانند ژئوپلیمرها و فسفات منیزیم نیز توسعه یافته اند كه از لحاظ مصرف انرژی بازده بهتری داشته و با محیط زیست سازگارند و كاربرد وسیع آنها می تواند با اهداف توسعه پایدار همسو باشد. بر اساس تحقیقات، این سیمانها نسبت به سیمان پرتلند خواص بهتری داشته و مقاومت اولیه بیشتری دارند. ثبات حجمی آنان عالی و دوام آن بالاتر، همچنین مقاومت بیشتر در برابر آتش دارند. روش تولید آنها نیز آسان است.
بجاست بخشی از سرمایه گذاری در صنعت سیمان به توسعه این مهم كه از امیتاز قابل توجهی بویژه از نقطه نظر حفظ محیط زیست برخوردار است، اختصاص یابد.» (دكتر فامیلی، پائیز 1384 ص 10)

بهبود دوام بتن در سازه های بتنی:
«از بدو ابداع سیمان پرتلند درسال 1756 توسط Smeaton تا اواخر قرن بیستم عمده تحقیقات در بخش بتن معطوف به افزایش مقاومت و كاهش مصرف انرژی لازمه بوده، و دوام بتن كمتر مورد توجه قرار داشته است. فرض اولیه بر این بوده استكه مخلوط سنگدانه و سیمان و آب بعنوان بتن، هر گونه شرایط محیطی و جغرافیایی را بدون نیاز به تعمیر و نگهداری تحمل می نماید، اما هزینه سنگین تعمیر و بازسازی سازه های بتنی خلاف این امر را مسجل نمود، مثلاً در سال 1990 در بررسی پلهای برزگراه های امریكا خسارت وارده بیش از 20 میلیارد دلار بوده است. این معنا مسئله تدوام بتن را به طور جدی مورد توجه قرار داد.

خوردگی میلگردهای فولادی، چرخه های یخ زدن و آب شدن، واكنشهای قلیایی سنگدانه ها و حمله سولفاتها از عمده دلایل از هم پاشیدن سازه های بتنی مسلح می باشند.

Mehta در بررسی تجارب كارگاهی نشان داد كه در كلیه موارد فوق نفوذپذیری و اشباع شدن با آب از پیش نیازهای عمده برای مكانیزم مسئول در انبساط و ترك خوردن بتن می باشد، بنابراین آب بند نمودن بتن، خط مقاوم دفاع در برابر محیط های مهاجم خواهد بود.
Burrows نیز دو عامل عمده ترك خوردگی بتن یعنی انقباض حرارتی و جمع شدگی ناشی از خشك شدن را كه سبب ایجاد خسارات می گردند عنوان نمود كه كمتر مورد توجه قرار می گیرند.

امروزه سرعت ساخت و ساز موجب شده كه مخلوط های بتنی اغلب حاوی مقادیر زیادی سیمان پرتلند معمولی یا سیمان با مقاومت اولیه زیاد باشند. مقاومت در برابر ترك خوردن این بتن ها بدلیل افزایش ناشی از جمع شدگی و خشك شدن، جمع شدگی حرارتی و مدول الاستیسیته از یك طرف و كاهش ضریب خزش آنها از طرف دیگر كم می شود.

معمولاً ترك خوردگی سازه ای بوسیله مصرف مقادیر كافی میلگرد فولادی كنترل می شود اما تجربه نشان داده است كه جایگزین نمودن تعداد كمی ترك با عرض زیاد با تعداد زیادی ریز ترك های نامریی و غیر قابل سنجش راه حل مناسبی برای دوام بتن نمی باشد. تجربه دیگر نشان داده است وقتی كه ترك خوردگی و دوام از ملاحظات اساسی سازه در نظر گرفته شوند،

ضمن رعایت الزامات گیرش و مقاومت در هر كار بتنی مورد نظر، اقتصادی ترین راه حل جایگزینی بخشی از سیمان پرتلند در مخلوط بتن، با سرباره كوره آهن گدازی، خاكستر بادی یا سایر مواد پوزولانی، مانند پوزولانهای طبیعی می باشند. بتن های حاوی این مواد، فصل مشترك قوی تری در منطقه تماس بین خمیر سیمان و سنگدانه های درشت دارند. نیز استعداد كمتری برای ایجاد ریزتركها داشته و بدلیل آنكه در مرحله بهره برداری مدت طولانی آب بند باقی می مانند دوام آنها بهبود می یابد.» (دكتر فامیلی، اردیبهشت 1384 ص 12)

دلایل كمی دوام بتن در ایران:
«مطالعات در برآورد و تخمین خسارات ناشی از كم دوامی بتن در ایران نامحسوس، لاكن كم دوامی بتن در بخشهای مختلف محسوس است. در بخش مسكن كه سیمان و بتن مصالح اصلی آن را تشكیل می دهند عمر ساختمانها كمتر از 40 سال برآورد شده است. در حاشیه جنوبی كشور و سازه های فراساحلی در خلیج فارس و دریای عمان بعضاً خسارت شدید ایجاد شده در سازه های بتنی به حدی است كه قبل از شروع بهره برداری نیاز به تعمیر و گاهی نیاز به تخریب و بازسازی وجود دارد كه همگی نشانگر عدم هماهنگی در جهت توسعه پایدار است.

عمده دلایل كم دوامی بتن و خرابیهای ایجاد شده، ناشی از عوامل زیر است:
1 – عدم سازگاری مصالح انتخاب شده برای بتن با شرایط محیطی نقاط مختلف كشور: مثلاً سیمان پرتلند نوع 5 كه برای مناطق جنوبی كشور مورد استفاده قرار می گرفت بدلیل حمله توام سولفات و كلریدها در بتن مناسب نمی باشد.

2 – عوامل اجرایی ضعیف و كم تجربه: در سطوح مختلف تولید و كاربرد بتن در كارگاهها، نیاز به آموزش و بازآموزی كاملاً محسوس است.
3 – مشخصات فنی ناقص: در استانداردها و آئین نامه های موجود در ایران، پذیرش بتن بر اساس مقاومت 28 روزه قرار داشته و به دوام بتن توجه نشده است.

4 – كنترل كیفیت ضعیف: در حال حاضر به نقش برجسته تضمین و كنترل كیفیت در صنعت توجه كافی نمی شود.» (دكتر فامیلی، شماره 26 ص 12)
بتن و زلزله:
«حجم بسیاری از بتن مصرف شده در ساخت و ساز كشور ایران هر ساله بخاطر زلزله های شدید دچار خسارتهایی زیاد می شود و بتن مصرفی در این ساختمانها از بین می رود و این مطلب مغایر با قانون طلایی توسعه پایدار است.

تدوین آئین نامه جامعی كه بتواند ساختمانها را در مقابل نیروهای زلزله مقاوم نماید از اقداماتی است كه برای جلوگیری از این خسارتها الزامی است. در این میان آئین نامه 2800 از طرف مركز تحقیقات ساختمان و مسكن گامی مهم در این زمینه به شمار می رود. در بررسیهای زلزله بم ساختمانهایی كه بر اساس ضوابط این آئین نامه ساخته شده بودند، با خسارت كمتر و یا اینكه بدون خسارت گزارش شده اند. حداقل اینكه در این ساختمانها هیچگونه خسارت جانی دیده نشد.
نمونه جالب اینكه در یكی از روستاهای بم، فردی كه ساختمان مسكونی خود را بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی یا مشاوره با مهندسین، تنها به تكیه بر استعداد خدادای و تجربه عینی خود از دیگر ساختمانهای مهندس ساز طراحی و ساخته بود، با رعایت شناژهای افقی و قائم و فاصله بین ستونها، كیفیت بتن، فاصله مجاز خاموتها و استفاده از بتن سبك توانست این ساختمان را از هرگونه آسیب ناشی از زلزله بم مصون بدارد در حالیكه ساختمانهای اطراف آن به ویرانه ای تبدیل شده بودند.» (دكتر فامیلی شماره 26 ص 12)

دید جامع در پژوهش و آموزش تكنولوژی بتن:
«تحقیقات متداول امروزی در كشور عمدتاً بصو رت برخورد جزئی با مسائل بتن بوده است. تصور می شود كه می توان كلیه جوانب یك سیستم پیچیده را با تجزیه نمودن آن به اجزاء كوچك و هر بار در نظر گرفتن یكی از اجزاء، كاملاً درك و كنترل نمود. نتیجه آنكه، مشخصات و آزمایشهای دوام بتن (روشهای آزمایش) مشخص نمی كنند كه دوام بتن به تنهایی یك خاصیت وابسته به مواد تشكیل دهنده بتن و مخلوط آن نباشند

. یعنی اینكه لازم است عوامل دیگری همچون شرایط محیطی، طراحی سازه و غیره نیز در نظر گرفته شوند. در برخورد جامع تر ضابطه عملكرد توسط عوامل دیگری مانند رویارویی با محیط، طراحی سازه و تكنولوژی فرآیند تولید بتن را نیز باید در نظر داشت.

برای مثال برخورد جزئی، مسئله واكنش قلیایی سیلیسی سنگدانه ها در آمریكا موجب رد سیمانهای با قلیایی زیاد و بسیاری از منابع سنگدانه هایی كه در آزمایشگاه واكنش زا تشخیص داده شدند گردید، در حالیكه در دانمارك و ایسلند كه سیمان با قلیایی كم تولید می كنند و سنگدانه های واكنش زا در آنجا بوفور یافت می شوند با یك برخورد جامع با این مسئله توانسته اند كه با مصرف این مواد همراه با یك ماده پوزولانی در شرایط محیطی خاص به نحو موفقیت آمیزی از بتن بهره ببرند.

بدین ترتیب در برخورد جامع از هدر رفتن مواد جلوگیری شده و از محصولات جانبی صنایع دیگر مانند خاكستر بادی، دوده سیلیسی و سرباره كوره آهن گدازی به منظور بهبود بخشیدن دوام بتن استفاده شده است كه این شیوه برخورد همسو با نیازهای توسعه پایدار است.

(الف: مقدار قلیایی كافی در بتن، ب: مقادیر بحرانی سنگدانه واكنش زا، ج: رطوبت كافی) سه عامل مهمی هستند كه باید جهت رخداد واكنش قلیایی سیلیسی بصورت همزمان در بتن وجود داشته باشند تا ایجاد خسارت كنند. همچنین مشخص شد كه در شرایط مرطوب فشار ناشی از انبساط، ژل واكنش قلیایی سیلیسی نمی تواند در یك قطعه بتن آرمه كه به نحو صحیح طراحی شده باشد تنش های سازه ای مخرب ایجاد كند.

نتیجه آنكه، اگر یك سازه بتنی در جریان عمر بهره برداری خود خشك باقی بماند و بنحو مناسبی طراحی و مسلح شده باشد، نیازی به مردود شناختن مواد خام با قلیایی زیاد برای تولید سیمان یا رد سنگدانه های واكنش زا برای مصرف در بتن نمی باشد. این نمونه ای مناسب از برخورد خوب و جامع با موضوع دوام بتن است كه در آن علاوه بر مصالح ساخت بتن، نسبت اختلاط و روشهای اجرایی، شرایط محیطی و طراحی سازه نیز مد نظر قرار گرفته است.

حال سوال این است كه چگونه می توان از روش های جزئی نگر به نگاه جامع در صنعت بتن تغییر روش داد؟ برای این گرایش لازم است ابتدا تحقیقات فناوری بتن به صورت جامع در آید. در مخلوط بتن معمولاً امكان ندارد كه بتوان یك جزء را بدون تغییر دادن سایر خواص مخلوط تغییر داد و این چیزی است كه بعضاً فراموش می شود. بررسی كردن و تحقیقات بصورت محدود، در بهترین حالت مشكل و در بدترین حالت خطرناك است

. تحقیقات فناوری بتن را نمی توان بصورت جامع تدوین نمود مگر آنكه، دگرگونی عمده ای در برنامه های آموزشی دانشكده های مهندسی عمران بوجود آید. بحث تحول در دانشكده ها در برخورد جامع تكنولوژی بتن از عمده اقدامات ضروری است. مهندسین و تكنولوژیست ها دانشكده های مهندسی حال حاضر كشور به منظور چیرگی بر مسائل دوام بتن و مصرف انبوه مواد زاید صنایع برای حفظ منابع طبیعی و محیط زیست آموزش لازم را نمی بینند و به اندازه كافی با مباحث سیمان و بتن آشنا نمی شوند.

Mehta مدل ساده شده ای را در ایجاد تكنولوژی در جهت توسعه پایدار ارائه نموده است كه در زمینه تكنولوژی بتن نیز مورد توجه است و در آن رشد مساحت مربوط به توسعه پایدار در صورتی ممكن خواهد شد كه انطباق قابل ملاحظه ای بین سه دایره ای كه فقط در بخش كوچكی بر هم منطبقند،رخ دهد، كه اگر تكنولوژی با ارزش انسانی و محیطی آمیخته نشوند، نسل بشر به نتایج فاجعه باری دچار خواهد شد.» (دكتر هرمز فامیلی شماره 26 ص 13)
بتن خرده لاستیكی Crwmb Rubber Concrete

«چندی است تحقیق پیرامون ساخت بتن با خرده لاستیك در آمریكا و اروپا آغاز شده است و بزودی استفاده از آن بصورت پانل های پیش ساخته و حفاظ در كناره های بزرگراهها و كنار پیاده روها و پوشش بامها اجرایی شده است. وزن كمتر، عایق بودن در برابر صدا و الكتریسیته، كاهش جمع شدگی و ترك بتن (shrinkage) و نیز عایق بودن در برابر حرارت از مزیات آن است كه می تواند توجیهی بر مقاومت و باربری كمتر همچنین هزینه تولید بالاتر آن باشد. با توجه به فزونی تایرهای مستعمل و نیز وسعت موارد استفاده از این نوع بتن آماده در آینده، انتظار می رود كاربری این نوع بتن بزودی در صنعت ساختمان آغاز شود.

با انجام مطالعات در حال حاضر قابلیت استفاده از بتن لاستیكی به صورت پیش ساخته ایجاد گردیده است. بدلیل قیمت كمتر مواد اولیه امكان كاربرد گسترده آن فراهم شده، در حالیكه در ابتدا استفاده از آن غیر معقول می نمود.» (مهندس كربلائی كریمی، پائیز 1384 ص 40)

«با اطلاع بیشتر از تاریخچه كوتاه تولید آن، مزایای آن نیز بیشتر نمایان خواهد شد. در اواخر سال 1990 دكتر هان زو مهندس دانشگاه آریفزونا از خرد شدن تعدادی لاستیك مستعمل كه به ناحیه فونیكس ارسال شده بود به فكر افتاد كه راهی جهت تبدیل و استفاده آنها در بتن ارائه دهد. با تهیه امكانات آزمایشگاهی و شرایط آزمایش عملی كردن این ایده آغاز شد. دو یار دیگر یعنی جرج وی – و دوك كارسون نیز به او پیوستند و به تدریج تبدیل به مهندسین مشاور شدند جرج وی سرپرست طراحی رو سازی بخش حمل و نقل آریزونا و دوك كارسون عضو هیئت امنا مهندسی و پژوهشی چرخ های لاستیكی مستعمل بود. بعدها مارك بلسر كه مدیرسازه FNF بود به جمع گروه اضافه شد.

ابتدا پروژه بصورت اجراء به روش (بتن درجا) مطرح شد، اما بعداً بصورت كاربردهای پیش ساخته قبول گردید، چون در روش بتن درجا به خصوصیات بسیاری جهت تهیه خرده لاستیك نیاز است. ضمن اینكه در بتن پانلی یا پیش ساخته مقاومت در برابر تغییرات درجه حرارت مناسب تر است و نسبت به بتن معمولی میزان انقباض و انبساط آن به نصف كاهش می یابد.

دیگر مزیت آن كاهش جمع شدگی بتن و در نتیجه كاهش ترك خوردگی ناشی از آن تا حدود محو كامل تركها ادامه دارد. این مزایا عالی هستند، اما خصوصیات منفی مانند كاهش محسوس مقاومت نیز وجود دارد و با افزایش مقاومت به سیمان بیشتری در نسبت تركیب نیاز است. كاربری فراوان و گسترده بتن خرده لاستیكی مقررات رسمی ADOT را در پی دارد و اولین كاربری آن استفاده از قطعات پیش ساخته مانند جداول كنار خیابانها است كه می توان آنها را سبك تر، سریع تر و قابل حمل تر ساخت.

پانلهای كنار بزرگراها نیز مقاومت بسیار مناسبی در برخورد اتومبیل ها نشان داده است. ساخت لوله فاضلابها- برق- تلفن و كابل های زیر پانلهای پیش ساخته از رویاهای قابل دسترس انسان در آینده است. ساختمانهایی كه كف بام آنها از مصالحی با خاك رس اجرا شده در برابر یخ زدگی مقاومتی ندارند، اما چنانچه بتوان در بام ساختمانها از پانلهای پیش ساخته استفاده كرد علاوه بر رفع مشكل فوق، به كاهش وزن و كنترل صدا نیز كمك می شود. آزمایشها و تصاویر دوربین مادون قرمز نشان می دهد كه بتن خرده لاستیكی دارای عملكرد بهتر از سایر پوششهای مشابه است.

خصوصاً عدم هدایت گرما در این نوع بتن قطعه پازل گم شده ای است كه كاهش گرمای اماكن مسكونی در جزایرگرمسیری را تامین می نماید. شبهاتی نیز موجود است، لیكن متخصصین معتقدند بدلیل مزایایی فراوان این نوع بتن، هزینه های ظاهری بالا در تولید آن توجیه پذیر و استفاده از آن سریعاً عمومی خواهد شد.» (مهندس كربلائی كریمی، پائیز 1384 ص 40 و 41)

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی :

شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی

بیان مساله
1ـ مشكل چیست؟ (پرسش آغازین مساله كدام است!؟
با توجه به شرایط و اصول مرئی و نامرئی حاكم بر جهان امروز، بسیاری از مرزها و دیوارهای ارتباطی، فرهنگی، فلسفی، اجتماعی و . . . در هم شكسته اند و انسان از توانایی فراوانی ( شاید بیشتر از هر زمان دیگر) برای انتخاب و گزینش در زمینه های گوناگون برخوردار گشته است. این چشم انداز از دنیای امروز فرصت ها و پتانسیل های فراوانی را به انسان ارائه می كند.

پلورالیسم نظریه ای است كه مبنای برخورد با موضوعات رنگانگی از حقیقت، فرهنگ، دین، هویت و . . . گرفته تا روش های پژوهشی، سبك، الگو، سنجش را در كثرت و احترام و توجه به آن می داند. از این رو می توان آن را به عنوان اصلی اساسی برای زندگی در جهان كنون پنداشت و آن را به عنوان تصور و پیش فرض نگرش به جهان در برابر شیوه ها و تصورات پیشین قرارداد.

معماری مقوله ای است از زندگی برای زندگی ، معماری توانایی آفرینش و خلق تركیبات و عناصر نوین است برای پاسخ به نیازهای نوین، برای تجسم آرمان های نوین برای بیان شرایط و مختصات دنیای نوین و شرح حال و نقل داستان انسان نوین. بنابراین دنیای نو معماری نو می خواهد ( هرچند مدرنیسم موصوف به همین صفت است اما باید پذیرفت همواره داستان برهمین منوال بوده است.)

حال پرسش در اینجاست كه آیا ما این رنگارنگی و طیف فراوان گزینه ها و مكاتب و اندیشه ها و . . . . را لمس می كنیم یا خیر؟ و اگر آگاه بر وجود و همزمانی آنها در دنیای امروز هستیم جایگاه و منظری كه برای نظر افكندن بر آنها برگزیده ایم كجاست؟ آنجا كه بر اریكه راست كیشی خود تكیه زده ایم و آنها را بی مقدار و باطل و رد می دانیم. (راست كیشی ـ جزمیت ـ جزم اندیشی) یا آنكه ملایم تر، اجازت حضور آنها را در محضر عالم صادر می كنیم و قلم اغماض بر بودن ایشان می كشیم (شمول گرایی و تساهل و تسامح) یا آنكه واقع نگرانه هم نشینی ایشان را در چهل تكه جهان محترم و مغتنم ارتباط و انتخاب و اشتراك می دانیم.

2ـ گستردگی مشكل چه قدر است؟ ( جامعیت یا فراگیری موضوع)
از آنجا كه معماری، مدبرانه خواهان شكل دهی و تعریف فضاهای حضور انسانی است، دانش آموخته این رشته باید آمادگی و توانایی لازم برای برخورد با مسایل گوناگون در زمینه های گوناگون و با راهكارها و تدابیر گوناگون را داشته باشد. لذا لازم است توجه كنیم این برخورد خلاقانه و آگاهانه یكی از اهداف سطح اول در امر آموز معماریم ی تواند باشد. آموزش معماری ( طراحی) خود به عنوان یك روند دارای مراحلی كثرت گرا می باشد

همچون ( تكثر لایه های برخورد با سایت، تكثر ایده پردازی ها، تكثر گزینه های ساختاری طرح و . . . ). اما فراتر از این مفهوم عام كثرت گرایی در بخش های گوناگونی كه جمعا محیط آموزشی رذا تشكیل می دهند همچون روش های تدریس ، كركیسون روندهای گوناگون مطالعه تا طراحی و . . . . و شاید یكی از مهم ترین مقاطع یعنی سنجش طرح نهایی و ملاك های آن می تواند حائز اهمیت و تاثیرگذار باشد و روش و شیوه ای متفاوت و گاه مخالف به شیوه های رایج را ترویج و توصیه نماید.

3ـ میزان آگاهی یا خدمات ما در ارتباط با مشكل چه قدر است؟
آن چه به عنوان یك دانشجوی رشته معماری می توان از محیط آموزشی، مسئولان و اساتید درك و استنباط نمود حاكی از آن است كه گاهی و شاید اغلب اوقات اصول كثرت گرایی نه تنها مورد توجه و اعتقاد قرار نمی گیرند بلكه در عمل بسیاری از روندها و روش های موجود با این اصول در تعارض می باشند.
4ـ تداوم این مشكل به كجا ختم می شود؟ (تبعات این كشل از خفیف به شدید بیان می شود)

عدم توجه به تنوع و تكثر در جهان امروز، امكان و لزوم آن و به تبع آنها كثرت گرایی كه برمبنای تكثر شكل یافته است می تواند تبعات زیر را به همراه داشته باشد:
ـ فقدان درك صحیح و بینش مناسب در مورد دنیای واقعی و مختصات و لوازم آن.
ـ عدم توانایی برای شناخت موقعیت ها و توانایی هایی كه پیشرفت و آینده به ارمغان خواهد آورد و همچنین ناتوانی در شناخت معضلات و آسیب هایی كه در اطراف ما حضور دارند.

ـ محدودیت در گزینش و انتخاب.
ـ ایستایی و ركود در زمینه های گوناگون اندیشه، فرهنگ، اجتماع و سازماندهی اجتماعی و . . . .
و در زمینه معماری و آموزش معماران :
ـ فقدان یك محیط تواناساز برای تبلور ایده ها و نظرات
ـ ناكامی در پرورش استعدادها و توانایی های فردی
ـ عدم تنوع و تكثر در طرح ها و ایده های شكل یافته

ـ فقدان نقد و چالش میان افكار و باورها كه پایه های جامعه شایسته سالار ( ) هستند.
ـ نارضایتی و دلسردی دانشجویان از ناتوانی برای پیگیری ایده ها و نظرات فردی ( سبك شخصی)
5ـ راه حل چیست؟ راه حل ها كجایند؟ (محور، راهكار، راهبرد)

ـ استقرار نظام ا/وزشی مبتنی بر كثرت گرایی و ملزومات آن
ـ آموزش و تربیت اساتیدبر مبنای اصول كثرت گرایی
ـ تدوین سرفصل های درسی واقع گرایه (در این جا مبتنی بر كثرت گرایی)
6ـ این مساله دارای خلا اطلاعات است یا دچار تناقض اطلاعات؟

این مساله دارای هر دو مورد است چرا كه گمان می رود در اكثر موارد اطلاع درستی در مورد كثرت گرایی و مبانی و اصول آن در اختیار فراد می باشد و همچنین گاهی دچار بدفهمی یا برخورد عاطفی و احساسی با مبادی آن هستند.
7ـ تصویر تحقیق ( امكان تحقیق، جامعه مورد مطالعه، گروه شاهد)
دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ، دانشجویان معماری
8ـ نتیجه یا نتایج تحقیق چگونه می تواند مفید باشد؟

امید است این تحقیق بتواند شناخت درست و دقیقی درباره محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول گثرت گرایی ارائه دهد.
بیان اهداف :
هدف كلی

ـ شناخت محیط آموزشی آتلیه های معماری بر مبنای اصول كثرت گرایی
ـ شناخت توانای ها و كمبودهای محیط آموزشی . . . برای پرداختن به كثرت گرایی
هدف اختصاصی
ـ ارائه تحلیل هایی درباره نقاط قوت و ضعف محیط آموزشی . . . . در رابطه با اصل كثرت گرایی.
هدف اختصاصی تر

ـ ارائه راهكارها و پیشنهاداتی برای بهره گیری از اصول كثرت گرایی در محیط آموزشی . . . . .
هدف جزئی
ـ آشنایی با دیدگاه ها و نظرات اساتید و دانشجویان در مورد آموزش طراحی معماری و همچنین كثرت گرایی.
فرضیات پژوهش :
ـ اساتید و دانشجویان در مورد كثرت گرایی اطلاع دقیق و روشنی ندارند.
ـ امكان اینكه علی رغم اطلاع از مبانی نظریه كثرت گرایی برمبنای آن عمل شود وجود دارد.

ـ فرد كثرت گرا به همه یا چند اصل زیر باور دارد:
كثرت گرایی روش شناختی
ـ روش های مقتضی پژوهش چندگانه می باشند.
ـ الگوهای ذاتا تاویل و تفسیربردار چندگانه اند.
ـ حقیقت ها متعددند.
ـ جهان ها متعددند
كثرت گرایی اجتماعی ـ فرهنگی
ـ روابط اجتماعی حائز اهمیت دارای انواع فراوان هستند.
ـ خرده فرهنگ ها متعددند.
ـ هویت ها چند گانه اند.

ـ خودهای چندگانه وجود دارند.
كثرت گرایی سیاسی
ـ تفاوت اجتماعی ـ فرهنگی به رسمیت شناخته می شود.
ـ باید برای متفاوت بودن تسهیلات فراه م شود.
ـ در همه ترتیب های اساسی مربوط به تصمیم گیری، تفاوت مورد نظر قرار گیرد.

ـ یك فرد كثرت گرا می تواند محیط كثرت گرا را فراهم آورد.
ـ كثرت گرایی، زاادی و فردیت را پیش فرض قرار می دهد.

ـ شخص كثرت گرا باید برای آزادی و فردیت احترام قائل باشد.
ـ بررسی مدارك موجود :
تحقیق برای یافتن مدارك موجود برای این پژوهش خاص چنین نتایجی دربرداشت:
1ـ اصولا نگاهی این چنینی كه جویای رابطه ای خاص میان اصول پلورالیسم و محیط آموزشی معماری باشد یافته نشد.
در اینجا چند نكته امكان بررسی و تجدیدنظر دارند:
الف ـ حوزه جستجوی مدارك موجود، به اندازه لازم گسترده نبوده است.

ب ـ برای یافتن پایه های منطقی برای این پژوهش خاص بایستی مدارك موجود برای موضوعاتی عام تر همچون ((پلورالیسم و آموزش)) ((پلورالیسم و معماری)) و امثال آنها مورد بررسی قرار گیرند.

ج ـ از آنجا كه مدارك در سطحی عام تر و به عنوان مقدمات مطرح می شوند و این پژوهش نتایج آنها را به مدد خواهد گرفت لازم است افراد گروه دارای قابلیت تحلیل و موشكافی دقیق در مورد دقایق و ظرایف روابط میان موضوعات دوگانه و گاه چند گانه مرتبط با پژوهش باشند.
دـ با توجه به مدارك حاصل كه تقریبا تمامی آنها مساله را در حوزه هایی فربه تر و گسترده تر مورد نظر قرار داده اند شاید این پژوهش بایستی به پژوهشی پایه ای و بنیادی تر مبدل گردد. و به تبیین مبانی قابل طرح در باره هریك از علیه واژه ها و موارد پژوهش بپردازد به عنوان مثال معانی ای در معماری می توان در مورد آنها پلورالیسم را طرح نمود تبیین نماید.

2ـ عدم آگاهی و اشراف تمامی اعضای گروه نسبت به موضوع (خصوصا مبحث پلورالیسم) مانع از مشاركت آنان دریافتن مداركی در خور گردیده است.
در اینجا چند نكته امكانی بررسی و تجدیدنظر دارند:
الف ـ سرپرست تیم در انتخاب افراد گروه دچار اشتباه گشته است.
ب ـ سرپرست تیم از عهده انتقال لب مطالب مربوط به پژوهش ها در فرصتهای موجود برنیامده است.
ج ـ عدم آگاهی قبلی افراد و شاید مهم تر از آن عدم علاقه مندی خاص آنها به موضوع پژوهش مانع از تكاپو و كوشش بیشتر آنان برای پیگری مفاهیم و مباحث پژوهش گشته است.

دـ با توجه به روند طی شده و نتایج حاصله تجدیدنظر در ساختار گروه یا سازماندهی گروهی یا جهت گیری گروه الزامی می نماید.
ـ ساختن مساله تحقیق :
از تحلیل روش تنظیم مساله تحقیق می توان به این موارد توجه ویژه نمود.
1ـ فرضیه های مطرح شده جهت این پژوهش امكان آزمون را فراهم می آوردند. چرا كه یك سری اصول را منوط به شرایطی خاص مستقر می دانستند، از جمله :
الف ـ امكان اینكه علیرغم اطلاع از مبانی كثرت گرایی برمبنای آن عمل شود وجود دارد.
ب ـ یك فرد كثرت گرا می توند محیط كثرت گرا فراهم آورد.

ج ـ فرد كثرت گرا به همه یا چند اصل باور دارد: ( در این جا تعدادی از اصول طرح می شوند)
ـ روش های مقتضی پژوهش چند گانه می باشند.
ـ حقیقت ها متعددند.
ـ هویت ها متعدند.
ـ خرده فرهنگها متعدند

2ـ مساله تحقیق همچنان دارای صراحت و خلوص نیست. چرا كه بسیاری موارد دخیل در بیان مساله تحقیق محل پژوهش و بررسی می باشند همچون:
ـ میزان خلوص و جامعیت اصول پلورالیسم
ـ میزان هم پوشانی اصل پلورالیسم با حوزه های گوناگون آموزش و همچنین به صورت خاص حوزه های مختلف آموزش طراحی معماری
ـ میزان استانداری و یكسانی روشهای آموزش طراحی معماری در محیط مورد پژوهش
ـ طرح تحقیق :
1ـ روش تحقیق مناسب برای این موضوع خود یكی از چالش ها و مسائل مهم این تحقیق بوده است.
2ـ روش پیمایش (پرسشنامه) امكان دریافت میزان آگاهی مخاطبان را فراهم می آورد اما در مورد اصول موردنظر و اهداف كلی پژوهش دری بر پژوهشگر نمی گشاید.

3ـ روش مصاحبه ای و مشاهده ای روش های مناسب تری برای این پژوهش شناخته شدند.
( البته این نتیجه به دلیل مسایلی كه پیش از این ذكر آن آمد و وقت برای روندها و مراحل پیشین به تازگی حاصل آمده است كه چنان كه برنامه درسی برای پژوهش بیان می دارد، می توان گفت گروه بسیار دیر به این مرحله پای نهاده است.)
ـ انجام تحقیق
1ـ انجام این تحقیق پیش از هر عامل علمی و نظری به حلاظ عملی و مدیریتی دچار نابسامانی گشته است :
الف ـ عدم توفیق سرپرست در تشكیلبخشی به گروه پژوهش پایه ای ترین مشكل بر سرراه تلقی این تقحیق بوده است. كه برخی دلایل آن در بخش بررسی مدارك موجود آمد و برخی دیگر به عرف ها و هنجارهای ناتوان كننده موجود در میان دانشجویان به صورت عام و میان اعضای گروه به صورت خاصی بوده است. كه این همه توانایی مدیریت كردن ومدیریت شدن را از میان بر می دارد.

ب ـ نگرش غالب موجوددر میان افراد به مقوله پژوهش كه دامن گیر این گروه نیز گشته است. اگرچه درسهای ذی قیمت آموخت اما داغ دل عقب ماندگی را تازه كرد.
2ـ اصول در مرحله انجام تحقیق این پژوهش دچار نقصان و محتاج بازنگری و تمهیدات اساسی است.

نتیجه كلی :
گمان می رود با توجه به برنامه زمانی درس مبانی نظری از یك سو و بار سنگین مراحل این پژوهش از سوی دیگر بهتر آن باشد كه یكی از راههای زیر پیگری گردد:
ـ ادامه پژوهش اما با علم به این نكته كه خروجی های آن در زمان بندی مقرر درخور و شایان نمی باشند.
ـ تغییر موضوع پژوهش (كه البته فعلا این راه حل بیشتر مورد نظر است و ((بررسی ژوژمان های طراحی مماری براساس اصول پلورالیسم)) گزینه طرح شده فعلی می باشد)

ـ تجدید ساختار اعضای گروه كه البته با توجه به برخی نكات از جمله عدم آمادگی افراد جدید برای پرداختن به موضوع پژوهش دور از دوراندیشی می نماید.

با تشكر
سرپرست تیم
علی میرشاهی

بیان مساله
ارزیابی یك بخش مهم و تعیین كننده در ادامه یك روند و برنامه می باشد، چنانچه نتایج یك ارزیابی می تواند به تسریع، تغییر و یا تعطیل یك روند بیانجامد. ارزیابی طارحی معماری نیز همچنین هر ارزیابی دیگر می تواند در سطوح و فرایندهای متعدد خیلی در آموزش معماری موثر باشد و نتایج آن بر دانشجو، مجموعه اساتید و فضای علمی ـ اموزشی مترتب گردد.

فارغ از این كه سازوكار حاكم بر ارزیابی طراحی معماری چه می باشد، از یك دیدگاه می توان گفت اصول كثرت گرایی در حوزه های معرفتی و روش شناختی و همچنین در تدبیر و مدیریت امر می تواند و باید بر ارزیابی طراحی معماری ساری و جاری باشد، تا ارزیابی های صحیح، سالم و واقعی تری حاصل گردد.
به دیگر سخن اگر بتوان كثرت گرایی را وارد سیستم ارزیابی طراحی معماری نمد و با دیدی روشن و صحیح نسبت به آن، از آن استفاده نمود نه تنها ارزیابی ها متحول می گردد بلكه پرداختی به امور و موضوعات واقعی تر و برجسته تر امكان پذیرتر می گردد. و بسیاری از آسیب های موجود در ارزیابی شناخته و مرتفع می گردند.

آسیب هایی كه گاه ارزیابی های طراحی را از محكمه ها و جدل گاه های علمی به مسیرهایی سوق می دهند كه نه تنها هیچ منفعتی برای سیستم آموزشی ندارند بلكه تبعات آنها دامنگیر دانشجویان و فضای آموزشی نیز می گردد.
به نظر می رسد دید روشن و نظرگاهی نسبت به كثرت گرایی و اصول آن در میان اساتید و دانشجویان به عنوان الگو و نظریه ای كه می تواند در بستر یك معرفت شناسی تكاملی، نقشی بسزا و تعیین كننده ایفا نماید وجود ندارد.

لذا اگر ما سیستم آموزشی ( اعم از دانشجو، اساتید، روش های آموزش و . . . ) را یك سیستم پویای جویای كمال در نظر بگیریم عدم توجه به نقاط و مراحل كثرت گرای موجود در مسیرتكامل این سیستم می تواند آن را در یك حلقه بسته و تكرار قراردهد. آن چنان كه
ـ از درك صحیح و بینش واقعی از دنیای واقعی و مختصات آن مرحوم می مانیم.
ـ درشناخت موقعیت ها و توانمندی ها و همچنین در شناخت معضلات و مشكلات ناتوان می مانیم.
ـ گزینه های محدود برای اصلاح سستم به دست می آوریم.

ـ و نهایتا ركود و ایستایی بر كل سیستم حكم فرما می گردد.
حال آنكه نگرشی كثرت گرا می تواند
موید تنوع و تكثر در بدنه سیستم آموزشی و اهداف و راهكارهای آن گردد و با ایجاد محیط چالش و گفتمان و چود اندیشی محیطی تواناسازی برای تبلور ایده ها و نظرات فراهم آورد.

گمان می رود در اكثر موارد اطلاع درستی در مورد كثرت گرایی و مبانی و اصول آن در اختیار افراد نمی باشد و گاه دچار بدفهمی و برخورد عاطفی و احساسی با مبادی آن هستند.
اما امید است این پژوهش به عنوان نقطه آغازین حركتی تحول ساز بتواند اصول كثرت گرایی را در ارزیابی های معماری بیابد و جانمایی كند تا مگر سازوكارهای موجود در آنها به شكلی آگاهانه نسبت به این اصول توانایی پرداختن به موضوعات را بیابند.

اهداف :
ـ شناخت در مورد ارزیابی طرح های مماری در دانشگاه آزاد اسلامی .
ـ شناخت اصول كثرت گرایی
ـ تعیین اهمیت و جایگاه اصول گثرت گرایی در ارزیابی طرح های معماری.
ـ بررسی كارآیی كثرت گرایی در ارزیابی طرح های معماری.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله معرفی موضوع مجتمع مسكونی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله معرفی موضوع مجتمع مسكونی دارای 303 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله معرفی موضوع مجتمع مسكونی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله معرفی موضوع مجتمع مسكونی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله معرفی موضوع مجتمع مسكونی :

معرفی موضوع مجتمع مسكونی
یك نمونه مشهور مسكن كه در ایران و در قرن 14 شمسی و با منسوخ شدن خانه های سنتی حیاط داخلی رواج یافته است، خانه های ردیفی (Row House) می باشد. اساساً این نوع مسكن بر مبنای تفكیك قطعات و مالكیت فردی قطعه زمین مسكونی استوار است، و در صورتی كه فقط شامل یك واحد مسكونی باشد، مسكن اختصاصی (Detached) یا مستقل نام می گیرد. در این نوع مسكن هم اكنون در زبان عامیانه ویلایی و امثالهم خوانده می شود، فقط مربوط به یك خانواده می شود و امكان استفاده بیشتر از یك خانواده در آن وجود ندارد.

در ایران به علت تغییر الگوی مصرف در زمینه مسكن و كارآیی نامناسب مسكن اختصاصی با توجه به هزینه نگهداری زیاد آن، با تغییر قوانین شهرسازی و افزایش تراكم نوع دیگری از مسكن و خانه های ردیفی به وجود می آید، كه دارای مسائل و معضلات بسیار عدیده معماری و شهرسازی می باشد. در همان قطعات تك واحدی، با افزایش اشكوب و تراكم، اقدام با ساخت واحدهایی می شود كه در یك حیاط بسیار كوچك (معمولاً محل عبور و پاركینگ خودروهای شخصی) مشترك هستند و چند خانواده به جای یك خانواده قبلی، در آن ساكن می شوند. این نوع مسكن هر چند كه دارای دیوارهای جداكننده از سایر قطعات مسكونی می باشد. مسكن اختصاصی و مستقل نمی باشد و در رده نیمه اختصاصی با Seni detached قرار دارد. متأسفانه در ایران به علت رعایت نشدن استانداردهای انسانی مسكن و شهرسازی ورواج پیش بینی نشده مسكن نیمه اختصاصی، مسائل عدیده اجتماعی و اقتصادی بروز كرده است، كه نمونه آن نداشتن پاركینگ به میزان كافی، عدم رعایت تهویه و نورگیری مناسب غالب ساختمان ها و مسائل تأسیسات زیربنایی شهری همانند فاضلاب، آب های سطحی و ; می باشد.

متأسفانه در همه طرح های آماده سازی و شهرسازی غالباً این نوع مسكن مورد نظر و برنامه ریزی بوده است.
در طرح های آماده سازی ایران فقط با توجه به خانه های ردیفی (Row Housing) و مسكن اختصاصی و نیمه اختصاصی شده است.
یك نوع دیگر مسكن كه در ایران مورد عنایت نبوده خانه های رویهم با تراسی (Teraced House) می باشد. این نوع اخیر در زمینه های با شیب و عوارض زیاد كاربرد فراوان دارد كه معمولاً یك قطعه زمین مسكونی، اختصاص به دو یا سه واحد مسكونی دارد كه در ورودی از هم مجزا هستند و با استفاده از شیب زمین از دو طرف شمالی و جنوبی برای هر واحد مسكونی طبقه پایین، حیاط واحد فوقانی می باشد.

در نهایت مسكن نوع آخر به عنوان اجتماعی یا (Clustered House) نوع خاصی از واحدهای مسكونی است كه در آن واحدهای آپارتمانی دارای حیاط مشترك هستند و حتی می توانند در هر طبقه به صورت تك واحدی ساخته شوند، (یعنی از مزایای استقلال خانه های نیمه اختصاصی و اختصاصی هم بهره مند باشد) و در عین حال دارای فضای باز و سبز و پاركینگ میزان كافی باشند، این نوع مسكن در صورتی كه در رعایت حریم و عرصه ها (Privacy) مرتكب اشتباهات شهرسازی و معماری مدرن، همانند طرح فضاهای غیر قابل كنترل و عمومی بدون برنامه ریزی، راهروهای طولانی و ; بشوند، می تواند معضلات مهم اجتماعی را تشدید نماید. (افزایش جرم، جنایت و محل اجتماع تبهكاران) برخلاف مسكن اختصاصی و نیمه اختصاصی این نوع مسكن می تواند تراكم های بالا را بپذیرد و انواع مختلف واحدهای مسكونی از لحاظ متراژ، طبقات و امكانات را ارائه دهد و ارزان قیمت و یا حتی لوكس طرح گردد.

مهمترین خصوصیت این نوع مسكن، تجمع قطعات باز و سبز و استفاده از حداكثر تراكم می باشد، در نتیجه شبكه های دسترسی درجه سه و چهار بسیار كوتاه و كمتر می شوند، همچنین ایمنی بیشتر و رفت آمد كمتری را دارا می باشند.

مهمترین خصوصیت این نوع مسكن این است كه امكان طرح قطعات كوچك كمتر از یك هكتار را ندارد و در ایران به جهت مسئله مالكیت زمین و قطعات بسیار خرد كوچك، در بافتهای موجود، طرح این نوع مسكن بسیار مشكل می باشد و یا آنكه مرتباً از طرف مقامات ذیربط مسئله تجمع قطعات مطرح می گردد ولی عملاً همین قطعات فعلی هم به واحدهای مسكونی بیشتری اختصاص می یابند و اگر به عوارض اجتماعی و اقتصادی این نوع مسكن(بدون برنامه ریزی درست) توجه نشود، در بلند مدت رواج آپارتمان های نیمه اختصاصی می تواند موجب زیان های بسیار زیادی بشود، ضمن اینكه در این نوع مسكن اصولاً خودگردانی بیشتر و در نتیجه، كاهش بار خدمات شهرداری ها و نهادهای شهری ذیربط به مانند جمع آوری زباله، تأمین آب شرب، نگهداری فضای سبز، دفع آب های سطحی، دفع فاضلاب، روشنایی محوطه و خیابان های درجه 3 و 4 و ; مطرح می شود، اما ساكنان این واحدهای مسكونی با تشكیل هیئت مدیره و تشكیلات خاص فقط موظف به پرداخت هزینه ماهیانه خدمات عمومی فضای مشاع (شارژ) می باشند.

 

بررسی شاخص های اصلی مسكن اجتماعی
از آنجایی كه تاكنون اكثریت قاطع طرح های مسكونی در ایران بر اساس تفكیك و واگذاری قطعات زمین ومسكن اختصاصی و نیمه اختصاصی (semi Detached, Detached) بوده است، هنوز مبانی اصلی مسكن اجتماعی شناخته شده نیست. یكی از مهمترین خصیصه های این نوع مسكن، طراحی همزمان شبكه های دسترسی درجه سه و چهار با طرح معماری می باشد. در واقع قطعات زمین شبكه های دسترسی را در دل خود جای می دهند و این شبكه ها به صورت نیمه اختصاصی عمل كرده و ترافیك عبوری حق گذر از این مسیرها را ندارند. ضمن اینكه به علت تجمع قطعات و وجود خیابان های كمربندی دور قطعات مسكونی، به میزان زیادی از سطح معابر درجه 3 و 4 كاسته می شود، و فضای باز و سبز كه به صورت مشاع در اختیار ساكنین است افزایش می یابد.
در این بخش همه شاخص های اصلی طراحی مسكن اجتماعی به ترتیب به صورت خلاصه شرح می شوند و در نمونه های انتخاب شده ایرانی و خارجی مورد بررسی قرار می گیرند.

الف: تیپولوژی سایت (گوناگونی استقرار بلوك های مسكونی) در مسكن اجتماعی (Clustered Housing)
در بررسی انواع بلوك های مسكونی مشخص می شود كه علی رغم تنوع بسیار زیاد در طرح این نوع آپارتمان ها، همه الگوها به شكل خاصی با توجه به تراكم و تنوع زمین و سایت قابل دسته بندی و طبقه بندی هستند.
در بخش ذیل این دسته بندی به صورت خلاصه شرح و ارائه می گردد.

1- بلوك های مسكونی زنجیره ای خطی (Linkage Blocks)
در این گونه، كه متداول ترین طرح در استقرار سایت است مجموعه های مسكونی به صورت زنجیره ای مركب از آپارتمان های مرتبط با یكدیگر هستند. در این نوع طرح چون بلوك های مسكونی به هم متصل می شوند، فضاهای باز متمركز شده و دارای سطح قابل قبولی هستند. تقریباً همه نوع تراكم طبقات تا بیست اشكوب در اینگونه قابل طرح می باشد. طول بلوك زنجیره ای یكی از شاخص های اصلی این نوع مسكن است، كه گاهی به 500 متر می رسد (از نمونه های این نوع مسكن آپارتمان های شهر زیبا و آپادانا در تهران می باشد).

2- بلوك های مسكونی منفرد (Single Blocks)
این نوع بلوك ها در مسكن اجتماعی با طبقات كم (كمتر از بیست اشكوب) كاربرد ندارد و عموماً در ساختمان های بلندمرتبه (20 طبقه به بالا) و برای مسكن لوكس و در زمین های با مساحت كم طرح می گردد. بهتر است در مسكن با طبقات كمتر از 20 طبقه از این سیستم استفاده نشود، زیرا به علت خرد شدن فضاها، ناشی از ازدیاد تعداد بلوك ها، فضای باز، امكان تجمیع و استفاده بهینه ندارد.
به علت هزینه سازه های فوق العاده پیچیده و تأسیسات سرمایش و گرمایش گران قیمت، معمولاً آپارتمان های بلوك های منفرد، گران تر از انواع دیگر واحدهای مسكونی هستند.
(مجموعه های آ.اس.پ، ونك پارك و اسكان به عنوان نمونه های این نوع مسكن در تهران قابل ملاحظه می باشند).

3- بلوك های چند باله (Triple & Multy Wings Blocks)
طرح بلوك های چند باله، به علت تمركز فضاهای ارتباطی عمودی در مركز باله ها كاربرد فراوان دارد، ضمن اینكه در این طرح به علت احداث بلوك های حجیم، فضاهای باز خرد و تقسیم نشده و در نیتجه تركیب فضاهای مثبت و منفی قابل قبول می باشد، اما به جهت احداث باله هایی كه در جهات مختلف می باشند، جهت گیری بعضی از آپارتمان ها نسبت به جهت بهینه نور و آفتابگیری (جبهه های شمالی و جنوبی) منحرف شده و در نیتجه پرت حرارتی ساختمان افزایش می یابد:
(نمونه مشهور این نوع مسكن در تهران، مجموعه شهرك اكباتان با 14800 واحد مسكونی است).

4- بلوك های مسكونی با حیاط داخلی پیاده (Blocks With Inside Courtyard)
این نوع بلوك ها، فضاهای پیاده و باز بسیار خوبی به وجود می آورند، كه در آنها جداسازی مسیر پیاده و موارد به راحتی اعمال می شود. اما به علت سایه انداختن بلوك ها بر روی هم باید در افزایش طبقات و تناسبات فضای باز دقت كافی اعمال گردد.
در صورتی كه طبقات زیاد و فضای باز مركزی كم باشد، فضای نمور و بدون آفتاب خواهیم داشت و در طبقات پایین واحدهای مسكونی، امكان آفتاب مناسب در طول زمستان وجود ندارد.
معمولاً در این نوع مسكن، تراكم های كم بین 2 تا 6 طبقه ساخته می شود.

5- بلوك های مسكونی تركیبی (Compositive Blocks)
بلوك های تركیبی به علت تنوعی كه در حجم و نمای مجموعه به وجود می آورد، برای طراحان مسكن اجتماعی بسیار جذاب است. به همین علت در مجموعه های زیادی از این نوع طرح استفاده می شود.
غالباً از تركیب بلوك های زنجیره ای خطی و بلوك های منفرد در این نوع مسكن استفاده می شود. (نمونه مشهور این طرح در تهران، مجموعه آتی ساز می باشد).

6- بلوك های مسكونی متفرقه (Miscellaneaus)
طرح این بلوك ها از كاراكترهای شرح شده قبلی استفاده نمی كنند، بنابراین باید متناسب با طرح مورد بررسی قرار گیرد. البته معمولاً این نوع طرح ها دارای شبكه و نظم مشخصی نیستند و به ندرت به كار گرفته می شوند.
نمونه قابل ذكر در الگوهای متفرقه، طرح خانه های سازمانی كوی كاركنان دانشگاه تهران در جاده مخصوص كرج می باشد.

بررسی ضوابط و استانداردهای مسكن اجتماعی
الف) مساحت زمین
از شاخص های مهم معرفی شده در نمونه های مسكن اجتماعی مساحت زمین طرح است. به علت خصوصیت مسكن اجتماعی اجرای این طرح ها در زمین های كوچك تر از یك هكتار غیرممكن یا بسیار مشكل می باشد. میزان معقول در طرح ها جهت كنترل و ارائه خدمات شهری در حد یك واحد همسایگی (حداكثر 400 خانوار) می باشد.

ب) جمعیت مورد نظر طرح
از اساسی ترین مبانی اصلی مسكن، جمعیت و تركیب آنها می باشد. جمعیت و تعداد خانوار، شاخص های مهمی هستند كه بر مبنای آن طرح مسكن و تراكم ها و مساحت آپارتمان ها مشخص می شود.
بدیهی است كه تمامی مسائل اجتماعی ناشی از جمعیت و تركیب آن می باشد. مثلاً بعد متوسط خانوار در اروپا معمولاً در حد 2 تا 2/2 نفر می باشد در حالی كه در ایران این میزان به 26/4 می رسد. بعد خانوار در تعاونی مسكن امید دژبان مركز كه خواستار طرح آماده سازی زمین در منطقه 22 هستند تا حد 89/4 بالا می رود. بدیهی است كه به این ترتیب مساحت آپارتمان ها، در آماده سازی ناشی از حجم بیشتر بعد خانوار، بزرگتر می شود.

ج: تراكم جمعیتی
تراكم جمعیتی یكی از مهم ترین شاخص هایی است كه فشردگی و انبوهی مسكن را بیان می كند. مثلاً مقایسه تراكم انسانی 150 نفر در هكتار با 600 نفر در هكتار نشان دهنده ساختمان های با مساحت 4 برابر می باشد.
یكی از مشخصات مهم مسكن اجتماعی امكان افزایش تراكم در آن می باشد. مثلاً حداكثر تراكم جمعیتی در مسكن نیمه اختصاصی به 250 تا 300 نفر می رسد، در حالی كه در مسكن اجتماعی امكان افزایش تراكم تا 1000 نفر در هكتار با پیش بینی های خاص و افزایش طبقات وجود دارد.

د: تعداد واحد مسكونی در هكتار زمین مسكونی
این شاخص یكی از مهمترین نشانه های تراكم می باشد. كه در رابطه با متوسط مساحت واحدهای مسكونی، تراكم و فشردگی مسكن را توضیح می دهد. مثلاً 100 واحد مسكونی در هكتار، شاخصی است كه حداكثر تعداد آپارتمان ها در یك نوع تراكم خاص را بیان می كند، اگرچه متوسط مساحت واحدهای مسكونی قابل افزایش و تغییر می باشد، اما تعداد واحد مسكونی در هكتار قابل افزایش نخواهد بود، زیرا كلیه خدمات شهری بر مبنای این آمار محاسبه و تأمین می شود و در نتیجه مثلاً شبكه فاضلاب یا آب شهری در هر هكتار كشش جذب بیشتر از 100 خانواده را نخواهد داشت.

هـ: تناسب واحدهای یك، دو و سه خوابه و آپارتمان های مشترك در دسترسی (چند واحدی)
تركیب و تناسب آپارتمان های یك، دو و سه خوابه به جهت پاسخگویی به جمعیت و بعد خانوار بسیار مهم است، چنانچه متوسط بعد خانوار پنج یا نزدیك به آن باشد تعداد آپارتمان های سه خوابه نسبت به دو خوابه افزایش می یابد و اگر بعد متوسط خانوار نزدیك و یاكمتر از چهار باشد، تعداد آپاراتمان های دو خوابه افزایش می یابد. البته این شاخص بستگی تام به مسائل اقتصادی و بعد خانوار (نسبت خانوارهای 1، 2، 3 و 4 و ; نفره) دارد.
تعداد آپارتمان هایی كه در یك طبقه واز یك پلكان یا آسانسور مشترك استفاده می كنند، در طرح و هزینه ساختمان بسیار مهم می باشد. اگر چنانچه تعداد واحدهای مسكونی مشترك در ارتباط و دسترسی كم باشد، هزینه ساختمان و مساحت فضاهای مشاع بالا می رود و اگر این تعداد افزایش یابد به علت ازدحام و رفت و آمد زیاد در راهروهای عمومی كنترل فضاهای نیمه عمومی مشكل شده و عواقب اجتماعی زیانباری مانند افزایش بزهكاری و عدم امنیت در مجموعه های مسكونی بروز می كند.

و: تعداد طبقات
تعداد طبقات عامل مهم افزایش تراكم در مجموعه های مسكونی می باشد. معمولاً در مورد مسكن، وزاتخانه مسئول باید با توجه به تراكم، طبقات مجاز را هم مشخص نماید.
مثلاً در انگلستان تراكم كم، نشان دهنده ساختمان های مسكونی با سه طبقه ارتفاع می باشد، همین طور تراكم متوسط مسكن 2 تا 6 طبقه را دربرمی گیرد و تراكم زیاد بین 6 تا 12 طبقه می باشد.
عامل مهم كه تدوین و اجرای این ضوابط را به صورت قانونی و الزامی درمی آورد، مسئله همجواری و منطقه بندی تراكم های مختلف است. با توجه به فرهنگ اسلامی در ایران، بدیهی است كه مسائلی مانند اشراف و یا رعایت فاصـله مـجاز بین بلـوك های سـاختمان ها با طبقات مختلف در همین ارتباط مطرح می شود.

ر: تراكم ساختمانی
شاخص تراكم ساختمانی نشان دهنده نسبت مساحت ناخالص مجموع واحدهای مسكونی به مساحت كل ناخالص زمین (قطعه مسكونی) می باشد. مثلاً عدد 120 درصد نشان می دهد كه اگر زمین یك هكتار (10000 متر مربع) مساحت داشته باشد، در این قطعه حداكثر امكان ساخت 12000 متر مربع ساختمان وجود دارد. معمولاً در این شاخص زیرزمین و پیلوتی كه در آنها واحد مسكونی بنا نشده باشد جزء تراكم محسوب نمی شود.
البته باید توجه داشت كه این میزان بنا در رابطه با تعداد طبقات مجاز می باشد.

ز: ضریب اشغال طبقه همكف
ضریب اشغال نشان دهنده نسبت مساحت طبقه همكف ساختمان های مسكونی نسبت به كل مساحت ناخالص زمین مسكونی می باشد.
در این نسـبت معمولاً مقررات و ضوابط، امكان فضای باز بیشتر و متناسب با استانداردها را اعمال می نمایند، مثلاً ضریب اشغال 25 درصد نشان می دهد كه در یك هكتار زمین مسكونی فقط 2500 متر مربع آن قابل ساخت و ساز می باشد و حتماً باید 7500 متر مربع از زمین به صورت باز باشد.
از مشخصات مسكن اجتماعی، ضریب اشغال كمتر از 25 درصد است كه معمولاً (به استثنای موارد نادر) امكان افزایش این شاخص بیش از 20 درصد وجود ندارد، زیرا برخلاف مسكن اختصاصی و نیمه اختصاصی عواملی مانند شبكه های دسترسی (درجه سه و چهار)، فضای سبز، عبور و مرور پیاده و نورگیری ساختمان ها مانع افزایش بیشتر از این میزان می شود.
ضریب اشغال در رابطه مستقیم با كیفیت محیط مسكونی و زندگی قرار دارد، زیرا نسبت بین فضای باز و مساحت زمین تحت اشغال بنا را نشان می دهد.
یكی از ضوابط بسیار مهم در طرح های شهرسازی همین ضریب اشغال می باشد، زیرا تخلف از میزان مجاز، در واقع تجاوز به حریم اجتماعی تلقی می شود.
(از تقسیم عدد تراكم ساختمانی به ضریب اشغال، تعداد طبقات مجاز مشخص می شود).

ضریب پاركینگ
شاخص ضریب پاركینگ نشان دهنده نسبت پاركینگ به تعداد واحدهای مسكونی می باشد. مثلاً ضریب پاركینگ 8/0 نشان می دهد كه به ازای هر 10 واحد مسكونی 8 واحد پاركینگ وجود دارد. چنانچه ضریب پاركینگ بیشتر از تعداد واحدهای مسكونی است.
معمولاً در ضوابط، پیش بینی پاركینگ باید به اندازه تعداد واحدهای مسكونی باشد، یعنی برای هر واحد مسكونی یك پاركینگ پیش بینی شود (ضریب پاركینگ یك). یكی از مهمترین معضلات مسكن نیمه اختصاصی رایج تأمین پاركینگ به اندازه كافی است، معمولاً علی رغم همه ضوابط جدی، به علت عدم امكان تأمین پاركینگ، (به دلیل كمی مساحت زمین) از خیابان های درجه 3 و 4 جهت پاركینگ استفاده می شود و بنابراین مشكلات ترافیكی بروز می كند. اما در مسكن اجتماعی چون حداقل 75 درصد از زمین به صورت فضای باز می باشد، امكان تأمین پاركینگ اختصاصی به اندازه كافی است. البته ضوابط شهرسازی مشخص كننده ضریب پاركینگ می باشد. یكی از عوامل مهم مرتبط با ضریب پاركینگ، شاخص ضریب مالكیت خودروهای شخصی در خانوارها می باشد.

در ایران معمولاً ضریب مالكیت اتومبیل بین 30 تا 40 درصد است. در تعاونی مسكن امید دژبان كه در منطقه 22 طرح آماده سازی زمین دارند، ضریب مالكیت اتومبیل خانوارها 22 درصد می باشد.
البته بهبود شرایط اقتصادی جامعه در آینده و ترافیك مهمانان هم در این مورد دخیل است. پاركینگ ها به سه دسته مهم تقسیم می شوند:
1- پاركینگ محافظت شده كه معمولاً در زیرزمین یا پیلوتی ساختمان های مسكونی مستقر می باشد در این نوع پاركینگ حداقل مساحت لازم ناخالص 25 مترمربع است. هزینه این نوع پاركینگ معمولاً نصف هزینه ساختمان مسكونی پیش بینی می شود.
2- پاركینگ محافظت شده در محوطه- این نوع پاركینگ معمولاً از سقفهای سبك برای محافظت خودرو استفاده می شود.
3- پاركینگ روباز در محوطه- این نوع پاركینگ ارزان ترین و اقتصادی ترین نوع بوده، كه ضمناً قابل استفاده در موارد دیگر نیز می باشد.

مساحت ناخالص موارد ردیف 2 و 3 حداقل 5/17 متر مربع برای هر یك دستگاه خودرو می باشد.
البته در شرایط آب و هوای تهران كه معمولاً دو ماه یخبندان و سه ماه گرمای فوق العاده وجود دارد پاركینگ روباز در محوطه معمولاً طرفدار چندانی نخواهد داشت.
به علت مساحت زیاد پاركینگ ها كه ممكن است تا 20 درصد از سطح سایت را دربربگیرد، ضریب پاركینگ و چگونگی تأمین آن در سایت مسكونی (محافظت شده كامل، مسقف و یا روباز) در نمونه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.

یكی دیگر از شاخص ها كه در حد مقررات ملی در مورد پاركینگ های مسكن جمعی (Clustered Housing) مطـرح می شود، مسئله فاصله حداكثر پاركینگ تا ابتدای ورودی دورترین بلوك ساختمانی می باشد. چون در ایـن نوع مسـكن، پاركـینگ ها مـی تواند به صـورت مجتمع و در ساختمانی جدا از بلوك های مسكونی (معمولا ً زیر زمین) طرح شود. در این مورد فاصله حداكثر محل پاركینگ تا ورودی بلوك ساختمـان مسـكونی مطرح می شود. مثلاً در مجموعه اكباتان علاوه بر پاركینگ های محوطه، پاركینگ های زیرزمینی در زیر محوطه تجاری ساخته شده است، فاصله این پاركینگ ها تا دورترین بلوك مسكونی باید تابع ضوابطی باشد. در آلمان مقررات شهرسازی، این فاصله را حداكثر 80 متر تعیین كرده است، در انگلیس این ضابطه تا 200 متر نیز می رسد. در طراحی بعضی از بلوك های مسكونی امكان دارد دسترسی مستقیم سواره به بلوك پیش بینی نشده باشد، بنابراین این شاخص اهمیت پیدا می كند. در مورد طرح آماده سازی فعلی با توجه به وضعیت فرهنگی و ساخت و ساز شهری موجود این فاصله حداكثر 120 متر توصیه می شود.

كنترل مشرفیت در واحدهای مسكونی:
بحث اشرافیت در واحدهای مسكونی از اهمیت خاصی برخوردار است و به نظر می رسد كمتر به صورت عملی روی آن بررسی به عمل آمده باشد. در گذشته یكی از مقیدات طرح واحدهای مسكونی توحه به مشرف نبودن واحدهای مسكونی نسبت به هم بوده است.
امروزه با توجه به اخداث مجتمع های چند واحدی، بسیاری از فضاها و عملكردهای مربوط به آن تغییر شكل داده و به فرم جدید مطرح می شوند. به عنوان مثال حیاط به عنوان فضای سبز خصوصی تبدیل به فضای عمومی و مشاع شده است.

علاقه و نیاز به فضای سبز و فضای باز در همجواری واحد مسكونی را نمی توان نادیده گرفت. از طرفی احداث بالكن های باریك در جلوی اطاق ها نمی تواند جوابگوی این نیاز باشد. به طور طبیعی افراد علاقه مند هستند كه لحظاتی را در كنار آپارتمان خود در همان وضعیت راحت و بدون تغییری كه در واحد خود به سر می برند در فضای باز حضور یابند و مخصوصاً اگر فضای سبز هم در آن طراحی شود بسیار مطلوب تر می باشد.
ابعاد ایـن فضا باید به گونه ای باشد كه امكان تجمع افراد خانواده و نشستن و صرف غذا، بازی بچه ها، خوابیندن و استراحت آن میسر باشد و واقعاً احساس فضای باز و به تعبیر حیاط وجود داشته باشد.
البته محصور بودن فضای باز در طبقات برای جلوگیری از مشرفیت ساختمانها نسبت به هم و ایجاد حریم امن و خصوصی در فضای باز ضروری است ولیكن توجه به ابعاد و تناسب دیوارهای محوطه فضای باز نیز دارای اهمیت است.

سازمان خانه:
زیر تقسیمات خانه: از خانه مسكونی یك اتاقی گرفته تا كاخ
فعالیتهایی كه در یك خانه تك اتاقه انجام می گیرد درخانه های بزرگتر به صورت تصاعدی تقسیم می گردد، به طوری كه هر فعالتی مطابق با ویژگی های آن اتاقی با شكل و موقعیت مناسب ساخته می شود. خطوط زیر تقسیمات، همچنین ، رابطه فضایی میان تتك تك اتاق ها را مشخص می سازد، به طور دیاگرام نشان داده شده را به یك ابزار مفید در برنامه ریزی مربوط به ساخت هر نوع خانه تبدیل نموده است.

عملكرد و تجهیزات مسكن:
عملكردهایی كه فضاهای مسكن دارند پاسخگوی نیازهای ساكنین آن است و مسكن باید بتواند این نیازها را به طریقی مطلوب برآورده سازد. در انجام دادن مؤثر این عملكردها، نه تنها مساحت فضاها و نوع تجهیزات، بلكه نحوه قرارگیری فضاهای تشكیل دهنده مسكن و شرایط پیرامون آن نیز نقش مهمی دارند.
باید توجه كرد كه نحوه قرارگیری، نوع و ابعاد سطوح فضاهای مسكونی باید بر حسب نوع عملكردی باشد كه این فضاها در قالب مسكن دارند و نمی توان به خاطر ملاحظات مالی از تأمین نیازهای اولیه در فضای مسكونی صرفنظر نمود.
قسمت های تشكیل دهنده مسكن خانوار سنتی ایرانی با توجه به مطالعات انجام شده در نیازها و رفتارهای سكونتی شامل اجزای زیر است:
1- عرصه مشترك
2- عرصه والدین
3- عرصه فرزندان
4- عرصه خویشاوندان- فرد یا افراد همراه با خانوار
5- عرصه مهمان
6- فضاهای مراقبت های وسایل و تجهیزات خانواده

عرصه مشترك:
عملكرد رسیدگی پدر و مادر به تربیت فرزندان، غذا خوردن، استراحت و آرامش یافتن، پرداختن به سرگرمی ها و كارهای مختلف، معاشرت با دیگران و ; می توان استدلال كرد كه به علت كمبود جا، اهل خانه همه كارهای خود را جمع انجام می دهند، اما مطالعات موجود نشان می دهد كه در موارد متعددی كه افراد خانه فضای دیگری نیز برای كارهای شخصی خود داشتند، از فضای جمعی خانه استفاده می كردند، بنابراین ریـ‌شه این رفتـارها را باید در سـنت های زیسـت این گروه كه فردگرایی را محدود می سازد، جستجو كرد.

این «فضای زندگی» عنصر اصلی مسكن خانوار سنتی و به ویژه خانوار كم درآمد شهری است.
تجهیزات این فضا عبارتند از:
– فرش (زیرانداز)
– تلویزیون- رادیو
– محلی برای قرار دادن تلویزیون (میز، گنجه و 😉
– گنجه ظروف
– وسیله ای برای تكیه دادن هنگام شستن و مانند آن
– (گلدان گل)
– وسیله گرمایش و سرمایش
– (ایوان یا حیاط كه در فصولی خاص به عرصه مشترك با تعریف های داده شده تبدیل می گردد).

عرصه والدین:
عملكرد: زن و شوهر باید عرصه ای خصوصی برای خواب خود داشته باشند، جز آن در طول روز نیز باید ترتیب و تعداد فضاهای خانهطوری سامان داده شود كه امكان صحبت خصوصی آنها را فراهم سازد. اگرچه وجود یك فضای خاص و ثابت طبق مطالعات انجام شده در رفتارهای سكونت خانوارهای كم درآمد شهری، ضروری نیست اما باید امكان صحبت و برخورد خصوصی پدر و مادر فراهم باشد و نیز هر یك از زن و شوهر امكان استراحت و تنهایی را در مواقع خستگی و غیره در طول روز را داشته باشند.

تجهیزات:
– فرش (زیرانداز)
– رختخواب (200 90/0)
– گنجه لباس
– دسترسی مناسب به فضای خدماتی (دوش، مستراح، دستشویی و 😉
– وسیله گرمایش و سرمایش

عرصه فرزندان
عملكرد: عرصه خواب فرزندانباید بر حسب سن و جنسیت جدا گردد. یعنی كودكان بیش از چهار سال باید جدا از والدین خود باشند و دختران و پسران بیش از 7 سال باید جدا از هم بخوابند. پسر بزرگ خانه (یا دختر بزرگ اگر در خانه مانده باشد) باید عرصه خواب و استراحت فردی را در صورت فراهم بودن امكانات بیابد.
مطالعه دروس و سرگرمی ها و كارهای فردی فرزندان، غالباً در فضاهای جمعی انجام می شود و فضای خاص بدان اختصاص داده نمی شود، بازی كودكان در برخی خانواده ها در خانه است اما در بسیاری از خانواده ها، بازی بچه ها با بچه های دیگر در خارج از خانه است و بازی های جمعی است.
از این رو پیش بینی فضاهای بازی جمعی با رعایت نكته مربوطه در خارج از خانه جزء مجموعه مسكونی است (این مسئله در بخش مربوط به خود، بررسی می شود).
تجهیزات:
– فرش (زیرانداز)
– رختخواب هر نفر (200 90/0)
– گنجه لباس و وسایل
– (میز تحریر بچه)
– وسیله گرمایش و سرمایش

عرصه خویشاوند- فرد یا افراد همراه خانواده:
خانوارهای ایرانی به ویژه خانوارهای كم درآمد در موارد متعددی نیمه گسترده است. فرد همراه خانوار در بسیاری موارد مسن و یا شخص جوانی است كه كار می كند. وی باید بتواند عرصه خصوصی برای خواب و استراحت خود داشته باشد. اگر فرد همراه خانوار چند نفر باشد عرصه خاص خود را مجزا از خانواده داشته باشد.

تجهیزات:
– فرش (زیرانداز)
– رختخواب هر نفر(200 90/0)
– گنجه لباس و وسایل
– (میز تحریر بچه)
– وسیله گرمایش و سرمایش

عرصه مهمان:
عملكرد: پذیرایی از مهمان سنتی دیرینه است كه ریشه در فرهنگ و عادات مردم دارد. به ویژه در خانوارهای كم درآمد كه ارتباط با خویشاوندان و دوستان از ابعاد گسترده ای برخوردار است. اغلب خانوارهای كم درآمد حتی در شرایطی كه فضا برای زندگی خود خانواده تنگ است و از این بابت در تنگنا هستند، مهمترین كمبود فضایی خود را كمبود فضای مهمانخانه می دانند. بنابراین، وجود فضایی كه از آن محدودتر باشد و بتواند تمیز بماند، در صورت فراهم بودن امكانات اولیه یك نیاز محسوب می شود.
عرص مهمانان تا حد امكان باید از حریم زندگی خصوصی خانواده جدا بماند.

تجهیزات:
– فرش (زیرانداز)
– پشتی
– (گنجه ظروف)
– (گلدان گل)
– (میز)
– (مبلمان)

فضاهای خدماتی و نگهداری وسایل و تجهیزات خانواده
1- آشپزخانه
عملكرد:
– طبخ و آماده كردن و نگهداری غذا
– شستن ظروف و وسایل غذا خوردن
– نگهداری و مرتب كردن وسایل طبخ غذا و مواد غذایی
– دفع زباله

تجهیزات:
– میز كار
– اجاق خوراك پزی
– ظرفشویی
– یخچال
– فضای نگهداری وسایل و مواد
– هواكش

2- فضاهای بهداشتی
عملكرد:
حفظ بهداشت و مراقبت از جسم شامل شستشوی بدن، شستشوی دست و صورت، مستراح رفتن، نگهداری از وسایل مربوطه.
بررسی رفتارهای سكونتی خانوارهای كم درآمد نشان می دهد كه شستشوی بدن امری روزمره نیست، ولی با توجه به اهمیت شستشوی بدن در مجموعه مسكن امری ضروری است. البته با توجه به شرایط اقتصادی، امكان شستشو باید در فضایی با حداقل ابعاد لازم باشد و حمام به شیوه سنتی آن می تواند در فضای خارج از مسكن صورت گیرد.

تجهیزات:
– دوش
– دستشویی و مستراح (تعداد بسته به ابعاد خانوار)
– فضای نگهداری وسایل (حوله و ملحفه آن، دارو و وسایل كمك های اولیه، وسایل و لوازم دستشویی و مستراح، لباس و ملحفه كثیف)

3- حفظ و نگهداری البسه و پوششها (لباس، ملحفه و 😉
عملكرد:
– هوا دادن، پاك كردن، شستن، خشك كردن، اتو كردن، در گنجه گذاشتن و چیدن و مرتب كردن.
تجهیزات:
– طشت و وسایل شستشوی رخت و لباس و ملحفه
– فضای نگهداری وسایل در ارتباط با ظرفیت خانواده

4- نگهداری وسایل اضافی
خانواده ایرانی، هرچند كم درآمد، همیشه به قدری وسیله دارد كه نگهداری آنها احتیاج به فضای مشخصی پیدا می كند. مثلاً تغییرات آب و هوا در فصول مختلف باعث می شود كه پوشاك و وسایل خواب متعددی برای فصول مختلف مورد نیاز خانواده باشد كه طبعاً نگهداری وسایل و پوشاك غیرضروری در فصول دیگر احتیاج به فضای خاص خواهد داشت. یا رفت و آمد مهمان به منزل باعث می شود كه وسایل متعددی علاوه بر لوازم مورد استفاده معمول در خانه فراهم گردد كه نگاهداری از آنها در زمان های دیگر نیاز به فضا دارد.
نگهداری این وسایل بسته به نحوه اجرای مسكن می تواند متفاوت باشد. می توان فضای نگهداری آن را به تجهیزات جمعی و فضاهای دیگر به طور كامل یا بخشی متصل كرد و یا جدا ساخت.
عملكرد
نگهداری وسایل خانواده – لباس و پوشاك غیر ضروری فصلی- رختخواب- «خرت و پرت»- وسایل و لوزام مختلف.
تجهیزات:
– گنجه یا فضای نگهداری بسته به ابعاد خانواده
– فضاهای ورودی و خروجی
عملكرد
فضای ورودی خانه، فضای مكث و توقفی است كه شخص را برای ورود به آن یا خروج از آن آماده كند. در ضمن فضای واسطه بین عرصه عمومی بیرون و عرصه خصوصی درون خانه است. از این رو باید حریمی برای فضاهای داخلی ایجاد كند و آنها را در معرض دید افراد بیگانه خارج سازد.
در خانوارهای كم درآمد، فضای جلوی در ورودی در بسیاری موارد محل جمع شدن و صحبت های دوستانه (به ویژه زنان) است و خواه ویژگی های فضایی چنین عملكردی را داشته باشد یا نه، عملاً از آن استفاده می شود. فضاهای مربوط به انجام وظایف خانه داری و فضاهای مراقبتهای بهداشتی.
1- آشپزخانه
طبخ و آماده كردن غذا، تمیز كردن و نگهداری وسایل پخت وسایل غذا و مواد غذایی نیاز به تجهیزات خاص و فضای ویژه ای دارد كه انجام راحت امور آشپزی را میسر سازد. زمانی كه وسایل آشپزی هر یك در گوشه ای از خانه باشد و فضای مشخصی همه آنها را دربر نگیرد. برای انجام یك كار ساده آشپزی باید نیروی زیادی را صرف تردد در خانه كرد. ضمن آنكه بوی غذا و دود در عرصه های مربوط به زندگی پراكنده می شود و آسایش ساكنین را مختل می سازد.
تجارب موجود نشان می دهد كه اولین فضایی كه یك خانوار كم درآمد در صورت امكان از فضای سكونت خود جدا می كند، آشپزخانه است. بنابراین وجود فضای محصوری كه بتوان وسایل آشپزی را در آن قرارداد، یك ضرورت است. البته با توجه به اینكه اغلب خانوارهای كم درآمد بخشی از فعالیتهای مربوط به آماده كردن غذا را خارج از فضای آشپزخانه –خواه به تنهایی در اتاق و خواه با همسایگان- انجام می دهند. در الگوهای رفتاری خانوارهای كم درآمد آشپزخانه غالباً فقط محل آشپزی است و استفاده غذا خوردن ندارد و استفاده های دیگر مانند شستن لباس و نیز از آن كم است. از این رو فضـای آشـپزخـانه می تواند از حداقل ابعاد لازم برخوردار باشد.
2- فضاهای مراقبتهای بهداشتی
فضای شستشوی بدن (فضای دوش) باید در مجاورت خود فضایی برای درآوردن و پوشیدن لباس و نگهداری لباسهای كثیف داشته باشد.
مستراح و دستشویی برای خانوار 4 نفره اگر در فضای واحدی پیش بینی می شود، باید بین دو قسمت، تیغه یا جدا كننده ای قرار دارد ولی بهتر است كه به دلایل بهداشتی و نیز سهولت استفاده از آن جدا باشد. از خانوار 7 نفره به بالا باید مستراح و دستشویی دو برابر باشد. فضاهای مربوط به دیگر وظایف خانه داری.
فضای شستشوی لباس: برای شستشوی لباس از حمام (فضای دوش) می توان استفاده كرد. خشك كردن لباس ها در صورت وجود حیاط، در حیاط و در غیر این صورت در فضای پیش بینی شده (در بالكن، در پشت بام 😉 انجام می گیرد.
فضای نگهداری از وسایل: نگاهداری از وسایل و تجهیزات خانه بسته به مورد می تواند در داخل یا خارج واحد مسكونی پیش بینی شود.
وسایل خواب افراد خانواده در فضای خاصی مجاور فضاهای خواب نگاهداری می شود. وسایل روزمره مورد استفاده اهل خانه (پوشاك و 😉 در مجاورت فضاهای سكونت قرار می گیرد. نگاهداری از مواد و وسایل مربـوط به آشـپزی و امـور خـانه داری (ظروف، مواد غذایی، وسایل نظافت، سطل های سربسته زباله و 😉 در آشپزخانه پیش بینی می شود.
كفش و لباسها و وسایلی كه در داخل خانه مورد استفاده نیست و هنگام خروج از منزل به آنها نیاز هست، در فضای مجاور پیش بینی می شود. وسایلی كه استفاده از آنها كم و یا فصلی است و نیز مواد غذایی كه استفاده سالیانه دارند، در انبار نگهداری می شود. این فضا را می توان در مجموعه های مسكونی، در خارج از فضای مسكونی (در زیرزمین ها) پیش بینی شده كرد.
دوچرخه، موتور سیكلت و اتومبیل همواره در خارج از فضا نگهداری می شوند.
شبكه دسترسی:
در آغاز هر طرح شهرسازی، همزمان با تفكر و بررسی در مورد طرح بناها و بافت معماری آن، لازم است این سؤال مطرح گردد كه چه نوع سیستمی برای موقعیت آن منطقه مناسب خواهد بود، زیرا سیستم شبكه دسترسی و نوع معماری بناها متقابلاً بر هم تأثیر می گذارند. به همین دلیل بررسی همزمان در هر دو مورد ضروری است. برای طراحی یك شبكه متناسب با وضعیت و موقعیت محدوده طرح باید نكات زیر مورد توجه قرار گیرد:
وسعت منطقه، بافت طراحی شده، موقعیت منطقه نسبت به مناطق مجاور خود، موقعیت منطقه نسبت به شبكه ارتباطی غیرمحلی، توپوگرافی منطقه، حجم ترافیك مورد انتظار و دسترسی به خطوط اتوبوسرانی شهری، همچنین در طراحی جزئیات شبكه دسترسی، باید از یك طرف مقرون به صرفه بودن طرح را مورد بررسی قرار داد و از طرف دیگر نباید فراموش نمود كه سطوح شبكه دسترسی و حجم بناها با هم فضاهای بارز به وجود می آورند كه در كیفیت محدوده مسكونی و كلاً سیمای یك شهر بسیار مؤثرند. بنابراین می باید سطوح دسترسی، جذاب، دلپذیر و متنوع طراحی شوند.
نتیجه گیری:
ذكر این نكته ضروری است كه به طور كلی شاخص های مطرح شده در مطالب گذشته نباید برای هر طرح جداگانه تعیین گردد بلكه این وظیفه نهادهای ذیربط (ادارات مسكن و شهرسازی و شهرداری ها) است. تا مقررات این نوع مسكن در حد ملی تعیین كند و اجرای آن را الزامی نمایند. چون مسكن اجتماعی تاكنون در ایران رواج نداشته است، بنابراین هیچگاه مقررات ملی برای آن وضع نشده، امید است با ارائه مطالعاتی از این دست و بررسی نمونه های مختلف، مقررات خاص با توجه به وضعیت خاص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطح ایران وضع گردد و به اجرا درآید.

«محله»
محله مكانی است كه خانواده ها در آن سكنی می گزینند، ریشه می دوانند و با آن و در آن زندگی می كنند، با تك تك فضاهای آن انس داشته و هر گوشه ای از آن برایشان معنا و مفهومی خاص دارد. در محله، اهالی احساس آرامش و امنیت می كنند. تك تك فضاها برای ساكنین آن آشناست و هر یك بار خاطراتی را بر دوش دارند، خاطراتی كه توسط یك یك اهالی در جای جای آن شكل گرفته است.

محله مكانی است كه در عین واحد بودن، هر گوشه آن عطر و بویی و جلوه ای خاص گرفته و برای آنها كار می كند.
ساكنین محله فضای آن را متعلق یه خود می دانند، به آن دلبستگی دارند، پس برای حفظ و اعتلای آن تلاش می كنند. در محله خانواده ها با هم آشنا هستند و شاید با اندكی اغراق بتوان گفت كه همه، اعضای یك خـانواده بزرگ هسـتند. مـحله مكانی است زنده كه حیات را در شریان ها و قلب تپنده آن می توان لمس كرد. كوچه و خیابان های آن، محل عبور مردمی است كه وقتی یكدیگر را می بینند، بیگانه از كنار هم رد نمی شوند. خیابان های آن فقط محل عبور سریع اتومبیلها نیست كه فارغ از هم به دنبال این باشند كه راه خود را باز كنند تا هر چه سریع تر به مقصد برسند. اهالی می توانند به دور از غوغای ترافیك شهری در معابر محله قدم بزنند، مكث كننده، عبور كننده و خود را به محل های مورد نظرشان برسانند. محله مكانی است با سیمایی خوانا به طوری كه هر وارد شونده ای را می تواند متوجه كند كه راه را درست آمده است.

امنیت از مشخصه های بارز آن است و خلافكاران در آن جایی برای تاخت و تاز نمی یابند در محله حریم ها حفظ می شوند. ساختمان ها به داخل یكدیگر سرك نمی كشند بلكه به ساختمان های همسایه احترام می گذارند، به جلوه گری نمی پردازند و خود را با آنها هماهنگ می كنند. در محله هر فرد پاتوق خود را به راحتی می تواند پیدا كند. بچه ها درون كوچه ها، جوان ها در تقاطع ها، زمین های ورزشی، كتابخانه، بزرگترها در مساجد، باغها و درون فروشگاه ها و مغازه ها و كهنسالان درفضاهای باز و دنج، نقطه اوج فعالیت و حیات محله، قلب آن است جایی كه هر كس هر آنچه را كه بخواهد می تواند در آن پیدا كند. در هر نقطه از آن فعالیتی در جریان است. عده ای از مغازه ها خرید می كنند. عده ای به تماشای ویترین ها می ایستند. چند تایی دور هم نشسته و صحبت می كنند و چای می نوشند. بچه ها نیز فارغ از آنچه در اطرافشان می گذرد در فضایی امن، در انتظار آمدن بزرگترهایشان مشغول بازی هستند. در اینجا از هیاهوی اتومبیل ها خبری نیست و فضا به طور كامل در اختیار مردم و برای مردم است.

در محله فضاهای باز و ساختمان های با هم گره خورده و تركیب شده اند. خانه ها در آن با هم بیگانه نیستند در عین حال كه استقلال خود را حفظ كرده اند با یكدیگر ارتباط دارند. و این شریان ها هستند كه خانه ها و اهالی آنها را به هم می دهند. محلات سر در آغوش هم دارند و عامل جداكننده ای بین آنها وجود ندارد و فقط تصور ذهنی اهالی است كه می تواند مرزی بر آنها بگذارد. در عین حال فضای هر محله برای اهالی فضایی اختصاصی تلقی می شود به طوری كه وقتی از بیرون وارد آن می شوند آن را آشنا و خـودی مـی یابند و در آن آرامش پیدا می كنند، گویا كه به خانه خود رسیده باشند. در محله فاصله ها كوتاه به نظر می رسد و هر كسی به راحتی می تواند خود را به مقصد برساند.

در محله فضاهای باز و شخصیت و هویت خود را باز می یابند و ابعاد فضا به شهروند اجازه می دهد كه بتواند همسایگانش را درون فضا ببیند و آنها را بشناسد.
مسیرها تصویری پایدار در ذهن عابرین ایجاد كرده و در عین حال كه زمینه ارتباط هم محله ای را فراهم می كند، با انحنا و تغییر مسیرهای خود هر لحظه منظره ای جدیدی را به ناظر عرضه می كند. معابر در سطح محله به یكدیگر رسیده و گره های مشخصی را ایجاد می كنند كه بارزترین آنها مـركز محـله می باشد كه به عنوان هسته مركزی فعال به راحتی می تواند در اذهان تصویری مشخص از خود باقی بگذارد.

اهداف كیفی محله:
برای اینكه بتوان سیمای بیان شده از یك محله مطلوب را عینیت بخشید به نظر می رسد در ابتدا باید بر اساس تصورات ارائه شده و اصولی مشخص شود. این اصول بر حسب اهمیت و میزان تأثیر هر یك از آنـها در ایـجاد یك محله مطلوب تحت عنوان اهداف كیفی و اولویت بندی شده كه به شرح زیر ارائه می شود.

ایجاد آرامش:
ایجاد محیطی آرام و بدور از غوغا و هیاهو از طریق تقویت حركت پیاده و محدود نمودن حركت سواره، ایجاد سلسله مراتب دسترسی و عملكردی.
ایجاد فضایی امن برای خانوارها از طریق تفكیك قلمروها از عمومی تا خصوصی، ایجاد حریم، توجه و محدودیت در شكل گیری فضاهای عمومی و خصوصی تأمین سلامتی اهالی به وسیله جداسازی حركت پیاده از سواره، قطع ارتباط مستقیم مجموعه های مسكونی و معابر سواره به وسیله فضای واسط.

تأمین آسایش:
پاسخگویی به نیازهای روزانه اهالی از طریق ایجاد عملكردهای مورد نیاز در محله.
– امكان دسترسی به قسمتهای مختلف شهر از طریق ارتباط خیابان جمع كننده محلی و خیابان های اصلی شهری.
– هماهنگی با اقلیم و توجه به مشخصه های آب و هوایی و توپوگرافی منطقه در طراحی فضاهای شهری، خیابانها و قطعات مسكونی.

ایجاد حس مكان:
– ایجاد حس هویت محله ای با به كارگیری عوامل هویت دهنده
– ایجاد زمینه مأنوس شدن سكنه جدید از طریق بالا بردن خوانایی سیمای آن
– استفاده از عوامل وحدت بخش برای تثبیت محله به عنوان یك مجموعه
– تأمین فضاهای مناسب جهت برگزاری اجتماعات و ایجاد نزدیكی و پیوند بین اهالی در غالب فضاهای باز محله ای.
– طراحی برای مردم جهت به چشم آمدن و دیده شدن مردم در فضا از طریق رعایت مقیاس انسانی.
– قابلیت انعطاف بافت محله در مقابل تغییرات آینده (ایجاد امكان شكل گیری و رشد تدریجی).
– ایجاد مجموعه ای باز و قابل دسترسی و دراای پیوند با مجموعه های مجاور
– ایجاد مجموعه های فعال با عملكردهای مطلوب در خدمت عملكرد مسكونی
– در ارتباط قرار دادن فضاهایی كه به لحاظ نوع عملكرد می توانند با یكدیگر كار كنند مانند آموزشی و ورزشی، تفریحی و ورزشی، مذهبی و فرهنگی و ; در مقیاس محلی.

دلچسب و خودمانی بودن فضاها
– ایجاد فضاهایی خودمانی متكی بر سنت و فرهنگ خودی
– فضاسازی های مناسب و استقرار عناصر خاص جهت انتقال و القاء ارزش های فرهنگی خودی به صورت مستمر به مردم
– توجه به اصول محلی در طراحی مجموعه محلی

آمیختگی با رنگ و بوی مذهبی
– تقویت نقش مذهبی در ایجاد خوانایی و وحدت و هویت در محله
– توجه به اعتقادات مذهبی در شكل گیری محله در جهت گیری واحدهای مسكونی (در تطابق با اقلیم)، حفظ حریم ها از طریق تفكیك قلمروها، توجه به مسئله اشراف و ارائه راه حل های منطقی و فنی.
– توجه به برون و درون و ایجاد فضاهای واسطه برای ایجاد ارتباط مناسب میان خانواده ها و فضاهای محله ای.
ایجاد هویت

– دادن هویت معنی دار و متناسب با فرهنگ به سیمای محله به نحوی كه محله شخصیتی مشخص و مخصوص به خود را دارا شود.
– ایجاد مراكز فعال با هویت خاص، ایجاد نشانه های بارز و گویا، تقویت عناصر طبیعی و موجود، ایجاد فضاهای باز تعریف شده و ساختمان های دارای تشخص و ایجاد خصوصیات هماهنگ كننده و پیوند دهنده اجزای محلی.

ایجاد وحدت
– ایجاد وحدت شكلی و یكپارچگی و انسجام دریافت و ساختار كلی محله
– ایجاد هماهنگی میان اجزاء با رعایت تناسب
– ایجاد ارتباط لازم و مناسب میان اجزاء محله و كل محله (ارتباط میان مردم، اندازه، جنس، رنگ، كاربرد و محتوا و 😉
– ایجاد سیستم نظم دهنده كه همبستگی معقول میان اجزاء آن وجود داشته باشد.
– استفاده از الگوی مركزیت مكانی و یا خطی

تنوع
– استفاده از احجام اشكال و دانه بندی های متفاوت در رنگ، مصالح، جزئیات نما، كف سازی، بازشوها، قطعات، دسترسی ها و فضاهای شهری، به گونه ای كه تضاد به اغتشاش به وجود نیاورند.
– ایجاد فضاهای باز و بسته، محصور و باز، پر و خالی، تاریك و روشن، تغییر در عرض معابر، ایجاد پیچ و خم در معابر.

خوانایی
– امكان شناسایی اجزاء محله و ایجاد ارتباط ذهنی میان آنها در قالبی منسجم
– ایجاد لبه های ورودی مشخص، عناصر نشانی، مظاهر برجسته برای شناخت و تمیز فضاهای مختلف شهری
– ایجاد پیوستگی فضایی در معابر و رعایت سلسله مراتب دسترسی برای خوانایی بیشتر

تأثیر تغییر ارزش ها و ضوابط بر بافت های جدید مسكونی:
امروز دسترسی به وسایل نقلیه و امكان سفرهای سریع سبب شده كه مردم خود را در انتخاب مكان های خرید، تفریح، كار، آموزش و ;. آزاد بینند، حتی اگر برای رسیدن به مسیرهای طولانی را طی كنند. این امر سبب می شود كه خصوصاً در شهرهای بزرگ وقت زیادی تلف شود مشكلات گوناگونی چون ترافیك، تأخیر زمانی و ; پیش بیاید. لذا بهتر است با پیش بینی این گونه مراكز در سطح محله ها (در حال امكان) و ایجاد جاذبه، اهالی را به استفاده ار امكانات محلی تشویق كرد.

توسعه ارتباطات و نفوذ وسایل ارتباط جمعی به داخل منازل، صرف وقت زیاد در رفت و آمد، بین محل كار و سكونت عدم وجود پیوندهای قومی و ; بین اهالی، دسترسی به امكاناتی چون پست تلفن، آتش نشانی، اورژانس و ; دیگر جایی برای احساس نیاز به برقراری ارتباط با همسایگان باقی نمی گذارد. در این رابطه و با توجه به نیازهای روحی و روانی انسان كه ارتباطات اجتماعی را می طلبد، لازم است جاذبه هایی در محل ایجاد شود كه اهالی برای استفاده از آنها گرد هم جمع شوند با هم برخورد كنند و ارتباط برقرار نمایند و همچنین با تمهیداتی نقش نظارتی برای اهالی قائل شد و آنها را در اداره امور محله شریك نمود.
امروز مردم بیشتر اوقات فراغت خود را در چهار دیواری خانه ها و آپارتمانهایشان می گذرانند وآرامش را در داخل آن می جویند و مایل نیستند كه كسی این آرامش را بر هم بزند. ضمن اینكه كانون گرم خانواده محلی است كه آرامش را به اعضای خسته از كار و فعالیت هدیه می دهد. اما با طراحی فضاهای دنج و آرام در سطح محله می توان قسمتی از این نیاز را در فضاهای باز محله ای تأمین كرد.

امروزه اتومبیل جزئی از زندگی مردم شده است تا حدی كه بدون اغراق می توان گفت جای پاهای آنها را گرفته است به طوری كه حتی كوتاه ترین فاصله ها را نیز با اتومبیل طی می كنند. با ایجاد مسیرهای پیاده متنوع كوتاه جهت رسیدن به مركز محله و نقاط مختلف آن می توان اهالی را تشویق به پیاده روی نمود كه این امر در سلامت جسمانی روحی و روانی آنها نیز مؤثر بوده و همچنین زمینه برخوردهای اجباری یا اختیاری را نیز فراهم می كند.

عدم امنیت پارك اتومبیل در فضاهای باز معابر حمل راحت اثاثیه و (خریدهای روزانه و هفتگی و 😉 به داخل واحد مسكونی انتقال راحت بچه های خواب آلوده پس از بازگشت از مهمانیها و یا تفریح به خانه شستشوی و نظافت اتومبیل و تعمیرات جزئی آن توسط اهالی خانه و ; عواملی هست كه مردم را در جهت آوردن اتومبیل به داخل حیاط خانه حتی زیر اتاقشان توجیه می نماید. این موارد را نیز می توان با ایجاد آوردن اتومبیل تا نزدیك ترین فاصله به واحدهای مسكونی و ایجاد پاركینگ های اختصاصی امن در محدوده واحدهای مسكونی همسایگی حل نمود.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله پل شیشه ای گراند کانیون

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پل شیشه ای گراند کانیون دارای 6 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پل شیشه ای گراند کانیون  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پل شیشه ای گراند کانیون،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله پل شیشه ای گراند کانیون :

پل شیشه ای گراند کانیون

پل شیشه ای یا آسمان نورد گراند کانیون یا Grand Canyon Skywalk یک جاذبه توریستی است که در 20 مارس 2007 کار آن به اتمام رسید و در 28 مارس برای بازدید عموم آماده شد. این پل بر فراز رود خانه کلرادو ، در لبه دره گراند کانیون ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است. بلیط ورودی آن 25 دلار است.

بومیان محلی منطقه مالکان اصلی این ساختمان هستند. این پل شکل نعل اسبی دارد و 1200 متر از سطح زمین فاصله دارد ،ارتفاعی که بلندترین آسمانخراشهای دنیا را تحت الشعاع قرار میدهد. لبه آن 20 متر فاصله افقی از کناره زمین دارد. دیواره ها و کف آن از شیشه ای به ضخامت 10 سانتیمتر ساخته شده است. این پل میتواند 35 تن وزن را تحمل کند ، یعنی در آن واحد 800 فرد 80 کیلوگرمی میتوانند بر روی آن بروند. البته تنها اجازه داده میشود 120 توریست در یک زمان بر روی آن بروند.

این پل بسیار محکم ساخته شده و طوری طراحی شده که در نتیجه باد و راه رفتن مردم ، ارتعاش نداشته باشد. این بنا میتواند در برابر بادی با سرعت 100 مایل در ساعت مقاومت کند و یک زلزله 8 ریشتری را تاب بیاورد. ساخت این آسمان نورد در مارس 2004 -3 سال پیش- شروع شد و مجموعا 40 میلیون دلار هزینه صرف آن شد.

البته مجموعه آسمان نورد گراندکانیون ، ساختمانهای دیگری هم دارد : موزه ، سینما تئاتر ، سالن تشریفات ، فروشگاه و چندین رستوران. در انتهای این بنا ، کافه ای قرار دارد که مسافران میتوانند در آنجا در فضای آزاد غذا بخورند.
یک بازرگان اهل لاس وگاس به نام دیوید جین در ازای دریافت قسمتی از سود آسمان نورد ، در تأمین هزینه این بنا مشارکت داشته است. این پل ، تنها قسمتی از یک پروژه بزرگ است که در آینده تکمیل خواهد شد.

ساخت این بنا در میان ساکنان محلی موافقان و مخالفانی داشته است ،مخالفان این طرح این پل را یک بنای بر هم زننده ظاهر طبیعی گراندکانیون میدانند و موافقان آن را فرصتی برای مبارزه با فقر و بیکاری و الکلیسم گسترده ارزیابی کرده اند.
هر ساله 4.5 میلیون نفر از گراند کانیون بازدید میکنند و سازندگان این آسمان نورد امیدوارند سالانه 200 هزار نفر را جذب کنند. امکاناتی همچون برگزاری مراسم ازدواج و پرش از ارتفاع هم در آسمان نورد مهیا خواهد شد.

پل شیشه ای راه آسمان ( Sky Walk )
ساخت پل شیشه ای راه آسمان ( Sky Walk ) در ماه مارس 2004 آغاز شد و تخمین زده شده بود که در 3 ماه آخر سال 2006 به پایان برسد . این پل شیشه ای در ارتفاع 4000 پایی از سطح رودخانه کلورادو و در حاشیه گراند کنیون قرار می گیرد . در ماه می 2005 تست نهایی انجام شد و این ساختار قادر بود تا وزن 71 عدد [ ; ]

هواپیمای بویینگ 747 ( یعنی بیشتر از 71 میلیون پوند را تحمل کند ) این پل قادر است در برابر بادهایی که در هشت جهت مختلف با سرعت 100 مایل در ساعت به آن می وزد و همچنین زلزله ای به قدرت 8 ریشتر تا محدوده 50 مایلی را تحمل کند . بیش از 1000000 پوند فولاد در ساختار پل اسکای واک به رفته است .

پل شیشه ای گراند کانیون

پل شیشه ای یا آسمان نورد گراند کانیون یا Grand Canyon Skywalk یک جاذبه توریستی است که در 20 مارس 2007 کار آن به اتمام رسید و در 28 مارس برای بازدید عموم آماده شد. این پل بر فراز رود خانه کلرادو ، در لبه دره گراند کانیون ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است. بلیط ورودی آن 25 دلار است.

بومیان محلی منطقه مالکان اصلی این ساختمان هستند. این پل شکل نعل اسبی دارد و 1200 متر از سطح زمین فاصله دارد ،ارتفاعی که بلندترین آسمانخراشهای دنیا را تحت الشعاع قرار میدهد. لبه آن 20 متر فاصله افقی از کناره زمین دارد. دیواره ها و کف آن از شیشه ای به ضخامت 10 سانتیمتر ساخته شده است. این پل میتواند 35 تن وزن را تحمل کند ، یعنی در آن واحد 800 فرد 80 کیلوگرمی میتوانند بر روی آن بروند. البته تنها اجازه داده میشود 120 توریست در یک زمان بر روی آن بروند.

این پل بسیار محکم ساخته شده و طوری طراحی شده که در نتیجه باد و راه رفتن مردم ، ارتعاش نداشته باشد. این بنا میتواند در برابر بادی با سرعت 100 مایل در ساعت مقاومت کند و یک زلزله 8 ریشتری را تاب بیاورد. ساخت این آسمان نورد در مارس 2004 -3 سال پیش- شروع شد و مجموعا 40 میلیون دلار هزینه صرف آن شد.

البته مجموعه آسمان نورد گراندکانیون ، ساختمانهای دیگری هم دارد : موزه ، سینما تئاتر ، سالن تشریفات ، فروشگاه و چندین رستوران. در انتهای این بنا ، کافه ای قرار دارد که مسافران میتوانند در آنجا در فضای آزاد غذا بخورند.
یک بازرگان اهل لاس وگاس به نام دیوید جین در ازای دریافت قسمتی از سود آسمان نورد ، در تأمین هزینه این بنا مشارکت داشته است. این پل ، تنها قسمتی از یک پروژه بزرگ است که در آینده تکمیل خواهد شد.

ساخت این بنا در میان ساکنان محلی موافقان و مخالفانی داشته است ،مخالفان این طرح این پل را یک بنای بر هم زننده ظاهر طبیعی گراندکانیون میدانند و موافقان آن را فرصتی برای مبارزه با فقر و بیکاری و الکلیسم گسترده ارزیابی کرده اند.
هر ساله 4.5 میلیون نفر از گراند کانیون بازدید میکنند و سازندگان این آسمان نورد امیدوارند سالانه 200 هزار نفر را جذب کنند. امکاناتی همچون برگزاری مراسم ازدواج و پرش از ارتفاع هم در آسمان نورد مهیا خواهد شد.

پل شیشه ای راه آسمان ( Sky Walk )
ساخت پل شیشه ای راه آسمان ( Sky Walk ) در ماه مارس 2004 آغاز شد و تخمین زده شده بود که در 3 ماه آخر سال 2006 به پایان برسد . این پل شیشه ای در ارتفاع 4000 پایی از سطح رودخانه کلورادو و در حاشیه گراند کنیون قرار می گیرد . در ماه می 2005 تست نهایی انجام شد و این ساختار قادر بود تا وزن 71 عدد [ ; ]

هواپیمای بویینگ 747 ( یعنی بیشتر از 71 میلیون پوند را تحمل کند ) این پل قادر است در برابر بادهایی که در هشت جهت مختلف با سرعت 100 مایل در ساعت به آن می وزد و همچنین زلزله ای به قدرت 8 ریشتر تا محدوده 50 مایلی را تحمل کند . بیش از 1000000 پوند فولاد در ساختار پل اسکای واک به رفته است .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آندایزینگ آلومینیوم

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آندایزینگ آلومینیوم دارای 59 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آندایزینگ آلومینیوم  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آندایزینگ آلومینیوم،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آندایزینگ آلومینیوم :

آندایزینگ آلومینیوم
آلومینیم فلزی است سبك با رنگ سفید متمایل به آبی كه بعد از سیلیسیوم فراوان تریس درصد از عناصر پوسته زمین را تشكیل می دهند این فلز را در صنعت با استفاده از روش الكترولیتی از بوكسیت یا آلومین هیدراته ( AL203,2H2O) بدست می آورند

. قابلیت چشم گیر آلومینیوم در هدایت جریان الكتریكی ، درخشندگی ، تورق پذیری و نیز استحكام قابل توجه برخی از آلیاژهای آن در مقایسه با فولاد ، آن در ردیف پر مصرف ترین فلزات در زمینه های صنعتی ، تزئینی و ساختمانی قرار داده است میل تركیبی شدید آلومینیوم و آلیاژهای آن با اكسیژن باعث می گردد كه در شرایط طبیعی لایه بسیار نازكی از اكسید ( AL203) بر سطح قطعات آلومینیومی تشكیل شود و به مثابه سپری محكم و فساد ناپذیر مابقی فلز را در مقابل عوامل خورنده جوی محافظت نماید .

در مصارف صنعتی و تزئینی نیز با استفاده از روشهای شیمیایی و الكترولیتی لایه اكسیدی فوق را با كیفیت های متفاوت بر سطح فلز ایجاد می نمایند كه اصطلاحا به روش اجرائی آن آندایزینگ اطلاق می گردد . این عمل باعث افزایش كیفیت آلومینیوم ، گسترش دامنه مصرف و مقاومت بیشتر آن در برابر خوردگی می شود .

مفاهیم كلی آندایزینگ آلومینیوم
اندایزینگ آلومینیوم، مفاهیم و كاربردها:
به مجموعه عملیاتی كه با تشكیل یك لایه نازك اكسیدی بر روی قطعات آلومینیومی باعث افزایش سختی، مقاومت در برابر خوردگی، ایجاد نمای تزئینی و تغییر برخی از خصوصیات فیزیكی آنها می گردد آندایزینگ اطلاق می شود.

مكانیزم كلی عمل بدین صورت است كه جریان مستقیم برق از مایع الكترولیت مناسبی می گذرد كه در آن آلومینیوم آند بوده و فلز مناسب دیگری كاتد می باشد. در این صورت بر سطح آلومینیوم لایه نازكی از اكسید ایجاد می گردد كه ضخامت آن به عوامل گوناگونی بستگی دارد.

آلومینیوم در شرایط معمولی نیز اكسیدی می شود بطوری كه در مجاورت هوا و بطور معمول لایه ای از اكسید به ضخامت 01/0 میكرون و به صورت غیرمتخلخل بر روی سطوح قطعات آلومینیومی تشكیل می گردد كه وظیفه حفاظت از سطح فلز را در محیط برعهده دارد اما برتری و مزیت اكسید ایجاد شده در روش آندایزینگ نسبت به شرایط طبیعی مقاومت بیشتر آن در مقابل خوردگی است.

قطعات و سطوح آلومینیومی را به دلایل زیر اندایزینگ می نمایند:
الف – افزایش مقاومت در مقابل خوردگی.
پوشش اكسیدی – آندی سیل شده آلومینیوم باعث محافظت فلز در برابر عوامل خورنده جوی و نمكها می گردد.

ب – افزایش قدرت چسبندگی رنگها:
لایه اكسیدی- آندی سبب به وجود آمدن سطح فعال شیمیایی شده و زمینه و بستر مناسبی را جهت رنگ آمیزی ایجاد می نماید.
ج – به عنوان یكی از مراحل آبكاری:
تخلخل موجود در پوشش اكسیدی – آندی باعث افزایش قابلیت آبكاری قطعات آلومینیومی می شود. (بطور مثال از آندایزینگ در الكترولیت اسید فسفریك میتوان نام برد كه به عنوان مرحله ماقبل آبكاری بكار می رود).

د – ایجاد نمای ظاهری مناسب جهت دكوراسیون و تزئینات:
لایه اكسیدی – آندی آلومینیوم بطور طبیعی درخشان بوده و مقاومت خوبی در مقابل خوردگی دارد. لذا میتوان از آن به عنوان سطح نهایی مورد نظر جهت تزئینات و نماسازی استفاده نمود. درخشندگی و براقیت سطح مزبور به نوع آلیاژ، روش اچ كاری و براق كاری و سایر شرایط مناسب بستگی دارد.
ه – عایق كاری:
اكسید آلومینیوم عایق می باشد و میتواند در مقابل ولتاژهایی كه از چند تا چندین هزار ولت به عنوان عایق عمل كند كه كیفیت و كمیت آن به نوع آلیاژ و ضخامت لایه اكسیدی بستگی دارد.

و – كاربرد در صنایع فتوگراف و لیتوگراف:
وجود حفره ها و تخلخل های بی شمار در پوشش اكسیدی – آندی باعث بالا رفتن قدرت مكانیكی صفحات لیتوگراف در نگهداری محلول های مربوط به فتوگراف و لیتوگراف می گردد.
ز – افزایش قابلیت تابش و انتشار حرارت:
لایه اكسیدی – آندی در ضخامت های بیش از 032/0 میلیمتر باعث افزایش قابلیت تابش و انتشار حرارت می گردد. بطور مثال ورق آندایز شده آلومینیومی پس از رنگ آمیزی با رنگ سیاه می تواند به نحو بسیار مطلوبی جهت جذب حرارت تا حدود 230 درجه سانتیگراد مورد استفاده قرار گیرد.

ح – افزایش مقاومت سایشی:
با استفاده از مكانیزم آندایزینگ سخت بر روی قطعات آلومینیومی پوشش به ضخامت حدود 1 تا 4 میلیمتر ایجاد می شود كه دارای سختی بالایی است و میتوان از آنها جهت ساخت یاتاقانها و قطعات دوار و یا سایر مواردی كه نیاز به مقاومت سایشی دارند استفاده نمود.

تمام پوششهای اكسیدی – آندی نسبت به خود آلومینیوم سخت تر هستند اما در برخی از موارد (مانند لایه اكسیدی – آندی حاصل از آندایزینگ در حمام اسیدكرومیك) نرم بوده و جهت كاربری در شرایطی كه به مقاومت سایشی نیاز دارد مناسب نمی باشد.

ط – ردیابی و كنترل درزهای سطحی:
پوشش اكسیدی – آندی حاصل از حمام اسید كرومیك میتواند به عنوان یك عامل بازرسی جهت كشف و بررسی درزهای سطحی موجود بر روی ورق یا قطعات آلومینیومی عمل نماید. بدین صورت كه پس از آندایزینگ قطعات مزبور در داخل اسید فوق الذكر آنها را سریعا” با آب شسته و خشك می كنند .

اسید كرومیك باقیمانده در شكاف درزها و ترك های مویی، بیرون زده می شود و موقعیت عیوب را از نظر مكانی نشان می دهد. در بخشهای بعدی كتاب روشهای مختلف آندایزینگ آلومینیوم، خواص و ویژگی های بوجود آمده در فلز بعد از اجرای عملیات و نیز تجهیزات مورد نیاز بطور مشروح بیان خواهد گردید.

مكانیزم تشكیل لایه اكسیدی – آندی:
حمام اسیدسولفوریك به غلظت 10% حجمی را در نظر گرفته و در آن یك قطعه آلومینیومی را به قطب مثبت منبع الكتریسیته (آند) وصل كنید و فلز مناسب دیگری مانند قلع را به عنوان كاتد به قطب منفی منبع الكتریسیته تصال دهید دانسیته جریان مستقیم ( DC ) مورد نیاز در این پروسه حدود 1 تا 6/1 آمپر بر دسیمتر مربع می باشد كه از پتانسیلی حدود13 تا 17 ولت ایجاد می شود. در دمای معمولی اتاق وقتی كه جریان برق برقرار می گردد اسید سولفوریك شروع به تجزیه می كند، در اثر این فعل و انفعالات در قطب منفی (كاتد) هیدروژن ایجاد می گردد و به موازات یون های اكسیژن و سولفات – (آنیون ها) توسط قطب مثبت (آند) كه آلومینیوم به آن اتصال است جذب می گردند.

شارژ الكتریكی در داخل سیستم فوق باعث می گردد كه یون های مثبت آلومینیوم (كاتیون ها) به سمت كاتد هدایت شوند و در همان حال در سطح آند ، كاتیون ها یا آلومینیوم با آنیون های اكسیژن تركیب شده و تشكیل اكسید آلومینیوم را می دهند. مقداری از یون های آلومینیوم نیز قادر به تركیب با اكسیژن نبوده و به صورت نامحلول در الكترولیت باقی می مانند.

پوشش اكسیدی – آندی آلومینیوم از تعداد زیادی حفره های شش ضلعی ساخته شده است كه اندازه آنها در یك اینچ مربع حدود چند میلیون عدد می باشد. در وسط هر كدام از این شش ضلعی ها سوراخی وجود دارد كه اطراف و قسمت تحتانی ن توسط لایه ای اكسیدی از فلز مبنا جدا شده است. ابعاد حفره ها در الكترولیت های مختلف تفاوت دارد و بطور تقریبی به شرح زیر می باشد:
– قطر داخلی : Ao 250 – 100 ( 1 Ao = 1x 10-10 m)
– ضخامت دیواره اطراف حفره : Ao 200 – 100
– ارتفاع حفره یا ضخامت پوشش : 5000 تا 25000 برابر قطر داخلی حفره.

چنین حفره هایی به خصوص در محلول الكترولیت اسید سولفوریك بدین دلیل تشكیل می گردند كه در دقایق اولیه شروع پروسه آندایزینگ لایه نازكی از اكسید تشكیل می شود كه ضخامت آن با ولتاژ اعمال شده متناسب است،‌ برخی از محلول های الكترولیت (مانند اسید سولفوریك) در حین عملیات آندایزینگ پوشش اكسیدی مزبور را در خود حل می نماید.
مكانیزم این عمل بسیار پیچیده است اما به نوبه خود نوعی كشمكش را در رابطه با ایجاد و رشد اكسیدی و انحلال و خوردگی آن بطور همزمان در میلیونها نقطه یا حفره در هر اینچ بوجود می آورد كه در نهایت به نوعی تعادل ختم می گردد.

یك حوزه الكتریكی نیز در همه حفره ها وجود دارد كه باعث به وجود آمدن فواصل مساوی حفره ها نسبت به یكدیگر و نیز ابعاد یكنواخت و هم اندازه دیواره های اكسیدی اطراف آن می گردد. بدین ترتیب تمامی حفره ها دقیقا” مشابه یكدیگر و به موازات هم قرار می گیرند. در طول پروسه آندایزینگ سطح قطعه آلومینیومی با لایه ای از اكسید آلومینیوم پوشیده می شود ضخامت لایه اكسیدی مزبور تقریبا” معادل دو برابر صخامت آلومینیومی است كه از سطح قطعه كار برداشته می شود. تفاوت سطح آلومینیوم قبل و بعد از عملیات آندایزینگ در شكل كاملا مشخص می باشد.

تركیب شیمیایی لایه اكسیدی حاصل از آندایزینگ:
محققین در رابطه با تركیب شیمیای لایه اكسیدی حاصل از آندایزینگ بر روی آلومینیوم نظرات متفاوتی را ابراز داشته اند كه عمده ترین آنها به صورت زیر است.
الف: عمومی ترین دیدگاه و نظریه در این رابطه عبارت است از:
الف 1 – بنانبر اعتقاد برخی از پژوهشگران 13 درصد وزن لایه اكسیدی – آندی ایجاد شده در علمیات آندایزینگ را S O3 تشكیل می دهد كه با انجام عمل شستشو و آب كشی میتوان حدود 5 درصد از این نسبت كاست. نمودار زیر رابطه بین حرارت جریان اعمال شده و درصد S O3 تولید شده در پورسه آندایزینگ با محلول الكترولیت اسید سولفوریك به غلظت 165 گرم در لیتر را نشان می دهد.

به نظر می رسد وجود سولفات در لایه اكسیدی باعث حركت دادن پروتون ها از سطح لایه مزبور گردیده و علاوه بر تسهیل در امر آندایزینگ سبب كاهش ولتاژ مورد نیاز عملیات نیز می شود.
الف 2 – در پوشش اكسیدی – آندی آب بندی نشده به میزان زیادی AL2 O3 به همراه هیدرات وجود دارد كه مقدار آن در برخی آزمایشهای انجام شده با شدت جریان 2/1 آمپر بر دسیمتر مربع برابر 1/86 درصد وزن لایه اكسیدی گزارش شده است.

الف 3 – میزان آب موجود در پوشش اكسیدی – آندی آب بندی نشده (سیل نشده) تقریبا” 5/0 تا 5/12 درصد وزن كل لایه مزبور می باشد.
ب : برخی از پژوهشگران مانند Byalobzhenskii و Tomashov فرمول Al2 O3 و 09H2O را به عنوان مشخصه شیمیایی لایه اكسیدی سیل نشده حاصل از آندایزینگ در محلول الكترولیت اسید سولفوریك مطرح كرده اند.

ج – نتایج زیر كه از آزمایشات صورت گرفته در محلول الكترولیت اسیدسولفوریك با غلظت 32 گرم در لیتر، در دای 12 تا 20 درجه سانتیگراد و ولتاژ 12 ولت حاصل شده است نیز روایتی دیگر از تركیب شیمیایی لایه اكسیدی – آندی را بیان می دارد.
آلومینیوم آزاد 56/4 درصد
Al (OH)3 14/27 درصد
AlOOH 3/68 درصد

در بررسی مورد فوق اولا” هیچ نشانی از اكسید آلومینیوم (Al2 O3) مشهود نیست و ثانیا” ظهور و تشكیل یون های آلومینیوم به میزان 56/4 درصد نیز غیرمنتظره و ناخوشایند به نظر می رسد.
به گفته برخی از محققین لایه اكسیدی شكل گرفته در محلول الكترولیت اسید سولفوریك دارای توازن تركیبی مشخصی نیست و تعداد یونهای آلومینیوم نیز به موازات رشد و افزایش ضخامت لایه اكسیدی كاهش می یابد. حضور یون های آلومینیوم در لایه اكسیدی – آندی مزبور میتواند در تصحیح و توجیه برخی زمینه های تئوریكی پیچیده فیزیكی و شیمیایی منطقی و مفید به نظر آید.

د – دو تن از محققان بنامهای Baker و Brace با استفاده از تكنیك رادیو شیمیایی به كمك تراشه S35 دریافتند كه در تركیب پوشش اكسیدی حاصل از آندایزینگ در محلول الكترولیت اسیدفسفریك مقادیر S O4 نیز همزمان با آغاز پروسه تشكیل می گردد كه عملیات آب كشی و شستشو جهت كاهش میزان آن بی نتیجه است. اما با رشد و افزایش ضخامت لایه اكسیدی بر روی فلز، میزان سولفات به مرور كاهش می یابد.
ه – تركیب پوشش اكسیدی – آندی ایجاد شده بر روی آلومینیوم با استفاده از الكترولیت های دیگر نیز مشابه موارد قبل می باشد.

برخی از تحقیقات نشان می دهد كه حدود 3 درصد از وزن لای اكسیدی آندی ایجاد شده بر سطح قطعه آلومینیومی در الكترولیت اسید اگزالیك را خود اسید اگزالیك تشكیل می دهد و مابقی آن نیز Al2 O3 بی شكل و غیر متبلور و مقداری آب به صورت H2O و 2Al2O3 می باشد.
همچنین حدود 4/0 تا 7/0 درصد وزن لایه اكسیدی – آندی حاصل از پروسه آندایزینگ در الكترولیت اسید كرومیك نیز مربوط به خود اسید كرومیك می باشد و در تركیب لایه اكسیدی مزبور كه Al2 O3 بدون آب است جای می گیرد.

ضخامت لایه اكسیدی – آندی:
ضخامت لایه اكسیدی – آندی ایجاد شده بر روی آلومینیوم به مدت زمان حضور قطعه در داخل حمام بستگی دارد مشروط بر اینكه تمام شرایط انجام كار استاندارد باشد. در این صورت برای به دست آوردن ضخامتی معادل 5 میكرون با دانسیته جریان 6/1 آمپر بر دسیمتر مربع حدود 10 دقیقه و برای ضخامتی برابر 10 میكرون حدود 20 دقیقه زمان مورد نیاز است.

به عبارت دیگر هر چه ضخامت بیشتری مدنظر باشد زمان بیشتری مورد نظر می باشد، اما در برخی موارد حتی با افزایش زمان عملیات ممكن است هیچ نوع افزایش صخامتی ایجاد نشود. شكل زیر نشان دهنده ضخامت لایه اكسیدی حاصل از آندایزینگ برخی از آلیاژهای مختلف الومینیوم نسبت به زمان می باشد. (محلول الكترولیت اسیدسولفوریك با غلظت 165 گرم در لیتر و دانسیته جریان نیز 2/1 آمپر بر – دسی متر مربع است).

دلیل محدودیت در ایجاد ضخامت دلخواه و بالا در لایه پوشش اكسیدی هنوز مشخص و قطعی نیست اما میتوان آن را ناشی از تعادل بین دو عامل زیر دانست:
الف- قابلیت جریان الكتریكی در انتقال یون های آلومینیوم از لایه ها به منظور ایجاد و تشكیل اكسید تازه.
ب – قابلیت حل آلومینیوم توسط محلول الكترولیت (اسیدسولفوریك)..

از جمله دلایل دیگر محدودیت ضامت لایه اكسیدی قال تشكیل می تواند گرمای ایجاد شده در پروسه آندایزینگ باشد زیرا اگر جریانی معادل 6/1 آمپر و ولتاژ 16 ولت را جهت هر دسیمتر مربع از سطح آندالیز شده مناسب بدانیم در آن صورت به ازای جریان فوق گرمایی معادل 240 وات ایجاد خواهد شد.

از سوی دیگر، تشكیل اكسید آلومینیوم نیز گرمازا بوده و به ازای هر گرم از اكسید تشكیل دشه 400 كیلوكالری گرما آزاد میگردد. هر چند كه این گرما می تواند با استفاده از هم زن و یا جریان باد از داخل حمام خارج شود . اما به نوبه خود مانع از رشد و افزایش صخامت لایه اكسیدی – آندی می شود. هچنین در پروسه آندایزینگ سخت، با اعمال دانسیته جریان 5/2 آمپر بر دسیمتر مربع در صفر درجه سانتیگراد زمانی كه اكسیژن در آندها ظاهر می شود به صورت پلاریزاسیون عمل كرده و مقاومت را در لایه آندی افزایش می دهد.

این عمل نیز باعث محدودیت در رشد لایه اكسیدی می گردد. در تقابل با این پدیده اگر ولتاژ افزایش یابد به نحوی كه بتواند مقاومت مزبور را در هم شكند سوختگی فلز پیش خواهد آمد كه مشكل آفرین می باشد.

اهمیت مواد در آندایزینگ :
نتایج حاصل از آندایزینگ در آلیاژهای مختلف آلومینیوم یكسان نیست و هر آلیاژی پس از انجام عمل آندایزینگ كییت ویژه ای خواهد داشت. دسته ای از آلیاژهای بهترین قابلیت را در رابطه با براق كاری و انعكاس نور دارا می باشند در حالی كه دسته ای دیگر به عكس هیچگونه قابلیتی را برای براق كاری ندارند و جهت سخت كاری و یا اهداف دیگر مناسب می باشند.

جداول بعد استانداردهای بین المللی آلیاژهای مختلف آلومینیوم را در مقام تطبق قرار داده و سپس قابلیت هر كدام از آنها را جهت آندایزینگ (با هداف مختلف از قبیل براق كاری، ایجاد سختی و رنگ آمیزی) به صورت امتیاز بیان می دارد به صورتی كه امتیاز 5 عالی ترین و بهترین نتیجه و امتیاز 1 پایین ترین قابلیت و نتیجه را در آندایزینگ پذیری آلیاژ مربوطه نشن مید هد. مابقی امتیازات (4، 3 و 2) به ترتیب مبین كیفیت بسیار خوب ، خوب و متوسط می باشد.
نكات زیر در رابطه با آلیاژهای ریختگی سری LM قابل ذكر می باشد:
الف – هیچكدام از آلیاژهای فوق قابلیت خوبی را جهت براق شدن ندارند.

ب – به منظور آندایزینگ هر كدام از آلیاژهای فوق می بایست تكنیك و روشهای خاصی را از نظر غلظت الكترولیت، ولتاژ و غیره در نظر گرفت.
بطور مثال، جهت آندایز كردن آلیاژهایی كه دارای درصد زیادی از سیلیس می باشند می بایست ولتاژ باایی را به آنها اعمال نمود( تا 24 ولت) و آلیاژهای شامل مس بهتر است كه در محلول الكترولیت اسید سولفوریك با غلظت 7 N – 4 N آندایز شوند.
ج – رنگ ایجاد شده بر روی قطعات آندایز شده آلیاژهای فوق تحت تاثیر درصد عناصر تشكیل دهنده آلیاژ بوده و معمولا” تیره می باشند.

6 مراحل اجرایی آندایزینگ آلومینیوم :
هدف از آندایزینگ آماده سازی سطوح خارجی قطعات آلومینیومی برای كاربردهای مختلف و گوناگون مانند سخت كاری، مصارف ساختمانی، تزئینی و درخشندگی می باشد. جهت دستیابی به كییت مورد نیاز لازم است كه تمامی مراحل عملیاتی آندایزینگ به ترتیب و به صورت دقیق انجام پذیرد.
مراحل اجرایی آندایزینگ
تجهیزات مورد نیاز در عملیات آندایزینگ

دستیابی به كیفیت عالی در آندایزینگ قطعات آلومینیومی به عوامل مختلفی همچون كامل بودن تجهیزات و استفاده صحیح و درست آن‏ ، بالانس بودن ظرفیت مراحل مختلف پروسه عملیاتی و مهمتر از همه مدیریت ذیصلاح و آگاه نسبت به دانش و تكنولوژی آندایزینگ بستگی دارد. در این میان تجهیزاتی كه جهت آندایزینگ مورد استفاده قرار می گیرد حائز بیشترین اهمیت می باشند كه عمدتا” عبارتند از:

تانك آندایزینگ :
مهمترین موردی كه در جریان عملیات آندایزینگ باید مد نظر قرار گیرد تانك و تجهیزات جانبی آن است كه عملیات آندایزینگ در داخل آن انجام می شود. بدنه تانك می بایست در مقابل خوردگی اسیدسولفوریك مقاوم باشد. روشهای مختلفی برای نیل به این منظور وجود دارد كه انتخاب هر كدام از آنها به قیمت ، نوع مواد و قابلیت مقاومت آن در مقابل خوردگی بستگی دارد. مانند پوشش سرب ، لاستیك سخت ، انواع پلاستیكها ، آجرهای ضد اسید ، در رابطه با روشهای فوق بطور مختصر توضیحاتی ارائه می گردد:

الف – پوشش سربی :
سالیان زیادی از سرب به عنوان یك لایه محافظ در تانكهای كوچك و متوسط آندایزینگ استفاده می شد كه از مزایای آن سهولت و سرعت در نصب و تعمیر آن بود اما در حال حاضر این روش جهت پوشش دادن به بدنه تانك كاربرد كمتری دارد

.
علاوه بر این در برخی از كارگاهها لایه سربی فوق به عنوان كاتد مورد استفاده قرار می گیرد كه مشكلاتی را نیز به وجود می آورد. بطور مثال گاهی در هنگام در آوردن و یا جای گذاردن قطعات كار به علت بی دقتی اپراتور اتصال كوتاهی بین كار و بدنه تانك ایجاد می شود كه باعث خرابی قطعه كار و صدمه زدن به پوشش سربی تانك اسیدسولفوریك در معرض خوردگی قرار می گیرد كه هزینه زیادی را جهت تعمیر به دنبال خواهد داشت

. از مشكلات دیگری كه ضمن استفاده از لایه سربی به عنوان كاتد به وجود می آید قدرت پرتاب ناهماهنگ در جریان داخل تانك می باشد كه باعث ایجاد ضخامت های نامتناسب پوشش در قسمت های مختلف قطعه كار می گردد.
ب – پوشش لاستیكی:
در برخی از صنایع استفاده از پوشش لاستیكی در بدنه تانكها با توجه به هزینه مناسب و ویژگیهای خاص آن رواج دارد. مهمترین خصوصیتی كه مواد لاستیكی باید دارا باشند تا به عنوان پوشش مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از:
– مقاومت در مقابل خوردگی اسید در غلظت های نرمال و معمولی.

– مقاومت در مقابل حرارتی ناشی از عملیات ، به خصوص هنگامی كه مایع الكترولیت جدید در حال ساخت می باشد، زیرا در چنین حالتی حرارت معمولا” به 50 تا 60 درجه سانتیگراد می رسد.
– مقاومت مكانیكی در مقابل ضربه های ناشی از برخورد قطعه با بدنه تانك.

– مقاومت در مقابل سایش به خصوص هنگامی كه قطعات را در داخل حمام قرار می دهند یا از آن خارج می كنند‌، زیرا در چنین حالتی احتمال تماس قطعه با بدنه تانك وجود دارد.
بطور معمول ضخامت پوشش لاستیكی در سطوح جانبی تانك حداقل 5/1 میلیمتر و در لبه ها و گوشه ها حدود 3 میلیمتر توصیه شده است تا در برابر ضربه های مكانیكی ، تنش های حرارتی و فعل و انفعال حرارتی مقاومت نماید.

ج – آجرهای مقاوم در مقابل اسید:
برخی از حمامهای بزرگ آندایزینگ و همچنین كف سالن های عملیاتی را با آجرهای ضد اسید می پوشانند. با توجه به مقرون به صرفه بودن آن از نظر اقتصادی و مقاومت آجرها در مقابل خوردگی اسید ، در مواقعی كه نصب تانك آندایزینگ در داخل زمین الزامی است استفاده از آجرهای ضد اسید بهترین و مطلوبترین روش می باشد. سیمانی كه جهت اتصال آجرهای مزبور بكار می رود نیز می بایست در مقابل اسید مقاومت باشد.
د – پوشش پلاستیك (PVC ) :
استفاده از مواد PVC به عنوان پوشش داخلی تانك كاربرد وسیعی پیدا كرده است و از لحاظ قیمت و كارآیی نیز با دیگر مواد پوششی قابل رقابت می باشد.
كاتد:
برخی از عناصر و فلزات می توانند به عنوان كاتد در داخل تانك آندایزینگ قرار گیرند كه عمده ترین آنها سرب ،‌ آلومینیوم و گرافیت است.

الف – ورق آلومینیوم معمولی ترین فلز در ساخت كاتد می باشد كه توسط پیچ و مهره و یا هر وسیله دیگری به میله حامل جریان منفی (كاتد) وصل می شود وقتی كه جریان الكتریسیته برقرار می گردد ورق آلومینیومی یا كاتد در مقابل خوردگی محافظت خواهد شد و در حالتی كه جریان برقرار نیست ورق فوق الذكر در داخل محلول الكترولیت به مرور حل می شود ولی مقدار آن بسیار كم و جزیی است و به شرایط محلول داخل تانك بستگی دارد.

در صورتی كه از اسید سولفوریك با غلظتی كمتر از 250 گرم در لیتر به عنوان محلول الكترولیت استفاده شود و حرارت حمام نیز كمتر از 25 درجه سانتیگراد باشد ورق اكسترود شده آلومینیومی به ضخامت 3 میلیمتر سالیان دراز می تواند بعنوان كاتد مورد استفاده قرار گیرد و راندمان خوبی را نیز به همراه داشته باشد.

ب – گرافیت از دیگر موادی است كه میتوان از آن به عنوان كاتد استفاده نمود. ورق گرافیت قابلیت انتقال مقدار زیادی از جریان را دارا می باشد اما حمل و نقل و جابجایی آن مشكل بوده و جهت نصب نیز نیاز به دقت زیادی دارد.

توجه به این نكته الزامی است كه میله های حامل جریان منفی كه از یك سو به صفحات كاتدی و از سوی دیگر به قطب منفی منبع تغذیه متصل اند می بایست حتما” از جنس آلومینیوم انتخاب گردند زیرا در صورتی كه از مس به عنوان میله های انتقال جریان استفاده شود بطور قطع باعث ایجاد اشكالاتی در محل اتصالات شده و خوردگی الكترولیتی را بر روی آلومینیوم ایجاد خواهد نمود.

علاوه بر آن خورده شدن مس در جو اسیدی و تشكیل نمك مس در محلول الكترولیت باعث خرابی كار نیز می گردد. (در صورتی كه بنابه دلایلی استفاده از میله مسی الزامی باشد می یابد روی آن را با رنگ یا مواد ضد اسیدی پوشاند تا مانع خوردگی و یا تركیب آن با محلول الكترولیت گردد)

تلاطم در محلول الكترولیت :
جهت یكنواخت نگهداشتن دمای تمام نقاط داخل حمام می توان از لوله های باد، هم زن و حركات نوسانی استفاده نمود. اما عمومی ترین روش استفاده از لوله های باد است كه نازل های آن با دهانه ای به قطر حدود 3 میلیمتر و به فواصل 100 تا 150 میلمتر نسبت به یكدیگر در ته تانك آندایزینگ نصب می شوند. هوای فشرده و تنظیم شده با استفاده از لوله یافته و از دهانه آنها خارج می شود.

استاندارد خاصی جهت مشخص نمودن میزان فشار هوای خارج شده از نازلها وجود ندارد و هر واحد تاسیسات آندایزینگ می بایست بر اساس شرایط كاری و با استفاده از روش سعی و خطا نسبت به یافتن حالت بهینه اقدام نماید به گونه ای كه كمترین تغییر ممكن در شدت جریان قابل اعمال در پروسه آندایزینگ ایجاد شود.
نتایج آزمایش صورت گرفته در حرارت 21 درجه سانتیگراد و ولتاژ 18 ولت نشان می دهد كه متناسب با شدت تلاطم ایجاد شده توسط فشار هوا در محلول الكترولیت دانسیته جریان مورد نیاز جهت انجام عملیات آندایزینگ كاهش می یابد.

نتایج فوق مبین این واقعیت است كه تلاطم و به هم خوردن محلول در جریان عملیات آندایزینگ نقش به سزائی دارد. جریان هوای دمیده شده به نازل های ته تانك آندایزینگ می بایست تا حدی افزایش یابد كه شدت جریان ثابت مانده و هیچگونه كاهشی در آن مشاهده نشود. از سوی دیگر تلاطم و به هم خوردن محلول الكترولیت بر میزان ولتاژ ، ضخامت لایه اكسیدی و انحلال مجدد لایه مزبور در داخل حمام آندایزینگ در حین عملیات موثر می باشد.

این رفتار نشان می دهد كه از آزمایشات مختلف استنتاج گردیده است دانسیته جریان در طول مدت انجام این آزمایش ثابت و برابر 5/1 آمپر بر دسیمتر مربع در نظر گرفته شده است.

به نظر می رسد كه نوعی تمایل ذاتی و درونی در محلول الكترولیت وجود دارد كه در طول عملیات آندایزینگ ، درجه حرارت آن افزایش می یابد. این امر ناشی از عبور جریان الكتریسیته و همچنین گرمای ایجاد شده به میزان تقریبی 400 كیلو كالری به ازای هر گرم از لایه اكسیدی تشكیل شده بر سطح فلز می باشد.

دمای مزبور بر روی ضخامت ، سختی و نرمی لایه اكسیدی و همچنین ایجاد حفره های ریز روی آن تاثیر می گذارد. به همین جهت منطقی است كه دمای حمام آندایزینگ ثابت نگهداشته شود. یكی از روش های مورد استفاده در این رابطه گردش آب خنك سیر كوله شده در جداره تانك می باشد كه دمای آن با استفاده از ترمومتر كنترل می شود . برخی از كارخانجات محلول الكترولیت را پمپاژ نموده و بعد از خنك كردن توسط مبدل حرارتی خارجی ، آن را به تانك باز می گردانند در این حالت فرمان پمپاژ می تواند با استفاده از یك ترموستات عملی گردد.

كنترل شدت جریان :
جهت آندایزینگ آلومینیوم در حمام اسید سولفوریك به جریان مستقیمی معادل 12 تا 24 ولت نیاز می باشد كه میزان دقیق آن به نوع آلیاژ و ضخامت مورد نظر لایه اكسیدی بستگی دارد. در برخی از موارد با در نظر گرفتن جنس آلومینیوم و نوع آندایزینگ (سخت یا رنگی) به ولتاژی معادل 20 تا 24 ولت و برای آلیاژهای سخت به 75 تا 120 ولت نیاز می باشد.

به دلیل اهمیتی كه شدت جریان عملیات بر كیفیت لایه اكسیدی ایجاد شده دارد می بایست به صورت دستی یا مكانیزه نسبت به كنترل و تثبیت شدت جریان اقدام نمود. سیستمهای مختلفی در این رابطه وجود دارند كه بر اساس مكانیزم ثبوت ولتاژ و یا ثبوت جریان عمل نموده و كنترل جریان و ثبوت آن را محقق می سازند.

قلابها :
تمامی قطعات جهت آندایز شدن می بایست به طریقی به میله جریان مثبت (آند) وصل شوند. بنابراین قلابها نقش موثری را در این رابطه عهده دار می باشند. انتخاب و ساخت قلاب مناسبی كه بتواند از سویی قطعه كار را محكم نگهداشته و اتصال این خود و تسمه حامل جریان را به نحو مطلوب و محكمی برقرار نماید و از سوی دیگر جریان و ولتاژ مورد نیاز را از خود عبور دهد. بیشتر به یك هنر می ماند كه از تجربه زیاد و مدنظر قرار دادن مبانی علمی ناشی می گردد.

آلومینیوم و آلیاژهای آن در ساخت قلابها و بست ها معمولا” بیشترین كاربرد را دارند (هر چند كه فلز تیتانیوم نیز اخیرا” در این زمینه مطرح گردیده است) دلیل آن نیز شاید قابلیت انعطاف قلابهای آلومینیومی باشد كه با انجام تغییراتی بر روی هر قلاب می توان آنها را جهت اتصال قطعات با ابعاد متفاوت مورد استفاده قرار داد.

برای قطعات كوچك می توان قلابها را به صورت چنگه هایی درست كرد و بر روی هر كدام از آنها چندین قطعه را آویزان نمود در صورتی كه نتوان قطعات را به علت كوچكی بیش از حد روی قلابها آویزان كرد استفاده از گردونه مخصوص الزامی است. در هر صورت موارد زیر در انتخاب و ساخت قلابها و همچنین كاربری آن می باید مدنظر قرار گیرد.
الف – تركیب آلیاژهای آلومینیوم مورد استفاده جهت ساخت قلابها نباید دارای بیش از 5% مس و 7% سیلیسیوم باشد.
ب – ابعاد قلابها باید طوری انتخاب گردد كه بطور كامل بتواند جریان مناسب را به هر كدام از قطعات برساند.
ج – جنس قلابها باید به گونه ای باشد كه در مقابل فشار مكانیكی ، خوردگی و گرما مقاومت كافی را دارا باشد.

د – قلابهای چنگه ای كه چندین قطعه بر روی آن نصب می شوند می بایست طوری طراحی گردند كه هر كدام از قطعات به نحو مستحكمی بر روی آن قرار گرفته و به مقدار كافی مایع الكترولیت و جریان هوا در بین فواصل قطعات جریان داشته باشد و نیز بتواند جریان برق را به طور مساوی به همه قطعات برساند.
ه – اگر از آلومینیوم و آلیاژهای آن در ساخت قلابها استفاده شود معمولا” همراه با قطعات متصل به آن آندایز شده و قشری از اكسید بر روی آن می نشیند.

این اكسید عایق الكتریكی بوده و جریان را از خود عبور نمی دهد. بنابراین جهت هدایت بهتر جریان الكتریسیته می بایست لایه اكسیدی فوق را (به خصوص در بخشهایی از محل اتصال به تسمه حامل جریان یا به قطعه كار است) از بین برد بدین منظور كافی است كه قلاب های اكسید شده را در یكی از تركیبات زیر غوطه ور نمود.
سود سوز آور 5% وزنی
ب بقیه حجم تانك
درجه حرارت 38 – 65 درجه سانتیگراد
1- ی :
اسید سولفوریك 37 گرم در لیتر
اسید فسفریك 37 گرم در لیتر
آب بقیه حجم تانك
درجه حرارت 88 – 176 درجه سانتیگراد

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملك

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملك دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملك  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملك،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملك :

نمای جنوبی حیاط جنوبی
از نقاط شك برانگیز از نظر الحاقات و دوره بندی تاریخی ، نمای جبهه جنوبی حیاط جنوبی منزل نصیر الملك می باشد . همان طور كه در عكس مشاهده می شود ، این نما شباهتی با نمای جبهه شمالی حیاط كه از آثار ، ارزش دوره قاجار می باشد ندارد . نیز آجر چینی نعل درگاهها نیز كه به صورت رایج دوران پهلوی است ما را به احلاق بودن این نماد راهنمایی می كند . لذا با بررسی نزدیكتر نما و گمانه زنی در قسمت های مختلف جبهه جنوبی نتاج زیر به دست آمد :
اول اینكه آجرهای به كاررفته در نما از نظر ضخامت به دو صورت مشاهده می شوند : جرزهای تقسیم كننده اصلی نما كه از

آجر قاجار با ضخامت 5 سانتیمتر
شده ا ند و قسمتـــهای نعل درگاه
آجری پهلوی و جـرزهای تقسیــم
كننده دو دری ها كــــه از آجر با
ضخامــت 4 سانتیـــمتر ساختــه
شـده انــــد و با به كار بــــردن
ملات بیشترین آجرها وسپس بند
كشــی ظریـف نمـای این آجـرها
نیز به شكل نمای آجرهای پهن تر
قاجــاری به چشــم مــی آیـــد .

از طرفی همان طور كه در نما مشاهده می شود ، نعل درگاههای اصلی اولیه از چوب با نمای آجر بوده اند كه در این صورت نمای نعل در گاه فعلی هیچ معنایی از نظر سازه ای ندارد و به صورت نمایی بدون قفل و بست با نمای جرزهای اصلی می باشد كه تركهایی نیز در محل رسیدن این نعل در گاه با جرزهای دیوار دیده می شود .

همچنین گمانههایی از داخل فضا در قسمت ورودی اتاق دودری (گمانه شماره 1 و2 ) حاشیه ها و قاب بندی های ظریف نقاشی شده نما نیز نشان می دهد كه قسمتی از آنها پشت جزر دودری وضع موجود پنهان و قطع نشده اند و گمانه كف دركهای ورودی نیز نشان می دهد كه جزر دودری ، روی نعل درگاه دریچه زیرزمین است وهیچ پی خاصی ندارد . یعنی جزری الحاقی است .

همه این نشانه ها ما را به این نتیجه می رساند كه نمای دودری و سه دری موجود ، الحاقی و مربوط به دوران پهلوی است . از این رو با توجه به شواهد موجود و با قرینه سازی ، نمایی با ارسی های طراحی شده قاجاری مطابق نشه های احیا پیشنهاد می شود و به دنبال آن نقشه های نمای كه بهمراه جزئیات طراحی و جاسازی آنها آورده شده است .(استیل پیشنهادی دركها)

گوشه جنوب غربی منزل نصیر الملك
این قسمت از ساختمان كه تخریب شده بود در زمان مرمت قبلی بنا به صورت كاملاً ساده و بدون حفظ الگوهای فضایی بنا و بدون توجه به ارتفاع داخلی فضا ، ساخته شده است .
خصوصاً كه زیرزمین این قسمت نیز مرمت و بازسازی مجددا شده ولذا هیچ گونه شاهدی از قسمت پی دیوارها كه ما را به پیلان اصلی رهنمون كند باقی نمانده است .
لذا با حضور باستانشاس گمانه زنی هایی در قسمت های مهم و حساس باقیمانده انجام گرفت و نتایج حاصل همراه با تحلیلهای فضا سازی متقارن در این جبهه ، ما را به الگوی اولیه این قسمت راهنمایی كرد كه در اینجا عین گزارش باستانشناسی بهمراه تصاویر و نقشه ها آمده است .

گزارش باستان شناسی
گمانه زنی در جهت تعیین وضعیت ضلع جنوبی منزل نصیر الملك (مهرزاد)
ضلع جنوبی منزل نصیر الملك بعد از ساخت دچار تحولات زیاد شده است منجمله تغییر در نمای این ضلع در دوره پهلوی اول و پاره ای تغییرات در دوره های بعد ، این ضلع دارای یك قناسی در پلان بوده كه در جهت ایجاد هماهنگی منزل ، مسجد نصیر الملك و گذر بین دو بنا بوجود آمده است . گوشه جنوبغربی شامل دو فضا می باشد كه در گذشته تخریب شده و توسط میراث فرهنگی وقت نوسازی گردیده است . در نوسازی به امر هماهنگی دیوار خارجی بنا با گذر و مسجد و حفظ ارتفاع توجه شده است ولی جزئیات و تقسیمات داخلی احتمالاً بدلیل نبود شواهد عینی لحاظ نگردیده است . این بازسازی كه به تعویض پوشش زیر زمین در گوشه جنوبغربی بنا نیز انجامیده است ، از نظر بدست دادن مدارك با استفاده از گمانه زنی غیر قابل استفاده گردیده است.

به همین دلیل در جهت بدست آوردن مدارك و مقایسه وضعیت فاضها و الگوهای رعایت شده در ساخت فضاها در سایر نقاط گمانه زنی انجام گردید. زیرزمین بنا از نظر پلان هماهنگ با كوچه است و در جهت رفع قناسی تلاش نگردیده است . در طبقه فوقانی در ابتدا دیوار خارجی بنا به موازات دیوار مسجد كشیده شده است و سپس تقسیمات داخلی بنا بدون وجود قفل و بست دیوار خارجی وارد شده است . از داخل بنا ، اتاقها برای رفع قناسی راست گوشه ساخته شده ولی در پستوهای انتهای راهرو ها چنین امری رعایت نگردیده است . جهت بررسی وضع جرزها گمانه ای در دیوار جنوبی یكی از اتاقها زده شد (گمانه شماره 3 ) در گمانه مذكور مشخص گردید كه دیوار اتاقها با یك تیغه تارك حدوداً 15 سانتی متری راست گوشه گردیده و فضای بین دیوار خارجی و دیوار اتاق توخالی می باشد . و بدین وسیله از اتاقها رفع قناسی گردیده است .

جهت تعیین وضعیت دو فاضی گوشه جنوبغربی ، تنها نقطه مناسب ، پیش آمدگی بین دو تاقچه سمت راست و ورودی تشخیص داده شد . این گمانه فرضیه ارائه شده را در خصوص وجود پستو در فضای كوچكتر به اثبات می رساند (گمانه شماره 4 ) ساختار فضایی موجود محل فعلی درگاه ارتباطی بین دو فضای را زیر سئوال می برد ، به نظر می رسد ارتباط بین فضا از محلی در روبروی درب موجود در دیوار قدیمی فضای كوچكتر انجام می شده است . وضعیت فضای بزرگ انتهایی هم مانند سایر اتاقها بصورت یك دیوار راست گوشه بوده است كه فضای قناسی ر ا اصلاح می نموده است . با در نظر گرفتن بزرگی ابعاد فضا تعداد تاقچه های احتمالاً در ضلع بزرگ پنج و در ضلع كوچك سه عدد بوده است . ( نقشه شماره 2) (پلان احیا شده ضلع جنوبی)

پوشش سقف در قسمت جنوبی منزل نصیر الملك
گمانه 5 : پوشش سقف بدر سقمت شرقی حیاط جنوبی ، از داخل به صورت گچ ، یا نمای آجری و یا تیرهای چوبی سخت می باشد و در قسمت جنوبی از داخل به صورت توفال كوبی ساده بدون طرح و نقش و تزئینات می باشد كه سازه اصلی سقف را تیرهای چوبی تشكیل می دهند و این تیرها در قسمت سقف اتاق سه دری وسط ضلع جنوبی دچار آسیب دیدگی شدید و شكستگی شده اند . روی چوبها را دو لایه حصیر می پوشاند كه پس از آن حدود 16 شفته آهك قرار دارد و پوشش روی شفته طی سالیان متمادی به صورت
خاك درستی درآمده است كه در اثر تعمیرات سالانه و اضافه كردن كاهنگل طی سالهای قبل در بعضی جاها (بام سه دری وسط ضلع جنوبی) این ضخامت به حدود 80-70 تجاوز

می كند و لایه آخر نیز كاهگل بوده است كه اكنون خاصیت چسبندگی خود را از دست داده است .
گمانه 6 : پوشش سقف در قسمت غربی حیاط كه قبلاً مرمت شده است . نمای داخلی سقف در اتاق 5 دری وسط به صورت چابهای كنده كاری شده با تزئینات نقاشی است و در فضاهای راهروهای دو طوف به شكل نمای گچی ساده می باشد كه همان سازه تری چوبی در اینجا نیز تكرار می شده كه روی آن نیز حصیر قرار دارد . در زمان سرعت قبلی بنا ، با حفظ ارتفاع اصلی سقف ازداخل و نیز حفظ خط آسمان نمای حیاط جنوبی ، با این سقف تیر چوبی به عنوان سقف كاذب برخوردار شده است و بام اصلی ، با فاصله ، به صورت تیر آهن و طاق ضربی اجرا شده است ، با لایه هایی كه در دتیل گمانه 6 دیده می شود و پوشش انتهایی كار نیز به صورت آجر فرش مربعی است ، كه با بررسی بیشتر مشخص شد كه سقف مذكور از نظر ایستایی مشكلی نداشته و ایراد آن در عدم استفادهب از عایق مناسب رطوبتی می باشد ، یعنی آسفالت به تنهایی و بدون قیر وگونی به كار رفته است .

 

پوشش سقف جنوبی غربی بنا : از آنجا كه این گوشه از ساختمان در زمان مرمت بنا به صورت ساده و بدون در نظر گرفتن پلان تاریخی و ارتفاع اصلی سقف و تنها به حفظ خط آسمان ، ساخته و بسته شده است ، سقف آن نیز به صورت طاق ضربی و وپوشش انتهایی آسفالت می باشد ، كه ارتفاع آن از بقیه قسمت های بام كمی بالاتر است .

پوشش بام در قسمت جنوبی منزل

طرح مرمت سقف جنوبی
با توجه به عایق نامناسب سقف در قسمت شرق و جنوب و حجم عظیم و سنگین خاك دستی موجود روی تیرها ، وبا مشاوره مهندس سازه ، مقرر شد سقف این قسمت ها كلاً برداشته شود و سقف تیر آهن و طاق ضربی اجرا شود به طور یكه مطابق دتییل نمای توفان كوبی از داخل نیز به صورت كاذب اجرا شده و ارتفاعت سقف داخلی اصلی حفظ شود . همین طور ارتفاع با هم تمام شده نیز مطابق محاسبات ، با حفظ خط نمای اصلی حیاط خواهد بود .
نوع و ابعاد تیرآهنهای به كارفته و تعداد و فواصل آنها و جانمایی ، بالشتكهای لازم در زیر آنها در نقشه تیریزی آمده است و جزئیات اجرایی تیرآهنها و نحوه قرارگیری آنها روی بالشتكها و نحوه درخت و دوزتیرها با یكدیگر نیز مطابق جداول ودیتلیهای می باشد .
دربام قسمت غربی حیاط نیز ، تنها پوشش انتهایی پیاده می شود تا عایق رطوبتی مناسب اجرا شود ودوباره كف فرش به صورت هماهنگ دربام سه جبهه شرق ، جنوب و غرب حیاط جنوبی بنا اجرا خواهد شد .

پی قسمت میانی
با بررسی زیرزمین منزل نصیر الملك مشخص شد كه ملات روی دیوارهای انتهایی راهروهای شرقی و غربی زیرزمینی مرطوب می باشند . بررسی های بیشتر در مورد این آثار نفوذ رطوبت روی محوطه اطراف بنا ، نتایج زیر را بدست داد “

ضلع شرقی قسمت یمانی منزل نصیر الملك مجاور خانه همسایه است كه فضاهای آبریز آنها ، مانند آشپزخانه و حمام در مجاورت ضلع شرقی نصیر الملك می باشد و آبهای این قسمت را در تعمیراتی كه حدود 10 سال قبل انجام داده اند به سمت حیاط (با حدود 10 متر فاصله با منزل نصیر الملك ) به یك چاه 7 متری منتقل كرده اند كه اكنون حدود 3 متر از آن پر شده است . لوله كشی ها نیز به صورت روكار عوض شده اند . اما نكته اصلی عدم وجود عایق مناسب در كف حمام و آشپزخانه می باشد . خصوصاً كه بیشترین ضایعات رطوبتی دیوار زیرمین نیز در امتداد حمام منزل همسایه می باشد كه آثار نفوذ رطوبت كاملاً روی دیوارهای زیرزمین مشهود است و جزیره ای بودن لكه های وسط دیوار و خشكتر بودن و شوره زدن پائین آنها و خیسی ملات روی دیوار در حال حاضر نیز همگی حاكی از نفوذ رطوبت جانبی از منزل همسایه می باشند . در حالیكه گمانه های دیگر جرزهای زیرزمین، نشان داد كه آنها خشك بوده و نفوذ هر گونه رطوبت صعودی از زیرزمین رد شد .

در دیواره شرقی زیرزمین نیز نفوذ رطوبت از بالا كه مجاور كف كوچه بوده و عایق مناسب ندارد ، می باشد و خشكی و شوره بستن قسمتهای پائین این لكه ها از نفوذ رطوبتا نزولی از كف كوچه و فصلی بودن آن نشان داد . از طرفی گمانههای مختلفی كه در قسمتهای مختلف پی زیر زمین انجام شده نشان می دهد كه پی بنا از سنگ لاشه با ملات گچ نیم پزونیم كوب است كه هنوز هم كاملاً سالم است (گمانه شماره 7 ) تركهای مختلفی هم كه در زیرزمین در محل تلاقی سقف بادیوارها بوجود آمده است (با توجه به لبه ها و رنگ مصالح داخل و خارج ترك و .. ) و همچنین شاهدهای ظریفی كه به مدت 4 ماه روی تركهای مختلف قرار گرفتند و تغییری نكردند نشان میدهد كه اگر هم زمانی نشست در این پی مستحكم صورت گرفته (كه احتمالاص هم به دلیل سستی خاك زیر پی و یا نفوذ رطوبتهای جانبی و نزولی و .. بود ه ) اكنون دیگر این نشستها فعال نیستند.
از طرفی درگمانه های پی مشخص شد كه لایه ای از سنگ و پوكه آجر و خاك دستی

و .. به ضخامت 30 و بدون هیچ مــلاتی
بین كــولـی سنگی دیوار و پی مخروطی
شكل آن قرار گرفتــه (گمانه شماره 7)
كه با توجه بـه وجود آن در پــی غــرب
و شرق و تایـید اعضاء كمیته فنی مبـنی
بر وجود چــنین لایه ای در پــی بناهای
دیگری از دوران قاجار شیراز، مشـخص
شد كه احتمالاً منظور از آن,جلوگیری از
صعود رطوبت از كف به بالا بوده اسـت .
(مانند كاربری ، كادام در كفــسازی های

امروزی ) . كه با نظر مشاور سازه قرار شد این قسمت تخلیه شود و شناژی بتنی به جای آن قرار گیرد (اتیل ) چرا كه با گذشت زمان و خاك شدن قسمتی از این آجرها ، این خاك با نفوذ رطوبت به صورت گل درآمده و علاوه بر اینكه منظور اصلی از قرار دادن این لایه از بین رفته و تامین نمی شود ، بلكه به عنوئان یك لایه ضعیف و سست در برابر فشار و صعود رطوبت بین كرسی و پی سنگی عمل می نماید.
نقشه ها و دتیلهای آورده شده به صورت واضح تری روش و مراحل اجراء و مرمت را بیان می نمایند .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نقشه كشی ساختمان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نقشه كشی ساختمان دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نقشه كشی ساختمان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله نقشه كشی ساختمان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله نقشه كشی ساختمان :

1- خلاصه درسها
2- تستهای كنكورهای سراسری و آزاد از سال 75 تا 82
3- تستهای تكمیلی

1- زبان نوشتار زبان نقشه ها و اطلاعات ساختمانی
تصاویر دو بعدی 2- زبان ترسیم
تصاویر سه بعدی
– زبان نوشتار: اما زبان نوشتار بخش اساسی و مهم سیستم انتقال اطلاعات در نقشه های را بر عهده دارد. زیرا اتر سیمات اجرایی، بدون یادداشت های فنی، و اندازه نویسی، عنوان مشخصات مصالح و علائم اختصاری واقعا بی معنی می شوند.
– زبان ترسیم: ترسیم وسیلهای اساسی برای انتقال اطلاعات ساختمانی است و گاه یك تصویر اندازه صدها كلمه كارایی دارد.
– تصاویر سه بعدی : تصاویر سه بعدی یا به صورت مركزی و پرسپكتیو هستند و یا به صورت تصاویر موازی می باشند. این تصاویر مانند عكس ، در یك تصویر، چند وجه جسم یا ساختمان را به نمایش می گذارند.
– تصاویر دو بعدی (ارتوگرافیك) :‌تصاویر دو بعدی از قبیل ، پلانها و مقاطع یك بدنه های ساختمان را به طور دقیق و در تصاویر جدا از هم معرفی می كنند.

اسكیس:‌طرح اولیه و سریع را اسكیس گویند.

مراحل طراحی نقشه های ساختمانی
1- انجام مطالعات اولیه، برنامه ریزی فیزیكی و تعیین اهداف پروژه:
اهداف كمی و كیفی هر پروژه بستگی به خواست و نیازهای استفاده كننده و امكانات و محدودیتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فنی موجود است.
2- بررسی عوامل محیطی و جغرافیایی:
عوامل محیطی نقش تعیین كننده ای در شكل گیری ساختمان دارند. ساختمانهای هر منطقه با توجه به شرایط محیطی وضع زمین و نوع آب و هوای آن طراحی می شوند.
3- شناسایی كامل اجزای عملكردی ساختمان:
برای طراحی مناسب هر قسمت از ساختمان مهندس معمار باید كاملا با فعالیت های كه در آن قسمت انجام می گیرد آشنا باشد. مساحت فضاها و نوع لوازم و تجهیزات مورد استفاده را مشخص كند. نورگیری، تهویه و ارتباط متقابل فضاها را بررسی نماید و هر فضا را متناسب با نحوه استفاده ای كه دارد طراحی و تسهیلات لازم را پیش بینی نماید.
“ورودی ساختمان” نحوه دسترسی و ورود به بنا بخش مهمی از طرح آن را تشكیل می دهد.

ورودی واحدهای ساختمان مسكونی مانند شكل زیر ضمن دسترسی مناسب به خانه باید بخوبی حریم داخلی خانه را از فضاهای عمومی جدا كند و امكانات مربوط به ورود، تعویض لباس، درآوردن كفش، امكان استقبال و مشایعت مهمان را تأمین كند زیبا و راحت باشد. و فاقد فضاها بلااستفاده باشد و در شرایط اقلیمی نامناسب باید مانع نفوذ سرما، گرما و گرد و خاك شود. ورودی باید دسترسی راحتی به نشیمن، پذیرایی ، پله های طبقات و آشپزخانه داشته باشد.

“اتاق نشیمن” اتاق نشیمن محل زندگی خانواده و مهمترین قسمت خانه است فضای نشیمن اغلب مستقل از فضای پذیرایی طراحی می شود و حالتی خصوصی دارد. فضای نشیمن باید آفتابگیر باشد و ارتباط راحتی با بالكن و حیاط داشته باشد فضای نشیمن باید به نحوی طراحی شود كه فعالیت های مختلفی مانند نشیمن، صحبت كردن، تماشای تلویزیون، بازی بچه ها و مطالعه و ; را عملی سازد.
نكته : اندازه فضای نشیمن با توجه به نوع فعالیتها و ابعاد مبلمان و لوازم مورد استفاده مشخص می شود مساحت آن معمولا 15 تا 30 متر مربع است.
“غذاخوری” فضای غذاخوری باید با آشپزخانه، پذیرایی و نشیمن خانوادگی ارتباط نزدیكی داشته باشد مهمان و خانواده را جداگانه طراحی كرد.
“آشپزخانه ” فضای آشپزخانه باید با ورودی اصلی، سرویس، غذاخوری، فضای نشیمن و پذیرایی ارتباط راحتی داشته باشد و در عین حال نسبت به اتاقهای خواب دور نباشد.
تذكر: مثلث كار به نحو مناسبی سینك ظرفشویی، اجاق یخچال را به هم وصل می كند. فضای آشپزخانه نیاز به نور طبیعی، دید و منظره و تهویه مناسب دارد. دسترسی آشپزخانه به تراس و حیاط امكانات مناسبی را در اختیار خانواده قرار می دهد.
نكته : مساحت آشپزخانه معمولاً از 11 تا 17 متر مربع می كند.
نكته: رنگ آشپزخانه معمولا روشن است، و جنس كف و دیوارهای آن باید قابل شستشو و نظافت باشند.
“اتاق های خواب” كه هم برای استراحت افراد خانواده و هم به عنوان یك فضای خصوصی برای فعالیت های شخصی افراد مانند، مطالعه كردن،‌انجام كارهای هنری و خیاطی، بازی بچه ها ، جمع آوری وسایل مخصوص كودكان و ; مورد استفاده قرار می گیرد.
تذكر:‌بخش خواب باید در قسمت ساكن خانه طراحی شود و به حمام و سرویس دسترسی داشته باشد اتاقهای خواب بهتر است به تراس و حیاط دسترسی داشته و آفتابگیر باشند و از دید و منظره خوبی برخوردار باشند.

“پاركینگ” از جمله فضاهای واحدمسكونی است كه می توان جدای از فضای اصلی ساختمان ساخته شود. پاركینگ باید نزدیك به خیابان طراحی شود. و دسترسی از آن به داخل آن آسان باشد.

4- تجزیه و تحلیل زمین (آنالیز سایت) و مكان یابی ساختمان:
در تحلیل زمین پروژه عوامل مختلفی از قبیل، اندازه و شكل زمین، شیب، عوارض موجود، جنس و مقاومت خاك، امكانات دسترسی و همسایه های مجاور، مناظر مناسب برای دیدهای مزاحم و غیره مورد مطالعه واقع شوند. تا تصمیمات لازم جهت قرارگیری ساختمان، راههای دسترسی، جهت گیربنا و نحوه توصیع فضاهای باز و بسته و ; گرفته شود.

 

5- بررسی مصالح و انتخاب سیستم ساختمانی مناسب:
سیستمهای ساختمانی متفاوتی را در قسمتهای مختلف كشورمان شاهد هستیم كه اهم آنها به این شرح می باشد” 1) ساختمانهای چوبی در مناطق معتدل و مرطوب شمال 2) ساختمانهای آجری و خشتی با پوشش طاقی در مناطق كویری 3) ساختمانهای خشتی، آجری و سنگی، با سقف تیر پوش در غرب كشورمان مناطق كوهستانی 4) ساختمانهای چادری در مناطق عشایر نشین 5) ساختمانهای اسكلت فلزی و بتنی با دیوارهای سبك در مناطق شهری.
– طراحی و ترسیم نقشه های مرحله اول (فاز یك )

اصولا نقشه های فاز یك فقط برای نمایش چگونگی ساختمان ، نحوه تنظیم فضاها و تناسب آنها مورد استفاده قرار می گیرد و از طریق این ترسیمات كارایی و كیفیت طرح به طور دقیق ارزیابی می شود.

– نقشه های اجرایی ساختمان (فاز دو)
نقشه های اجرایی پروژه شامل مجموعه نقشه ها و اطلاعات مورد نیاز برنامه ریزیان و مجریان پروژه می باشد این نقشه ها براساس نقشه های فاز یك، كه به تصویب كارفرما رسیده است تهیه می شوند.

نكته: نقشه های اجرایی ساختمان معمولا با مقیاس 50/1 ،‌20/1 ،‌10/1 ،‌5/1، 2/1 ،‌1/1 و به طور دقیق ترسیم می شوند، و شامل اطلاعات هماهنگ شده در مورد شكل و ابعاد ساختمان، نوع جزییات مصالح و لوازم مصرفی می باشند.

نكته 2: نقشه های اجرایی ساختمان معمولا شامل چهار بخش است:
1) نقشه های معماری كه زیر نظر مهندس معمار تهیه می شود.
2) نقشه های سازه كه توسط مهندسان عمران تهیه می شوند.
3) نقشه های تأسیسات الكتریكی و مكانیكی ساختمان كه زیر نظر مهندس برق و مهندس مكانیك تهیه می شوند.
4) مدارك ضمیمه شامل دفترچه مشخصات فنی پروژه، فهرست مقادیر (متره) برآورد پروژه ، و مدارك پیمان ایجاد هماهنگی بین نقشه های سازه، تأسیسات معماری، از وسایل بسیار مهم در روند تهیه نقشه های ساختمانی است.

تذكر 1- نقشه های معماری بانماد “A” مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذكر 2 – نقشه های سازه با نماد “S” مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذكر 3- نقشه های تأسیسات مكانیكی با نماد “M” مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذكر 4 – نقشه های تاسیسات مكانیكی با نماد “E” مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.

– تعریف پلان
یك برش افقی فرضی از ساختمان است كه از ارتفاع تقریبا 120 سانتی متری كف تقریبا معادل 3/1 ارتفاع طبقه انجام می گیرد تا طرح و جزئیات داخل ساختمان را نشان دهد.

1) علائم و ترسیم دیوارها:
نوع و ضخامت دیوارهای ساختمان بستگی زیادی به نوع سازه بنا، مصالح در دسترس و شرایط محیطی ساختمان دارد.
نكته 1- دیوارها از نظر تحمل نیرو و یا باربرند و یا غیر باربر كه غیر از وزن خود نیروی دیگری به آنها وارد نمی شود.
نكته 2- دیوارها از نظر تقسیم فضا دو نوع هستند:‌دیوارهای داخلی كه فضاهای داخل یك ساختمان را هم جدا می كنند و دیوارهای خارجی كه فضای داخل ساختمان را از فضای بیرون جدا می كنند.

نكته 3 – دیوارهای خارجی معمولا ضخیمتر از دیوارهای داخلی هستند و ضمن تأمین امنیت خانه حفاظ مناسب در مقابل نفوذ سرما گرما و صداهای مزاحم می باشند. دیوارهای خارجی باید دارای نمای زیبا و دوام كم در مقابل عوامل خارجی باشند.
تذكر : برای ترسیم دیوارها با توجه به مقیاس نقشه از خطوط mm 4/0 تا mm 6/0 استفاده می شود. در پلانها جزئیات امكان استفاده از خط 8/0 نیز وجود دارد.

2) نرده ها ، دست اندازها و دیوارهای كوتاه:
دست اندازها به عنوان محافظ و یا جداكننده فضا در جایی كه یك محیط باز مورد نیاز باشند استفاده می شوند، و علاوه بر جنبه كاركردی، طرح آنها در زیبایی نما و معماری ساختمان تأثیر بسزایی دارد.
نكته 1- حداقل ارتفاع نرده های محافظ 90 و فاصله میله های میانی آن حداكثر 15 سانتی متر می باشد.
نكته 2- دست اندازها و دیوارهای كوتاه با خطوط نازك بر حسب مقیاس نقشه (mm 2/0، 3/0 ،‌ 4/0) ترسیم می شوند.

3) درها و پنجره ها
درها و پنجره ها بعد از دیوار و سقف از جمله اجزای اصلی و ضروری تمام ساختمانها می باشند. در طرح و ترسیم نقشه های ساختمانها باید موقعیت، اندازه و شكل مناسب آنها با دقت در نظر گرفته شود. درهای خارجی و پنجره ها مانند دیوار و سقف سدی هستند در مقابل عوامل نامطلوب بیرونی.
ویژگی اساسی درها و پنجره ها
1- مقاومت و دوام در مقابل شرایط محیطی
2- پایداری شكل
3- حفظ حریم خصوصی و تأمین امنیت
4- عایق بندی حرارتی،‌صوتی و ممانعت از نفوذ سرما و گرما و صداهای مزاحم
5- ممانعت از ورود حشرات و جانوران موزی
6- آتشپاد (ضد آتش) بودن
“درها” (در) بازشوی در دیوار است كه كنترل ورود و خروج به ساختمانها و فضاهای داخلی را ممكن می سازد برای دسترسی می توان آن را باز كرد و جهت حفظ حریم و تأمین امنیت می توان آن را بست.

“انواع درها”
1) درهای ماشین رو 2) درهای بیرونی ساختمان 3) درهای داخلی 4) درهای سرویس 5) درهای ویژه (ضد آتش،‌گاوصندوق)
نكته 1- درهای استاندارد بیرونی و داخلی معمولا cm 90 عرض و cm 205 ارتفاع دارند كه گاه تا cm 240 نیز می رسند.
نكته 2- عرض درهای فرعی مانند دسترسی از پاركینگ به آشپزخانه ممكن است cm85 باشد.
تذكر: درها معمولا از فلز، چوب یا شیشه نشكن در انواع مختلف ساخته می شوند.

نكته 3 – درهای داخلی معمولا بدون آستانه هستند و باید به طرف داخل فضا و پشت به دیوار باز شوند و حدود 10 سانتی متر از دیوار پشت در فاصله دارند. در آشپزخانه معمولا به فاصله 60 سانتی متر از گوشه آشپزخانه نصب می شود تا از فضای پشت در برای استقرار كابینت استفاده می شود.
نكته 4- عرض درهای اتاق خواب، كار و غذاخوری حدود 85 تا cm 90 ، برای سرویسها cm 80-70 (دارای آستانه) و برای رختكن cm 70-60 می باشند.
“علاوه ترسیم انواع پنجره” پنجره نوعی باز شو در دیوار و یا بام است كه امكان ورود نور را از طریق شیشه های شفاف یا نیمه شفاف فراهم می سازد؛ تهویه فضاهای داخلی را تسهیل می كند و از طریق تأمین دید و منظره كیفیت فضاهای داخلی را بالا می برد. به طور تقریب حداكثر 20% مساحت فضا را سطح شیشه خور پنجره تشكیل می دهد.

تذكر: آستانه پنجره (قسمت پایینی چهارچوب) ممكن است هم باد چهارچوب باشد یا نسبت به آن برجسته ترسیم شود.
نكته 1- عرض پنجره ها معمولا از cm60-cm360 با گام 15 سانتی متر تغییر میكند ارتفاع پنجره ها معمولا از cm105-cm150 تغییر می كند. ارتفاع كف پنجره برای اتاق خواب از 70 تا 90 ، برای آشپزخانه از 90 تا 120 و برای فضاهای سرویس 160 به بالا تغییر می كند.

“تجهیزات و لوازم آشپزخانه”
1- انواع لوازم نگهداری مواد غذایی مانند یخچال، فریزر، كابینت ها و انبارها.
2- لوازم آماده سازی مواد غذایی مانند سینك شستشو ، میز كار، چرخ گوشت و ;
3- لوازم پخت و پز مانند اجاق گاز، فر، كباب پز و سطح كار
4- لوازم اتاق خدمات مانند ماشین لباسشویی،خشك كن ، سینی لباسشویی، میز اتو، قفسه نگهداری وسایل نظافت و لوازم سفره.
“سرویس های بهداشتی” حمام ، توالت و دستشویی جز تسهیلات ضروری مسكن و اكثر ساختمان ها می باشند. با توجه به هزینه زیاد و پیچیدگی این قسمت از ساختمان از نظر ایزولاسیون، لوله كشی ، تهویه و شیب بندی ، ترسیم این قسمت باید با دقت بیشتر صورت گیرد.
تذكر: هر خانه حداقل به یك دستشویی، یك دوش و یك توالت نیاز دارد.

4) كف
كف در مقایسه با دیوار و سقف نزدیكترین و قابل استفاده ترین فضاست و بیشترین تأثیر را در زیبایی و كارایی فضا دارد.
الف – كفسازی با مصالح سخت: از مصالحی مانند سنگ، بتن ، سرامیك ،‌موزاییك و ; برای كف سازی فضاهای مربوط و یا فضاهایی كه با كفش در آنها رفت و آمد می شود استفاده می شود.

ب – كفسازی نرمه : از مصالحی مانند چوب، انواع كفپوش های پلاستیك، موكت، قالی و ; برای فضاهای زندگی مانند اتاق های خواب ، فضاهای نشیمن و پذیرایی و ; استفاده می شود.

5) علامت شمال و جهت قبله
معمولا نقشه را به نحوی تنظیم می كنند كه جهت شمال پلان به طرف بالا باشد. جهت شمال را با علایم متعددی می توان نشان داد در هر صورت علامت شمال باید خوانا و زیبا باشد و شكل اندازه آن نیز باید با نقشه هماهنگ باشد. علامت شمال باید در جایی از نقشه قرار گیرد كه به راحتی قابل دیدن باشد. نشان دادن دقیق زاویه بین امتداد بدنه های زمین و یا ساختمان با امتداد شمال باید به دقت در پلانها مشخص شود.

– مشخص كردن مسیر و شیب رامپ (شیب راهه)
شیب راهه ، سطح شیب داری است كه برای ارتباط دادن فضای غیر هم سطح به كار می رود. ابعاد میزان شیب راهه ها به نحو استفاده آنها بستگی دارد.

– كفسازی و شیب بندی پاركینگ:
كف پاركینگ باید محكم، قابل نظافت و غیرصیقلی باشد و از زیرسازی محكمی برخوردار باشد كف پاركینگ در طبقه همكف معمولا بالاتر از محوطه ساخته می شود.

– پلان سقف كاذب:
سقف اكذب سقف سبكی است كه در زیر سقف اصلی ساخته می شود و از آن برای پوشاندن تیربارها و خرپاها، لوله ها و كانال ها و عناصر نازیبایی ساختمان و نیز به منظور تنظیم شكل و تناسب زیبایی فضاها استفاده می شود.

– نیواگذاری (تراز نویسی) :‌در نقشه های ساختمانی یك سطح اصلی و مشخص را در نزدیكی طبقه اول مانند نقطه پنج مارك،‌نقطه خاصی از كف حیاط یا جدول خیابان به عنوان سطح مبنا مشخص و تثبیت می شود آنگاه تراز سطوح دیگر را نسبت به آن نیواگذاری می كنند سطوح بالاتر با علامت+ و سطوح پایین تر از سطح مبنا را با علامت – نیواگذاری می كنند. معمولا تراز ارتفاعی سطح مبنا را نسبت به دریاهای آزاد درشت تر از سایر ترازها می نویسند و آنگاه آن را معادل 000 ـ+ قرار می دهند.

– مشخص كردن موقعیت ورودی:
فضاهای ورود به محوطه ساختمان را معمولا علاوه بر نوشته با استفاده از پیكان و نماد (ENT) مشخص می كند.
– قسمتی از كاغذ را كه باید برای ترسیم مورد استفاده قرار گیرد با ترسیم كادر مشخص می كنیم. وجود حاشیه برای خوانایی، سالم ماندن، آلبوم كردن و بایگانی نقشه ها ضروری است / اندازه متناسب با اندازه نقشه می تواند از یك تا سه سانتی متر تغییر كند. اندازه حاشیه نقشه های فارسی در سمت راست برگه و حاشیه نقشه های استاندارد و انگلیسی ،‌در سمت چپ برگه حدود یك سانتی متر اضافه می شود تا امكان آلبوم كردن و بایگانی كردن نقشه ها فراهم شود.
نكته 1- برای تیپ بندی درها از نماد D و برای پنجره ها از نماد W استفاده می شود، و پنجره های تیپ با یك شماره خاص تیپ بندی می شوند. در تیپ بندی درها و پنجره ها از نماد W برای چوب، M برای فلز و AL برای آلمینیوم استفاده می شود.

برای تیپ بندی درها و پنجره ای در پلان،‌دایره یا چند ضلعی به قطر حدود mm12 در جلو پلان آن ترسیم شده با یك خط افقی به دو قسمت تقسیم می شود. در بالای آن علامت اختصاری در و یا پنجره، جنس آن نوشته می شود و در زیر آن شماره تیپ آن را می نویسند.
نكته 2- موقعیت همه داكتها،‌روزنه ها ، گربه روها را با علایم مناسب در پلان مشخص نمایید.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی :

مزایا ومعایب ساختمانهای فلزی

حداث ساختمان بمنظور رفع احتیاج انسانها صورت گرفته و مهندسین ، معماران مسئولیت تهیه اشکال و اجراء مناسب بنا را برعهده دارند ، محور اصلی مسئولیت عبارت است از الف ) ایمنی ب ) زیبائی ج) اقتصاد.
با توجه به اینکه ساختمان های احداثی در کشور ما اکثرا” بصورت فلزی یا بتنی بوده و ساختمانهای بنایی غیر مسلح با محدودیت خاص طبق آئین نامه 2800 زلزله ایران ساخته میشود . آشنایی با مزایا و معایب ساختمانها می تواند درتصمیم گیری مالکین ، مهندسین نقش اساسی داشته باشد .

مزایا ی ساختمان فلزی :
1- مقاومت زیاد : مقاومت قطعات فلزی زیاد بوده و نسبت مقاومت به وزن از مصالح بتن بزرگتر است ، به این علت در دهانه های بزرگ سوله ها و ساختمان های مرتفع ، ساختمانهائی که برزمینهای سست قرارمیگیرند ، حائز اهمیت فراوان میباشد .
2- خواص یکنواخت : فلز در کارخانجات بزرگ تحت نظارت دقیق تهیه میشود ، یکنواخت بودن خواص آن میتوان اطمینان کرد و خواص ان بر خلاف بتن با عوامل خارجی تحت تاثیر قرار نمی گیرد ، اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان کوچک مؤثر است که خود صرفه جو یی در مصرف مصالح را باعث میشود .

3- دوام : دوام فولاد بسیار خوب است ، ساختمانهای فلزی که در نگهداری آنها دقت گردد . برای مدت طولانی قابل بهره برداری خواهند بود .
4- خواص ارتجاعی : خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریبی بسیار خوبی مصداق عملی دارد . فولاد تا تنشهای بزرگی از قانون هوک بخوبی پیروی مینماید . مثلآ ممان اینرسی یک مقطع فولادی را میتوان با اطمینان در محاسبه وارد نمود . حال اینکه در مورد مقطع بتنی ارقام مربوطه چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد

.
5- شکل پذیری : از خاصیت مثبت مصالح فلزی شکل پذیری ان است که قادرند تمرکز تنش را که در واقع علت شروع خرابی است ونیروی دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید ،در حالیکه مصالح بتن ترد و شکننده در مقابل این نیروها فوق العاده ضعیف اند. یکی از عواملی که در هنگام خرابی ،عضو خود خبر داده و ازخرابی ناگهانی وخطرات ان جلوگیری میکند.

6- پیوستگی مصالح : قطعات فلزی با توجه به مواد متشکه آن پیوسته و همگن می باشد و ولی در قطعات بتنی صدمات وارده در هر زلزله به پوشش بتنی روی سلاح میلگرد وارد میگردد ، ترکهائی که در پوشش بتن پدید می آید ، قابل کنترل نبوده و احتمالا” ساختمان در پس لرزه یا زلزله بعدی ضعف بیشتر داشته و تخریب شود .

7- مقاومت متعادل مصالح،مقاومت : مصالح فلزی در کشش و فشار یکسان ودر برش نیز خوب و نزدیک به کشش وفشار است .در تغییر وضع بارها، نیروی وارده فشاری ، کششی قابل تعویض بوده و همچنین مقاطعی که در بار گذاری عادی تنش برشی در انها کوچک است ، در بارهای پیش بینی شده ،تحت اثر پیچش و در نتیجه برش ناشی از ان قرار میگیرند . در ساختمانهای بتنی مسلح مقاومت بتن در فشار خوب ، ولی در کشش و یا برش کم است. پس در صورتی که مناطقی احتمالآتحت نیروی کششی قرار گرفته و مسلح نشده باشد تولید ترک و خرابی مینماید.

8- انفجار : در ساختمانهای بارهای وارده توسط اسکلت ساختمان تحمل شده ، از قطعات پرکننده مانند تیغه ها و دیواره ها استفاده نمی شود . نیروی تخریبی انفجار سطوح حائل را از اسکلت جدا می کند و انرژی مخرب آشکار میشود ، ولی ساختمان کلا” ویران نخواهد گردید . در ساختمانهایی بتن مسلح خرابی دیوارها باعث ویرانی ساختمان خواهد شد .

9- تقویت پذیری و امکان مقاوم سازی : اعضاء ضعیف ساختمان فلزی را در اثر محاسبات اشتباه ، تغییر مقررات و ضوابط ، اجراء و ;. میتوان با جوش یا پرچ یا پیچ کردن قطعات جدید ، تقویت نمود و یا قسمت یا دهانه هائی اضافه کرد .
10- شرائط آسان ساخت و نصب : تهیه قطعات فلزی در کارخانجات و نصب آن در موقعیت ، شرایط جوی متفاوت با تهمیدات لازم قابل اجراء است .
11- سرعت نصب : سرعت نصب قطعات فلزی نسبت به اجراء قطعات بتنی مدت زمان کمتری می طلبد .

12- پرت مصالح : با توجه به تهیه قطعات از کارخانجات ، پرت مصالح نسبت به تهیه و بکارگیری بتن کمتر است .
13- وزن کم : ‌میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245 تا 390 کیلوگرم بر مترمربع و یا بین 80 تا 128 کیلوگرم بر مترمکعب تخکین زد ، درحالی که در ساختمانهای بتن مسلح این ارقام به ترتیب بین 480 تا 780 کیلوگرم برمترمربع یا 160 تا 250 کیلوگرم برمترمکعب می باشد .
14- اشغال فضا :‌ در دو ساختمان مساوی از نظر ارتفاع و ابعاد ، ستون و تیرهای ساختمانهای فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمانهای بتنی میباشد ، سطح اشغال یا فضا مرده در ساختمانهای بتنی بیشتر ایجاد میشود .

15- ضریب نیروی لرزه ای : حرکت زمین در اثر زلزله موجب اعمال نیروهای درونی در اجزاء ساختمان میشود ، بعبارت دیگر ساختمان برروی زمینی که بصورت تصادفی و غیر همگن در حال ارتعاش است ، بایستی ایستایی داشته و ارتعاش زمین را تحمل کند . در قابهای بتن مسلح که وزن بیشتر دارد ، ضریب نیروی لرزه ای بیشتر از قابهای فلزی است .

تجربه نشان میدهد که خسارت وارده برساختمانهای کوتاه و صلب که در زمینهای محکم ساخته شده اند ، زیاد است . درحالیکه در ساختمانهای بلند و انعطاف پذیر ، آنهائی که در زمینهائی نرم ساخته شده اند ، صدمات بیشتری از زلزله دیده اند . بعبارت دیگر در زمینهای نرم که پریود ارتعاش زمین نسبتا” بزرگ است ، ساختمان های کوتاه نتایج بهتری داده اند و برعکس در زمینهای سفت با پریود کوچک ، ساختمان بلند احتمال خرابی کمتر دارند . عکس العمل ساختمانها در مقابل حرکت زلزله بستگی به مشخصات خود ساختمان از نظر صلبیت و یا انعطاف پذیری آن دارد و مهمترین مشخصه ساختمان در رفتار آن در مقابل زلزله ، پریود طبیعی ارتعاش ساختمان است .

معایب ساختمانهای فلزی :
1- ضعف در دمای زیاد : مقاومت ساختمان فلزی با افزایش دما نقصان می یابد . اگر دکای اسکلت فلزی از 500 تا 600 درجه سانتی گراد برسد ، تعادل ساختمان به خطر می افتد .
2- خوردگی و فساد فلز در مقابل عوامل خارجی : قطعات مصرفی در ساختمان فلزی در مقابل عوامل جوی خورده شده و از ابعاد آن کاسته میشود و مخارج نگهداری و محافظت زیاد است .
3- تمایل قطعات فشاری به کمانش : با توجه به اینکه قطعات فلزی زیاد و ابعاد مصرفی معمولا” کوچک است ، تمایل به کمانش در این قطعات یک نقطه ضعف بحساب می رسد .

4- جوش نامناسب : در ساختمانهای فلری اتصال قطعات به همدیگر با جوش ، پرچ ، پیچ صورت میگیرد . استفاده از پیچ و مهره وتهیه ، ساخت قطعات در کارخانجات اقتصادی ترین ، فنی ترین کار می باشد که در کشور ما برای ساختمانهای متداول چنین امکاناتی مهیا نیست . اتصال با جوش بعلت عدم مهارت جوشکاران ، استفاده از ماشین آلات قدیمی ، عدم کنترل دقیق توسط مهندسین ناظر ، گران بودن هزینه آزمایش جوش و ;; برزگترین ضعف میباشد . تجربه ثابت کرده است که سوله های ساخته شده در کارخانجات درصورت رعایت مشخصات فنی و استاندارد ، این عیب را نداشته و دارای مقاومت سازه ایی بهتر در برابر بارهای وارده و نیروی زلزله است .

منابع :
1- بتن و بتن فولادی ، دکتر شمس الدین مجابی
2- رفتار و طرح لرزه ای ساختمانهای بتن مسلح و فلزی ، عباس تسنیمی
3- طرح و محاسبات ایستائی – آرگ مگردیچیان
4- آئین نامه 2800 و بتن ایران

5- سازه های فلزی ، شاپور طاحونی
همه چیز در مورد تیرهای لانه زنبوری;..
به نقل از وبلاگ مهندسی ساختمان

تعریف تیرهای لانه زنبوری :
دلیل نامگذاری تیرهای لانه زنبوری ، شكل گیری این تیرها پس از عملیات ( بریدن و دوباره جوش دادن ) و تكمیل پروفیل است . اینگونه تیرها در طول خود دارای حفره های توخالی (در جان) هستند كه به لانه زنبور شبثه است ؛ به همین سبب به اینگونه تیرها لانه زنبوری می گویند.

هدف از ساخت تیرهای لانه زنبوری :

هدف این است كه تیر بتواند ممان خمشی بیشتری را با خیز (تغییر شكل ) نسلتا كم ، همچنین وزن كمتر در مقایسه با تیر نورد شده مشابه تحمل كند ؛ برای مثال ، با مراجعه به جدول تیرآهن ارتفاع پروفیل IPE-18 را كه 18 سانتیمتر ارتفاع دارد ، می توان تا 27 سانتیمتر افزایش داد.

محاسن و معایب تیر لانه زنبوری :
باتوجه به مثال گفته شده در بالا با تبدیل تیرآهن معمولی به تیرآهن لانه زنبوری ، اولا : مدول مقطع و ممان انرسی مقطع تیر افزایش می یابد . ثانیا : مقاومت خمشی تیر نیز افزوده می گردد . در نتیجه ف تیری حاصل می شود با ارتفاع بیشتر ، قویتر و هم وزن تیر اصلی .

ثالثا : با كم شدن وزن مصالح و سبك بودن تیر ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه تر خواهد بود. رابعا : از فضاهای ایجاد شده (حفره ها) در جان تیر می توان لوله های تاسیساتی و برق را عبور داد. در ساختن تیر لانه زنبوری مه منجر به افزایش ارتفاع تیر می شود ، باید استاندار كاملا رعایت گردد ؛ در غیر اینصورت ، خطر خراب شدن تیر زیر بار وارد شده حتمی است.

از جمله معایب تیر لانه زنبوری ، وجود حفرهای آن است كه می تواند تنشهای برشی را در محل تكیه گاهها پل به شتون یا اتصال تیراهن تودلی (تیر فرعی) به پل لانه زنبوری تحمل كند ؛ بنابراین ، برای رفع این عیب ، اقدام به پر كردن بعضی حفره ها با ورق فلزی و جوش می كنند تا اتصال بعدی پل به ستون یا تیر فرعی به پل به درستی انجام شود. تیر لانه زنبوری در ساختمان اسكلت فلزی می تواند به صورت پل فقط در یك دهانه یا به صورت پل ممتد به كار رود . برای ساختن تیر لانه زنبوری دو شیوه موجود است : الف ) شیوه برش پانیر ب) شیوه برش لتیسكا

روشهای مختلف برش تیر آهن :
1- برش به روش كوپال : با استفاده از دستگاه قطع كن سنگین كه به گیوتین مخصوص مجهز است ، تیرآهن به شكل سرد در امتداد خط منكسر قطع می شود.
2- برش به روش برنول : برش در این حالت به صورت گرم انجام می گیرد ؛ به این صورت كه كارگر ماهر برش را با شعله بنفش رنگ قوی حاصل از گاز استیلن و اكسیژن ، به وسیله لوله برنول ، انجام می دهد.

بریدن تیرهای سبك به وسیله ماشینهای برش اكسیژن شابلن دار نسبتا ساده است . در ایران تیرهای لانه زنبوری را بیشتر با دست تهیه می كنند.
روشهای ساختن تیر لانه زنبوری و تقویت آن :
روش تهیه تیرهای لانه زنبوری از این قرار است كه ابتدا در روی جان تیرآهن نورد شده با استفاده از اگو كه بصورت 5 شش ضلعی از ورق آهن سفید یم میلیمتری (شابلن) با توجه به استاندارد ساخته شده خط می گردد ؛

سپس تیرآهن را روی یك شاسی افقی با زدن تك خال جوش در نقاط مختلف برای جلوگیری از تاب برداشتن قرار می دهند . آن گاه با استفاده از دستگاه برش (برنول) در امتداد خط منكسر اقدام به برش می كنند تا پروفیل به دو قسمت بالا و پایین تقسیم شود. حال اگر قسمت بالا را به اندازه یك دندانه جابجا كنیم و دندانه های دو قسمت با و پایین را به دقت مقابل هم قرار دهیم و از دو طرف كارگر ماهر آنرا جوشكاری كند با استفاده از جوش قوسی نیمه اتوماتیك برای اتصال دو نیمه بریده شده

؛ یك جوش خوب ، بی عیب ؛ سریع و مقرون به صرفه خواهد بود . همان طور كه در مطالب قبلی نیز گفتم ، تیر ساخته شده در محل تكیه گاهها با توجه به حفره های خالی آن در مقابل تنشهای برشی ضعیف می شود . برای جبران این نقیصه ، با توجه به منحنی نیروی برشی نیز به پر كردن حفره ها با ورقهای تقویتی اقدام می كنیم.لازم به ذكر است كه حداقل باید یك حفره با ورق در تكیه گاه به وسیله جوش كامل پر شود. در پایان یادآور می شوم كه یك نوع دیگر از پروفیلهای لانه زنبوری را پس از بریدن قطعات بالا و پایین ورق واسطه اضافه می كنند كه این ورق ورق واسطه بین دندانه ها جوش می شود . در نتیجه ، تیر حاصل به مراتب قویتر از تیری است كه بدون ورق واسطه ساخته می شود .

تقویت تیرهای لانه زنبوری به كمك رفتار مركب بتن و فولاد
در تیرهای لانه زنبوری علاوه بر تنشهای خمشی اصلی در محل حلقه ها تنشهای خمشی ثانویه حاصل از برش در مقطع ایجاد میگردد كه گاهی این تنش از تنشهای خمشی اصلی در تیر بزرگترند.

این تنشها از كارایی تیر می كاهند و برای مقابله با آنها باید حلقه های كناری را با ورق پر كرد خصوصا هنگامی كه از این نوع تیرها بصورت یكسره استفاده می شود در محل تكیه گاهها كه هم نیروی برشی و هم لنگر خمشی زیاد می باشد تنشهای خمشی بشدت افزایش میابد و نیاز به تقویت تیر در این محلها می باشد كه از لحاظ اقتصادی قابل توجیه نمی باشد. در این پروژه برای مقابله با این ضعف در تیرهای لانه زنبوری رفتار مركب بتن و فولاد تهیه شده هست .

به این ترتیب كه داخل تیر فلزی در نقاطی كه تنشهای ثانویه قابل ملاحظه می باشند از بتن پر می شود و كشش حلقه های خالی را به عمل تغییر می دهد و این امر سختی و مقاومت تیر را افزایش می دهد و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه می باشد .

توضیحات کلی در مورد انواع اتصالات در ساختمانهای فلزی;
جهت وصل کردن یک یا چند قطعه در ساختمانهای فولادی نیاز به یک قطعه رابطی می باشد که دو قطعه بتوانند توسط جوش به هم متصل شوند که این قطعه رابط همان انواع اتصالات است .

انواع اتصالات در ساختمانهای فلزی به شرح زیر است :
1- انواع اتصالات تیر به ستون .
2- انواع اتصالات پای ستون .
3- اتصال دو تیرآهن به هم و تولید ستون یا تیر دوبل .
4- اتصالات بادبندها به ستونها وتیرها .
حال به توضیح تک تک اتصالات فوق می پردازیم .

1-انواع اتصالات تیربه ستون :
اتصال تیر به ستون معمولا به دو صورت است یا به صورت صلب و گیردار هستند ویا به صورت مفصلی اند .هر کدام از حالتهای مذکور نیزچند قسمت دارند که شامل موارد زیر می باشد .
الف ) اتصال صلب با جفت صفحه موازی .
ب ) اتصال صلب با جفت سپری .
ج ) اتصال صلب با صفحه انتهایی روی ستون .

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله دیوارهای سبك – Drywall

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله دیوارهای سبك – Drywall دارای 84 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله دیوارهای سبك – Drywall  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله دیوارهای سبك – Drywall،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله دیوارهای سبك – Drywall :

سابقه تحقیق

در حال حاضر در جهان ذخائر گیاهی منبع اصلی داروها ، غذا و بخشی از نیاز اصلی صنایع را تشكیل میدهند. با تخریب منابع طبیعی تجدید شونده، سالیانه تعداد زیادی از گونه های گیاهی در طبیعت حذف میشوند بدون آنكه قبلا شناسایی شده و یا در مركزی نگهداری شده باشند (1). بنا بر گزارشات كارشناسان F.A.O. در حال حاضر از حدود 300 هزار گونه گیاهی در جهان 10 درصد آنها از نظر علمی و كاربردی بررسی شده اند ولی روز به روز شاهد از بین رفتن گونه های گیاهی هستیم كه ممكن است در آینده و حال برای انسان و اكوسیستم كره زمین مفید باشند (11و4). امروزه در اكثر كشورهای جهان موسساتی احداث شده كه رابطه تنگاتنگی با گیاهشناسی داشته و نیروی عظیمی از كارشناسان دست اندركار شناسایی،

جمع آوری و تكثیر گیاهان می باشند و از طریق مبادله ژنوم های گیاهی مبالغ هنگفتی پول به دست
می آورند.
نخستین سنگ بنای پژوهش های فلورستیك در ایران ، فلور اورینتالیس بوالسیك (1888ـ1867 ) می باشد . ( به نقل از آریاوند )، از سایر مطالعات انجام شده می توان به فلور ایران (2)، فلور ایرانیكا (34) ، رستنی های ایران(18)، بررسی گون های ایران (19) و فلور یزد ( ) اشاره كرد. تاكنون فلور بخشی از مناطق حفاظت شده كشور از جمله مناطق توران ، پارك ملی گلستان ، پارك تندوره و تعداد دیگری از مناطق كشور مورد بررسی قرار گرفته است، از طرفی برای بسیاری از مناطق كشور فلور مدونی منتشر نشده و گیاهان دارویی ، معطر‌، صنعتی و نادر مناطق نیز معرفی نشده است ( به نقل از آریاوند 138).

اكولوژی، علمی است كه به بررسی تاثیرات متقابل موجودات زنده و محیط اطرافشان می پردازد. موجودات و محیط آنها در قالب اكوسیستم ها و بیوم ها طبقه بندی می گردند. تاثیرات آنها توسط اصطلاحاتی
مانند خوپذیری (Acomodation ) ، سازگاری (Adaptation )، انتخاب (selection ) ، انتشار
(Distribution ) و مهاجرت (Migration ) بیان و توجیه می شوند. اطلاعات بوم شناسی گیاهان گلدار برای علم سیستماتیك در شناخت انتشار تاگزونهای گیاهی، گوناگونی درون تاگزونها و سازگاری گیاهان كاربرد دارد. ( ).

انتشار و توسعه گونه ها در طبیعت تصادفی و اتفاقی نیست، بلكه هر گونه ای بر اساس سرشت اكولوژیك خود رویشگاه مناسبی را انتخاب می كند و در نهایت با توجه به شرایط اكولوژیك و رقابت بین گیاهان ، ساختار گیاگانی ( Floristic Stracture ) مناطق مختلف مشخص می گردد . به منظور تعیین حدود گروههای گیاهی، تاگزونومیست ها ناگریزند كه واكنش های رشد و نموی گیاهان را از صفات ثابت ژنتیكی بشناسند. مطالعات بوم شناختی نشان داده است كه حالت بسیاری از خصوصیات ریخت شناسی به عوامل محیطی مثل نور، رطوبت و باروری خاك بستگی دارد.

پیشرفتهای اولیه در علم بوم شناسی گیاهی را گیاه شناسانی باعث شدند كه روش سنتی بررسی گیاگانی پوشش گیاهی یك منطقه را در جهت تشریح و تجزیه و تحلیل پوشش گیاهی براساس جامعه های گیاهی ، چهره شناسی تركیب گونه ای و ارتباط با محیط تغییر دادند (15).

تسریع پوشش های گیاهی به دو روش اصلی چهره شناسی(physiognomy) و گیاگانی (florestic) انجام می شود. انجام مطالعات به روش چهره شناختی بر اساس شكل رویشی (life form ) است. فكر اصلی جامعه شناسی گیاهی (phytosociology) توسط برخی از پژوهشگران در جنوب و مركز اروپا و در اروپای شمالی پایه ریزی شده است كه در آن واحدهای گیاهی به عنوان واحدهای طبقه بندی براساس تركیب گونه ای در نظر گرفته می شوند. ( )
تشریح پوشش های گیاهی و انواع تیپ های گیاهی به روش اصولی توسط همبولد (Humboldt’1806 ) صورت گرفت. وی اصطلاح جامعه (Association ) را برای توصیف گیاهانی كه دارای زندگی

گروهی اند (community ) بكار برد. شو (Schouw 1923) اولین طبیعی دانی است كه تعدادی از جمعیتهای گیاهی را به روش علمی مورد بررسی قرار داد و روشی را برای نام گذاری آنها ابداع كرد. سیستم رده بندی پوشش گیاهی همبولد كه براساس نحوه رشد یا شكلهای حیاتی (life form ) پایه ریزی شده بود ، بعدها توسط محققین دیگر توسعه پیدا كرد (31). از كسانیكه بعد از همبولد در این راه تحقیقاتی را انجام دادند می توان هیر (Heer’1833) ، تورمن (Thurmann’ 1849 ) وارمینگ (Warming’ 1845) و كاژاندر (Cajander’ 1905)را نام برد ( به نقل از طاهری 1379).

كارهای قبل از قرن نوزدهم اغلب در زمینه جمع آوری و شناسایی گیاهان بوده است. در قرن بیستم بیشتر فعالیتها برای ساده سازی توصیف پوشش های گیاهی و از طرفی افزایش دقت روشهای بررسی بوده است. لذا پیدا كردن روشهای استاندارد برای اندازه گیریهای كمی مورد توجه قرار گرفت. بدین طریق روشهای مختلف بررسی پوشش های گیاهی، تجزیه و تحلیل رویشگاهها و ارائه اطلاعات شكل گرفت.

كارهای انجام شده توسط رانكیه (Raunkiaer ‘1918 ) كلمنتس (Clementes 1905>1915) ، دوریتز (Duritz1921,1930)، براون(Braun1915)، براون بلانكه(Braun-Blanquet) در آن زمان مورد قبول قرار گرفت ( ).
علاوه بر خصوصیات پوشش گیاهی، ویژگی های زیستگاه یا محیط نیز برای طبقه بندی نواحی با پوشش گیاهی خاص مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه شناشان گیاهی، ارتباط معینی بین پوشش گیاهی و محیط ودر اصل عوامل خاكی، بارندگی و دما تشخیص دادند. تركیبی از عوامل محیطی(نظیر اقلیم و خاك) و واحدهای گیاهی نیز برای تشخیص انواع رویشگاهها، در جهت بررسی ارتباط بین موجودات زنده و محیط فیزیكی و غیر زیستی آنها مورد استفاده قرار گرفت.

روابط بین جمعیت های گیاهی و زیستگاه توسط بسیاری از محققین نظیر انگر (unger’1836)، سندنر
(Sendtner’1854)، درود (Drude’1896) ، وارمینگ (Warming’1909)، شیمپـــر
(Schimper’1594) و دیگران مورد تاكید قرار گرفته است.

در حال حاضر استفاده از فاكتورهای محیطی برای توصیف جمعیتهای گیاهی متداول است و تلاش می شود تا به فرضیه ای برای توصیف تركیب گیاگانی مناطق و تاثیر عوامل اكولوژیك بر آن دست یافت. از عوامل محیطی موثر بر پوشش گیاهی می توان به شرایط خاكی(ادافیك) و اقلیم منطقه اشاره كرد. موثرترین فاكتورهای خاك عبارتند از: واكنش شیمیایی خاك(phخاك) مقدار عناصر غذایی و عمدتا ازت، فسفر و پتاسیم خاك، سطح آبهای زیر زمینی، درجه حرارت سطح خاك و شوری (17 و 13).

مولرـ دمبوا ( M.dombois’1964) زیستگاههای جنگلی جنوب شرقی مانیتوبا(manitoba) را بر اساس فاكتورهای خاكی گروهبندی نمود. تحقیقات وی كه به منظور مدیریت بهتر جنگل طرح ریزی شده بود به ظرفیت تولیدی خاك، تولید مثل طبیعی و بازسازی جنگل، انتخاب درختان مناسب برای كاشت و جنبه های اصلاحی خاك نظیر بررسی نیازهای غذایی برای نهالهای بذری طرح ریزی شده بود( به نقل از مولر- دمبوا و النبرگ،1974).

ویتاكر(whittaker1967) تاثیر عوامل محیطی را بر تركیب گونه ای مورد بررسی قرار داد. او بررسی خود را به تجزیه مستقیم(diret gradient analysis) و غیر مستقیم( indirect) عوامل محیطی اختصاص داد. در روش تجزیه مستقیم، ابتدا چگونگی تغییرات عوامل محیطی شناسایی شده و سپس تغییرات گیاگانی و همبستگی آن با عوامل محیطی بر آورده می شود. در روش تجزیه غیر مستقیم، ابتدا الگوی گیاگانی زیستگاه براورده شده و سپس سعس مس شود تا بین این الگو و عوامل محیطی رابطه ای برقرار شود.

كارلتون و آرنوپ( Carleton and Arnup’1993) در مطالعه اكولوژیك رویشگاههای كاجهای قرمز و سفید شرقی در كانادا، تغییرات تركیب گونه ای و تنوع گیاگانی رویشگاه را در رابطه با عوامل خاكی و توپوگرافی اندازه گیری نمودند وگزارش كردند كه این عوامل بر تكثیر و تولید مثل كاجها، تركیب گونه ای و تنوع گیاگانی رویشگاه موثر بوده اند.
در مطالعه ای بر روی جنگلهای كوهستانی در تایوان كه پوشش غالب منطقه از درختان خانواده های برگ بو(Lauraceae) و راش(Fagaceae) تشكیل شده بود، مهمترین عامل محیطی موثر بر پوشش گیاهی، تغییرات ارتفاع گزارش شده است(به نقل از طاهری 1379).

هنریكوس و هی(henriqus & hey, 1997) در مطالعه جمعیتهای گیاهی ساحلی در جنوب شرقی برزیل تاثیر متغیرهای محیطی و عوامل متغیر خاك نظیر مقدار سدیم، كلسیم، منیزیم و شوری را بر تركیب گونه ای و زیست توده (biomass) جمعیتهای گیاهی بررسی نمودند و گزارش كردند كه تغییر فاكتورهای محیطی در یك زیستگاه، به طور كاملا مشخصی تركیب و فراوانی گونه ای را تحت تاثیر قرار
می دهد. تحقیقات محققین دیگر(راندال randall1970, باربور barbour1978, گلد اسمیتgold smith 1973) در مناطق ساحلی نشان داد كه مقدار نمك موجود در خاك و حركت سنگها به عنوان فاكتورهای محیطی مهم، در توزیع و پراكنش گونه های گیاهی و ساختار جمعیتها موثرند.( به نقل از هری، 1379)

زوهری(1981) پوشش گیاهی ایران را به طور مشروح بررسی كرده است و معتقد است كه منطقه ایرانوتورانی بسیار گسترده و ناهمگون است و دارای اقلیم، فلور و پوشش گیاهی ویژه ای است. اقلیم منطقه عمدتا قاره ای و تغییرات دمای روزانه و فصلی وهمین طور خشكی ان بسیار شدید است. این منطقه از نظر گیاهان بومی غنی است( 40 درصد) و جنس ها و سكسیون های بومی زیادی در این منطقه وجود دارد. فری و بست(1986) در مطالعه پوشش های گیاهی ایران بیان می كنند كه تنوع فلور و پوشش گیاهی

ایران قبل از هر چیز مدیون تضادهای گسترده اقلیمی ، پیشینه پوشش گیاهی منطقه و پتانسیل تكاملی آن است ( ).
از مطالعات جامعه شناسی گیاهی دیگر در ایران می توان به موارد زیر اشاره كرد:
اكبر زاده(1373) تهیه نقشه پوشش گیاهی منطقه سیرا چال به روش فلورستیك، فیزیونومیك، امیر آبادی زاده (1375) پوشش گیاهی منطقه سبزوار، زارع مایوان و همكاران(1381) بررسی اجمالی پوشش گیاهی منطقه پلنگ دره و جنوب غربی استان قم، عصری و همكاران(1381) بررسی فلورستیكی و اكولوژیكی جوامع گیاهی تالاب گاوخونی.

كلیاتی پیرامون مناطق
مورد بررسی

3-1- انتخاب محل
بررسی گیاهان نه فقط از حیث خود آنها، بلكه به عنوان عوامل تعدیل كننده شرایط محیط زندگی آدمی بویژه در برنامه ریزیهای توسعه و عمران بسیار مهم و در خور عنایت خاصی است. شناخت و بررسی گیاهان كه ثروت ملی هر كشور از نظر ذخایر توارثی، صنعتی، دارویی، تغذیه دام، حفاظت از خاك و نگهداری و بقای اكوسیستم ها به شمار می روند، ضروری است.

وجود گونه های بومی به عنوان عامل اصلی استراتژی تامین پایداری محیط زیست در كشاورزی برنامه ریزی شده، تامین ژنوم های مقاوم به عوامل نامساعد محیطی، بیماری ها و آفات و همچنین و همچنین به عنوان پشتوانه و مایه مطمئن اصلی برای اصلاح نژاد گیاهان، یكی از سرمایه های طبیعی و ملی بسیار مهم است.

نظر به رشد جمعیت و بالا رفتن سطح زندگی، نیاز به فراورده های جدید گیاهی، افزایش نیاز جامعه به فراورده های دامی، حساسیت مسئله حفاظت از آب و خاك و گیاه جدی و حتی در بعضی موارد صاحب نظران را نگران كرده است. در راستای آگاهی در مورد این ثروت ملی و به منظور معرفی لیست گونه های گیاهی، جامعه های گیاهی و معرفی گیاهان با ارزش اقتصادی از مجموع مراتع شهرستان نیشابور، بخشی از مراتع مناطق دیزباد بالا، درخت جوز و عطائیه كه از پوشش گیاهی نسبتا بهتری برخوردار بوده و از طرفی دارای گونه های گیاهی دارویی و مرتعی بیشتری بودند مورد توجه و بررسی قرار گرفت.

3-2- موقعیت جغرافیایی
مكان های مورد نظر برای مطالعه در استان خراسان و در شهرستان نیشابور واقع اند.(شكل شماره 1) دیزباد بالا در فاصله 65 كیلومتری شرق نیشابور در بخش زبرخان بین عرض های جغرافیایی ً30 وَ2، 036تا َ5و036 و طول جغرافیایی َ14و059تا ً30و َ17 و 059 واقع شده است. بلندترین نقطه ارتفاعی این محل كوه قوچ و با ارتفاعی حدود 3100متر و حداقل ارتفاع منطقه 1420 متر است.

درخت جوز در شمال غربی شهرستان نیشابور و در فاصله تقریبی 70 كیلومتری نیشابور در بخش سرولایت در بین عرضهای جغرافیایی َ25و0 36 تا ً30و َ27و 036 و طول جغرافیایی َ43و 058و َ47و 058 واقع شده است. حداقل و حداكثر ارتفاع منطقه بترتیب 1630و 2متر است.
منطقه عطائیه در جنوب شهرستان نیشابور در فاصله 45 كیلومتری نیشابور و در بین عرض های جغرافیایی ً30و َ42و 035تا َ45و 035و طول جغرافیایی ً30و َ27و 058تا َ30و0 58واقع شده است. حداقل و حداكثر ارتفاع منطقه به ترتیب 1460و 2285متر است.

3-3- كاربری زمین
در مناطق مورد بررسی از مراتع برای چرای دام استفاده می شود. در منطقه دیز باد بالا علاوه بر چرای دام، كوهپایه نشینان از گیاهان دارویی و صنعتی مرتع نظیر موسیر، گون و آویشن به مقدار زیادی بهره برداری می كنند. پرورش زنبور عسل در مراتع درخت جوز و دیزباد در طی ماههای خرداد تا شهریور انجام
می شود. شدت چرای دام در منطقه عطائیه به دلیل تراكم بیشتر دام بالاست.

3-4- وضعیت زمین شناسی مناطق
الف: منطقه دیزباد بالا
از سنگهای عمده این منطقه می توان به سنگهای اهكی مارلن سازندنیور(سنگهای آهكی، دولومیت تبلور یافته (سازند بهرام) و در بخش عمده ای از منطقه سنگهای شیل، فیلیت خاكستری تیره(فیلیت مشهد) اشاره كرد. ریواس عمدتاً در دامنه های باسنگ بستر شیل و فیلیت مشاهده می شود و در سایر مناطق یا حضور ندارد و یا از تراكم بسیار پایینی بر خوردار است.

ب: منطقه درخت جوز
این منطقه از ساختمان زمین شناسی درهمی برخوردار است. از سنگهای عمده این منطقه می توان به تشكیلات شیل، فیلیت خاكستری تیره(فیلیت مشهد)، ماسه سنگ، شیلهای خاكستری تیره تا سیاه(سازند سنگانه) اشاره كرد. در اطراف رودخانه درخت جوز كوهها عمدتاً از سنگهای آهك و مارن های خاكستری روشن ساخته شده اند.
ج: منطقه عطائیه
این منطقه نیز از ساختمان زمین شناسی درهمی برخوردار است. از سنگهای عمده این منطقه می توان به تشكیلات ماسه سنگی كوارتزیتی(سازند لالو

ن)، كنگلومراهای با قلوه های ولكانیكی، دولومیت و آهك های دولومیتی، شیل و فیلیت منطقه مشهد اشاره كرد.

3-5- مطالعات اقلیم شناسی
اطلاعات اقلیم و هواشناسی شامل متوسط درجه حرارت سالیانه و ماهیانه، متوسط حداقل ها و حداكثر های ماهیانه و سالیانه درجه حرارت و بارندگی برای ایستگاه سینوپتیك نزدیك به منطقه مورد بررسی(نیشابور) برای سالهای 1369تا 1382 و آمار ایستگاههای كلیماتولوژی مناطق بار و ینگجه و خرو برای حداقل 23 سال از ایستگاه هواشناسی نیشابور، سالنامه های هواشناسی و ایستگاههای هواشناسی سازمان آب تهیه و پس از محاسبات و انجام تصحیحات لازم، برای مناطق مورد بررسی مورد استفاده قرار گرفت.

در ایران تراكم ایستگاههای هواشناسی به خصوص در مناطق دوردست و ارتفاعات بسیار كم است. و این ایستگاهها اغلب در ارتفاع پایین قرار دارند كه آمار به دست آمده از آنها برای ارتفاعات بالا به خصوص مناطق مرتفع با ارتفاع بیش از 2000 متر مناسب نیست (به نقل از رجامند1379) . پس به ناچار باید از فرمولهای مربوط به كاهش درجه حرارت و افزایش میزان بارندگی به ازای هر 100 متر اختلاف ارتفاع استفاده كرد.

3-5-1- درجه حرارت
هرچند كه با افزایش ارتفاع میزان و شدت تشعشع خورشیدی دریافتی افزایش می یابد ولی به علت رقیق بودن هوا در ارتفاعات، جذب تشعشع كم است، همچنین به دلیل آنكه سطح زمین اتمسفر را گرم می كند ، دمای محیط با افزایش ارتفاع كاهش می یابد.

در مورد كاهش درجه حرارت به ازای هر 100 متر اختلاف ارتفاع اعداد مختلفی گزارش شده است. جوانشیر(1376) در جنگل خیرود كنار نوشهر برای 2200 متر، اختلاف ارتفاع اختلاف درجه حرارت را برای میانگین حداكثرها و حداقل های ماهیانه از آبان سال 1369 تا آذر ماه 1371 ، 29/9 درجه سانتیگراد یعنی 422/0 درجه كاهش به ازای هر 100 متر افزایش ارتفاع گزارش كرد(به نقل از رجامند1379). كاهش دما در كوهستانها بین 45/0 تا 75/0 درجه سانتیگراد در ازای هر 100 متر افزایش ارتفاع است و بسیاری از محققین مقدار 5/0 تا 6/0 درجه سانتیگراد را در ازای هر 100 متر اختلاف ارتفاع تایید می كنند.

در این تحقیق ، براساس داده های حاصل از ایستگاههای كلیماتولوژی بار و سینوپتیك نیشابور و اختلاف ارتفاع این دو ایستگاه كه 317 متر است و ایستگاه كلیماتولوژی ینگجه و سینوپتیك نیشابور و اختلاف ارتفاع آنها كه 467 متر است، میانگین دو منطقه محاسبه و مقدار 67/0 درجه كاهش دما به ازای هر 100 متر تغییر در ارتفاع به دست آمد و در محاسبات از آن استفاده شد.

3-5- 2- بارندگی
میزان بارندگی در هر منطقه به عوامل اصلی مانند دوری یا نزدیكی به دریا، موقعیت جغرافیائی و توپوگرافی محل وابسته است. علاوه بر این در مقیاس های كوچكتر، عوامل جزئی نظیر ارتفاع،جهش وزش بادهای محلی ، پوشش گیاهی نیز موثرند. مقدار بارندگی با افزایش ارتفاع از سطح دریا افزایش می یابد ولی این مقدار افزایش نیز بسته به شرایط مختلف توپوگرافی و عرض جغرافیائی متغییر است. در اروپا برای عرضهای متوسط، این افزایش را 16 تا 25 میلیمتر به ازای هر 100 متر افزایش ارتفاع ذكر كرده اند. البته نقطه ای به نام نقطه عطف وجود دارد كه جای آن در مكانهای مختلف متفاوت است و در عرضهای متوسط اروپا بین 2500 تا 3700 متر متغییر است .نقطه عطف را می توان از تغییر وضعیت پوشش گیاهی شناسایی كرد(4) . ارتفاع نقطه عطف برای مناطق مورد بررسی در دامنه های بینالود به خوبی معلوم نیست ولی به نظر می رسد از ارتفاع حدود 2400 متر در منطقه درخت جوز و حدود 2500 متر در منطقه دیزباد بالا بالاتر نیست. میزان نزولات، حداكثر تا نقطه عطف افزایش یافته و از آن پس كاهش می یابد.

نگارنده با استفاده از اختلاف ارتفاع و اختلاف مقدار بارندگی ایستگاههای سینوپتیك نیشابور (ارتفاع1213متر) و ایستگاه باران سنجی خرو(ارتفاع1600متر) عدد 5/26 میلی متر افزایش بارندگی به ازای هر 100 متر را به دست آورده و در محاسبات منطقه مربوطه از آن استفاده كرده است. جهت افزودن مقدار افزایش بارندگی سالیانه به امار مربوط به هر یك از ماههای سال برای هر سه منطقه بدین ترتیب عمل شده كه مقدار بارندگی ایستگاه پایین دست را با مقدار افزایش كل بارندگی جمع كرده و آن را به مقدار بارندگی ایستگاه پایین تقسیم كردیم.

عدد به دست آمده ضریبی است كه باید در مقدار بارندگی هر یك از ماههای ایستگاه پایین ضرب شود تا مقدار بارندگی ان محل به دست آید. مثلا اگر مقدار بارندگی نیشابور برای یك دوره ده ساله 238میلی متر و مقدار بارندگی خرو7/341 میلی متر باشد، مقدار بارندگی در ارتفاع 2500متری(نقطه عطف فرضی) به ترتیب زیر محاسبه می شود:
اختلاف مقدار بارندگی بین ایستگاه نیشابور و خرو 7/103=238-7/341
اختلاف ارتفاع بین دو ایستگاه 387=1213-1600
تعداد طبقات یكصد متری اختلاف ارتفاع 9/3=87/3=100:387
مقدار افزایش بارندگی به ازای هر یكصد متر ارتفاع 5/26=9/3:7/103
1287=1213-2500

تعداد طبقات یكصد متری تا نقطه عطف فرضی از ایستگاه نیشابور 87/12=100:1287
مقدار افزایش بارندگی از ایستگاه نیشابور تا ارتفاع 2500 متری 05/341 = 5/26 × 87/12
مقدار بارندگی در ارتفاع 2500 متری 05/579 = 05/341 : 238
ضریب افزایش بارندگی برای هر ماه سال 43/2 = 238 : 05/579

البته این تنها یك برآورد است كه ناچار از انجام آن هستیم. استفاده از نقشه های، هم باران و هم حرارت نیز موسوم است. در مورد براورد مقدار برف مناطق مورد بررسی، با توجه به اینكه آماری از ارتفاعات بالا در دست نیست و با توجه به زمانی از سال كه درجات حرارت متوسط ماهیانه زیر صفر است می توان مقادیر باران این مدت را بر حسب میلمتر مطابق مقدار برف بر حسب سانتی متر در نظر گرفت و این حداقل مقدار برف ممكن است و می تواند كمی بیش ازاین هم باشد چون لزوما در ماههای برفی درجه حرارت متوسط زیر صفر نیست. در مورد مدت یخبندان نیز می توان حداقل زمان یخبندان را به ترتیب بالا محاسبه كرد.رجامند (1379) به همین روش میزان بارندگی مناطق مورد بررسی خود را برآورد كرده است.

3-5-3ـ رسم منحنی های آمبروترمیك
با در دست داشتن آمار بارندگی متوسط ماهیانه و حرارت متوسط ماهیانه، می توان منحنی های آمبروترمیك را رسم كرد. برای این منظور بر روی دستگاه محورهای مختصات در روی محور افقی نام ماههای سال و در روی محور عمودی سمت راست مقادیر بارندگی و بر روی محور عمودی سمت چپ مقادیر حرارت را قرار می دهیم، بدین ترتیب دو منحنی یكی برای بارندگی و دیگری برای حرارت بدست می آید كه ممكن است یكدیگر را قطع كنند. در اغلب مناطق معتدله و مدیترانه ای در ماههای گرم سال منحنی بارندگی در زیر منحنی حرارت قرار می گیرد كه مطابق با فصل خشك منطقه است.

3-5-4- اقلیم مناطق مورد بررسی
با استفاده از فرمول محاسبه ضریب رطوبت آمبرژه و كلیماگرام مربوطه می توان اقلیم هر منطقه را تعیین كرد.
فرمول تعیین ضریب رطوبت آمبرژه Q2= 2000 P
M2—m2

در این فرمول :
M = میانگین حداكثرهای درجه حرارت در گرمترین ماه سال برحسب درجه كلوین.
m = میانگین حداقل های درجه حرارت در سردترین ماه سال برحسب درجه كلوین.
P = میانگین بارندگی سالیانه برحسب میلیمتر.

اقلیم نمای آمبرژه از دو محور عمود برهم تشكیل شده است. بر روی محور افقی مقدار m (برحسب درجه سانتیگراد) و بر روی محور عمودی مقدار Q را منتقل می كنیم. صفحه اقلیم نما به قسمتهای مختلف كه هركدام مشخص كننده شرایط اقلیمی خاصی است تقسیم شده است. مختصات هریك از نقاط از نظر Q و m در داخل یكی از این مناطق قرار می گیرد كه مشخص كننده اقلیم آن منطقه است (شكل شماره 2 ).

شكل شماره 2: اقلیم نمای آمبرژه

3-5-5ـ وضعیت اقلیم شناسی مناطق مورد بررسی
نزدیكترین ایستگاههای هواشناسی به مناطق مورد بررسی ، ایستگاه سینوپتیك نیشابور به ارتفاع 1213 متر و ایستگاههای باران سنجی خروین به ارتفاع 1600 متر و ینگجه به ارتفاع 1680 متر و ایستگاه كلیماتولوژی بار به ارتفاع 1530 متر می باشد. آمار حرارت ایستگاه سینوپتیك نیشابور برای سالهای 69 تا 82 شامل متوسط حرارت ماهیانه، متوسط حداقل های حرارت ماهیانه، متوسط حداكثرهای حرارت ماهیانه، متوسط حرارت سالیانه، متوسط حداقل های حرارت سالیانه و متوسط حداكثرهای حرارت سالیانه به شرح زیر است:

جدول شماره 1 ـ آمار حرارت ایستگاه سینوپتیك نیشابور برای سالهای 69 تا 82
ماههای سال متوسط حداقل های حرارت ماهیانه متوسط حداكثرهای حرارت ماهیانه متوسط حرارت ماهیانه
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند 36/5
74/9
69/13
96/16
38/15
79/11
51/6
23/3
9/0-
86/2-
63/2-
07/0- 21/19
75/24
0/31
39/34
26/34
39/31
62/24
11/19
71/10
97/7
29/8
53/11 87/11
99/16
62/22
42/25
03/25
64/21
18/16
99/10
4/5
46/2
65/2
58/5
سالیانه 34/6 4/21 9/13

3-5ـ5ـ1ـ آمار حرارت مناطق مورد بررسی
با توجه به اختلاف ارتفاع بین ایستگاه سینوپتیك نیشابور و نقطه میان منطقه های مورد بررسی در دیزباد بالا (2150 متر) ، درخت جوز (2750متر) و عطائیه (1870 متر) و كسر 67/0 درجه سانتیگراد به ازای هر 100 متر افزایش ارتفاع ، مقدار 3/6 و 3/10 و 02/4 از هریك از درجات حرارت ایستگاه نیشابور كسر و به ترتیب برای تصحیح آمار حرارت مناطق دیزباد بالا ، درخت جوز و عطائیه منظور گردید ( جدول شماره 2) تا آمار حرارت منطقه مورد بررسی به دست آید.

جدول شماره 2ـ آمار حرارت برای مناطق مورد بررسی

3-5ـ5ـ2ـ بارندگی مناطق مورد بررسی
آمار بارندگی ایستگاه سینوپتیك نیشابور شامل متوسط بارندگی ماهیانه و سالیانه برای سالهای 1369 تا 1382 به شرح زیر است:

فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند سالیانه
53/39 94/28 82/10 08/1 41/0 67/0 86/1 17/9 55/17 5/45 41/25 7/57 283

با توجه به تغییر مقدار بارندگی به ازای افزایش ارتفاع و از انجائیكه نقطه عطف فرضی در منطقه دیزباد بالا در ارتفاع 2400 متری ،در درخت جوز 2500 متری برآورد شده است. بنابراین میزان بارندگی در نقطه عطف برای این دو منطقه به ترتیب 2/449 و 05/579 میلیمتر می باشد. این مقدار اختلاف بارندگی بین ایستگاههای سینوپتیك نیشابور با ایستگاه كلیماتولوژی خروین و ایستگاه كلیماتولوژی ینگجه محاسبه و بین ماههای سال تقسیم به نسبت می شود و مقدار این ضریب برای منطقه دیزباد بالا 89/1 و برای درخت جوز 43/2 می باشد.
اعداد فوق در مقدار بارندگی هریك از ماههای سال ایستگاه نیشابور ضرب می شود تا مقادیر بارندگی رویشگاه بدست آید.
دیزباد بالا
فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند سالیانه
71/74 69/54 44/20 54/2 77/0 26/1 51/3 33/17 16/33 02/48 01/8 6 86/ 107 2/449

درخت جوز
فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند سالیانه
10/96 31/70 30/26 65/2 1/0 6/1 5/4 3/22 6/42 74/61 58/110 8/138 05/579
با توجه به حداكثر ارتفاع منطقه عطائیه میزان بارندگی با افزایش ارتفاع افزایش یافته و نحوه پراكش آن در طی سال در این منطقه به شرح زیر است:

فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند سالیانه
21/70 51/51 26/19 92/1 73/0 19/1 3/3 23/16 4/31 0/81 23/45 71/102 7/422
طول دوره یخبندان را می توان از روی آمار حرارت برای ماههای با حرارت زیر صفر تعیین كرد. طبق آمار حداقل 6 ماه از سال در دیزباد بالا و 8 ماه از سال در درخت جوز و 5 ماه در عطائیه یخبندان است و در همین ماهها نیز احتمالا بارندگی بصورت برف خواهد بود. بنابراین مقدار برف برای دیزباد بالا و درخت جوز و عطائیه حداقل 09/367 و 8/546 و 50/276 سانتیمتر است كه طی ماههای فروردین ، اردیبهشت (فقط در درخت جوز) ،مهر( در دیزباد بالا و درخت جوز) ،آبان ،آذر، دی، بهمن ، اسفند می بارد.

3-5ـ5ـ3ـ اقلیم مناطق مورد بررسی
با كاربرد فرمول كلیماگرام آمبرژه به ترتیب زیر محاسبه می شود:
برای دیزباد بالا
Q2 = 2000p/M2-m2 = (222*449.2)/301.242-263.552 = 42.20
برای درخت جوز
Q2 = (2000*579.05)/(297.242-259.992) = 55.79
برای عطائیه
Q2 = (2000*422.7)/(303.372-266.122) = 39.85
با قراردادن مقدار Q2 و معدل حداقل های درجه حرارت در سردترین ماه سال برای دیزباد بالا و درخت جوز و عطائیه (16/9- ،16/13- ، 88/6- ) در اقلیم نمای آمبرژه اقلیم رویشگاه دیزباد بالا و درخت جوز در گروه اقلیم ارتفاعات و اقلیم منطقه عطائیه در گروه اقلیم نیمه خشك معتدل قرار می گیرد .
منحنی آمبروترمیك مناطق مطابق شكلهای شماره 3و 4و 5 ترسیم شده است.

شکل شماره4 : منحنی امبروتیک منطقه درخت جوز

شکل شماره 5 :منحنی امبروتیک منطقه عطائیه

مواد و روشها

4-1 زمان اجرای طرح
مطالعات اولیه تحقیق در طی پاییز و زمستان سال 1381پس از انتخاب محلهای مورد مطالعه در شهرستان نیشابور آغاز شد و نسبت به جمع آوری اطلاعات هواشناسی و خاك شناسی اقدام گردید.
از اوایل بهار سال 1382 اجرای عملی پژوهش در مناطق دیزبادبالا، درخت جوز و عطائیه آغاز و تا تیر ماه سال 1384 ادامه یافت.

4-2 آزمایش های خاكشناسی
4-2-1 نحوه و محل نمونه برداری
روش برداشت نمونه ها، چگونگی و محل نمونه برداری به عوامل مختلفی بستگی دارد. این عوامل عبارتند از: نوع تجزیه(فیزیكی، شیمیایی) قلمرو بررسی(خاكشناسی، حاصلخیزی و …) نوع خاك و نحوه بهره برداری از آن. یكی از مهمترین مسایل نمونه برداری آن است كه نمونه برداشت شده معرف واقعی خاك منطقه مورد نظر باشد. برای مطالعات صحرایی خاك و برداشت نمونه ها جهت بررسی در آزمایشگاه معمولا اقدام به حفر پروفیل می گردد

. انتخاب دقیق محل پروفیل در درجه اول اهمیت قرار دارد، زیرا این نیمرخ باید معرف نوع خاك غالب منطقه باشد. در اراضی شیب دار توصیه شده است تا محلی حدود وسط شیب منطقه انتخاب شود و در مناطق با برآمدگیهای اتفاقی، بهترین محل ها در شیبهای با فرسایش كمتر قرار دارند. در این تحقیق محل پروفیل ها در یك منطقه یكنواخت در هر جامعه تعیین و نمونه خاك از داخل پروفیل تهیه شده و برای آنالیزهای لازم به آزمایشگاه منتقل گردید.
4-2-2 بافت خاك

هر قسمت از پروفیل خاك ممكن است دارای خصوصیات معینی باشد كه بستگی به مقادیر نسبی اجزاء مختلف تشكیل دهنده آن دارد. بافت خاك از روی نسبت درصد اجزای تشكیل دهنده اسكلت خاك(شن، سیلت، رس) تعیین میشود. این اجزاء در سیستم های مختلف طبقه بندی، براساس درشتی و ریزی(قطر) تقسیم بندی می شوند. گروههای ذرات خاك به ذرات معدنی كوچكتر از 2میلیمتر یا كوچكتر از سنگریزه اطلاق می گردند. در سیستم رده بندی بین المللی( به نقل از محمودی و همكاران 1374) این اجزاء عبارتند از:
– شن درشت 2-2/ 0 میلیمتر
– شن ریز 2/0-02/ 0 میلیمتر
– سیلت 002/0- 02/0 میلیمتر
– رس كوچكتر از 002/ 0 میلیمتر

برای تعیین بافت خاك می توان از روش لمسی و یا روش تجزیه مكانیكی استفاده كرد. در روش لمسی پس از تهیه خاك مرطوب، بافت و درجه چسبندگی آن را تعیین می كنند. در این بررسی، برای تعیین بافت خاك از روش هیدرومتری بایكاس(Bouyoucos hydrometer method) استفاده شده است. دو اصل اساسی در این روش عبارتند از: پراكندگی(dispersion) و رسوب كردن(sedimcntation) اجزاء تشكیل دهنده خاك.

بمنظور پراكنده كردن ذرات خاك از یكدیگر می توان از هگزامتافسفات سدیم(كلگان) استفاده كرد. میزان سقوط ذرات پراكنده در آب، تحت تاثیر اندازه آنها قرار می گیرد. بر اساس قانون استوك(stock low) ذرات بزرگتر، سریعتر از ذرات كوچكتر در سوسپانسیون تهیه شده رسوب می كنند. برای انجام آزمایش مقدار 50 گرم از نمونه خاك خشك، 50 میلی متر كلگان و 300 میلی لیتر آب مقطر را مخلوط كرده و آن را یك شب به حال خود گذاشته، سپس آن را به مدت 30 دقیقه بهم زده و حجم ان به 1000میلی لیتر رسانده شد.

چگالی سنج(هیدرومتر) را داخل سوسپانسیون قرار داده و پس از 48 ثانیه قرائت اول انجام گرفت كه معرف مجموع رس و سیلت می باشد. قرائت دوم را پس از دو ساعت انجام داد. و مقدار رس را بدست آوردیم كه تفاضل آن با قرائت اول مقدار سیلت را نشان می دهد. چون هیرولیتر برای 20 درجه سانیگراد تنظیم شده است
به ازای هر درجه بیشتر یا كمتر باید 36/0 به عدد هیدرومتر اضافه و یا كسر گردد. كلگان نیز دارای یونهایی است كه در محلول سوسپانسیون مانع فرورفتن هیدرومتر می شود، بنابراین عدد كلگان نیز كه معادل غلظت آن در نمونه است باید از عدد هیدرومتر در هر قرائت كسر گردد. با در دست داشتن وزن هر یك از ذرات
تشكیل دهنده خاك و با كمك مثلث بافت خاك، می توان بافت خاك مورد نظر را تعیین كرد.

4-2-3 اسیدیته خاك
pH خاك با یك pH متر(پتانسیومتر) كه مجهز به یك الكترود شیشه ای و یك الكترود رفرانس است اندازه گیری می شود.pH خاك را می توان با استفاده از عصاره گل اشباع و یا عصاره رویی تعلیق خاك اندازه گیری نمود. در این آزمایش pH هر افق با استفاده از pH متر مدل F12-Horriba اندازه گیری شد. بدین منظور مقدار 50 گرم خاك با مقداری آب مقطر مخلوط شد و مدتی بهم زده شد و تقریبا 60 دقیقه به حال خود گذاشته شد. پس از آن مقدار دیگری آب اضافه شد تا گل اشباع بدست آید. پس از كالیبره كردن دستگاه، الكترودpH متر در گل فرو برده شد و مستقیما pHآن اندازه گیری شد.

4-2-4 اندازه گیری كربن آلی خاك
مواد الی بر خلاف مقدار ناچیزشان روی خصویات فیزیكی و شمیایی خاك موثرند. از جمله نقش مهمی دردانه بندی، ظرفیت نگهداری آب، قدرت نفوذ آب در خاك و ظرفیت تبادل كاتیونی خاك را دارا هستند. عناصر غذایی از قبیل ازت، گوگرد و بور اغلب از تجزیه مواد آلی بدست می آید

. برای اندازه گیری مقدار مواد آلی خاك در آزمایشگاه روشهای مختلفی متداول است كه اساس آنها بر سوزاندن این مواد استوار است. عمل سوزاندن یا بوسیله محلولهای اكسیداتیو شدید و یا از طریق سوزاندن مستقیم انجام می گیرد. دراین بررسی با اضافه كردن محلول بی كرومات و اسید سولفوریك غلیظ مواد الی خاك سوزانده شد. در این عمل كرم شش ظرفیتی به كرم سه ظرفیتی احیاء می گردد و باعث تشكیل اسید كرومیك كه اكسید كننده قوی است شده و كربن ماده آلی را به co2 اكسید می كند. سپس اسید كرومیك باقیمانده توسط تركیبی به نام فرو آمونیوم سولفات واسنجی گردید.

4-2-5 اندازه گیری هدایت الكتریكی خاك
هدایت الكتریكی یك محلول شاخصی از مقادیر املاح محلول در آن می باشد. در این بررسی میزان EC عصاره گل اشباع با كمك دستگاه هدایت سنج الكتریكی Hanna اندازه گیری شد. در این ازمایش مقدار 250 گرم از نمونه خاك كه در هوای آزاد خشك شده بود را در یك ظرف فلزی قرار دادیم. پس از تهیه عصاره گل اشباع، نمونه حدود 12 ساعت به حال خود گذاشته شد. سپس با كمك پمپ خلاء

عصاره گیری گردید اندازه گیری هدایت الكتریكی، با توجه به درجه حرارت عصاره گل اشباع تصحیح شد.
4-3 مطالعات فلورستیك
به منظور انجام این مطالعه، ابتدا نقشه توپوگرافی مناطق مورد بررسی با مقیاس 1:50000 تهیه و پس از شناسایی دقیق موقعیت و انجام تصحیح های لازم عملیات صحرایی و جمع اوری نمونه ها آغاز گردید. بدین منظور از اردیبهشت سال 1382 تا تیرماه سال 1384 به مناطق مراجعه و در صورت وجود گونه های گیاهی در مرحله گل دهی یا میوه دهی، نمونه مورد نظر جمع اوری گردید. اطلاعات مربوط به زیستگاه، محل و تاریخ جمع اوری نمونه ثبت گردید. كلیه نمونه ها به هرباریوم دانشگاه آزاد اسلامی نیشابور منتقل شد و پس از خشك كردن و چسباندن آنها بر روی كارت های مخصوص هر باریومی، شناسایی انها با استفاده از منابع مختلف (35و 20و 19و 18و2) انجام شد.

میزان اندمیسم، گونه های نادر و اهمیت اقتصادی گونه های گیاهی بر اساس منابع موجود گزارش شد. شكل های حیاتی گونه ها به روش رانكیه تعیین شد. در این سیستم گیاهان بر اساس موقعیت جوانه های تجدید حیات كننده به پنج دسته فانروفیت ها(جوانه ها بالاتر از ارتفاع 25 سانتیمتری) كامفیت ها( جوانه ها بالاتر از سطح زمین تا ارتفاع 25 سانتیمتری)، همی كریپتوفیت ها( جوانه ها در سطح زمین)، كرپیتوفیت های ژئوفیت( جوانه ها زیر زمین) و تروفیت ها( گذر از فصل نامساعد بصورت بذر) تقسیم می شوند. پس از تعیین شكلهای حیاتی گونه های مناطق مورد بررسی، طیف شكل زیستی انها نیز بصورت هیستوگرام ترسیم شد.

4-4- مطالعات جامعه شناسی
4-4-1-برداشتهای صحرایی
4-4-1-1- نحوه تشخیص فرد جامعه، انتخاب محل و اندازه قطعه نمونه
یك جامعه گیاهی به طرز معمول متشكل از واحدهای رویشی(stands) یا افراد جامعه
(association indviduals) است كه با فاصله از یكدیگر استقرار یافته اند. در واقع سطح پیوسته ای از یك جامعه گیاهی، فرد جامعه نامیده میشود. پس از مشاهده چند نوع گونه گیاهی درمحل مورد بررسی و تعیین این واحد رویشی به عنوان فرد جامعه، باید از یكنواختی تركیب فلوریستیك آن اطمینان حاصل نمود. به این منظور در جهات مختلف سطح اشغال شده توسط فرد جامعه حركت كرده و نا زمانیكه تركیب فلورستیك تغییر ناگهانی پیدا نكرده است، می توان اطمینان داشت كه از حدود فرد جامعه مورد نظر خارج نشده ایم. اما ظهور كم و بیش همزمان تعدادی از گونه های جدید، نشان دهنده خروج از محدود فرد جامعه است.(عطری،1376).

نمونه برداری از اجتماعت گیاهی با انتخاب واحدهای رویشی و استقرار قطعات نمونه (releves) در مكانهای یكنواخت آنها اغاز گردید. یكنواختی با استفاده از خصوصیات پوشش گیاهی و محیط تعیین میگردد. یكنواختی پوشش گیاهی ابتدا به كمك معیار فیزیونومی(سیمای ظاهری) و ساختار رویشی و بعد بر اساس تركیب فلوریستیك لایه های مختلف تشخیص داده می شود.

درمورد شاخص های محیطی از یكنواختی شیب، جهت ناهمواریهای زمین، تشابه وضعیت زهكشی، نوع خاك و غیره استفاده می شود. به این ترتیب پس از تعیین ریختارهای گیاهی(plant formation) اصلی و فرعی بر اساس معیار فیزیونومیك و تشخیص فرد جامعه (بر مبنای معیارهای فلوریستیك- اكولوژیك) در این فورماسیون ها، قطعات نمونه در فرد جامعه برداشت شدند.در مورد واحدهای رویشی كه سطح كوچكی را اشغال كرده اند. تعدادی قطعه نمونه در نقاط مختلف فرد جامعه استقرار یافت. جهت خنثی كردن اثرات حاشیه ای، از بخشهای پیرامونی صرف نظر شد و قطعات نمونه در بخشهای میانی افراد جامعه مستقر گردید. به منظور اجتناب از تاثیر عوامل محیطی غیر یكنواخت بر تركیب فلورستیك یك واحد رویشی، قطعات نمونه به صورت تصادفی- گزینشی در افراد جامعه استقرار یافتند.

نمونه برداری از افراد جامعه با استفاده از سطح حداقل(minimal area) انجام می گیرد. این سطح به عنوان كوچكترین محدوده ای است كه تركیب گونه ای این اجتماع گیاهی را به طور مناسب نشان می دهد و نشانگر اندازه قطعه نمونه است كه باید مورد استفاده قرار گیرد. اندازه قطعه نمونه اساسا به ساختار پوشش گیاهی مورد بررسی بستگی دارد، اما ممكن است تحت تاثیر اندازه واحد رویشی نیز قرار گیرد. گاهی واحد رویشی سطح بسیار محدودی را اشغال می كند، در این صورت استفاده از كل ان سطح، برای برداشت قطعه نمونه استفاده می شود. و در اغلب موارد این وضعیت وجود ندارد و بنابراین قطعه نمونه باید به قدر كافی بزرگ انتخاب شود تا كلیه گونه هایی با حضور منظم در آن واحد رویشی، در این قطعه نمونه وجود داشته باشند.

در عمل هنگامی كه منطقه تقریبا هنگامی كه منطقه تقریبا همگنی انتخاب شد، برای تعیین سطح حداقل از روش قطعات برداشت حلزونی(nested plots) (Mueller-Dombois and Ellenberg 1974) استفاده شد. در این روش ابتدا سطح كوچكی به عنوان مثال یك متر مربع انتخاب شده و كلیه گونه های موجود در آن ثبت می شود. سپس سطح فوق دو، چهار، هشت برابر و به همین ترتیب بزرگتر می گردد. در هر مرحله گونه های جدید به طور مجزا برای هر سطح افزایش یافته یادداشت می شوند (جدول شماره 3) دو برابر شدن سطح نمونه تا زمانی ادامه پیدا می كند كه تعداد گونه های اضافه شده به فهرست گونه ها خیلی كم شود. شكل شماره 6نحوه قرار گرفتن چهار گوشهای نمونه را به صورت قطعات برداشت حلزونی نشان می دهد.

بر اساس اطلاعات به دست آمده از قطعات برداشت حلزونی، منحنی سطح – گونه رسم می گردد(شكل شماره 7). همانطوری كه مشاهده می شود در ابتدا منحنی شب تندی دارد ولی بعد به حال افقی درمی آید. زیرا با افزایش سطح، تعداد گونه ها به همان نسبت زیاد نمی شود. نقطه ای كه منحنی به حالت افقی درمی آید را انتخاب كرده و خط عمودی از آن بر محور X رسم می شود. سطح مزبور، سطح حداقل برای قطعات نمونه مربوط به یك واحد رویشی است.

شکل شماره6 :روش برداشت حلزونی برای تعیین سطح حداقل

شکل شماره 7 :نمایش منحنی سطح/ گونه
4-4-1-2- شرح و توصیف فرد جامعه
نخستین گام در توصیف فرد جامعه، تعیین محل دقیق ان می باشد تا در صورت نیاز به مشاهدات تكمیلی بتوان به مكان مورد نظر مراجعه كرد. به این منظور مختصات جغرافیایی و ارتفاع محل استقرار فرد جامعه و یكسری از ویژگیهای عمومی زیستگاه یادداشت می شود. (نمودار شماره 2 بخش ضمیمه) پس از آن دو دسته خصوصیات كیفی وكمی زیر در قطعه نمونه تعیین و ثبت گردیدند:

الف) خصوصیات كیفی( سیمای ظاهری و ساختار پوش گیاهی، فهرست گونه ها و توانایی زیستی)
سیمای ظاهری و پوشش گیاهی كه فرد جامعه مورد نظر بخشی از آن است، بر اساس نوع فورماسیون گیاهی مشخص گردید. برای نامگذاری فورماسیون های گیاهی از اصلاحات رایج نظیر درختچه زار، بوته زار، علف زار و غیره استفاده می شود و در صورت نیاز به افزودن صفتی به آنها مشخص تر می گردند. به عنوان مثال درختچه زار تنك تصویر روشنی از وضعیت پوشش گیاهی منطقه مورد بررسی را برای اشخاص دیگر ارائه می كند.

ساختار پوشش گیاهی طریقه قرار گرفتن شگل های زیستی را به طور عمودی نشان می دهد. در این صورت با دو جزء ساختاری یعنی ساختار عمودی یا اشكوب بندی(stratification) و ساختار افقی كه اساسا به دلیل فراوانی – چیرگی (abundance – dominance) و جامعه پذیری(sociability) آشكار می گردند، مواجه می باشیم. در ساختار عمودی، اشكوبها یا لایه های اصلی پوشش گیاهی مورد بررسی قرار می گیرد. به عنوان مثال در فورماسیون درختچه زار منطقه مورد مطالعه می توان اشكوب های درختی، درختچه ای، بوته ای و علفی را مشاهده كرد.

فهرست گونه ای مهمترین مشخصه ای است كه در قطعات نمونه استقرار یافته درافراد جامعه تهیه می گردد. به این منظور پس از اینكه كلیه گونه های گیاهی موجود در قطعه نمونه ثبت گردید، خصوصیات كمی هر یك به طور مجزا تعیین می گردد.
در تعیین وابستگی اجتماعی گونه ها، آگاهی از انجام چرخه زندگی هر عضو جامعه امری ضروری است. به این جهت در زمانهای مراجعه به منطقه وضعیت رویشی و آزمایشی هر گونه ثبت شد.

ب) خصوصیات كمی(سطح پوشش، فراوانی- چیرگی، جامعه پذیری و توزیع فركانس گونه ها)
سطح پوشش، پیوستگی رستنیها را به صورت درصد بیان می كند و برای هر اشكوب باید به طور جداگانه ارزشیابی گردد.
فراوانی، تعداد افراد هرگونه و چیرگی، سطح اشغال شده توسط افراد یك گونه را تعیین می كند. چون شمارش كلیه افراد حاضر در یك فرد جامعه عملی نیست و سطح اشغال شده به دلیل مسئله جامعه پذیری گونه ها یكنواخت نمی باشد،

لذا برای رفع این مشكل از ضریب فراوانی- چیرگی استفاده می شود. ضریب تركیبی فوق بر پایه این اصل است كه دو گونه گیاهی قادرند یكی به علت تعداد افراد زیاد ولی سطح پوشش كوچك و دیگری به دلیل تعداد افراد كم ولی سطح پوشش بزرگ، فضای یكسانی را اشغال كنند. در این مورد از مقیاس پیشنهادی Braun- Blanquet استفاده شده است كه با علامت + و ضرایب 1تا 5 میزان فراوانی – چیرگی گونه های گیاهی را در فرد جامعه به صورت زیر نشان می دهد:
+= افراد گونه گیاهی فقط حضور دارند (فراوان و سطح پوشش آنها بسیار كم است)
1= افراد گونه گیاهی فراوان ولی سطح پوشش انها كم است، یا فراوانی كم ولی سطح پوشش آنها به نسبت زیاد است(سطح پوشش در هر دو مورد كمتر از 5 درصد است).

2= افراد گونه گیاهی بسیار فراوان و یا سطح پوشش انها 25-5 درصد است.
3= سطح پوشش افراد گونه گیاهی بدون توجه به فراوانی افراد گونه 50-25 درصد است
3= سطح پوشش افراد گونه گیاهی بدون توجه به فراوانی افراد گونه 75-50 درصد است
4= سطح پوشش افراد گونه گیاهی بدون توجه به فراوانی افراد گونه 100-75 درصداست.

برای بیان نحوه توزیع افراد یك گونه در جامعه از خصوصیتی به نام جامعه پذیری استفاده می شود كه انرا بر اساس مقیاس پیشنهادی Braun-Blanquet به صورت زیر تعیین می كنند:
1= افراد گونه گیاهی بصورت منفرد
2=افراد گونه گیاهی به صورت گروهی یا تكه ی كوچك
3= افراد گونه گیاهی به صورت دسته ی یا تكه ی بزرگ
4= افراد گونه گیاهی به صورت مجموعه یا كلونی های كوچك
5= افراد گونه گیاهی به صورت اجتماع یا جمعیت بزرگ
براورد تقریبی یكنواختی یا غیر یكنواختی گیاهان در سطحی از پوشش گیاهی با استفاده از هیستوگرام های فركانس انجام می گیرد. به این منظور در سطحی از پوشش گیاهی، فهرست گونه ها را در تعداد كافی از قطعات نمونه تهیه كرده و برای هر گونه درصد حضور در آن قطعات محاسبه می شود. سپس هیستوگرام به صورتی ترسیم می گردد كه روی محورX طبقات فركانس و روی محور Y تعداد گونه های مربوطه آورده می شوند

. طبقات فركانس را به پنچ گروه تقسیم می كنند:
I= 20-1درصد، II= 40-21 درصد، III= 60-41درصد، IV= 80-61درصد و V= 100-81درصد. منحنی حاصل از اتصال میانه های ضلع فوقانی مستطیلهای هیستوگرام دارای شكل U,Lیا J است.
نمودارهایی با بیشترین تعداد گونه در بالاترین طبقه فركانس و كمترین تعداد گونه در طبقات پایین تر، قطعاتی از پوشش گیاهی را نشان می دهند كه از نظر فلوریستیك یكنواخت(همگن) هستند. در مقابل نمودارهایی با تعداد گونه كمتر در طبقات بالاتر و تعداد بیشتر در طبقات پایین تر، پوشش گیاهی غیر یكنواختی را نشان می دهند. (نمودار شماره 4 ضمیمه)

4-4-2- تجزیه و تحلیل برداشتهای صحرایی
پس از جمع آوری قطعات نمونه، كلیه قطعاتی كه نمایانگر یك جامعه گیاهی هستند را برای تشخیص آن جامعه گیاهی در كنار هم قرار می دهند. بدین منظور ابتدا تابلوی جامعه گیاهی (تابلوی خام) تشكیل می شود. (جدول شماره 3 در بخش ضمائم). در این جدول، ردیف ها به گونه های گیاهی و ستون ها به قطعات نمونه اختصاص داده می شوند و شاخص های فراوانی – چیرگی و جامعه پذیری در محلهای مربوط به خود نوشته می شوند. عدم حضور گونه ها با قرار یك نقطه در جدول و یا خالی نگه داشتن جای آن در قطعه نمونه موردنظر مشخص می شود. در این جدول گونه های گیاهی بدون هیچ نظمی و تنها براساس ترتیبی كه در هنگام نمونه برداری، جمع آوری شده اند، در تابلو وارد می شوند

. به منظور بالا بردن میزان نظم در تابلو، ابتدا حضور هرگونه در تابلو مشخص می شود سپس با جدا كردن ستون ها از یكدیگر، قطعات نمونه ای كه شباهت بیشتری با هم دارند را در كنار یكدیگر قرار می دهیم. در بین گونه های گیاهی موجود در قطعات نمونه، برای هر جامعه گونه های شاخص، متمایزكننده و نرمال آن به روش جدول بندی النبرگ تعیین و نتایج بصورت جدول ارائه شد (جدول شماره 4 در بخش ضمائم).

نتــایج

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله موزه – قسمت اول

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله موزه – قسمت اول دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله موزه – قسمت اول  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله موزه – قسمت اول،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله موزه – قسمت اول :

موزه – قسمت اول

بی شك وجود موزه به عنوان یك نهاد فرهنگی در اجتماع بسیار ضروری است فرهنگ هر جامعه یك مفهوم كلی است و تمامی ارزش‌ها و یافته‌های معنوی مردمان آن جامعه را در بر می‌گیرد.

پس فرهنگ. میراث هر قومی است كه از پیشینیان بر گرفته شده و در آن تغییراتی داده شده و به نسل‌های بعد انتقال یافته است. فرهنگها و تمدن‌ها مانند انسان سه مرحله تكامل دارند:
زاده می‌شوند، كودكی و نوجوانی دارند. كمال می‌یابند و به پیری می‌رسند و بالاخره از میان می‌روند. خاصیت فرهنگها و تمدن‌های پویا و لازم می‌بیند از فرهنگهای دیگر می‌گیرد و آنچه را زائد می‌داند فرو می‌نهد و دور می‌ریزد.

سخنانی از ماریوبوتا در ایران:
اولین تلاش من در طراحی و كار روی پروژه؛ فهم موضوع است مثلاً وقتی موضوع؛ موزه باشد اول از خودم می‌پرسم: «موزه امروز چیست؟» برای من موزه نهادی است با خصلت معنوی نیرومند.
مردم به موزه می‌روند تا در آن از هنرمندان و آثار هنری سوال كنند. بنابراین مسأله معنویت در آن مطرح است معنویتی كه در پس شكلهای زیبایی شناسی است. در

واقع در پشت این شكلهای زیبایی شناسی یك تنش اخلاقی است كه باید منتقل شود. برای من موزه امروز همان عملكرد كلیسای جامع باستان را دارد البته به عنوان كلیسای جامع غیر مذهبی جهان معاصر ;
چنین باز اندیشی در درون موزه دو قهرمان را ایجاد می‌كند قهرمان اول بازدید كننده است و دومی اثر هنری كه باید در موزه به سخن در آید پس من هم فضا را با این دیدگاه به دو فصل تقسیم می‌كنم:
1) فضایی كه بازدید كننده در آن حركت می‌كند.

2) فضای ملایمی كه اثر هنری در آن قرار می‌گیرد. (و در آن نباید اثر هنری تحت تأثیر معماری قرار گیرد.)
در مرحله بعدی در حالی كه هنوز هیچ خطی نكشیده‌ام سعی می‌كنم در خود محل سئوال را جستجو كنم. زمین و وضعیت آن به خوبی به ما پاسخ می‌دهند. من از زمین می‌پرسم كه دوست دارد چه بشود؟ پس از آن رابطه با زمین برای من مفهوم پیدا می‌كند نه شكل معماری. و آنچه كه برای من مهم است رابطه و پیوند معماری با محیط است نه شكل معماری.

1ـ تعریف موزه:
تا كنون هیچ تعریف تئوری جامعی برای این كه مشخص كند موزه چگونه مكانی است ابراز نگردیده است، البته این بدان معنا نیست كه هیچ درك صحیحی از اینكه موزه چیست وجود نداشته باشد زیرا موزه‌هایی كه ساخته شده‌اند و طرحهایی كه بوسیله طراحان مختلف عرضه گشته‌اند هر كدام خود گویای این مطلب است كه موزه بدون تعریف خاصی بتواند بطورجامع درموردكلیه موزه‌ها صادق باشد می‌تواند بوجود آید و هر موزه‌ای شكل خاص خود را یافته و در دسترس عموم قرار گیرد.

1 .1ـ تعریف لغوی موزه:این واژه كه زبان لاتین و از كلمه موزن بوده و به معنی مجلس فرشتگان الهام‌فصل، مشتق شده است، توسط “گیوم” و در واژه‌نامه‌اش به نام، فرهنگ یونانی لاتین، به عنوان مكانی وقف شده به فرشتگان الهام‌فصل و مطالعه كه در آن آدمی به مقوله‌های اصیل می‌پردازد تعریف گشته است.
تعریف موزه از فرهنگ لغت عمید: مجموعه اثار باستانی، عمارتی

كه آثار باستانی در آنجا نگهداری یا به معرض نمایش گذارده می‌شود. در یونان قدیم نام محلی بوده كه در آنجا به مطالعه صنایع و علوم می‌پرداختند و نیز نام تپه‌ای بوده در آتن كه در انجا عبادتگاه و محل مخصوصی برای چندین تن از خدایتان خود ساخته بودند.

مبدأ اسم موزه در یونان قدیم از روی معبدی كه به میوزها مختص بود، بوجود آمده است و میوزها عبارت از دختران ژوپیتر بوده‌اند كه خدایان الهام‌فصل علم و ادبیات و هنر و موسیقی و حجاری محسوب می شده‌اند.تاریخ میوزها یا پریان الهام‌فصل شعر و هنر جای بس مهمی را در میتولوژی یونان اشغال كرده است و داستانهای آن همیشه برای نویسندگان منبع الهام بوده است. بدین جهت در تاریخ رب النوع‌های یونان و همچنین در تاریخ هنر و ادبیات جهان موزه‌های نه‌گانه اساطیر یونان اهمیت و مقامی خاص دارند.

برای این كلمه، نمی‌توان معادل مناسبی در زبان پارسی پیدا نمود زیرا “میوز ” در افسانه خدایان یونان خدای كوچكی است كه وظیفه‌اش الهام فصلیدن به شاعر و هنرمند است.
بنابراین مبداء لغت موزه بطوركلی از یونان بوده و از نام میوزها اقتباس شده است. همچنین به معبدی كه روی تپه كوچكی در آتن به نام موزه ساخته شده بود اطلاق می‌گردید.

بعدها این اسم را روی معابد دیگر كه به عنوان ادبیات علوم و هنر و بنام نه‌دختر ژوپیتر (خدایان) ساخته شده گذارده‌اند.
تعاریف فوق منشأ پیدایش لغت موزه را روشن می‌سازد. شكل‌گیری سازمانی به نام موزه با اهداف یاد شده آن تقریباً از قرن 14 و 15 میلادی آغاز گردیده است.
اطلاق لفظ موزه به سازمانی كه وظیفه‌اش نگهداری از اشیاء دارای ارزش‌های فرهنگی می‌باشد پس از تشكیل اجلاس F. N. C در فرانسه به سال 1792 میلادی صورت گرفته و از آن زمان به بعد جنبه عمومی یافته است.
1 1 تعریف اصطلاحی موزه: موزه محل غیر انتفاعی است كه اهداف آموزشی داشته و بوسیله جمعی متخصص اداره می‌شود. از جمله وظایف اصلی هر موزه جمع‌اوری و نگهداری آثار است.

هدف اولیه از پیدایش موزه‌ها به مفهوم نوین و به روش شناخته شده امروزی ایجاد مكانهایی برای نگهداری اموال شخصی و یا ثروتهای صرفاً ملی بوده است.
اشتیاق به گردآوری اشیاء زیبا، گرانبها و كمیاب و یا صرفاً غریب امری است كه ریشه در نهاد و سرشت آدمی داشته و دارد.
همه تمدن‌ها از ابتدایی ترین‌ تا پیشرفته‌ترین‌ آنها در تمایل به گردآوری اشتراك داشته‌اند.

از ارضای بنیادی غریزی گردآوری در طی زمان به استفاده از مجموعه آثار در جهت برآوردن نیازها به مطالعه می‌رسیم.
موزه‌ها به عنوان مؤسساتی در جوامع نوین وظیفه دارند اشیائی را كه به لحاظ ارزش فرهنگی‌شان گرامی داشته می‌شوند را نگهداری نموده و تا سر حد امكان از ویرانی و زوال مصون بدارند و در قال این‌گونه اشیاء همان نقشی را بر عهده دارند كه كتابخانه‌ها در برابر كتب و بایگانی‌ها در قبال اسناد رسمی ایفا می‌كنند.

جوامع این اشیاء را نه به انگیزه احتكار بلكه به منظور بهره‌گیری از آنها محفوظ می‌دارند.
موزه‌ها به وجهی سازمان یافته‌اند كه از گنجینه‌هایشان در جهت اهداف فرهنگی استفاده شود.
به دیگر سخن موزه‌ها از خلال ارزشهایی كه آنها را فرا می‌گیرند و به صور مرتبی بیان می‌دارند منظری عینی از جهان سه بعدی را در ذهن بازدیدكنندگان خود متبادر می‌سازند و به‌ آنان امكان می‌دهند كه روح نافذ خویش را در مورد میراث خود بكار بسته و از این راه به كنجكاوی خود میدان عمل دهند

هدف نمایش:
ایجاد تسهیل تماس مستقیم بین فرد و شیء است، خواه فرد یك كودك دبستانی باشد یا یك بزرگسال و خواه شیء نمونه‌ای متعلق به
علوم طبیعی و یا یك متنوع عرضه شده در تالار تاریخچه علوم و فنون باشد و یا یك اثر هنری، لذا باید در نظر داشت كه:
* اولا: موزه وسیله نمایش اشیاء است، نه اشیاء وسیله نمایش موزه.

* ثانیاً : آنچه مسلم است موزه تنها وسیله ارتباط عینی نیست، بلكه هدف اساسی آن القاء تأثیر فرهنگی و هنری و ایجاد رابطه بصری از طریق برخورد مستقیم با اشیائ دوبعدی به صورت رویارویی یك جهت با اشیاء سه بعدی از راه برخورد چند جهت است.
از این رو موزه نقشهای اجتماعی متعددی را ایفا نموده است، از قبیل ارائه بازتابی از قدرت دولت یا مذهب ارائه میدان گسترده‌ای در جهت پژوهش دانشگاهیان و محققین منفرد، ارائه تصویری از علائق متنوع قشرهای فرهیخته جامعه، ارائه نمادی از ثروت و پایگاه اجتماعی گرد آورنده‌ها و ;; و ارائه یك بنیاد فرهنگی در تجلیل از یك شهر یا كشور.

موزه حتی نقش مهمتری را ایفا نموده و قادر است با بیدار كردن روح خلاقی كه در هر یك از ما نهفته است توان هنری و قصد فكری ما را برانگیزاند.
از این رو نخستین وظیفه هر موزه‌ای مشخص ساختن جامعه مخاطب خویش و در یافتن نیازهای آن، اعم از كلی و جزئی است و با مستند قرار دادن طبقات اجتماعی، اقلیت ها و سطح فكری آحاد این جامعه برنامه هر موزه‌ای با ملاحظه گسترده و دیدگاه مجموعه‌هایش تبیین گردیده و دامنه فعالیت‌ها و توانائی های مالی جامعه مزبور می‌تواند در راستای تحقق اهداف و برنامه‌های فوق تأثیر شگرفی داشته باشد.

موزه برای آن كه بتواند از عهده ایفای نقش اجتماعی، آموزشی و فرهنگی خود برآید نمی‌بایستی صرفاً به گردآوری بپردازد بلكه باید سلامت میراثی را كه در اختیارش نهاده شده را تأمین نماید.
از همین روست كه وظیفه نگهداری كه از وظایف دیرینه موزه‌هاست بسیار اهمیت می‌یابد.

اكنون تمایزی بین نگهداری و مرمت پدید آمده است، نگهداری عبارت است از توجهی كه صرف مجموعه‌ها بطوركلی می‌شود تا از علل سه‌گانه خرابی محیطی (حرارت، رطوبت، آلودگی هوا، نور و 😉 درونی (عمل بیولوژیكی، فیزیكی، شیمیایی یا مكانیكی درون خود شی‌ء) و انسانی (تماس با دست، حمل و نقل و غیره) مصون بماند.

و مرمت عبارت است از كار تعمیر و بازسازی و این كاری است كه به چیره‌دستی و دانش كافی نیازمند است.از دیگر سو پژوهشگران را باید گروه مهمی از مراجعین به موزه‌ها برشمرد، چرا كه هر موزه‌ای می‌بایست فعالیت‌های خود را به مطالعه عمیق مجموعه‌هایش مبتنی سازد. از این رو پژوهش، خواه بوسیله كاركنان علمی خود موزه انجام شود، خواه بوسیله پژوهشگران غیر عضو موزه كه از منابع مستند آن استفاده می‌كنند فصلی جدا نشدنی از زندگی موزه را تشكیل می‌دهد.

از این رو منابع می‌باید به صورتی عرضه شوند كه پاسخگوی نیازها باشند، نخستین ضرورت این است كه كتابچه‌های راهنما و كاتالوگ‌های مجموعه‌ها تا حد امكان كامل باشند.

بنابراین موزه‌ها علاوه بر مستند ساختن مجموعه‌های خویش می‌باید برای كاركنان خود پژوهشگران مستقل تسهیلات مكملی فراهم نمایند، از قبیل: تالار مطالعه، دسترسی به مخازن كتابخانه، آرشیو و احیاناص همانطور كه در ممالك در حال توسعه متداول است پیش بینی‌هایی در جهت اسكان دیدار كنندگان بیگانه.

امروزه گسترش روزافزون رسالت‌های اجتماعی و علمی موزه دربر گیرنده تنش‌های درونی در قالب مؤسسه مزبور و كاركنان آن می‌باشد، در حالی كه در گذشته موزه عبارت از یك پرستگاه یا یك خزانه آثار و اشیائی به منظور استفاده یك اقلیت خاص بود.

لیكن اكنون باید پاسخگوی نیازهای متضاد باشد، باید آموزش بدهد، وسائل تفریح و انبساط خاطر را فراهم سازد و در جهت گسترش دانش تلاش نماید

موزه‌های پویا كه تعدادشان رو به افزایش است همه امكانات خود را وقف آموزش و فرهنگ كرده و همانند یك دانشگاه در صدد برقرار نمودن آشتی بین خواسته‌های دانش كه نمی‌توانند گامی فراتر از پژوهش بردارند و خواسته‌های فرهنگ كه باید متوجه جمعیتی هرچه وسیتر باشند، برآیند و در این راستا گامهای مؤثری بر می‌دارند.

2ـ تاریخچه موزه:

1 2 ـ تاریخچه موزه در جهان:

در دوران كلاسیك واژه موزه به جایگاه نه خدای یونانی كه رب‌النوع های هنر و اندیشه بودند اطلاق می‌شد. در اواخر قرن سوم قبل از میلاد بطلمیوس اول (284 ـ 246) قبل از میلاد اولین موزه را در شهر اسكندریه تأسیس كرد، بنای این موزه در قسمتی از كاخ سلطنتی ساخته شده بود و در عین حال به عنوان كتابخانه از آن استفاده می‌شد، بطلمیوس در آن محل كه بعدها كتابخانه بزرگی شد نسخه‌های منحصر بفردی را گردآوری كرده بود كه معروفترین فلسفه و دانشمندان عصر را در آنجا به كار تحقیق و تتبع وا می‌داشت.

2 بعد از وی یكی از امپراطوران روم به نام كلود موزه‌ای نظیر اسكندریه بوجود آورد كه مركز تحقیقات علمی آن دوران به شمار می‌رفت.
در قرون وسطی نام موزه به عنوان محلی بكار برده می‌شد كه در آنجا مجموعه‌هایی از اشیاء كم یاب و جالب ادوار گذشته از قبیل تاریخ طبیعی یا آثار هنری را به نمایش در آوردند.

از همان زمانی كه علوم زیبایی شناسی شروع به تقویت و بالندگی قدرت هنری نمود، رومی‌ها به خلاقیت هنری زایدالوصفشان و با تكیه بر ذوق و نبوغ خود صاحب مجموعه‌ها كلكسیونهای نفیسی گشتند. ولی ده قرن مصامحه و سهل‌انگاری از یك طرف و غارت و چپاول و سوء استفاده‌های بی‌شمار از طرف دیگر می‌رفت كه موجب نابودی و محو این نوع ثمرات گرانبها در این سرزمین بشود لیكن با آغاز دوره رنسانی و بیداری و آگاهی دوباره ملتها از انهدام كامل این گنجینه‌ها جلوگیری بعمل آمد.

بطوریكه از این پس كلكسیون نمودن كارهای هنری با جدیت بیشتری بخصوص در مناطق اروپای شمالی دنبال شد.
تا قبل از قرن 15 میلادی دو ایده در كلكسیون نمودن و گردآوری آثار با ارزش وجود داشت.

1ـ جمع‌آوری اشیاء به منظور مذهبی و اعتقادی جهت گنجینه‌های صومعه‌ها.
– گردآوری آثار بخاطر ارضاء تمایلات نفسانی نظیر كلكسیونهایی كه شاهزادگان و اسقف‌های اعظم از طریق اقدام به جمع‌آوری كارهای هنری، جهت قصرهایشان تهیه نمودند.

شرایط لازم برای ایجاد موزه در دوره Helenistico و Roman و اواخر دوره Renaissance در ایتالیا بوجود آمد.
پاپ سیكتوس چهارم اولین شخصی است كه در سال 1471 میلادی نخستین موزه با مفهوم امروزی آن را ایجاد كرده است.

موزه گزارینی Cesarini در سال 1500 م و فانر Fonese در سال 1546 م و آفیتزن Afitizen در سال 1581 م به ترتیب در اروپا افتتاح شدند.

حدود 100 سال بعد موزه آشمولین Ashmolean یا بعبارت صحیح‌تر Foundahion of the Ashmolean در آكسفورد Oxford پا گرفت.
اولین موزه در آمریكا بسال 1750 م در دانشگاه هاروارد تحت عنوان اتاق عجائب تاسیس گردید.

در سال 1759 م ویلیام هشتم در آلمان موسس موزه Kassel گردید و همزمان با او موزه British museum در انگلیس گشایش یافت.
موزه‌ها و گالریها از اواسط قرن هیجدهم در پایتختهای اروپایی پدیدار شدند. این امر غالباً با حمایت و جانبداری سلاطین صورت می‌گرفت و اكثر كشورها با همكاری یكدیگر اقدام به تأسیس موزه‌هایی جهت تبادل آثار باستانی و هنری خویش می‌نمودند.

در تاریخ 30 اوت 1792 م در فرانسه بر اساس تصویب نامه F. N. C. موزه‌ها جنبه عمومی و ملی یافت.
همزمان با این عمل موزه لوور
louver بعنوان مكانی برای استفاده عموم در سال 1792 م افتتاح شد كه سنگ زیرین بنای موزه‌ها در قرن 19 میلادی گردید.
موزه تاریخ فرانسه Museedi Histoirede France كه بوسیله لویی فیلیپ (1850 ـ 1773 م) در ورسای بوجود آمد وقایع و شخصیت‌های برجسته تاریخ این كشور را در طی بیش از 100 سال به كمك تصاویر معرفی می‌نمود.

نمایشگاه عمومی برلن در پائیز 1815 م متشكل از غنائم مربوط به دور جنگهای ناپلئون بناپارت بوجود آمد هفت سال بعد از این نمایشگاه Sehinkel طرع با ارزش احیاء یونان را برای موزه Altes ارائه داد در سال 1877 م به همت Sir Walker گالری و اگر در انگلیس افتتاح شد كه همزمان با آن گالری Freeer در واشنگتن D . C شكل گرفت از این به بعد سیر تحول موزه‌ها با سبك نوین آغاز گردید. از گنجینه‌های كلیساهای قرون وسطی تا انواع موزه‌های پایان سده نوزدهم ارائه آثار تحول چندانی نیافت، در طی دهه قرن بیستم مفهوم ارائه‌ای توام با رعایت زیبایی شناسی حتی از موزه‌های بدون ارتباط با هنر از اولویت ویژه‌ای برخوردار شد.

از دهه 1950 م به بعد تحول چشمگیری در جهت ارائه اشیاء در ارتباط با یكدیگر مشاهده می‌گردد.
فنون نمایش نیز در طی یك صد سال گذشته تحول عمده‌ای بخود دیده است و در سایه پیشرفت‌های شگرف علمی و فنی و ; نمایش‌های اشیاء گذشته جای خود را به آرایش‌های بسیار متنوع‌تر سپرده‌اند.

ملحقات استنادی كه به شدت تحت تاثیر گرافیسم Bauhouseا قرار گرفته‌اند به عنصری از چهارچوب زیبایی شناختی بدل شده‌اند نمایشگاه‌های موقت و سیار نیز مفصل تر شده و موزه‌های مدرنی نظیر تالار ملی ویكتوریا در ملبورن كه از حجم‌های نجومی تشكیل یافته است بگونه‌ای طراحی شده‌اند كه پوشش كف‌ها و دیوارها و سقف‌ها می‌توانند در ظرف چند ساعت تعویض گردند.

2 2 ـ تاریخچه موزه در ایران:

پیرامون تاریخچه موزه در ایران باید اظهار داشت كه جمع‌آوری و نگه‌داری اشیاء ذی قیمت در ایران با انگیزه حفظ آثار شخصی بوده و بیشتر حالت خصوصی داشته است.
اولین نمونه‌های آن را می‌توان در دوران سلسله هخامنشی و با شكل‌گیری حكومت مستقل ایران مشاهده نمود كه صرفاً جنبه خصوصی داشته و تنها مورد استفاده حكام و امرای وقت قرار گرفته است.

موزه با مفهوم نوین امروزی آن در ایران از 120 سال پیش شكل گرفت، اولین نمونه آن را در زمان حكومت محمد علیشاه می‌توان مشاهده نمود در زمانی این شاه قاجار فصلی از كاخ گلستان به موزه ابزار و اشیاء قیمتی و سلطنتی تبدیل شد كه مورد بازدید اعیان و اشراف واقع می‌شد.
در یكی دو قرن اخیر و بر اثر كاوشها و حفریات باستانشناسی و یا بر حسب تصادف بتدریج آثار باستانی كه دلیل بر وجود تمدنهای پیشین این مرز و بوم بوده در اكناف ایران آشكار و كشف می‌گردید كه متأسفانه بر اثر بی مبالاتی و بی توجهی زمامداران وقت عموماً به خارج از كشور حمل و زینت فصل موزه‌های جهان گردیده است و فقط تعدادی معدود از آنها در ایران باقی مانده است كه آنهم در مجموعه‌های شخصی اعیان جمع‌آوری و نگه‌داری می‌شده است.

این وضع اسف‌بار كه موجب خروج گنجینه‌های هنری و ملی و اشیاء گرانبهای تمدن گذشته این سرزمین از ایران می‌گردید كم كم اولیاء وزارت فرهنگ را بر آن داشت تا در این زمینه چاره‌اندیشی كرده و ترتیبی اتخاذ نمایند كه خروج بی رویه این آثار باستانی جلوگیری بعمل آید.

بر مبنای همین تفكر در سال 1295 هجری شمسی و در زمانی كه مرتضی خان ممتاز‌الملك عهده‌دار مقام وزارت معارف و اوقاف بود اراده كوچكی بنام شعبه عتیقات در این وزارتخانه بوجود آمد كه بعدها این شعبه به دایره عقیقات تغییر نام داده وزیر نظر سازمان اداره كل معارف به فعالیت خویش ادامه داد.

و به موجب قانون آثار عتیقه كه در سال 1299 هجری شمسی (برابر با سال 1920 م) به تصویب رسید تمام حفاری‌ها و كاوش‌ها تحت نظر مستقیم دولت در آمد و امتیاز انحصاری چندین ساله فرانسوی‌ها پیرامون حفاری زمین جهت كشف آثار عتیقه لغو گردید و در عوض دولت ایران تقبل نمود كه در تهران یك موزه آثار عتیقه و یك كتابخانه ملی سازد و ریاست آن را تا سه نوبت و هر نوبت پنج سال به فرانسویان واگذار نماید و در اجرای این طرح آندره‌گدار معمار و مهندس فرانسوی به عنوان مدیریت موزه و كتابخانه ملی مشغول بكار گردید.

مرتضی خان ممتاز‌الملك كه در حقیقت می‌توان گفت موسس اولین موزه ملی ایران بوده است. برای تشكیل یك موزه غنی و با ارزش در تهران تلاش‌های بسیاری نموده است، وی توانست‌ موزه ملی ایران را با 270 قلم شیئ عتیقه در یكی از اتاق‌های بزرگ عمارت قدیم وزارت معارف كه در قسمت شمال بنای مدرسه دارالفنون قرار داشت تاسیس كند و پس از خریداری و اهدأ كاخ مسعودیه (محل فعلی وزارت آموزش و پرورش واقع در خیابان اكباتان) این موزه به تالار آیینه آن كاخ منتقل شد (1304 ه. شش) جهت رشد و اعتلای هنرهای سنتی موزه هنرهای ملی بفرمان رضاخان در حوض خانه باغ نگارستان ایجاد گردیده كه در كنار این موزه كارگاه‌های بومی جهت تولید و ساخت و ارائه آثار در نظر گرفته شد.

در سال 1310 هجری شمسی با كشف آثار باستانی در تخت جمشید موزه تخت جمشید جهت نگه‌داری این اشیاء بوجود آمد در سال 1314 هجری شمسی بنای موزه مردم شناسی ایران بنیاد نهاده شد و پس از 20 سال موزه مردم‌شناسی در خیابان ارامنه (بوعلی) گشایش یافت جهت ارائه هر چه بهتر آثار موزه مردم شناسی به كاخ ابیض جنب كاخ گلستان، كهن سال‌ترین موزه كشور انتقال یافت (1347 هجری شمسی).

در سال 1335 موزه قزوین در كلاه فرنگی شاه طهماسب (بنای چهل ستون قزوین) برپا گردیده و در ادامه این روند موزه چهل ستون اصفهان در كاخ چهل ستون افتتاح گردید (1337) موزه هنرهای تزئینی در سال 1338 بنیاد نهاده شد. موزه جواهرات سلطنتی در دیماه 1339 شمسی در طبقه زیرین ساختمان بانك ملی گشایش یافت.

در سال 1341 موزه تبریز و گرگان و در سال 1345 موزه شوش و در سال 1346 موزه ارومیه افتتاح شدند كه آثار موجود در این موزه‌ها بیشتر جنبه تاریخی و مردم‌شناسی داشته است، موزه رشت در سال 1349 و موزه حمام گنجعلی ‌خان كرمان در سال 1350 تأسیس یافتند، موزه مجموعه فرهنگی آزادی در سال 1350 و موزه خانه صبا در منزل مسكونی شادروان صبا در تاریخ 21/8/52 تأسیس و افتتاح شد.

از سال 1359 به بعد تغییرات وسیع‌تری در زمینه توسعه و تكمیل و تجهیز موزه‌های ایران انجام گرفته است كه بعنوان مثال می‌توان به موزه‌های مردم شناسی هنرهای تزئینی، صبا در تهران، رشت، آبادان، شوش ، هفت تپه، قزوین، كاخ رودسر، دژ شاهپور در خرم‌آباد و ; بالاخره به موزه پارس در ارگ كریم‌خانی شیراز اشاره نمود.

سال 1355 اوج احداث بناهای موزه‌ای در ایران بوده است در این سال انگیزه ایجاد بناهایی با عملكرد صرفاً موزه عمومیت می‌یابد كه موزه هنرهای معاصر، فرش، فرهنگ سرای نیاوران حاصل آن می‌باشند.

3 2ـ موزه در بینش اسلامی:

در اینجا بی مناسبت نیست كه هر چند فشرده و با نگرشی الهی به موزه نگریسته و جایگاه و منزلت آن را در جهان‌بینی اسلامی مورد مطالعه قرار دهیم بنابراین به قرآن روی آورده و شیوه برخورد آن را با حوادث تاریخی و آثار باقیمانده از پیشینیان بررسی می‌نمائیم، مشاهده می‌كنیم كه قرآن این كتاب همیشه جاوید و آموزنده سرگذشت اقوام و ملل گذشته را به تكرار بازگو نموده و از آثار بر جای مانده‌شان كه خود موزه است طبیعی یاد می‌كند اما نه گزارش‌گر تاریخ است و نه قصه پرداز بلكه به نتایج اخلاقی و بعد تربیتی این مناظر تكیه نموده و هر اثری را آمیزه‌ای جهت تنبیه و بخود آوردن بر می‌شمرد.
موزه – قسمت دوم
«ایكوم»

شورای بین‌المللی موزه‌ها

I. C. O. M.

طبق آخرین آمار كه در اجلاس ایكوم در ملبورن اعلام شد، در جهان و در حال حاضر حدود 000/50 موزه مشغول فعالیت هستند، یعنی به طور میانگین در هر كشور حدود 330 موزه.
كشورها را می‌توان از نظر تعداد موزه به دو فصل تقسیم كرد.

نوع اول: كشورهای پر تعداد از نظر موزه شامل كشورهای اروپای غربی و روسیه، آمریكای شمالی و استرالیا، هریك تقریباً 1000 موزه و یا بیشتر دارند.
نوع دوم: كشورهای كم تعداد از نظر موزه شامل كشورهای آسیایی ، آفریقایی. و كشورهایی كه در آمریكای جنوبی و مركزی قرار دارند.
در بین كشورهای نوع دوم، فعالیت موزه‌داری و تعداد موزه‌ها در كشورهای چین، هند، آرژانتین. رژیم صهیونستی، مكزیك، برزیل و ژاپن بیش از بقیه است.

در ایران 140 موزه وجود دارد كه در مقایسه با تمدن، قدمت، تعداد ابنیه و آثار و ; خیلی پایین است (حسب مصاحبه جناب آقای بهشتی ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی در ایران قریب یك میلیون اثر میراثی داریم. لذا تعداد ما به مجموعه میراث فرهنگی خودمان و در مقایسه با كشورهای نوع اول بسیار پایین است).

بالاخره این كه در جهان و تا ژانویه 1996 تعداد 496 اثر به عنوان میراث جهانی به ثبت رسیده است كه 350 اثر ارزش میراث فرهنگی، 102 اثر اترزش میراث طبیعی و 17 اثر واجد هر دو ارزش بوده است.در این مجموعه تعداد آثاری كه از ایران ثبت شده در محدوده انگشتان یك دست است.

خواسته‌ها و تمایلات مردم و نیز ابعا علمی و پژوهشی و ایجاد موزه‌های تخصصی قائل هستند و ما در چه سطحی قرار داریم و آیا همین آمار نقش موزه‌ها در توسعه فرهنگی آن كشورها را نشان نمی‌دهد و نیز نمی‌گوید كه چه راه طولانی و پر پیچ و خمی را در پیش داریم و چه قدر ضرورت دارد تا همه دست بدست هم بدهیم و همراه هم باشیم، دوست هم باشیم، یاور هم باشیم تا این نقش را به موزه‌های خود بدهیم.
ما بیش از آنها میراث منقول و غیر منقول فرهنگی داریم ولی كمتر از این میراث عظیم استفاده كرده‌ایم.

ما تاریخ و تمدن طولانی تر و گسترده‌تر و نیز پر محتواتر داریم ولی خوب آنها را به نمایش نگذاشته‌ایم. تفاوت ما در این است كه كمتر خود را می‌شناسیم، كمتر انگیزه داریم و كمتر می‌توانیم در راه اهداف ملی با هم كار كنیم.
معرفی ایكوم

ICOM مخفف International Council Museums

به معنی شورای بین‌المللی موزه‌هاست.

این سازمان در سال 1946 و بنا به پیشنهاد یك شهروند آمریكائی به نام چانسی . جی. هاملین (Chancey J. Hamlin) تأسیس شده و اولین مجله خود را بنام مجله موزه‌ها با همكاری یونسكو منتشر كرد. این سازمان تا امروز 55 سال كه فعالیت می‌كند.
ایكوم بنا به ماده یك اساس نامه خود سازمان نیمه دولتی مشتمل از موزه‌ها و كاركنان حرفه‌ای موزه است كه برای اشاعه منافع موزه شناسی و دیگر رشته‌های وابسته ایجاد شده است.

اهداف و موضوعات اصلی كار ایكوم كه در ماده 3 اساس نامه آمده عبارتند از:
الف) تشویق و حمایت از ایجاد، توسعه و اداره حرفه‌ای تمامی انواع موزه‌ها.
ب) تعالی فصلیدن به امر شناخت و فهم طبیعت، كاركرد و نقش موزه ها در خدمت به جامعه و توسعه آن.

انواع موزه:

موزه‌های تاریخی

همه موزه‌هایی كه مجموعه‌هایشان از دیدگاه تاریخی تشكیل و عرضه شده‌اند موزه تاریخی شمرده می‌شوند، و هدفشان اساساً ارائه مستند تسلسل زمانی به یك رشته رویداد یا مجتمعی نمایانگر لحظه ای از یك لحظه متحول است. مدرن‌ترین این موزه‌ها تمام تاریخ یك كشور، یك منطقه یا یك شهر را (همراه با تاریخی طبیعی یا جغرافیای آن از زمان پیدایش آن تا عصر حاضر، و بدون نادیده انگاشتن دیدگاه‌های واقعی رشد، از قبیل دسترسی به زمین رشد شهری، نمایش می‌گذارند.

علم و هنر را تلفیق می كنند، از انواع وسایل سمعی ـ بصری كمك می‌گیرند، و مكان عمده‌ای به اسناد مكتوب، به بازسازی‌ها و مدلهای اقلیمی، و به نقشه‌ها اختصاص می‌دهند. نمایش‌هایشان غالباً در بنای كهن. كه خود یك نماد تاریخی است، صورت می‌گیرند.سایر انواع موزه‌های تاریخی مشتملند بر موزه‌های واقع در مواضع باستانشناسی، موزه‌های مستقر در یك بنای تاریخی یا در یك میدان جنگ و نیز موزه‌های یادبود شخصیت‌ها.

این موزه‌ها معمولاً جنبه تعلیمی دارند و بازسازیها و مدلهایی را در بر می‌گیرند. مخازن و تالارهای مطالعه در این بناها فضای عمده‌ای را اشغال می‌كنند، چون وسعت موضوعات موردنظر چنان است كه دانش مربوط به آنها بی‌وقفه پیشرفت می‌كند.

موزه‌های علمی

موزه‌های علوم طبیعی، موزه‌های علوم كاربردی و موزه‌های فنی (به استثنای موزه‌های تاریخ علوم و فنون، كه تاریخی شمرده می‌شوند) در زمره موزه‌های علمی قرار دارند. وظیفه موزه‌های علمی این است كه روحیه و ذهنیت علمی را به صورت سه‌بعدی منتقل كنند، تمایل طبیعی به دانش را برانگیزند، اطلاعاتی در مورد پژوهش‌ها و پیشرفت‌ها بدهند،

به هر فردی احساس مشاركت در پیشرفت فنی را فصلند، و درك و قدردانی نسبت به حفظ محیط طبیعی از دیدگاه اقلیمی و تاریخی را تشویق كنند، تا بینندگان را با سیر تحول طبیعت و بشریت آشنا سازند. همه این موزه‌ها شئ واقعی را (اعم از اینكه موجود طبیعی باشد، یا ماشین مصنوعی و با مدل آن (به صورت اسلاید تمام پرده رنگی، ماكت یا نمونه متحرك) و با نمایش (یعنی تجربیات فیزیكی، بازسازیهای كیهانی یا گردش‌های علمی) پیوند می‌دهند.

هدفشان اساساً تعلیمی است، و فعالیتهای آموزشی آنها بسیار مهم و بدور از تمركز هستند. بعضی از موزه‌ها نمایشگاههای قابل حمل و سوار كردن به راه می‌اندازند تا به مناطق دورافتاده و محروم از موهبات تكنولوژی خدمت برسانند؛

برخی دیگر، مانند موزه كلكته، از موزه‌های بسیار استفاده می‌كنند؛ عده‌ای نیز انواع تسهیلات را در اختیار مدارس فاقد آزمایشگاه و كارگاه می‌گذارند، همچنان كه در میلان دیده می‌شود. موزه‌های علمی محتملاً مواظبت شده‌ترین و پرفعالیت‌ترین موزه‌ها هستند. پیشرفتشان در موزه‌شناسی و در فنون ارائه از همه حیاتی‌تر بوده است.

موزه‌های تخصصی

اگر چه همه موزه‌های تخصصی را می‌توان در طبقه‌بندیهایی كه دیدم گنجاند، لیكن نفس تخصص بودنشان مسایل ویژه‌ای برای آنها پدید می‌آورد. بسیاری از این موزه‌ها از فعالیتهای محدود اقتصادی حكایت می‌كنند (از قبیل كاوشهای كانی، صنعت كفاشی) و در اینگونه موارد، كم و بیش به صنعتی كه در آنها مصور شده وابسته هستند، موزه‌های دیگری به معرفی یك فعالیت هنری می‌پردازند (نظیر تئاتر، خیمه‌شب‌بازی، موسیقی، سینما) و جنبه های ؟ هنری و فنی.
می‌توان در همین مقوله از موزه‌ها یی نام برد كه یك فصل از جامعه هستند، مانند فصلی مختص كودكان در یك موزه یا موزه‌های ویژه نابینایان

موزه‌های منطقه‌ای

موزه‌های منطقه‌ای، یا محلی، كه به معرفی همه جنبه‌های (طبیعی، تاریخی و هنری) یك استان یا ولایت می‌پردازند و نظایر آنها را می‌توان در اروپای غربی یا شرقی، هند، مكزیك، شیلی و كانادا یافت، از حیث تعداد ارزش‌هایشان واجد اهمیت هستند و در عین حال اینها هم مربوط به جامعه‌ای هستند كه از نظر فرهنگی همگی قابلیت جذب بازدیدكننده را دارند

از این رو نخستین مسئولیتشان ارائه بازتابی از این جامعه و ارزش فصلیدن به سنن و روح خلاق آن است؛ مسئولیت دومشان گشودن آن جامعه به روی جهان برونی است، بویژه با ایفای نقش امتداد موزه‌های مركزی، كه می‌توانند آثار یا مجموعه‌هایی را كه میراث فرهنگی و طبیعی، ملی و بین‌المللی را مصور می‌سازند به رسم امانت برایشان بفرستند.

موزه‌های فضای آزاد

اشاره‌ای لازم است به موزه‌هایی كه یك بنای مشخص و مختص نمایش، بلكه در محدوده یك باغ یا یك پارك مستقر شده‌اند، و اشیاء آنها را در هوای آزاد عرضه می‌گردند. این موزه‌ها به همه رشته‌های علوم متكی هستند، ولی مسایل خاصی از حیث موزه‌شناسی و موزه‌نگاری مطرح می‌كنند. بدینسان در بین آنها به موزه‌های مردمشناسی، موزه‌های علوم طبیعی، موزه‌های باستانشناسی، موزه‌های هنری و موزه‌های تاریخ و فنون برمی‌خوریم.

در این موزه‌ها اگر چه مدیریت، خدمات و مخازن در ساختمانهای وسیعی مستقر هستند، معهذا مسایل خاصی در موارد نگهداری اشیاء و جریان دیداركنندگان باقی‌اند. به سبب حالت پارك مانندشان، این موزه‌ها بسیار جذاب هستند و دیداركنندگان غالباً آنها را «سرزنده‌تر» از موزه‌های سنتی می‌نگرند

. به علاوه، ابعادشان پذیرای از جمعیتی پرنفرتر از هر نوع موزه دیگر را ممكن می‌سازد از نقطه نظر ارائه، در این موزه‌ها امكانات بازسازی تصنعی اقالیم به وجهی رضایتفصل‌تر از آن كه در موزه‌های سرپوشیده میسر می‌شود فراهم است. لیكن خطری نیز در كار است، و آن وسوسه «جعل» است، به ویژه در مورد موزه‌های مردم‌شناسی در هوای آزاد، سرانجام، نگهداری، به علت عوامل آب و هوا، در این موزه‌ها مشكلتر است. چرا كه مجموعه‌ها بدون حفاظی در هوای آزاد می‌مانند و تحت تأثیر تغییرات حرارت و رطوبت قرار می‌گیرند بدون اینكه راهی برای ممانعت یا اصلاحی وجود داشته باشد.

بناهای تبدیل شده به موزه

اغلب موزه‌هایی كه در فاصله سالهای 1800 تا 1950 بوجود آمدند درون بناهای موجود تاریخی جا داده شدند:از جمله لوور در پاریس، آرمیتاژ در لنینگراد، اوفیتزی در فلورانس، پرادو در مادرید، در تبدیل این بناها به موزه، گاه مسائلی مطرح می‌شوند كه تبدیل آنها را با مشكل مواجه می‌سازد، همچنین محدودیتهایی را به ملاحظه خصوصیات زیبایی شناختی و تاریخی خود باعث می‌شوند. «موقعیت این گونه موزه‌ها به ندرت خوب است، چرا كه در مركز تاریخی شهرها واقع شده‌اند، و در نتیجه مشكلاتی از حیث عبور و مرور و نیز امكان دسترسی به همراه می‌آورند

. رطوبت دیوارها و جو درونی بنا غالباً به مجموعه‌ها آسیب می‌رسانند. نور طبیعی، گاه نامكفی است، و گاه خیره كننده، بطوری كه می‌باید بر تعداد پنجره‌ها افزود و یا از آن كاست. فضا به قدر كافی انعطاف‌پذیر نیست، تجهیزات موزه‌نگاری می‌باید برای كار در سطوح نامناسب تطبیق داده شود. بطور كلی حالت صمیمانه این بناها آنها را بیشتر در خور موزه‌های نقاشی، موزه‌های یادبودی، موزه‌های تخصصی تاریخی، و حتی نمایش مجموعه‌های خصوصی می‌سازد. جنبه تعلیمی موزه‌نگاری معاصر در اینها به آسانی جامه عمل نمی‌پوشد،

و به استثنای چند بنای وسیع از قبیل لوور و ورسای، این موزه‌ها نمی‌توانند در آن واحد پذیرای عده زیادی از مراجعان بشوند.» مسأله دیگری كه باید به آن توجه نمود، ایمنی مجموعه‌هاست، خصوصاً كه بناهای تاریخی عموماً بیش از سایر موزه‌ها در معرض خطر حریق و یا سرقت هستند. با وجود تمامی این مشكلات، تمایل به استفاده از این‌گونه بناها در سرزمین‌هایی كه از این لحاظ غنی هستند،

همچنان وجود دارد. اما نكته درخور توجه در این بناها این است كه مجموعه‌هایی كه در آنها گردآوری و به معرض نمایش گذارده می‌شوند، بایستی با حالت بنا تناسب و مطابقت داشته باشد. (به عنوان مثال نباید یك مجموعه فولكلور را در یك كاخ و یا مجموعه هنری غیر مذهبی را در یك كلیسای قدیمی به نمایش گذاشت.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید